نقش دیپلماسی عمومی در جنگ نرم

120

دیپلماسی عمومی یا مردمی، سازوکاری است که در دوره های اخیر از نظریه به تاریخ وارد و در بسیاری از کشورهای جهان عملیاتی شده و بخشی از تاریخ سیاسی و دیپلماسی کشورها را تشکیل داده است؛ زیرا دیپلماسی رسمی هرچند که کارآیی بسیاری در بیان قدرت و ایجاد تفاهم در میان دولت ها ایفا می کند ولی همراهی افکار عمومی و ملت ها را به دنبال ندارد.

براندازی در سکوت

چیستی دیپلماسی عمومی

دیپلماسی عمومی یا مردمی، سازوکاری است که در دوره های اخیر از نظریه به تاریخ وارد و در بسیاری از کشورهای جهان عملیاتی شده و بخشی از تاریخ سیاسی و دیپلماسی کشورها را تشکیل داده است؛ زیرا دیپلماسی رسمی هرچند که کارآیی بسیاری در بیان قدرت و ایجاد تفاهم در میان دولت ها ایفا می کند ولی همراهی افکار عمومی و ملت ها را به دنبال ندارد. از این روست که دیپلماسی عمومی به عنوان مکمل به کار گرفته می شود تا افکار عمومی ملت ها را نسبت به کشوری تغییر داده و مثبت سازند.

در حقیقت دیپلماسی عمومی یا مردمی، آن بخش از دیپلماسی است که فراتر از سطح مناسبات دولت با دولت می باشد و هدف آن تاثیرگذاری بر ذهن سازان و تصمیم گیران اصلی دیگر جوامع و کشورها از طریق انتقال پیام های کلیدی درخصوص وجه مثبت یک کشور است.

به سخن دیگر، دیپلماسی عمومی به معنای «تلاش های یک دولت برای درک، ارتباط و نفوذ در افکار عمومی کشورهای هدف در جهت تحکیم منافع ملی آن کشور» به کار برده می شود.

دراین روش، چهره کشور و ملتی به گونه ای تبلیغ می شود که احتمال جذب، سرمایه، دانشجو و گردشگر را تقویت کمک کند و در نهایت به ارتقای نفوذ و جایگاه خارجی و بین المللی و نیز سیطره دامنه نفوذ با ایجاد دوستانی موثر در بلند مدت بینجامد، زیرا بارها این پیامد اثبات شده است که «قدرت نرم می تواند، تاثیرات سختی داشته باشد» و معادلات جهانی را تغییر دهد.

در اجرای این راهبرد بازسازی وجه مثبت کشوری، مهم ترین ابزارها، فن آوری و دانشی است که در نهایت به تغییر در نگرش مردم جهان نسبت به کشور و ملتی بینجامد و ناخودآگاه به یکی از سیاستمداران و فعالان بی مزد و مواجب کشور تبدیل گردد و دامنه نفوذ آن را تا کوچه و خیابان امتداد دهد.

دیپلماسی عمومی از طریق افکارسازی می کوشد تا قدرت رقابت کشوری را در صحنه بین المللی افزایش دهد، زیرا این افکار عمومی است که جهان قدرت را می سازد و آن را هدایت و رهبری می کند. بنابراین تاثیرگذاری بر افکار عمومی ملت ها به معنای قدرت بیش تر و نفوذ بی هزینه تر و سود بیش تر می باشد.

هر کشوری می کوشد تا دامنه قدرت و نفوذ خویش را افزایش دهد و نقش خود را در مجامع بین المللی و جهانی استوار سازد. دراین میان همدلی و همراهی ملت های دیگر با اندیشه ها و سیاست های دولتی می تواند به معنای نفوذ و قدرت بیش تر باشد. بنابراین دولت با همراهانی در کشورهای دیگر می تواند مقاصد خود را پیش برد بی آن که هزینه ای بپردازد.

دیپلماسی رسانه ای
یونس شکرخواه در تحلیلی درباره عملیات روانی و دیپلماسی رسانه ای، به دیپلماسی عمومی نیز اشاره کرده و درباره آن از منابع خارجی می نویسد: دیپلماسی عمومی (Diplomacy Public) در فرهنگ واژگان اصطلاحات روابط بین الملل که درسال ۱۹۸۵ توسط وزارت خارجه آمریکا منتشر شده این چنین تعریف شده است: «دیپلماسی عمومی به برنامه های تحت حمایت دولت اشاره دارد که هدف از آنها اطلاع رسانی و یا تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی در کشورهای دیگر است؛ ابزار اصلی آن نیز انتشار متن، تصاویر متحرک، مبادلات فرهنگی، رادیو و تلویزیون و اینترنت است.» (دیپلماسی عمومی آمریکا؛ ۱۳۸۱ ص ۵).

هانس ان تاچ نویسنده کتاب ارتباط برقرار کردن با جهان درسال ۱۹۹۰ در تعریف دیپلماسی عمومی چنین نوشت: «تلاشهای رسمی دولت برای شکل دادن به محیط ارتباطی در کشورهای خارجی ای که در آنها سیاست های آمریکا اجرا می شود، تا بدین وسیله از میزان تاثیرات منفی، سو ء تعبیرها و سوء تفاهمها در زمینه روابط میان آمریکا و کشورهای دیگر کاسته شود.»

هیئت مأمور برنامه ریزی ادغام در وزارت خارجه آمریکا نیز درسال ۱۹۹۵، دیپلماسی عمومی را این گونه تعریف می کند: «دیپلماسی عمومی می کوشد منافع ملی ایالات متحده را از طریق مفاهیم، اطلاع رسانی و تأثیرگذاری بر مخاطبان خارجی ارتقا دهد.» سازمان اطلاعاتی ایالات متحده هم که بیش از چهل سال به صورت تخصصی در زمینه دیپلماسی عمومی فعالیت کرده است، معتقد است: «دیپلماسی عمومی به دنبال آن است که منافع ملی و امنیت ملی ایالات متحده را از طریق شناخت، اطلاع رسانی و تأثیرگذاری بر مردم کشورهای دیگر و گسترش گفت وگو میان شهروندان و نهادهای آمریکایی و همتایان خارجی آنها ارتقا دهد» (دیپلماسی عمومی آمریکا؛ ۱۳۸۱؛ ص ۶).

میان دیپلماسی عمومی و دیپلماسی سنتی تفاوت های جدی وجود دارد؛ دیپلماسی عمومی صرفا با دولتها سروکار ندارد، بلکه مخاطب خود را در میان افراد و سازمان های غیرحکومتی می جوید. از سوی دیگر گفته می شود فعالیت های دیپلماسی عمومی می تواند معرف دیدگاههای متفاوتی باشد که از سوی افراد و سازمان های خصوصی یک کشور مثل آمریکا علاوه بر نظرات دولت آمریکا مطرح اند، درحالی که دیپلماسی سنتی با روابط یک دولت با دولت دیگر مرتبط است و مقامات سفارت یک کشور دیگر، معرف آن کشور به شمار می روند در صورتی که دیپلماسی عمومی متضمن مشارکت بسیاری از عناصر غیردولتی جامعه است (دیپلماسی عمومی آمریکا ۱۳۸۱ ص ۷ و ۸). به مفهوم دیگر تفاوت دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسمی در ۱- غیر رسمی بودن؛ ۲- مشخص نبودن هدف؛ ۳- فراگیرتر بودن مخاطبان؛ ۴- تنوع ابزار و امکانات دیپلماسی عمومی است.

فعالیت های اطلاع رسانی و برنامه های دیپلماسی عمومی آمریکا به اشکال مختلف صورت می گیرد که اهم آنها به شرح ذیل است:

الف- فعالیتهای اطلاع رسانی:

۱- فایلهای بی سیم مانند ماهواره ها؛

۲- سخنگویان و کارشناسان؛

۳- متخصصان مقیم؛

۴- برنامه کنفرانس از راه دور؛

۵- چاپ و نشر؛

۶- مراکز مطبوعاتی خارجی؛

۷- مراکز کتاب و منابع اطلاعاتی

۸- برنامه های رادیو تلویزیونی بین المللی.

ب. مبادلات آموزش فرهنگی:

۱. برنامه تبادل دانشجو، استاد و پژوهشگر؛

۲. مبادلات آکادمیک؛

۳. مطالعات ایالات متحده، کمک به تاسیس و حفظ کیفیت برنامه های مطالعاتی پیرامون آمریکا در دانشگاه های خارجی ؛

۴. آموزش زبان انگلیسی؛

۵. دیدارهای بین المللی؛

۶. توریسم و گردشگری .

ج. خبرپراکنی بین المللی:

۱. صدای آمریکا ؛

۲. خبرپراکنی های وابسته به صدای آمریکا؛

۳. خدمات فیلم و تلویزیونهای بین المللی؛

۴. رادیو مارتی و تلویزیون مارتی ؛

۵. رادیو آزادی (سبیلان ۱۳۸۲ A ش و ۱۰۲۲۷ ع).

نقش دیپلماسی عمومی در جنگ نرم

دیپلماسی عمومی کارکردهای مهمی در جهان سیاست امروز بازی می کند. به این معنا که تنها هدف بازسازی وجه مثبت کشوری در میان مخاطبان نیست بلکه در برخی از موارد می توان حتی با دیپلماسی عمومی و مردمی، ملتی را ضدنظام حاکم و دولت خود شورانید و آنان را همراه سیاست های کلان و حتی خرد خود کرد. این گونه است که ملتی تحت تاثیر دیپلماسی عمومی، خواهان هماهنگی دولت با دولت دیگری می شود که این گونه در میان مردم و ملت محبوبیت یافته است.

برای دست یابی به این مهم، دادن بورسیه های دانشجویی به نخبگان کشورها، ایجاد انجمن های فعال دانشجویی برای مدیریت دانشگاه ها، راه اندازی رسانه هایی برای کشورهای هدف و مخاطب با نشان دادن جنبه های مثبت کشور و مانند آن می توان یک دیپلماسی عمومی فعالی را پدید آورد.

در دیپلماسی عمومی ومردمی، انتقال پیام های صحیح به مردم مرتبط آن هم به طریق مناسب، می بایست به گونه ای انجام شود تا مثبت اندیشی در خصوص ارزش ها و کیفیات ملت و دولت در هسته پیام ها تعبیه گردد. به نظر می رسد که دیپلماسی عمومی بریتانیا درباره ایران از طریق رسانه های چون بی بی سی فارسی و بورسیه دادن به نخبگان و ایجاد انجمن های دوستی مرتبط، تا اندازه موثر بوده است

به گونه ای که بسیاری از مردم مرفه و غرب زده شمال شهر تهران، همانند انگلیسی ها می اندیشند، غذا می خورند، جشن می گیرند، سیاست می ورزند و به سیاست های انگلیسی عمل می کنند.

دیپلماسی مردمی انگلیس موفق شد تا بریتانیا را سرزمین آزادی های و مردم سالاری معرفی کند و پیشینه آن را تصحیح کند و نشان دهد که حقوق اقلیت ها در آن مراعات می شود و اقلیت های مذهبی و نژادی از همه حقوق خود برخوردار می باشند. بریتانیا کشوری آزاد، منعطف و مطلوب برای زندگی است و ایران می بایست در سیاست و زندگی به این سمت گرایش یابد. این گونه است که انجمن های ایرانی در بریتانیا خواسته این وجه مثبت زندگی بریتانیایی را تبلیغ می کنند وهمراهانشان در ایران آن را در خیابان ها و کوچه ها می برند.

البته دیپلماسی عمومی افزون بر تصحیح و اصلاح وجه کشوری در میان مخاطبان، می تواند با افکارسازی ملتی را نیز علیه نظام خود بشوراند و جایگزین کودتا و یا اشغال نظامی شود.

از این روست که از سوی ایالات متحده و دیگر کشورهای متخاصم غربی از جمله انگلیس و فرانسه و دولت صهیونیستی، بهره برداری از ابزارهای «دیپلماسی عمومی» در جهت تحقق «براندازی در سکوت» یا «براندازی نرم» به عنوان یکی از اولویت های راهبرد دفاعی امنیتی خود، در ارتباط با ایران، تعریف کرده و گسترش محیط های مجازی تهدیدزا یا سایبر را در دستور کار خود قرار داده است.

در این روش، بدبین ساختن جامعه به کارگزاران نظام، بحران سازی از طریق ایجاد تنش های داخلی، بالا بردن سطح انتظارات جامعه و تخصیص بودجه لازم برای گسترش رادیوهای موج کوتاه، شبکه های ماهواره ای فارسی زبان و خبرگزاری های اینترنتی مخالف نظام از راهبردهای آمریکا در دیپلماسی تهاجمی علیه ایران نام برده می شود. هدف آمریکا از بهره گیری دیپلماسی عمومی در جنگ نرم، وادار کردن کارگزاران نظام به امتیازدهی در عرصه های سیاسی- امنیتی، تضعیف انسجام فکری- رویه ای کارگزاران نظام و ایجاد شکاف میان سطوح جامعه و حاکمیت می باشد. در این روش، دیپلماسی نرم، عمومی و یا همان سایبر دیپلماسی در واقع بخشی از بدنه دولت الکترونیک و ساختار دولت مجازی است که این بخش خود مستلزم تقویت بخش «فناوری ارتباطات و اطلاعات» است که آمریکایی ها و انگلیسی ها و اسرائیلی ها به خوبی از آن در جنگ نرمی که در زمان انتخابات دهم ریاست جمهوری اتفاق افتاده بهره بردند.

در گزارش مرکز پژوهش های مجلس از توسعه اطلاع رسانی دیجیتال، اقدامات مثبت مجلس شورای اسلامی و دولت از طریق وب، ارتقای ضریب نفوذ دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در رسانه های خارجی و توسعه بدنه دولت الکترونیک در حوزه های بین المللی به عنوان بعضی از مزایای گسترش «سایبر دیپلماسی» در حوزه سیاست خارجی نام برده شده و آمده است: امروزه بهینه سازی و مدیریت افکار عمومی به یکی از ابزارهای حاکمیت برای تسهیل و تسریع در دستیابی به اهداف سیاسی- امنیتی تبدیل شده است چرا که در دیپلماسی نوین «مدیریت افکار عمومی» جایگاه مهمی دارد و کشمکش ها از طریق جریان دیجیتالی اطلاعات رصد می شود و در این راستا توجه به افزایش عمق نفوذ راهبردی جمهوری اسلامی ایران از طریق محیط های مجازی مانند سایبر دیپلماسی بسیار مهم است.

در پایان می توان گفت باتوجه به اینکه گفتمان سازی، تصویرسازی و اقناع دیگران در سیاست خارجی جایگاه تاثیرگذاری یافته است، به همین دلیل نقش رسانه ها در پردازش و اقناع دیگران بسیار مهم تر از گذشته شده است.

به هر حال، به نظر می رسد که در جنگ نرم، انگلیسی ها حتی قوی تر و عملیاتی تر از آمریکایی ها وارد شده اند و زیرکی خود را در این حوزه نیز به نمایش گذاشتند؛ زیرا همواره خانه روباه مکانی برای فریب بوده است و روباه جز از مکر و فریب نمی تواند بر شیران روزگار چیره شده و بر آنان حکومت کند. انگلیس بی گمان بر پایه دیپلماسی مردمی، روباهی زیرک و مکاری است که دست شیطان بزرگ را نیز از پشت بسته است.