نقش پایداری و استقامت در امدادهای غیبی

بسم الله الرحمن الرحیم

هر کسی دوست دارد تا از راه های غیر معمول و عادی مشکلات وی حل و فصل شود و دستی از غیب او را یاری و کمک کند و به چشم فروبستی از نقمت به نعمت، از رنج به آسایش و از درد به آرامش برسد؛ چنان که پیامبران(ع) این گونه بودند و هماره دستی از غیب بر می آمد و ایشان را یاری می کرد و از درون آتش کین دشمن بیرون آورده و آتش را بر وی گلستان می کرد و یا از چاه حسادت بر می آورد و بر تخت پادشاهی می نشایند و از فراق یار رهایی و از زندان تن و جان به آسمان بیکران پرواز می داد و با ابابیل و پرستوها و لشکریان پیدا و ناپیدا ماشین جنگی دشمن را نابود و جامعه را از شر دشمنان رهایی می بخشید.

 

آیا واقعا امکان معجزه یا کرامتی برای ما هست؟ آیا خداوند هم به اعجاز و کرامتی می شود دستگیر ما باشد؟ نویسنده با مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن است تا امکان چنین امری را بررسی نماید و پاسخی از کلام خداوند به این پرسش ها دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

امدادهای غیبی در انتظار ما

از آیات قرآنی این معنا به دست می آید که همه هستی حتی شیاطین لشکریان خدایند.(فتح، آیه ۷؛ مدثر، آیه ۳۱ و آیات دیگر) هیچ چیز در هستی بیرون از ملک و حکومت او نبوده(آل عمران، آیه ۲۶؛ انعام، آیه ۷۳؛ اسراء، آیه ۱۱۱؛ طه، آیه ۱۱۴، فاطر، آیه ۱۳؛ و آیات دیگر) و هیچ کسی بیرون از مشیت و خواست الهی کاری نمی کند و مشیتی ندارد.(انسان، آیه ۳۰؛ تکویر، آیه ۲۹)

بنابراین، هرکسی پی کاری می رود که خداوند برای او مشیت کرده است، هر چند که مانند ابلیس در مقام کفر در آید و از فرمان و دستور تشریعی خداوند، ابا کند و استکبار ورزد؛(بقره، آیه ۳۴) زیرا وجود اراده و اختیار در مقام فعل برای دو گروه از موجودات یعنی جن و انسان در مشیت الهی و براساس حکمت خداوندی، به آنان اجازه می دهد تا در محدوده تشریع به ظاهر از دایره عبودیت و عبادت خارج شوند و تمرد و عصیانی داشته باشند؛ اما خواسته و ناخواسته هرگز از دایره حکومت خداوندی و مدار اصلی حکمت خارج نمی شوند؛‌ زیرا همه موجودات به اطاعت یا عصیان نمی توانند از ملک و ملک خداوندی بیرون روند و به تعبیر امیرمومنان علی(ع) « لایمکن الفرار من حکومتک؛‌ نمی توان از حکم و حکومت الهی فرار کرد.»

همه هستی در چارچوب مشیت الهی در مسیر کمالی خودشان حرکت می کنند تا فلسفه و حکمت و هدف آفرینش تحقق یابد. البته این بدان معنا نیست که خداوند در ذات خود هدف دارد که می بایست آن را به دست آورد؛ زیرا این بدان نقص در ذات است؛ بلکه هدف و حکمت تنها در فعل الهی است و خداوند می خواهد از این طریق بر بندگان جود کند و در مقام جواد و از باب رحمت رحمانی و سپس رحمت رحیمی در آید و جلوه نماید.

پس همه هستی به عنوان لشکریان خداوند در پی حکمت الهی روان هستند و بر آنند تا این حکمت و هدف آفرینش تحقق یابد. از این رو، اگر به نظر می رسد که چیزی در راه خلاف حکمت الهی می رود، وقتی از منظری برتر به آن نگاه شود دانسته می شود که آن نیز در کلیت در خدمت این نظام احسن و حکمت الهی است، هر چند که به ظاهر تمرد و عصیانی کرده است.

این سخن بدان معناست که همه هستی در انتظار آن هستند تا خدمتی به انسان کنند که اشرف آفریده ها و مخلوقات الهی است و برای ماموریت ویژه یعنی خلافت الهی آفریده شده است.(بقره، آیه ۳۰)

از آیات قرآنی به دست می آید که خداوند همه هستی را در خدمت انسان قرار داده و حتی فرشتگان را در همه سطوح و مراتب متعالی برای خدمت رسانی به بشر به کار گرفته است؛ زیرا فرمان به سجده جز به معنای اطاعت و در خدمت بشر بودن نیست.(بقره،‌ آیه ۳۴؛ حجر، آیه ۳۰؛ ص،‌ آیه ۷۳)

پس می توان گفت که همه هستی در انتظار خدمت به بشر هستند و در این میان فرشتگان هماره در انتظار آن هستند تا خدمتی به بشر کنند و از وجود بشر و خدمت رسانی به او برای تعالی خود بهره ای گیرد و بر علم و دانش خود بیافزایند.(بقره، آیه ۳۱ و آیات دیگر) فرشتگان به اشکال مختلف در خدمت بشر هستند؛ چه آن هایی که الهاماتی می کنند و چه آنانی که اموری را تدبیر کرده (نازعات، آیات ۱ تا ۵) و چه آنانی که از همه جوانب به محافظت می پردازند و چه آنانی که رزق و روزی می رسانند و یا کارهای دیگری را انجام می دهند که به طور مستقیم یا غیر مستقیم برای بشر و اهداف آفرینش مفید است مانند فرشتگانی که به القاح و تلقیح باد و باران و گیاهان و جانوران و مانند آن می پردازند و شرور را تا زمان اجل مسمی از آدمی دور نگه می دارند و از پیش و پس به عنوان قائد و سائق آدمی را به سوی خیر و اهداف آفرینش می رانند یا می کشند.(یوسف، ایه ۶۴؛ طارق، ایه ۴؛ حجر، آیه ۲۲ و آیات دیگر)

راه های بهره مندی خاص از امداهای غیبی ویژه

البته همه موجودات هستی همان گونه که وجود خود را از خداوند دارند، هر دم که وجود دارند و از هستی بهره می برند، تحت عنایات خاص الهی بوده و از رحمت عمومی و ربوبیت کلی خداوند سود برده و به بقا ادامه می دهند؛‌ زیرا همه موجودات در ذات و وجود خود فقیر هستند و تنها خداوند غنی بالذات است.(فاطر، آیه ۱۵) پس به حکم قاعده فلسفی و عقلانی که می گوید موجود امکانی در ایجاد و بقا به واجب الوجود متکی است؛ همه موجودات از جمله انسان در وجود و بقای خود محتاج خداوند هستند و اگر خداوند دمی از ایشان رو برگرداند نابود می شوند. خداوند در آیه ۱۹ سوره ملک برای تبیین کم تر از آن می فرماید که پرندگان در پرواز خودشان دم به دم نیازمند عنایت خداوند هستند و این خداوند است که آنان را پروازشان نگه می دارد. پس کسی که در کوچک ترین چیز خودش نیازمند عنایات الهی و فیض خداوندی است، در اصل وجود و بقای خود بیش از بیش نیازمند خداوندی است که غنی بالذات است.

خداوند به حکمت خود در مقام ربوبیت به پرورش همه موجودات می پردازد و این امر ربوبیت را به کسی واگذار نکرده است هر چند که انسان را در به عنوان مظهر کامل خود در این مقام به خلافت برگزیده تا این مسئولیت را به عنوان مظهر الهی انجام دهد؛ ولی شکی نیست که این ربوبیت انسانی هم گونه که از عنوان خلافت بر می آید در طول ربوبیت خداوندی و در شکل مظهریت است.

از جمله اقتضای ربوبیت الهی آن است که دم به دم به موجودات و مخلوقاتی که آفریده، فیض وجود و بقا دهد که از آن به عنوان رزق در برخی از آیات یاد شده است. این بدان معناست که رزق به عنوان عامل بقای موجود نماد و عنوانی برای همان افاضه اصل وجود برای بقاست. پس همه موجودات و آفریده ها همان گونه که در ایجاد از فیض الهی بهره مند می شوند در بقای خود به خداوند نیازمند هستند و خداوند از طریق رزق ایشان را باقی و برقرار می دارد. از همین روست که در آیات قرآنی آمده که هر موجودی به ویژه جانداران از رزق بی پایان الهی بهره مند می شوند و این گونه نیست که رزق و روزی موجودی که از این طریق به بقا می رسد قطع شود. پس همه موجودات به شکلی از رزق بقا بهره مند شده و خداوند بقای آنان را این گونه تضمین کرده است.(نگاه کنید: هود، آیه ۶؛ عنکبوت، آیه ۶۰)

اما انسان به سبب جایگاه خاص و نیز خصوصیات و ویژگی های انحصاری می بایست خود نیز گامی در بهره مندی از عنایات خاص الهی بردارد و از امدادهای ویژه برخوردار شود؛ زیرا انسان دارای اراده ای است که می توان او را در جهت انتخاب در دو مسیر متضاد و متقابل درجات و درکات قرار دهد، به طوری که اگر در مسیر درکات قرار گیرد و هبوط و سقوط کند، سرمایه وجودی اسمای الهی را از دست می دهد و گرفتار فراق اسمایی می شود و صفات الهی در او کم رنگ و در نهایت یا از میان می رود یا کم تاثیر می شود و دیگر نمی تواند به عنوان متاله،‌ خلافت نماید.

اما اگر در مسیر فطرت و الهامات الهی باشد و صفات ودیعه نهاده در ذات خود را فعلیت و ظهور بخشد، نخست رنگ خدایی گرفته و در نهایت متاله شده و در مقام مظهر ربوبیت در می آید و خلافت الهی را به عهده می گیرد و خلیفه تمام و کامل الهی می شود.(بقره،‌ایه ۱۳۸؛ آل عمران،‌ ایه ۷۹)

این مسیری که او را از درکات دور کرده و فراق صفات و اسمایی الهی را موجب نمی شود،‌ بلکه زمینه ساز ظهور اسماء و صفات الهی در شخص در شکل کمال و تمام آن می شود، همان طریق عبودیت است (ذاریات ، آیه ۵۶) که از آن به صراط مستقیم هدایت نیز تعبیرشده ، به طوری اهالی آن از نعمت های خاص برخوردار می شوند (فاتحه، آیه ۷؛ نساء، آیه ۶۹) که از جمله این نعمت های خاص الهی نیز امدادهای غیبی است.

این طریق عبودیت یا همان صراط مستقیم می تواند انسان را به نعمت های خاص الهی برساند و شخص افزون از بهره مندی از رحمت رحمانی و عمومی از رحمت رحیمی و خاص خداوندی نیز بهره مند شود.

البته مسیری که از آن به صراط مستقیم و یا عبودیت یاد می شود، مسیری طاقت فرسا و همراه با محدودیت های بسیاری است که تکالیف موجب می شود؛ زیرا شخص می بایست قید بی بند و باری را بزند و خود را مقید به اعمال و احکام و قوانینی نماید که آزادی او را محدود می سازد و اجازه نمی دهد تا هر گونه که خواست عمل کند. هر کسی به مقدار معرفت و عمل نیک خود در مسیر خدایی شدن از طریق عبودیت پیش می رود؛ ‌هر چند که تنها کسانی اندک پذیرای تکالیف و محدودیت ها هستند و به این راه ایمان آورده و عزم می کنند تا در راه بروند و در آن باقی بمانند هر چند که مشکلات و مصیبت های بسیار بر ایشان وارد شود ، اما همین اندک اگر بخواهند به کنه و جوهر عبودیت برسند و خدایی شده و به مقام ربوبیت ظهور یابند، می بایست افزون بر مشکلات عمومی مشکلات و ابتلاء‌ ها و فتنه های بسیاری را تحمل کنند.(بقره،‌آیه ۱۲۴ و ایات دیگر)

اما وقتی این گونه شد و از مراتب برتر تقوا سود برده و ایمان ایشان دارای ویژگی هایی چون استقامت گردد، در آن زمان از امدادهای غیبی و کمک ها و توجهات و عنایات خاص برخوردار خواهند شد و همه مشکلات حل و فصل شده و تلخی و سختی آن ها از میان می رود.

خداوند در آیاتی از جمله آیه ۹ احزاب به این نکته توجه می دهد که همراهی افراد مومن با پیامبر(ص) هر چند که در درجات بالا نباشند، موجب می شود که در سایه این همراهی از عنایات و امدادهای غیبی برخوردار شوند و فرشتگان به خدمت مستقیم آنان در آیند و کارهای سخت ایشان را آسان و مشکلات را از پیش روی ایشان بردارد. همین مطلب در آیه ۴ سوره فتح بیان شده است. خداوند در این آیه می فرماید که همراهی با پیامبر(ص) موجب ازدیاد ایمان ایشان شده و از راه های غیب در دل های آنان الهاماتی انجام می شود که موجبات سکونت و آرامش دل ها شده و آنان را برای انجام کارهای سخت و دشوار جهادی آماده می کند و آستانه صبر و تحمل آنان را افزایش داده و اضطراب و نگرانی را از دل های آنان می زداید. در این شرایط است که همه هستی در اسمان و زمین به عنوان لشکریان خدا در خدمت مومنان قرار می گیرد و آنان می توانند موفقیت های بزرگی را برای خود و جامعه ایمانی رقم زنند.

ایمان و استقامت دو شرط اساسی در امدادهای غیبی

از این آیات و نیز آیه ۳۰ سوره فصلت و آیه ۱۳ سوره احقاف این معنا به سادگی قابل استنباط است که شرط اساسی در بهره مندی کامل از امدادهای غیبی و به ویژه حضور فرشتگان و امدادهای ویژه آنان، داشتن ایمان و استقامت است. خداوند می فرماید: إنّ الّذین قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقـموا تتنزّل علیهم الملائکه ألاّ تخافوا ولاتحزنوا؛ به راستی کسانی که گفتند: پروردگار ما الله است سپس در این راه استقامت ورزیدند بر ایشان فرشتگان فرود می آیند که از آینده نترسید و از گذشته اندوهی بر دل راه ندهید.

کسانی که در مقام حکمت نظری اهل توحید کامل و محض حتی توحید در فعل هستند و در حکمت عمل و اراده، عزم و همت و پایداری و استقامت می ورزند و هرگز از راهی که انتخاب کرده پس نمی کشند و عقب نشینی نمی کنند، در این حالت در اوج مشکلات و مصیبت ها خداوند به یاری آنان می شتابد؛ زیرا چنین افرادی تحت ولایت خداوندی قرار می گیرند(فصلت، ایات ۳۰ و ۳۱) پس خداوند نیز عنایت خاصی به ایشان داشته و اولیای خود را یاری و امداد می کند و همگان را به خدمت ایشان در می آورد که البته خدمت فرشتگان برجسته تر و مفیدتر است؛ زیرا آنان را به سوی سکونت و آرامش می رانند و دل های آنان را نسبت به گذشته و آینده آرام کرده و هر گونه ترس از وضعیت آینده و اندوه نسبت به کارهای پیشین را از میان بر می دارند. این گونه است که خداوند ضمن یاری رساندن در زندگی مادی و دنیوی آنان را نسبت به آینده مبهم آنان نیز روشن می کند و برای آنان آینده ای از آسایش و ارامش در بهشت را بشارت می دهد.(همان)

پس اگر در زندگی دنیوی و در استقامت ورزی خود بر ایمان و راه راست به پیروزی رسیدند، از زندگی خوب و سعادت مند دنیوی بهره می برند و اگر نیز شهید شدند یا به موفقیت ظاهری در دنیا دست نیافتند، از بهشت بهره می شوند که هر آن چه خواسته دل آنان است در آن جا به اراده و مشیت آنان فراهم می آید و به جای آن که اینان دنبال بهشت بروند بهشت به سوی آنان می آید.(همان و‌ایات دیگر)

البته باید توجه داشت که از نظر قرآن، عنصر استقامت یعنی عزم پایدار و همت مستمر افزون بر ایمان قوی و جزم محکم لازم است تا این حقیقت برای انسان تحقق یابد و انسان به یکی از دو نیکی بزرگ پیروزی در دنیا و بهشت اخروی یا هر دو دست یابد.(توبه، آیه ۵۲ و آیات دیگر)

استقامت ثلاثی مزید از باب استفعال است از ریشه قَوَمَ به معناى استمرار و پایدارى گرفته شده است.( اساس‌البلاغه، زمخشری، ص‌۵۳۸) در فارسی این واژه به معنای راستى، ایستادن، راست شدن، راست بایستادن(لغت نامه ، دهخدا) آمده است ولی در اصطلاح فرهنگ قرآنی ، استقامت به و قرار داشتن در راه راست بدون منحرف شدن است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه قوم)

پس استقامت به این است که انسان چون بنیان مرصوص باشد(صف،‌ آیه ۴) و با ثبات در قدم(انفال، ایه ۴۵) بدون هیچ گونه استکانت و سستی و ضعف (آل عمران، آیات ۱۴۶ و ۱۴۸) جزم خود را عزم کرده و وارد میدان عمل شده و هرگز کوتاه نیاید و تا رسیدن به مقصد از جان و مال و عرض خود نیز فدا نماید. در این صورت است که انسان و جامعه از عنای در این صورت است که انسان و جامعه از عنایات خاص الهی برخوردار شده و خداوند امدادهای غیبی را از جمله به کاری گیری همه هستی به عنوان لشکریان آشکار و نهان او و فرستادن فرشتگان برای کمک و یاری و بشارت و آرامش بخشی و مانند آن نصیب و بهره او می کند و موفقیت او را تضمین می کند.

پس باید توجه داشت که مقاومت و استقامت در برابر دشمن و عقب ننشستن از مواضع خیر و حق و عدالت خواهانه در چارچوب توکل به خدا و دست به نیایش عملی بردن و ربنا گفتن ، مهم ترین و اساسی ترین عواملی است که امدادهای غیبی را نصیب شخص و جامعه می کند. در زمانی که دشمن به همه عقاید و اعتقادات مردم حمله آورده و دین داری سخت و دشوار شده در این چنین زمانه ای استقامت بر دین و دین داری و مواضع صحیح و حق است که می تواند دشمن را شکست و آرامش و اسایش را به جامعه بازگرداند. اگر سخن از اقتصاد مقاومتی است این مقاومت نمی تواند بیرون از چارچوب استقامتی باشد که در آیات قرآنی بیان شده است؛ زیرا زمانی اقتصاد مقاومتی شکل می گیرد که مقاومت مبتنی بر استقامت در چارچوب حق و آموزه های وحیانی باشد و شخص و جامعه بخواهد تا اسلام و قرآن بر جامعه و جان و جهان حاکم شود. در این صورت است که اقتصاد مقاومتی پاسخ می دهد و انسان و جامعه اسلامی و ایمانی از شرور دشمنان رها می شوند و دشمنان خود ناخواسته به عنوان لشکریان بی مزد و مواجب در خدمت جامعه اسلامی در می آیند و به تعالی و رشد آن کمک می کنند چنان که ابلیس و شیاطین در خدمت مومن هستند و پیامبر(ص) می فرماید که شیاطین مامور من در دست من اسلام آورند و تسلیم محض من بوده و در خدمت من عمل و رفتار می کردند.پس می توان شیاطین را به خدمت گرفت و آنان را به عنوان لشکریان خدا در راستای اهداف آفرینش و کمال انسان قرار داد؛ زیرا انسان خلیفه الهی است و همه هستی از جمله شیاطین در خدمت خلیفه و لشکر او هستند.