نقش نیاکان در سبک زندگی بشر

samamosانسان امروز، نتیجه انسان دیروز است؛ زیرا انسان و جامعه انسانی هرگز بریده از زمان و مکان و پیشینه نبوده و نیست. آثار دیروز همان گونه که در زندگی امروز هر فرد باقی و تاثیرگذار است؛ آثار نسل های پیشین انسانی نیز تاثیر به سزایی در سبک زندگی انسان معاصر دارد. این تاثیر از سوی نیاکان به عللی چون وراثت بیش از پیش نمودار است.

هر چند که پیشینه همه انسان ها به حضرت آدم(ع) می رسد، ولی تفاوت های محیطی و تغییرات زمانی و مکانی، موجب تغییرات شگرفی در فرزندان آدم(ع) شده است. این گونه است که نژادهای انسانی شکل گرفته است و تفاوت هایی حتی در رنگ، شکل ظاهری اندام و مانند آن پدید آورده است. این جاست که نقش نیاکان در زندگی امروز هر فرد و جامعه ای، نقشی پررنگ تر و تاثیرگذارتر می شود.

نویسنده با این فرض به سراغ آموزه های قرآنی رفته است تا نقش مثبت و منفی نیاکان را به ویژه در سبک زندگی بشر تبیین نماید و تحلیل قرآن را در این حوزه به دست دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

نقش مثبت و منفی نیاکان در سبک زندگی

نیاکان جمع واژه نیا در زبان فارسی است. این واژه در برابر واژه آباء و اجداد در زبان عربی قرارداده می شود. پس نیا به معنای پدرپدر و نیز پدر مادر است.(لغت نامه دهخدا، ج ۱۴، ص ۲۰۲۶۳) نیا و جد تنها بر جد نزدیک و بی واسطه اطلاق نمی شود، بلکه در اجداد بالاتر نیز به کار می رود.(معجم لغه الفقهاء،‌ محمد قلعه چی، ۱۶۰)

البته کاربرد مجازی واژه جد در زبان عربی، بزرگی، نیک بختی، پولداری و دولتمندی است. در فقه امامی جد و اجداد به همان معنای نخست و حقیقی آن به کار رفته است.(دایره المعارف تشیع، ج ۵، ص ۳۱۹)

شخصیت هر انسانی متاثر از اموری چون وراثت، محیط زیست، زمان و مانند آن است. بر این اساس، خلقیات و خصوصیات اخلاقی اجداد از طریق وراثت به شخص منتقل می شود و شخصیت و رفتار او را تحت تاثیر مستقیم قرار می دهد.

محیط زیست نیز همان فضایی است که شخص در آن رشد و نمو می یابد. این محیط زیست را نیز بیش تر از هر کسی دیگر، خانواده بزرگ شامل پدر و نیاکان فراهم می کنند. حتی در خانواده کوچک نیز نیاکان به طور غیر مستقیم از طریق والدین، تاثیرات خود را بر سبک زندگی شخص به جا می گذارند.

از سویی دیگر، جامعه و محیط زیست بزرگ تری را که هر شخصی در آن زندگی می کند و شخصیت وی در آن شکل می گیرد، متاثر از نیاکان است؛ زیرا جامعه کنونی، استمرار طبیعی جامعه پیشین با تفاوت های جزیی است.

پس هر شخص انسانی از جهات و ابعاد گوناگون متاثر از سبک زندگی نیاگان است و نمی تواند خود را جدا از آنان ببیند و یا آثار و پیامدهای سبک زندگی آنان را در زندگی خود نادیده بگیرد.

از این روست که خداوند به مساله نیاکان در آیات بسیاری توجه ویژه ای مبذول داشته است و به نقد ، تحلیل، تبیین و توصیف نقش نیاکان در سبک زندگی افراد و جوامع پرداخته و توصیه ها و سفارش هایی را در این ارتباط ارایه داده است.

از نظر قرآن، افراد و نیز جامعه انسانی به شدت متاثر از نیاکان و پیشنیان است؛ زیرا حال در گرو گذشته است؛ چنان که آینده انسانی نیز در گرو حال انسان و جوامع می باشد.

بخشی از آموزه های قرآنی به تحلیل آثار مثبت و منفی نقش نیاکان در خوشبختی و بدبختی افراد و جوامع اختصاص یافته است.

خداوند به صراحت در آیات سوره نوح از بدبختی قوم نوح به سبب تاثیرات منفی نیاکان پرداخته است و در آن آیات روشن می سازد که چگونه حتی کودکان متاثر از این فضای آلوده و سبک نادرست زندگی قوم، تباه شده و حکم نابودی برای همگی آنان صادر می شود. حضرت نوح(ع) به صراحت می فرماید: انک ان تذرهم یضلوا عبادک و لایلدوا الا فاجرا کفارا؛ اگر ایشان را به حال خود رها کنی، بندگانت را گمراه می سازند؛ و جز فاجر و کافر نزایند. (سوره نوح، آیه‏۲۷)

این که محیط زیست موجود چنان از سوی والدین و نیاکان آلوده است که از نظر اعتقادی جز کفر باوری را نمی پذیرند و از نظر رفتاری جز فجور کاری را انجام نمی دهند. از همین رو، فرزندان ایشان نیز این گونه زاده می شوند؛ در حالی که به طور فطری هیچ انسانی جز بر حالت استوا و اعتدال و فطرت خداپرستی و کمال جویی و رفتار درست عقلانی مبتنی بر دین و حیا زاده نمی شود؛ ولی محیط و سبک زندگی که قوم نوح فراهم آورده اند، فرصت نمی دهد تا فطرت و اعتدال حتی در کودکان باقی بماند، بلکه آن را دفن و دسیسه می کنند. از این رو، از همین حالا نسل آینده تباه و نابود است.

در برابر این نوع سبک زندگی نادرست، خداوند سبک زندگی درست را نیز نشان می دهد که با فضاسازی مثبت نیاکان و والدین فراهم آمده است. خداوند از حضرت یوسف(ع) گزارش می کند که از سبک زندگی مثبت نیاکان خود متاثر شده و حتی در محیط زیست آلوده و کفر آمیز مصر نیز دست از آیین درست نیاکان باز نمی کشد و می فرماید: إِنِّی تَرَکْتُ مِلَّهَ قَوْمٍ لاَّ یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَهُم بِالآخِرَهِ هُمْ کَافِرُونَ وَاتَّبَعْتُ مِلَّهَ آبَآئِی إِبْرَاهِیمَ وَإِسْحَقَ وَیَعْقُوبَ مَا کَانَ لَنَا أَن نُّشْرِکَ بِاللّهِ مِن شَیْءٍ ذَلِکَ مِن فَضْلِ اللّهِ عَلَیْنَا وَعَلَى النَّاسِ؛ من ملت و آیین قومی را ترک گفتم که به خدا ایمان نمی آورند و آنان به آخرت کافرند و پیرو آیین پدرانم ابراهیم، اسحاق و یعقوب شدم. سزاوار ما نیست در چیزی به خدا شرک آوریم. این پیرو از راه حق و آیین درست، فضل خداوند بر ما و بر مردمان است.(یوسف، آیات ۳۷ و ۳۸)

به هر حال ، انسان در پیرو از آیین توحیدی و رفتارهای هنجاری، یا آیین کفر و شرک و رفتارهای نابهنجار به شدت متاثر از سبک زندگی نیاکان خود است؛ زیرا انسان موجودی تقلیدگر است و رفتارها و اندیشه های دیگران را می پذیرد و بر اساس آن عمل می کند. این تاثیر و تقلید از رفتارهای دیگرانی که برای او مهم می باشند، بیش از همه است. انسان کسانی را که به آنان علاقه مند است، به عنوان اسوه و سرمشق می پذیرد و می کوشد تا همانند آنان عمل کند. همین امر موجب بقای جوامع و استمرار حرکت جمعی بشر به سوی هدفی خاص با روش های خاص می شود و جوامع متعدد و متنوع را شکل می بخشد. جامعه پذیری مبتنی بر اصل تقلیدپذیری انسان است و وحدت و بقای جوامع نیز بر آن پایه شکل می گیرد. از این رو، سبک زندگی نیاکان برای افراد بسیار مهم و اساسی است؛ زیرا آنان در جایگاه دیگران مهم قرار می گیرند و سبک زندگی آنان، الگو و سرمشق رفتار و سبک زندگی آیندگان می شود. بر این اساس، نقش نیاکان می تواند مثبت یا منفی باشد و شخصیت آدمی و رفتار جامعه را به دو سوی بدبختی و خوشبختی سوق دهد.

عقل و فطرت سالم، عامل نجات و رهایی

با توجه به آن چه گفته شد این پرسش مطرح می شود که انسان چگونه می تواند خود را از تاثیرات منفی سبک زندگی نیاکان حفظ کند و مسیر درست و راست هدایت و خوشبختی را بیابد و آن را بپیماید؟

از نظر قرآن هر چند که شرایط بیرونی سهمگین و فشار آن بر شخص وشخصیت فرد زیاد است؛ ولی خداوند انسان را به گونه ای آفرید که به طور طبیعی قدرت تشخیص و گرایش به حق و حقیقت را دارد.

خداوند در آیات چند به نقش فطرت در حقیقت جویی و حقیقت گرایی بشر اشاره می کند و می فرماید که انسان بر فطرتی سالم آفریده شده که ایشان را به سوی دین حنیف هدایت می کند.(روم، آیه ۳۰)

فطرت انسان همان عقل به مفهوم قرآنی است که هرگز از دین و حیا جدایی ندارد. (اصول کافی، ج ۳، ص ۱۶۵ ) بنابراین، به طور فطری انسان قدرت تشخیص حق از باطل را دارد و می تواند تقوا و فجور را بشناسد و در مسیر کمال خود و جامعه گام بردارد. از این روست که خداوند در آیات بسیاری از جمله ۱۷۰ سوره بقره، ۱۰۴ سوره مائده و ۱۷۳ سوره اعراف، از مردمان می خواهد تا به خرد و عقل و فطرت خویش رجوع کنند و به نقد آیین و سبک زندگی نیاکان خود بپردازند.

البته نقد سبک زندگی نیاکان همواره به معنای انکار و مخالفت با آن نیست، بلکه به معنای سنجش حق و باطل و خوب و بد است. پس آیین ها و سنت هایی که حق و خوب است مورد موافقت قرار می گیرد و بر استمرار و تقویت آن تاکید می شود و نسبت به آیین ها و سنت هایی باطل و بد است، تخطئه و طرد می گردد.

از این روست که خداوند در آیات ۸۳ تا ۸۷ سوره انعام و نیز ۹۰ همین سوره، از الگوبرداری مبتنی بر فطرت و عقلانیت از سبک زندگی نیاکان سخن به میان می آورد. در این آیات بیان شده است که پیامبر(ص) سبک زندگی خویش را از نیاکان خوب خود چون حضرت ابراهیم (ع) و پیامبران(ع) گرفته است و آنان را سرمشق زندگی خویش قرار داده است.

انسان در مقام ستایش می بایست سبک زندگی نیاکانی را مورد توجه قرار دهد که مبتنی بر حق و خیر و خوبی باشد؛ زیرا ستایش از نیاکان به معنای پذیرش سبک زندگی آنان در اعتقاد و رفتار است و هنگامی که انسان از کسی ستایش می کند، می خواهد او را سرمشق خویش قرار دهد؛ پس انسان می بایست به ستایش از نیاکانی بپردازد که شایسته الگوبرداری می باشند.

اگر کسی به نبش تاریخ می پردازد و می خواهد تا حقایق گذشته را بشناسد و به ستایش نیاکان بپردازد، می بایست بر اساس عقل و فطرت به داوری و ارزش گذاری اقدام کند و تنها نیاکانی را مورد ستایش قرار دهد که سبک زندگی آنان می تواند الگویی برای رشد و کمال خود و جامعه باشد. از این روست که پیامبران همواره به یادآوری و ستایش نیاکانی می پرداختند که الگو و سرمشق های کامل و خوبی برای زندگی بودند.(انعام، آیات ۸۴ تا ۸۷ و نیز مریم ، ایه ۵۸)

این که برخی به نبش تاریخ قومیت و نژاد خود می پردازند و به تعبیر قرآن به زیارت و دیدار گورستان ها می روند تا به نیاکان و تاریخ پر افتخار خودشان تفاخر کنند: زرتم المقابر(تکاثر، آیه ۲) می بایست به این نکته توجه داشته باشند که تنها در صورتی این عمل ایشان مفید و سازنده است که مبتنی بر نقد نیاکان و گذشته باشد و این نبش تاریخ زمینه ساز بهره گیری از عقاید و سنت های درست و رفتارهای خوب و طرد رفتارهای نادرست ایشان باشد. پس اگر این نبش تاریخ برای حرکت های نادرست در سبک زندگی و تفاخر بیهوده باشد، می بایست کنار گذاشته است؛ چرا که مانع جدی در سر راه رشد و تعالی فرد و جامعه خواهد بود.

حفاظت بر میراث فرهنگی و تمدنی نیاکان و گذشتگان تنها در صورت عبرت گیری و بهره مندی از روش های درست و تخطئه رفتاری نادرست امری سازنده و مورد تایید قرآن است.

یکی از عوامل تباهی و نابودی اقوام پیشین، تقلید کورکورانه از فرهنگ و سنت های نیاکان خود بوده است. خداوند در آیات ۶۵ و ۷۰ سوره اعراف در بیان علت تباهی و نابودی قوم عاد این تحلیل را به دست می دهد که چگونه تقلید کورکورانه از نیاکان موجب شد تا عقل و فطرت خویش را به کار نهند و در پرسش معبودان باطل و شیوه های رفتاری نادرست پافشاری و اصرار ورزند و حتی در برابر روشنگری های حضرت هود(ع) به رویارویی برخیزند و زمینه تباهی و نابودی خویش را فراهم آورند.

اصولا توده های مردم، دنبال الگوبرداری از دیگران مهم خویش بدون هیچ گونه نقد و بررسی می باشند. این دیگران مهم اگر نیاکان باشند، موجب می شود تا تقلید به شدت کورکورانه و به دور از هر گونه نقدی باشد؛ زیرا نقد نیاکان را نقد خود می شمارند و آشکار شدن خطاها و اشتباهات نیاکان را خواری و ذلت خود می دانند. این گونه است که حتی بر خطاها و اشتباهات فاحش و آشکار نیاکان چشم فرو می بندند و به توجیه سنت های باطل و اعمال خرافی آنان می پردازند. خداوند در آیاتی از جمله ۶۹ تا ۷۴ سوره شعراء به این روحیه توده های انسانی اشاره می کند و می فرماید که چگونه تقلید صرف از نیاکان ، موجب شد تا در برابر عقل و منطق به توجیه گری رو آورند و بت پرستی خویش را عمل و آیینی درست نشان دهند. آنان وقتی دریافتند که بتان هیچ قدرت و توانی ندارند، و عقل و منطق نمی تواند آیین بت پرستی را توجیه کند، به صرف تقلید از سنت نیاکان می آویزند و این گونه رفتار نادرست و باطل امروزین خویش را توجیه می کنند.

لزوم مبارزه با سبک های نادرست نیاکان

جامعه متاثر از سبک زندگی نیاکان است. بسیاری از آیین ها و رفتارهای در سبک زندگی نیاکان متاثر از شرایط و نیازهای زمانی و مکانی است. تغییرات زمانی و مکانی، موجب می شود که آن ها بی معنا شود؛ با این همه عادت بر سبک زندگی نیاکان موجب می شود تا هم چنان آیین ها استمرار یابد.

آیین ها، هر چند که عامل وحدت اجتماعی جامعه است و روش رسیدن به اهداف آن جامعه را نیز ترسیم می کند، ولی می بایست همواره مورد نقد جدی قرار گیرد و بازسازی یا تخطئه شود. نگاه انتقادی به آیین های نیاکان موجب می شود تا فرصت تغییر روش ها، سیاست و برنامه ها برای هر جامعه ای فراهم آید و سرعت دسترسی به اهداف اصلی جامعه آسان شود.

بسیاری از آیین های نیاکان به عنوان روش های رسیدن به اهداف با رویکرد عقلانی و یا عقلایی سامان یافته است و نگاه کارکردگرایانه در آن به شدت قابل شناسایی است. بنابراین، اگر آیینی کارکرد مطلوب خود را به سبب تغییرات مکانی و زمانی از دست داده می بایست کنار گذاشته شود. این نگاه انتقادی موجب می شود تا آیین های مفید هم چنان استمرار و تداوم یابد. از این روست که پیامبر(ص) بانگاهی انتقادی به آیین های موجود در عصر جاهلی توجه می کند و با شناسایی آیین های مطلوب به عنوان دین حنیف از آیین های نادرست، فرصت بازگشت به دین حنیف اسلام و توحیدی حضرت ابراهیم(ع) را برای جامعه فراهم می آورد.

باید توجه داشت که جامعه جاهلی به شدت نیاکان پرست بود و تقلید از آیین های آنان را فرض و واجب می دانست. از این روست پیامبر(ص) با نگاه انتقادی می کوشد تا فرصت تحول و تغییر را به جامعه بدهد و ضمن حفظ وحدت اجتماعی با بهره گیری از آیین های مفید و سازنده باقی مانده از عصر ابراهیمی، حامعه را به سوی کمال و اهداف از پیش تعیین شده سوق دهد.(انعام،آیات ۸۳ تا ۸۷ و آیات دیگر)

همان گونه که غبار تاریخ بسیاری از آیین ها را از کارآمدی می اندازد و ناکارآمد می سازد، هم چنین غبار تاریخ حقایق آیین ها را دگرگون می سازد و در یک فرآیندی آیین مفید و سازنده برای دست یابی جامعه به اهداف، به ایین زیانبار و بازدارنده تبدیل می شود. همین امر موجب می شود تا نسل های آینده از علت و عوامل ایجادی آیینی بی خبر گردند و کورکورانه از آن تقلید نمایند. گاه دیگر، حقایق و معارفی از آیین ها دگرگونه شود و مردم بی توجه به حقیقت آن به تقلید از آیین ادامه دهند. این مساله درباره قوم یهود عصر جاهلی گزارش شده است. خداوند در آیه ۹۱ سوره انعام، به عدم آگاهی یهود زمان پیامبر(ص) از حقایق و معارف تورات اشاره می کند و آن را علت سرگردانی و تقلید های نادرست و باطل از نیاکان یهودی می شمارد.

به هر حال، سبک زندگی انسان معاصر متاثر از سبک زندگی نیاکان است و زمانی این سبک زندگی می تواند کارآمدی و کارایی مطلوب داشته باشد که همواره با نگاهی انتقادی به آن توجه شود و با بهره گیری از عقل و فطرت و دین و وحی به نقد آن پرداخته و خوب و بد و حق و باطل آن جدا شود و مواردی که مانع یا بازدارنده از اهداف است کنار گذاشته و موارد مفید تقویت شود.

بی هیچ شک و تردید، انسان امروز ، تراکمی از اندیشه ها و رفتارهای گذشتگان است و حال امروز ما در آینده تاثیر شگرفی و بی مانندی به جا می گذارد. بر این اساس، لازم است تا درست به گذشته تاریخی توجه شده تا آینده ای مطلوب به خوبی و آسانی ساخته شود.