نقش مسجد در اجتماع اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

مسجد به معنای سجده گاه، مکان مقدس مسلمانان است که در آن جا نه تنها به عبادت هایی هم چون نماز و اعتکاف می پردازند، بلکه به آموزش و پرورش، اجتماعات مشورتی و مانند آن ها می پردازند. این بدان معناست که دایره فعالیت هایی که در مسجد به عنوان عبادت گاه مسلمانان انجام می شود، فراتر از عبادت به مفهوم خاص آن است؛ چرا که شامل هر گونه رفتاری می شود که از آن اطاعت و عبودیت و بندگی خدا تحقق می یابد.

حقیقت سجده در مفهوم قرآنی

مسجد اصطلاح خاصی است که به ظاهر معنای آن معبد مسلمانان است؛ یعنی جایگاهی که مسلمانان در آن به عبادت خدا می پردازند؛ اما این اصطلاح مسجد از ریشه «سجد» گرفته شده که به معنای بر خاک افتادن برای اطاعت است؛ زیرا خداوند به فرشتگان و ابلیس از جنیان فرمان می دهد تا در برابر حضرت آدم(ع) به سجده افتند و اطاعت فرمان او را به عنوان خلیفه الله بپذیرند(بقره، آیات ۳۰ تا ۳۵)؛ چنان که خدا در جایی دیگر می فرماید: وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَى؛ و یاد کن هنگامى را که به فرشتگان گفتیم: براى آدم سجده کنید! پس جز ابلیس که سر باز زد، همه سجده کردند.(طه، آیه ۱۱۶)

باید توجه داشت که آن چه ابلیس از آن سرباز زده، مخالفت با فرمان خدا در اطاعت از حضرت آدم(ع) به عنوان خلیفه است؛ زیرا سجده به معنای نماد اطاعت از آدم(ع) در راستای عبادت از خدا و پذیرش امر و نهی اوست. در حقیقت، همان طوری که مسلمانان بر خاک و به سمت کعبه سجده می کنند، مراد این نیست که خاک یا کعبه، معبود است، بلکه خدا معبود نمازگزاری است که به سجده می رود، هم چنین مراد از سجده برای آدم به معنای قراردادن او به عنوان معبود نیست، بلکه به معنای اطاعت و بندگی نسبت به خدایی است که چنین فرمانی را صادر کرده است و شخص با اطاعت از فرمان و خلیفه بندگی و عبودیت خویش را نسبت به خدا به نمایش می گذارد.

هر چند عبادت ممکن است در مفهوم سجده تضمین شده باشد، اما از قرآن بر می آید که سجده غیر از عبادت است؛ از همین روست که خدا هر دو واژه را در کنار هم می آورد و می فرماید: أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَافْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید! رکوع و سجود کنید و پروردگارتان را عبادت نمایید و کار خوب انجام دهید باشد که رستگار شوید. (حج، آیه ۷۷)

به هر حال، ابلیس با ترک سجده برای آدم، نه به آدم، از اطاعت خدا و عبادتش سرباز زد؛ زیرا نخواست بندگی و عبودیت خویش نسبت به خدا را با سجده کردن برای آدم نشان دهد؛ چرا که خود را شایسته مقام خلافت و اطاعت همگی از خویش می دانست.(اعراف، آیه ۱۲؛ ص ، آیه ۷۶)

بر این اساس، مسجد جایگاهی است که انسان در جا با افتادن به خاک، اطاعت از فرمان الهی را به نمایش می گذارد و بندگی و عبودیت خود را نسبت به معبود تحقق می بخشد.

جالب این که قرآن درباره اصحاب کهف از اختلافی میان مردم سخن می گوید که بیانگر تاریخچه وجود مسجد در اندیشه پیشینیان است. خدا می فرماید: وَکَذَلِکَ أَعْثَرْنَا عَلَیْهِمْ لِیَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَهَ لَا رَیْبَ فِیهَا إِذْ یَتَنَازَعُونَ بَیْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقَالُوا ابْنُوا عَلَیْهِمْ بُنْیَانًا رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِمْ مَسْجِدًا؛ و بدین گونه مردم آن دیار را بر حالشان آگاه ساختیم تا بدانند که وعده خدا راست است و در فرا رسیدن قیامت هیچ شکى نیست، هنگامى که میان خود در کارشان با یکدیگر نزاع می کردند. پس عده‏ اى گفتند: بر روى آنها ساختمانى بنا کنید؛ پروردگارشان به حال آنان داناتر است. سرانجام کسانى که بر کارشان غلبه یافتند، گفتند: حتما بر ایشان مسجدی بنا خواهیم کرد. (کهف، آیه ۲۱)

از این آیه به دست می آید که گروهی خواهان ایجاد یک بنای تاریخی مانند مقبره شاهان و بزرگان برای اصحاب کهف بودند، اما در نهایت غلبه و چیرگی با اکثریتی شد که خواهان توجه و اهتمام بیش تر به اصحاب کهف بودند تا ویژگی و ابعاد مذهبی اسلامی آن حفظ شود. از این رو، به جای مقبره سازی معمولی که حتی برای فرعونیان و کافران انجام می شود، اقدام به ساخت مسجدی کردند تا در آن جا مردم به خدا سجده بردند و ابعاد اسلامی بنا و سازه حفظ شود.

از آن جایی که خدا عمل این دسته اخیر را نقد نکرده، خود شاهدی بر این معنا است که ساخت مساجد بر آرامگاه بزرگان هم چون اصحاب کهف، روا و جایز است تا مردم در آن جا برای عبادت خدا گرد هم آیند و این گونه ثوابی به آن بزرگان برسد. پس سجده ای که در آن جا می شود، برای اصحاب کهف است نه به اصحاب کهف؛ چرا که این سجده به خدا و برای اصحاب کهف است تا این گونه اصحاب کهف به عنوان خلفای الهی مورد تکریم قرار گیرند.

این بدان معنا است که ساخت مساجد برای عبادت مسلمانان بر روی مقابر خلفای الهی و بزرگان اسلام، به معنای شرک و بت پرستی یا انسان پرستی نیست، بلکه در راستای تکریم و تاکید بر ابعاد اسلامی چنین مقابری است که با سجده به مفهوم اطاعت از این خلفا و قراردادن ایشان به عنوان اسوه های الهی در راستای سجده به خدا آمیخته شده است.

حقیقت عمران و آبادانی مساجد

شاید بتوان با تفسیر و تبیین دقیق حقیقت عمران و آبادانی مساجد درک بهتری از مفهوم مسجد و نقش آن در اجتماع و امت اسلامی به دست آورد و دیدگاه و نگره قرآنی نسبت به این مفهوم را بهتر دانست.

از نظر قرآن، یکی از وظایف و واجبات امت اسلام، عمران مساجد است. خدا می فرماید: إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاهَ وَآتَى الزَّکَاهَ وَلَمْ یَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسَى أُولَئِکَ أَنْ یَکُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِینَ ؛ مساجد خدا را تنها کسانى آباد مى کنند که به خدا و روز بازپسین ایمان آورده و نماز برپا داشته و زکات داده و جز از خدا نترسیده‏ اند پس امید است که اینان از راه‏یافتگان باشند. (توبه آیه ۱۸)

از نظر قرآن، عمران مساجد در دو شکل ظاهری و باطنی انجام می شود: ۱. سازه های مادی؛ ۲. حضور و بهره گیری از آن سازه ها برای اطاعت و بندگی خدا.

البته از نظر قرآن، هر چند که عمارت و آبادانی مادی و ظاهری مساجد مهم است؛ اما در برابر آبادانی و عمارتی که با حضور مومنان و اطاعت از اوامر و نواهی الهی و فرمانبری از اولیای امور در این مساجد انجام می گیرد، عمارت و عمران مادی کم اهمیت خواهد بود؛ زیرا تفاوت میان این دو عمل همانند تفاوت میان آبادانی دنیا و آبادانی آخرت است که به طور طبیعی آبادانی آخرت اصالت خواهد داشت. خدا به صراحت به این نکته توجه داده و می فرماید: أَجَعَلْتُمْ سِقَایَهَ الْحَاجِّ وَعِمَارَهَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ کَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَجَاهَدَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَا یَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ الَّذِینَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَهٍ مِنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَهُمْ فِیهَا نَعِیمٌ مُقِیمٌ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ؛ آیا سیراب ساختن حاجیان و آباد کردن مسجد الحرام را همانند کار کسى پنداشته‏ اید که به خدا و روز بازپسین ایمان آورده و در راه خدا جهاد مى ‏کند؟! نه این دو نزد خدا یکسان نیستند و خدا بیدادگران را هدایت نخواهد کرد؛ بلکه کسانى که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداخته‏ اند، نزد خدا مقامى هر چه والاتر دارند و اینان همان رستگارانند؛ پروردگارشان آنان را از جانب خود به رحمت و خشنودى و باغهایى در بهشت که در آنها نعمتهایى پایدار دارند، مژده مى‏ دهد؛ جاودانه در آنها خواهند بود. در حقیقت ‏خداست که نزد او پاداشى بزرگ است. (توبه، آیات ۱۹ تا ۲۲)

از آن جایی که مساجد برترین جایگاه و سازه در میان سازه های دنیوی است؛ چرا که این سازه، اشاره به آخرت دارد و انسان در آن مکان به رفعت می رسد؛ چرا که اعمال نیکی چون نماز و اعتکاف و آموزش و پرورش اسلامی در آن جا انجام می شود(فاطر، آیه ۱۰) باید کسانی اقدام به عمارت ظاهری آن کنند، که خود دارای ویژگی های مهم اطاعت و بندگی باشند. از همین رو، خدا در شرایط کسانی که در عمارت ظاهری نقش دارند، به صفات و ویژگی هایی اشاره دارد که د به صراحت بیان شده است: مَا کَانَ لِلْمُشْرِکِینَ أَنْ یَعْمُرُوا مَسَاجِدَ اللَّهِ شَاهِدِینَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ بِالْکُفْرِ أُولَئِکَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ وَفِی النَّارِ هُمْ خَالِدُونَ. إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاهَ وَآتَى الزَّکَاهَ وَلَمْ یَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسَى أُولَئِکَ أَنْ یَکُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِینَ ؛ مشرکان را نرسد که مساجد خدا را آباد کنند، در حالى که به کفر خویش شهادت مى‏ دهند؛ آنانند که اعمالشان به هدر رفته و خود در آتش جاودانند. مساجد خدا را تنها کسانى آباد مى کنند که به خدا و روز بازپسین ایمان آورده و نماز برپا داشته و زکات داده و جز از خدا نترسیده‏ اند پس امید است که اینان از راه‏یافتگان باشند. (توبه، آیات ۱۷ و ۱۸)

از این آیات به دست می آید که مسلمانان بى‌مبالات به نماز و زکات، فاقد صلاحیّت براى تعمیر و رسیدگى به امور مساجد را ندارند و نمی بایست آنان را به عنوان هیات امنای مسجد یا مانند آنها به کار گمارد؛ زیرا آبادانى و رسیدگى به امور مساجد، تنها در صلاحیّت مؤمنانی است که خدا ترس و آخرت گرا باشند و به اقامه نماز و پرداخت زکات اهتمام دارند؛ زیرا آنان نه تنها به عمران ظاهری می پردازند، بلکه با اعمال صالح عبادی خویش ذکر حقیقی را تحقق می بخشند.

از نظر قرآن، حقیقت آبادانی و عمران مساجد همان حضور مومنان است که در آن به جا به انواع و اقسام ذکر الهی اقدام می کنند که شامل قرائت قرآن و آموزش و پرورش بر اساس آن، اقامه نماز و انجام اذکار و اوراد و دعا و نیایش و مانند ها می شود.(بقره، آیه ۱۱۴؛ حج، آیه ۴۰؛ مزمل، آیه ۲۰)

از دیگر فعالیت هایی که موجب عمران حقیقی مساجد می شود، حفظ طهارت ظاهری مسجد و پاکسازی آن از هر گونه پلیدی نجاست ظاهری و پلیدی باطنی چون دروغ و غیبت و مانند آن ها است؛ کسانی که در مسجد حضور دارند، باید همان طوری که از نظر ظاهری از نجاست جنابت و حیض و مانند آنها پاک باشند و مسجد را نیز از این گونه امور پاک نگه دارند، بلکه باید از نجاست باطنی نیز خود را پاک کنند و با این کار حرمت و قداست مسجد را حفظ کنند و اعمال و رفتاری را انجام ندهند که مکان مقدس مسجد را آلوده کند(بقره، آیات ۱۱۴ و ۱۸۷؛ نساء، آیه ۴۳؛ توبه، آیه ۱۸؛ حج، آیه ۴۰)؛ چرا که مسجد اختصاص به خدا دارد و خدا برای تشرف بخشی به این مکان آن را به خود اضافه کرده و خود را مالک مساجد دانسته و فرموده است: وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلاَ تَدْعُوا مَعَ اللهِ أَحَدًا؛ به راستی که مساجد ملک و برای خدا است پس با خدا کسی را نخوانید.(جن، آیه ۱۸)

این آیه به صراحت بیان می کند که هر گونه شرک حتی شرک خفی از مصادیق بی حرمتی است. پس یکتاپرستى و عبادت خداوند فلسفه احترام به مسجد است. از یونس بن یعقوب روایت شده است: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود: ملعون است کسى که به مسجد احترام نگذارد. اى یونس، مى‌دانى چرا خداوند حق مساجد را بزرگ دانسته و آیه «وان المسجد لله فلاتدعوا مع الله احدا» را نازل فرموده است؟ زیرا یهود و نصارا وقتى به معابد خود مى‌رفتند به خداى متعال شرک مى‌ورزیدند، پس خداوند سبحان به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)دستور داد که خدا را در مساجد به وحدانیت بخوانند.

براساس آموزه های وحیانی قرآن، احترام و قداست مسجد، در صورت پایگاه شدن براى دشمنان از میان می رود؛ زیرا دیگر این مکان آن قداست و حرمت مسجدیت خود را از دست داده است.(توبه، آیه ۱۰۷)

از تکالیف و وظایف مومنان آن است که مساجد را از موانع ذکر خدا الهی پیراسته و پاک کنند(بقره، آیه ۱۱۴) و بر همین اساس، برای احترام نسبت به مساجد با از ورود افراد مست به مسجد جلوگیری کنند، همانطوری که واجب است در آن حالت به نماز نیایستد.(نساء، آیه ۴۳؛ زبده‌البیان، ص ۵۰)

از مواردی که به سبب قداست زدایی و حرمت زدایی از مسجد جایز نیست، انجام شود، اموری چون توقف حائض و جنب(آل عمران، آیه ۳۵)، حرمت آمیزش و زناشویی(بقره، آیه ۱۸۷)، حضور به انگیزه های باطل (توبه، آیات ۱۰۷ و ۱۰۸)، حضور به قصد زیان به امت و تفرقه افکنی(همان) و مانند آن ها اشاره کرد.

حضور مشرکان و کافران از مصادیق بی حرمتی و قداست زدایی از مساجد است که باید جلوی آنان گرفته شود و حتی در صورت ورود مجازات شوند.(بقره، آیه ۱۱۴؛ آل عمران، آیه ۳۶)

به هر حال، عمران و آبادانی مساجد زمانی است که افزون بر عمارت ظاهری به عمارت باطنی توجه شود. از این رو، موانع زدایی از هر گونه موجبات پاکی و طهارت مسجد و عمران آن باید در دستور کار قرار گیرد.

نقش اجتماعی مسجد

چنان که گفته شد، حقیقت عمران مسجد حضور مومنان برای انجام اعمال عبادی و اطاعت از خدا بر اساس آموزه های وحیانی اسلام است. بنابراین، مسجد مرکزی مهم بر آموزش عقاید و تعلیم و نیز تربیت و پرورش امت و هم چنین تامین نیازهای مادی و معنوی آنان است.(توبه، آیه ۱۸)

خدا به صراحت در آیه ۱۰۸ سوره توبه بر نقش مسجد، در تهذیب و تربیت انسانهاى شایسته و ایجاد تقوای الهی در آنان تاکید دارد و آن را برجسته سازی می کند. پس همان طوری که مسجد جایگاهی برای عبادت و نماز و سجده است(اعراف، آیه ۲۹؛ مجمع‌البیان، ج ۳ – ۴، ص ۶۳۵؛ زاد المسیر، ج ۳، ص ۱۸۵)؛ هم چنین یکی از مهم ترین مراکز آموزشی و پرورشی بلکه اصلی ترین مرکزی است که در آن عقاید مومنان نسبت به خدا و آخرت ساخته می شود و مومنان یاد می گیرند چگونه اعمال عبادی را انجام دهند و مشکلات اقتصادی فردی و اجتماعی را حل و فصل نمایند.(توبه، آیه ۱۸)

قرآن هم چنین به روشنی بر نقش مسجد، در تأمین منافع مسلمانان و تحکیم ایمان و وحدت مؤمنان آنان تاکید دارد(توبه، آیه ۱۰۷)؛ زیرا خداوند سازندگان مسجد ضرار را از آن جهت که مرکزى براى آسیب رساندن به جامعه اسلامى و ایجاد تفرقه بین مؤمنان است تقبیح مى‌کند، استفاده مى‌شود که مسجد، باید تأمین‌کننده منافع مسلمانان و موجب تحکیم ایمان و وحدت آنها باشد.

باید توجه داشت که مساجد ملک شخص یا گروه یا حتی دولت نیست، بلکه ملک خدا است و کسی نمی تواند مردم را از ورود به آن منع کند. در مساجد الهی باید اندیشه ها و رفتارهای متعالی اسلام آموزش و تعلیم داده شود و هر چیزی که مانع از انجام تکالیف از سوی مومنان است، برداشته شود. از نظر قرآن کسانی که مساجد را بر روی مردم و نمازگزاران می بندند گرفتار گناه کبیره شده اند و باید خود را برای مجازات دوزخ آماده سازند؛ زیرا خدا به صراحت می فرماید: وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِی خَرَابِهَا أُولَئِکَ مَا کَانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوهَا إِلَّا خَائِفِینَ لَهُمْ فِی الدُّنْیَا خِزْیٌ وَلَهُمْ فِی الْآخِرَهِ عَذَابٌ عَظِیمٌ ؛ و کیست ستمکارتر و بیدادگرتر از آن کس که نگذارد در مساجد خدا نام وى برده شود و در ویرانى آنها بکوشد آنان حق ندارند جز ترسان‏ لرزان در آن مسجدها درآیند. در این دنیا ایشان را خوارى و در آخرت عذابى بزرگ است.(بقره، آیه ۱۱۴) بنابراین بستن مساجد بر روی مردم به داعی این که ممکن است دزد بیاید یا درب مساجد تنها در هنگام ظهر باز است یا عناوین و توجیهات دیگر جایز و روا نیست(همان)؛ زیرا مساجد دارای نقش های بسیاری است که اقامه نماز تنها بخش کوچکی از آن را تشکیل می دهد. هر کسی برای آموزش و تعلیم دین اسلام و قرائت قرآن، حتی برای اذکار و اوراد و نیایش و دعا و مانند آن ها به مسجد می آید از مصادیق ذاکر خدا است؛ زیرا مجوز ورود به مساجد «ذکرالله » ذکر اسمه است که همه انواع عبادت از جمله آموزش و پرورش عقاید و دین و مانند آنها را نیز شامل می شود.

از نظر قرآن کسانی که مردم را از حضور در مسجد باز می دارند و یا مسجد را می بندند، با این کار خویش از عمران و آبادانی حقیقی مسجد جلوگیری کرده و همان طوری که خراب کردن سازه و ساختمان حرام است، جلوگیری از عمران حقیقی یعنی منع نمازگزاران یا کسانی که برای تعلیم و تزکیه و اعتکاف و مانند آن ها به مسجد می آیند، حرام و گناه بزرگ است.(همان)

خدا کسانی که مساجد را می بندند و یا زمینه بستن درهای مساجد را فراهم می آورند، تهدید به عذاب و خواری در دنیا و آخرت می کند و به صراحت و روشنی می فرماید که خوارى و ذلّت در دنیا، سزاى بازدارندگان مردم از ورود به مسجد خواهد بود(همان)؛ چرا که از نظر قرآن، بازدارندگان مردم از ورود به مساجد و بستن مسجد بر روی مردمانی که برای انواع عبادتبه آن وارد می شوند و موجبات عمران و آبادانی حقیقی آن هستند، از جمله ستمکارترین افراد اجتماع هستند.(همان)

به سخن دیگر، هیچ ظالم و ستمگری بدتر از مانع شوندگان از حضور مردم در مسجد نیستند؛ اینان ستمکارترین مردمان اجتماع هستند که از آبادانی مساجد جلوگیری کرده و خراب و نابودی واقعی و حقیقی مسجد را موجب می شوند. بنابراین، مسئولان اوقاف و هیات امنای مساجد و کارگزاران و خدمه ای که درهای مسجد را می بندند و تنها در اوقات اندکی آن را باز نگه می دارند و اجازه عمران و حضور دایمی مردم در مسجد را از ایشان سلب می کنند، از ظالم ترین و ستمکارترین مردمان در میان امت اسلام هستند که خدا وعده دوزخ و عذاب و خواری دنیا و آخرت را به ایشان داده است.(همان)

باید توجه داشت که مساجد تنها برای اقامه نماز نیست؛ زیرا بر اساس آموزه های وحیانی قرآن که بیان شد، انواع عبادت ها در مساجد انجام می شود که لازمه آن حضور مردمان مومن در مساجد است. بنابراین، بستن مساجد چیزی جز خراب واقعی نیست که به تعبیر قرآن سعی در خراب مسجد گناهی بزرگ از گناهان کبیره است.(همان)

از نظر قرآن، تعطیلى مساجد و حضور نیافتن در آنها به انگیزه یاد نکردن نام خدا، امرى نکوهیده و ناروا است. این بدان معناست که کسانی که با عدم حضور خویش در مساجد زمینه ساز خراب واقعی مسجد می شوند، گناهکار و دست کم مردمانی هستند که خدا ایشان را دوست نمی دارد. پس همان طوری که بر مسئولان مساجد است که آن را هماره باز نگه دارند تا مردمان در آن حضور یابند، هم چنین بر مردمان است تا با حضور دایمی در مساجد آن را از نظر معنوی آباد نگه دارند.(همان)

در حالی که در جوامع اسلامی مساجد در بیش تر اوقات بسته است و حضور مردم در آن کم رنگ است، معابد کافران هماره باز و حضور در آن بسیار است. مسئولان در تخریب مساجد با بستن آن ها تلاش بسیار دارند و این گونه است که حضور مردم روز به روز در مساجد کم رنگ و کم تر می شود.

البته محافظت از مساجد حتی در قالب جهاد و دفع دشمنان از اصول اسلامی است و انسان می تواند برای حفظ و محافظت از این اماکن مقدس به جهاد بر خیزد و در این راه شهید شود(حج، آیات ۳۹ و ۴۰)؛ زیرا دفاع از مساجد همانند دفاع از خانه و کاشانه و عرض و جان است که لازم و ضروری است.