نقش طهارت ظاهری در طهارت باطنی

توفیق

بسم الله الرحمن الرحیم

ارتباط میان تن و روان و جسم و نفس در جهان مادی چنان استوار است که تاثیرات متقابل میان آن ها غیر قابل تکفیک است؛ از همین روست که به سرعت سلامت و عدم سلامت تن در روان و روان در تن خود را نشان می دهد و مثلا کسی که دچار بیماری بدنی است، از نظر روانی نیز دچار مشکلاتی می شود؛ چنان که مشکلات روانی در بیماری تن نیز خودنمایی می کند؛ البته باید توجه داشت که تاثیرات روان بر تن هماره قوی تر از تاثیرات تن بر روان است؛ زیرا نفس و روان نسبت به تن و جسم از اصالت برتری برخوردار است.

به هر حال، تاثیرات متقابل عالم جسم و عالم امری ثابت و اثبات شده است. از همین روست که در آموزه های وحیانی قرآن، به سبب همین ارتباط و تاثیرات متقابل، احکام و قوانین به گونه ای ساماندهی شده است تا بتواند این تاثیرات را به شکلی در آورد که موجب بقای سلامت تن و روان باشد و در صورت ایجاد مشکلاتی جسمی یا نفسی به گونه ای عمل شود تا با بهره گیری از نفس قوی تن سالم شود یا با ایجاد سلامت در تن، بستری برای سلامت روان فراهم آید. یکی از مهم ترین مباحثی که در قالب احکام شرعی در ارتباط با سلامت نفس و روان مطرح است، مباحث طهارت ظاهری و تاثیر آن در طهارت باطنی است که همان طهارت نفس و روان است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن، نقش طهارت ظاهری را در طهارت باطنی و سلامت روانی و نفسانی تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

تاثیر طهارت ظاهری در تزکیه باطنی

واژه طهارت از طهر به معنای پاکی گرفته شده است. بر اساس آموزه های وحیانی قرآن دست کم می توان از دو نوع طهارت سخن گفت: ۱. طهارت ظاهری و جسمانی؛ ۲. طهارت باطنی و نفسانی.( مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۵۲۵، «طهر». )

مراد از طهارت ظاهری که در برابر نجاست ظاهری قرار می گیرد، همانا پاکی و طهارت از هر گونه آلودگی و نجاست ظاهری است که بر جسم از جمله بدن عارض می شود. در مباحث فقه اسلامی مطرح است که برای رهایی از نجاساتی چون بول و غائط و جنابت و حیض، می توان از طریق غَسل با فتح غین یا غُسل با ضم غین جسم از جمله بدن را از آلودگی های ظاهری پاک کرد. برای دست یابی به طهارت ظاهری و جسمانی، می توان به شست و شو اقدام کرد و با آب و خاک پاک نجاست را از جسم زدود. البته طهارتی که در فقه و شریعت اسلامی مطرح است در قالب افعالی چون وضو و غسل با آب یا تیمم با خاک به قصد وضو و غسل تحقق می یابد و شست و شوی تنها موجب طهارت از عین نجاست می شود.(نگاه کنید: المیزان، ج ۱۲، ص ۲۳۶.)

اما مراد از طهارت باطنی یا روانی همان طهارتی است که در اصطلاح قرآنی از آن به «تزکیه نفس» یاد می شود؛ زیرا در طهارت باطنی افزون بر تغییرات ظاهری یک تغییر باطنی رخ می دهد که در اصطلاح قرآنی موجب «زکو و زکی» و رشد و پرورش نفس در مسیر کمالی آن می شود. در حقیقت طهارت باطنی بستری برای تزکیه و رشد و نمو کمالی نفس می شود؛ از همین روست که نمی توان آن را قابل مقایسه با طهارت ظاهری و جسمانی دانست. بنابراین، واژه ای که می تواند بیانگر چنین طاهری باشد، همان واژه «تزکیه» بر گرفته از ریشه «زکو و زکی» است.

البته در آیات قرآنی گاه از واژه طهارت برای تبیین مسایل طهارت باطنی و تزکیه نفس همراه با طهارت ظاهری بهره گرفته شده است؛ چنان که خدا می فرماید: یُحِبُّ المُتَطَهِّرین؛ و خدا متطهرین را دوست می دارد(بقره، آیه ۲۲۲؛ توبه، آیه ۱۰۸)؛ چرا که اساس مراد از طهارت در آیه، اعمّ از طهارت ظاهرى و معنوى است. (المیزان، ج ۱ – ۲، ص ۲۱۱) از همین روست که در حدیثى از امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) این معنا تایید می شود که طهارت با آب از نجاست نیز مراد و مقصود خدا از طهارت در این است.(مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۱۱۱)

از نظر قرآن، طهارت ظاهری گامی به سوی طهارت و تزکیه باطنی نفس است. به این معنا که برای دست یابی به طهارت باطنی و تزکیه نفس می بایست طهارت جسمانی و ظاهری را کسب کرد و با آب و خاک در قالب وضو و غسل و تیمم(نساء، آیه ۴۳؛ مائده، آیه ۶) به این طهارت دست یافت.

اصولا وقتی در آموزه های وحیانی قرآن، سخن از طهارت مال با دادن زکات و خمس و انفاقات و صدقات واجب و مستحب است، در حقیقت مراد و مقصود اصلی همان طهارت باطنی نفس است؛ زیرا این گونه اعمال ظاهری موجب می شود که انسان تقوایی را به دست آورد که همان حالت باطنی مثبت نفس است. از همین روست که خدا در باره نقش قربانی گاو و گوسفند و شتر به عنوان یکی از عوامل کسب تقوای الهی و تزکیه و طهارت نفس می فرماید: لَنْ یَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَکِنْ یَنَالُهُ التَّقْوَى مِنْکُمْ کَذَلِکَ سَخَّرَهَا لَکُمْ لِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِینَ؛ هرگز نه گوشتهاى آنها و نه خونهایشان به خدا نخواهد رسید؛ ولى این تقواى شماست که به او مى ‏رسد. این گونه خداوند آنها را براى شما رام کرد تا خدا را به پاس آنکه شما را هدایت نموده به بزرگى یاد کنید و نیکوکاران را مژده ده.(حج، آیه ۳۷)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، آثاری برای طهارت ظاهری است که از مهم ترین آن ها دست یابی به طهارت باطنی نفس و تزکیه آن است.

به عنوان نمونه خدا می فرماید که طهارت با شست و شو و غسل با آب موجب می شود تا زمینه تاثیر گذاری وسوسه های شیطانی در نفس انسانی برطرف شود(انفال، آیه ۱۱)؛ زیرا در جنگ بدر، کفّار بر مسلمانان پیشى گرفتند و به آب دسترسى یافتند، ولى مسلمانان در تلهایى از رمل جاى گرفتند و محدث و جُنب شدند. شیطان آنان را وسوسه کرد که دشمن شما بر آب پیشى گرفتند و شما با جنابت نماز مى خوانید، لذا خداوند باران فرستاد تا غسل جنابت کنند و از حدث اکبر پاک شوند و با طهارت نماز بخوانند.(مجمع البیان، ج ۳ – ۴ ، ص ۸۰۸)

چنان که گفته شد طهارت ظاهری با آب و وضو و غسل کردن با آن موجب می شود تا انسان به طهارتی دست یابد که خود عامل جذب و جلب محبت الهی می شود.(بقره، آیه ۲۲۲؛ توبه، آیه ۱۰۸؛ المیزان، ج ۱ – ۲، ص ۲۱۱؛ مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۱۱۱)

از نظر قرآن همان طوری که جایز نیست تا کسی بدون طهارت قرآن را مس و لمس کند، هم چنین دست یابی به محتوای مفاهیم قرآنی جز برای نفسی نیست که تزکیه و تطهیر باطنی نشده باشد. از همین روست که خدا می فرماید: اِنَّهُ لَقُرءانٌ کَریم لا یَمَسُّهُ اِلاَّ المُطَهَّرون.(واقعه، آیات ۷۷ و ۷۹)

خدا در قرآن بیان می کند که حالت شکرگزاری به نفسی دست می دهد که برخوردار از طهارت ظاهری باشد؛ و در حقیقت طهارت ظاهری زمینه ساز حالت باطنی و نفسانی شکرگزاری است.(بقره، آیه ۱۷۲؛ مائده، آیه ۶)

از نظر قرآن، تطهیر تن و لباس و طهارت آن ها می تواند انسان را از وسوسه های شیطانی، پلیدی های باطنی و مشکلات و رنج های روانی رهایی بخشد و به سلامت روان و نفس مدد رساند.(انفال، آیه ۱۱؛ مدثر، آیات ۴ و ۵)

هم چنین طهارت های ظاهری می تواند بستری را برای ارتباط و پیوندهای محکم برادری میان افراد اجتماع فراهم آورد و آنان را به هم نزدیک سازد؛ زیرا همان طوری که نجاست عامل انزجار و گریزش انسانی از دیگری است، در برابر طهارت می تواند عامل گرایش و ربط و حتی پیوندهای قلبی میان افراد اجتماع شود.(انفال، آیه ۱۱)

آن چه از این آیات و مانند آن ها به دست می آید این است که طهارت ظاهری در طهارت باطنی و تزکیه نفس انسانی و رسیدن به مقام متقین نقش اساسی دارد. بنابراین، نمی توان طهارت ظاهری را کم اهمیت جلوه داد، بلکه اگر کسی بخواهد به تزکیه نفس و طهارت باطنی و تقوای الهی دست یابد، می بایست به طهارت ظاهری به عنوان یکی از عوامل، موجبات، مقدمات و ممهدات طهارت باطنی و تزکیه نفس توجه یابد.

انسان نه تنها می بایست تن و جسم خویش را از نجاسات و آلودگی های ظاهری پاک کند، بلکه می بایست لباس و محیط زیست خویش و نیز محیط های عبادی را از هر گونه نجاسات پالایش کند تا بتواند در محیطی سالم در مسیر سلامت روان و نفس گام بردارد. از این روست که طهارت لباس و مسجد و کعبه در کنار طهارت تن و بدن در دستور کار قرار می گیرد.(نساء، آیه ۴۳؛ مائده، آیه ۶؛ بقره، آیه ۱۲۵؛ حج، آیه ۲۶)

این طهارت ظاهری کمک می کند تا خدا به عنوان منشاء و خاستگاه طهارت باطنی در نفس انسان تصرف کرده و او را تطهیر و تزکیه کند، چنان که حضرت مریم(س) و اهل البیت (ع) را تطهیر کرده است.(آل عمران، آیه ۴۲؛ احزاب، آیه ۳۳)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، این طهارت روان انسان است که بستری برای بهره برداری از طیبات فراهم می آورد و انسان می تواند در دنیا و آخرت از محیط پاک و همسر پاکیزه و اموری پاک بهره مند شود.(بقره، آیه ۲۵؛ آل عمران، آیه ۱۵؛ نساء، آیه ۵۷)

تزکیه نفس هدف اصلی در طهارت ظاهری

با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن می توان دریافت که هدف اصلی از طهارت ظاهری همان طهارت نفسانی و باطنی و تزکیه نفس است؛ هر چند که از نظر آموزه های وحیانی قرآن، بهداشت ظاهری مهم و اساسی است، ولی هماره این امر مقدمه ای برای امری مهم تر و اساسی تر بوده است. همان طوری که از نظر فلسفه و سبک زندگی اصالت هماره برای آخرت و ملکوت است، هم چنین اصالت در ملک دنیا برای امور معنوی و باطنی است.

خدا با تشریع احکام از جمله احکام طهارت و نجاست بر آن است تا تزکیه نفس انجام شود و انسان به طهارتی دست یابد که مقصود و مراد اصلی و فلسفه و هدف نهایی و غایی آفرینش و هدایت باطنی و ظاهری است.(مائده، آیه ۶)

خدا منشای تزکیه و طهارت نفسانی

باید توجه داشت که تزکیه، برگرفته از مادّه «زکو» به معناى پاکى، نموّ و رشد، صلاح و شایستگى و مدح است؛ چنان که تزکیه نفس، که در آموزه های وحیانی اسلام بسیار بر آن تاکید شده است همانا تلاش براى دستیابى به سببهایى است که به پاکى و طهارت نفس مى‌انجامد و موجبات رشد کمالی نفس را فراهم می آورد. بنابراین، آن چه اصالت دارد همانا دست یابی به شرایطی است که این تزکیه انجام شود. البته باید توجه داشت آن چه انسان انجام می دهد تهیه مقدمات تزکیه نفس از سوی خدا است؛ زیرا کسی می تواند در نفس انسانی تصرفاتی داشته باشد که در مقام ربوبیت باشد و جز رب العالمین و مظاهر آن مقام کسی نیست که به تزکیه نفس بپردازد. از همین روست که در قرآن تزکیه نفس نخست به خدا نسبت داده می شود که قدرت در تصرفات را به عنوان رب العالمین دارد و سپس به مظاهر آن مقام که پیامبر(ص) و اهل بیت عصمت و طهارت است، این تزکیه نسبت داده می شود.

خدا به صراحت درباره خاستگاه انحصاری تزکیه می فرماید: لَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَکَى مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَکِنَّ اللَّهَ یُزَکِّی مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ؛ و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود هرگز هیچ کس از شما تزکیه نمى ‏شد، ولى این خداست که هر کس را بخواهد پاک مى‏ گرداند و خداست که شنواى داناست. (نور، آیه ۲۱)

درباره تاثیر تزکیه و تطهیر پیامبر(ص) و نفوس منفصل (آل عمران، آیه ۶۱ و روایات تفسیری) ایشان یعنی اهل بیت نیز می فرماید: خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلَاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ؛ از اموال آنان صدقه‏ اى بگیر تا به وسیله آن پاک و پاکیزه‏ و تزکیه شان سازى و برایشان دعا کن ؛ زیرا دعاى تو براى آنان آرامشى است و خدا شنواى داناست. (توبه، آیه ۱۰۳؛ بقره، آیات ۱۲۹ و ۱۵۱؛ آل عمران، آیه ۱۶۴)