نقش کار و کم کاری در اقتصاد مقاومتی

samamos_thumb46قوام جامعه به اقتصاد است. اسلام اهمیت و ارزشی بسیاری برای اقتصاد قایل شده و بر همین اساس مسایل اقتصادی را در کنار مسایل اعتقادی و عبادی مطرح می کند. با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن می توان این معنا را دریافت که کار اقتصادی در قالب بهره برداری از زمین از ماموریت های اصلی بشر در زندگی دنیوی است و خداوند انسان را برای آبادی زمین و بهره مندی از آن آفریده است.

دولت اسلامی بر همین اساس موظف است تا شرایط را به گونه ای فراهم آورد تا همه امت اسلام به ماموریت الهی در حوزه کار و اقتصاد اقدام کنند و هر گونه عوامل و موانع داخلی و خارجی را از سر راه بردارد و اقتصادی که قوام جامعه است را نیز به بهترین شکل سامان دهد. از آن جایی که دشمنان امت اسلامی بر از میان بردن جامعه، بیشترین فشار را به ستون آن یعنی اقتصاد وارد می سازند، اقتصاد مقاومتی مانند جهاد دفاعی در دستور قرار می گیرد که مبتنی بر بهبود شرایط جهت تحقق اقتصاد مطلوب و مقاوم با حملات درونی و بیرون دشمن است.

نویسنده با توجه به اهمیت کار در اقتصاد اسلام به ویژه در برابر دشمنان سوگند خورده امت اسلام، به آموزه های وحیانی اسلام مراجعه کرده تا دیدگاه اسلام را درباره نقش کار و بیکاری و کم کاری در اقتصاد مقاومتی را بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

چرایی اقتصاد مقاومتی

یکی از پرسش هایی که در جامعه امروز مطرح می شود، چرایی اقتصاد مقاومتی و معنایی این اصطلاح است. به این معنا که اقتصاد مقاومتی چیست؟ و چرا می بایست اقتصاد مقاومتی در دستور کار قرار گیرد؟

شکی نیست که اقتصاد قوام جامعه و ستون اصلی آن است که افراد جامعه بر محور آن گردد می آیند و زندگی خود را سامان می دهند؛ زیرا اقتصاد به معنای پاسخ گویی به نیازهای مادی بشر در بهترین شکل و بهره وری بهینه از منابع مادی و تبدیل آن به موارد قابل استفاده، مهم ترین و بلکه نخستین دغدغه بشر در دنیاست. انسان نخستین نیازی که در خود می بیند، نیاز غذایی است؛ زیرا کالبد مادی بشر این گونه آفریده شده است. پاسخ گویی به نیازهای مادی کالبد بشری است که اقتصاد را می سازد و بدان معنا می دهد.

اصولا جوامع بشری برای پاسخ گویی به همین نیازهای اقتصادی است که شکل می گیرد؛ زیرا تامین اقتصاد به معنای پاسخ گویی به مهم ترین دغدغه یعنی دغدغه آسایشی است که در کنار آرامش و امنیت، خوشبختی را معنا می کند و می سازد. پس هر عضو جامعه برای تامین خوشبختی یعنی آسایش و آرامش است که در کنار عضو دیگر قرار می گیرد و جامعه را می سازد. از این روست که اقتصاد را مایه قوام جامعه دانسته اند.(نساء، آیه ۵)

جامعه می کوشد تا با بهره گیری از توان منابع انسانی و کار با تغییراتی در منابع اقتصادی، بهترین پاسخ را با کم هزینه ترین و آسان ترین راه ممکن، به نیازهای مادی و آسایشی خود بدهد. بر این اساس، علم اقتصاد به معنای دانش چگونگی این کار پدید آمده است.

البته هر جامعه ای غیر از پاسخ گویی به این نیازهای ابتدایی و نخستین خود، نیازهای دیگری دارد که از جمله آن ها امنیت و آرامش است. این گونه است که در ذهن انسان چیزی به نام خوشبختی و سعادت شکل می گیرد؛ اما عواملی چون جنگ، زلزله، سیل در کنار مرگ، پرسش بزرگی را در برابر بشر قرار می دهد که آیا سعادت و خوشبختی می تواند پایدار باشد؟ زیست بشر در دنیا با همه تلاش های بشری پاسخ گوی این معنا نیست؛ زیرا در نهایت مرگ است که احساس خوشبختی را از انسان می گیرد و اگر همه چیز به خوبی خوب فراهم باشد؛ ولی حضور دایمی مرگ اجازه نمی دهد که شخص احساس خوشبختی کند. این جاست که فلسفه زندگی به عنوان یک پرسش خود را مطرح می کند که آیا زندگی در همین دنیا منحصر است؟ از کجا و برای چه آمده ایم و آیا زندگی دیگری است که ما هم جزو آن باشیم؟

پاسخ گویی به این پرسش هاست که برای هر فرد و جامعه ای، فلسفه زندگی و سبک زیستی متفاوتی را پدید می آورد. برخی جوامع زندگی را محدود به همین دنیا کرده و زندگی پس از مرگ را نمی پذیرفتند؛ چرا که برای هستی، آفریدگار و هم چنین پروردگاری را قایل نیستند که به حکمت و هدفی آفریده و هدایت گری می کند. برخی دیگر، آفریدگار را می پذیرند ولی پروردگاری خداوند را انکار می کنند و برخی دیگر نیز پروردگاری را پذیرفته و برای جهان هدفی و معاد و رستاخیزی را گفته اند ولی عقل را به عنوان راهنمای الهی و پروردگار کافی دانسته و منکر وحی شده اند. برخی دیگر افزون بر عقل که پیامبری درونی است برای انسان پیامبران و راهنمایی را قایل هستند که سوی خداوند آمده است. هر یک از پاسخ های فلسفی سبک زندگی را موجب می شود.

این تنوع پاسخ های فلسفی، همان گونه که جوامع متعدد با فلسفه ها و سبک های زیستی متفاوتی را ایجاد می کند، اینان را نیز در برابر هم قرار می دهد؛ زیرا کسی که دنیا را همه زندگی و هستی می داند، تمام خوشبختی را در همین دنیا می جوید و پای بند به هیچ اصل بازدارنده ای برای تامین این نیاز حتی با تجاوز به حقوق و کار دیگران نیست. بنابراین دست کم از این منظر انسان ها در برابر هم قرار می گیرند. این گونه است که دشمنی میان جوامع انسانی با توجه به فلسفه زیستی و سبک زندگی ایجاد می شود.

نخستین یورش های جوامع دنیاگرا به جوامع آخرت گرا، حمله به همان عناصر اصلی خوشبختی یعنی آرامش و آسایش است؛ چرا که آنان همه چیز را برای خود در همین دنیا می خواهند و به هیچ زندگی دیگری و نیز خوشبختی در جای دیگری قایل نیستند. پس تامین حداکثری خوشبختی در همین دنیا حتی با تجاوز به موارد اقتصادی دیگران امری طبیعی است.

این دشمنان هر گاه با جوامع آخرت گرا مواجه می شوند، در می یابند که آنان دارای انگیزه های دو چندانی هستند؛ زیرا خوشبختی در دنیا را در کنار خوشبختی در آخرت معنا می کنند.(بقره، آیه ۲۰۱) از این رو، مقاومتی دو چندان در برابر متجاوز از خود نشان می دهند. حملات دشمنان برای تسلط بر این جوامع جهت استثمار و بهره کشی و بهره مندی از منابع انسانی و مالی انجام می گیرد، ولی به سبب همان انگیزه های دو چندانی با شکست مواجه می شود. از این روست که دشمنان با توجه به وابستگی منابع مالی جهانی به یک دیگر می کوشند تا از این نقاط ضعف سود برده و اقتصاد را ناکارآمد کنند تا جامعه زمین گیر شده و قوام خود را دست دهد.

در این جاست که اقتصاد مقاومتی شکل می گیرد. اقتصاد مقاومتی به معنای نوعی دفاع در برابر حملات دشمن به نهادهای اقتصادی جامعه برای ایجاد ناکارآمدی اقتصادی است. پس جامعه دفاعی همان گونه که به دفاع از عقاید، فلسفه زیست و سبک زندگی خود می پردازد و در برابر حملات نظامی و جنگ نرم و سخت آنان می ایستد، هم چنین با برنامه ریزی برآن است تا ارکان ها و نهادهای اقتصادی خود را به گونه ای طراحی و ساماندهی کند که حملات اقتصادی دشمن نتواند آن را ناکارآمد کند و قوام جامعه را به هم بریزد و بستر زمین گیری جامعه فراهم آید.

کار و سرمایه ملی، مهم ترین عوامل در اقتصاد مقاومتی

چنان که دانسته شد، دشمن تمام هجوم و حملات خویش را به ارکان جامعه از جمله قوام و ستون اصلی جامعه یعنی اقتصاد متمرکز می کند. هر جامعه ای در یک فضای جغرافیایی و با محدودیت منابع مادی شکل می گیرد. همین عنصر شاید مهم ترین نقطه ضعف جامعه باشد. اقتصاد در یک جامعه همان چشم اسفندیاری است که ضربه پذیر است و محدودیت های منابع مادی در حوزه جغرافیای زیست جامعه، همان پاشنه آشیل جامعه است. از این روست که دشمن به نقاط ضعف توجه یافته و برنامه ریزی و حملات خود را متمرکز آن نقاط حساس و ضعیف می کند.

سرمایه ملی هر جامعه افزون بر منابع انسانی، همان منابع مادی جامعه است که در یک محدوده جغرافیایی در اختیار جامعه است. تنها جوامع می توانند از یک استقلال کامل برخوردار باشند که از نظر منابع انسانی و منابع مادی در وضعیت مطلوبی قرار گرفته باشند. جامعه اسلامی ایران به سبب جغرافیایی و منابع انسانی از چنین غنا و بی نیازی برخوردار می باشد. از این رو، بی نیاز از دیگر جوامع انسانی است و می تواند به سادگی همه نیازهای خود را در بهترین شکل برآورده سازد.

به سخن دیگر، سرمایه ملی که در محدوده جغرافیایی جامعه اسلامی وجود دارد، شامل منابع انسانی و سرمایه های مادی است. هر دو بخش از سرمایه ها در ایران اسلامی به خوبی و در سطح مطلوبی وجود دارد. تنها عاملی که لازم است تا این را به یک اقتصاد شکوفا، پویا، تمدنی و رشدی تبدیل کند، کار است. اگر منابع مادی به درستی از طریق کار منابع انسانی مورد استفاده و بهره گیری قرار گیرد، اقتصاد مستقل و شکوفایی در این جامعه شکل می گیرد که دیگر نیازی به بیرون از مرزهای جغرافیایی خود پیدا نمی کند و می تواند بر سر پا خود بیایستد و حتی جوامع دیگر را نیز مورد حمایت قرار دهد.

همان گونه که کار و سرمایه و منابع ملی، مهم ترین عامل در تحقق اقتصاد شکوفا و پویا و تمدنی است؛ هم چنین مهم ترین عامل در اقتصاد مقاومتی است که در برابر حملات دشمن بی آن که آسیبی ببیند، می ایستد و سربلند و پیروز بیرون می آید.

آموزه های قرآنی بر کار به معنای فعالیتى که به وسیله آن انسانها از طبیعت بهره مى گیرند و بدین سان بقاى خود را تأمین مى کنند. (دائره المعارف تطبیقى علوم اجتماعى، ج ۱، ص ۴۲۳، «کار».) بسیار تاکید می کند. اصولا کار به این معنا همان عاملی است که انسان می تواند بدان نقش و ماموریتی خود را به انجام رساند؛ زیرا بر اساس آیه ۶۱ سوره هود، یکی از اهداف و عللی غایی آفرینش انسان در زمین، استعمار و آبادانی آن با کار و تلاش است. بنابراین، از نظر اسلام کار نه تنها یک عامل برای تامین غذا و برآورد نیازهای مادی بشر است، بلکه یک وظیفه الهی برای استعمار زمین و آبادانی آن است؛ چرا که انسان به عنوان خلیفه دانا و توانای الهی که همه علوم را داراست(بقره، ایات ۳۰ تا ۳۳) وظیفه دارد که شرایط زیستی را برای دیگران نیز بهبود بخشد و گیاهان و جانوران و جنیان و دیگر موجودات را نیز به کمال بایسته و شایسته ایشان برساند. از این روست که همه به سجده اطاعت در آمده و او را به مقام خلافت الهی شناخته و تحت حاکمیت و ملکیت او در آمده اند.(همان آیات و آیات دیگر)

خداوند در آیات بسیاری انسان ها را به کار و کوشش تشویق و ترغیب کرده است که از آن جمله می توان به آیه ۱۴ سوره نحل، ۱۲ و ۶۶ سوره اسراء و آیه ۱۵ سوره ملک و مانند آن اشاره کرد.

کار در همه اشکال آن از استخراج معادن (کهف، آیه ۹۶) ، تبدیل به چیزی دیگر چون آجر پزی(قصص، آیه۳۸)، یا زره سازی (سبا، آیات ۷۸ و ۸۰) یا ساختمان سازی(حجر، آیه ۸۲)، یا سد سازی(کهف، آیات ۹۴ و ۹۶) یا سنگتراشی(حجر، آیه ۸۲) یا نجاری(سبا، آیه ۱۴) یا کشتیرانی(کهف، آیه ۷۹) و صیادی یا هر شکل و قالب دیگر، مهم ترین عامل در تولید و آبادانی و استعمار زمین و بهره مندی بشر از اقتصاد است. اصولا هر کسی در گرو کار خویش است و سود و بهره کار خود را می برد.(نساء، ایه ۳۲ ) در حقیقت مهم ترین و اصلی ترین عامل مالکیت انسان بر چیزی همان کار است.(همان و نیز نجم، آیه ۳۹)

به هر حال، کسب و کار بر روى زمین، راهى براى تأمین زندگى و روزى است که خداوند در آیاتی از جمله ۱۵ سوره ملک بیان کرده و زنان و مردان، با کار و تلاش خویش برخوردار از حق تملّک می شوند.(نساء، آیه ۳۲)

انسان ها با کار و البته سرمایه مادی و تبدیل و تغییر در آن است که می توانند آسایش را در دنیا تجربه کنند و فرصتی را برای آرامش و کارهای دیگر از جمله عبادت بیابند. البته از یک نظر خود کار اقتصادی عبادت است؛ زیرا کار در این صورت پاسخی به ماموریت الهی و انجام وظیفه است؛ هم چنان که تامین مواد غذایی و آسایش خود و خانواده نیز یک عبادت دانسته شده است: ﻟﮐﺎدﱡ ﻋﻟﯽ ﻋﻴﺎﻟﻪ ﮐﺎﻟﻤﺠﺎﻫد ﻓﻲ ﺴبیل الله؛ کسی که برای خانواده خود تلاش کند مثل مجاهد در راه خداست.

امام علی(ع) در همین زمینه می فرماید: چنان برای دنیایت کار کن مثل کسی که می خواهد همیشه در این دنیا بماند و جاویدان باشد و برای آخرتت چنان کار کن که گویا فردا می خواهی بمیری.

از نظر اسلام بیکاری بسیاری زشت است و انسان نمی بایست عمر خویش را به بطالت و بیکاری بگذارد. امام علی(ع) در همین زمینه می فرماید: ان الله تعالی لیبغض العبد النوام الفارغ؛ خداوند بنده پر خواب و بیکار را دشمن دارد. و نیز امام موسی کاظم (ع) : إنَّ اللهَ لَیُبْغِضُ الْعَبْدَ النَّوّامَ، إنَّ اللهَ لَیُبْغِضُ الْعَبْدَ الْفارِغَ. (وسائل الشّیعه، ج ۱۷، ص ۵۸، ح ۴)

یکی از عارضه های منفی بیکاری اشاعه فساد در جامعه است، امام علی(ع) در همین زمینه می فرمایند: ان یکن الشغل مجهده فاتصال الفراغ مفسده؛ اگر کار کردن باعث زحمت و خستگی است بیکاری مایه و عامل فساد است.( بحارالانوار، ج۷۴، ص۴۱۶)

هرچه میزان بیکاری بیشتر باشد، فساد بیشتر خواهد بود و اعتماد از جامعه سلب خواهد گردید. دستبردها، تقلب و سایر فسادهای مالی و اخلاقی مترتب بر بیکاری است. امام علی(ع) در همین خصوص می فرماید: به آدم بیکار و کسی که دنبال کار نمی رود اعتماد نکنید.

پیامبرگرامی اسلام(ص) درباره ارزش کار می فرماید: می فرماید: من اکل من کد یده فان یوم القیامه فی اعداد الانبیاء(ع) ؛ کسی که بوسیله کار و تلاش خود ارتزاق کند در قیامت در ردیف پیامبران است و مانند پیامبران پاداش خواهد گرفت.

غیر از سرمایه انسانی که در شکل کار خود را به فعلیت می رساند و عامل تولید اقتصادی می شود، لازم است که به سرمایه مادی نیز توجه شود؛ زیرا زمین حامل بسیاری از منابعی است که با علم و دانش الهی که در انسان به ودیعت گذاشته شده و قابل فعلیت است، می تواند به منابع آسایشی واقتصادی بشر تبدیل شود. اصولا زمین همه نیازهای بشر را داراست و تنها نیازمند آن است تا با کار و دانش انسانی به آن چیزی تبدیل شود که از آن به اقتصاد یاد می شود. آب و خاک مهم ترین سرمایه است که در اختیار بشر است؛ زیرا آب همه چیز را زنده می کند و خاک نیز حامل همه چیزهایی است که آسایش اقتصادی بشر را تامین می کند.

کم کاری عامل بحران اقتصادی

همان گونه که کم فروشی عامل بحران اقتصادی و سلب اعتماد عمومی از جامعه می شود(مطففین، ایات ۱ تا ۶) هم چنین کم کاری عامل بحران اقتصاد و سلب اعتماد عمومی است. هر کسی می بایست بر اساس وجدان خویش کار کند و نمی بایست به عامل بیرونی به عنوان پلیس توجه کند. هر انسانی به مقدار استطاعت می بایست کار کرده و در آن کوتاهی نکند.(بقره، آیات ۲۳۳ و ۲۸۶)

از نظر اسلام، هر انسانی ماموریت دارد تا وظیفه خود را در برابر آفرینش به عنوان خلیفه الهی انجام دهد و در مقام آبادانی و استعمار زمین بر آید و با کار و تلاش زمین را آباد کرده و حق خلافت الهی را به جا آورد.(هود، آیه ۶۱)

انسان مسلمان هم چنین می داند که پیش از آن که خداوند ناظر و شاهد و محاسبه گر اعمال وکارهایش باشد، خود او می بایست این کار را انجام دهد چون بر خود آگاه است و هیچ عذر و بهانه ای نمی تواند بیاورد.(قیامت، ایات ۱۴ و ۱۵) بنابراین، مسلمان در کارهایش پلیس خودش است تا به درستی و سلامت آن را انجام دهد بی آن که کارفرمایی دیگر بر کارش نظارت کند.

مسلمان هر کاری را که انجام می دهد می بایست به درستی و استواری انجام دهد و از کارش نزند و کم نگذارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلّم پس از آن که بنایی چون قبر را با نهایت دقّت و محکم کاری تمام کرد، فرمود: می دانم که پس از مدّتی فرو می ریزد؛ و لکنّ الله یحبّ عبداً إذا عمل عملاً أحکمه؛ لیکن خدا بنده ای را دوست دارد که وقتی کاری را انجام داد، آن را محکم سازد.( وسائل الشّیعه، شیخ حُرّ عاملی، تحقیق: مؤسّسه آل البیت، ج۳، ص۲۳۰(

در اسلام از کم کاری، خیانت و تزویر در کار، نیرنگ و پنهان کردن حقیقت، به شدت نکوهش شده است؛ قرآن کریم به گونه ای فراگیر و عام از این مسأله نهی می کند: و لاتبخسوا الناس أشیاءهم؛ هیچ چیز مردم را کم مگذارید و پیمانه و ترازو را تمام نهید.(هود، آیه ۸۵ و نیز اعراف، آیه ۸۵ و شعراء ، آیه ۱۸۳)

جامعیت پیام این آیه به قدری است که تمام اشیا و امور واقع در تحت قانون کار، مشمول آن است؛ خواه کار از سنخ نقل و انتقال کار مادی باشد و خواه از صنف کار معنوی.

داشتن وجدان کاری و توجه به کیفیت کار از جمله مواردی است که در پیشرفت و کارایی جامعه نقش بسزایی دارد و امام علی(ع) به این مهم توجه ویژه فرموده و آنرا در قالب لزوم فراگیری علم و دانش مربوط به حرفه ها، وجدان کاری و انصاف مورد تاکید قرار داده اند. از جمله اینکه فرموده اند: یا معشر التجار- الفقه ثم المتجر و الله للربا فی هذه الامه اخفی من دبیب النمل علی صفا ؛ ای تجار و کسبه اول احکام تجارت را بیاموزید بعد تجارت کنید به خدا قسم ربا خواری در این امت از راه رفتن مورچه بر سنگ پنهان تر است.(نهج البلاغه، نامه ۶۹)

همچنین امام علی(ع) می فرماید: هر کس بدون علم تجارت کند در منجلاب ربا فرو می رود به صورتی که از آن بیرون نمی آید.(۲۷)

امام علی(ع) در مورد توجه به کیفیت و دقت در نحوه اجرای کار می فرماید: لا تطلب سرعه العمل و اطلب تجوید فان الناس لا یسئلون فیم فرغ من العمل انما یسئلون عن جوده صنعه ؛ هیچگاه سعی نکن که کار را با عجله به پایان رسانی بلکه تلاش کن تا آنرا خوب انجام دهی چون مردم نمی پرسند که در چه مدت این کار را انجام دادی؟ بلکه از کیفیت و خوبی آن سئوال می کنند.(شرح نهج البلاغه ، ابن ابی‏الحدید ، ج ۲۰ ، ص ۲۶۷)

دزدی اقسام متعددی دارد که از آن جمله کاردزدی و دزدی از کار است. دزدی عبارت است از شیوۀ ربودن دارائیهای دیگران ازطریق خفا و پنهانی که این کار اغلب در تاریکی های شب صورت می گیرد؛ ولی در روز نیز رواج دارد .دزد به کسی گفته می شود که مخفیانه از مال و حقو دیگری بی اذن و اجازه بردارد. دزدی از کار یا همان کاردزدی، عملی است که شخص از کار می زند و چنان که متعارف است انجام نمی دهد. کاردزد، با این عمل خویش از کار دیگری کم می گذارد و مصداق روشن آیه ۸۵ سوره هود است. مستاجر و مستخدم اگر کاری را به عهده گرفته است می بایست بر اساس عهد خود عمل کند و متعارف آن را انجام دهد. عمل بیرون از متعارف دزدکاری شمرده می شود و به عنوان دزدی از کار گناه و جرم است. از این روست که در قوانین مدنی آمده است: اگر مستخدم در انجام وظایفی که به او محول شده کم کاری یا سهل انگاری نماید مرتکب تخلف اداری شده است.

بر اساس قانون هر گونه اعمال، رفتار و گفتاری که حیثیت و موقعیت اداری کارمند را خدشه دار نموده و موجبات نقص حقوق اشخاص اعم از حقیقی و حقوقی و هم چنین قوانین و مقررات را فراهم آورد و به موجب قانون رسیدگی به تخلفات اداری برای آن مجازات اداری در نظر گرفته شده باشد تخلف اداری نامیده می شود. به لحاظ اهمیتی که حیثیت شغلی مستخدمین دولت، اموال دولتی و.. داراست در ماده ۸ قانون رسیدگی به تخلفات اداری در ۳۸ بند احصاء شده که برخی از این تخلفات دارای وصف مجرمانه است. از جمله این تخلفات اداری این که کارمند وظایف محوله خود را در ارتباط با ارباب رجوع انجام نداده و یا تعمدا در انجام این وظایف تعلل یا تاخیر نماید و هیچ گونه دلیل و یا توجیه قانونی نیز نداشته باشد عمل وی مصداق تخلف فوق است.

به هر حال، توجه به منابع انسانی از جمله کار در اقتصاد مقاومتی یکی از مهم ترین مسایلی است که می بایست در دستور کار قرار گیرد. رسیدن به آن چه از آن به اقتصاد شکوفا، کارآمد، پویا و تمدن ساز و مقاومتی گفته می شود تنها در گرو تامین اصول اولی آن از جمله کار و سرمایه انسانی در کنار سرمایه مادی است.