نقش ماه های حرام، در قوام جوامع

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

ماه مانند ساعت، روز و هفته، از تقسیم بندی های زمان است. زمان بعدی از ابعاد چهارگانه موجودات مادی است؛ یعنی افزون بر ابعاد درازا، پهنا و ژرفا، بعدی دیگر به نام زمان وجود دارد. البته این ابعاد چهارگانه تنها آن ابعادی است که بشر تاکنون توانسته بدان شناخت یابد و ممکن است ابعاد دیگری نیز برای موجودات مادی باشد که تاکنون شناخته نشده است.

به هر حال، مساله زمان، مساله بشر است؛ زیرا زندگی او در این بعد معنا و مفهوم می یابد و فرصتی برای زندگی در دنیا دارد که از آن به عمر یاد می شود. سبک زندگی بشر در این محدوده زمانی، سبک زندگی ابدیتی را برای او رقم می زند که از آن به زندگی اخروی یاد می شود.

نویسنده در این مطلب بر آن شد تا گوشه ای از نقش زمان را در زندگی دنیوی بشر بر اساس آموزه های قرآن تبیین کند. این بخش از زمان که بدان پرداخته شده، ماه های چهارگانه حرام است که در احکام اسلامی به آن پرداخته شده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

زمان در چارچوب ماه

پرسش از چیستی زمان با همه کهنگی هنوز تازه است؛ زیرا تاکنون کسی نتوانسته پاسخ جامع و فلسفی برای این پرسش بیابد. با این همه هر کسی از طریق نشانه های موجود در پیرامون با موضوع زمان آشناست و درکی از آن دارد، هر چند که این درک مبتنی بر پاسخ های فلسفی یا علم تجربی نباشد. به نظر می رسد که محاط بودن انسان در محیط زمان او را از احاطه علمی و شناختی باز داشته است و تا زمانی که از دایره و چارچوب های مادی بیرون نرفته، درک درستی یا دست کم کامل و تمامی از این پدیده هستی نخواهد داشت.

فیلسوفان زمان را در نسبت حرکت تعریف می کنند و حرکت را نیز واقعه ای عارضی در اجسام نه در جوهر آن دانسته و زمان را کمی متصل غیر قارالذات تعریف نموده اند. البته ملاصدرا بر پایه حرکت جوهری هر گونه دوگانگی میان حرکت و زمان را نفی کرده و حرکت و به تبع آن زمان و موجود جسمانی را یکی دانسته است. بنابراین، حرکت و هم چنین زمان برای موجود جسمانی،‌ عرضی نیست بلکه ذاتی خواهد بود. پس حرکت چیزی عین هویت آن چیز است. از این رو، زمان، مقدار حرکت در جوهر موجود جسمانی است. در نگره صدرایی، زمان مقوّم ذاتی جوهر مادی است. چرا که او اساساً زمان را بعدی از ابعاد جوهر می داند و آن را به عنوان بعد چهارم ، در کنار دیگر ابعاد جوهر جسمانی ، ذکر می کند .

پس ، زمان بر اساس نگره صدرایی، مقدار طبیعتی که ذات آن، از جهت تقدم و تأخر ذاتی، نو می شود ؛ آن گونه که جسم تعلیمی، از جهت قبول ابعاد سه گانه، مقدار طبیعت است .به همین سبب، برای طبیعت (یعنی جوهر جسمانی)، دو امتداد و در نتیجه دو مقدار وجود دارد:۱.تدریجی زمانی که انقسام به متقدم و متأخر زمانی را می پذیرد؛ ۲.دفعی مکانی که انقسام به متقدم و متأخر مکانی را می پذیرد. نسبت مقدار به امتداد نسبت متعین به مبهم است و آن دو وجوداً یکی هستند ؛ گرچه در اعتبار متفاوت اند.

اما در میان فیزیک دان ها، دو دیدگاه گوناگون در تعریف زمان وجود دارد. دیدگاه نخست بیان می‌کند که زمان قسمتی از ساختارهای اساسی جهان است، بعدی است که اتفاقات پشت سر هم در آن رخ می‌دهند. همچنین این دیدگاه بیان می‌کند که زمان قابل اندازه گیری است. این یک نوع دیدگاه واقع گرایانه‌است که آیزاک نیوتن بیان می‌کند و از این رو گاهی با نام زمان نیوتونی شناخته می‌شود.

در مقابل، دیدگاه دیگری چنین بیان می‌کند که زمان قسمتی از ساختارهای ذهنی انسان است (همراه فضا و عدد) آن چنان که ما در ذهن خود رشته‌ رویدادها را دنبال می‌کنیم همچنین در ذهن خود برای طول آن اتفاقات کمیت‌هایی را از قبیل ثانیه و دقیقه تعریف می‌کنیم.

تعریف دوم به هیچ هویت مستقلی برای زمان اشاره نمی‌کند که اتفاقات درون آن رخ دهد. این دیدگاه حاصل کار گوتفرید لایبنیتس و امانوئل کانت می‌باشد که زمان را قابل اندازه‌گیری نمی‌داند و می‌گوید تمام اندازه‌ها در سیستم ذهنی بشر رخ می‌دهد.

به طور کلی در فیزیک زمان و فضا به عنوان کمیت‌های بنیادی به‌شمار می‌آیند و امکان بیان تعریفی دقیق برای آن‌ها در غالب دیگر کمیت‌ها نیست به این خاطر که بقیه کمیت‌ها هم‌چون سرعت، نیرو و انرژی همگی به وسیله این دو کمیت تعریف شده‌اند.

داود بن محمود قیصری، در سده هشتم هجری و در رساله «معمای زمان» می‌نویسد که «زمان نه آغازی دارد و نه پایانی. زمان، قابل تقسیم نیست و آنچه که ما آنرا بخش می‌کنیم تنها در پندار ماست.»

شبانه روز به دو گونه متفاوت تقسیم می‌شده‌است. یکی، بر مبنای چهار «گاه» یعنی نیمه شب تا برآمدن خورشید، از آن‌جا تا نیمروز، از نیمروز تا فرو شدن خورشید و از آن تا نیمه شب. و شیوه دیگر، تقسیم شبانروز به ۲۴ ساعت یا پاس. طول شبانه روز (چه خورشیدی و چه نجومی) همیشه ۲۴ ساعت کامل نیست و در طول روزهای سال تا چند دقیقه کمتر و یا بیشتر می‌شود که در قرارداد عموم و برای جلوگیری از ناهنجاری‌ها، همه شبانروزها ۲۴ ساعت کامل فرض می‌شوند.

اما درباره گذر زمان و این که مغز چگونه زمان را درک می‌کند؟ باید گفت که تا به حال این موضوع ناشناخته مانده است. بارها برای همه‌ی انسان‌ها پیش آمده که در بعضی لحظات زندگی، زمان به کندی می‌گذرد و به اصطلاح کش می‌آید. حالا نتایج یک تحقیق نشان می‌دهد که در مغر ما مسیرهای ویژه‌ای از سلول‌های عصبی وجود دارد که با استفاده از آن‌ها، می‌توانیم گذشت ثانیه‌ها را حس کنیم. در تحقیق انجام‌شده، پژوهشگران برای داوطلبان نورهای فلش‌مانند و بوق‌هایی ممتد را پخش کردند. سپس زمان این نورها و صداها را به تدریج اضافه کردند. نتیجه به دست آمده نشان می‌دهد که ا فزایش تدریجی باعث کش‌ آمدن زمان می‌شد و تخمین‌ها طولانی‌تر بود. اما وقتی که این دو عامل به صورت ناگهانی زیاد شدند، تخمین‌ها رنگ و بوی واقعیت به خودشان گرفتند. به این ترتیب به نظر می‌رسد انتظار باعث کش‌آمدن زمان می‌شود.

این تعریف و تفسیری است که فیلسوفان و فیزیکدانان به مساله زمان و چستی آن می دهند. اما نگاه مردم به زمان، مبتنی بر گردش ستارگان است. به این معنا که وقت و یا زمان، به دو شکل خطی و دایره ای تفسیر می شده است. بر اساس این تفکر، مساله تناسخ مطرح می شود و نظام هستی و به تبع آن حرکت و زمان را پایانی نیست و در یک دایره در گردش است. پس هستی و حرکت و زمان و موجودات آن ازلی و ابدی است؛ ولی بر اساس نظام خطی پایانی برای دنیا بیان می شود؛ چنان که نظام مادی هستی، آغاز و انجامی خواهد داشت.

به هر حال، مساله زمان در فکر بشر، مساله دیروز، امروز و فردای اوست. اما آن چه در این جا مراد است، زمان به معنای مقطعی از حرکت و ماه به معنای مقطعی از زمان است. این زمان(یک ماه) را به دو روش شمسی و قمری محاسبه می شود. روش شمسی یا خورشیدی نیازمند ابزارهای دقیق علمی و پژوهشگران ماهر و خبره ای است،‌ اما محاسبه براساس قمری به سادگی انجام می گیرد. از این روست که خداوند در پنج آیه از آیات قرآنی به گردش ماه به عنوان معیار محاسبه زمان اشاره می کند.(توبه، آیه ۳۶؛ یونس، آیه ۵؛ اسراء، آیه ۱۲؛ بقره، آیه ۱۸۹؛ یس، آیه ۳۸) و همین نیز اصطلاح مراد ما از ماه های حرام و غیرحرام است.

ماه در آسمان

ماه تنها قمر زمین است. گردش ماه دور زمین در مدت ۲۷ روزه و ۷ ساعت و ۴۳ دقیقه و ۲۵ ثانیه انجام می گیرد.این مدت را یک ماه نجومی می نامند. فاصله زمانی میان یک هلال تا هلال بعدی ماه نیز به طور متوسط ۲۹ روز و ۱۲ ساعت و ۴۴ دقیقه است که به آن یک ماه قمری می گویند.(فرهنگ بزرگ گیتاشناسی، اصطلاحات جغرافیایی، ص ۳۱۱)

خداوند در آیاتی بیان می کند که ماه مسخر و منقاد فرمان الهی(اعراف، ایه ۵۴؛ رعد، ایه ۲) است و خداوند همین ماه را مانند خورشید، رام و مسخر انسان کرده تا انسان ها از آن بهره برداری کنند.(ابراهیم، آیه ۳۳؛ نحل، ایه ۱۲)

حرکت ماه دارای نظم و حساب شده،(انعام، آیه ۹۶؛ یونس، آیه ۵) دایم و مشخص،‌(ابراهیم، آیه ۳۳) مستمر، (انبیاء، آیه ۳۳) قانونمند و در مدار خاص خود،(رحمن، آیات ۱ و ۵) و منزلگاه های معین و مشخصی است(یس، آیات ۵ و ۳۹) از این روست که بهترین معیار سنجش ایام و روزها(انعام، آیه ۹۶،‌ یونس، ایه ۵) و وسیله ای مطمئن برای شمارش ماه، سال و محاسبه امور زندگی (یونس، آیه ۵) و امور دینی و مناسکی چون حج(بقره، ایه ۱۸۹) می باشد.

هم چنین خداوند حرکت مستمر ماه و خورشید را تا زمانی معین بیانگر و نشانه ای از حقانیت معاد معرفی می کند(رعد، آیه ۲) زیرا زمانی این نظام هستی مادی فرو می پاشد و نظام دیگر جایگزین آن خواهد شد. بنابراین، پایان جهان مادی در این شکل کنونی، خود گواهی روشن برای قیامت و رستاخیز و معاد می باشد که نظام دیگر برپا خواهد شد؛ چرا که عمر ماه و خورشید محدود و پایان پذیر است (همان ؛‌لقمان،‌ آیه ۲۹) و جهان با فروپاشی، نظم و نظام دیگری می یابد.

هر چند که نور ماه عرضی و برگرفته از نور خورشید است(نوح،؛ آیه ۱۶؛ شمس، آیات ۱ و ۲؛‌المیزان، ج ۲۰، ص ۲۹۶) ولی همین تابندگی و درخشانی آن نعمتی بزرگ برای بشر است تا در شب نیز از نور به میزان کافی بهره مند گردد.(فرقان، آیه ۶۱ ؛‌ابراهیم، آیات ۳۳ و ۳۴)

ماه پرستی

عظمت خورشید و ماه موجب شده تا گروهی گمراه شوند وگرفتار ماه پرستی شده و آن را پروردگار و رب بشناسند و به همین عنوان بر او سجده برند.(انعام،‌آیات ۷۵ و ۷۷ ؛‌فصلت، ایه ۳۷) چنین پنداری از مهم ترین عوامل گمراهی آشکار در اعتقادات می باشد و خداوند از آن به عنوان ضلالت یاد می کند.(انعام، آیه ۷۷)

این در حالی است که ماه نیز یکی از مخلوقات و آفریده های الهی و تحت ربوبیت اوست. بنابراین،‌ معبود قرار دادن ماه به عنوان ربوبیت امری نادرست و نشانه بی خردی است.

لزوم تکریم و تقدیس ماه های حرام

چنان که گفته شد، ماه معیاری برای سنجش زمان و محاسبه آن است. این گونه است که اصطلاح ماه برای بیان بخشی از زمان مطرح می شود.

ماه در زبان فارسی به دو معنای قمر و شهر به کار می رود. یعنی گاه مراد از ماه،‌ قمر زمین است که به دور آن می گردد و گاه دیگر مراد از آن پاره ای از زمان است که گاه در عربی از آن به شهر یاد می شود.

زمان در فرهنگ قرآنی، هر چند که به ظاهر بخشی حقیقت هر موجود مادی است و تفاوتی میان آنات و لحظات زمانی وجود ندارد،‌ ولی خداوند در آیات قرآنی برای زمان همانند مکان تفاوت هایی قایل است. این تفاوت ها به اندازه ای است که موجب تمایز ارزشی بخشی از زمان از بخشی دیگر می شود. این گونه است که زمان سحر، فجر یا زمان و اوقات پنج گانه نماز، یا ماه رمضان یا شب های قدر و مانند آن ارزش و اعتبار دیگری می یابد.

خداوند ماه های دوازده گانه سال را به دو دسته ماه های حرام و غیر حرام دسته بندی کرده است. ماه های حرام چهار ماه است که سه ماه آن پشت سر هم قرار می گیرد و یک ماه آن جدا از ماه های دیگر می باشد. این ماه ها عبارتند از ذی القعده، ذی الحجه ، محرم و ماه رجب.

در دوره جاهلیت، عرب ها در این ماه ها جنگ را حرام می دانستند و حتی اگر مردی در این ماه ها قاتل پدر یا برادرش را می دید،‌ متعرض او نمی شد.(مجمع البیان، ج ۱ و ۲، ص ۵۱۳)

نام گذاری ماه های چهارگانه به حرام بدین جهت است که آن چه در ماه های دیگر مجاز است، در آن ماه حرام می باشد. در این ماه های حرام، جرم گناه نیز بزرگ تر شمرده و مجازات مضاعف و تشدید می شود. از این روست که دیه قتل خطایی در این ماه ها تشدید و افزایش می یابد.(نگاه کنید: مجمع البیان، ج ۵ و ۶، ص ۴۲)

خداوند برای ماه های حرام احکام خاصی را بیان کرده است. از جمله آن که در این ماه ها، جنگ و سلب امنیت حتی دشمن نیز حرام می باشد.(بقره، ایات ۱۹۳ و ۱۹۴ و ۲۱۷؛ مائده، آیه ۲؛ توبه، آیات ۵ و ۳۶)

هم چنین جنگ در ماه های حرام در نزدیکی مسجد الحرام، حرام و گناه آن بزرگ است.(بقره، ایه ۲۱۷ و مجمع البیان، ج ۱ و ۲، ص ۵۵۱)

البته این بدان معنا نیست که انسان حالت دفاعی و تدافعی خود را از دست بدهد؛ بلکه می تواند ضمن هوشیاری نسبت به دشمن و امنیت خود و جامعه، در برابر متجاوز بیایستد و مقابله به مثل کند و پاسخ دشمن را در صورت تجاوزگری بدهد.(بقره، ایات ۱۹۴؛ توبه، ایه ۳۶)

در صورت مقابله به مثل و دفع تجاوز دشمن، لازم است تا مدافعان تقوا را مراعات کرده و از حدود مقابله به مثل تجاوز نکنند و بیش از مجاز متعرض دشمن نشوند.(همان)

خداوند هر گونه تعرض به ماه های حرام را نادرست و ناروا دانسته و کسانی که حدود الهی را می شکنند و یا به تحریف و تبدیل آن می پردازند، به عنوان گناهکار شناخته و عذاب می کند.(بقره،‌ آیه ۲۱۷ و توبه ، ایه ۳۷)

بنابراین، حفظ احترام و قداست این ماه ها برای همگان به ویژه مومنان لازم و واجب است.(همان و نیز مائده، آیات ۲ و ۹۷)

ماه های حرام ، عامل قوام جامعه

بی گمان امنیت مهم ترین دغدغه هر جامعه ای است؛‌ زیرا فلسفه وجودی جوامع بشری، تامین سعادت و مولفه های آن به ویژه امنیت و آسایش است. اگر جامعه ای نتواند این دو مهم را تحقق بخشد، از مشروعیت و مقبولیت می افتد و به سرعت متلاشی و فرومی پاشد و اعضای آن پراکنده شده و جوامع دیگری را شکل می بخشند تا این دو هدف را برآورده سازد.

از نظر انسان، سعادت و خوشبختی تنها در سایه سار امنیت و آسایش به دست می آید. از این روست که می کوشد تا به هر شکلی به ویژه همکاری و همراهی دیگران یعنی افراد و اعضای جامعه آن را به دست آورد.

از آن جایی که جنگ ها مهم ترین عامل بازدارنده و از میان برنده این هدف است، رهایی از جنگ و رسیدن به صلح و صفا در دستور کار بشر قرار گرفته است. هر چندکه بشر خود خواهان صلح است، ولی به هر حال برخی از خودخواهی ها، تکبر و حسد و مانند آن موجب می شود تا به عدالت بسنده نکرده و از حدود و مرزهای آن بیرون رفته و تجاوز و ستمگری را پیشه کند. این گونه است که جنگ ها به وقوع می پیوندد.

بنابراین، خردمندان هر جامعه در این اندیشه هستند که ضمن تدوین واجرای قوانینی، حدود و مرزهایی را تعیین کنند تا جامعه در بیش ترین حالت صلح و صفا باشد و بتواند آرامش و آسایش را به دست آورد. جنگ ضمن آن که امنیت و آرامش را می زداید، آسایش و رفاه را از جامعه سلب می کند و سلب امنیت و آسایش به معنای فقدان خوشبختی و سعادت و دوری از هدف و فلسفه وجودی جوامع است.

از این روست که خردمندان به هر شکلی بر آن هستند تا با مساله تجاوزگری و جنگ مقابله کنند و با تصویب و اجرای قوانینی فلسفه وجودی جامعه یعنی سعادت را به دست آورده و تضمین نمایند.

این گونه است که ماه های حرام به معنای ایجاد فرصتی برای آرامش و اسایش در طول سال، هدفی بلند و مقدس و محترم برای خردمندان جامعه می باشد. اسلام نیز به حکم مطابقت با فطرت و عقل بشر، بر آن شد تا آن چه که مایه تامین امنیت و آرامش است را تایید و امضا کند. این گونه است که ماه های حرام تصویب و امضا می شود تا صلح و امنیت و آسایش تضمین شود.

در حقیقت دستور الهی به مراعات ماه های حرام در راستای مصالح جامعه است(توبه، ایه ۳۶) خداونددر این آیه با تاکید بر دین قیم به این نکته توجه می دهد که حرمت ماه های حرام، دین قیم و مستقیم الهی است که در راستای تامین فضا و فرصتی برابر برای همگان در جهت رسیدن به هدف خلقت یعنی متاله شدن است. این مهم زمانی به دست می آید که فضای عادلانه و به دور از هر گونه تجاوز و ستمگری فراهم آید و مردم در صلح و آرامش و اسایش بتوانند مسیر کمالی را بپیمایند و خدایی شوند.(نگاه کنید: المیزان، ج ۹، ص ۲۶۹ و کشاف، زمخشری، ج ۲، ۲۶۹)

سنت تغییر ناپذیر خداوند این است که همه در صلح و آرامش قرار گیرند و با در چارچوب عدالت عمومی و قسط همگانی(حدید، ایه ۲۵) و قوانین عادلانه مسیر کمالی عبودیت تا ربوبیت را بپیمایند و حق و حقیقت را در زندگی مادی تجربه کنند و خود را با سعادت ابدی آشنا سازند.

اما برخی از مردمان به هر دلیلی چون هواهای نفسانی یا خواسته ها و وسوسه های شیطانی، مسیر ظلم و ستم را می پیمایند و به تغییر و تبدیل هر آن چه موجب صلح و صفا و سعادت است می پردازند؛ زیرا اینان تنها در آب گل آلود است که می توانند نفس بکشند و ماهی بگیرند.

این گونه است که قداست عدالت و ارزش کرامت انسانی را می شکنند و به ماه های محدود سال که حرمت و احترامی از سوی عقلا برای آن قایل شده اند تا دست کم مدتی را در سایه سار آرامش و امنیت به آسایش برسند، متعرض می شوند و آن را نقض کرده و این گونه به خود و جامعه ظلم روا می دارند و قوام جامعه را با اضمحلال مواجه می سازند.(توبه، ایه ۳۶ و آیات دیگر)

افرادی که تقوای عقلانی و عقلایی و شرعی ندارند و به هیچ اصلی از اصول انسانی و عقلایی پای بند نمی باشند، حتی به این محدود ماه های سال که حرمتی عقلا برای آن قایل شده اند، احترام نمی گذارند و با اشکال گوناگون آن را مخدوش می سازند.

خداوند این افراد جاهل را که حتی با نظام اجتماعی مخالفت می کنند و قوام جامعه را با تهدید مواجه می سازند، دشمن می شمارد و به آنان هشدار می دهد که با تبدیل و تغییر در ماه های حرام و تحلیل کردن حرام، تنها موجبات افزایش کفر و گمراهی خود می شوند و از هدایت الهی محروم می گردند.(توبه، آیات ۳۶ و ۳۷)

از نظر قرآن، مهم ترین فایده و نقشی که برای ماه های حرام است،‌ همان قوام و برپایی جامعه است؛ زیرا جامعه به هدف دست یابی به سعادت و آرامش و امنیت و اسایش شکل می گیرد و اگر هر روز به شکلی این هدف تهدید شود و امنیت از میان برود دیگر جامعه چیزی که بر آن قوام و استواری یابد نخواهد داشت.(مائده، آیه ۹۷) از این روست که خداوند به سبب علم گسترده خود نسبت به انسان و تجاوزگری ها و خوی ظلوم و جهول بودن او، بر ماه های حرام تاکید می کند تا دست کم برای هر جامعه ای در طول سال فرصتی پدید آید که از امنیت برخوردار شود و بتواند خود را بگیرد و قوام پیدا کند.(همان)

به هر حال، ماه های حرام یکی از مهم ترین عوامل در تثبیت فلسفه وجودی جامعه است و از این روست که خداوند بر ارزش گذاری، قداست و احترام آن تاکید می کند و هر گونه تجاوز و تبدیل و تغییر در آن را بر نمی تابد تا انسان فرصتی برای ایجاد جامعه پیدا کرده و در سایه سار آن به سعادت هر چند مقطعی دست یابند. در حقیقت این فرصت ماه های حرام به خردمندان و توده های مردم این فرصت را می دهد تا امنیت را تجربه کرده و قدر آن بشناسند و نسبت به ایجاد صلح دایمی تلاش کنند.