نقش قبله در هویت بخشی به مسلمانان

samamosهر امت و ملتی همانند هر انسانی در جست و جوی هویت است. هویت هر کسی مجموعه ای از مولفه های خاص است که در سایه آن ها، هر کسی شخصیت می یابد. به این معنا که هر کسی دارای صفات و ویژگی هایی است که در بخش اعظم آن با دیگران همانند است ولی برخی از صفات و ویژگی هاست که وی را از دیگران جدا می سازد و به عنوان فصل ممیز عمل می کند. همان گونه که فصلی چون ناطق نوع انسان را از دیگر حیوانات هم جنس خود جدا می کند، هر کسی دارای فصل ممیزی است که به وی هویت خاص می بخشد. این گونه است که هویت هر کسی به یک معنا می تواند ماهیت عمومی انسانی او را تکمیل کند.

هر انسانی بلکه هر موجودی در سایه سار همین ویژگی های اختصاصی و صفات خاص است که شخصیت و شاکله وجودی خود را می سازد. شاید این یک ویژگی انحصاری برای انسان باشد که دیگر جانوران از آن برخوردار نمی باشند. بنابراین می توان گفت که انسان تنها موجودی است که حتی ماهیت وی به دست خودش در حال شکل گیری است. این انسان سازی همان هویت بخشی است.

جامعه انسانی نیز دارای همین ویژگی است. در حقیقت هر جامعه، امت، ملت و گروهی ، ویژگی هایی را درخود ایجاد می کند که موجب هویت بخشی به آن می شود. بی گمان نقش الگوهای فرهنگی، تمدنی در این میان بسیار حساس است. نمادها و آیین های خاص هر امت و ملت نیز به این هویت بخشی کمک می کند.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا با توجه به فرضیه گفته شده درباره نقش قبله به عنوان یک نماد هویت بخش به سراغ آموزه های قرآنی برود و تحلیل قرآن را در این مساله به دست دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

قبله، نماد هدایت

هر چند که در واژه شناسی قبله گفته اند که آن در اصل نامی برای حالتی است که روکننده بر آن حالت قرار می گیرد و قبله هر کسی چیزی است که انسان به آن رو می آورد و در برابرش می ایستد و یا به سمت و سوی آن می رود، ولی هنگامی که در عرف مسلمانان از قبله سخن به میان می آید منظور و مراد ایشان، اسم مکانی است که مورد توجه و رو به روی انسان در حالت نماز قرار می گیرد.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۶۵۴ ذیل واژه قبل)

بنابر قول مشهور در میان محققان و مسلمانان، قبله همان کعبه برای کسانی است که به طور عادی توان مشاهده آن را داشته باشند و کسانی که از آن دور هستند مسجد الحرام و در نهایت شهر مکه قبله ای است که می بایست در نماز به سمت و سوی آن ایستاد. این بدان معناست که در هر حال کعبه و یا جهت آن قبله مسلمانان می باشد.(زبده الاحکام ، محقق اردبیلی ، ص ۱۰۳)

از امام صادق (ع) روایت است که مراد از آیه ۲۹ سوره اعراف" و اقیموا وجوهکم عند کل مسجد " آن است که مردم در هر مسجدی مامورند تا هنگام عبادت و نماز در آن رو به مسجد الحرام بیایستند.(تهذیب الاحکام، طوسی، ج ۲ ، ص ۴۳ و نیز تفسیر نورالثقلین ، ج ۲ ، ص ۱۸ ، حدیث ۵۷) بنابراین برای کسانی که دور از کعبه هستند خود مسجد الحرام که کعبه در میانه آن قرار گرفته است قبله خواهد بود.

قبله ، در تحلیل قرآنی، نمادی برای هدایت است تا انسان در هر و همه حالات متوجه سمت و سویی خاص باشند و وحدت نمادین را در اتحاد قبله به ظهور برسانند. با نگاهی به علل تغییر قبله از بیت المقدس به کعبه و مسجد الحرام می توان این معنا را به دست آورد که هدف در ایجاد هر قبله ای برای هر ملت و شریعتی ، ایجاد وحدت نمادین در راستای هدایت خاص می باشد.

به این معنا که هر ملت و شریعت چون یهود و نصارا می بایست از دیگر امت ها و ملت ها جدا شوند و مسیر هدایت و صراط مستقیم را بشناسند و در آن مسیر گام بردارند. از آن جایی که همانندی اشخاص و گروه ها در ایجاد وحدت و بقا و ماندن در مسیر هدایت بسیار مهم است، قبله عاملی مهم در این همانند سازی می باشد.

خداوند در آیه ۱۴۲ سوره بقره تبیین می کند که چگونه قبله شدن کعبه می تواند زمینه ساز هدایت انسان ها به سوی صراط مستقیم باشد. این بدان معناست که خداوند با آن که در همه جاست و انسان به هر سو رو کند خداوند را در برابر خود دارد، ولی برای آن که مجموعه انسان ها و افراد هم فکر و هم عقیده به یک نقطه توجه کنند و وحدت نمادین را همانند وحدت واقعی در عقیده بروز و ظهور دهند، از ایشان خواسته شده تا به جایی پراکندگی به نقطه کعبه و یا بیت المقدس توجه کنند تا آن وحدت واقعی در شکل نمادین خود نیز بروز کند.

خداوند در آیه ۱۴۸ سوره بقره بر این نکته تاکید دارد که هر امتی دارای قبله مخصوص به خود است با آن که هر سمت و سو انسان رو آورد خداوند در برابر قرار می گیرد. از این رو ست که می فرماید: برای هر کسی وجه و قبله ای است که به آن رو می آورد.(انوارالتنزیل ، بیضاوی، ج ۱ ، ص ۱۴۸)

در این باره آیه ۱۴۵ سوره بقره و نیز ۱۷۷ همان سوره ، بیان می کند که اهل کتاب، دارای قبله مخصوص به خود بودند. در تفسیر آیه ۱۷۷ آمده است که نصارا بر آن بودند که به سمت مشرق بیایستند در حالی که یهود به سمت مغرب توجه می یافت.(مجمع البیان ، ج ۱ و۲، ص ۴۷۶)

حتی اگر قبله یهود و نصارا همان بیت المقدس باشد، می بایست گفت که آنان در حقیقت یک شریعت می باشند و مشترکات آنان بسیار بیش تر از مشترکات ایشان به مسلمانان می باشد؛ زیرا حضرت عیسی (ع) هر چند که دارای کتاب انجیل است ولی تنها در برخی از احکام تغییراتی را داده است و اصول کلی شریعت عیسوی همان شریعت موسوی می باشد. بر این اساس می توان گفت که ایشان در حقیقت یک امت با یک قبله و نماد مشخص یعنی بیت المقدس می باشند.

البته از آیه ۱۴۵ سوره بقره چنین استنباط می شود که اهل کتاب یعنی نصارا و یهود، در باره قبله خود اختلافاتی داشته اند که می توان بر آن اساس تفسیر شیخ طبرسی در مجمع البیان از تفاوت قبله نصارا با یهود درست ارزیابی کرد. به این معنا که یهودیان می کوشیدند به گونه ای بیایستند که سمت مغرب باشد در حالی که مسیحیان به سمت شرق تمایل داشتند.

خداوند در همین آیه تبیین می کند که اهل کتاب یعنی یهود و نصارا حاضر نبودند از قبله یک دیگر تبعیت و پیروی کنند که این خود موید و شاهدی بر کلام شیخ طبرسی می باشد.

در برخی از آیات و روایات از جمله آیه ۸۷ سوره یونس این معنا امده است که پیش از کوچ ومهاجرت یهود به بیت المقدس و سرزمین فلسطین ، زمانی که آنان در مصر می زیستند، یهودیان به فرمان پیامبران خویش مامور بودند تا خانه های خویش را به سوی بیت المقدس بسازند و یا در خانه های خویش مکانی را به سمت بیت المقدس به عنوان عبادتگاه خویش داشته باشند یا مساجدی را به سمت بیت المقدس ساخته و در آن عبادت نمایند.(نگاه کنید : جامع البیان ، ج ۷ ، جزء ۱۱ صص ۱۹۹ و ۲۰۰ و هم چنین : روح المعانی ، ج ۲ ، جزء ۲ ، ص ۴)

چنین دستوری از آن رو از سوی خداوند صادر شده است تا یهودیان مومن در مسیر هدایتی خویش از دیگران بازشناخته شوند و هدایت آنان به سوی صراط مستقیم به شکل نماد نیز ظهور و بروز نماید.

قبله، نماد هویت

همان گونه که قبله ، نمادی برای هدایت و هدایت یافتگان است، نمادی برای هویت بخشی به امت وملت نیز می باشد. این معنا را می توان به سادگی از مطالب پیشین به دست آورد؛ زیرا هنگامی که اراده جداسازی مومنان یهود از غیر ایشان به حضرت موسی (ع) از سوی خداوند ابلاغ شد، آن حضرت مامور گردید تا مساجدی را به سوی بیت المقدس بسازد و یا آن که مردمان را وادار سازد تا در خانه هایشان عبادتگاه هایی را به سمت قبله بیت المقدس بسازند تا وضعیت ایشان از دیگران دانسته شود.

این که خداوند در آیاتی چون ۱۴۲ و ۱۴۳ و ۱۴۴ و ۱۴۸ و ۱۴۹ سوره بقره عیین قبله را از شئون خداوندی بر می شمارد و در همین آیات مالکیت خداوند نسبت به همه جهت ها و مکان ها را زمینه قرار گرفتن هر یک از آن ها به عنوان جایگاه قبله ، از سوی پروردگار را مطرح می سازد و این که تعیین قبله برای هر امتی از سوی خداوند، برخاسته از قدرت مطلق اوست، بدین معنا خواهد بود که اصولا قبله سازی از سوی خداوند برای نمادسازی و هویت بخشی به هر یک از امت ها و ملت هاست.

به این معنا که هر جایی و هر سمتی بیرون از وجه الله نیست و انسان به هر سویی رو آورد در برابرخداوند ایستاده است، بنابراین خداوند خود به حکمتی ، یکی از جهات را برای امتی قبله قرار می دهد تا این گونه امتی از امتی بازشناخته شود؛ زیرا همه کسانی که بر شریعت الهی عمل می کنند در صراط مستقیم الهی و دین اسلام می باشند که حقیقت همه شرایع و باطن همه ملت ها و امت هاست. بر این اساس، هدف از این عمل تعیین قبله خاص برای هر امت و ملتی برای آن است که هویت مستقل خویش را داشته باشند.

این که پیامبر(ص) در وهله نخست مامور بود تا بیت المقدس را قبله خویش قرار دهد(بقره، آیات ۱۴۲ و ۱۴۳ و ۱۴۴ و ۱۵۰ و تفاسیر روح المعانی ، ج ۲ ، جزء ۲ ، ص ۴ و نیز انوارالتنزیل ، ج ۱ ، ص ۱۵۳)از آن رو بوده است که با این عمل هویت مسلمانان را از مشرکانی که کعبه را قبله خود می دانستند جدا سازد. در مرحله نخست آن چه مهم بود نمادسازی برای هویت بخشی به مسلمانان از مشرکانی بوده است که اکثریت را در منطقه در دست داشتند. پس از آن که این اکثریت به اقلیت تبدیل شد و با کوچ و مهاجرت مسلمانان به مدینه اکثریت شهر به دست اهل کتاب افتاد که از ساکنان پیشین آن جا بودند، پیامبر (ص) در انتظار این بود که هویت جدید خویش را با تغییر قبله به دست آورد؛ زیرا همانند با اهل کتاب به ویژه یهودیان در یکسان بودن قبله موجب می شود تا نتواند به مسلمانان هویت مستقل بخشد. ایستادن هر دو گروه به سمت بیت المقدس این مساله را دامن می زد که آموزه های قرآنی چیزی جز آموزه های تورات نمی باشد. وحدت در قبله و نمادها این معنا را به شدت تقویت می کرد.

خداوند از انتظار پیامبر(ص) برای تغییر قبله سخن به میان می آورد، زیرا این انتظار بسیار به جا بود، چون پیامبر(ص) می خواست تا با تغییر قبله مسلمانان را از یهودیان بازشناساند و هویت تازه ای بخشد. آیاتی چون ۱۴۴ سوره بقره سخن از انتظار بلکه اشتیاق پیامبر(ص) برای تغییر قبله سخن می گوید. از این انتظار و اشتیاق در حالی صورت می گیرد که به نظر وی به هر جا رو کنی خداوند را در برابر و قبله خود داری. بنابراین ، نمی توان این اشتیاق را بیرون از انتظار و اشتیاق وی برای هویت بخشی به مسلمانان تفسیر کرد.

تغییر قبله و آثار آن

آن حضرت(ص) مامور بود تا زمان مشخصی به سمت بیت المقدس نماز گزارد. این ماموریت از آن رو بوده است که هویت بخشی مسلمانان در مکه و نیز دوران نخست که هنوز اکثریت به دست مشرکان بود ضروری بود. با تغییر وضعیت و ظهور علایم و نشانه هایی از چیرگی تفکر اسلامی بر تفکر مشرکان بود، که انتظار تغییر قبله درست می نمود. این تغییر قبله نقش به سزایی در تغییر نگرش و گرایش مشرکان نیز داشت، زیرا اهمیت یابی دوباره مکه و کعبه از سوی پیامبر(ص) ومسلمانان برای مشرکانی که به کعبه احترام خاص می گذاشتند، موجب شد تا تغییر دین از سوی مشرکان آسان تر انجام پذیرد.

تغییر قبله از سوی گروه های مختلف مورد تردید و انکار واقع شد. اهل کتاب به ویژه یهودیان از این مساله دلخور و نگران شدند و تلاش های بسیاری کردند تا پیامبر(ص) و مسلمانان را از کعبه به سوی بیت المقدس بازگردانند. (بقره آیات ۱۴۵ و ۱۴۷) آنان امید داشتند تا با بازگشت دوباره مسلمانان به سمت قبله پیشین یعنی بیت المقدس ، اعتبار خود و قبله خویش را افزایش دهند.(آل عمران آیه ۷۲ و نیز نگاه کنید: تفسیر قمی ، ج ۱ ، ص ۱۱۳ و بحارالانوار ، ج ۸۰ ، ص ۹۸) آنان گمان می کردند که تغییر قبله از سوی پیامبر(ص) کاری بر پایه هوی و هوس است چنان که خویش این گونه بودند، در حالی که این مخالفت در تغییر قبله از سوی آنان بر پایه هوی و هوس بود.(بقره آیه ۱۴۵)

از نظر قرآن ، تغییر قبله امری حق می باشد، (بقره آیات ۱۴۲ تا ۱۵۰)زیرا افزون بر آن که همه جا و سمت ها در برابر خداوند است، باعث هویت بخشی به مسلمانان می شود.

تغییر قبله آثار مهم و اساسی در میان مردمان داشته است. از سوی تردیدهایی را در میان برخی از تازه مسلمانان ایجاد کرد که بیانگر عدم هدایت یافتگی کامل آنان بود؛ زیرا پذیرش تغییر قبله برای هدایت یافتگان واقعی آسان است (بقره آیه ۱۴۳) این در حالی است که تغییر قبله برای مدعیان اطاعت از پیامبر(ص) دشوار و گران بود(همان).

هم چنین تغییر قبله موجب از میان رفتن موضع تبلیغاتی مخالفان بر ضد اسلام و مسلمانان شد(بقره آیه ۱۵۰) چنان که به برخی از مشاجرات در این زمینه پایان داد . البته تنها کسانی به شدت با تغییر قبله مخالفت کردند که توجه به حکمت و فرمان خداوند در این زمینه نداشته اند اما کسانی که متوجه امر الهی بودند در این باره موافقت و تبعیت خویش را در قول و عمل نشان دادند.(بقره آیات ۱۴۵ تا ۱۴۷) خداوند در آیه ۱۵۰ سوره بقره خوف از خداوند را عاملی برای پذیرش مسجد الحرام در جایگاه قبله از سوی مومنان بر می شمارد که خود بیانگر آن است که مخالفان از خداوند خوفی نداشته و بر اساس هوی و هوس به مشاجره و مخالفت می پردازند.

تغییر قبله ، زمینه امیدواری مسلمانان به هدایت خداوندی را موجب( بقره آیه ۱۵۰) و خشنودی پیامبر (ص) را فراهم آورد.(بقره آیه ۱۴۴) .

فلسفه تغییر قبله

خداوند در آیه ۱۵۰ سوره بقره در بیان فلسفه و هدف تغییر قبله اتمام نعمت خداوند بر مومنان را بیان می کند؛ زیرا این گونه تغییر موجب می شود تا مومنان بتوانند در یک وحدت شکلی و محتوایی در مسیر هدایتی گام بردارند و هویت مستقلی از دیگرانی یابند که یا بر کفر و شرک می باشند و یا آن که مدعی ایمان هستند و با این که پیامبر(ص) همان پیامبرموعود ایشان بود به او ایمان نیاوردند.

تعیین بیت المقدس در جایگاه قبله و تغییر آن به کعبه هم چنین آزمون و امتحانی الهی برای تصفیه مومنان و مسلمانان واقعی از مدعیان و منافقان بود. مدعیان و منافقان در این گونه مواقع است که باطن خویش را آشکار کرده و نفاق و عدم اطاعت خویش را بروز می دهند.(بقره آیه ۱۴۳)

در حقیقت این آیه تبیین می کندکه تشخیص پیروان واقعی از دروغین و مدعیان و منافقان از اهداف تغییر قبله بوده است. بنابراین می توان دریافت که هر عملی به ظاهر نمادین می تواند دوستان را از دشمنان جدا کند. در جهان امروز نیز هر از گاهی با برخی از مسایل رویش ها و ریزش های بسیاری صورت می گیرد و هواداران اصلی عدالت و آزادی از مدعیان دروغین آن بازشناخته می شوند.

خداوند در آیه ۱۵۰ از اهداف دیگر تغییر قبله به فراهم آمدن زمینه دست یابی مسلمانان به هدایت های ویژه اشاره می کند که از طریق تغییر قبله از بیت المقدس به کعبه برای آنان ایجاد می شود.

به هر حال هرگز این نکته نباید فراموش شود که خداوند صاحب و مالک قبله در شرق و غرب و هر کجای عالم است(بقره آیات ۱۱۵ و ۱۴۲ ) و تاثیر جهتی از جهات یا مکانی از مکان ها در هدایت انسانها، ملاکی جهت قبله قرار دادن آن می باشد(بقره آیه ۱۴۲) بنابراین نمی بایست نسخ شدن حکم قبله از بیت المقدس به سوی کعبه را امری بیرون از چارچوب های حکمت الهی دانست و ارزیابی کرد.