نقش دین اسلام در توسعه پایدار

samamosبا نگاهی به معیارها و ملاک های سنجش توسعه، می توان نقش دین را به روشنی ارزیابی کرد. توسعه فرآیندی است که در آن یک سری تحولات و تغییرات بنیادی در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه به وقوع می پیوندد. توسعه اقتصادی تنها یک بخش از توسعه یافتگی مطلوب و فراگیر و جامع است. از این روست که در بیان توسعه یافتگی کشورها به معیارها و ملاک های فراگیرتر از معیارهای توسعه اقتصادی توجه می شود.

با نگاهی به شاخص های توسعه پایدار می توان دریافت که توسعه پایدار همه حوزه های محیط زیستی، اجتماعی،‌ فرهنگی، اقتصادی، سیاسی ، آموزشی و بهداشتی را شامل می شود.

از جمله مهم ترین معیارها و شاخص های سنجش توسعه می توان به شاخص توسعه انسانی (HDI)، تمرکز زدایی و مشارکت سیاسی و آزادهای اساسی، درجه انسجام ملی و حس وحدت ملی، دسترسی به آموزش عمومی، دسترسی به بهداشت همگانی و افزایش طول عمر و امید به زندگی، ضریب نفوذ تلفن و سرعت اینترنت، ضریب امنیت، تولید ناخالص ملی و درآمد ملی سرانه، توزیع عادلانه درآمد، و ارزیابی شرایط زندگی ، حفظ محیط زیست و صنعت سبز و مانند آن اشاره کرد.

این شاخص به ما را یاری می نماید تا دریابیم در کجا هستیم؟ در امتداد کدام مسیر در حال حرکت هستیم و به چه میزان از آنچه می خواهیم فاصله داریم؟ این شاخص به ما پیش از بد شدن یک مسئله هشدار می دهد و ما را نسبت به حل آن مسئله کمک می کند.

در همه این شاخص های مطرح شده، می توان از نقش دین به ویژه دین اسلام سخن گفت؛ چرا که آموزه های وحیانی عقلانی اسلام، به هدف دست یابی انسان به سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت نزول یافته است و هدف والای اسلام آن است که انسان را در دنیا و آخرت به مولفه های اصلی و اساسی خوشبختی یعنی آرامش و آسایش برساند.

بر اساس آموزه های صریح قرآنی، انسان ماموریت یافته است تا به عنوان خلیفه خداوندی بر زمین، آبادانی و استعمار آن را در دستور کار قرار دهد و زمینه بهره مندی بهینه از مواهب زمینی را با تصرف و تغییر در آن فراهم آورد و به پرورش زمین در راستای اهداف و فلسفه آفرینش اقدام نماید. خداوند به صراحت در آیه ۶۱ سوره هود، ‌ماموریت انسان را در زمین آبادانی و استعمار الارض دانسته است. این ماموریت همواره با دانایی و توانایی امکان پذیر است؛ از این روست که خداوند دانایی و توانایی انجام این ماموریت را در انسان قرار داده است.(سوره بقره، آیات ۳۰ و ۳۱)

خداوند به صراحت در بیان توسعه مطلوب و موافق با حکمت و فلسفه آفرینش، توسعه ای را مطلوب و مناسب ارزیابی می کند که به دور از هر گونه تصرفات و تغییرات فساد آمیز باشد. به نظر قرآن، هر گونه توسعه و تصرفاتی که منجر به تخریب محیط زیست و نابودی و فساد در زمین شود، تصرفات مخالف با اهداف و حکمت آفرینش است.(سوره روم، آیه ۴۱) این گونه تصرفات و تغییرات که موجب تغییر در خلقت موجودات می شود و با حکمت و هدف آفرینش آن موجود در تضاد است، از نظر قرآن خواسته و هدف شیطانی است که در گوش دل و جان آدمی نجوا می کند.(نساء، آیه ۱۱۹)

خداوند در آیات قرآنی روشن می سازد که مثلا در حوزه توسعه و رشد اقتصادی همه آن چه انسان بدان نیاز دارد از منابع مادی و انسانی فراهم است. بر اساس آموزه های قرآنی عوامل مادی رشد و توسعه اقتصادی مثلا،‌ اموری چون زمین مرغوب و مناسب(اعراف، آیه ۵۸؛ و سباء، آیه ۱۵)، آب فراوان و مناسب(هود، آیه ۵۲ ؛ نوح،‌ آیات ۱۰ تا ۱۲)، کار و تلاش انسانی(ملک، آیه ۱۵) است. از نظر اسلام و آموزه های قرآنی، تمدن های بشری که صورت ظاهری فرهنگی جوامع بشری است، با فکر و عمل انسانی تحقق می یابد که منابع و سرمایه های فکری و مادی آن در اختیار بشر قرار دارد. خداوند انسان را به گونه ای آفریده است که بتواند با تصرف و تغییرات یعنی فکر و عمل، تغییرات تمدنی را پدید آورد.

در کنار این عوامل مادی توسعه و رشد هم چنین لازم است تا عوامل معنوی چون ایمان به خدا ، آگاهی به حقایق هستی(اعراف، ایه ۹۶)، قانون عادلانه و پای بندی به آن(مائده، آیه ۶۶)، ایجاد امنیت کامل و آرامش اجتماعی (بقره، ایه ۱۲۶)، توزیع عادلانه منابع تولید و ثروت و انفاق ثروت به نیازمندان(بقره، آیه ۲۷۶ ؛ روم، آیه ۳۹ ؛ و طلاق، آیه ۷)، رعایت عدالت و انصاف در تجارت ومعاملات(اعراف، ایه ۸۵) و مانند آن فراهم آید تا توسعه و رشد اقتصادی مطلوب تحقق یابد. این بدان معناست که اسلام به همه ابعاد رشد و توسعه مطلوب و پایدار انسانی توجه داشته و هیچ گونه کوتاهی در بیان مقاصد و اهداف ننموده است.

تاکید اسلام بر اموری چون تعلیم و تزکیه در تمامی عمر از جمله : ز گهواره تا گور دانش جو؛ اطلبوا العلم من المهد الی اللحد؛ یا : طلب العلم فریضه علی کل مسلم؛ دانش جویی بر هر مسلمانی واجب است. هم چنین لزوم توجه به طهارت و بهداشت تن و روان بارها به اشکال گوناگون تاکید شده است و از آن جایی که نقش آب در بهداشت تن بسیار بی بدیل است، بر طهارت و پاکی از طریق بهره مندی درست و به دور از اسراف آب توجه داده شده و حتی گفته شده است که : النظافه من الایمان؛ بهداشت تن جزو ایمان است.

در این روایات و آیات و روایات دیگر اسلامی می توان نمونه های بسیاری را یافت که به شاخص های توسعه پایدار انسانی توجه داده شده است. اما از نظر اسلام، توسعه پایدار انسانی و توسعه مطلوب و مناسب، توسعه ای است که در راستای بالندگی و رشد همگانی بشر و دست یابی انسان به مظهریت در الوهیت و ربوبیت باشد و انسان بتواند به عنوان خلیفه الهی نقش و مسئولیت خود را انجام دهد.

از این روست که خداوند با اشاره به شاخص های توسعه انسانی مناسب، به نقد شاخص های توسعه هایی می پردازد که این هدف را مد نظر قرار نمی دهد. از نظر قرآن، هر گونه توسعه و رشد اقتصادی مثلا اگر تامین کننده آسایش همگانی بشر نباشد و ثروت و رفاه و آسایش را برای عده ای به ارمغان آورد، توسعه نامتوازن و نامتعادل شمرده و مردود دانسته شده است. از نظر قرآن، هر گونه فقدان یا نقصان عوامل مادی و معنوی یاد شده در آیات قرآنی و نمونه های پیش گفته شده، می تواند تاثیرات منفی در رشد و توسعه اقتصادی به جا گذارد. به این معنا که عدم رعایت عدالت و انصاف یا عدم گردش سالم اقتصاد در همه سطوح و اقشار جامعه(حشر، آیه ۷) می تواند آسیب جدی به رشد و توسعه اقتصادی جامعه بر اساس موازین و شاخص های اسلامی توسعه وارد سازد. بنابراین، لازم است تا اولیای امور و مسئولان و شهروندان هر جامعه ای برای دست یابی به رشد و توسعه متوازن و متعادل و شکوفایی اقتصادی و تمدنی، به عوامل واصول اقتصاد سالم توجه داشته باشند و هر گونه توسعه را در چارچوب شاخص های انسانی و اسلامی پی گیری نمایند.