نماز برترین نمایش بندگی

بسم الله الرحمن الرحیم

خدا انسان را به هدف «عبادت« و بندگی آفریده تا از این طریق به «تقوایی» دست یابد که اسماء و صفات الهی را در انسان ظهور و فعلیت می بخشد و در مقام مظهر «رب العالمین» در جایگاه «خلافت الهی» می نشاند. از این روست که تنها طریقت حقیقت و تحقق به آن، شریعتی است که عبادت را به بهترین، ساده و آسان ترین شکل سامان داده است، بی آن که ریاضتی سخت همراه با عسر و حرج برای سالک طریقت حقیقت و متحقق آن را موجب شود، بلکه چنان عبادت هایی را در دستور کار قرار داده که از همه ابعاد در کمال است، به گونه ای که از نظر محتوا در کمال بلوغ و از نظر سبک در کمال سادگی و سلامت زیباشناختی است؛ پس روان و تن به آن خو گرفته و از انجام آن لذت می برد، به گونه ای که هیچ لذتی را برتر از لذت عبادت نمی یابد؛ و خواهان آن است که میقات عبادت تمام نشود؛ و چنان تن را رنجور می سازد که برای تن، توانی نمی ماند؛ چنان که در سیره پیامبر(ص) و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بیان شده است.

در میان عبادت ها برخی از جایگاه ویژه ای برخوردارند؛ زیرا برترین و بهترین شکل عبادت را با خود دارد. از جمله این عبادت ها می توان به نماز اشاره کرد که برترین و بهترین حالت نمایش بندگی و اوج خضوع و خشوع در پیشگاه خدا است؛ چرا که از نظر قرآن، اظهار تذلّل و خضوع در پیشگاه خداوند، روح و حقیقت نماز است.(حج، آیه ۷۷) از همین رو، از نظر قرآن، نماز، عبادتى والا و داراى مقام و منزلت بس بزرگ است (نساء، آیه ۴۳) به طوری که شاخص ایمان و کفر است؛ چنان که پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرماید: مرز میان ایمان و کفر، ترک نماز است. امام علىّ علیه السّلام نیز می فرماید: تفاوت میان مؤمن و کافر، نماز است. پس هر کس آن را ترک کند و ادعاى ایمان کند، عملش او را تکذیب مى کند و گواهى از خودش بر خود اوست.(میزان الحکمه، ریشهری) امام صادق علیه السّلام ـ در پاسخ به این پرسش : چگونه زناکار را کافر نمى نامید و ترک کننده نماز را کافر مى نامید و دلیل آن چیست؟ ـ فرمود: چون زناکار و مانند آن، به جهت غلبه شهوت آن را انجام مى دهد و ترک کننده نماز فقط از روى سبک شمردن ، آن را ترک مى کند.(همان)

از نظر قرآن، نماز، از ارکان دین اسلام(مائده، آیات ۵۷ و ۵۸) و از تکالیف مهمّ و مورد ترغیب خداوند است(بقره، آیات ۲ و ۸۳) و همگان باید آن را به عنوان شاخص بندگی و عبادت به جا آورده و اقامه و ادا کنند. بنابراین، بر بنده است تا در هر حالت ممکن نماز بگزارد. پس وجوب و ضرورت اداى نماز در هیچ حالی از میان نمی رود(آل عمران، آیه ۱۹۱)، به طوری که انسان در حال غرق نیز باید با علایم و نشانه هایی نمازش را بگزارد و بی نماز از دنیا نرود. پس انسان نمی بایست در عمل به واجبات به حال خویش نگاه کند، بلکه باید به تکلیف عمل کند و هرگز آن را ترک ننماید؛ از همین روست که برگزارى نماز، حتّى در شرایط دشوار و صحنه‌هاى نبرد نیز به عنوان یک واجب ساقط نمی شود و ضرورت انجام آن در حالت سخت و دشوار نیز باقی و برقرار است.(بقره، آیات ۲۳۸ و ۲۳۹؛ نساء، آیات ۱۰۱ تا ۱۰۳)

اهمیت و آثار نماز

شاید بهترین راه برای بیان اهمیت و ارزش چیزی بیان آثار و برکات آن است؛ چنان که یکی از مهم ترین عوامل انگیزشی برای انجام کاری و تشویق وترغیب بدان، بیان آثار و برکات آن است؛ وقتی شخص از برکات و آثار عملی یا چیزی آگاه شود، انگیزه می یابد تا با شوق و اشتیاق آن را انجام دهد هر چند که تلخ و سخت و دشوار باشد؛ چنان که وقتی شخص از تاثیر دارویی در درمان بیماری آگاه می شود، با همه سختی و مشقت یا تلخی که آن دارو دارد برای درمان تن به آن می دهد و خود را به رنج و عذاب می افکند تا با بهره گیری از آن دارو خود را درمان کند. بی گمان نماز، یکی از مهم داروهایی است که بسیاری از دردها و رنج ها و بیماری ها را از میان می برد که مهم ترین آن ها بیماری های قلبی بخل، کوردلی، سنگدلی، تنگدلی و مانند آن ها است. آموزه های قرآنی برای ترغیب و تشویق مومنان به اقامه و ادای نماز، مجموعه ای از آثار و برکات نماز را بیان کرده است که در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود:

  1. آرامش روانی: از مهم ترین آثار نماز برای نمازگزار، دست یابی به آرامش روانی است به طوری که نسبت به گذشته اندوه و نسبت به آینده ترسی در دل ندارد و هماره در سکون و آرامش خواهد بود. اصولا از نظر قرآن هر کسی اهل ایمان و عمل صالح باشد و به اعمال صالحی چون نماز و زکات بپردازد، از هر گونه حزن و خوفی در امان خواهد بود.(بقره، آیه ۲۷۷)
  2. یاور انسان در سختی ها: انسان هماره در زندگی گرفتار انواع فتنه ها و آزمون های الهی در قالب نعمت و مصیبت و خیر و شرّ است.(انبیاء، آیه ۳۵؛ فجر، آیات ۱۵ تا ۱۷؛ عنکبوت، آیات ۲ و۳) یکی از راه هایی که انسان می تواند از فشار مصیبت ها و سختی ها و مشکلات عبور کند و به آن چیز استعانت جوید، نماز است؛ از همین روست که خدا در قرآن، استعانت به نماز را برای آسان کردن سختی ها و عبور از مشکلات تجویز کرده است.(بقره، آیات ۴۵ و ۱۵۳) خدا در آیه ۱۳۲ سوره طه فرمان می دهد برای تحمل سختی ها و افزایش آستانه تحمل از نماز بهره گرفته شود.
  3. افزایش آستانه تحمل و صبر: از نظر قرآن، واکنش انسان در برابر مصیبت ها می تواند به دو شکل: یک جزع و فزع: إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا(معارج، آیه ۲۰)؛ دوم صبر و شکیبایی باشد. از نظر قرآن، اهل ایمان به ویژه نمازگران اهل صبر هستند و در برابر مصیبت ها جزع و فزع ندارند.(بقره، آیه ۲۵۵ تا ۲۵۷؛ معارج، آیات ۲۰ و ۲۲) بنابراین، چنین افرادی برای افزایش صبر و آستانه تحمل خویش و به تعبیر قرآن «اصطبر» باید نماز را در دستور کار خویش قرار دهند و از آن استعانت بجویند.(طه، آیه ۱۳۲؛ الکشاف، ج ۱، ص ۱۳۴) البته از نظر قرآن، کسانی از نماز استعانت می جویند تا مسایل و مشکلات خویش را حل کنند که اهل خشوع باشند و اهل خشوع نیز کسانی هستند که دست کم ظن و گمان به ملاقات خدا و روز قیامت دارند؛ گرنه برای غیر اهل خشوع و قیامت باوران، نماز گزاردن تکلیفی سخت و دشوار و امری بزرگ است که تن به آن نمی دهند و روان به آب نماز جلا نمی بخشند.(بقره، آیات ۴۵ و ۴۶)
  4. بهره مندی از خیر و خیررسانی: از نظر قرآن، خیر هر نعمتی است که انسان را برای رسیدن به کمال یاری می رساند و مناسب و متناسب روان و تن اوست؛ از همین رو، هر نعمتی را خیر نمی داند، بلکه آن را فتنه و آزمونی می داند که می تواند با توجه به عملکرد دارنده آن نعمت، خیر یا شر باشد.(انبیاء، آیه ۳۵؛ فجر، آیات ۱۵ تا ۱۷؛ ) هم چنین از نظر قرآن، تنها کسانی بهره مند از نعمت های الهی در قالب خیر می شوند که اهل ایمان و عمل صالح باشند؛ در این میان از نظر قرآن، نمازگزاران نه تنها خود از خیر بهره مند می شوند، بلکه زمینه بهره مندی دیگران از خیر را فراهم می کند؛ در حالی که آنانی که نمازگزار یا نماز دایمی، اهل زکات، صدقات، امانت، سلامت جنسی و مانند آن ها نیستند، نه تنها خیررسانی ندارند، بلکه به شدت مانع بهره مندی دیگران از خیر هستند و با بخل ورزی اجازه نمی دهند دیگران از خیر بهره مند شوند.(معارج، آیات ۲۱ تا ۳۵)
  5. تزکیه نفس: از نظر قرآن، دست یابی به سعادت ابدی در گرو تعلیم و تزکیه و تطهیر نفس است؛ به این معنا که انسان نسبت حقایق علم شهودی و رویتی بیابد و غیب های عالم از ملکوت به ملک شهود قلب درآید تا زمینه برای پاکی و طهارت قلب فراهم آمده و سپس نمو و رشد برای آن تحقق یابد و بلوغ غایی و کمالی خود برسد. از آن جایی که تطهیر و تزکیه نفس تنها به دست خدا و معصومان علیهم السلام است(بقره، آیات ۱۲۹ و ۱۵۱؛ آل عمران، آیه ۱۶۴؛ جمعه، آیه ۲؛ توبه، آیه ۱۰۳) و هیچ انسانی نمی تواند مدعی تطهیر نفس و به ویژه تزکیه نفس شود؛ زیرا تنها خدا و اولیای خاص به سبب مظهریت تزکیه کننده و رشد دهنده کمالی است.(نور، آیه ۲۱؛ توبه، آیه ۱۰۳ و آیات دیگر) پس انسان باید در اندیشه اموری باشد که بستری برای تزکیه نفس و تطهیر آن به دست خدا و اولیای الهی فراهم می آورد. از نظر قرآن، صلوات پیامبر(ص) در قالب دعا و نماز و مانند آن ها، مهم ترین عامل برای تزکیه نفس انسانی است. از این روست که می فرماید: خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلَاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ از اموال آنان صدقه‏ اى بگیر تا به وسیله آن پاک و پاکیزه‏ شان سازى و برایشان دعا کن زیرا دعاى تو براى آنان آرامشى است و خدا شنواى داناست.(توبه، آیه ۱۰۳)
  6. عفت نفس: نمازگزاران، انسانهایى پاکدامن و به دور از آلودگیهاى جنسى هستند؛ زیرا این امور برخاسته از نماز و آثار آن است.(معارج، آیه ۲۲)
  7. آمادگی برای جهاد مقدس و شهادت: از نظر قرآن، از دیگر کارکردها و آثار نماز، آمادگی انسان برای جهاد نفس و جانفشانی در راه خدا است که این مهم تنها از طریق خودسازی با نماز شدنی است؛ زیرا کسی که می خواهد در جهاد اصغر جانی و مالی شرکت کند باید در جهاد اکبر نفسی و جهاد کبیر علمی موفق بیرون آمده باشد و از شرور شهوات و شبهات علمی در امان باشد تا خالصانه و محبانه تن به جانفشانی دهد. نماز این مهم را برآورد می کند و بستری را برای تزکیه نفس و رهایی از شهوات و شبهات فراهم می آورد و امکان فداکاری و جانفشانی در راه خدا را ایجاد می کند.(نساء، آیه ۷۷) در حقیقت از آیه مزبور استفاده مى‌شود تشریع نماز، قبل از جهاد بوده است(مجمع‌البیان، ج۳ ـ ۴، ص۱۱۹؛ المیزان، ج ۵، ص ۶ ) و این تقدم مى‌تواند از باب زمینه‌سازى و آمادگی افراد براى جهاد باشد. (روح المعانى، ج ۴، جزء ۵، ص ۱۲۵)
  8. اخوت دینی: برادری اسلامی میان امت اسلام، پیامد طبیعی اقامه نماز است. با نماز و اقامه آن به جماعت، دل های امت حتی کسانی که در سابق با هم دشمنی داشتند، به هم نزدیک شده و برادری ایمانی میان آنان برقرار می شود.(توبه، آیات ۷ و ۱۱)
  9. وفای به عهد: از ویژگی های نمازگزاران و به سخنی دیگر از آثار نمازگزاری، وفای به عهد و قول و قرارهای کتبی و شفاهی است. از نظر اسلام از تقوای فطری آن است که انسان به تعهدات خویش عمل کند و به وعده و عهدی که می دهد پای بند باشد و آن را نشکند، چه نسبت به کافران باشد که برادران نوعی هستند و چه مومنان که برادران دینی هستند.(توبه، آیات ۷ تا ۱۱)
  10. مقام ابرار: نمازگزاران در گام نخست از مقام ابرار که مقام اصحاب یمین پس از مقام مقربان سابقون است، بهره مند می شوند. از نظر قرآن نماز در کنار اعمال نیک دیگری چون زکات موجب دست یابی انسان به مقام ابرار است.(بقره، آیه ۱۷۷)
  11. مقام صادقین: هم چنین از نظر قرآن، نمازگزاری در کنار پرداخت زکات موجب می شود که انسان در مقام صادقین قرار گرفته و از آثار آن بهره مند شود.(بقره، آیه ۱۷۷)
  12. مقام متقین: کسب تقوا هدف عبادت است.(بقره، آیه ۲۱) کسانی می توانند به مقام متقین برسند که تقوای الهی ملکه و مقوم ذات و هویت شخصیتی آنان شده باشد. نماز از جمله عوامل دست یابی انسان به مقام متقین است.(بقره، آیات ۲ و۳ و ۱۷۷)
  13. مقام محسنین: اهل احسان بهره مند از برکات بسیاری در دنیا و آخرت هستند. دست یابی به هویتی شخصیتی محسنین نیازمند اعمال صالح و نیکی چون نماز است.(هود، آیات ۱۱۴ و ۱۱۵؛ لقمان، آیات ۳ و ۴)
  14. مقام مخبتین: از نظر قرآن، دست یابی به مقام مخبتین و کسانی که آتش شهوت خویش را مهار کردند و در برابر خدا قلب هایشان به خضوع و خشوع آمده است، نیازمند رفتارها و اعمالی از جمله اقامه نماز است.(حج، آیات ۳۴ و ۳۵)
  15. مقام مصلحین: انسان صالح اگر بتواند به مقام مصلح برسد گامی بزرگ برداشته است؛ دست یابی به این مقام و آثار آن در گرو اعمالی چون اقامه نماز است.(اعراف، آیه ۱۷۰)
  16. حقیقت ایمان: برای هر چیزی حقیقتی است که دست یابی به آن سخت است؛ زیرا انسان ها بیشتر با رقیقه آن حقیقت ارتباط برقرار می کنند که مراتب پایین آن است. از نظر قرآن رسیدن به مقام ایمان حقیقی و حقیقت ایمان، بهره گیری از اموری از جمله نماز است.(انفال، آیات ۳ و ۴)
  17. استقامت: ایستادگی و استواری در امور اساسی از جمله دین، در گرو بهره مندی از نماز و اقامه آن است؛ کسی که اهل نماز در اوقات آن است به نوعی استقامت دست می یابد که در امور دیگر دست یافتنی یا سخت دست یافتنی است(هود، آیات ۱۱۲ و ۱۱۴؛ بینه، آیه ۵)؛ زیرا بنابر قولی منظور از «دین القیّمه» دین ملت استوار است. (الکشاف، ج ۴، ص ۷۸۱)
  18. ساماندهی زندگی اجتماعی: زندگی اجتماعی نیازمند نظم و انضباط است؛ بی گمان انجام فرائض در اوقات آن می تواند به زندگی انسان حتی در رفتار اجتماعی نظم بخشید. (هود، آیات ۱۱۲ و ۱۱۴؛ بینه، آیات ۴ و ۵) البته این برداشت از آیات سوره بینه در صورتی است که مقصود از «دین القیّمه» احکام و دستوراهایى باشد که حافظ مصالح جامعه است. (المیزان، ج ۲۰، ص ۳۳۹ ـ ۳۴۰)
  19. اسوه رفتاری: اقامه نماز، در اسوه قرار گرفتن مؤمنان براى دیگران نقش اساسی دارد. در حقیقت شخص محبوب می شود و رفتارش به عنوان رفتاری محمود و پسندیده و معروف مقبول همگان می شود و دیگران از وی سرمشق می گیرند.(حج، آیه ۷۸) البته بنابراین احتمال که مراد از «شهداء» همانا گواهان بر اعمال باشد، نه شهیدان در جهاد.(المیزان، ج ۱۴، ص ۴۱۲) به سخن دیگر، همان طوری که امت اسلام به سبب وسطیت و میانه روی در صراط مستقیم بدون افراط در ریاضت و سلوک عبادی هم چون رهبانیت مسیحی(حدید، آیه ۲۷) یا تفریط و ترک اعمال عبادی چون یهودیان، شاهد و اسوه و سرمشق برای امت ها و جوامع دیگر بشری است: وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطًا لِتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ(بقره، آیه ۱۴۳)، هم چنین نمازگزاران این گونه شاهدان اعمال قرار می گیرند.(حج، آیه ۷۸)
  20. اصلاح فرد و اجتماع: نماز از مهم ترین عوامل اصلاح فرد و اجتماع و بازدارنده از هر گونه فساد و افساد است. از همین روست که خدا در قرآن، از ایشن به عنوان مصلح یاد کرده و فرموده که اجر ایشان را تضییع نمی کند.(اعراف، آیه ۱۷۰)
  21. امداد الهی: اقامه نماز، زمینه برخوردارى از امداد الهى در دنیا و آخرت است.(بقره، آیات ۴۵ تا ۴۸ و ۱۵۳؛ مائده، آیه ۱۲؛ حج، آیات ۴۰ و ۴۱ و ۷۸)
  22. امیدواری به خدا: نمازگزار بهره مند از الطاف گوناگون خدا خواهد شد. امید به هدایت الهی(توبه، آیه ۱۸)، امید به لطف و پاداش جاوید الهى(فاطر، آیه ۲۹)، امید به رحمت الهى(توبه، آیه ۷۱؛ نور، آیه ۵۶)، امید به افزایش فضل الهی(فاطر، آیات ۲۹ و ۳۰)، امید براى رسیدن به مقام رضا و شفاعت(طه، آیه ۱۳۰)؛ زیرا بر اساس بعضى روایات، آیه یاد شده اشاره به نماز و اوقات آن دارد (تفسیر نور الثقلین، ج ۳، ص ۴۰۷، ح ۱۸۰ ـ ۱۸۱) و مقصود از «لعلک ترضى» مقام شفاعت است؛(التبیان، ج ۷، ص ۲۲۳) و امید به مقام محمود و ستوده شده(اسراء، آیه ۷۹) و مانند آن ها از جمله مواردی است که در قرآن نسبت به نمازگزار و آثار آن بیان کرده است.
  23. انفاق مالی: نماز از عوامل موثر در انفاق گری انسان دارد(بقره، آیه ۳؛ انفال، آیه ۳؛ رعد، آیه ۲۲؛ فاطر، آیه ۲۹؛ معارج ، آیات ۲۱ و ۲۲)؛ کسانی که اهل نماز هستند، اهل انفاق مالی نسبت به دیگران بوده و از هر گونه بخل رهایی می یابند ؛ چنان که گفته شده به دیگران خیر می رسانند.
  24. فضلیت و برتری: قیام و برگزارى نماز همراه با تلاوت قرآن، مایه فضیلت و برترى نمازگزاران در پیشگاه خدا و بهره مندی از این برتری می شود.(آل عمران، آیات ۱۱۳ و ۱۱۴) گفتنی است که «آناء اللیل» به معنای هنگام نماز عشاء و یا مابین مغرب و عشاء است و مقصود از سجده نیز نماز است. (مجمع البیان، ج ۱ ـ ۲، ص ۸۱۶) بنابراین، عدم همسانی میان دو طائفه به سبب عواملی از جمله نماز است و این دسته از مردم به سبب نماز از دیگران برتر می شوند.
  25. بهره اخروی: اقامه نماز، مایه بهره اخروى براى انسان می شود و اگر کسی بهره های اخروی و سعادت ابدی می خواهد باید به نماز به عنوان یکی از ابزارهای دست یابی به آن توجه و اهتمام ورزد.(بقره، آیه ۱۱۰؛ ابراهیم، آیه ۳۱؛ مزمل، آیه ۲۰)
  26. بهره مندی از بشارت های الهی: باید گفت که از نظر قرآن، اقامه نماز، در بهره‌مندى اهل ایمان از بشارتهاى الهى نقش مهم و اساسی دارد(توبه، آیه ۱۱۲؛ یونس، آیه ۸۷)؛ زیرا مقصود از «راکعون الساجدون» نمازگزاران است. (التبیان، ج ۵، ص ۳۰۷) ازهمین روست که در قرآن بر این نکته توجه داده می شود که نماز و احوال معنوى انسان، زمینه دریافت بشارتهاى خداوند است و انسان باید از این امر بهره برد.(آل عمران، آیه ۳۹)
  27. جلب رحمت: اگر کسی بخواهد رحمت الهی را به سوی خویش جلب کند و حتی از مشکلات و مصیبت ها برهد، باید به نماز به عنوان ابزار جلب رحمت توجه یابد؛ زیرا از نظر قرآن اقامه و به پاداشتن نماز، عامل جلب رحمت الهى است.(توبه، آیات ۵ و ۷؛ نور، آیه ۵۶؛ لقمان، آیات ۳ و ۴؛ مزمل، آیه ۲۰)
  28. بهره مندی از افزایش رزق: از نظر قرآن، نماز موجب افزایش رزق در قالب فضل الهی می شود؛ پس اگر کسی دنبال افزایش رزق و روزی و بهره مندی از فضل الهی است باید نماز را به عنوان یک ابزار افزایش روزی و فضل مورد توجه قرار دهد.(انفال، آیات ۳ و ۴؛ طه، آیه ۱۳۲؛ نور، آیات ۳۷ و ۳۸؛ مزمل، آیه ۲۰؛ جمعه، آیات ۱۰ و ۱۱)
  29. شفاعت در قیامت: نماز، عامل بهره‌مندى از شفاعت در قیامت است. پس نمازگزار نه تنها خود به بهشت می رود، بلکه می تواند دستگیر دیگران بوده و با شفاعت در پیشگاه خدا آنان را با خود به بهشت ببرد.(مدثر، آیات ۴۲ تا ۴۸)
  30. فضل الهی: فضل الهی اختصاص به رزق و روزی مادی ندارد، بلکه هر چیزی را شامل می شود که شخص در وهله نخست استحقاق برخورداری از آن را ندارد؛ زیرا همان طوری که از لفظ بر می آید، فضل زیاده از چیزی است. بر اساس آموزه های قرآنی نماز، در بهره‌مندى انسان از فضل الهى نقش اساسی دارد.(نور، آیه ۳۸؛ فاطر، آیات ۲۹ و ۳۰؛ فتح، آیه ۲۹) گفتنی است که مراد از «رکّعا سجدا» در آیه ۲۹ سوره فتح همان اقامه نماز است.(المیزان، ج ۱۸، ص ۲۹۹)
  31. اثرپذیری انذار: هشدارها و انذارها درباره دیگران زمانی تاثیرگذار است که انسان اهل نماز باشد. در حقیقت نماز است که کلام هشداردهندگان را دارای تاثیر شگرف می کند و در قلب ها نفوذ می دهد؛ چنان که از نظر قرآن، برپا داشتن نماز از سوی مومنان قلب نمازگزار را در حالت خشیت علمی قرار داده و زمینه‌ساز اثر پذیرى آنان از انذارهاى پیامبر صلی الله علیه و آله شده و آنان تحت تاثیر انذارها سبک زندگی خود را سامان داده و از هر گونه عامل زیانبار و شقاوت انگیز پرهیز می کردند. (فاطر، آیه ۱۸)
  32. تبلیغ خوبی ها: برگزارى نماز، زمینه‌اى براى ترغیب و تبلیغ دیگران به خوبیها است؛ زیرا نماز نمادی از تقوای الهی بندگان است و کسی که اهل تقوا و بهره مند از آن است، خود عامل هدایت دیگران به سوی خوبی ها است.(علق، آیات ۱۰ تا ۱۲)
  33. تحمل سختی ها: نقش نماز، در تحمّل سختیها و افزایش آستانه تحمل در مصیبت ها نقشی بی بدیل و بی نظیری است. از همین روست که خدا خواهان استعانت از نماز برای عبور از مشکلات و تحمل آن از سوی مومنان است.(بقره، آیات ۴۵ و ۱۵۳؛ طه، آیه ۱۳۲)
  34. تربیت نیک: نماز دارای آثار تربیتی و پرورشی نیک در نمازگزار است. از همین رو، قرآن بر تأثیر مراقبت و پیگیرى بر اقامه نماز، در تربیت آدمى توجه داده(ابراهیم، آیات ۳۷ و ۴۰؛ مریم، آیه ۵۵؛ طه، آیه ۱۳۲؛ عنکبوت، آیه ۴۵؛ لقمان، آیات ۱۳ و ۱۷) مراقبت و پیگیرى بر اقامه نماز را از عوامل مؤثر در تربیت خانواده دانسته است.(همان) آثار تربیتی و پرورشی نماز چنان زیاد و بسیار است که نماز شب بر پیامبر صلی الله علیه و آله واجب می شود؛ زیرا این وجوب از نظر قرآن دستورى تربیتى در راستاى آماده‌سازى آن حضرت(ص) براى دریافت قرآن این کتاب عظیم و ثقیل است که مفاهیم و حقایق آن را کسی نمی تواند تحمل کند، مگر آن که شرایط و ظرفیت آن را به دست آورده باشد. این ظرفیت یابی از طریق نماز از جمله نماز شب فراهم می آید.(مزمل، آیات ۲ تا ۶) خدا هم چنین می فرماید که فرمان وجوبی دستور تهجّد و نماز شب به پیامبر صلی الله علیه و آله، در راستای تأثیرگذار نماز در پرورش و تربیت او براى رسیدن به مقام محمود است.(اسراء، آیه ۷۹) با توجه به آثار شگرف تربیتی نماز است که خدا اقامه نماز از سوی همگان به ویژه همسران پیامبر و خانواده اش را جزو آموزه ها و تعالیم الهى براى تربیت همسران پیامبر دانسته و به پیامبر(ص) فرمان می دهد تا خانواده را به این مهم آشنا و در این مسیر قرار دهد.(احزاب، آیه ۳۳؛ طه، آیات ۱۳۰ تا ۱۳۲)
  35. ترغیب و تشویق: از کارکردهای دیگر نماز، باید به نقش ترغیبی و تشویقی آن اشاره کرد؛ زیرا نماز موجب می شود تا دیگران تشویق و ترغیب به کارهای خیر و حرکت در مسیر هدایت و تقوا شوند؛ زیرا آثار و برکات نماز را در نمازگزار و سبک زندگی او می یابند؛ از همین رو، دیگران نیز ترغیب و تشویق به انجام آن می شوند؛ و خود انسان نمازگزار هم دیگران را برای بهره مندی از آن دعوت و ترغیب و تشویق می کند.(علق، آیات ۱۰ تا ۱۲)
  36. قرب الهی: از مهم ترین آثار نماز، رسیدن انسان به مقام قرب الهی و بهره مندی از آثار و فواید چنین تقربی است. از همین روست که در عرفان قرآنی، راه رسیدن حقیقت و متحقق شدن به صفات الهی و همترازی با همه هستی در قالب قرب از طریق شریعت و اعمال آن چون نماز دانسته شده است. پس هر کسی خواهد تا متاله و خدایی شود و به مقام قرب الهی دست یابد، باید نماز را به عنوان ابزار تقرب به کار برد؛ چرا که اقامه نماز، مایه نیل انسان نمازگزار به مقام قرب الهى است.(انفال، آیات ۳ و ۴؛ شعراء، آیات ۲۱۷ تا ۲۱۹؛ علق، آیات ۱۰ تا ۱۲)
  37. تقواپیشگی: اگر کسی بخواهد به نتیجه عبادت که همان تقوای الهی است، باید در میان اعمال عبادی بیش ترین توجه را به اموری چون نماز داشته باشد؛ زیرا نماز از جمله عواملی است که شخصیت انسان را چنان می سازد که شخص در مقام متقین قرار می گیرد و تقوای الهی جزو خمیر مایه وجودی و هویت شخصیتی او می شود.(بقره، آیات ۲ و ۳ و ۱۷۷؛ انعام، آیه ۷۲؛ طه، آیه ۱۳۲)
  38. ره توشه آخرت: انسان به سرزمین آخرتی وارد می شود که دشت صافی و هموار است به طوری که هیچ چیز از گیاه و غیر گیاه در آن نیست(نازعات، آیه ۱۴؛ طه، آیات ۱۰۶ و ۱۰۷) و اگر در آخرت چیزی نصیب انسان می شود اعمال نیکی است که در دنیا کشته کرده و در آخرت آن را درو و برداشت می کند. بنابراین، اگر کسی بخواهد ره توشه آخرت برگیرد و در آن سرزمین چیزی داشته باشد، باید از این دنیا بردارد. از آن جایی که برترین ره توشه در آخرت تقوای الهی است که معیار و میزان سنجش است(حجرات، آیه ۱۳) ، انسان باید تقوای الهی را در همین جا کسب کرده و ره توشه آخرت خویش کند، چنان که خدا می فرماید: وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ؛ و براى خود توشه برگیرید که در حقیقت بهترین توشه پرهیزگارى است و اى خردمندان از من پروا کنید.(بقره، آیه ۱۹۷) در میان اعمالی که موجب تقوا و بهترین ره توشه آخرت است، غیر از حج(بقره، آیه ۱۹۷)، زکات، همانا اقامه نماز است که انسان می تواند برای آخرت خویش بفرستد و در نزد خدا ذخیره کند.(بقره، آیه ۱۱۰)
  39. تکریم در آخرت: از دیگر آثار نماز، برخورداری از کرامت در آخرت و بهشت است. نمازگزاران به سبب کسب تقوایی که ملاک و معیار سنجش ارزش آدمی در آخرت است(حجرات، آیه ۱۳) از کرامت برخوردار می شوند؛ زیرا « إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ؛ به راستی کریم ترین شما نزد خدا با تقواترین شما است».(همان) از آن جایی که نماز عامل کسب تقوای الهی است، نمازگراران از کرامت برخاسته از تقوا برخوردار خواهند شد. از همین روست که اقامه‌کنندگان نماز، مورد تکریم در بهشت قرار گرفته (معارج، آیات ۱۹ تا ۳۵) و از همه ابعاد برخوردار از روزی کریمانه و عنایت کریمانه الهی قرار می گیرند و از روزى کریمانه خدا بهره‌مند می شوند.(انفال، آیات ۳ و ۴)
  40. تکفیر بدی ها و گناهان: تکفیر از واژه کفر به معنای پوشاندن است؛ زارع و کشت کننده بذر را نیز کافر می گویند؛ زیرا بذر را در زیر خاک پنهان کرده و می پوشاند. کفر اعتقادی نیز به معنای پوشاندن حقیقت است که از نخست با دسیسه و پوشاندن قلب با فجور و گناه آغاز(شمس، آیات ۷ تا ۱۰) و در نهایت به پوشاندن حقایق هستی از جمله خدا و آخرت ادامه می یابد.(بقره، آیات ۶ و ۷) تکفیر سیئات و بدی ها یکی از آثار و برکات اقامه نماز است؛ به این معنا که نمازگزار در شرایطی قرار می گیرد که بدی هایش پوشانده شده و علنی و آشکار نمی شود؛ پس از رسوایی و خواری در امان می ماند.(مائده، آیه ۱۲)
  41. از میان رفتن بدی ها: از نظر قرآن، نماز نه تنها بدی ها را می پوشاند و تکفیر می کند، بلکه موجب اذهاب و از میان رفتن آن ها می شود، به طوری که هیچ وجود و آثاری از آن ها باقی نمی ماند. خدا در قرآن از مردم می خواهد با اقامه نماز ، بدی ها را از خود به بیرون روانه کنند و این گونه به محو بدی و آثار آن بپردازند.(هود، آیه ۱۱۴)
  42. خشیت قلبی : خشیت حالتی نفسانی است که برخاسته از معرفت و شناخت عظمت کسی است، به طوری که انسان در برابر آن عظمت به اراده و بی اراده سر به تعظیم فرود آورده و با خشوع و خضوع با او مواجه می شود. از نظر قرآن، اقامه نماز به انسان چنان معرفت و حالت نفسانی می بخشد که شخص نمازگزار در برابر خداوند دارای خشیت و ترسی عالمانه خواهد بود.(انفال، آیات ۲ و ۳) البته خدا در این آیات از واژه خشیت بهره نبرده است، بلکه در جمله ای مفهوم خشیت را بیان کرده است؛ زیرا وجل به معنای نوعی خوف و ترس در کنار افزایش ایمان در کنار تلاوت آگاهی بخش آیات قرآنی، بیانگر همان مفهوم اصطلاحی خشیت است. گفتنی است خدا در آیه ۲۸ سوره فاطر، خشیت را از حالات عالمان دانسته است.
  43. خیر: واژه خیر هر نعمتی است که مناسب با حال انسانی و عامل خوشبختی او باشد. از این روست که حکمت ها به عنوان خیر کثیر (بقره، آیه ۲۶۹) معرفی می شود؛ زیرا حکمت های علمی و عملی انسان را به کمالات بایسته و شایسته می رساند. از نظر قرآن، هر عملی که انسان را به کمال برساند خیر است. این در حالی است که قرآن، نعمت را به معنای خیر نمی شمارد؛ زیرا ممکن است آزمونی باشد که در صورت عدم موفقیت انسان در استفاده شاکرانه از آن به نقمت و عذابی بزرگ تبدیل شود.(فجر، آیات ۱۵ و ۱۶ و آیات دیگر) به هر حال، از نظر قرآن، نماز از مصادیق خیر است که خیر اخروی را نیز با خود دنبال دارد؛ هر کسی این خیر را پیش بفرستد در قیامت از آن بهره مند خواهد شد.(بقره، آیه ۱۱۰) چنان که گفته شد، نمازگزاری هم چنین موجب می شود که انسان بهره مند از خیر شده و این خیر را به دیگران نیز برساند و مانع خیر نباشد؛ در حالی که غیر نمازگزار این گونه است و نه خیری از نعمت می برد و نه خیررسانی دارد.(معارج، آیات ۲۱ و ۲۲) به نظر قرآن، نمازهاى یومیّه در قالب واجب و فریضه آن، از بارزترین کارهاى نیک است که از میان برنده هر بدی و زشتی در انسان است.(هود، آیه ۱۱۴)
  44. دوست خلوتی خدا: کسی که بخواهد خلیل الله و خلیل الرحمان شود و دوست خلوتی خدا شود و محبت خدا در همه وجودش رخنه و رسوخ کند، باید اهل نماز و اقامه آن باشد. خدا به پیامبر(ص) فرمان می دهد تا مردمان را به اقامه نماز و پرداخت آشکار و نهان انفاقات مالی دعوت و تشویق کند؛ زیرا این ها اموری است که موجب می شود شخص به عنوان خلیل خدا قرار گیرد و برای روزی که در آن دیگر از رابطه و ضابطه های دنیوی خبری نیست، تنها رابطه دوستی خدا و خریداری اوست که می تواند افراد را نجات دهد؛ شکی نیست مومنان با فروش جان و مال خویش در دنیا برای رضایت خدا، با خدا داد و ستد کردند(توبه، آیه ۱۱۱ و آیات دیگر) و به جای دوستی با دیگران، دوستی خلیلانه خدا را برگزیدند.(ابراهیم، آیه ۳۱۲)
  45. یاد خدا: از مهم ترین ابزاری که انسان می تواند آن را به عنوان ذکر الله و یاد خدا قلمداد کند، اقامه نماز است(هود، آیه ۱۱۴؛ طه، آیه ۱۴)؛ زیرا چنان که در روایت است نماز ذکر الله اکبر است و هیچ ذکری در حد و اندازه نماز و قرآن نیست. در روایتى از امام باقر علیه السلام جمله «و لذکر اللّه اکبر» در آیه ۴۵ سوره عنکبوت، به برترى یاد خدا از سوی نمازگزاران نسبت به یاد نمازگزاران از خدا تفسیر شده است. (تفسیر نورالثقلین، ج ۴، ص ۱۶۲، ح ۶۰) به هر حال، یاد خدا، بالاترین اثر نماز براى نمازگزاران است.(عنکبوت، آیه ۴۵؛ جمعه، آیه ۲) البته این برداشت بنابر این احتمال است که مقصود از «ذکر اللّه» اثر نماز باشد که در این صورت معنا چنین است: ذکر خدا بالاترین اثر نماز است. (المیزان، ج ۱۶، ص ۱۳۶ ـ ۱۳۷ ) البته این معنا از آیات قرآنی نیز به دست می آید که نماز ذکر الله است.(نساء، آیات ۱۱۰۲ و ۱۰۳ و ۱۴۲؛ هود، آیه ۱۱۴؛ طه، آیه ۱۴) از نظر قرآن، کسانی که بهره مند از یادخدا هستند، از آثار ذکر الله نیز بهره مند خواهد شد که از جمله آن ها، توجه خدا به آنان و بهره مندی از معیشت خوب به دور از تنگدستی و نیاز به دیگران است؛ در حالی که غافلان از یاد خدا گرفتار تنگدستی است.(طه، آیه ۱۲۴)
  46. فلاح و رستگاری: برپایى نماز، مایه فلاح و رستگارى آدمى است. نمازگزار با نمازش در خوشبختی ابدی را به روی خود می گشاید و در آرامش و آسایش ابدی خواهد بود.(بقره، آیات ۳ و ۵؛ آل عمران، آیه ۲۰۰؛ مائده، آیه ۹۱؛ توبه، آیه ۷۱ و ۷۲) بنابر قول بعضى از مفسران و روایتى منقول از امام على علیه السلام، منظور از «رابطوا» در آیه ۲۰۰ سوره بقره، انتظار براى رسیدن وقت نماز است. (التبیان، ج ۳، ص ۹۵)
  47. رضوان الهی : اقامه نماز از سوى اهل ایمان، سبب بهره‌مندى آنان از رضوان الهى است که برتر از هر بهشتی است.(توبه، آیات ۷۱ و ۷۲؛ فتح، آیه ۲۹)
  48. رفع فقر: برای برطرف کردن فقر و نیاز مالی بهترین امر اقامه نماز است.(طه، آیه ۱۳۲) نقل شده است: وقتى رسول خدا صلى‌الله‌علیه‌و‌آله به اهل فقر و گرفتاران مى‌رسید مى‌فرمود: نماز بجا آورید، و آیه مذکور را تلاوت مى‌کرد. (زبده البیان، ص ۸۳ – ۸۴ ؛ الکشاف، ج ۳، ص ۹۹)
  49. رفع مشکلات: استعانت از نماز براى رفع مشکلات، مورد توصیه خداوند در آیات قرآنی است.(بقره، آیات ۴۵ تا ۱۵۳؛ طه، آیه ۱۳۲)
  50. بهره مندی از آثار شکر: اقامه نماز، نوعى شکرگزارى در برابر نعمتهاى الهى است(کوثر، آیات ۱ و ۲) از همین رو، از نظر قرآن، عبادت خدا با اقامه نماز در صبح و شام، نمود شکر در برابر خدا است(انعام، آیات ۵۲ و ۵۳)؛ زیرا جمله «یدعون ربهم …» به اقامه نماز در صبح و شام تفسیر شده است. (التبیان، ج ۴، ص ۱۴۴ ؛ مجمع البیان، ج ۳ ـ ۴، ص ۴۷۳) به هر حال، کسی که اقامه نماز می کند، به عنوان شاکر الهی در عمل، از آثار شکر که در قرآن بیان شده بهره مند می شوند.(فاطر، آیات ۲۹ و ۳۰)
  51. بهره مندی از صبر و آثار آن: نماز، در صبر و شکیبایى انسان در برابر بلاها و ناگواریها نقش اساسی دارد و انسان صابر نیز از بشارت الهی و آثار صبر برخوردار خواهد شد.(بقره، آیات ۱۰۹ و ۱۱۰؛ معارج، آیات ۲۰ تا ۲۲) نظر به اینکه عفو و گذشت از تجاوزات کفرپیشگان، براى اهل ایمان مشقت داشته، خداوند آنان را به استعانت از نماز امر کرده است. (بقره، اایات ۱۰۹ و ۱۱۰؛ مجمع البیان، ج ۱ ـ ۲، ص ۳۵۴)
  52. صداقت: از نظر قرآن، برپا داشتن نماز، از نشانه‌هاى صدق مؤمنان، در ایمان‌شان است و صداقت ایمانی را می بایست در اعمال صالح عبادی از جمله نماز و انفاق دید.(بقره، آیه۱۷۷؛ انفال، آیات ۲ تا ۴) البته خدا در آیات دیگر بیان می کند که نمازگزار اهل صداقت است و صداقت به ویژه در شرایط سخت از جمله آثار نمازگزاری است.(مائده، آیه ۱۰۶)
  53. طهارت روح: نماز، عامل خودسازى و پاکى روح و اندیشه بوده (توبه، آیه ۱۰۸) و نماز در پاکیزگى و زدودن هرگونه آلودگى و پلیدى از انسان نقش اساسی و مهمی را ایفا می کند.(احزاب، آیه ۳۳؛ فاطر، آیه ۱۸)
  54. عفو: از نظر قرآن، هر انسانی به طبیعت فطرت الهی، اهل عدالت و مقابله به مثل است، اما تنها کسانی در مرتبه احسان عفو یا احسان اکرام قرار می گیرند که از هدایت های تشریعی اسلام نیز در قالب شرایع گوناگون بهره مند باشند. از همین روست که مومنان به سبب طریقت در شریعت به حقیقتی دست می یابند که دیگران از آن محروم هستند. این حقیقت چیزی جز داشتن محاسن و مکارم اخلاقی نیست. از همین روست که اهل شریعت مانند نمازگزاران اهل عفو و ایثار هستند. خدا در قرآن بر نقش برپایى نماز، در عفو و گذشت از دیگران توجه داده است.(بقره، آیات ۱۰۹ و ۱۱۰)
  55. عمران مساجد: واژه عمران به معنای آبادسازی است. از نظر قرآن، نمازگزار نقش اساسی در عمران مادی و معنوی مساجد دارد؛ زیرا حضور شخص است که جایی را آباد می کند و به ظاهر و باطن آن رسیدگی می کند. بنابراین ، رسیدگی به امور مساجد در ظاهر و باطن از برکات نماز و نمازگزاران است. خدا اقامه نماز از سوى اهل ایمان را مایه صلاحیت آنان براى تعمیر و رسیدگى به امور مساجد و سبب عمران و آبادى آن دانسته است.(توبه، آیه ۱۸)
  56. فرجام نیک: اقامه نماز، زمینه‌ساز عاقبت به خیرى و فرجام نیک انسان می شود.(حج، آیات ۴۱؛ رعد، آیات ۲۲ و ۲۳)
  57. قبولی اسلام: نماز بیانگر مرز اسلام و کفر است. از همین رو، اقامه نماز، نشان پذیرش اسلام مشرکان و کافران است.(توبه، آیات ۵ و ۱۱)
  58. قبولی اعمال صالح: هر عملی صالحی نیازمند تقوا و اخلاص است. از نظر قرآن، نماز، در قبولى دیگر اعمال آدمى از سوى خداوند نقش اساسی دارد(توبه، آیه ۵۴)؛ زیرا نماز خود عامل اصلی کسب تقوا و اخلاص است.
  59. قبولی سوگند: اعتبار سوگند به جایگاه قسم خورنده آن بستگی دارد؛ از نظر قرآن، نماز، در اعتبار و پذیرش سوگند شاهدان و گواهان بر وصیّت میت نقش اساسی دارد؛ و به سخن دیگر، موجب اعتبار سخن شاهدان می شود.(مائده، آیه ۱۰۶)
  60. مانع بخل: همان طوری که نماز دارای آثار مثبتی است و صفات نیک و خصلت های زیبا را به آدمی می بخشد، هم چنین مانع جدی نسبت به ظهور صفات زشت و رذایل اخلاقی می شود. در ادامه برخی از آثار نماز در این جنبه بیان می شود که از جمله آن ها ، رهایی انسان از بخل و مانع تحقق بخل ورزی و خساست اقتصادی در نمازگزار است. از نظر قرآن، نماز، دافع و بازدارنده آدمى از بخل ورزى نسبت به دیگران است.(معارج، آیات ۲۱ تا ۲۵)
  61. مانع حرص: تأثیر نماز، در جلوگیرى از خصلت حرص و آزمندى از دیگر مواردی است که قرآن به آن توجه داده است.(معارج، آیات ۱۹ تا ۲۲)
  62. مانع حزن: اقامه نماز، زداینده نگرانیها و تقویت کننده روحیه پایدارى و استقامت در انسان (حجر، آیات ۹۷ و ۹۸) و هم چنین از موانع حزن و اندوه در آخرت است.(بقره، آیه ۲۷۷)
  63. مانع خوف: همان طوری که نماز مانع حزن انسان نسبت به گذشته است، عامل مهم در ایجاد خوف و ترس نسبت به آینده است. قرآن اقامه نماز را به عنوان مانع ترس و بیم در آخرت دانسته است و از مردم خواسته به این سبب مهم توجه و اهتمام ورزند.(بقره، آیه ۲۷۷)
  64. مانع دنیاطلبی: زندگی دنیوی نیازمند برآورد حاجات است؛ اما این بدان معنا نیست که انسان چشم بر آخرت ببندد، بلکه هر کاری می کند ناظر به آخرت گرایی باشد. از جمله اسبابی که انسان را گرایش به دنیا باز می دارد، نماز است. قرآن اقامه نماز و مداومت بر آن را مانع تمایلات دنیا طلبانه و چشم دوختن به دنیاى دیگران دانسته و از مردم خواسته تا به این مهم توجه کنند.(طه، آیات ۱۳۱ و ۱۳۲) گفتنی است که فرمان به اقامه پى گیر نماز، پس از نهى از چشم دوختن به داراییهاى دیگران، مفید نکته مزبور است که انسان برای دست یابی به قناعت و عدم چشم دوختن به مال دیگران باید به نماز پناه برد.
  65. مانع شقاوت: نماز، مانع گرفتارى آدمى به شقاوت و بدبختى در دنیا و آخرت است. در حقیقت آسایش و آرامش پیامد نماز و مانع از فقدان آن ها خواهد بود.(مریم، آیات ۳۱ و ۳۲؛ اعلی ، ایات ۱۱ تا ۱۵)
  66. مانع شهوترانی: اهتمام به نماز و ضایع نساختن آن، بازدارنده انسان از شهوات و هواهاى نفسانى است که بسیاری از مشکلات دنیوی و اخروی انسان به سبب همین عامل هواهای نفسانی و شهوانی است.(مریم ، آیه ۵۹)
  67. مانع غفلت: بسیاری از گرفتاری های آدمی به سبب غفلت از خدا و آخرت است؛ ولی یاد خدا همراه با تضرّع در نماز، مانع غفلت آدمى از خدا می شود.(اعراف، آیه ۲۰۶)
  68. مانع سوگند دروغ: تأثیر نماز، در بازداشتن آدمى از سوگند دروغ است.(مائده، آیه ۱۰۶)
  69. مانع گمراهی: اقامه نماز، مانع ضلالت و گمراهى است و موجب می شود تا انسان در مسیر درست و راست هدایت قرار گیرد.(مائده، آیه ۱۲؛ مریم، آیه ۵۲)
  70. مانع گناه: نماز، در بازداشتن آدمى از گناهان و منکرات نقش دارد.(مائده، آیه ۱۰۶؛ هود، آیه ۱۱۴؛ عنکبوت، آیه ۴۵) گفتنی است که مقصود از «الحسنات» در آیه ۱۱۴ سوره هود، نمازها است. (المیزان، ج ۱۱، ص ۵۸ )
  71. مانع کتمان شهادت وگواهی: اجتماع بر اعتماد متقابل استوار است. از همین رو، بسیاری از کارها با اعتماد به دیگران انجام می شود؛ شهادت گرفتن از دیگران بر انجام برخی از امور مهم به ویژه اقتصادی امری طبیعی است؛ اما برخی به سبب عوامل بیرونی و درونی پس از تحمل شهادت حاضر به بیان آن نبوده و کتمان شهادت می کنند. از جمله موانع بازدارنده در این رابطه می بایست به نماز اشاره کرد؛ زیرا قرآن بر نقش نماز، در بازداشتن آدمى از کتمان شهادت توجه می دهد. این بدان معناست که باید کسانی را به گواهی گرفت که اهل نماز هستند؛ زیرا آنان کتمان شهادت نمی کنند.(مائده، آیه ۱۰۶)
  72. مدارا: از دیگرآثار نماز می بایست به مدارا کردن با دیگران اشاره کرد. از نظر قرآن، اقامه نماز، در مدارا کردن با مردم نقش مهمی دارد.(بقره، آیات ۱۰۹ و ۱۱۰)
  73. مصونیت از آتش دوزخ: مصونیّت از آتش دوزخ، از آثار نماز است. پس انسان برای رهایی از خشم الهی و عدم ورود به دوزخ باید به نماز توسل جوید.(اعلی، آیات ۱۲ تا ۱۵)
  74. مصونیت از عذاب: نماز، از جمله اسباب کارساز، براى دور ماندن از عذاب و اهوال قیامت است که قرآن به آن توجه می دهد.(بقره، آیات ۴۵ و ۴۸ و ۱۷۷؛ مدثر، آیات ۴۲ و ۴۳؛ اعلی، آیات ۱۱ تا ۱۵)
  75. مغفرت: از عوامل موثر در آمرزش گناهان و مغفرت می بایست به نماز اشاره کرد. قرآن در آیاتی بر نقش نماز، در جلب مغفرت و آمرزش الهى توجه داده است.(مائده، آیه ۱۴؛ انفال، آیات ۳ و ۴؛ توبه، آیه ۵؛ هود، آیه ۱۱۴؛ فاطر، آیات ۲۹ و ۳۰؛ مزمل، آیه ۲۰)
  76. مهار شهوت: از جمله مهم ترین آزمون الهی ، بهره گیری از محبت انسان به شهوات(آل عمران، آیه ۱۴) است که باید انسان با مهار و کنترل آن اجازه ندهد تا گرفتار بدبختی و شقاوت شود. برای مهار شهوات بهترین راه اموری از جمله اقامه نماز است؛ زیرا از نظر قرآن نماز و نیایش به درگاه الهى، در مهار شهوات بسیار موثر است.(مریم، آیه ۵۹) خدا در این آیه با تقدیم «اضاعوا» بر «اتّبعوا الشهوات» بر نقش تضییع نماز در پیروى از شهوات از سویی و اقامه نماز در مهار آن‌ها از سویی دیگر توجه داده است.
  77. موعظه پذیری: دل هایی در برابر موعظه نرم است که اهل نماز باشد؛ زیرا خدا بر نقش نماز، در پندپذیرى از قرآن توجه می دهد و از مردم می خواهد تا از سببیت نماز بهره مند شوند تا دل های نرم و موعظه پذیری داشته باشند.(اعلی، آیات ۹ تا ۱۵)
  78. نزول فرشتگان: نزول فرشتگان بر آدمی موجب آرامش و آسایش و امدادهای غیبی متنوع و آثار متعددی است که در آیات قرآنی بیان شده است. برای اجلال نزول فرشتگان باید کارهایی انجام شود که از جمله آن ها نماز است؛ زیرا قرآن برپایى نماز را زمینه‌اى براى نزول فرشتگان دانسته است.(آل عمران، آیه ۳۹)
  79. نظم: زندگی مبتنی بر نظم هماره بهترین سبک زندگی است که آثار و برکات بسیاری دارد؛ از نظر قرآن، رعایت اوقات نمازها، ایجاد کننده نظم در زندگى براى نمازگزاران است.(نساء، آیه ۱۰۳)
  80. نورانیت: سجده و نماز اصحاب پیامبر، مایه نورانیّت سیماى آنان در قیامت است.(فتح، آیه ۲۹) گفته شده: سفیدى و نورانیّت در چهره صحابه پیامبر صلى‌الله‌علیه‌و‌آله، نشان آنان در قیامت است. (مجمع البیان، ج ۹ ـ ۱۰، ص ۱۹۲)
  81. هدایت خاص: اقامه نماز، از عوامل هدایت خاص الهی از جمله هدایت قرآنی نسبت به انسان و راه یافتن وى به صراط مستقیم است که هیچ ضلالت و گمراهی در آن نیست.(بقره، آیات ۳ و۵؛ توبه، آیه ۱۸؛ مریم، آیات ۳۱ و ۳۶ و ۵۸ و ۵۹؛ علق، آیات ۱۰ و ۱۱؛ نمل، آیات ۱ تا ۳؛ لقمان، آیات ۲ تا ۵)
  82. ولایت الهی: از نظر قرآن، به‌پاداشتن نماز با تمامى احکام و حدود مقرر آن، شرطى براى شایستگى جهت ولایت و سرپرستى بر اهل ایمان است(مائده، آیه ۵۵) بنابراین کسی که دارای چنین ویژگی نیست شایستگی ولایت الهی را نداشته و ولایت او جزو ولایت طاغوت خواهد بود که بر مسلمان کفر نسبت به آن واجب است.(بقره، آیه ۲۵۶)

آداب واجب و مستحب نماز

از نظر قرآن دست یابی به این آثار زمانی است که نمازگزار آداب مخصوص نماز از واجب و مستحب آن را به جا آورد که در این جا به برخی از مهم ترین آن ها اشاره می شود:

  1. آراستگی: جمال و آراستگى ظاهر هنگام نماز، امرى پسندیده و از آداب نماز است که شایسته مراعات است.(اعراف، آیه ۳۱)
  2. استعاذه: پناه جویی از آداب نماز است. استعاذه به خدا هنگام قرائت در نماز، امرى پسندیده است(نحل، آیه ۹۸)؛ زیرا اطلاق «اذا قرأت القرآن» شامل قرائت در نماز هم مى‌شود. (مجمع البیان، ج ۵ـ ۶، ص ۵۹۳)
  3. استغفار: استغفار در نماز به هنگام سحر، از صفات متقین و از آداب نماز است.(آل عمران، آیات ۱۵ و ۱۷) براساس روایتى از امام صادق (علیه السلام)، منظور از آیه، استغفار نمازگزاران در وقت سحر است. (مجمع البیان، ج ۱ ـ ۲، ص ۷۱۴؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۳۲۱، ح ۶۰)
  4. انتظار: انتظار کشیدن براى درک نماز در وقت خود، امرى مهم و شایسته است (آل عمران، آیه ۲۰۰)؛ زیرا بنابر قول بعضى مفسران و روایتى از على علیه السلام منظور از «رابطوا» انتظار کشیدن براى وقت نماز است. (التبیان، ج ۳، ص ۹۵ ؛ البرهان، ج ۱، ص ۷۳۲، ح ۹)
  5. بالا بردن دستها در تکبیرهای نماز: بالا بردن دستها تا گلوگاه به هنگام گفتن تکبیرات نماز، امرى پسندیده و از آداب نماز است(کوثر، آیات ۲ و ۳)؛ زیرا براساس بعضى روایات، مقصود از «وانحر» بالا بردن دستها تا گلوگاه، هنگام گفتن تکبیرات نماز است. (تفسیر نورالثقلین، ج ۵، ص ۶۸۳، ح ۱۷ ـ ۲۰ و ۲۲)
  6. اجتناب از عبث: کارهای بیهوده در هنگام نماز به عنوان عبث است مانند دست کشیدن و بازی با ریش یا مانند آن ها خلاف ادب در نماز است؛ از همین رو، در آیات قرآنی بر ضرورت اجتناب از عبث و توجّه به اطراف، در نماز تاکید شده است(بقره، آیه ۲۳۸)؛ زیرا درباره مفهوم «قنوت» گفته شده که در اصل لغت به معناى خشوع است و نمازگزار باید در نماز اهل قنوت و خشوع باشد؛ به طور طبیعی لازمه آن نیز ترک عبث و اجتناب از هر گونه التفات به اطراف در نماز است. (التبیان، ج ۲، ص ۲۷۶)
  7. پرهیز از کسالت و خواب آلودگی: این رفتار نیز بیانگر عدم خشوع و خضوع در نماز است که لازم آن حضور قلب و التفات کامل است. از آداب لازم نماز آن است که اقامه نماز با حالت نشاط باشد و از اداى آن در حالت کسالت و خواب‌آلودگى و خمیازه و مانند آن اجتناب شود.(نساء، آیات ۴۳ و ۱۴۲؛ ماعون، آیات ۴ و ۵؛ توبه، آیه ۵۴) گفتنی است که در حدیث، «سکارى» به حالت کسلى و چرت آلود بودن (تفسیرنورالثقلین، ج ۱، ص ۴۸۳، ح ۲۶۱) و در روایتى «ساهون» نیز به معناى سستى و بى حالى در نماز تفسیر شده است.( البرهان، ج ۵، ص ۷۶۹، ح ۸) بنابراین باید از این امور اجتناب کرد.
  8. تقارن و هماهنگی در نماز جماعت: تقارن و هماهنگى نمازگزاران در افعال نماز جماعت، از آداب آن است؛ بنابراین، در ردیف های منسجم و هماهنگ باید افعال و حرکات و سکنات نماز به جا آورده شود (بقره، آیه ۴۳)؛ زیرا استفاده از واژه «مع» مى‌تواند اشاره به نکته یاد شده داشته باشد که هماهنگی میان همه نمازگزاران ضروری است.
  9. تلاوت قرآن: تلاوت آیات خدا در نماز، از آداب نماز است(آل عمران، آیه ۱۱۳)؛ زیرا «آناء اللیل» هنگام نماز عشاء یا بین مغرب و عشاء است و مقصود از سجده، نماز است. (مجمع البیان، ج ۱ ـ ۲، ص ۸۱۶؛ زادالمسیر، ج ۱، ص ۴۴۳ و ۴۴۴)
  10. اهتمام به معانی و مفاهیم: لازم است تا نمازگزار با قرائت صحیح و توجّه به معانى و مفاهیم آیات و اذکار آن، نمازش را به جا آورد و از معانی و مفاهیم آن غافل نباشد.(نساء، آیه ۴۳)
  11. اقامه جماعت: اقامه نماز با جماعت، امرى پسندیده و مورد تشویق خدا است(بقره، آیه ۴۳؛ آل عمران، آیه ۴۳)؛ زیرا جمله «وارکعوا مع الراکعین» براى ترغیب و تشویق به نمازجماعت است. (التبیان، ج ۱، ص ۱۹۶ ؛ ج ۲، ص ۴۵۸؛ الکشاف، ج ۱، ص ۱۳۳) و خدا در آیه ۲۹ سوره اعراف نیز به این مهم توجه می دهد؛ زیرا بنا بر بعض وجوه ذکر شده در تفسیر آیه، مقصود، اقامه نماز با جماعت است. (مجمع‌البیان، ج ۳ – ۴، ص ۶۳۵)
  12. حضور در مسجد: فضیلت اقامه نماز، در مسجد در آیات قرآنی مورد توجه است. بنابراین، از آداب نماز آن است که نماز در مسجد به جا آورده شود و این گونه ضمن حضور در مسجد به معنای حقیقی عمران مساجد انجام گیرد. (اعراف، آیه ۲۹) باید یادآور شد که بنا بر بعض وجوه ذکر شده در تفسیر آیه، مقصود، اقامه نماز با جماعت است.(مجمع‌البیان، ج ۳ – ۴، ص ۶۳۵)
  13. حضور قلب: از آداب نماز، حضور قلب است. از نظر قرآن، در اداى نماز لازم است تا همراه با نشاط و حضور قلب انجام شود(نساء، آیه ۴۳)؛ زیرا جمله «حتّى تعلموا ما تقولون» قرینه است بر اینکه مراد از «سکارى» مى‌تواند هر چیزى باشد که مانع از توجّه به نماز و مفاد آن است. این نکته بیانگر آن است که حضور قلب در نماز لازم است.
  14. خشوع قلب: حالت خشوع در نماز، امرى شایسته و مطلوب است(بقره، آیات ۴۵ و ۲۳۸؛ مومنون، آیات ۱ و ۲)؛ گفتنی است که «قنوت» به معناى خشوع و اقرار به عبودیّت است.(لسان‌العرب، ج ۱۱، ص ۳۱۳، «قنت») بر اساس این آیه خشوع در نماز از سوى مؤمنان، فرمان خداوند الهی است که باید مراعات شود(بقره، آیه ۲۳۸) و این خشوع قلبی در خضوع رفتاری نیز نمایش داده شود که از جمله آن فرونهادن چشم و چشم فروهشتن است؛ چنان که بنا بر روایتى از امام صادق (علیه السلام) منظور از «خشوع» فرو نهادن چشم در نماز است.(بحارالانوار، ج ۸۱ ، ص ۲۶۴؛ دعائم الاسلام، ج ۱، ص ۱۵۸)
  15. خضوع: برگزارى نماز با خضوع و توأم با بندگى، از آداب نماز است(بقره، آیه ۲۳۸؛ اعراف، آیه ۲۰۶)؛ زیرا «قنوت» به معناى خضوع آمده است. (مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۶۸۴، «قنت»)
  16. خوف از خدا: اداى نماز، همراه با خوف و خشیت از خدا، امرى پسندیده و از آداب آن است.(فاطر، آیه ۱۸؛ معارج، آیه ۲۲ و ۲۷؛ اعلی، آیات ۹ تا ۱۵)
  17. دعا و نیایش: از دیگر آداب نماز، دعا و نیایش به درگاه خدا است. از نظر قرآن، مداومت بر دعا در نماز، امرى پسندیده و مطلوب است(بقره، آیه ۲۳۸)؛ زیرا گفته شده: مقصود از «قانتین» مداومت بر دعا در نماز است. التبیان، ج ۲، ص ۲۷۶ از معانى «قنوت» دعا است. (لسان العرب، ج ۱۱، ص ۳۱۴، «قنت») گفتنى است در روایتى «قنوت» در آیه به معناى دعا ذکر شده است.(تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۲۳۷، ح ۹۴۰) البته بهتر است که این دعا در حالت ایستاده باشد؛ زیرا گفته شده است: «قنوت» به معناى دعا در حال قیام است.(مجمع البیان، ج ۱ ـ ۲، ص ۶۰۰) از نظر قرآن استحباب دعا و تعقیب، پس از نماز است.(شرح، آیات ۷ و ۸) آیه یاد شده بر استحباب تعقیبات و دعاى پس از نماز، دلالت دارد. (زبده البیان، ص ۱۸۱)
  18. ذکر خدا: بیان ذکر نام خدا، همراه نماز از لوازم و واجبات نماز است که باید نمازگزار به آن توجه داشته باشد.(نساء، آیه ۱۰۳؛ اعلی، آیه ۱۵)؛ زیرا مقصود از «قوموا لله قانتین» ذکر خدا در قیام نماز است.(زبده البیان، ، ص ۸۲) ذکر و یاد خدا پس از انجام نماز، جبران کننده کاستیها و کمبودهاى آن است.(نساء، آیه ۱۰۳) احتمال دارد دستور ذکر و یاد خدا پس از اداى نماز براى جبران کاستیهاى نماز باشد.
  19. رعایت وقت: مواظبت بر انجام دادن نمازها در اوقات فضیلت خود، امرى مهم و مستحبّ است.(بقره، آیه ۲۳۸؛ آل عمران، آیه ۲۰۰؛ انعام، آیه ۹۲؛ هود، آیه ۱۱۴؛ اسراء، آیه ۷۸؛ طه، آیه ۱۳۰؛ مومنون، آیات ۱ و ۹؛ معارج ، آیه ۳۴؛ ماعون، آیه ۵؛ کوثر، آیه ۲) گفتنی است که مراد از «حافظوا …» مراعات اوقات نماز (التبیان، ج ۲، ص ۲۷۵) مقصود از «رابطوا» محافظت اوقات نماز و انتظار براى درک آن ( همان، ج ۳، ص ۹۵؛ مفردات، ص ۳۳۹، «ربط») و بر اساس روایاتى «ساهون» به معناى رعایت نکردن اوقات نماز (البرهان، ج ۵، ص ۷۶۹، ح ۶ – ۷) و هم چنین گفته شده که مراد از «نحرالصلاه» به معنای خواندن نماز در اول وقت است.(لسان العرب، ج ۱۴، ص ۶۹، «نحر»)
  20. رفع نیازهای مردم: سعى براى رفع نیازمندیهاى دیگران، هنگام نماز، امرى پسندیده است(ماعون، آیه ۷) همان گونه که امیرمومنان (ع) انجام داد.(مائده، آیه ۵۵)
  21. آراستگی تمام به زیور: از نظر قرآن آراسته ساختن خویش با زینتها، هنگام حضور در مساجد و اقامه نماز مطلوبیّت دارد و امری پسندیده است(اعراف، آیه ۳۱)؛ زیرا براساس برخى روایات، مقصود از «خذوا زینتکم عند کل مسجد» آراسته کردن خود با لباس زیبا و شانه کردن مو، هنگام عبادت و نماز است. (تفسیر نورالثقلین، ج ۲، ص ۱۸ – ۱۹، ح ۶۱ ـ ۶۸)
  22. سکوت در نماز: لزوم رعایت سکوت و اجتناب از کلام بیجا در نماز(بقره، ایه ۲۳۸)؛ زیرا بر اساس لغت، مقصود از «قنوت» سکوت است. (التبیان، ج ۲، ص ۲۷۶ ؛ لسان‌العرب، ج ۱۱، ص ۳۱۳، «قنت») البته این سکوت در نماز جماعت است؛ زیرا رعایت سکوت نمازگزاران در نماز جماعت، به هنگام قرائت امام واجب است(اعراف، آیه ۲۰۴)؛ زیرا براساس یک احتمال در رعایت سکوت به هنگام قرائت قرآن، مربوط به نماز جماعت است. (مجمع البیان، ج ۳ ـ ۴، ص ۷۹۱؛ الکشاف، ج ۲، ص ۱۹۲)
  23. طهارت: طهارت در انجام نماز واجب است و نماز باید در حال طهارت و پاکى اقامه شود.(نساء، آیه ۴۳؛ مائده، آیه ۶؛ مدثر، آیه ۴) بنابر یک احتمال، مراد از «فطهر» در آیه ۴ سوره مدثر ، همان طهارت از نجاست براى نماز است.(مجمع البیان، ج ۹ ـ ۱۰، ص ۵۸۰)
  24. طول قیام در نماز: طولانى کردن قیام در نماز، امرى پسندیده و مستحب است(بقره، آیه ۲۳۸)؛ زیرا از معانى «قنوت» طول قیام در نماز است. (لسان‌العرب، ج ۱۱، ص ۳۱۴، «قنت»)
  25. اخلاص: اداى نماز، با اخلاص و قصد قربت واجب و ضروری است.(بقره، آیه ۲۳۸؛ نساء، آیه ۱۴۲؛ انعام، آیه ۱۶۲؛ اعراف، آیه ۲۹؛ طه، آیه ۱۴؛ بینه، آیه ۵) گفتنی است که جمله «قوموا للّه قانتین» ذکر عامّ پس از خاصّ نماز و قید «لله» نشانه اخلاص است؛ چنان ذکر «و یقیموا الصلاه» بعد از «لیعبدوا اللّه مخلصین» از باب ذکر خاصّ پس از عامّ است و اخلاص در آن جریان دارد. خدا در آیه ۲۹ سوره فتح از اخلاص اصحاب پیامبر در نمازهاى خویش سخن به میان آورده است؛ زیرا جمله «یبتغون فضلا من اللّه‌ و رضوانا» اخلاص آنان را در نماز مى‌رساند.(التفسیر المنیر، ج ۲۶، ص ۲۰۷) و پیامبر(ص) نیز به فرمان الهی در نماز اخلاص را مراعات می کرد.(انعام، آیه ۱۴۲؛ کوثر، آیات ۱ و ۲) پس شخص نماز گزار باید از هر گونه فکر و عملی مخالف اخلاص پرهیز کند؛ از همین روست که ریاکاری ممنوع شده و خدا بر وجوب به‌جا آوردن نماز، بدون ریاکارى تاکید کرده است.(نساء، آیه ۱۴۲؛ ماعون، آیات ۴ تا ۷) از این آیات به دست می آید که ریاکارى در برگزارى نماز، سبب گرفتارى به نفرین و عذاب الهى است(همان) و نفاق و تکذیب قیامت زمینه‌ساز ریاکارى در نماز می شود(همان) هم چنین از نظر قرآن، سهل‌انگارى و بى‌توجّهى به نماز، زمینه ریاکارى است(همان)؛ چنان که از نظر قرآن، ریاکارى در نماز، نوعى نیرنگ و خدعه با خداوند است.(همان) هم چنین از نظر قرآن کسی که نسبت به نماز بی اعتنا و سهل انگار و ریاکار است، نسبت به نیازهای نیازمند نیز بی اعتنا و سهل انگار است.(همان)
  26. بهداشت : تحصیل طهارت و پاکیزگى، براى نماز و عبادت از جمله لوازم ضروری آن است که دلالت بر اهمیت بهداشت در اسلام به ویژه در نمازگزار دارد(نساء، آیه ۴۳؛ مائده، آیه ۶)
  27. سبقت در نماز: سبقت در نماز امری پسندیده و مطلوب است(واقعه، آیات ۱۰ و ۱۱)؛ زیرا در روایتى از امام على علیه السلام «سابقون» به پیشى گیرندگان در نمازهاى پنجگانه تفسیر شده است.( تفسیر نورالثقلین، ج ۵، ص ۲۰۹، ح ۱۷)

زمینه های آسانی نماز برای نمازگزار

نماز از نظر قرآن، امری سخت و تکلیفی دشوار و به تعبیر قرآنی، کبیره است، خدا می فرماید: وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَهِ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَهٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِینَ؛ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاَقُوا رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَیْهِ رَاجِعُونَ؛ به صبر و نماز استعانت بجویید؛ و به راستی که نماز کبیره و دشوار است جز برای کسانی که اهل خشوع هستند؛ همان اهل خشوع که گمان می کنند همانا آنان پروردگارشان را ملاقات کرده و به راستی آنان به سوی او باز می گردند.(بقره، آیات ۴۵ و ۴۶)

بنابراین، از نظر قرآن، نماز تکلیفی شاق و دشوار است مگر برای کسانی آسان می شود که دارای ویژگی هایی باشند که همانا بسترساز آسانی این تکلیف سخت و دشوار است. از جمله مهم ترین زمینه های آسان سازی نماز برای مردم می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. آخرت گرایی: نقش آخرت‌طلبى، در برپایى نماز و انجام آن در آیات قرآنی مورد تاکید است(اعلی، آیات ۱۵ تا ۱۷)؛ زیرا جمله «بل تؤثرون …» اضراب و اعراض از ماقبل است و دلالت مى‌کند که اگر آنان دنیا را بر آخرت مقدم نمى‌داشتند، آنچه موجب فلاح آنان مى‌شد، انجام مى‌دادند. (روح المعانى، ج ۱۶، جزء ۳۰، ص ۱۹۷) پس نماز برای کسی سخت است که به جای آخرت گرایی به دنیاگرایی گرفتار است.
  2. امنیت: امنیّت و رفع خطر، زمینه‌اى براى اقامه نماز، به طور کامل و تمامى شرایط است؛ زیرا انسان در حالت ناامنی و خوف نمی تواند نماز را چنان که هست به جا آورد.(بقره، آیات ۲۳۸ و ۲۳۹؛ حج، آیات ۴۰ و ۴۱؛ نور، آیات ۵۵ و ۵۶)
  3. ایمان: اعتقاد و باور به حقایق هستی از جمله قرآن و آخرت مهم ترین عوامل آسان ساز برای اقامه نماز از سوی افراد است.(بقره، آیات ۴۳ تا ۴۵؛ مائده، آیه ۵۵؛ انفال، آیات ۲ و ۳؛ انعام، آیه ۹۲؛ توبه، آیات ۱۸ و ۷۱)
  4. ترس از قیامت: ترس از قیامت و حسابرسی خدا در آن جا، زمینه اقامه نماز و آسانی آن برای افراد است.(نور، آیه ۳۷؛ بقره، آیات ۴۵ و ۴۶)
  5. تسلیم در برابر خدا: تسلیم در برابر خدا، زمینه‌ساز برپا داشتن نماز و آسانی آن است.(انعام، آیات ۷۱ و ۷۲)
  6. تقوای الهی: رعایت تقوا، زمینه‌ساز اقامه نماز(روم، آیه ۳۱) و حتی آسان شدن نماز در سحرگاهان برای انسان است(آل عمران، آیات ۱۵ تا ۱۷) ؛ زیرا براساس روایت منقول از امام صادق علیه السلام، منظور از آیه یاد شده نمازگزاران در وقت سحر است. (تفسیرنورالثقلین، ج ۱، ص ۳۲۱، ح ۶۰)
  7. تمسک به کتاب خدا: کتابهاى آسمانى و پایبندى به دستورهای آن، زمینه‌ساز بر پاداشتن نماز است(اعراف، آیه ۱۷۰)؛ استفاده از فعل مضارع «یمسکون» در بیان تمسک به کتاب و فعل ماضى «اقاموا» در بیان اقامه نماز مى‌تواند اشاره به برداشت مزبور داشته باشد.
  8. توجه به حشر: توجّه به حشر، زمینه‌ساز اقامه نماز و آسانی آن برای شخص است.(انعام، آیه ۷۲)
  9. توجه به نظارت خدا: باور و توجّه آدمى به آگاهى و نظارت خدا بر اعمال، زمینه‌ساز اداى نماز (بقره، آیه ۱۱۰) و آسانی آن است.
  10. دعا و نیایش: دعا در اقامه نماز براى توفیق آدمى نقش دارد(ابراهیم، آیات ۳۵ تا ۴۰) البته در این میان دعا و نیایش والدین بیش تر از هر کسی دیگر تاثیرگذار در توفیق انجام و آسانی آن دارد.(همان)
  11. ذکر خدا: یاد و ذکر خدا در دل انسان موجب می شود تا شخص توفیق نماز را بیابد؛ چرا که یاد نام و اوصاف خدا، سوق‌دهنده انسان به عبادت و نماز است.(اعلی، آیات ۱۴ و ۱۵)
  12. صبر: از دیگر عوامل موثر در اقامه نماز و آسانی آن باید به صبر اشاره کرد؛ چرا که از نظر قرآن، صبر، زمینه‌ساز اقامه نماز و مراقبت بر آن است(آل عمران، آیه ۲۰۰؛ هود، آیات ۱۱۴ و ۱۱۵؛ رعد، آیه ۲۲؛ طه، آیه ۱۳۲؛ لقمان، آیه ۱۷) گفتنی است که بنابر گفته برخى مفسران و روایات منقول از ائمه علیهم السلام مقصود از «صابروا» در آیه ۲۰۰ سوره آل عمران، همان صبر بر نمازهاى فریضه است. (تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۴۲۶، ح ۴۹۹ ـ ۵۰۰ و ۵۰۳ ؛ الدرالمنثور، ج ۲، ص ۴۱۸) پس کسی که دارای خصلت صبر و شکیبایی است به نماز این تکلیف سخت روزانه اقدام کرده و آن را در زمان و اوقات خودش به جا می آورد.
  13. تعقل: بهره گیری از عقل و خرد ، عامل مهم در انجام تکالیف از جمله نماز است؛ از این روست که در قرآن، تعقل و خردورزی، به عنوان زمینه ساز اقامه نماز مطرح است؛ زیرا کسانی که به عقل قیام نمی کنند و عقل قوام بخش زندگی آنان نیست، گرایشی به نماز و اقامه ندارند؛ در حالی کسی که حقیقت وجودی اش تعقل ورزی است، به آن گرایش داشته و برایش نمازگزاری آسان است.(مائده، آیه ۵۸) البته مراد از این عقل همان چیزی است که امام صادق(ع) می فرماید: العقل مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَان وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجنان؛ عقل،آن چیزی است که بدان خدای رحمان عبادت می‌شود و بهشت با آن به دست می‌آید.(کافی، ج ۱، ص ۱۱، حدیث ۳)
  14. حکومت مومنان: برپایى و گسترش نماز در جامعه، مرهون قدرت و حکومت مؤمنان است(حج، آیه ۴۱) در چنین محیطی اقامه نماز بر مردمان آسان است.
  15. رجعت و لقای الهی: از نظر قرآن گمان انسان به رجعت به سوی خدا و نیز لقاء الله عامل مهم در آسانی نماز بر مردمان است(بقره، آیات ۴۵ و ۴۶)؛ پس قطع و یقین به لقاء الله و رجعت تنها عامل بندگی و عبودیت و انجام تکالیف سخت شریعت نیست؛ بلکه حتی گمان نیز می تواند موجب تحریک انسان در انجام به اعمال عبادی باشد؛ زیرا قرآن با به کارگیر «یظنون» به معنای «گمان دارند» در مسئله رجوع به خداوند – که هر مسلمانى باید اعتقاد جزمى به آن داشته باشد – اشاره به این دارد که: حتى گمان به قیامت و رجوع به خداوند نیز در اقامه نماز تأثیر بسزایى دارد. (المیزان، ج ۱، ص ۱۵۳)
  16. محبت: نقش برخورد دوستانه و محبّت‌آمیز، در دعوت دیگران به اقامه نماز موجب آسانی و انجام آن می شود؛ بنابراین در دعوت دیگران به امور عبادی و تکالیف شرعی از جمله نماز باید با ملاطفت و محبت آنان را به این امور دعوت و فراخواند.(لقمان، آیات ۱۳ و ۱۷) باید یادآور شد که مصغَّر آوردن واژه «بُنىَّ» براى مهرورزى و شفقت است.
  17. موعظه: یکی از مهم ترین عوامل در اقامه نماز آن است که دیگران را با موعظه دلسوزانه به نماز دعوت و فراخواند.(همان)
  18. اصطبار: صبر بسیار که با واژه اصطبار بیان شده ، از مهم ترین عوامل آسانی نماز بر شخص و دعوت دیگران به آن دارد؛ زیرا با یک بار گفتن نمی توان دیگران را تشویق کرد و در مسایل خانوادگی به ویژه دعوت فرزندان به نماز باید بسیار شکیبایی کرد و با یک بار و چند بار نمی بایست ناامید شد بلکه باید هماره آنان را به نماز و اقامه آن و هم چنین دیگر امور عبادی دعوت کرد.(طه، آیه ۱۳۲؛ مریم، آیه ۶۵)
  19. یقین به آخرت: از دیگر عوامل موثر در اقامه نماز و آسانی آن بر فرد باید به یقین اشاره کرد. چنان که گفته شد ظن یعنی گمان به چیزی خود می تواند در این امور موثر باشد، ولی شکی نیست که اهل یقین به ویژه به آخرت و حسابرسی خدا و لقاء الله بیش از دیگران به این مهم توجه داشته و اقامه نماز می کنند.(نمل، آیه ۳؛ لقمان، آیه ۴)
  20. توفیق الهی: از جمله عوامل موثر در اقامه نماز، توفیق الهی است که با دعا و نیایش والدین نصیب فرزندان می شود.(ابراهیم، آیات ۳۵ و ۴۰) گفتنی است که از نظر قرآن، هم چنین انسان از فراگیرى احکام و چگونگى برگزارى نماز، بدون تعالیم الهى عاجز است(بقره، آیه ۲۳۹) چنان که در انجام و اقامه آن نیز نیازمند توفیق الهی است.
  21. اظهار و اخفات: جهر صدا در برخى نمازها و اخفات آن، در برخى دیگر از واجبات و آداب نماز است(اسراء، آیه ۱۱۰)؛ زیرا برداشت مذکور، با آنچه در سنّت ثابت شده که در بعضى فرایض یومیّه، مانند صبح و مغرب و عشا جهر در قرائت لازم است و در غیر آنها اخفات، تأیید مى‌شود. (المیزان، ج ۱۳، ص ۲۲۶) بنابراین، خواندن نماز با صداى بلند یا بسیار آهسته جایز و روا نیست. البته در نماز جماعت باید ماموم ساکت و به استماع قرائت امام بسنده کند.(اعراف، آیه ۲۰۴)؛ زیرا «إنصات» یعنى گوش دادن به صدا و ساکت بودن (مفردات، ص ۴۹۶)، مقصود از«صوت» در آیه گفته شده است که همان استماع قرائت نماز امام جماعت از سوى اقتداکنندگان است. (مجمع البیان، ج ۳ ـ ۴، ص ۷۹۱)
  22. اذان و اعلان: لزوم اعلان و نداى علنى، هنگام نماز، براى توجّه دیگران به نماز از دیگر آداب آن است(مائده، آیه ۸۵)
  23. اهتمام به نماز: از دیگر آداب آن است که مومن و مسلمان نسبت به نماز اهتمام و التفات داشته و از آن غفلت نورزد؛ زیرا هر گونه بی اعتنایی و تساهل نسبت به نماز موجب نفرین و عذاب الهی است.(ماعون، آیات ۴ و ۵) البته گفته شده که «سهو» به معناى غفلت است.( لسان العرب، ج ۶، ص ۴۱۵، «سها») در صورت هر گونه فوت شدن نماز به هر دلیلی باید آن را قضا کرد(طه، آیه ۱۴؛ فرقان، آیه ۶۲)؛ زیرا براساس بعضى اقوال و روایات، مقصود از «اقم الصلاه لذکرى» قضاى نمازهاى فوت شده است. (مجمع البیان، ج ۷ ـ ۸، ص ۱۱؛ زبده البیان، ص ۱۶۲ ؛ سنن ابن ماجه، ج ۱، ص ۲۲۷، ح ۶۹۷) هم چنین براساس روایتى از امام صادق (علیه السلام) آیه ۶۲ سوره فرقان مربوط به قضاى نمازهاى فوت شده است. (تفسیر نورالثقلین، ج ۴، ص ۲۶، ح ۸۸) به نظر می رسد که نمازهاى مستحبّى فوت شده بهتر است که قضا شود(فرقان، آیه ۶۲)؛ زیرا ظاهر برخى روایات وارده در تفسیر آیه این است که نمازهاى نافله ترک شده هم مطلوبیت قضا دارد. (همان، ص ۲۶، ح ۸۷ ـ ۸۸)
  24. قنوت: از دیگر آداب نماز به جا آوردن قنوت یعنی دعا و نیایش کردن در نماز است(بقره، آیه ۲۳۸)؛ زیرا «قنوت» ذکر خدا در حال قیام است و استفاده استحباب قنوت در نماز از آیه یاد شده بعید نیست. (زبده البیان، ص ۸۲ ـ ۸۳)

واجبات نماز

در قرآن اموری به عنوان ارکان واجب نماز بیان شده که عبارتند از:

  1. تکبیره الاحرام(مدثر، آیه ۳؛ اسراء، آیه ۱۱۱)؛ زیرا از این آیه بر وجوب تکبیره الاحرام استدلال شده است و مشهور علما از این آیات بر وجوب تکبیره الاحرام، استدلال نموده‌اند. (زبده البیان، ص ۱۲۵)
  2. رکوع(بقره، آیه ۴۳؛ توبه، ایه ۱۱۲؛ حج، آیه ۷۷؛ مرسلات، آیه ۲۸)؛ زیرا این آیات دلالت مى‌کند که رکوع، واجب است. (زبده البیان ، ص ۱۸۲ ـ ۱۸۳) چنان «الراکعون» نیز کسانى‌اند که در نماز واجب، رکوع را به جا مى‌آورند.(مجمع البیان، ج ۵ ـ ۶، ص ۱۱۴) و هم چنین امر به رکوع و سجود در این آیات خود، مفید وجوب آنها است و ممکن است. برخی نیز گفته اند مقصود از «وارکعوا …» در سوره حج همان نماز است و علت تعبیر از نماز به رکوع این است که رکوع از اعظم اجزاى نماز است. (کنزالعرفان، ج ۱، ص ۱۲۴ و ۱۲۶) هم چنین «ارکعوا» یعنى «صلّوا؛ نماز بخوانید». (مجمع البیان، ج ۹ ـ ۱۰، ص ۶۳۶ ؛ روح المعانى، ج ۱۶، جزء، ۲۹، ص ۳۰۷) از نظر عالمان اسلامی ، وجه تعبیر نماز به رکوع این است که رکوع از واجبات نماز و از ارکان آن است. البته مستحب است که در ذکر رکوع سبحان ربىّ العظیم(واقعه، آیه ۷۴؛ حاقه، آیه ۵۲) گفته شود؛ زیرا نقل شده است هنگامى که آیه یاد شده نازل شد، پیامبر صلى‌الله‌ علیه ‌و‌آله فرمود: آن را در رکوع‌تان قرار دهید. (تفسیرنورالثقلین، ج ۵، ص ۲۲۵، ح ۷۶ و ۷۸؛ و نیز تفسیر نورالثقلین، ج ۵، ص ۵۵۴، ح ۹؛ من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۳۱۵، ح ۹۳۲)
  3. سجده (توبه، آیه ۱۱۲؛ حجر، آیه ۸۹)؛ زیرا «الساجدون» کسانى اند که در نماز واجب سجده به جا مى‌آورند. (مجمع البیان، ج ۵ ـ ۶، ص ۱۱۴؛ زادالمسیر، ج ۲، ص ۳۰۳) مقصود از «ساجدین» مصلین اند. (مجمع البیان، ج ۵ ـ ۶، ص ۵۳۴؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر، ج ۴، ص ۴۷۴) بنا بر این مى‌توان فهمید که سجده از اجزاى مهم نماز است. هم چنین مقصود از آیه ۶۴ سوره فرقان این است که در شب براى پروردگارشان بیتوته مى‌کنند و نماز شب مى‌خوانند و در آن سجده به جا مى‌آورند. (مجمع البیان، ج ۷ ـ ۸، ص ۲۷۹ ) بنابراین مى‌شود استفاده کرد که سجده از اجزاى واجب در نماز است. چنان که مراد از «تقلّبک فى السّاجدین» در آیه ۲۱۹ سوره شعراء، همان «مصلّین» و نمازگزاران است (مجمع البیان، ج ۷ ـ ۸، ص ۳۲۲) پس مى‌شود از چنین تعبیرى وجوب سجده را در نماز فهمید. این که خدا در آیه ۴۳ سوره قلم از امر به سجود سخن می گوید، خود آن نیز مفید وجوب آنها است. (کنزالعرفان، ج ۱، ص ۱۲۴ و ۱۲۶) از نظر قرآن، قرار دادن اعضاى هفت‌گانه : پیشانى، دو کف دست، و سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پا بر زمین، هنگام سجده واجب است(جن، آیه ۱۸) ؛ زیرا بنا بر قولى، مقصود از «المساجد» اعضاى هفت‌گانه انسان است که به وسیله آنها سجده مى‌شود و این قول به واسطه سخن پیامبر صلى‌الله‌علیه‌و‌آله تأیید مى‌گردد، فرمود: مأمور شدم با هفت عضو سجده کنم. (زبده‌البیان، ص ۱۲۶) چنان که از قرآن استحباب ذکر «سبحان ربىّ الاعلى» در سجده بر می آید (اعلی، آیه ۱)؛ زیرا روایت شده: هنگامى که آیه یاد شده نازل شد، پیامبر صلى‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود: آن را در سجده قرار دهید. (تفسیر نورالثقلین، ج ۵، ص ۵۵۴، ح ۹)
  4. صلوات بر محمّد صلی الله علیه و آله در تشهد از دیگر واجبات نماز است(احزاب، آیه ۵۶)؛ زیرا ظاهر «صلّوا» دالّ بر وجوب است و احتمال دارد مقصود از این وجوب صلوات همان صلواتى باشد که جزء تشهد است. (زبده البیان، ص ۱۳۱)
  5. قرائت(مزمل، آیه ۲۰)؛ زیرا «قرآن الفجر» مفعول «اقم» و عطف به «الصّلاه» است، لذا همان‌گونه که نماز، متعلّق امر و واجب است، قرائت هم متعلّق همان امر و واجب است و مؤیّد این برداشت، سخن بعضى از مفسّران است که گفته‌اند: «قرآن الفجر» دلالت دارد بر اینکه نماز، جز با قرائت محقّق نمى‌شود؛ زیرا در آن امر شده که اقامه نماز همراه با قرائت باشد و حتّى به نماز «صبح» در اصطلاح همان قرائت اطلاق شده است. (مجمع‌البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۶۷۰) پس از آیه یاد شده وجوب قرائت استدلال شده است. (زبده‌البیان، ص ۱۲۵) هم چنین قرآن از مأموریّت پیامبر صلی الله علیه و آله براى قرائت قرآن در نمازهاى شبانه خود، همراه با تأمّل و تأنّى در آن سخن به میان آورده است(مزمل، ایات ۱ تا ۴)؛ زیرا ذکر ترتیل قرآن پس از دستور اداى نماز شب مفید معناى یاد شده است. البته قرائت از مأمومین در نماز جماعت ساقط می شود(اعراف، آیه ۲۰۴) ؛ زیرا گفته شده است که مقصود از آیه مزبور قرائت در نماز جماعت است. (زبده‌البیان، ص ۱۸۶) پس سکوت مأمومین، هنگام قرائت قرآن امام جماعت واجب و لازم است(همان)؛ زیرا در شان نزول آیه آمده است که برخى از مسلمانان، هنگام نماز جماعت صحبت مى‌کردند، پس آیه شریفه نازل شد و دستور داد که در حال نماز به قرائت امام جماعت گوش فرا دهند. (زبده البیان، ص ۱۸۶) از آداب قرائت آن است که اعتدال در صدا، هنگام قرائت نماز می بایست به عنوان امری واجب و لازم مراعات شود.(اسراء، آیه ۱۱۰)
  6. قصد قربت(بقره، آیه ۲۳۸؛ نساء، آیه ۱۴۲؛ انعام، آیه ۱۶۲) پس اقامه نماز به قصد قربت و نیّت خالص لازم و ضروری است. هم چنین از آیه ۵ سوره بینه همین وجوب نیز به دست می آید؛ زیرا ذکر «و یقیموا الصّلوه» بعد از «لیعبدوا اللّه مخلصین» از باب ذکر خاصّ پس از عامّ است و اخلاص در آن جریان دارد. پس باید شخص با اخلاص قصد قربت در نماز و هر عمل عبادی دیگر را داشته باشد.
  7. قیام (بقره، آیه ۲۳۸؛ آل عمران، آیه ۱۹۱؛ نساء، آیه ۱۰۳)؛ زیرا از این آیات بر وجوب قیام در نماز استدلال شده است . (مجمع البیان، ج ۱ ـ ۲، ص ۶۰۰ ؛ کنزالعرفان، ج ۱، ص ۱۱۵) مؤیّد برداشت مزبور سخن امام باقر علیه السلام است که فرمود: مقصود از «الّذین یذکرون اللّه قیاما» «نمازگزاران» سالم هستند که باید نماز را به صورت ایستاده بخوانند. (الکافى، ج ۳، ص ۴۱۱، ح ۱۱ ؛ تفسیر عیّاشى، ج ۱، ص ۲۱۱، ح ۱۷۴) البته احتمال داده شده که «فاذکروا اللّه» در آیه ۱۰۳ سوره نساء به این معنا باشد که نماز را در حال صحّت و سلامت، ایستاده بخوانید. (زبده البیان، ص ۱۷۹) هم چنین از آیه ۲ سوره کوثر بر می آید که رعایت اعتدال، در حال قیام نماز ضرورت دارد؛ زیرا براساس روایتى از امام باقر (علیه السلام) مقصود از «وانحر» اعتدال در قیام است، به اینکه ستون فقرات و سینه خود را راست نگه دارد. (الکافى، ج ۳، ص ۳۳۶، ح ۹ ؛ تفسیرنورالثقلین، ج ۵، ص ۶۸۴، ح ۲۱)
  8. نیت(بقره، آیه ۲۳۸)؛ زیرا واژه «للّه» اشاره بر وجوب نیّت در نماز دارد. (کنزالعرفان، ج ۱، ص ۱۱۵)
  9. طهارت از نجاست و خباثت از واجبات و شرایط نماز است(نساء، ایه ۴۳؛ مائده، آیه ۶) پس شخص باید با وضو یا غسل تحصیل طهارت کند(همان) چنان که بر اوست تا لباسی طاهر و پاک بر تن داشته باشد(مدثر، آیات ۲ تا ۵)؛ زیرا منظور از «فطهّر» تطهیر لباس از نجاسات براى خواندن نماز با آن است. (التبیان، ج ۱۰، ص ۱۷۳)
  10. استقبال قبله: اقامه نمازهاى واجب، به سوى قبله و مسجد الحرام واجب است(بقره، ایات ۱۴۳ تا ۱۵۰؛ اعراف، ایه ۲۹)؛ زیرا بر اساس روایتى از امام صادق (علیه السلام) مورد آیه ۲۹ سوره اعراف، مساجد نوبنیاد است که باید مسلمانان در آن، رو به مسجدالحرام نماز بخوانند. (تهذیب الاحکام، ج ۲، ص ۴۳، ح ۴ ؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۲، ص ۱۸، ح ۵۷) البته استقبال قبله در نمازهای مستحبی واجب و لازم نیست(بقره، آیه ۱۱۵)؛ زیرا بنابر روایتى از صادقین (علیهماالسلام) آیه مزبور، مربوط به نماز مستحبى است که به هر طرف مى‌شود انجام داد. (تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۱۱۸، ح ۳۲۶ ؛ تفسیر عیّاشى، ج ۱، ص ۵۶، ح ۸۱ ـ ۸۲)
  11. هوشیاری و فقدان ناهوشیاری و مستی: هوشیارى و توجّه به قرائت و اذکار خویش در نماز، شرط صحّت آن است.(نساء، آیه ۴۳)

مبطلات نماز

در قرآن اموری به عنوان مبطلات نماز بیان شده است که عبارتند:

  1. جنابت(نساء، آیه ۴۳؛ مائده، آیه ۶)؛
  2. خواب(همان)؛ زیرا در روایتى از امام صادق (علیه السلام) جمله «و انتم سکارى» به خواب تفسیر شـده است. (الکافى، ج ۳، ص ۳۷۱، ح ۱۵)؛
  3. عدم استقبال قبله(بقره، ایه ۱۵۰)؛
  4. ریا(ماعون، آیات ۴ تا ۶)؛
  5. فقدان طهارت(نساء، آیه ۴۳؛ مائده، آیه ۶)؛
  6. فقدان عقل در حالت مستى، بیهوشى و دیوانگى(نساء، آیه ۴۳)؛ زیرا «سُکر» حالتى است که بر عقل آدمى عارض مى‌شود. (مفردات، ص ۴۱۶، «سکر»)
  7. مستی و سکر.(همان)

موانع نماز

از دیگر مسایل نماز توجه به مواردی است که به عنوان موانع نماز در قرآن بیان شده است که عبارتند از:

  1. باطل‌گرایى و هم‌آوا شدن با باطل‌گرایان(مدثر، آیات ۴۲ تا ۴۵)؛
  2. تجارت و اشتغال و سرگرمى به دادوستد اقتصادى(نور، آیه ۳۷؛ جمعه، آیات ۹ و ۱۰)؛
  3. دنیاطلبی و سرگرم شدن به دنیا و دلبستگى به امور آن(همان؛ اعلی، آیات ۱۵ و ۱۶؛ بقره، آیات۲۳۷ و ۲۳۸)؛ باید گفت که در آیات سوره بقره، امر به محافظت بر نماز، بعد از بیان احکام همسران و اولاد در آیات قبل براى بیان این جهت است که مشغول شدن به این گونه امور، مانع اقامه نماز خواهد شد.( زبده البیان، ص ۸۱)
  4. شیطنت شیطان(مائده، آیه ۹۱)؛ زیرا مقصود آیه این است که شیطان با خمر و میسر و امثال آن انسان را از یاد خدا و نماز باز مى‌دارد. (روح المعانى، ج ۵، جزء ۷، ص ۲۳)
  5. قمار بازی(مائده، آیات ۹۰ و ۹۱)؛
  6. میگساری(همان).

نماز جماعت

از نظر قرآن اقامه حقیقی نماز در قالب جماعت است؛ زیرا نمایشی از بندگی و عبودیت و اقتدار جمعی مسلمانان در صفوف منسجم و منضبط است. از همین روست که خدا فرمان به نماز جماعت داده است(بقره، آیات ۴۳ و ۲۳۸؛ آل عمران، آیه ۴۳؛ نساء، آیه ۱۰۲)؛ زیرا «مع الرّاکعین» اشاره به حضور یافتن در نماز جماعت است. (فتح‌القدیر، ج ۱، ص ۹۰؛ انوارالتنزیل، بیضاوى، ج ۱، ص ۷۷؛ زبده‌البیان، ج ۱، ص ۱۸۲)؛ چنان که مراد از «الصّلوه الوسطى» بنا بر قولى، کنایه از جماعت مى‌باشد، چون که افضل نمازها است. (فقه‌القرآن، ج ۱، ص ۱۴۰) هم چنین مفسران گفته اند که مقصود از «تقلّبک فى السّاجدین» در آیات ۲۱۸ و ۲۱۹ سوره شعراء، همان نماز پیامبر صلى‌الله‌علیه‌و‌آله در جماعتهاى مسلمانان است.(تفسیر التحریر والتنویر، ج ۹، جزء ۱۹، ص ۲۰۴) از همین روست که شرکت در نماز جماعت، مورد تشویق خداوند است(بقره، آیه ۴۳)؛ زیرا در تفسیر «وارکعوا مع الرّاکعین» یک احتمال این است که مقصود، تشویق به نماز جماعت است، به این دلیل که در اوّل آیه «صلاه» مقدّم شده است. (مجمع‌البیان، ج ۱ – ۲، ص ۲۱۴)

باید گفت که اگر نماز موجب قرب الهی است؛ نماز جماعت، از موجبات قرب بیشتری برای انسان نسبت به خدا ایجاد می کند(شعراء، آیات ۲۱۸ و ۲۱۹) زیرا یاد نمودن از دیدن نمازگزاران در نماز جماعت با اینکه خداوند در همه حالات انسان را مى‌بیند نشانگر توجّه فزون‌تر خدا به انسان در این حالت است.

نمازهای جماعت می تواند شامل نمازهای یومیه ، جمعه، عیدین و نماز خوف در میادین جهاد باشد. مفسران در ذیل آیه ۴۳ سوره بقره گفته اند یکى از احتمالات در تفسیر آیه، نمازهایی است که واجب است با جماعت اقامه شود، مثل نماز جمعه و عیدین. (زبده‌البیان، ص ۱۸۳) البته آیات ۱۰۱ و ۱۰۲ سوره نساء، نیز به نماز خوف در حال جماعت اشاره دارد و بیانگر اهمّیّت فراوان آن است ؛ بی گمان این نماز با وجود امام جماعت جایز مى‌شود.(زبده‌البیان ، ص ۱۲۲) از نظر مفسران آیات فوق اشاره به نمازهاى چهار رکعتى یومیّه دارد. (تفسیر التحریر والتنویر، ج ۳، جزء ۵، ص ۱۸۳)