نقش عدالت رهبری در حماسه سازی

samamosحماسه سازی در جامعه به معنای ایجاد هیجان های مثبت و تحرکات اجتماعی جهت ایجاد تغییرات مفید و سازنده نیازمند دو دسته از فعالیت های اقتضایی و مانع زدایی است؛ زیرا زمانی چیزی چون حماسه ای تحقق می یابد که عوامل ایجادی و موانع از میان برداشته شده باشد و در مجموعه علت تام تحقق یابد.

شاید یکی از مهم ترین عوامل تاثیرگذار در خلق و ایجاد حماسه های گوناگون سیاسی و اقتصادی نقش رهبری عادل باشد که با قرار دادن هر چیزی در جای خود و بخشیدن حق هر صاحبی حق این امکان را می دهد تا ظرفیت ها خود را نشان دهد و امکانات در مسیر درست و سازنده ای قرار گرفته و به خدمت گرفته شود. نویسنده در این جا بر آن است تا با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن و سنت و سیره پیشوایان معصوم(ع) نشان دهد که چگونه رهبری عادل در تحقق حرکت های سازنده در جامعه در همه ابعاد نقش مهم و بنیادینی دارد و تبعیت امت از چنین رهبری چه آثاری مفیدی برای امت به بار خواهد آورد.

سعادت هدف جامعه

جامعه حتی درنوع خرد و کوچک آن یعنی خانواده، ترکیبی از افراد است که با عبور از برخی از خواسته ها و سلائق شخصی بر آن شدند تا با در پیش گرفتن روندی عقلانی و عادلانه به اهداف متعالی و بزرگ تری برسند. مهم ترین هدف هر جامعه از خرد (خانواده) و بزرگ(امت) آن است که به سعادت دست یابند.

سعادت به عنوان یک فضلیت برتر همواره دغدغه انسان بوده است. عناصر و مولفه های اصلی سعادت نیز تامین آرامش و آسایش است. این آرامش شامل آرامش روانی و روحی و نیز امنیت های مالی و جان و عرضی و مانند آن می شود. هر انسانی می کوشد تا به آرامش و آسایش پایدار و اگر شدنی نباشد دست به نسبت پایدار دست یابد. از این روست که همه سرمایه های وجودی خود را در این راه هزینه می کند.

عقل و وحی به انسان ها می آموزد که سعادت پایدار در سایه تعبیت و پیروی از عقل است. از این روست که در هر جامعه مدیریت به دست کسی داده می شود که خردمندترین و فرزانه ترین افراد آن جامعه باشد.

عدالت به مثابه هدف و روش

عقل انسانی دو دسته احکام نظری و عملی دارد که ناظر به هست ها و نیست ها و بایدها و نبایدهاست. در این میان عدالت مهم ترین حکم عقل است. عدالت به معنای قرار دادن هر چیزی در جای خودش است. امیرمومنان علی(ع) می فرماید: «العدل، وضع الشیء فی موضعه»(صالح صبحی، نهج البلاغه، ، قم، هجرت، ص ۵۵۳، حکمت ۴۳۷)

از آن حضرت (ع) نقل شده که در تعریف عقل فرموده است: العدل یضع الامور مواضعها؛ عدل هر چیزی را در جای خودش قرار می‏دهد. (نهج البلاغه، شهیدی، ۱۳۷۹ ، ص ۴۴۰)

البته برخی در تعریف عدل گفته اند: العدل اعطاء کل ذی حق حقه ؛ عدالت بخشیدن حق هر صاحب حقی به اوست. در این عبارت عدالت محدود شده است؛ زیرا بخشی از حوزه عدالت در این جا که مرتبط به حق و حقوق است مورد توجه قرار گرفته است. اگر ما عدالت را به معنای قراردادن هر چیزی در جای مناسب خودش بدانیم، چیزی که اعطاء و ادای حق کسی به او نیز مصداقی از مصادیق قرار دادن هر چیزی در جای خویش خواهد بود. بنابراین، تعریف اخیر نسبت به تعریف نخست اخص خواهد بود و از فراگیر و شمول و عامیتی که تعریف نخست دارد، برخوردار نخواهد بود.

البته آن حضرت علیه‏السلام در جایی دیگر می‏فرماید: ان العدل میزان الله سبحانه الذی وضعه فی الخلق و نصبه لاقامه الحق؛ عدالت، ترازوی خداوند است که برای بندگان نهاد، و برای اقامه‏ی حق آن را نصب کرد. خداوند را در ترازویش نافرمانی نکنید و با سلطنت او معارضه مکنید.(غرر الحکم، آمدی، ۱۳۶۶ ، ۲۲۲)

بنابراین، از نظر آموزه های وحیانی اسلام، عدالت معیاری الهی در سنجش آفریده ها و برپایی حق خواهد بود. به این معنا که با اجرای عدالت حق هر حق داری به او می رسد و هر چیزی در جای مناسب خودش قرار می گیرد. این گونه است که نظم مناسب در جامعه و جهان برقرار می گردد.

اصولا زیبایی و کمال که در هستی دیده می شود به سبب نظام احسن مبتنی بر عدل است؛ زیرا وقتی هر چیزی در جای حق و مناسب خود قرار گرفته باشد، از زیبایی و کمال برخوردار خواهد شد.

از نظر آموزه های وحیانی اسلام، عدالت یک روش و شیوه برای ساخت هستی است. به این معنا که خداوند نظام هستی را در چارچوب روشی عدالت ساخته است تا هر چیزی در جای حق و مناسب خود قرار گیرد. البته عدالت می تواند به عنوان یک هدف نیز مطرح شود؛ زیرا انسان موجودی دارای اراده و اختیار است و ممکن است در انتخاب راه خویش به ظلم متمایل شده و از محور و مدار و دایره عدالت خارج شود. در این جاست که عدالت به عنوان یک هدف مطرح می شود تا انسان ها با بازگشت به مسیر درست و صراط مستقیم هدایت قرار گرفته و هر چیزی را درجای مناسب خود به کار برند و قرار دهند.

از این روست که در آیات قرآنی به ویژه در آیه ۲۵ سوره حدید عدالت و عدالت خواهی توده های مردم به عنوان یک هدف مطرح شده است تا هر چیزی در جایی خود قرار گرفته و صاحب هر حقی از حق خود بهره مند شود.

نیازمندی عدالتخواهان به وحی

چنان چه گفته شد عدالت حکم عقل است و این عقل است که عدالت را امری نیک و حسن دانسته و ظلم را به عنوان قبیح و زشت ناپسند شمرده و در قالب باید و نبایدها به عدالت فرمان و از ظلم باز داشته است. اما از آن جایی که عدالت به معنای وضع هر چیزی در جای مناسب خودش است، عقل به دلایل و اسبابی به تنها نمی تواند درک کند که جایگاه مناسب هر چیزی کجاست؟ چرا که برخی از عقول به کمال نرسیده است و از سویی دیگر حتی اگر به کمال برسد در احاطه به اشیاء و چیزها به جایی نرسیده است که از کنه و جوهر هر چیزی آگاه بوده و جایگاه و موضع مناسب آن بداند و بشناسد تا هر چیزی را در جایگاه مناسب و موضع حق خود قرار دهد.

این جاست که عقل انسانی نیازمند راهنمایی بیرونی است تا او را به جای و جایگاه حقیقی و مناسب هر چیزی رهنمون شود. بی گمان بهترین کس و چیز در این جا آفریدگار و خالق اشیاء است؛ زیرا او بدتر از هر چیزی جای مناسب هر چیزی را می داند. بنابراین، انسان عاقل و خردمند خود را نیازمند وحی می داند تا با راهنمایی و هدایت وحی بتواند موضع و جایگاه شایسته هر چیزی را بشناسد و آن را در آن جای مناسب قرار دهد و حق مطلب را ادا نماید.

خداوند در آیه ۲۵ سوره حدید با اشاره به همین موضوع است که به نقش پیامبران و کتب آسمانی در تبیین و روشنگری حقیقت و جای مناسب هر چیزی اشاره می کند و می فرماید که این روشنگری ها و تعلیمات الهی است از طریق پیامبران است که به توده های مردم این امکان را می دهد تا حق هر چیزی را بشناسند و در انجام عدالت قسطی و قرار دادن هر چیزی در جای مناسب آن قیام کنند.

در حقیقت وحی به عنوان مکمل عقل به او کمک می کند تا حقیقت هر چیزی را بشناسد و جایگاه مناسب آن را بداند و در اجرای عدالت به درستی گام بردارد. از آن جایی که بیش ترین بی عدالتی و ظلم در حوزه رفتارهای انسانی بروز و ظهور می کند و قدرت اراده و اختیار آن عاملی در انحراف و کژی در عدالت می شود، پیامبران بیش ترین توجه را نیز به این بخش مبذول داشته اند و بر آن هستند تا با بیان حقایق و بهترین های رفتار، در اکمال عقل و اتمام آن به انسان کمک کنند و آنان را به مکارم اخلاقی و بهترین ها و نیکوترین ها رهنمون سازند.

به هر حال، عقل نیازمند کمک های وحی است تا درک درستی از حقایق هستی و نسبت ها داشته باشد و بداند که موضع مناسب هر چیزی کجاست تا سپس به حکم لزوم اجرای عدالت، اقدام به قراردادن هر چیزی در جای مناسب آن نماید.

نقش رهبری در اجرای عدالت

همان گونه که رسیدن به حقیقت و اجرای کامل آن در شکل عدالت، نیازمند عقل و تعقل است، از آیه ۲۵ سوره حدید و نیز آیات دیگر این معنا به دست می آید که عقل خردمندی که متکی بر وحی عمل می کند، بهترین عاملی است که می تواند این نظام احسن یعنی عدالت را در جامعه بشری ساماندهی و مدیریت نماید.

با نگاهی به آموزه های اسلامی این معنا ثابت می شود که حتی انجام کوچک ترین و ساده ترین امور نیازمند رهبری الهی خردمند و فرزانه است؛ زیرا در مسائل عبادی چون نماز، روزه، زکات و حج این رهبری و ولایت است که میزان هر چیزی را می داند و می تواند آن چیز را در جایگاه مناسب آن قرار داده و حق او را ادا و عدالت را اجرا نماید. بر همین اساس است امام باقر(ع) می فرماید نقش ولایت در تحقق اسلام اساسی است و اگر ولایت و رهبری حذف شود حتی نماز و روزه و حج بی تاثیر و بی ارزش خواهد بود؛ زیرا این امام و ولی الله است که با تعیین میزان هر چیزی از جمله نماز و روزه حق نماز را بیان کرده و امکان تاثیرگذاری نماز و روزه را در شخص نمازگزار و روزه دار می دهد. ارزش و اعتبار روزه و نماز به آن است که در انسان تاثیرگذاشته و مثلا ناهی منکر و فحشاء(عنکبوت، آیه ۴۵) و موجب تقوا(بقره، ایه ۱۸۳) شود؛ اما زمانی که میزانی در اختیار نباشد، این نماز و روزه می تواند از مسیر عدالت و حق خارج شده و بی تاثیر و در نهایت بی ارزش شود. از این روست که نماز و روزه کسی که ولایت را نپذیرفته و طبق آن عمل نکرده و مطابق فتاوا رفتار نکرده است، عملی بیهوده و بی ارزش است که هیچ تاثیری در آینده او نخواهد گذشت و در آخرت پیمانه او خالی از هیچ خواهد بود.

امامان معصوم(ع) بارها بر این نکته گوشزد کرده اند که تمامیت نماز و روزه و حج و امور دیگر به ولایت است؛ زیرا ولی الله همان عقل میزان سنجش حق از باطل است. پیامبر(ص) در بیان گوشه ای از این حقیقت می فرماید: علیٌّ مع الحقّ والحقُّ مع علیٍّ یدور معه حیث ما دار؛ علی با حق و حق با علی و حق هر جایی که علی می گردد و می رود با اوست.( بحار الانوار، ج ۲۸، ص ۳۶۸) از همین روست که علی را میزان الاعمال(بحارالأنوار،ج ۹۷، ص ۳۳۰) معرفی می کنند؛ چرا که اعمال زمانی که مبتنی بر حق و عدالت باشد،‌ حقیقت خود را نمایش می دهد و این امیرمومنان(ع) یعنی ولی الله و امام (ع) است که حق را نشان می دهد و جایگاه درست و موضع مناسب آن را به دست داده و امکان بقا و تاثیر و در نتیجه ارزش و پاداش را می دهد.

رهبر معصوم که خردمند ومتقی و صالح است با اتصال به مبدا حق و حقیقت همه چیز را چنان که هست می شناسد و به ملکوت و نیازهای آنها نیز توجه دارد. چنین انسانی با علم لدنی این امکان را دارد که موضع حق و مناسب هر چیزی را بشناسد و کمک کند تا انسان ها عادلانه حق هر چیزی را ادا کنند. اما وقتی رهبری در اختیار چنین فردی نباشد جهاد اسلامی به جنگ غارت گرانه و سوداگرانه ای تبدیل می شود که چیزی جز ظلم نیست. این گونه است که پس پیامبری جنگ های مسلمانان از جاده عدالت بیرون رفت و گرایش به ظلم و ستم یافت به گونه ای که حقوق بسیاری از مردمان مسلمان به ادعای باطلی چون اسلامت واقعی نیست سلب می شود و به تجاوز به بیت المال و اجرای نظام های اقطاعی جاهلی و توزیع ثروت مسلمانان در میان برخی از خویشان و نزدیکان، حقوق مردم سلب می شود.

امیرمومنان علی(ع) که در محراب عبادت خویش به سبب شدت عدالت شهید می شود، پس از در اختیار گرفتن رهبری جامعه می فرماید که او در اجرای عدالت هرگز کوتاهی نمی کند؛ چرا که میزان همه اعمال است. او حتی به حقوقی که در گذشته غصب شده و کابین زنان و یا به ارث به فرزندان رسیده توجه داشته و خواست تا آن را به صاحبان حق بازگرداند و در پاسخ به کسانی که می گفتند، از حالا شروع کنید و کاری به گذشته ها نداشته باشید و اگر عدالتی می خواهید از امروز پایه گذاری نماید، فرمود: فان الحق القدیم لایبطله شی؛ حق که از قدیم اثبات شده باشد چیزی آن را باطل نمی کند.( شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید، ج ۱، ص۲۶۹.) یعنی حق هرگز شامل مرور زمان نمی شود. پس اگر حق برای کسی در گذشته ثابت شده باشد با مرور زمان و یا هر عاملی دیگر از میان نمی رود. از این روست که خواهان بازگشت حق به صاحبان آن می شود.

رهبری در عصر غیبت نیز می بایست در اختیار انسانی قرار گیرد که فقیهى خویشتندار و نگاهبان دین خود باشد و با هواى نفْسش بستیزد و مطیع فرمان مولایش باشد ، بر عوام است که از او تقلید کنند و البته این ویژگیها را تنها برخى فقهاى شیعه دارا هستند ، نه همه آنها ؛ : مَن کانَ مِن الفُقَهاءِ صائناً لنفسِهِ حافِظاً لِدینِهِ مُخالِفاً على‏ هَواهُ مُطِیعاً لأمرِ مَولاهُ فلِلعَوامِّ أن یُقَلِّدُوهُ ، وذلکَ لا یکونُ إلّا بَعضَ فُقَهاءِ الشِّیعَهِ لا جَمیعَهُم.( وسایل ج۱۸-ص۹۴و۹۵ ؛ بحار الانوار ج۲-ص۸۸ ؛ احتجاج طبرسی ج۲-ص۵۵۳) این توصیفات را برای رهبری غیر معصوم، غیر از امام حسن عسکری(ع)، امام صادق (ع) نیز فرموده اند.(وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۳۱( اگر کسی چنین باشد در حقیقت بهره ای علم امامت و عصمت برده است و می تواند در نقش رهبری قرار گیرد و حق هر چیزی را ادا و جای هر چیزی را بشناسد و به مردم معرفی کرده تا آنان قیام به عدالت کنند.

وسعت عدالت در شمول احزاب و جناح ها

اگر رهبری چنین در مقام مدیریت جامعه قرار گیرد به سبب آن که عدالت از وسعت و گستره ای بسیار برخوردار است می تواند همه گروه های فکری و جناح ها و اشخاص با سلائق گوناگون را به اتحاد و انسجام و وحدت سوق دهد؛ زیرا عدالت به معنای شناخت حق هر چیزی و قرار دادن آن در جای مناسب است که حق احیا می شود. بنابراین، از آن جایی که گروه های اجتماعی و فکری در هر جامعه با روش ها و سلائق گوناگون در خدمت تحقق اهداف جامعه یعنی سعادت هستند، در اصول با هم مشترک هستند. رهبری عادل می تواند با تبیین جایگاه هر کسی و گروهی به آنان اجازه دهد تا در چارچوب روش های معقول و منطقی فعالیت های خود را در راستای تحقق سعادت انجام دهند.

از آن جایی که هر گروه و حزبی به روش ها و اهداف میانی خود را برای رسیدن به اهداف متعالی یعنی سعادت جمعی نظر خوش بینانه دارند و آن را می پسندند(مومنون، آیه ۵۳؛ روم، آیه ۳۵) و نسبت به روش ها و اهداف میانی دیگر خرده می گیرند، باید این امکان فراهم اید تا هر کسی بتواند از طریق روش معقول و منطقی در فضایی آزاد فعالیت کرده و بکوشد تا سعادت را برای جامعه به ارمغان آورد.

روش عدالت در حقیقت نه تنها آزادی هر گروه و حزبی را تضمین می کند بلکه اجازه می دهد در یک فضای سالم رقابتی سالم را ارایه دهند و هر گروهی با بسیج پیروان و دوستان و هواداران خود در ایجاد حماسه های بزرگ مشارکت فعال و سازنده ای داشته باشند. اگر گروهی به عدالت راضی نشده و بدان رضایت نداد به گمان ظلم نمی تواند او را راضی کند؛ چرا که ظلم به معنای جا به جای حقوق است و این گونه حق او نیز ضایع خواهد شد. پس گروه ها و جناح های فعال اجتماعی در چارچوب عدالت می توانند به بهترین فعالیت را داشته باشند. این رهبری است که با شناخت مواضع حق و تبیین آن موجب می شود تا در جایی که نیاز است تا از برخی از خرده روش ها و خرده اهداف برای رویه های برتر و اهداف بزرگ تر دست بردارند، به گروه ها و احزاب کمک کند تا در چارچوب درست حرکت کنند و منافع ملی و اهداف متعالی جامعه را قربانی روش ها و اهداف خرده تر خود و یا جناح بلکه حتی ملت نکنند. برخی گمان می کنند که اهداف برتری غیر از عدالت چون آزادی است که می تواند عدالت را قربانی آن کرد. در حالی که از نظر اسلام عدالت است که تضمین کننده آزادی است نه برعکس.

نسبت عدالت و آزادی

چنان که گفته شد عدالت به معنای شناخت حق و قرار دادن هر چیزی در جای مناسب خودش است. یکی از حقوق طبیعی بشر آزادی و حریت هم نسبت به رهایی از قید بردگی است و هم از قید قوانین ظالمانه ای که از سوی اکثریت یا قدرتمندان و ثروتمندان وضع می شود.

اگر آزادی از حقوق است که هست، این عدالت است که تضمین کننده آن خواهد بود؛ زیرا عدالت به معنای قرار دادن هر چیزی در جای مناسب و حق خودش است. پس این عدالت است که به آزادی کمک می کند در جای مناسب خود قرار گیرد و تحقق یابد. این گونه نیست که اگر آزادی اجرا شود عدالت اجرا خواهد شد؛ زیرا ممکن است شخص در اجرای آزادی نسبت به حقوق دیگران تجاوز و تعدی کرده و حقوق دیگران را پایمال نماید؛ اما اگر عدالت اجرا شود بی هیچ شک تردیدی آزادی نیز اجرا و تضمین می شود. در جوامعی که آزادی اصالت یافته و حتی بر عدالت مقدم شده است بی عدالتی ها افزایش یافته است؛ زیرا تجاوز به حقوق دیگران در سایه آزادی ممکن و شدنی است. بنابراین به جای این که معیار را ازادی قرار دهیم می بایست عدالت قرار دهیم که ضامن و تضمین کننده همه حقوق از جمله حق آزادی است.

حماسه سازی در سایه رهبری عادل

بنابراین معلوم شد که نقش رهبری در ایجاد هماهنگ بلکه شناخت حق و مواضع هر چیزی تا چه اندازه مهم و اساسی است. با رهبری عادل است که حق هر چیزی دانسته و شناخته می شود و با توجه به ارزش و اهمیت آن هر چیزی در جای خود قرار می گیرد. این گونه است که تمامی امکانات مادی و معنوی جامعه در مسیری قرار می گیرد که رهبری در هر موقعیتی آن را اهمیت بخشیده و بر آن است تا قوای امت در آن سمت و سو جهت گیری شود.

غرقه سازی که رهبری با همراهی نخبگان و نهادهای مدنی و رسانه در جامعه نسبت به موضوعی ایجاد می کند موضع گروه ها و افراد جامعه را نیز مشخص می کند. در این صورت است که می توان هیجان آفرینی مثبتی را ایجاد کرد و همه توان امت را برای تحقق هدف یا اهدافی والا بسیج نمود. بنابراین، مواضع رهبری عادل در حقیقت تبیین کننده و میزان اعمال است و اوست که با مدیریت خردمندانه و بسیج همه توان و نیرو در موقعیتی در جهت و موضوعی به مردم این امکان را می دهد تا در مسیر درست برای سعادت جمعی گام بردارند و حماسه های در حوزه های علمی، اقتصادی، نظامی و سیاسی و مانند آن ایجاد کنند و هر گونه مشکل ویا تهدید داخلی و بیرونی را از میان بردارند. باشد که همواره از رهبری عادل و متقی اطاعت کرده و در رسیدن به سعادت مسیری درست را انتخاب نماییم.