نقش حسادت عالمان در بحران های اجتماعی

samamosاندیشمندان حوزه های علوم اجتماعی به ویژه جامعه شناسی و دانش سیاسی، در تحلیل بحران های اجتماعی، علل و عوامل بسیاری را شناسایی و معرفی کرده و راهکارهایی را نیز برای مبارزه و مقابله با آن ها بیان نموده اند. با این همه کم تر، به حوزه روان شناسی به عنوان یک از علل و عوامل پایه ای و بنیادین توجه داشته اند. البته در سالیان اخیر برخی از علوم میان رشته ای به این مسایل توجه یافته و در روان شناسی اجتماعی، در تحلیل رفتارها به ویژه نابه هنجارهای اجتماعی به نقش روان شناسی توجه کرده اند.

این در حالی است که قرآن پیش از این در تحلیل علل و عوامل بحران های اجتماعی به نقش بنیادین و اصلی روان شناسی توجه داده و راهکارهایی نیز برای مقابله با این علل و عوامل روان شناختی بحران اجتماعی و سیاسی ارایه داده است. نویسنده بر پایه این فرضیه یا نظریه به سراغ آیات و آموزه های وحیانی قرآن رفته و خواسته است تا نقش یکی از این علل و عوامل روان شناختی یعنی حسادت عالمان را در بحران عمیق و بزرگ اجتماعی به دست دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

خاستگاه های بحران های اجتماعی

جامعه انسانی، همانند انسان دوران و حالات مختلفی را از سر می گذارند. این گونه است که گاه در اوج شادی و رضایتمندی است و گاه دیگر در اندوهی جانکاه غرق است، گاه فعال و با نشاط در مسیر سازندگی و بالندگی قرار دارد و گاه دیگر در حالتی از رخوت و رکود به سر می برد.

همان گونه که حالات و رفتارهای آدمی متاثر از علل و عوامل مختلف درونی و بیرونی تغییر می کند و آثار آن در زندگی شخصی خود را نشان می دهد، هم چنین جامعه نیز متاثر از علل و عوالم گوناگون قرار می گیرد و سمت و سوی آن تغییر می کند.

بحران های اجتماعی همانند تب تند و داغ عمل می کند که شخص را از حالات تعادل خارج می کند و سرمایه های وجودی را به سمت و سویی خاص می کشاند. این گونه است که وقتی جامعه با بحرانی مواجه می شود بسیاری از سرمایه های اجتماعی برای مهار و مدیریت آن هزینه می شود و بخش های مختلف جامعه به شکلی با رکود و کاستی مواجه می گردد؛ زیرا مدیریت جامعه و رهبری آن به این نتیجه می رسد که اگر همه توش و توان جامعه را برای مهار و مدیریت بحران هزینه نکند، جامعه از درون فرو می پاشد و دیگر از کلیت آن خبری نخواهد بود.

شناسایی و ردگیری علل بحران ها، گاه همزمان برای درمان انجام می گیرد و از آن جایی که بحران ها همانند تب ها، می بایست به سرعت مدیریت و مهار شود، بیش تر به ابعاد اجرایی مهار آن توجه می شود تا در سر فرصت به بررسی علل ایجادی و تحلیل آن پرداخته شود. در بحران های اجتماعی نیز این گونه عمل می شود. این بدان معناست که پس از مدیریت و مهار مقطعی هر بحران اجتماعی نمی بایست بی کار نشست و به آرامش آن دل بست؛ زیرا در مدیریت بحران همانند مدیریت تب، تنها کاری که انجام شده است عبور از بحران با مسکن های قوی است که در بحران های اجتماعی با سرازیر شدن توش و توان های بخش های دیگر به سمت بحران بوده است ؛ و از آن جایی که پس از عادی شدن مقطعی بحران ، بخش های دیگر دوباره به کارهای خویش مشغول می شوند، ممکن است از اصل علل ایجادی بحران و تب اجتماعی غافل شوند و موجبات وخامت و بازگشت سخت تر بحران را فراهم آورند.

بر این اساس تحلیل بحران برای شناسایی علل و عوامل ایجادی آن یک ضرورت است تا علت تب و بحران دانسته و راه های درمان آن شناسایی و به کار گرفته شود.

بررسی های علمی نشان می دهد که بحران های اجتماعی، علل و عوامل متعدد و گوناگونی دارند، زیرا جامعه و نیز بحران های اجتماعی آن، بازتاب از انسان است ؛ و از آن جایی که انسان دارای ابعاد مختلفی است هر یک از علل و عوامل روان شناختی و غیر روان شناختی می تواند در ایجاد و یا بقای بحران نقش و دخالت داشته باشد.

قرآن با توجه به این راهنمای شناخت هستی از جمله انسان و رفتارهای آن برای دست یابی به زندگی و جهانی بهتر و برتر است، در بر گیرنده اطلاعات و دانش هایی بسیاری در حوزه های مختلف انسانی از جمله جامعه شناسی است.

خداوند در قرآن همواره به این مساله توجه می دهد که نمی بایست نقش اعتقادات، باورها، بینش ها و نگرش ها را در حوزه های مختلف انسانی نادیده گرفت. به این معنا که شناخت و بینش آدمی و نیز نگرش های کلان و خرد وی تاثیر مستقیمی در زندگی بشر دارد. بینش ونگرش های انسانی است که در اشکال رفتارهای هنجاری و نابه هنجار خود را نشان می دهد.

بر این اساس می بایست به مساله روان شناسی در حوزه عمل اجتماعی از جمله بحران های آن توجه داشت و نمی توان به سادگی از کنار بحران های اجتماعی به دور از باورها و اعتقادات و بینش ها و نگرش ها گذشت.

نقش عالمان در جامعه

همان گونه که بینش ها نقش بنیادین در رفتار و نگرش های آدمی دارد، نقش عالمان در هر جامعه ای این گونه است؛ زیرا عالمان هر جامعه همانند عقل انسانی عمل می کند و مدیریت و جهت گیری های جامعه را سامان می دهد. بر این اساس است که اسلام و قرآن به نقش بسیار اساسی عالمان توجه داشته و در بسیاری از مسایل آنان را مخاطب خود قرار می دهد.

همان گونه که فساد و تباهی عقل و مغز انسانی می تواند باعث فساد و تباهی بسیاری از حرکات و رفتارهای شخص شود، هم چنین تباهی و فساد دانشمندان و عالمان هر جامعه که نخبگان و رهبران آن به شمار می آیند می تواند جامعه را به تباهی بکشاند.

عالمان هر جامعه در جامه نخبگان مدیریت آن را به عهده می گیرند و آن را به هر سمت و سویی که می خواهند می کشانند؛ زیرا انسان های به طور طبیعی موجودات تقلید گر هستند و عقل و فطرت سالم ایشان آنان را به سوی کسانی سوق می دهد که از نظر آنان به عنوان دیگری مهم یا دیگران مهم تلقی می شوند و شخص یا جامعه می کوشد تا خود را همانند او سازد. این همانندی از راه تقلید در همه امور حتی امور جزیی مانند خوردن و پوشیدن و گفتن خود را نشان می دهد.

از آن جایی که نخبگان و عالمان هر جامعه به طور طبیعی دیگران مهم جامعه به شمار می آیند ، افراد جامعه آنان را سرمشق علم و عمل خویش قرار می دهند و با مراجعه به گفتار و سیره عملی آنان می کوشند تا همانند آنان شوند.

از دیگر علل و عوامل مراجعه به نخبگان و عالمان، حکم عقل و فطرت به مراجعه جاهل به عالم و کارشناس است. اصولا هر کسی در باره اموری که از آن آگاهی ندارد به کسانی مراجعه می کند که وی را آگاه و کارشناس آن چیز می شمارد. از آن جایی که عالمان از نظر جامعه، کارشناسان و آگاهان امور بسیاری هستند، مراجعه به ایشان در امور مختلف امری طبیعی است. این گونه است که به طور طبیعی عالمان از نقش و جایگاه ویژه ای در هر جامعه ای برخوردار می شوند و به عنوان مرجعیت علمی و عملی توده مردم در می آیند.

از قرآن این معنا به دست می آید که مرجعیت علمی و عملی عالمان و نخبگان هر جامعه موجب می شود تا مسئولیت آنان افزایش یابد و آنان افزون بر مسئولیت در برابر خلق مسئول در برابر خداوند هستند و می بایست خود را برای پرسش و پاسخ های جدی آماده کنند؛ زیرا مرجعیت آنان ، به معنای آن است که این اشخاص دیگر تنها برای خودشان نیستند.

جالب آن که خداوند حتی به کسانی که به هر شکلی به این عالمان و نخبگان وابسته هستند، هشدار می دهد که مسئولیت ایشان به سبب نسبتی که با نخبگان و عالمان دارند، فزون تر از دیگر افراد جامعه است. از این روست که خداوند به زنان پیامبر(ص) به سبب نسبت خاصشان به پیامبر(ص) هشدار می دهد و می فرماید که همان گونه که پاداش کارها و اعمالشان فزون تر است هم چنین عذاب آن نیز مضاعف است.(احزاب آیه ۳۰)

در روایات معتبر این معنا از آیه استنباط شده است که هر کسی که خود را صحابی و یا شیعه و منتسب به معصومان (ع) می داند دارای مسئولیت بیش تری است. بر این اساس است که عالمان شیعی به جهات مختلف دارای مسئولیت دوچندانی هستند ؛ زیرا هم به عنوان عالم و هم به سبب انتساب به سربازی امام معصوم (عج) مرجعیت عمومی یافته اند و مسئولیت آنان سنگین تر از دیگر عالمان می باشد.

نقش حسادت عالمان و نخبگان در بحران های اجتماعی

اکنون این معنا به درستی روشن می شود که حسادت عالمان چگونه می تواند بحران های اجتماعی بزرگی را پدید آورد و جامعه را دچار فروپاشی و نابودی کند؛ زیرا به خوبی معلوم است که نخبگان و عالمان به عنوان کسانی هستند که مردم آنان را مرجع علمی و عملی خود می دانند و رفتارهایشان را سرمشق و الگوی رفتاری خود قرار داده و افکار و اندیشه های خویش را به اندیشه ها و افکار ایشان سامان می دهند.

بنابراین هر گونه رفتاری برخاسته از حسادت در هر مرتبه و درجه ای می تواند، عامل اساسی بحران های اجتماعی باشد. خداوند در آیه ۲۱۳ سوره بقره می فرماید که حسادت عالمان نه تنها موجب دو دستگی فکری و تفرقه اعتقادی میان امت می شود بلکه موجب می شود تا جامعه دچار بحران های سخت و شدیدی شود.

تاکید خداوند بر واژه بغی که به معنای حسادت (مجمع البیان ، ج ۱ و ۲ ،ص ۵۴۴ و تفسیر صافی ، ج ۱ ، ص ۲۴۵) و تجاوز و تعدی بیانگر این معناست که ارتباط تنگاتنگی میان حسادت و بحران های اجتماعی است؛ زیرا بغی ، شورش و تجاوزهای اجتماعی است که امنیت جامعه را به خطر می افکند.

خداوند در آیاتی دیگر چون ۱۹ آل عمران ، ۱۴ سوره شوری و ۱۷ سوره جاثیه ، اختلافات اجتماعی را به سبب بغی و حسادتی می داند که میان عالمان و نخبگان جامعه ایجاد می شود و زمینه را برای بحران دیگر فراهم می آورد. به این معنا که نخبگان و عالمان برای دست یابی به امتیازاتی چون قدرت و شهرت و ثروت ، بر خلاف دانش خویش رفتار می کنند و زمینه را برای بحران های عمومی فراهم می آورند و توده های مردم را به سوی نابه هنجاری ها و درگیری ها و خشونت ها سوق می دهند.

عالمان و نخبگان حسود، برای دست یابی به قدرت و ثروت و شهرت ، حقایق را کتمان یا تحریف و یا تغییر می دهند و مردمان را در حالتی قرار می دهند که نتوانند بر مسیر حق و فطرت گام بردارند.

ضرباتی که عالمان حسود به جامعه با تجاوزگری و بغی خویش وارد می سازند به اندازه ای سنگین و سخت است که خداوند ضمن بیان این که خاستگاه بسیاری از اختلافات و تفرقه های اجتماعی عالمان حسود و باغی می باشد، توضیح می دهد که آنان جامعه انسانی را به تباهی می کشانند. از این روست که عالمان حسود را به سبب نقش مخرب و زیانبارشان سرزنش و تهدید می کند.(آل عمران آیه ۱۹)

تاکید بر سرعت حسابرسی نسبت به عالمان حسود به این معنا نیز خواهد بود که آنان در همین دنیا بازتاب رفتارهای خویش را می بینند، زیرا حسادت عالمان هر چند که به شکل نهانی می باشد ولی بازتاب های آن به سرعت خود را نشان می دهد و جامعه نسبت به آنان واکنش های تند و شدیدی را نشان می دهد؛ زیرا اعتماد عمومی نسبت به نخبگان و عالمان حسود از میان می رود و با از دست رفتن مرجعیت علمی و عملی ، امتیازات اجتماعی چون قدرت و ثروت و شهرت را نیز از دست می دهند. این گونه است که بر خلاف گروه ها و اقشار دیگر، نتایج اعمال و رفتار نخبگان و عالمان هر جامعه به خود ایشان به سرعت بازگردانده می شود.

خداوند در آیه ۱۴ سوره شوری علمای حسود و اختلاف افکن را که شورش های اجتماعی و بحران های عمومی را موجب می شوند، مستحق عذاب های الهی بر می شمارد.

البته در همین آیه این معنا نیز تبیین شده است که خداوند به عنوان یک قانون و سنت الهی به عالمان حسود و نخبگان اختلاف افکن جامعه مهلت می دهد با آن که مستحق عذاب های سخت و شدید هستند؛ زیرا این فرصت و مهلت بخشی به سبب این است که آنان توبه و بازگشت کرده و به سوی حق و حقیقت گرایش یابند؛ زیرا بازگشت ایشان می تواند بسیاری از بحران خطرناک و عمیق دیگر را از میان بردارد و صلح و صفا را به جامعه بازگرداند.

حسادت عالمان و نخبگان عامل مهمی در فروپاشی اعتماد عمومی است؛ زیرا حسادت موجب می شود تا افراد به یک دیگر تهمت بزنند و با اتهام های اثبات نشده و نادرست ، امنیت اخلاقی جامعه را تهدید کرده و از میان بردارند. هر اتهام و تهمتی بخشی از سرمایه های اجتماعی و وفاق و همدلی امت را از میان می برد. از ا ین روست که حسادت نخبگان بر خلاف حسادت توده ها اثار مخرب تری به جا می گذارد.(نگاه کنید آیه ۱۵ سوره فتح)

حسادت عامل مهم توطئه ها(ال عمران آیات ۷۲ و ۷۳) اعراض از ایمان واقعی(نساء آیه ۵۴ و ۵۵) ، انکار حق و حقیقت (بقره آیه ۱۰۹) اختلافات اجتماعی (بقره آیه ۲۱۳ و آیات دیگر) افزایش دروغ و تهمت (نساء آیه ۵۱ و ۵۴) قتل و برادر کشی (مائده آیه ۲۷ و ۳۰ و یوسف آیات ۵ و ۸ و ۹) ، کفر و بی دینی (بقره آیه ۹۰ و آل عمران ایه ۱۹) ، مبارزه با دین و نمادهای دینی (بقره آیه ۱۰۹) و مانند آن می شود که هر یک از آن ها به تنهایی عامل بسیاری از مشکلات اخلاقی و اجتماعی و روحی و جسمی بشر و جامعه است.

با نگاهی به بحران های کنونی در جامعه جهانی و اختلافات در جهان اسلام و حتی برخی از مشکلات و بحران های اجتماعی در ایران می توان به سادگی دریافت که تا چه اندازه حسادت عالمان می تواند جامعه را از مسیر شکوفایی و بالندگی بیرون برده و با مشکلات و معضلاتی مواجه سازد که عبور از هر یک از آنان هزینه های بسیاری بر جامعه و مردم تحمیل می کند و فرصت های بسیاری را ا پیش رو امت بر می دارد.

بسیاری از اختلافاتی که بر اساس حسادت نخبگان و عالمان جامعه ایجاد می شود گاه چون زخمی عمیق بر تن جامعه باقی می ماند و سال ها سال از میان نمی رود به طوری که گاه ممکن است به اشتباهی دیگر سرباز کند و دوباره جامعه را تهدید به نابودی نماید. نمونه این اختلافات را قرآن درباره اوس و خزرج در جامعه مدنی بیان می کند که از به سبب حسادت نخبگان دو قبیله پدید آمده بود و هر از گاهی سرباز می کرد و تبعات و پیامدهای زیانباری از خود به جا می گذاشت. حتی به نظر می رسد که اختلافاتی که پس از پیامبر(ص) پدید آمد و امت به سویی دیگر رفت و از نظام ولایی فاصله گرفت، ریشه در همان اختلافات تاریخی پیشین داشت که با اختلافات جزیی عصر نبوی شکل و شمایل دیگری گرفت. یا آن که دشمن منافق از همان اختلافات پیشین برای دست یابی به اهداف خویش بهره برد و توانست نظام ولایی را به شکل نظام سلطنتی در نهایت تغییر ماهیت دهد.

به نظر می رسد که برای دست یابی به جامعه و امت برتر قرآنی نمی بایست هیچ گاه از نقش حسادت عالمان و نخبگان غافل ماند و اگر عالمان خود متوجه اشتباه و گناه خویش نمی شوند امت مسئول است تا به شکلی آنان را متنبه و هوشیار سازد و اجازه ندهد که حسادت نخبگانی جامعه را به سوی بحران های ژرف اجتماعی بکشاند.