نقش قناعت در اقتصادی مقاومتی

بسم الله الرحمن الرحیم

اقتصاد مقاومتی نیازمند تحقق مقتضیات و موانعی است که بدون آن ها می توان گفت که اقتصاد مقاومتی نظریه ای بر کاغذ و توهمی به دور از واقعیت خواهد بود؛ به طوری که حتی برخی در حقانیت آن تردید کرده و آن را توهمی بیش نشمارند؛ به ویژه که اقتصاد مقاومتی به معنای تحقق آرمانی اقتصاد اسلامی در میدان واقع و عمل است؛ در حالی که فلسفه و هدف غایی آن به نام عدالت قسطی در جهان بشریت رنگ واقعیت به خود ندیده مگر در مدت کم تر از یک دهه در مدینه و یک و دو سالی در کوفه. از جمله مقتضیات تحقق اقتصاد مقاومتی در چارچوب اقتصاد اسلامی، توجه به حوزه مصرف و بهره مندی از فرآوری های ثروت است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا نقش قناعت در حوزه مصرف را به عنوان یکی از مهم ترین مقتضیات اقتصاد مقاومتی تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

جامعه ایمانی، قوامین بالقسط و اقامه کنندگان عدالت قسطی

اقتصاد اسلامی بلکه دین اسلام به هدف تحقق عدالت قسطی پایه ریزی و برنامه ریزی شده است. همه آموزه های وحیانی اسلام بر آن است تا همه مردم با آگاهی یافتن از فلسفه آفرینش و اهداف آن، برای تحقق عدالت قسطی در جوامع بشری قیام کنند و حتی با شمشیر و زور، سهم خواهی کرده و حقوق خویش را مطالبه نمایند.(حدید، آیه ۲۵) از این روست که محوری ترین چیز در آموزه های اسلامی عدالت قرار داده شده است و خداوند در توصیف مومنان آنان را به «قوامین بالقسط» می ستاید؛ زیرا نه تنها به عدالت قیام می کنند، بلکه چنان در این امر پیشتاز و استوار و محکم هستند که هیچ امری کم ترین خللی در قیام ایشان برای تحقق عدالت قسطی ایجاد نمی کند؛ چرا که عدالت قسطی در ایشان به عنوان فصل مقوم در آمده و بخشی اصلی هویت شخصیتی و وجودی آنان را شکل می دهد.(نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸)

تحقق عدالت قسطی مقتضیاتی دارد که از جمله مهم ترین آنها عبارتند از:

  1. توزیع عادلانه ثروت و منابع آن: مقتضای عدالت قسطی آن است که همگان به عنوان بشر از منابع ثروت برخوردار بوده و انفال و فیء به طور مساوی و برابر و یکسان میان همگان توزیع شود.(حشر، آیه ۷؛ انفال، آیه ۱ و آیات دیگر) بنابراین، منابع ملی و ثروت عمومی چون دریاها، رودها، آب ها، کوه ها، معادن و کانی ها، جنگل ها، مراتع، و مانند آن ها باید میان همگان به درستی توزیع و امکان بهره برداری برای همگان فراهم آید و کسی یا گروهی به عنوان اشراف و ملا حاضر در قدرت و حکومت و حاکمیت، نتوانند از منابع بهره مند شوند و توده های مردم از آن محروم باشند و ثروت و قدرت در اختیار گروهی قرار گیرد و با ویژه خواری و انحصارگرایی روز به روز بر ثروت و قدرت خویش بیافزایند(همان)؛
  2. توزیع عادلانه تولید و فرآورده های آن: به این معنا که همگان به طور عادلانه از تولیدات و فرآورده های آن بهره مند شوند و تولیدات و فرآورده ها در انحصار گروهی نباشد، بلکه شرایط به گونه ای فراهم گردد تا همگان بتوانند از تولیدات و فرآورده استفاده کنند. البته ممکن است به طور طبیعی در جامعه افرادی مسکین و ناتوان از هرگونه تحرک باشند و نتوانند برای استفاده از تولیدات و فرآوری ها از جای خود حرکت کنند؛ بنابراین بر اقشار مردم و به ویژه دولت است تا تولیدات و فرآوری ها را در اختیار آنان گذارند. هم چنین ممکن است در جامعه افرادی باشند که فقیر بوده و نمی توانند به تنهایی این فرآوری ها را تهیه و تامین کنند. پس بر جامعه و دولت اسلامی است تا از طریق انفاقات و وام نیک و قرض الحسنه و مانند آن ها شرایط بهره مندی آنان از این امکانات و فرآوری ها و تولیدات را فراهم آورند، نه آن که بخل ورزند و ترک انفاق نمایند و شبانه و مخفیانه برای جمع آوری محصولات اقدام کنند تا فقیران و بینوایان آگاه نشده و درخواستی نداشته باشند.(قلم، آیات ۱۷ تا ۲۴) آیات بسیاری در قرآن به انفاق از درآمد و محصولات پرداخته است و حتی خداوند بیان می کند که یکی از عقبات قیامت در ارتباط مستقیم با مساله توزیع عادلانه تولیدات است به گونه ای که اگر کسی به انفاقات توجه نداشته باشد، باید خود را برای دوزخ و آتش آن آماده سازد.(بلد، آیات ۱۱ تا ۱۴) خداوند در آیه ۱۴۱ سوره انعام مردم را به پرداخت بخشی از محصولات باغی و زراعتی در هنگام درو به نیازمند تشویق می کند و می فرماید: وَهُوَ الَّذِی أَنشَأَ جَنَّاتٍ مَّعْرُوشَاتٍ وَغَیْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُکُلُهُ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ کُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ؛ و اوست کسى که باغهایى با داربست و بدون داربست، و خرمابن، و کشتزار با میوه‏هاى گوناگون آن، و زیتون، و انار، شبیه به یکدیگر و غیر شبیه پدید آورد. از میوه آن- چون ثمر داد- بخورید، و حق بینوایان از آن را روز بهره‏بردارى از آن بدهید، ولى‏ زیاده‏روى مکنید که او اسرافکاران را دوست ندارد. هم چنین خداوند در جایی دیگر می فرماید: وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا؛ و حق خویشاوند را به او بده و مستمند و در راه‏مانده را دستگیرى کن‏ و ولخرجى و اسراف مکن.(اسراء، آیه ۲۶) پس از نظر قرآن خویشان و مساکین و در راه ماندگان از تولیدات و فرآوری های تولیدی ما سهمی دارند که باید در هنگام مصرف، فروش و مانند آن ها، حق ایشان نیز ادا و در میان مستحقان توزیع شود. این حق در هر مالی است که به انسان می رسد؛ به این معنا که در هر درآمدی باغی و دامی و زراعی و مانند آن ها و به هر شکلی دیگر و تحت هر نام دیگر، حقی برای گروه های مستحق قرار داده شده که باید در قالب عدالت قسطی از سوی مردم ادا شود. از جمله کسانی که در اموال انسان دارای حق هستند و باید حق ایشان ادا و توزیع شود، سائلان و محرومان هستند. خداوند می فرماید: وَفِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ؛ در اموالشان حقی برای سائل و درخواست کننده و محروم است(ذاریات، آیه ۱۹؛ و نیز نگاه کنید: معارج ، آیات ۲۴ و ۲۵)؛
  3. مصرف درست فرآوری ها و تولیدات: عدالت قسطی هم چنین اقتضا می کند که در حوزه مصرف و بهره مندی از فرآوری ها و تولیدات به گونه ای عمل شود که به دور از هر گونه اسراف و زیاده روی و یا تبذیر و ریخت و پاش باشد.(انعام، آیه ۱۴۱؛ اعراف، آیه ۳۱؛ اسراء، آیات ۲۶ و ۲۷)

مصرف درست فرآورده ها و محصولات

چنان که گفته شد یکی از مهم ترین حوزه عدالت قسطی حوزه مصرف است. پس اقتصاد مقاومتی تنها به حوزه توزیع ثروت و تولید و توزیع آن محدود نمی شود، بلکه حوزه مصرف نیز نقش کلیدی در عدالت قسطی دارد؛ زیرا اگر عدالت قسطی در مصرف تحقق نیابد و برخی با اسراف و تبذیر فرآوری ها و محصولات و تولیدات را از میان ببرند، نه تنها ظلم به خود بلکه ظلم به دیگران و جامعه کرده اند و به جای شکر نعمت راه کفران نعمت را برگزیده و خداوند ناسپاسان را دوست نمی دارد و آنان را به شدت مجازات می کند. جامعه ای که به اسراف و تبذیر در مصرف گرایش یابد، مورد خشم خداوندی قرار گرفته و نعمت های الهی از آنان سلب می شود.

در آیات قرآنی از هر گونه مصرف نادرست در قالب اسراف و تبذیر نهی شده است. از آن جایی که مهم ترین نوع مصرف و اصلی ترین آن ، خوردن و نوشیدن است، خداوند از اسراف در این دو حوزه به شدت نهی کرده و فرموده است: وکُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ؛ و بخورید و بیاشامید، ولى‏ زیاده‏روى مکنید که او اسرافکاران را دوست نمى‏دارد.(اعراف، آیه ۳۱)

از نظر قرآن همان طوری که اسراف به معنای زیاده روی در مصرف درحوزه اقتصادی امر مذموم و ناپسند و غیر محبوب در نزد خداوند است؛ تبذیر به معنای ریخت و پاش بی آن که فرآوری و محصولات مصرف شود بلکه تباه و نیست و نابود شود، گناهی بزرگ است و کسانی که مثلا سیب زمینی، یا سیب درختی و یا گندم را برای مهار و مدیریت بازار سرمایه و تولید، دفن و نیست و نابود کرده یا به دریا می ریزند و یا به هر شکلی دیگری تباه می کنند و در غیر مورد خود مثلا به دام و طیور می دهند، در حالی که قابل خوردن برای آدمیانی است که محتاج و نیازمند آن هستند، جزو مبذرین و برادران شیطان هستند. خداوند می فرماید: إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُواْ إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ وَکَانَ الشَّیْطَانُ لِرَبِّهِ کَفُورًا؛ همانا ریخت و پاش کنندگان- کسانى که مال را به گزاف تباه مى‏کنند- برادران شیطانهایند و شیطان خداوند خویش را ناسپاس است.(اسراء، آیه ۲۷)

قناعت، استفاده از داشته ها در حد نیاز

واژه قنع در زبان عربی در اصل به حرکت خروسی برای دفاع از خود به ویژه چشم در برابر حمله دشمن است. خروس هنگام حمله پرهای دور سر خویش را به سمت چشم جمع می کند و از آن به عنوان سپر استفاده می کند. به این حرکت خروس که پرهاى اطراف گردن خود را بطرف سر برگردانیده تقنیع می گویند. هم چنین در زبان عربی، قُنْع که جمع آن قِنْعَه و أَقْنَاع است به طبقى گفته می شود که از شاخه هاى نخل می سازند و در آن غذا می نهند. این حرکت نماد بهره گیری از هر چیزی است که در اختیار انسان است. شخص بی آن که محتاج و نیازمند کسی باشد، با بهره گیری از همه ابزارها و امکانات ابتدایی در اختیار نیازهای خود را برطرف می کند و دیگر نیازمند عطای حاتم طایی نمی نشیند تا خوار و ذلیل شود. در زبان عربی هم چنین پوشاندن سر و صورت مانند پوشاندن روسری روی سر زنان به عنوان قناع و تقنیع نامیده می شود. مقعنه هم به معنای روسری از همین واژه است.

پس قناعت به معنای پوشاندن خود به گونه ای است که دیگران حالت چهره اش را نبیند و یا نتوانند بر سرش آسیبی رسانند. انسان قانع از نظر اقتصادی نیز کسی است که با داشته هایش خودش را می پوشاند و اجازه نمی دهد چهره اش را ببیند. در ضرب المثل فارسی می گویند فلانی صورتش را با سیلی سرخ نگه داشته است؛ به این معنا که حاضر است با سیلی رنگ چهره اش را همانند انسان دارا در آورد که از پرخوری صورتش گل انداخته و سرخ شده است؛ قانع حاضر است خود را به گونه ای بپوشاند که دیگران متوجه فقر و نداری او نشوند.

به هر حال، قانع کسی است که به داشته هایش بسنده کرده و دست نیاز به سوی این و آن دراز نمی کند. برای درک درست این معنا بهتر است که به این داستان روایی توجه شود: روزی سلمان، ابوذر را به خانه خود دعوت کرد و از انبانی که داشت نان خشکی در آورد، با آب نرم نمود و نزد ابوذر گذاشت. ابوذر: چقدر خوب بود که با این نان، نمک هم بود؟! سلمان از خانه بیرون رفت و ظرفی را داشت که از پوست ساخته شده بود، آن را نزد شخصی گرو گذاشت و نمکی گرفت و نزد ابوذر نهاد. ابوذر، نمک روی نان می ریخت و می خورد و می گفت: الحمد لله الذی رزقنا القناعه؛ خدا را حمد می کنم که صفت قناعت را به ما روزی گردانید. سلمان: اگر تو قناعت می کردی، ظرف من، گرو و رهن نمی شد.(عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۳۵)

البته در برخی منابع این گونه نقل شده است: ابووائل می گوید: با دوستم به ملاقات سلمان رفتیم و مهمان او ‌شدیم. گفت: اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله از تکلف ( و به ‌زحمت انداختن) نهی نکرده بود، خود را به زحمت انداخته و غذای ‌خوبی برای شما آماده می کردم. سپس نان و نمک حاضر کرد. ‌دوستم گفت: اگر سبزی هم می بود، بهتر می شد.‌

سلمان برخاست و آفتابه ی خود را برد و آن را نزد سبزی فروش ‌گرو گذاشت و مقداری سبزی از او گرفت و آورد. در پایان دوستم ‌گفت: «خدا را شکر که ما را به این غذای ساده، قانع کرد.»‌

سلمان گفت:‌ «لو قنعت رزقک لم تکن مطهرتی مرهونه؛ اگر تو اهل قناعت ‌بودی، آفتابه ی من به گرو نمی رفت.»(علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۲۲، ص ۳۸۴.)

پس قناعت به این معنا است که انسان به داشته های خویش بسنده کند و برای برآورد نیاز و خواهش های نفسانی دست نیاز به سوی این و آن دراز نکند و با قرض و قوله نیاید خواهش های نفسانی خودش را برآورده سازد.

انسان نباید خودش به رنج بیهوده افکند تا هر طوری شده نیازهای خویش را برآورده کند، بلکه باید به آن چه دارد بسنده کند و به میزان کفایت و کفاف نیازها را برطرف سازد. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: طُوبى لِمَنْ ذَکَرالْمَعادَ، وَ عَمِلَ لِلْحِسابِ، وَ قَنَعَ بِالْکَفافِ، وَ رَضِىَ عَنِ اللَّهِ؛ خوشا به حال کسى که به یاد قیامت و روز بازگشت باشد و براى حساب کار کند و به اندازه خویش در باب روزى قناعت ورزد و از حضرت حق راضى و خشنود باشد.( نهج البلاغه: حکمت ۴۴؛ وسائل الشیعه: ج ۳، ص ۲۵۴، باب ۷۵، حدیث ۳۵۵۸)

البته این در حوزه مصرف است و هیچ ارتباطی به حوزه تولید ندارد، انسان باید در حوزه تولید تلاش کند تا بیش ترین تولیدات را داشته باشد؛ زیرا انفاق کردن بدون افزایش تولید شدنی نیست و انسان باید با آبادی بیش تر هم وظیفه الهی خود را انجام دهد و هم بتواند انفاق کند(بقره، آیات ۲ و ۳؛ هود، آیه ۶۱ و ایات دیگر)، ولی در حوزه مصرف به میزان کفاف و کفایت مصرف نماید و به خواهش نفسانی بها ندهد و چشم و دلش پر از قناعت باشد؛ چنان که صفت پیامبران و ازجمله پیامبر(ص) است. حضرت على علیه السلام در خطبه قاصعه مى‏فرماید: وَ لکِنَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ جَعَلَ رُسُلَهُ اولى قُوَّهٍ فى عَزائِمِهِمْ، وَ ضَعَفَهً فیما تَرَى الأْعْیُنُ مِنْ حالاتِهِمْ، مَعَ قَناعَهٍ تَمَلأُ القُلُوبَ وَ الْعُیُونَ غِنىً وَ خَصاصَهٍ تَمْلَأُ الأْبْصارَ وَ الأْسْماعَ أذىً؛ اما خداوند پاک پیامبرانش را در تصمیم‏هایشان نیرومند و قوى و از نظر برنامه‏هاى ظاهرى ضعیف قرار داد، با قناعتى که از بى‏نیازى چشمها را پر مى‏کرد و تهیدستى و فقرى که دیده‏ها و گوش‏ها را از آن مملو مى‏ساخت.(نهج البلاغه: خطبه ۲۳۴؛ بحار الأنوار: ج ۱۴، ص ۴۶۹، باب ۳۱، حدیث ۳۷.) و نیز آن حضرت (ع) بر تربیت نفس بر قناعت تاکید داشته و فرموده است: ألْهِمْ نَفْسَکَ الْقُنُوعَ؛ قناعت را به خورد نفس بده. (بحار الأنوار: ج ۷۵، ص ۸، تتمه باب ۱۵، حدیث ۶۴)

قناعت به معنای درست مصرف کردن

البته باید توجه داشت که قناعت به معنای عدم مصرف نیست ، بلکه درست مصرف کردن و با استفاده از داشته ها و دارایی های خود است بی آن که دست نیاز به سوی این و آن دراز کرد. خداوند بهره مندی از نعمت را به شکل درست و به جا را حتی در حوزه زینت و آرایه ها پذیرفته و آن را تشویق کرده است. از این روست که خداوند در قرآن می فرماید: یَا بَنِی آدَمَ خُذُواْ زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ وکُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ ؛ اى فرزندان آدم، در وقت هر نماز و در هر مسجدى آرایش و زینتتان را (به تناسب آن عمل و محل) برگیرید، و از (همه خوراکى‏هاى حلال خداوند) بخورید و بیاشامید ولى اسراف نکنید، که او اسراف‏کنندگان را دوست ندارد.(اعراف، آیه ۳۱) پس انسان می تواند بهترین زینت ها و آرایه ها را برای خود و خانه برگزیند و خود و خانه را بیاراید، ولی در هر کاری اسراف و تبذیر نکند و افراط و تفریط نداشته باشد.

فواید قناعت و آثار آن

در روایات آثار و برکاتی برای قناعت بیان شده است که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. خوشی ترین زندگی : امام على علیه‏ السلام می فرماید: اَطیَبُ العَیشِ القَناعَهُ؛ خوش‏ترین زندگى، زندگى با قناعت است.(غررالحکم، ح ۲۹۱۸)
  2. راحتی و آسایش: امام على علیه السلام فرموده است : مَنِ اقتَصَرَ عَلى بُلغَهِ الکَفافِ فَقَدِ انتَظَمَ الراحَهَ وَ تَبَوَّأَ خَفضَ الدَّعَهِ؛ هر کس به مقدار کفایت، قناعت کند، آسایش مى‏یابد و براى خویش زمینه گشایش فراهم مى‏کند.(نهج البلاغه، حکمت ۳۷۷) امام صادق علیه ‏السلام نیز می فرماید حریص از آسایش و راحتی محروم می شود : حُرِمَ الحَریصُ خَصلَتَینِ وَلَزِمَتهُ خَصلَتانِ: حُرِمَ القَناعَهَ فَافتَقَدَ الرّاحَهَ وَحُرِمَ الرِّضا فَافتَقَدَ الیَقینَ؛ حریص از دو خصلت محروم شده و در نتیجه دو خصلت را با خود دارد: از قناعت محروم است و در نتیجه آسایش را از دست داده است، از راضى بودن محروم است و در نتیجه یقین را از دست داده است.(غررالحکم، ج۳، ص۳۳۰، ح۴۶۳۴ )
  3. همت بلند: امام على علیه‏ السلام می فرماید : مِن شَرَفِ الهِمَّهِ لُزومِ القِناعَهِ؛ پایبندى به قناعت، از والایى همّت است.(غررالحکم، ج۶، ص۴۴، ح۹۴۳۵)
  4. ابزار انتقام از حرص: امام على علیه السلام می فرماید: اِنتَقِم مِنَ الحِرصِ بِالقَناعَهِ کَما تَنتَقِمُ مِنَ العَدُوِّ بِالقِصاصِ؛ از حرص، با قناعت انتقام بگیر، چنان که با قصاص از دشمن انتقام مى گیرى.(کافى، ج۲، ص۱۳۸، ح۳)
  5. دست یابی به مقام صالحین : امام على علیه‏ السلام می فرماید : لَولا خَمسُ خِصالٍ لَصارَ النّاسُ کُلُّهُم صالِحینَ: أوَّلُهَا القَناعَهُ بِالجَهلِ، الحِرصُ عَلَى الدُّنیا، وَالشُّحُّ بِالفَضلِ، وَالرِّیاءُ فِى العَمَلِ وَالعجابُ بِالرَّاىِ؛ اگر پنج خصلت نبود، همه مردم جزوِ صالحان مى شدند: قانع بودن به نادانى، حرص به دنیا، بخل ورزى به زیادى، ریاکارى در عمل، و خود رأیى.(غررالحکم، ج۲، ص۴۵۱، ح۳۲۶۰)
  6. مقام بی نیازی و استغنا از دیگری: امام صادق علیه‏ السلام می فرماید : اِنَّ صاحِبَ الدّینِ فَکَّرَ فَـعَـلَـتْهُ السَّکینَهُ وَ اسْتَـکانَ فَـتَواضَعَ وَ قَنِعَ فَاسْتَغْنى وَ رَضىَ بِما اُعْطىَ وَ انْفَرَدَ فَکُفىَ الاِخْوانَ وَ رَفَضَ الشَّهَواتِ فَصارَ حُرّا وَ خَلَعَ الدُّنْیا فَتَحامَى الشُّرورَ وَ اطَّرَحَ الْحَسَدَ فَظَهَرتِ الْمَحَبَّهُ وَ لَمْ یُخِفِ النّاسَ فَـلَـمْ یَخَفْهُمْ وَ لَمْ یُذْنِبْ اِلَیْهِمْ فَسَلِمَ مِنْهُمْ وَ سَخَتْ نَفْسُهُ عَنْ کُلِّ شَى‏ءٍ ففازَ وَ اسْتَکْمَلَ الْفَضْلَ وَ اَبْصَرَ العافیَهَ فَاَمِنَ النَّدامَهَ؛ آدم دین‏دار چون مى‏اندیشد، آرامش بر جان او حاکم است. چون خضوع مى‏کند متواضع است. چون قناعت مى‏کند، بى‏نیاز است. به آنچه داده شده خشنود است. چون تنهایى را برگزیده از دوستان بى‏نیاز است. چون هوا و هوس را رها کرده آزاد است. چون دنیا را فرو گذارده از بدى‏ها و گزندهاى آن در امان است. چون حسادت را دور افکنده محبتش آشکار است.مردم را نمى‏ترساند پس از آنان نمى‏هراسد و به آنان تجاوز نمى‏کند پس از گزندشان در امان است. به هیچ چیز دل نمى‏بندد پس به رستگارى و کمال فضیلت دست مى‏یابد و عافیت را به دیده بصیرت مى‏نگرد پس کارش به پشیمانى نمى‏کِشد.(امالى مفید، ص ۵۲، ح ۱۴)
  7. دست یابی به حیات طیب و زندگی پاک: پیامبر صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏آله می فرماید: فى تَفْسیر آیَهِ «مَنْ عَمِلَ صالِحا مِنْ ذَکَرٍ اَوْ اُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فلَنُحیَینَّهُ حَیاهً طَیِّبَهً وَ لَنَجْزیَنَّهُمْ اَجْرَهُمْ بِاَحْسَنِ ما کانوا یَعْمَلونَ» اَلْقَناعَهُ وَ الرِّضا بِما قَسَمَ اللّه‏ُ؛ در تفسیر آیه «هر مؤمنى مرد یا زن کار نیکى انجام دهد، قطعا او را با زندگى پاکیزه‏اى، حیات مى‏بخشیم و مسلما به آنان بهتر از آنچه انجام داده‏اند پاداش خواهیم داد» زندگى پاک، یعنى قناعت و رضایت به آنچه خداوند مقدّر نموده است.(نهج الفصاحه، ح ۲۷۹۶)
  8. برترین لذت: امام می فرماید: نِعْمَ حَظُّ الْمَرْءِ الْقَناعَهُ؛ نیکوترین لذّت مرد ، قناعت است!( بحار الأنوار: ج ۷۴، ص ۲۳۲، باب ۸؛ تحف العقول:ص ۸۳.)
  9. سپاس و شکرگزاری : امام علی می فرماید: أشْکَرُالنّاسِ أقْنَعُهُمْ، وَ أکْفَرُهُمْ لِلنِّعَمِ أجْشَعُهُمْ؛ شاکرترین مردم قانع‏ترین آنان و ناسپاس‏ترینشان نسبت به نعمت‏ها طمع کارترین آنهاست.( بحار الأنوار: ۷۴/ ۴۲۴، باب ۱۵، ذیل حدیث ۴۰؛ الارشاد، شیخ مفید: ۱/ ۳۰۴.)
  10. پادشاهی : امام می فرماید: کَفى بِالْقِناعَهِ مُلْکاً وَ بِحُسْنِ الْخُلْقِ نَعیماً؛ پادشاهى در قناعت است و حسن خلق نعمت بزرگى است.( نهج البلاغه: حکمت ۲۲۹؛ بحار الأنوار: ۶۸/ ۳۴۵، باب ۸۶، ذیل حدیث ۲.)
  11. نیکوترین حالت: امام علی(ع) می فرماید: ما أحْسَنَ بِالإْنْسانِ أنْ یَقْنَعَ بِالقَلیلِ وَ یَجُودَ بِالْجَزیلِ؛ چه نیکوست انسان را که به اندک قانع باشد و به بیشتر جود و احسان نماید.( غرر الحکم: ۳۷۶، حدیث ۸۴۸۳.)
  12. دست یابی به پاکی و عفت: امام علیب(ع) می فرماید: مَنْ قَنَعَتْ نَفْسُهُ، أعانَتْهُ عَلَى النَّزاهَهِ وَ الْعِفافِ؛ کسى که نفسش آراسته به قناعت شود، در پاکى و عفّت به کمک صاحبش بر خواهد خاست.( مستدرک الوسائل: ۱۵/ ۲۳۳، باب ۱۰، ذیل حدیث ۱۸۰۹۵؛ غرر الحکم: ۳۱۸، حدیث ۷۳۴۷.)
  13. عزت نفس: امیرمومنان می فرماید: مِنْ عِزِّ النَّفْسِ لُزومُ الْقِناعَهِ؛ از عزّت نفس التزام به قناعت است.( غرر الحکم: ۳۹۲، حدیث ۹۰۲۶.)
  14. شمشیر تیز علیه دشمن : الْقِناعَهُ سَیْفٌ لَایَنْبُو؛ قناعت شمشیرى است که کند نمى‏شود.( بحار الأنوار: ۶۸/ ۹۶، باب ۶۲، ذیل حدیث ۶۱؛ غرر الحکم: ۳۹۱، حدیث ۸۹۷۸) پس اگر جامعه ای بخواهد علیه دشمنان دارای عزت و شمشیری تیز و برنده باشد باید از قناعت بهره گیرد نه با مصرف گرایی؛
  15. بهترین مردمان: معصوم(ع) می فرماید: خِیارُ امَّتِى الْقانِعُ، وَ شِرارُهُمُ الطّامِعُ؛ بهترین امّتم قانع و بدترین آنها طمع ورز است.( کنز العمال: ۳/ ۳۹۱، حدیث ۷۰۹۵؛ الجامع الصغیر: ۱/ ۶۱۴، حدیث ۳۹۷۲.)

امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: امام على بن ابیطالب علیه السلام از خرمایى نوش جان فرمود، سپس آب میل فرمود، آنگاه به شکمش زد و گفت: آن کس که شکم او را به آتش ببرد از خدا دور باد.

کمال مسلمانی : حضرت امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود: مسلمانان به وسیله سه چیز کامل می شود: ۱. دین فهم باشد به مسائل دینی نظیر حرام و حلال، حق و باطل آگاهی داشته باشد؛ ۲. در زندگی تدبیر لازم را داشته، مواظب خرج و دخل و اهل قناعت باشد؛ ۳. در مصیبت ها و مشکلات روز و رویدادهای سخت زندگی اهل صبر؛ مقاوم باشد، مانند سدّی سترک در مقابل طوفان و امواج سهمگین مقاوم استوار باشد(خصال، صدوق، ج ۱، ص ۱۲۴)

خداوند به حضرت موسی کلیم علیه السلام وحی فرستاد و فرمود: شش چیز در شش جا قرار داده؛ امّا مردم جای دیگر آن را طلب می کنند و هرگز موفّق نمی شوند و به آن دست نخواهند یافت: ۱. آسایش را در بهشت قرار داده است، نه در دنیا؛ ولی مردم در دنیا طلب می کنند و باهزینه زیاد به دنبالش هستند؛ ۲. علم در گرسنگی به دست می آید؛ ولی مردم با شکم سیر می خواهند کسب علم کنند؛ ۳. عزّت در بیداری شب به دست می آید؛ ولی مردم در دربار سلاطین و حاکمان در                   جست و جوی آنند؛ ۴. مقام و رفعت در فروتنی و تواضع به دست می آید؛ ولی مردم با تکبّر می خواهند آن را کسب کنند؛ ۵. مستجاب شدن دعا در خوردن غذای حلال است؛ اما مردم آن را در سر و صدای بسیار جستجو می کنند، به جایی نمی رسد؛ ۶. بی نیازی در قناعت کردن به دست می آید؛ امّا مردم به دنبال کسب مال فراوان هستند و هیچگاه از این راه به دست نمی آید(مواعظ العددیّه، ص ۳۰۹)

در روایت است: سزاوار است مؤمن دارای هشت خصلت باشد: ۱ ) وقار در برابر تندباد حوادث؛ ۲ ) شکیبایی به هنگام هجوم گرفتاری؛ ۳ ) شکر در زمان وفور نعمت؛ ۴ ) قناعت به روزی خدا؛ ۵ ) عدم ستم بر دشمنان؛ ۶ ) قرار ندادن زحمت های خود بر دوش دوستان؛ ۷ ) از احساس مسؤولیتی که می کند جسمش در رنج باشد؛ ۸ ) آسایش مردم به برکت ایمان و کوشش او باشد.( اصول کافی، ج ۲، ص ۴۷)

جناب سلمان فارسی که پیامبر اکرم صلی الله علیه واله در فضیلتش فرمود: « السَّلمان مِنّا أهلَ البَیتِ »   می فرماید: بخیل به یکی از هفت بلیه دچار می شود: ۱ ) یا می میرد و مال را برای وراث می نهد و او در غیر طاعت خدا صرف می کند؛ ۲ ) یا ظالمی به خفّت و خواری از او می گیرد؛۳ ) یا هوسی به سرش می زند که همه مال را در راه رسیدن به آن می دهد؛ ۴ ) یا به فکر تجدید بنای خانه و تعمیر ویرانه می افتد و دارایی را آنجا به باد می دهد؛ ۵ ) یا به نکبتی و خواری دچار می شود از قبیل غرق شدن، آتش سوزی، دزدی و غیره؛ ۶ ) یا به دردی بی درمان مبتلا می شود و ثروت را در معالجه آن خرج می نماید؛ ۷ ) و یا در محلی به خاک می سپارد و بعد فراموش می کند.( المواعظ العددیّه، ص ۳۲۹)