نقش سربازی در امنیت ملی

سرباز

بسم الله الرحمن الرحیم

جستارگشایی: امنیت و آرامش در کنار آسایش و رفاه از مهم ترین مولفه های سعادت و خوشبختی فردی و جمعی بشر است. احساس امنیت، حالتی است که فرد و اجتماع را از هر گونه رفتاری غیر طبیعی و غیر متعادل حفظ می کند و بستری مناسب برای زندگی شاد و لذت آفرین فراهم می آورد. امنیت ملی به عنوان شاخه ای از اقسام و انواع امنیت اجتماعی – سیاسی، از مهم ترین اهداف و فلسفه وجودی تشکیل نهادهای سیاسی از جمله دولت است. از همین رو، نهادهای سیاسی برآن است تا برای حفظ مشروعیت سیاسی و مقبولیت سیاسی، به این هدف به عنوان کارویژه اساسی نظام سیاسی توجه داشته باشد و آن را تحقق بخشد. در این میان، یکی از مهم ترین ابزارهای ایجاد و تامین امنیت ملی، نیروهای نظامی و انتظامی است که تهدیدات و خطرات فعلی و احتمالی دشمن را دفع و رفع کرده و امنیت را در دو سطح داخلی و خارجی تامین می کند. سربازان به عنوان نیروهای در اختیار نهادهای نظامی و انتظامی، در خط مقدم تامین امنیت ملی قرار دارند. آموزه های وحیانی قرآن بر اساس تامین همه ابعاد فلسفی و عملی سبک زندگی صحیح و درست، به این ابعاد توجه داشته است. این مطلب بر آن است تا نگره قرآن درباره نقش سربازی در امنیت ملی را تبیین کند.

کلید واژه ها: امنیت ملی، سربازی، نقش.

مفهوم امنیت ملی

امنیت ملی از زیر شاخه های امنیت جامع و فراگیر اجتماعی و سیاسی است. واژه امنیت مصدر جعلی از واژه «امن» است.[۱] امنیت به معنای رهایی از هر گونه گزند، خطر و تهدید است. در فارسی واژه آرامش تنها بخشی از این مفهوم را می رساند و برابر نهاد کامل مفهوم عربی واژه نیست؛ زیرا واژه آرامش در کاربردهای فارسی آن بیش تر ناظر به حوزه آرامش روانی و حالت احساسی است که درباطن شخص به وجود می آید.

در زبان عربی، واژگان چندی برای انواع حالت آرامش روانی و ظاهری و باطنی و مانند آن ها به کار گرفته می شود که شامل واژگانی چون امن، طمانینه، سکون و مانند آن ها است.

امنیت ملی در اصطلاح و مفهوم سیاسی و اجتماعی دارای تعاریف متعددی به سبب تنوع رویکردهای فکری و فرهنگی است. رابرت ماندل در تعریف امنیت ملی می‌گوید: امنیت ملی شامل تعقیب روانی و مادی ایمنی است و اصولاً جزء مسئولیت‌های حکومت‌های ملی است، تا از تهدیدات مستقیم ناشی از خارج، نسبت به بقای رژیم‌ها، نظام شهروندی و شیوه زندگی شهروندان خود ممانعت به عمل آورند.[۲]

والتر لیپمن در مورد امنیت ملی چنین گفته است: یک ملت زمانی امن است که در صورت اجتناب از جنگ، در معرض قربانی کردن ارزش‌های خود نباشد و در صورت ورود به جنگ بتواند با پیروزی در جنگ، ارزش‌های خود را پاس بدارد.[۳]

آشوری می نویسد: «امنیت حالت فراغت از هر گونه تهدید یا حمله و یا آمادگی برای رویارویی با هر تهدید و حمله را گویند. این واژه در اصطلاح سیاسی و حقوقی به صورت امنیت فردی، امنیت اجتماعی، امنیت ملی و بین المللی به کار برده می شود.[۴]

البته با نگاهی به مساله امنیت ملی و تعاریف به دست داده شده می توان گفت که امنیت ملی در دو رویکرد سلبی و ایجابی بیان شده است. امنیت ملی در رویکرد سلبی به معنای پاسداری از سرزمین، حاکمیت و مردم در مقابل خطرات و تهدیدات دشمنان کشور معطوف است. در این تعریف آن چه محور قرار گرفته وجود خطرات و تهدیدات است. بنابراین، تا خطر و تهدیدی نباشد، امنیت معنا و مفهوم نمی یابد. تقابل با خطر است که مفهوم امنیت را می سازد. این نوع رویکرد به ماهیت امنیت از جمله امنیت ملی، رویکردی سلبی است.

در رویکرد و گفتمان ایجابی، امنیت به معنای فرصت هایی سازنده و مطلوبی است که تامین کننده فرصت های توسعه ای و پیشرفت است. در این رویکرد، امنیت تضمین کننده و حفظ منافع ملی در راستای کسب فرصت‌ها برای توسعه و پیشرفت است.[۵]

البته باید توجه داشت رویکرد ایجابی به امنیت، رویکردی جدید و نوین است؛ زیرا هماره تفسیری که از امنیت داده می شد، بر اساس رویکرد سلبی بوده است؛ چرا که امنیت به معنای وجود یا ایجاد شرایطی است که خطر و تهدیدی نباشد و بر همین اساس حتی ایمان تفسیر و تعریف می شده است؛ زیرا ایمان به معنای مجموعه ای اعتقاد باطنی و اعمال و رفتارهای ظاهری دانسته اند که موجب رهایی از خشم وغضب الهی و تامین کننده رضایت خداوندی است؛ در حالی که بر اساس، رویکرد ایجابی، ایمان مجموعه ای از عقاید و اعمال برای دست یابی به کمالات گرفته شده است.

البته با نگاهی گذرا به مجموعه آموزه های وحیانی اسلام می توان گفت که هر دو تفسیر ایجابی و سلبی نسبت به ایمان بر اساس سطح درک و رفتار مومنان مورد پذیرش است؛ زیرا اسلام بندگان را به سه دسته و سطح مومنان خوفی، مومنان طمعی و مومنان حبی تقسیم کرده است.[۶] بر این اساس تعریفی که هر یک از ایمان و امنیت می دهد با گروه دیگر از مومنان متفاوت خواهد بود؛ زیرا هر کسی بر اساس فلسفه و تعریفی که از ایمان دارد، رفتار و عمل می کند.

البته باید توجه داشت که مفهوم امنیت ملی در قرآن، به مفهوم پیش گفته زمانی قابل ردگیری و شناسایی است که مراد از «ملی» را مرزهای جغرافیایی جهان اسلام بدانیم؛ زیرا هر کسی در جغرافیایی سیاسی جهان اسلام قرار می گیرد، به عنوان ملت اسلام شناسایی می شود و لازم است تا نظام سیاسی ولایی از امت اسلام به عنوان یک ملت به مفهوم امروزی دفاع و حمایت کند و برای تحقق پیشرفت ها و سعادت جمعی آنان تلاش و کوشش کند. از همین روست که بر اساس عهدنامه صلح حدیبیه مرزهای جغرافیایی مدینه الرسول(ص) به عنوان جغرافیایی سیاسی ملت اسلام مطرح شده و هر کسی به عضویت و تابعیت اسلام در می آمد و به این مرزها وارد می شود به عنوان امت اسلام مورد حمایت همه جانبه قرار می گرفت و هر گونه تهدید فعلی و احتمالی از امت و مرزهای جغرافیایی سیاسی مدینه دفع می شد.[۷]

مفهوم سربازی

سربازی اسم نسبت به سرباز است. واژه سرباز به معنای کسی است که به اراده و اختیار سر خویش را می بازد تا از جان و مال و عرض و ناموس خویش دفاع کند.

سرباز در فرهنگ فارسی محمد معین این‌گونه معنی شده است: آن که آماده باشد که سر و جان خویش را در راه هدف خود فدا کند؛ سپاهی، لشکری؛ آنچه سرش گشاده بُوَد؛ سربسته.[۸]

به‌عبارتی، سرباز در معنای کسی است که از جانش در پی آرمانی گذشته و از باختن سرش ابایی نداشته باشد؛ ولی معنای کاربردیِ این واژه برای کسی به‌کار برده می‌شود که پیشهٔ نظامی‌گری داشته باشد و در ارتش و نیروهای نظامی و انتظامی خدمت کند، که بدین معنا سپاهی و لشگری هم می‌گویند.

سرباز یکی از درجه‌های نیروی نظامی و انتظامی است و به عنوان پایین‌ترین درجه در میان درجه‌های نظامی جا می‌گیرد. درجه سرباز سه مرحله دارد: سرباز یکم؛ سرباز دوم؛ سرباز.

سربازان در ارتش ها و نیروهای نظامی و انتظامی به دو دسته سربازان اجباری و اختیاری تقسیم می شوند. سربازان اختیاری در برابر مزد و حقوق به نیروهای مسلح ملحق می شوند و به عنوان نیروهای مزدور نیز مشهور هستند.

پس بر این اساس، سربازی در واژه به معنای باختن سر، جان‌فشانی کردن، تا پای جان در رزم ایستادن و جان باختن است. اما در اصطلاح امروزی خدمت دائمی یا موقت در نیروهای مسلح کشورها، سربازی نامیده می‌شود. در گذشته به این نوع از خدمت، اجباری نیز گفته می شد.

مفهوم نقش: نقش در لغت به معنای برجسته کاری، قلم زنی، کنده کاری در چوب و مانند آن ها، رنگ آمیزی، صورت، شکل و رسم و مانند آن ها آمده است.[۹] در حقیقت تاثیر چیزی بر چیز دیگر را نقش می گویند. از همین رو، در عربی همین مفهوم با کلمه دور یا اثر به کار می رود. دور فلان به معنای نقش و اثر کسی یا چیزی بر کسی یا چیزی دیگر است.

وقتی می گوییم فلانی نقش بازی می‌کند یعنی صورت و شکلی را تصویر یا ترسیم می‌کند تا تأثیر مطلوب را داشته باشد.

نقش سربازی به معنای تاثیرات مهارت های سربازی در چیزی هم چون امنیت ملی است. از نظر قرآن، مجاهدان کسانی هستند که در راستای دفاع از ارزش های والایی اسلام از جان و مال خویش می گذرند و به دفاع از مرزهای جغرافیایی می پردازند. البته مجاهدان، سربازانی به مزد و مواجب نیستند، بلکه از غنایم جنگی بهره ای پس از پرداخت خمس آن براساس معیارهایی چون سواره نظام و پیاده نظام و مانند آن ها می برند.[۱۰]

نقش سربازی در تامین امنیت ملی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، جهاد یکی از مهم ترین فروع دین در کنار نماز و روزه و حج است. کسانی که به جهاد می پردازند، مجاهدان نامیده شده است. مجاهدان افرادی از مردان امت هستند که برای دفاع از امنیت ملی و حفظ و صیانت از مرزهای نظام ولایی اسلام با جان و مال به دفاع می پردازند.[۱۱]

البته از نظر قرآن هر کسی به مقام مجاهدان دست نمی یابد؛ زیرا دست یابی به این مقام نیازمند دست یابی شخص سرباز و مجاهد به اصول اخلاقی و رفتاری است که در فکر و عمل وی خودنمایی می کند.

سربازان مجاهد کسانی هستند که اهل نماز در هر حال حتی در هنگام نبرد هستند و نماز خوف به جا می آورند[۱۲]؛ از همین روست که این شیران روز، به آسانی برای تهجد شبانه بیدار می شوند و به نماز شب می پردازند[۱۳]؛ زیرا شب زنده داری و پاسداری در شب برای جلوگیری از حمله شبانه دشمنان آنان را در آمادگی کامل قرار داده است.[۱۴]

چنان در آزمون های گوناگون و امتحانات متنوع و مختلف آزموده شده اند که هیچ گونه امر سخت و دشواری آنان را به جزع و فزع وا نمی دارد، بلکه اهل صبر در مصیبت، طاعت و هنگام معصیت هستند.[۱۵] از همین روست که وقتی مشکلات سخت جنگ پیش می آید همانند سرب استوار و محکم بوده[۱۶] و در برابر زخم شمشیرها و تیرها خم به ابرو نمی آورند[۱۷] و هماره گوش به فرمان اولواالامر و فرماندهان خویش هستند و به اطاعت از ایشان می پردازند و خلاف دستورهای آنان عمل و رفتار نمی کنند[۱۸] و در هنگامه وقوع معصیت اجتماعی و منکرات در اجتماع واکنش عصبی و تند بروز نمی دهند، بلکه با آرامش با این امور برخورد کرده و عاقلانه و کریمانه با آن مواجه می شوند.[۱۹]

از نظر قرآن، تلاش های سربازان و مجاهدان در قبال تامین امنیت ملی امت اسلام و اجتماع ایمانی، از مصادیق احسان است و سربازان محسنانی هستند که از جان و مال خویش ایثار می کنند و در مقام اهل اکرام هستند.[۲۰]

خدا با هشدار به مردم مدینه می فرماید: مردم مدینه و بادیه‏ نشینان پیرامونشان را نرسد که از فرمان پیامبر خدا سر باز زنند و جان خود را عزیزتر از جان او بدانند؛ چرا که هیچ تشنگى و رنج و گرسنگیى در راه خدا به آنان نمى ‏رسد و در هیچ مکانى که کافران را به خشم مى ‏آورد قدم نمى‏ گذارند و از دشمنى غنیمتى به دست نمى ‏آورند، مگر اینکه به سبب آن عمل صالحى براى آنان در کارنامه‏ شان نوشته مى ‏شود؛ زیرا خدا پاداش نیکوکاران را ضایع نمى ‏کند.[۲۱]

رفتارهای مطعیانه سربازان و مجاهدان اسلام، بر خاسته از تقوای الهی است که در ایشان تحقق یافته است و آنان از نظر تقوای علمی و عملی به جایی رسیده اند که تقوای الهی جزو ملکات و مقومات ذاتی آنان شده است. از این رو، تنها از خدا هراسان هستند و از هیچ کسی نمی ترسند و بی محابا در راستای تامین امنیت جامعه اسلامی به دشمن یورش می برند و آنان را شکست می دهند.[۲۲]

ترس و خشیت عالمانه از خدا و اتکال و ایمان واقعی به خدا آنان را چنان قوی که هر یک به اندازه چند مرد جنگی دشمن وارد کارزار می شوند[۲۳] و این گونه شجاعانه پیروزی را برای خود رقم می زنند[۲۴]؛ زیرا بر این باورند که در هر دو صورت پیروزی ظاهری یا شکست ظاهری، پیروز واقعی میدان نبرد آنان هستند؛ زیرا چه کشته شوند و چه پیروز آنان هستند که سعادت را برای خویش فراهم و به چنگ آورده اند: قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَیَیْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِکُمْ أَنْ یُصِیبَکُمُ اللَّهُ بِعَذَابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَیْدِینَا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَکُمْ مُتَرَبِّصُونَ ؛ بگو: آیا براى ما جز یکى از این دو نیکى را انتظار مى ‏برید؟ در حالى که ما انتظار مى ‏کشیم که خدا از جانب خود یا به دست ما عذابى به شما برساند پس انتظار بکشید که ما هم با شما در انتظاریم.[۲۵]

مقصود آیه، یکى از دو خصلت پسندیده است: یا غلبه و دستیابى به غنیمت یا شهادت با پاداش دایمى. [۲۶]

سربازان واقعی در فرآیند زندگی خویش مهارت هایی کسب کرده و با خودسازی به جایی رسیده اند که به راحتی از جان و مال خویش می گذرند و با ایثارگری خویش سعادت دنیا و آخرت را برای خود و اجتماع فراهم می آورند؛[۲۷] زیرا از نظر قرآن، جهاد سربازان مجاهد که اهل تقرب به خدا هستند[۲۸]، مایه حیات جامعه ایمانى[۲۹] و مایه خیر و برکت براى مؤمنان، به رغم ظاهر ناخوشایند آن است.[۳۰]

باید توجه داشت که دست یابی به عزت و سربلندی امت و اجتماع، در گرو تلاش ها و مجاهدات سربازان است که دژی نفوذ ناپذیر می سازند بی آن که دشمن بتواند به آن نفوذ کند و آن را به تسخیر خویش در آورد و سلطه ذلت آور خویش را تحمیل کند، بلکه کاری می کنند که ذلت و خواری برای دشمنان باشد.[۳۱]

از نظر قرآن، مهم ترین فلسفه وجودی سربازان مجاهد، دفاع از مرزها و حفظ و ایجاد امنیت، و رفع هر گونه تجاوزگری است. بنابراین، فعالیت های نظامی امت وامام باید به گونه ای ساماندهی شود که نه تنها تعرضات کنونی و فعلی دشمن رفع شود، بلکه هر گونه تعرضات احتمالی دفع شود و دشمن به خود اجازه تفکر و تعرض به مرزهای جغرافیایی را ندهد.

خدا در آیاتی از قرآن بر این نکته تاکید دارد که جهاد در راه خدا و مجاهدت های سربازان اسلام، مایه مصونیّت جامعه اسلامى از تعرّض کافران است.[۳۲] بنابراین امنیت ملی در سایه چنین مجاهدات های سربازان اسلام تحقق می یابد و نقش سربازان در این مهم بی بدیل و بی نظیر است.

خدا از نظام سیاسی ولایی می خواهد تا امام و امت به گونه ای به حوزه نظامی اهتمام ورزند که توانمندی و ظرفیت نیروهای مسلح در چنان سطحی از آمادگی باشد که دشمن به خود اجازه تخیل و توهم فعالیت های ایذایی و تعرضات را ندهد. خدا می فرماید: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ ؛ و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهاى آماده بسیج کنید تا با این تدارکات دشمن خدا و دشمن خودتان و دشمنان دیگرى را جز ایشان که شما نمى ‏شناسیدشان و خدا آنان را مى ‏شناسد بترسانید و هر چیزى در راه خدا خرج کنید پاداشش به خود شما بازگردانیده مى ‏شود و بر شما ستم نخواهد رفت.[۳۳]

پس سربازان و تجهیزات دفاعی به اندازه ای باید باشد که دشمن در جنگ روانی به خود اجازه فکر حمله را ندهد. ایجاد ترس و خوف در دشمن از راه افزایش آمادگی دفاعی در نفرات و تجهیزات به معنای آنان است که سربازان مجاهد خود باید به چنان سطحی از آمادگی برسند که در همه جبهه ها و ابعاد بتواند در برابر دشمن مقاومت کنند و حتی پیش از حمله آنان را از هر گونه رفتار و عمل پیشدستانه ای باز دارند. این بدان معنا است که سربازان نقش اساسی در ایجاد امنیت ملی اجتماع و امت اسلام دارد و نقش آنان بی نظیر بلکه بی بدیل است؛ زیرا خدا نظام هستی را به گونه ای آفریده است که با اسباب و ابزارها نه از طریق معجزات جهان را مدیریت کند. بر همین اساس، سربازان به عنوان دست خدا از دشمنان اسلام انتقام می ستاند.

خدا می فرماید: قَاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیکُمْ وَیُخْزِهِمْ وَیَنْصُرْکُمْ عَلَیْهِمْ وَیَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ وَیُذْهِبْ غَیْظَ قُلُوبِهِمْ وَیَتُوبُ اللَّهُ عَلَى مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ ؛ با آنان بجنگید خدا آنان را به دست‏ شما عذاب و رسوایشان مى ‏کند و شما را بر ایشان پیروزى مى ‏بخشد و دلهاى گروه مؤمنان را خنک مى‏ گرداند و خشم دلهایشان را ببرد و خدا توبه هر که را بخواهد مى ‏پذیرد و خدا داناى حکیم است. [۳۴]

در این آیات به صراحت از نقش سربازان به عنوان دستان الهی برای خواری و ذلت دشمنان سخن به میان آمده است. هم چنین به تاثیر روحی و روانی فعالیت های سربازان در ایجاد امنیت روانی و رهایی از خشم و غضبی سخن به میان آمده که به سبب فعالیت های ایذایی دشمنان در اجتماع ایجاد شده است. پس سربازان الهی نقش تعیین کننده در ایجاد امنیت روانی و فراگیر اجتماعی دارند.

در آیات قرآنی به ابعاد گوناگون تاثیر نقش سربازان در ایجاد امنیت ملی سخن به میان آمده است که پرداختن به همه ابعاد گوناگون آن بیرون حوصله این مقال است و به همین میزان در این جا بسنده می شود.

منابع 

[۱] . تاج العروس، ج ۱۸، ص ۲۳؛ لغت نامه دهخدا، ج ۳، ص ۳۳۷۶؛ مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه امن، ص ۹۰

[۲] . ماندل، رابرت، چهره متغیر امنیت ملی، مترجم پژوهشکده مطالعات راهبردی، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

[۳] . نصری، قدیر، نفت و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی.

[۴] . نگاه کنید:دانشنامه سیاسی، آشوری، داریوش، ص ۳۸، چاپ سوم.

[۵] . نگاه کنید: نویدنیا، منیژه، تحلیل رابطه شرایط اجتماعی و گفتمان امنیت، آشتیان: فصلنامه تخصصی جامعه‌شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آشتیان، سال پنجم، شماره دو، تابستان۱۳۸۸

[۶] . وَ قَالَ امیر المومنان علی علیه السلام: إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَهً فَتِلْک عِبَادَهُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَهً فَتِلْک عِبَادَهُ الْعَبِیدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُکراً فَتِلْک عِبَادَهُ الْأَحْرَار؛ گروهی خدا را برای چشم داشت، می پرستند و این پرستش بازرگانان است. گروهی او را از روی ترس عبادت می کنند و این عبادت بردگان است، و گروهی او را سپاسمندانه می پرستند و این پرستش آزادگان است»(نهج البلاغه، ص ۵۱۰، حکمت ۲۳۷)

[۷] . ممتحنه، آیات ۱۰ و ۱۱.

[۸] . فرهنگ فارسی، معین، ذیل واژه سربازی.

[۹] . لسان العرب، ابن منظور، ذیل واژه نقش.

[۱۰] . انفال، آیات ۱ و ۴۱ و ۶۷ تا ۷۰؛ طوسی، محمد بن حسن، التبیان، ج۵، ص۷۲-۷۳ و ۱۰۵.

[۱۱] . توبه، آیات ۴۱ و ۸۸ و آیات دیگر.

[۱۲] . نساء، آیه ۱۰۲.

[۱۳] . مزمل، آیه ۲۰؛ فرقان، آیه ۶۴.

[۱۴] . نساء، آیه ۸۱

[۱۵] . آل عمران، آیه ۱۴۶.

[۱۶] . صف، آیه ۴.

[۱۷] . فتح، آیه ۱۶.

[۱۸] . بقره، آیه ۲۴۹.

[۱۹] . فرقان، آیه ۷۲.

[۲۰] . عنکبوت، آیه ۶۹؛ آل عمران، آیات ۱۴۶ و ۱۴۸.

[۲۱] . توبه، آیه ۱۲۰

[۲۲] . بقره، آیه ۱۷۷.

[۲۳] . انفال، آیات ۶۵ و ۶۶.

[۲۴] . صف، آیات ۱۰ و ۱۳.

[۲۵] . توبه، آیه ۵۲.

[۲۶] . مجمع‌البیان، ج‌۵‌-‌۶‌، ص‌۵۸.

[۲۷] . همان؛ آل عمران، آیات ۱۴۰ و ۱۴۱ و ۱۵۴.

[۲۸] . مائده، آیه ۳۵.

[۲۹] . انفال، آیه ۲۴.

[۳۰] . نساء، آیه ۶۶؛ توبه، آیات ۴۱ و ۸۸.

[۳۱] . توبه، آیه ۱۴

[۳۲] . نساء، آیه ۸۴؛ فتح، آیات ۲۰ و ۲۴.

[۳۳] . انفال، آیه ۶۰.

[۳۴] . توبه، آیات ۱۴ و ۱۵.