نقش مهارت های سربازی در امنیت ملی

سرباز

مقدمه

دفاع از مرزهای جغرافیایی و ایجاد امنیت فراگیر از مهمترین وظایف نیروهای نظامی و انتظامی است. نیروهای مرزی که در اصطلاح قرآنی از آنها به مرابطین یاد شده است، مسئولیت امنیت امت را با دفاع از مرزها و دفع و رفع دشمنان به عهده دارد؛ در حالی که نیروی انتظامی که از آن به حارس و شرطه و مانند آن یاد می شود، مسئولیت تأمین امنیت اجتماعی و حراست و محافظت از مسؤلین نظام را به عهده گرفته و از هرگونه هنجارشکنی و قانون شکنی و اختلال در نظم عمومی و اجتماعی جلوگیری به عمل می آورند.

در این میان نقش اساسی را در عمل سربازانی به عهده دارند که در صف مقدم جبهه و تقابل با افراد یا گروه های سازمان یافته قانون شکن و هنجار شکن قرار دارند. از این رو قرآن کریم به عنوان اصلی ترین منبع تأمین و تغذیه کننده فلسفه و سبک زندگی بر اساس عقلانیت وحیانی، نه تنها به صفات و ویژگی های فرماندهی و فرماندهان پرداخته است، بلکه توجه خاصی را به سربازان و صفات آنان مبذول داشته است. بخشی از مهمترین موضوعات و مسائل مربوط به به حوزه سربازی در قرآن به مهارت های سربازی اختصاص یافته است که در این پژوهش و تحقیق مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.

کلید واژه ها : مهارت ها، امنیت ملی، سربازی، نقش.

مفاهیم و کلیات

بی گمان تبیین مفاهیم کلیدی برای ایجاد تفاهم و درک متقابل از یک دیگر، نخستین گام در هر تخاطب و گفتگوی است؛ زیرا بسیاری از واژگان و اصطلاحات به رفته در گفتگو و نیز مقاله به سبب اشتراک لفظی چون شیر یا اشتراک معنوی نیازمند تببین است تا فهم مشترکی نسبت به آنها پدید آید و اختلاف معنایی یا مفهوم مانع و سد راه درک و فهم متقابل نشود؛ زیرا اگر گوینده از واژه شیر در جمله شیر آمد، این معنا را اراده کند که شیرمردی آمد و منظور کنایی را از واژه مد نظر داشته باشد و شنونده و مخاطب، یکی از معنایی مشترک حقیقی چون شیر جنگل را بفهمد، به طور طبیعی واکنش مخاطب و شنونده آن چیزی نیست که گوینده انتظار داشته است.

همین امر در حوزه اصطلاحات علوم پر رنگ تر خودنمایی می‌کند؛ زیرا اصطلاحات هر علمی مختص همان علم است؛ هرچند که از لفظی ممکن است مشترک باشد. مثلاً اصطلاح ذات و ذاتی در منطق و فلسفه با هم از نظر مفهوم فرق دارد. از این رو لازم است تا در هنگام کاربرد و استعمال الفاظ پیش یا هنگام سخن از اصطلاح مورد نظر در هر علم سخن گفته و شنونده و خواننده از آن آگاه شود؛ زیرا بسیاری از سوء‌استفاده، سوء تفاهم و برداشت های مختلف و ناهماهنگ و مخالفت و عدم تحقق مفاهمه و تفاهم به سبب همین ناآگاهی رخ داده است، به طوری که هر دو شخص بر این که آزادی و حریت حق طبیعی و ذاتی بشر است تأکید دارند، اما یکی از دو طرف گفتگو از آن بی بند و باری و آزادی حقوقی و اجتماعی می فهمد و آن دیگری مفهوم عرفانی و قرآنی رهایی از بند شهوات از طریق بندگی خدا اراده می کند که در آیه ۳۵ سوره آل عمران مطرح شده است را می فهمد.

البته گاه از طریق قرائن خارجی و مانند آن ها ممکن است مراد واژگان و اصطلاحات دانسته شود، اما عاقل از همان آغاز به تبیین آنها پرداخته تا تفاهم مشترک در گزاره ها و قضایا تحقق یابد.

۱. مهارت:

مراد در لغت به معنای توانایی عملی در کمال آن است که این مهم با تکرار عملی به دست آمده است. ماهر به کسی می گویند که در کار عملی خویش چنان توانا است که بی هیچ اشکال و نقص و کمبودی کار را به تمام کمال انجام و تحویل می دهد.

از نظر علمی، مهارت دانش آمیخته و همراه کار است. پس ماهر علم و عمل را با هم جمع کرده است.

مثلاً مهارت‌های زندگی توانایی‌هایی هستند که با تمرین مداوم پرورش می‌یابند و شخص را برای روبه‌رو شدن با مسایل روزانه زندگی، افزایش توانایی‌های روانی، اجتماعی و بهداشتی آماده می‌کنند.

بنابراین در مهارت دانش و علم به تنهایی کفایت نمی کند، بلکه این عمل و تکرار و مداومت عملی است که مهارت را می سازد و شخص را برای انجام کامل و دقیق کاری آماده می کند.

مهارت سربازی نیز، علم و عملی است که فردی را برای انجام مسؤلیت های مختلف و گوناگون سربازی آماده می‌کند. این مهارت های سربازی به چند دسته بر اساس مسؤلیت ها و وظایف سربازان تقسیم می‌شود؛ زیرا چنانچه توضیح داده می‌شود، سربازان در بخش‌های مختلف نظامی و انتظامی به کار گرفته می‌شوند و مسؤلیت ها و وظایف متفاوت و مختلفی دارند که هر یک نیازمند مهارت یا مهارت‌های گوناگون و تبحرهای خاصی است. از این رو آموزش های متنوع و متعددی در آمادگاه ها و پادگان‌ها به سربازان داده می‌شود و گاه دوره های اختصاصی و تخصصی برای ایجاد یا ارتقای این سربازان برای کسب و عهده دار شدن مسؤلیت ها و وظایف محوله داده می‌شود.

۲. امنیت ملی:

امنیت مصدر جعلی از واژه امن عربی به معنای آرامش، آسودگی و رهایی از هرگونه خطر است. [۱]

اصطلاح قرآنی ایمان که ثلاثی مزید همین واژه امن است، به معنای قرار گرفتن انسان در حالتی است که از غضب و خشم الهی رهایی یافته و به جای بودن در خطر آتش دوزخ در آرامش و آسایش بهشتی و قرب الهی قرار گرفته است.

بنابراین، امنیت به معنای آرامش و رهایی از خطر است.

پس اگر واژه «امن» به معنای بی گزند و بی آسیب، رهایی از خطر دست یابی به آرامش است، امنیت هم به معنای رهایی از خطر، بی گزندی و بی آسیبی یا حالتی است که در آن گزند و خطر و آسیب راه ندارد و آرامش در آن برقرار است.

در تعریف اصطلاح سیاسی و اجتماعی امنیت «Security» می توان گفت:

«امنیت حالت فراغت از هر گونه تهدید یا حمله و یا آمادگی برای رویارویی با هر تهدید و حمله را گویند. این واژه در اصطلاح سیاسی و حقوقی به صورت امنیت فردی، امنیت اجتماعی، امنیت ملی و بین المللی به کار برده می شود.[۲]

امنیت به معنی حراست از یک فرد، جامعه، ملت و یک کشور در برابر تهدیدهای خارجی است و نقطه مقابل «تهدید» به شمار می رود، هر کشوری که بتواند تهدیدهای بالقوه و بالفعل را از میان بردارد، به آسایش و امنیت رسیده است.

«واژه ی امنیت، ابتدا در ادبیات سیاسی آمریکا شدیدا متداول شد. بعد از تغییرات مهمی که پس از جنگ جهانی دوم در سیاست بین الملل پدید آمد، باعث شد تا این مفهوم نیز هر چه بیشتر کارآیی پیدا کند.»

«والترلیپمن» محقق و نویسنده آمریکایی، امنیت ملی را چنین تعریف کرده است :

«یک ملت وقتی دارای امنیت است که در صورت اجتناب از جنگ بتواند ارزش های اساسی خود را حفظ کند و در صورت اقدام به جنگ، بتواند آن را به پیش ببرد.»[۳]

انواع امنیت

امنیت به صورت امنیت فردی، اجتماعی، ملی و بین المللی کاربرد یافته است.

  1. فردی
  2. امنیت فردی حالتی است که در آن، فرد فارغ از ترس آسیب رسیدن به جان یا مال یا آبروی خود یا از دست دادن آن زندگی کند.
  3. اجتماعی
  4. امنیت اجتماعی نیز حالت فراغت همگانی از تهدیدی است که کردار غیر قانونی دولت یا دستگاهی یا گروهی یا فردی در تمامی یا بخشی از جامعه پدید آورد.
  5. ملی
  6. امنیت ملی حالتی است که ملتی فارغ از تهدیدِ از دست دادن همه یا بخشی از جمعیت، دارایی یا خاک خود به سر برد و در امنیت بین المللی قدرتها در حالت تعادل و حفظ وضع موجودند و از دستیازی به قلمرو دیگران خودداری می‌کنند و در جهت حفظ صلح بین‌المللی کوششهای هماهنگی دارند و سازمانهای بین المللی ضامن آن به شمار می‌آیند نسبی بودن فقدان تهدید به عنوان مهم‌ترین عنصر امنیت، از این مفهومْ مقوله‌ای نسبی و دارای شدت و ضعف ساخته است.[۴]

 

امنیت در قرآن

از نظر قرآن، امنیت مفهومی وسیع و فراگیر است و افزون بر موارد ایمنی از عذاب الهی در آخرت ، در دو سطح روانشناختی و جامعه شناختی قابل بررسی است.

امنیت در دایره روانشناختی

در سطح نخست به آرامش روحی افراد و کسب مدارج معنوی آنان ارتباط می‌یابد که از حوزه اصطلاحی امنیت در علوم اجتماعی بیرون بوده و به موضوع آرامش و اضطراب در روانشناسی ارتباط دارد.

امنیت در جامعه شناسی

در سطح دیگر امنیت باگونه‌های فراوان خود ابعاد گوناگون زندگی فردی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را دربرمی‌گیرد و با اقتدار و انسجام و وحدت جامعه پیوند دارد این امنیت همه جانبه افزون بر ایجاد زمینه‌های پیشرفت و توسعه داخلی، امنیت خارجی جامعه را سبب می‌شود.

در قرآن‌کریم افزون بر واژه امن و مشتقات آن ؛ [۵] از کلیدواژه‌هایی مانند سلم (بقره/سوره۲، آیه۲۰۸) ، سلام (رعد/سوره۱۳، آیه۲۴) ، سکینه (توبه/سوره۹، آیه۲۶)، صلح (نساء/سوره۴، آیه۱۲۸) و واژگانی در طرف مقابل امنیت مانند خوف (بقره/سوره۲، آیه۱۱۲)، رعب (حشر/سوره۵۹، آیه۲)، حزن (بقره/سوره۲، آیه۳۸) و نیز آیات جهاد (بقره/سوره۲، آیه۱۹۳ و نساء/سوره۴، آیه۹۱)، قصاص (نحل/سوره۱۶، آیه۱۲۶ و بقره/سوره۲، آیه۱۷۹) ؛ و حدود (نور/سوره۲۴، آیه۴) موضوع امنیت برداشت می‌شود، افزون بر این، آیات دیگری نیز در ترسیم حوزه معنایی امنیت نقش دارد که عبارت است از آیاتی که با بیان پاره‌ای احکام فقهی و اخلاقی، امنیت عقیده (بقره/سوره۲، آیه۲۵۶)، جان ؛ (مائده/سوره۵، آیه۳۲ و انعام/سوره۶، آیه۱۵۱)، مال (مائده/سوره۵، آیه۳۸) و آبروی (نساء/سوره۴، آیه۵۸ و حجرات/سوره۴۹، آیه۱۱ و ۱۲) ؛ انسانها را محترم شمرده و پیوند میان مؤمنان را بر پایه برادری (حجرات/سوره۴۹، آیه۱۰)، صلح (حجرات/سوره۴۹، آیه۹)، احسان (نساء/سوره۴، آیه۳۶) و قسط و عدل (حجرات/سوره۴۹، آیه۹) دانسته است و بر آمادگی دفاعی مسلمانان (انفال/سوره۸، آیه۶) و جهاد (نساء/سوره۴، آیه۸۴) تأکید کرده و بر حرمت جنگ در مکان (آل‌عمران/سوره۳، آیه۹۷) و زمانهای ویژه‌ای دلالت دارد.

۳. سربازی :

سربازی اسم نسبت به سرباز است. واژه سرباز به معنای کسی است که به اراده و اختیار سر خویش را می بازد تا از جان و مال و عرض و ناموس خویش دفاع کند.

سرباز در فرهنگ فارسی محمد معین این‌گونه معنی شده است: آن که آماده باشد که سر و جان خویش را در راه هدف خود فدا کند؛ سپاهی، لشکری؛ آنچه سرش گشاده بُوَد؛ سربسته.

به‌عبارتی، سرباز در معنای کسی است که از جانش در پی آرمانی گذشته و از باختن سرش ابایی نداشته باشد؛ ولی معنای کاربردیِ این واژه برای کسی به‌کار برده می‌شود که پیشهٔ نظامی‌گری داشته باشد و در ارتش و نیروهای نظامی و انتظامی خدمت کند، که بدین معنا سپاهی و لشگری هم می‌گویند.

سرباز یکی از درجه‌های نیروی نظامی و انتظامی است و به عنوان پایین‌ترین درجه در میان درجه‌های نظامی جا می‌گیرد.

درجه سرباز سه مرحله دارد:

سرباز یکم

سرباز دوم

سرباز

پس بر این اساس، سربازی در واژه به معنای باختن سر، جان‌فشانی کردن، تا پای جان در رزم ایستادن و جان باختن است. اما در اصطلاح امروزی خدمت دائمی یا موقت در نیروهای مسلح کشورها، سربازی نامیده می‌شود.

۴. نقش:

نقش در لغت به معنای صورت و شکل و رسم است. در حقیقت تاثیر چیزی بر چیز دیگر را نقش می گویند. از همین رو در عربی همین مفهوم با کلمه دور یا اثر به کار می رود. دور فلان به معنای نقش و اثر کسی یا چیزی بر کسی یا چیزی دیگر است.

وقتی می گوییم فلانی نقش بازی می‌کند یعنی صورت و شکلی را تصویر یا ترسیم می‌کند تا تأثیر مطلوب را داشته باشد.

نقش مهارت های سربازی به معنای تاثیرات مهارت های سربازی در چیزی هم چون امنیت ملی است.

عوامل امنیت ملی از نظر قرآن

بی گمان علت اصلی گستاخی دشمنان را می بایست در تفرقه و اختلاف امت و ملت دانست. تا زمانی که مردم از اتحاد و وحدت برخوردار و بهره مند هستند دشمن نمی تواند در ملتی و مردمی نفوذ کند و از راه حملات و یورش های بیرونی بشکند و آسیب جدی بر ایشان وارد سازد.

خداوند در ایاتی چند تبیین می کند که اختلاف های کوچک و بزرگی که در امت پدید می آید موجب می شود تا دشمن از رخنه پدید آمده استفاده کند و با بزرگ نمایی و یا بزرگ کردن رخنه برای خود راهی فراهم آورد و به اهداف خود دست یابد.

این سنت و قانون الهی است که هر ملتی که در دام اختلاف افتاد، از درون و بیرون تحت فشار قرار گرفته و از میان رفته و جز نام و نشانی از آن ها باقی نمانده است. در برخی از آیات از برباد رفتن سخن می گوید و می فرماید که اختلافات موجب می شود تا ” یذهب ریحکم” [۶]. این بدترین تعبیر در باره از میان رفتن و نیست شدن است که در فرهنگ قرآن و ادبیات عربی گفته شده است.

بنابراین مهم ترین عامل نه تنها در مقابله با تهدیدات بلکه عامل بازدارنده از حملات، حفظ وحدت اجتماعی و انسجام ملی است. از این روست که دشمن می کوشد پیش از هر حمله فیزیکی نخست این سد استوار را بشکند و با ایجاد اختلافات و تفرقه در صفوف ملت و امت آنان را به خود سرگرم نماید.

از دیگر راهکارهای قرآنی برای مقابله با تهدیدات ، آمادگی کامل نظامی و روحی و معنوی از سوی امت و ملت است، از این روست که فرمان می دهد تا از نظر منابع انسانی و مالی و تدارکاتی خود را تجهیز کنید به اندازه ای که در دل دشمن ترس و وحشت بیافتند: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ؛ و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهاى آماده بسیج کنید تا با این [تدارکات] دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان] دیگرى را جز ایشان که شما نمى ‏شناسیدشان و خدا آنان را مى ‏شناسد بترسانید و هر چیزى در راه خدا خرج کنید پاداشش به خود شما بازگردانیده مى ‏شود و بر شما ستم نخواهد رفت.[۷]

شاید بسیاری از تجهیزات هرگز به کار گرفته نشود؛ ولی هر عامل ارهابی که بتواند ترس و رهب در دل دشمن افکند می بایست از عامل انسانی و غیر انسانی فراهم آید تا در نقش عامل پیشگیرانه عمل کند. به سخن دیگر ، آمادگی کامل و در حد نهایی می بایست هماره به گونه ای باشد که دشمن از هر نظر در وضعیت پایین تر و پست تر باشد تا وسوسه حمله و هجوم به دل را ندهد و هماره از شما در ترس و وحشت به سر برد.

در حقیقت سیاست های تهاجمی دولت اسلامی و ملت وامت اسلام می بایست به عنوان یک راهبرد اساسی در برنامه ها وجود داشته باشد. دشمن نمی بایست فرصت این را بیابد که ترس و وحشت از وی دور شود و احساس امنیت کند. بنابراین ایجاد ناامنی روحی و روانی در دشمن می بایست به عنوان سیاست اصلی مورد توجه امت و دولت اسلامی باشد تا فکر و اندیشه دشمن هماره دیگر بوده و به خود اجازه ندهد تا اندیشه تجاوز کند چه رسد که آن را عملی سازد و یا حتی به درون شهرها و خانه های مسلمانان وارد شود؛ زیرا چنان که دیدیم و امیرمومنان علی (ع) نیز گوشزد کرده است هر گاه دشمن وارد شهرها و خانه های شما به هر شکلی وارد شده باشد، امنیت و ارامش و اسایش را از شما سلب می کند.
در جهان معاصر، دشمن خود را از نظر تجهیزات و نفرات در آمادگی بالاتری قرار داده است و بلکه با ابزارهای پیشرفته مخابراتی حتی در خانه های مسلمانان اشیانه کرده و حضور بیست و چهار ساعته دارد. رسانه های آنان تفرقه و اختلاف را دامن می زنند و وحشت و هراس در دل مسلمانان می افکند تا مالکیت و تسلط انان را بپذیرند و آقایی و سروری آنان را تایید کنند.

برای تامین اتحاد و وحدت می بایست نخست به اصول اساسی وحدت امت یعنی توحید و یکتاپرستی بازگشت و در سایه رهبری و امامت امام گام برداشت. از این روست که خداوند بازگشت به اصول اساسی دین و پیروی و اطاعت از آن و هم چنین رهبری را به عنوان مهم ترین عامل وحدت مورد تاکید و توجه قرار می دهد و در ایاتی بسیار بر اطاعت و پیروی از خدا و رسول پافشاری می کند.

البته مومنان برای این که وحدت را در میان خویش تقویت کنند می بایست رفتارهای ملایمت و ملاطفت آمیز را در پیش گیرند و نسبت به یک دیگر سخت گیری نکنند، زیرا نرمی و ملاطفت بین مردم موجب می شود تا انسجام و وحدت تقویت شود و کینه ها و کدورت ها از میان برود.

از آن جایی که دشمن در درون دل ها لانه می کند و با وسوسه های خویش مردم را می هراساند و دل هایشان را خالی می کند ، لازم است تا با این پدیده و روش با استفاده از ذکر الله و یادکرد دایم وی مبارزه شود. در جهان امروز دشمن با استفاده از ابزار رسانه در درون خانه ها و شبانه روز ترس و واهمه را تلقین می کند. بنابراین تنها با ذکر الله و نام اوست که آدمی می تواند طمانینه به دست آورد و قدرت مقاومت و دفاع را بیابد.

در آیات ۳۲ و ۳۳ سوره یونس ، خداوند از ذکر الله به عنوان یکی از مهم ترین علل و عوامل برای مقابله با هر گونه تهدیدی یاد می کند وبه مردمان گوشزد می کند که چگونه می توان با دشمن که از راه وسوسه درونی وارد می شود حتی مقابله کرد و تهدیدات او را از میان برداشت.

در شرایط سخت و دشوار که امید را هر کسی بریده می شود لازم است که انسان یاد خدا را بر زبان و دل داشته باشد و با توکل و به خدا به مقابله با دشمن برخیزد.[۸]

بی گمان هر کسی بر این باور باشد که اگر کشته شوم و یا پیروز در هر دو حالت پیروز میدان است نمی توان چنین کسی را هرگز شکست داد. انسان مسلمان ومومن به سبب باور به وظیفه و تکلیف می داند که اگر به وظیفه خویش به عنوان تقرب الی الله عمل کند در هر دو حالت پیروزی و شکست ، اوست که پیروز می باشد ، زیرا به وظیفه و تکلیف خود عمل کرده و در صورت پیروزی از نعمت های بزرگ و کمال بخش دنیا چون آرامش و آسایش بهره مند می شود و اگر شهید شود نیز در بهشت رضوان الهی جای می گیرد و از اسایش و ارامش ابدی برخوردار می شود. بر این اساس هرگز ترسی به نام شکست او را نمی ازارد و نمی هراساند. این در حالی است که دشمن تنها به پیروزی در دنیا می اندیشد و اگر احتمال شکست دهد هرگز به جنگ نمی اید، زیرا کشته شدن را عین نابودی و هلاکت می داند و به جهان آخرت و پاداشی باور و اعتقادی ندارد.

بنابراین برای مقابله با تهدیدات دشمن می بایست روحیه و باور مردمان را افزایش داد و به آنان فهماند که آن چه وظیفه وتکلیف بشر است انجام تکلیف و مسئولیت است و این که انسان مامور به وظیفه می باشد نه مامور به نتیجه. بنابراین چه کشته شود و چه کشته نشود و پیروز گردد او تنها موفق و پیروز واقعی است.
گاه لازم است که انسان نسبت به تهدیدات دشمن بی اعتنایی کند و آن را در دایره جنگ روانی قرار دهد؛ زیرا گاه دشمن تنها به خالی کردن دل ملت و امت توجه دارد و با ابزارهای روانی می کوشد تا دل ها را بهراسند. در این جا است که مومنان می بایست تنها از خداوند هراسناک و خوفناک باشند و از غیر او ترسی به خود را ندهند و تهدیدات دشمن را به عنوان جنگ روانی ارزیابی کرده و به آن بی توجهی کنند؛ زیرا توجه کردن به این گونه تهدیدات ممکن است دشمن را به این فکر و اندیشه افکند که در کار خویش می تواند موفقیت کسب کند. اما هرگاه تهدیدات وی با بی اعتنایی مواجه شود دشمن در می یابد که اصولا ملت در یک فضا و موقعیت برتری قرار دارد که برای تهدیدات وی پشیزی ارزش قایل نیست. این روش را پیامبرانی چون ابراهیم (ع) در برابر دشمنان خویش به کار می بست که آیات ۸۰ و ۸۱ گزارشی از این سازوکار به دست می دهد.

در شرایط کنونی که تمام کفر در برابر تمام ایمان و اسلام ایستاده و در تمامی سرزمین های اسلامی مومنان را تهدید می کند می بایست با حفظ وحدت و توکل به خدا و فراهم اوری عوامل بازدارنده دشمن را نه تنها به بیرون مرزها برانیم بلکه می بایست کاری کنیم که دیگر وسوسه حمله به خود راه ندهد

از دیگر مباحث مهم در امنیت اجتماعی، امنیت روانی اجتماع است که البته خود شامل دو نوع امنیت فردی و جمعی می‌شود. امنیت روانی جمعی زیرشاخه امنیت اجتماعی است. امنیت روانی زمانی تامین می‌شود که شخص از علل و عوامل اضطراب و تشویش در امان باشد؛ همچنین امنیت جمعی روانی، در زمانی تحقق می‌یابد که جامعه از عوامل تهدیدزا در امان باشد و از نظر آسایشی و رفاه اقتصادی عامل یا عواملی موجب ترس و وحشت از فقدان آن نشود.

امنیت روانی جامع و کامل با شکر و سپاس از نعمت‌های الهی فراهم می‌شود و باقی می‌ماند. از نظر قرآن هر شخص یا جامعه‌ای گرفتار ناسپاسی و کفران نعمت شود، گرفتار ناامنی خواهد شد. خداوند درباره این عامل مهم می‌فرماید: و خدا شهرى را مثل زده است که امن و امان بود و روزی‌اش از هر سو فراوان مى‌‏رسید. پس ساکنانش نعمت‌هاى خدا را ناسپاسى کردند و خدا هم به سزاى آنچه انجام مى‌دادند طعم گرسنگى و هراس را به مردم آن چشانید. [۹]

عامل موثر و مهم دیگر در امنیت روانی، حفظ حریم حرم‌ها و حرمت‌هاست. اگر فرد و جامعه حریم حرمت‌ها و اماکن مقدس را حفظ کنند، به طور طبیعی از امنیت روانی برخوردار خواهند شد و اگر هتک حرمت در حریم حرم کنند، به طور طبیعی آسیب می‌بینند. خداوند برخی از اماکن را حریم امن قرار داده است. کسانی که در حریم حرم و اماکن مقدس از جمله مکه وارد می‌شوند، در امنیت قرار می‌گیرند[۱۰] و همچنین کسانی که حرمت‌ها را نگه دارند، از نظر روانی در امنیت خواهند بود.[۱۱]

از آنجا که جامعه به هدف تامین آرامش و آسایش ایجاد می‌شود و نظام سیاسی مسئولیت تحقق آن را دارد، هرگاه جامعه‌ای احساس کند که خطراتی آرامش و آسایش را تهدید می‌کند، گرفتار ناامنی روانی می‌شود. ممکن است جامعه از نظر نظامی و انتظامی و اقتصادی در رفاه باشد و خطری بالفعل آن را تهدید نکند، ولی اگر خطری بالقوه را احساس کند، از نظر روانی دچار بحران می‌شود و رفتارهایی از خود بروز می‌دهد که می‌تواند نشانگر بحران روانی و یا تشدید آن شود.

به عنوان نمونه پخش شایعات درباره مسائل اقتصادی و بازار سرمایه، ممکن است امنیت روانی جامعه را در حوزه اقتصادی تهدید کند. همچنین پخش شایعاتی در زمینه ناتوانی دفاعی کشور و جامعه می‌تواند امنیت آرامشی را به خطر اندازد و جامعه احساس ناامنی کند. از همین رو در آیات و روایات نسبت به این مهم توجه داده شده است.

خداوند در قرآن بیان می‌کند افشاى اخبار امنیّتى از سوی افراد جامعه قبل از ارجاع آن به متصدیان امور از عوامل سلب امنیّت جامعه است: وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ الله عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّیْطَانَ إِلَّا قَلِیلًا؛ و چون خبرى حاکى از ایمنى یا وحشت به آنان برسد انتشارش دهند و اگر آن را به پیامبر و اولیاى امر خود ارجاع کنند، قطعا از میان آنان کسانى‏‌اند که مى‏ توانند درست و نادرست آن را دریابند؛ و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود، مسلما جز شمار اندکى، از شیطان پیروى می‌کردید. [۱۲]

یکی از عوامل ایجاد ناامنی روانی اخبار فاسقان است که مخاطرات امنیتی را موجب می‌شود. خداوند می‌فرماید: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصیبُوا قَوْماً بِجَهالَهًْ فَتُصْبِحُوا عَلی‌ ما فَعَلْتُمْ نادِمینَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏‌اید اگر فاسقى برایتان خبرى آورد نیک وارسى و تحقیق کنید، مبادا از روی نادانى، گروهى را آسیب برسانید و بعد از آنچه کرده‌اید پشیمان شوید.[۱۳]

نقش مهارت های سربازی در امنیت ملی از دیدگاه قرآن

از نظر آموزه‌های قرآنی دست یابی به امنیت فراگیر در مرزهای جغرافیایی سیاسی اسلام نیازمند حضور مجاهدین و سربازانی است که با جان و دل و مال به دفاع می پردازند و خواب و آرامش و آسایش را بر خود در تلخ و حرام می سازند و حتی نماز واجب خویش را به نماز خوف که در قرآن و فقه آمده بود می گزارند. [۱۴]

در آیات قرآن به مسائل امنیت فراگیر فردی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و مانند آن ها پرداخته شده است. از این رو به مسائل جهاد و مجاهدین بسیار توجه شده است؛ زیرا نقش اساسی و کلیدی را در امنیت فراگیر ایفا می کنند. این بدان معنا است که نقش سربازان در عرصه های گوناگون کلیدی و اساسی است و لازم است تا آنان دارای مهارت های گوناگونی در عرصه های مختلف باشند. مهارت هایی که شامل مهارت های فردی و جمعی می شود. از جمله این مهارت ها می توان به مهارت اجتماعی، مهارت ارتباطی، مهارت خلاقیت، مهارت ابتکار عمل، مهارت واکنش سریع و مانند آن ها اشاره کرد. از نظر قرآن، یک نظام ولایی اسلامی باید به گونه ای عمل کند که همه کارگزاران از جمله سربازان آن بتوانند از هر گونه توانمندی علمی و عملی برخوردار باشند.

در آیه ۶۰ سوره انفال به عنوان کلی از تامین امنیت فراگیر ازطریق تأمین عده و عده سخن به میان می‌آید و خدا می فرماید : وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّهٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُوا مِن شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنتُمْ لَا تُظْلَمُونَ؛ ﻭ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﻗﺪﺭﺕ ﻭ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﺍﺯ ﻧﻴﺮﻭ [ ﻭ ﻧﻔﺮﺍﺕ ﻭ ﺳﺎﺯ ﻭ ﺑﺮﮒ ﺟﻨﮕﻲ ] ﻭ ﺍﺳﺒﺎﻥ ﻭﺭﺯﻳﺪﻩ [ ﺑﺮﺍﻱ ﺟﻨﮓ ] ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻛﻨﻴﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺷﻤﻦ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺩﺷﻤﻦ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻭﺩﺷﻤﻨﺎﻧﻲ ﻏﻴﺮ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻧﻤﻰ ﺷﻨﺎﺳﻴﺪ ، ﻭﻟﻲ ﺧﺪﺍ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺷﻨﺎﺳﺪ ﺑﺘﺮﺳﺎﻧﻴﺪ. ﻭ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺧﺪﺍ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻛﻨﻴﺪ ، ﭘﺎﺩﺍﺷﺶ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻛﺎﻣﻞ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ، ﻭ ﻣﻮﺭﺩ ﺳﺘﻢ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﺨﻮﺍﻫﻴﺪ ﮔﺮﻓﺖ .[۱۵]

در آیه بر ایجاد و استفاده از همه امکانات مادی و معنوی و بهره‌برداری از تجهیزات و نفرات تاکید شده است.

واژه اعداد به معنای آماده سازی است که نظام ولایی باید با بهره گیری از همه امکانات امت برای تامین امنیت فراگیر انجام گیرد. آمادگی با آماده سازی از جمله آموزش نیروهای نظامی و انتظامی و افزایش ارتقای رزمی و فکری و مهارت بخشی شدنی است.

خدا در آیاتی از قرآن کریم به مهارت افزایی سربازان با تمرکز بر تمرین های علمی و عملی توجه داده است. این آموزش ها باید به گونه ای طراحی شود که سربازان به سطحی از آمادگی دست یابند که هر یک در برابر چند نفر از نفرات دشمن قرار گیرند. خدا می فرماید ‌: یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ إِن یَکُن مِّنکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَإِن یَکُن مِّنکُم مِّائَهٌ یَغْلِبُوا أَلْفًا مِّنَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا یَفْقَهُونَ. الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنکُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِیکُمْ ضَعْفًا فَإِن یَکُن مِّنکُم مِّائَهٌ صَابِرَهٌ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَإِن یَکُن مِّنکُمْ أَلْفٌ یَغْلِبُوا أَلْفَیْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ؛ ﺍﻱ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ! ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻨﮓ ﺑﺮﺍﻧﮕﻴﺰ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺑﻴﺴﺖ ﻧﻔﺮ ﺻﺎﺑﺮ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺑﺮ ﺩﻭﻳﺴﺖ ﻧﻔﺮ ﭼﻴﺮﻩ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺻﺪ ﻧﻔﺮ [ ﺻﺎﺑﺮ ] ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺑﺮ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﭼﻴﺮﻩ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ ; ﺯﻳﺮﺍ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ [ ﻛﻪ ﺣﻘﺎﻳﻖ ﺗﻮﺣﻴﺪ ﻭ ﻗﺪﺭﺕ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ] ﻧﻤﻰ ﻓﻬﻤﻨﺪ؛ ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺗﺨﻔﻴﻒ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻣﻌﻠﻮم ﺩﺍﺷﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺷﻤﺎ ﺿﻌﻔﻲ ﻫﺴﺖ؛ ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺻﺪ ﻧﻔﺮ ﺻﺎﺑﺮ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺑﺮ ﺩﻭﻳﺴﺖ ﻧﻔﺮ ﭼﻴﺮﻩ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ [ ﺻﺎﺑﺮ ] ﺑﺎﺷﻨﺪ ، ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﺩﻭ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﭼﻴﺮﻩ ﻣﻰ ﺷﻮﻧﺪ؛ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﺻﺎﺑﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ .[۱۶]

در این آیات بر عناصری تأکید شده که بر مهارت افزایی و روحیه افزایی مؤثر است؛ زیرا برای دستیابی به چنین صلابت و بنیان مرصوص و سربی باید علم و عمل و ایمان در ساحت امتحان و ابتلا به کمال برسد.

از جمله شیوه مهارت‌ افزایی می توان به آزمایش علمی و عملی سربازان از سوی طالوت اشاره کرد : فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِیکُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَمَن لَّمْ یَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّی إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَهً بِیَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِیلًا مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ قَالُوا لَا طَاقَهَ لَنَا الْیَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَاقُو اللَّهِ کَم مِّن فِئَهٍ قَلِیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کَثِیرَهً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ‌‌؛ ﭘﺲ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻃﺎﻟﻮﺕ ﺑﺎ ﺳﭙﺎﻫﻴﺎﻥ [ ﺑﺮﺍﻱ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﺩﺷﻤﻦ ﺍﺯ ﺷﻬﺮ ] ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺭﻓﺖ ، ﮔﻔﺖ : ﺑﻲ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺧﺪﺍ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻧﻬﺮ ﺁﺑﻲ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ‌‌‌‌ ﭘﺲ ﻫﺮ ﻛﻪ [ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎم ﺗﺸﻨﮕﻲ ] ﺍﺯ ﺁﻥ [ ﺳﻴﺮ ] ﺑﻨﻮﺷﺪ ، ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻭ ﻫﺮ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﺨﻮﺭﺩ ، ﺍﺯ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ، ﻣﮕﺮ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﺶ ﻛﻔﻲ ﺁﺏ ﺑﺮﮔﻴﺮﺩ [ ﻛﻪ ﺍﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﻣﺮﺩﻭﺩ ﺍﺯ ﺳﭙﺎﻩ ] . ﭘﺲ ﺟﺰ ﺍﻧﺪﻛﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻫﻤﮕﻲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﻮﺷﻴﺪﻧﺪ . ﻭ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺍﻭ ﻭ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺍﺯ ﻧﻬﺮ ﮔﺬﺷﺘﻨﺪ ، [ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ] ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺟﺎﻟﻮﺕ ﻭ ﺳﭙﺎﻫﻴﺎﻧﺶ ﻧﻴﺴﺖ. ﻭﻟﻲ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻳﻘﻴﻦ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﻳﺪﺍﺭﻛﻨﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍﻳﻨﺪ، ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﮔﺮﻭﻩ ﺍﻧﺪﻛﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺗﻮﻓﻴﻖ ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﮔﺮﻭﻩ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﭘﻴﺮﻭﺯ ﺷﺪﻧﺪ ، ﻭ ﺧﺪﺍ ﺑﺎﺷﻜﻴﺒﺎﻳﺎﻥ ﺍﺳﺖ .[۱۷]

در این آیه بر مهارت صبر و استقامت با آزمایش دریافت میزان و سطح آستانه تحمل سربازان در قالب آزمون آب سخن میان آمده است.

بی گمان، هر چه مهارت‌های سربازی سربازان افزایش یابد، به همان میزان انجام وظایف و مسوولیت در راستای تامین امنیت فراگیر فراهم تر خواهد شد.

این مهارت ها باید از طرق مختلف و گوناگونی به دست آید که شامل آموزش های مستقیم و غیر مستقیم در حوزه های اعتقادی و رفتاری و کنشی و واکنشی است. بنابراین، ابعاد روان شناختی و روان شناختی اجتماعی سربازان و سطوح فکری و رفتاری آنان باید ارزیابی به همان میزان به بهره وری و بهره برداری مفید و سازنده از طریق آموزش های خاص و تخصصی اقدام شود.

هم چنین باید مهارت به گونه ای باشد که نه تنها امنیت جامعه و امت را تامین کند بلکه پیش از آن، امنیت سربازان تأمین شود.

بهره گیری از ظرفیت های پیدا و نهان جاسوسی و جاسوسان و آموزش جاسوسی از جمله مهارت‌های سربازی است که باید مد نظر و اهتمام قرار گیرد؛ زیرا این امر در ابعاد گوناگون در حوزه های جنگ نرم و جنگ روانی و نیز قدرت اجبار و مانند آن ها نقش اساسی وتاثیرگذار دارد.

امیرمومنان امام علی علیه السلام درباره استفاده از ابزار جاسوسی و جاسوسان برای سنجش و آگاهی از همه ابعاد نظامی وسیاسی و امنیتی و اقتصادی کارگزاران و نیز دشمنان بارها به این مهم توجه داده است. از جمله ایشان در نامه ای خطاب به یکی از کارگزاران و استانداران خویش می نویسد: ثُمَّ تَفَقَّدْ أَعْمَالَهُمْ، وَابْعَثِ الْعُیُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَالْوَفَاءِ عَلَیْهِمْ، فَإِنَّ تَعَاهُدَکَ فِی السِّرِّ لاُِمُورِهِمْ حَدْوَهٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِعْمَالِ الاَْمَانَهِ، وَالرِّفْقِ بِالرَّعِیَّهِ. وَتَحَفَّظْ مِنَ الاَْعْوَانِ; فَإِنْ أَحَدٌ مِنْهُمْ بَسَطَ یَدَهُ إِلَى خِیَانَه اجْتَمَعَتْ بِهَا عَلَیْهِ عِنْدَکَ أَخْبَارُ عُیُونِکَ، اکْتَفَیْتَ بِذَلِکَ شَاهِداً، فَبَسَطْتَ عَلَیْهِ الْعُقُوبَهَ فِی بَدَنِهِ، وَأَخَذْتَهُ بِمَا أَصَابَ مِنْ عَمَلِهِ، ثُمَّ نَصَبْتَهُ بِمَقَامِ الْمَذَلَّهِ، وَوَسَمْتَهُ بِالْخِیَانَهِ، وَقَلَّدْتَهُ عَارَ التُّهَمَهِ.

پس در کارهایشان تفقد کن و کاوش نماى و جاسوسانى از مردم راستگوى و وفادار به خود بر آنان بگمار. زیرا مراقبت نهانى تو در کارهایشان آنان را به رعایت امانت و مدارا در حق رعیت وامى دارد.

و بنگر تا یاران کارگزارانت تو را به خیانت نیالایند. هر گاه یکى از ایشان دست به خیانت گشود و اخبار جاسوسان در نزد تو به خیانت او گرد آمد و همه بدان گواهى دادند، همین خبرها تو را بس بود. باید به سبب خیانتى که کرده تنش را به تنبیه بیازارى و از کارى که کرده است، بازخواست نمایى. سپس، خوار و ذلیلش سازى و مهر خیانت بر او زنى و ننک تهمت را بر گردنش آویزى. [۱۸]

از جایی که دشمنان جاسوسانی در صفوف سربازان یا امت دارند باید سربازان از مهارت‌های سربازی اختصاصی و تخصصی شناسایی و مقابله با آنها برآیند و بتوانند طرح ها و توطئه های مختلف آنان را خنثی سازند.

خدا می فرماید : لَوْ خَرَجُوا فِیکُم مَّا زَادُوکُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَهَ وَفِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ؛ ﺍﮔﺮ [ ﻫﻢ ] ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻣﻰ ﺁﻣﺪﻧﺪ ، ﺟﺰ ﺷﺮّ ﻭ ﻓﺴﺎﺩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﻤﻰ ﺍﻓﺰﻭﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﺴﻠﻤﺎً ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺳﺨﻦ ﭼﻴﻨﻲ [ ﻭ ﻧﻤّﺎﻣﻰ ] ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻰ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺗﺎ [ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﺯ ﻫﻢ ﮔﺴﺴﺘﻦ ﺷﻴﺮﺍﺯﻩ ﺳﭙﺎﻩ ﺍﺳﻠﺎم ] ﻓﺘﻨﻪ ﺟﻮﻳﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﺟﺎﺳﻮﺳﺎﻧﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ [ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﻔﻌﺸﺎﻥ ﺧﺒﺮﭼﻴﻨﻲ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ] ; ﻭ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺳﺘﻤﻜﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﻧﺎﺳﺖ.[۱۹]

باید سربازان در دوره های آموزشی و مهارت افزایی بیاموزند چگونه در برابر جنگ روانی ایستادگی کنند و اجازه ندهند جاسوسان و منافقین این ستون پنجم دشمنان با اخبار و اطلاعات و رفتار های زلزله افکن جامعه را به آشوب بکشانند و امنیت و آرامش و ثبات را سلب کنند. [۲۰]

از آن جایی که امنیت فردی و روانی افراد امت و اجتماع ضرورت انکارناپذیر است و در این میان سربازان به عنوان صف مقدم در عملیات و ارتباط اجتماعی قرار دارند، باید با افزایش مهارت های ارتباطی و اجتماعی سربازان به ارتقای امنیت اجتماعی به ویژه امنیت روانی اجتماع توجه یافت.

هر انسانی به سبب کرامت ذاتی و تکوینی دارای امنیت است و به سبب کرامت اکتسابی از امنیت فراگیری در دنیا و آخرت بهره‌مند خواهد شد. بنابراین، اذیت و آزار مسلمان و مومن جایز نیست و مسلمان و مومن نباید دیگری را آزار رساند و سلب امنیت کند. در بسیاری از روایات، حفظ امنیت سایر افراد و به‌تعبیر دیگر، عدم آزاررسانی از نشانه‌های مؤمنین شمرده شده است؛ تا جایی که صفاتی مانند تعرض، خشونت، آبروریزی سایرین، ایجاد ناامنی و رعب و هراس در تقابل کامل با ایمان و رفتار مؤمنانه به‌حساب آمده است. امام حسین (ع) در این باره فرمودند: «مؤمن کسی است که همسایه‌اش از شرّ او در امان باشد. راوی از امام پرسید: منظور از شر چیست؟ امام فرمود: یعنی از ظلم و جور و غضب او ایمن باشد» [۲۱]

پیامبر اکرم (ص) نیز می‌فرماید: « الا اُنَبئکم لم سمّی المؤمن مؤمناً؟ لایمانه الناس علی انفسهم و اموالهم ؛ آیا به شما بگویم که چرا مؤمن، مؤمن نامیده شده است؛ چون جان و مال مردم از (تعرض) او در امان است»[۲۲]

همچنین آن حضرت (ص) فرموده‌اند:‍ «روا نیست که مسلمانی مسلمان دیگر را بترساند… مسلمان را مترسانید که ترسانیدن مسلمان، ستمی بزرگ است…. هر که به خدا و روز جزا مؤمن است، مسلمانی را نترساند…. هر که مؤمنی را بترساند بر خدا واجب است روز قیامت ایمنش نکند» [۲۳].

ملاحظه می‌شود که امنیت در تفکر اسلامی، نه‌تنها در مورد جان و مال و عمل و حقوق و آزادیهای مربوط به این موارد صادق است، بلکه شامل شخصیت و شرف و حیثیت نیز می شود؛ تا جایی که پیامبر خاتم(ص) فرموده است: «من اهان مؤمناً فقد بارزنی بالحرب ؛ کسی که به مؤمنی اهانت کند، به‌تحقیق با من به جنگ پرداخته است» .[۲۴]

این‌گونه احادیث به‌طور کامل و صریح بر حرمت و حفظ امنیت اشخاص تأکید دارند؛ به‌گونه‌ای که حتی لطمه‌‌واردکردن به حیثیت، شرف و شخصیت مؤمن برای خودش نیز جایز نیست. در روایت است: ان الله فوض الی المؤمن اموره کلها و لم یفوض الیه ان یکون ذلیلاً ؛ خداوند امور مومن را به خودش واگذار کرده است ولی به او اجازه نداده تا خود را ذلیل و خوار کند.[۲۵]

چنان که گفته شد، کرامت انسانی از نوع ذاتی برای همگان است و باید به پاس این کرامت ، هر کسی در امنیت باشد. بنابراین حرمت‌داشتن امنیت فردی و اجتماعی افراد، تنها مختص مسلمانان نیست؛ بلکه تمامی کسانی که در پناه کشور اسلامی زندگی می‌کنند؛ اعم از مسلمان یا غیر مسلمان را شامل می شود.

بهترین نمونه این نگرش، اظهار ناراحتی و تأسف امام علی (ع) از تعدی به زنان مسلمان و غیر مسلمانی است که در جنگ مورد هجوم قرار گرفته و زیورها و خلخالهای آنان توسط مهاجمین ربوده شده بود. امام از نبردهای موسوم به غارات (شبیخون‌ها) به دلیل آنکه حرمت انسانها، از مسلمان و غیر مسلمان شکسته می‌شد، رنج می‌برد. آن حضرت هنگامی که نیروهای فرماندار معاویه (سفیان بن عوف غامدی) به شهر انبار حمله کردند و پس از قتل فرمانده منطقه (اشرش)، دست به تعدی و تجاوز نسبت به مردم زدند، چنین فرمود: «و اینک، فرمانده معاویه (مرد غامدی) با لشکرش وارد شهر انبار شده و فرمانده [منصوب] من (حسان‌ بن حسان بکری) را کشته و سربازان شما را از مواضع مرزی بیرون رانده است. به من خبر رسید که مردی از لشکر شام به خانه زنی مسلمان و زنی غیر مسلمان که در پناه حکومت اسلام بوده وارد شده و خلخال و دستبند و گردنبند و گوشواره‌های آنها را به‌غارت برده است؛ در حالی که هیچ وسیله‌ای برای دفاع، جز گریه و التماس‌کردن نداشته‌اند…. اگر برای این حادثه تلخ، مسلمانی از روی تأسف بمیرد، ملامت نخواهد شد و از نظر من سزاوار است» .[۲۶]

پس برای تامین امنیت افراد انسانی باید بر اصل کرامت و ارزش والای انسان و حفظ حرمت، شرافت، شخصیت، حیثیت و حریم او در همه ابعاد فردی و اجتماعی تاکید کرد و از هرگونه تعدی به این کرامت و حرمت جلوگیری کرد. در این میان نیروهای انتظامی و سربازان خط مقدم آن نقش اساسی و کلیدی را ایفا می کنند. لازم است تا مهارت های اجتماعی و ارتباطی به سربازانی داده شود که در این مسند به ویژه حفظ امنیت اجتماعی در سطوح شهری قرار دارند. بخش مهم این مهارت یابی و مهارت بخشی به حوزه ایمان و عمل صالح ارتباط می یابد. سربازان باید بدانند که این امر یک شرعی و انسانی و اخلاقی است و باید آن را در قالب اعمال صالح و نیک اجتماعی بپذیرند و بدان عمل کنند. البته در این میان پاداش و تشویق نقش بسیار مهمی را ایفا می کند. این پاداش ها تنها نباید به پاداش های اخروی محدود شود بلکه باید فرماندهان و مسئولان امر با ابزارهای گوناگون به تشویق و ترغیب سربازان اقدام کنند و آنان را در انجام امور محوله در راستای تامین امنیت فراگیر اجتماعی یاری کنند.

با توجه به اینکه اسلام و آموزه های آن، خاستگاه امنیت را خدا و ریشه و اساس آن را ایمان همراه با عمل صالح می داند، باید برای دستیابی به این مهم بسترسازی انجام گیرد. در این راستا، بسترسازی حیات معنوی و حیات مادی افراد جامعه و تلاش در جهت تقویت، بالندگی و تکامل ایمان مردم در حیات فردی و اجتماعی و افزایش تربیت، تهذیب و تزکیه آحاد اجتماع و تشویق آنها به انجام اعمال صالح، مانند: ایثارگری، امانتداری، آبروداری، خیرخواهی، سودرسانی، ملایمت در رفتار، رازپوشی، چشم‌پوشی از انتقام و مسالمت‌جویی حتی در برخورد با جاهلان می تواند به عنوان سازوکاری برای تامین امنیت در فرد و اجتماع مد نظر قرار گیرد. در همین ارتباط، تأمین نظم متکی بر عدالت که در آن حقوق انسانها از هر نوع تجاوز و تعرضی مصون باشد؛ و نیز مقابله با ظلم، فساد و اِفساد و ایجاد هر نوع بی‌نظمی و اختلال در روابط فردی و اجتماعی و محیط نظام سیاسی و مقابله قانونی با خائنین، منافقین، مجرمین، بزهکاران و توطئه‌گران و تهدیدکنندگان امنیت باید در دستور کار قرار گیرد. بدیهی است که نظام سیاسی، وظیفه دارد تا با انجام بهینه وظایف محوله و با برنامه‌ریز‌یهای صحیح و وضع قوانین تشویقی و تنبیهی، زمینه‌های لازم برای تحقق این راهکارها را در حوزه امنیت فردی و اجتماعی فراهم کند.

در این میان باز نقش سربازان به عنوان بازوان اجرایی نظام هایی انتظامی و قضایی مورد تاکید قرار می گیرد و نمی توان در رسیدن به این مهم از سربازان و مهارت های آنان سخن نگفت.

در آیات قرآن کریم به ابعاد مختلف و گوناگونی از مهارت های سربازی در راستای تامین امنیت فراگیر بیان شده است که در این مجال به همین بسنده می شود.

کتاب شناسی و منابع

  1. تفسیر القمى، على بن ابراهیم قمّى، تفسیر قمى، ۳۰۷ ق، دار الشرور، بیروت، ۱۴۱۵ ق.
  2. تفسیر نمونه، مکارم شیرازى و جمعى از نویسندگان، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۸ ش.
  3. فرهنگ علوم سیاسى، على آقابخشى، مرکز اطلاعات و مدارک علمى ایران،تهران، ۱۳۷۶ش.
  4. فرهنگ فارسى، محمّد معین، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۵ ش.
  5. فرهنگ لاروس، خلیل جُرّ (ترجمه سید حمید طبیبیان)، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۷۳ ش.
  6. القاموس الفقهى لغه و اصطلاحاً، سعدى ابوجَیب، القاموس الفقهى، دارالفکر، دمشق، ۱۴۱۹ ق.
  7. قرآن کریم.
  8. الکافى، محمدبن یعقوب کلینى، ۳۲۹ ق، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۵ ش.
  9. لسان العرب، محمد بن مکرّم المشهور بابن منظور، ۷۱۱ ق، مؤسسه التاریخ العربى، بیروت، ۱۴۱۳ ق.
  10. لغت نامه، على اکبر دهخدا، ۱۳۳۴ ق، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۲ ش.
  11. مجمع البیان فى تفسیر القرآن، فضل بن الحسن الطبرسى، مجمع البیان، ۵۴۸ ق، انتشارات ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۶ ش.
  12. مصطلحات الفقه، على المشکینى، نشر الهادى، قم، ۱۳۷۹ ش.
  13. مفردات الفاظ القرآن، الرّاغب الاصفهانى، مفردات، ۴۲۵ ق، دارالقلم، دمشق، ۱۴۱۲ ق.
  14. المیزان فى تفسیر القرآن، سید محمدحسین طباطبایى، المیزان، ۱۴۰۲ ق، جامعه مدرّسین، قم، ۱۳۹۳ ق.
  15. نهج البلاغه، سید رضی.
  16. نهج الفصاحه ، تنکابنی، ترجمه ابوالقاسم پاینده، دنیای دانش ، تهران ایران ،۱۳۸۲ .
  17. وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، حر عاملی، محمد بن حسن، موسسه آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث ، قم – ایران سال نشر:۱۴۱۶.

[۱] . تاج العروس، ج ۱۸، ص ۲۳؛ لغت نامه دهخدا، ج ۳، ص ۳۳۷۶؛ مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۹۰

[۲] . نگاه کنید:دانشنامه سیاسی، آشوری، داریوش، ص ۳۸، چاپ سوم

[۳] . نگاه کنید: مقاله نگاهی به مفهوم امنیت در جهان امروز، علی محمدی، جام جم مورخ ۸۱/۸/۳۰.

[۴] . دانشنامه سیاسی، ص ۳۸ ۳۹، «امن»

[۵] . نور/سوره۲۴، آیه۵۵. دخان/سوره۴۴، آیه۵۱. ۱۱. بقره/سوره۲، آیه۱۹۶. نحل/سوره۱۶، آیه۱۱۲.

[۶] . مائده، آیه ۴۶

[۷] . انفال، آیه ۶۰

[۸] . آل عمران آیه ۱۷۲.

[۹] . نحل، آیه ۱۱۲

[۱۰] . عنکبوت، آیه ۶۷

[۱۱] . نگاه کنید: قصص، آیه ۵۷؛ انفال، آیه ۲۶؛ انعام، آیه ۸۱

[۱۲] . نساء، آیه ۸۳

[۱۳] . حجرات، آیه ۶

[۱۴] . نساء، آیه ۱۰۲

[۱۵] . انفال، آیه ۶۰

[۱۶] . انفال، آیات ۶۵ و ۶۶

[۱۷] . بقره، آیه ۲۹۴

[۱۸] . نهج البلاغه، نامه ۵۳

[۱۹] . توبه، آیه ۴۷

[۲۰] . احزاب، آیات ۶۰ و ۶۱

[۲۱] . وسایل الشیعه، الحر العاملی، ۱۴۰۹ق، ج۱۲: ۱۲۶

[۲۲] . همان، ج۶۷: ۶۰

[۲۳] . نهج الفصاحه، تنکابنی، ص۱۳۹

[۲۴] . تفسیر قمی، ج۱: ۴۱

[۲۵] . وسایل الشیعه‌، الحر العاملی، ۱۴۰۹ق، ج۱۱: ۴۲۴

[۲۶] . نهج البلاغه، خطبه ۲۷.