نقش جنود الهی در جهان مادی

samamosخداوند هستی را بر پایه نظامی آفریده است که از آن به جهان اسباب و علل یاد می شود؛ به این معنا که امر و خلق الهی از مسیری می گذرد که برای دیگران نیز نقشی در نظر گرفته شده است و هر یکی نسبت به دیگری رابطه ای چون علت و معلولی را دارا می باشند. این گونه است که در نظام تکوین ، نقش های هر یک افزون بر آن که جایگاه وی را مشخص می کند بلکه فرصتی برای او فراهم می آورد در مسیر کمالی خود گام های بلندتر و استوارتری بردارد.

چنین نظامی اقتضائاتی دارد که یکی از آن ها مجاری فیض بودن هر یک برای دیگری است. بنابراین هر یک نیز نسبت به دیگری می تواند نقش مثبت و یا منفی ایفا کند که آثار آن پیش از آن که به دیگری بازگردد به خود شخص باز می گردد که در تعبیر و تفسیر الهی به ستم به خود از آن یاد شده است. البته ایفای نقش منفی هرگز بیرون از دایره مشیت و اراده الهی نیست؛ به این معنا که شخص در نقش منفی خود نمی تواند به گونه ای عمل کند که بر خلاف اقتضای نظام کلی هستی باشد و خداوند از طریق مجاری فیض دیگر ، کمبودهای حاصل شده از طریق مجرای دیگر را جبران می کند.

اگر از منظر بالا و برتر به این مساله توجه شود ، هر یک از موجودات هستی، در حکم سربازی از سربازهای بی پایان الهی هستند که می بایست نقش خود را در این نظام برتر به خوبی ایفا کند. این گونه است که خداوند در قرآن از جنود الهی و نقش آنان در نظام برتر سخن می گوید.

نویسنده در این مقاله با توجه به آموزه های وحیانی قرآنی خواسته است تا دیدگاه و تحلیل قرآن را از نقش جنود الهی در نظام احسن تکوین به دست آورد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

جنود الهی، اسباب تکوین هستی

در بینش و نگرش قرآنی اسلامی، جهان هستی، جهانی به مثابه وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت است. به این معنا که توحید محض ، اقتضای آن را دارد که همه هستی چیزی جز شئون الهی نباشد و آن چه هست همه خداست و هیچ چیزی جز خدا نامی از هست نمی برد و هر آن چه را که نام هستی بر آن نهاده اند جلوه و شانی از شئونات الهی می باشد. چنان که هستی ها نیز این اقتضا را دارد که جلوه از غیر خدا را به نمایش گذارد ولی این غیریت چیزی جز همان شانیت نیست. این گونه است که همه هستی در عین کثرتی که به چشم می آید، حقیقت واحد و یگانه ای است که گاه از آن به بازتاب نور الهی بر پنجره های رنگین ماهیات تعبیر می شود.

از آن جایی که هر یک از موجودات هستی ، شانی از شئونات الهی می باشند، هر یک در حکم سربازی از سربازهای الهی و جنود وی می باشند. بر این اساس است که قرآن از بی شمار لشکریان خویش سخن می گوید؛ زیرا بسیاری از موجودات، در روند هست شدن قرار گرفته اند و آن چه نیز از هستی برخوردار شده ا ند نیز بی شمارند.

خداوند در آیه ۳۱ سوره مدثر ، از بی شماری لشکریان و کارگزاران خود سخن به میان می آورد و توضیح می دهد که علم به شمارگان آنان تنها مخصوص خود اوست و مردمان هیچ علم و آگاهی از شمار و تعداد آنان ندارند.

از این آیه و آیات دیگر می توان استفاده کرد که این سپاه و لشکر الهی که به خدا اضافه و نسبت داده شده است، چیزی جز تمامی علل و اسباب در عالم وجود نیست که تحت فرمان و امر خداوندی می باشند.(مفردات ، راغب اصفهانی، ص ۲۰۷ ذیل واژه جند و نیز المیزان ، علامه طباطبایی، ج ۱۸، ص ۲۶۲)

از آن جایی که هر یک از موجودات هستی حتی ابلیس و شیطان ، از کارگزاران هستی به شمار می آیند در نقش جنود و اسباب و علل الهی وارد می شوند و مقاصد و مطالب الهی را برآورد می سازند و انجام می دهند.

البته با بهره گیری و تحلیل آیات قرآنی می توان از دو دسته جنود و لشکر خداوندی سخن گفت. به این معنا که برخی از سربازان همان سربازان عمومی و اسباب کلی می باشند و برخی دیگر سربازان خاص و ویژه با کارکردها و نقش های خاص هستند.

بنابراین می توان گفت که هر چند همه موجودات هستی ، در مقام کارگزاری و اسباب و علل ، نقش هایی را ایفا می کنند و کارهایی را انجام می دهند ولی برخی از این موجودات، کارگزاران با کارکردها و نقش های خاص می باشند. آن چه در این نوشتار بیش تر مورد توجه و اهتمام است این گروه از کارگزاران و اسباب الهی هستند که دارای ماموریت ها و نقش های خاص می باشند.

این معنا را می توان از آیاتی به دست آورد که سخن از جنود خاص در مناطق خاص و در موقعیت های خاص به میان آورده است. از جمله در آیات ۲۸ سوره یس و ۴ و ۷ سوره فتح که از لشکریان آسمانی که در اختیار خداوند است سخن به میان آمده و یا در همین آیه از لشکریان زمینی نیز یاد شده است. خداوند در آیات سوره فتح تبیین می کند که جنود الهی که به شکل غیبی بر مومنان در حدیبیه نازل شده بودند ماموریت داشتند تا آرامش خاصی را بر مومنان نازل کنند و آنان را به آرامش برسانند؛ در حالی که ماموریت برخی دیگر از جنود الهی در موقعیت های دیگر ترساندن دشمنان و گردن زدن دشمنان بوده است.

به هر حال ، آن چه از آیات به دست می آید این دو مطلب مهم و اساسی است که همه هستی کارگزاران و لشکریان الهی هستند و دارای نقش ها و ماموریت های عام و کلی نیز هستند ، چنان که لشکریان الهی به دو دسته لشکریان عام و خاص با ماموریت ها و ویژگی های خاص تقسیم می شوند. با این همه ، نمی توان از نقش اسباب و علل بودن آن در نظام تکوین غافل بود و برای آنان نقش مستقلی را تعریف و تبیین کرد.

خداوند در آیه ۳۱ سوره مدثر فرشتگان نگهبان دوزخ را در شمار کارگزاران و لشکریان خداوند می شمارد و در آیات ۱۷۱ تا ۱۷۳ سوره صافات حتی پیامبران را به عنوان لشکریان خداوند معرفی می کند. از این نمونه ها و مصادیق می توان دریافت که همه هستی و موجودات آن جزو لشکریان الهی و جنود او هستند و در نقش کارگزاران و اسباب طولی عمل می کنند.

لشکریان خاص با ماموریت های ویژه

سپاه خاص الهی که دارای ماموریت های خاص و ویژه ای می باشند، کارگزارانی می باشند که برای کارهای خاص ایجاد و مامور شده و نقش های مشخص و معینی دارند. از این روست که از مقام معلوم آنان نیز سخن به میان می آید که بیانگر محدودیت ها و نقش های خاص و ویژه آنان نیز می باشد.

از آن جایی که نظام هستی بر نظام اسباب و علل است، وجود اسباب و علل خاص در دایره حکمت و عزت معنا و مفهوم می یابد. از این روست که خداوند در آیات ۴ و ۷ سوره فتح سخن از عزت و حکمت الهی به میان می آورد تا این معنا را تاکید و توجه دهد که بهره گیری از اسباب بر اساس فلسفه و حکمت و اهداف خاصی است و این بهره مندی هر گز به معنای خروج از دایره قدرت و عزت الهی نمی باشد؛ زیرا گاه بهره گیری از اسباب و عوامل به سبب ناتوانی است ولی خداوند با آن که قادر و تواناست و از در مقام عزت نشسته است که هیچ چیز وی را مغلوب نمی سازد با این همه به حکمت و هدفی خاص، از اسباب و کارگزاران بهره می گیرد.

بنابراین می بایست گفت که بهره گیری از جنود و کارگزاران از سوی خداوند بر اساس حکمت و هدف است و برای هستی مفید و سازنده می باشد چنان که بهره مندی از جنود به معنای فقدان عزت نمی باشد بلکه قدرت و اقتدار الهی هم چنان گذشته ثابت و برقرار می باشد و هیچ تاثیری ندارد؛ زیرا برخی از اسباب عامل غلبه و چیرگی می شوند ولی این مطلب نسبت به خداوند معنا و مفهومی ندارد. از این روست که در آیات فوق ، پس از بیان بهره گیری از جنود و اسباب و عوامل طولی برای انجام کارها، از عزت خویش سخن به میان می آورد.

نقش جنود الهی در هستی

چنان که گفته شد جنود الهی ، در یک معنا همه هستی هستند که هر یک در جایگاه خود دارای ماموریت و هدف مشخص و معینی است و به عنوان کارگزار الهی عمل می کند. با این همه برخی از جنود الهی به شکل خاص برای ماموریت های ویژه آفریده شده و در نظام الهی مشغول به کار هستند.

این دسته از جنود الهی برای ماموریت های خاص وارد میدان عمل می شوند ، چنان که در جنگ احزاب و یا صلح حدیبیه و یا جنگ بدر این جنود و لشکریان الهی بودند که وارد معرکه کارزار شده و موجبات تقویت روحیه مومنان شده و آرامش و ایمان را به آنان بخشیدند و دل هایشان را به نور ایمان مطمئن و آرام گرداندند.

آیه ۹ احزاب توضیح می دهد که امدادهای غیبی خداوند با لشکریان نامرئی به مسلمانان در جنگ احزاب نعمتی بود که می بایست آن را به شایستگی یاد کنند. بنابراین یکی از نقش هایی جنود الهی را می بایست در امداد های غیبی بیرون از دایره نظام عادی اسباب جست و جو کرد. هر چند که امدادهای غیبی الهی نیز در دایره نظام اسباب تعریف و تبیین می شود ولی کمی با این نظام عمومی تفاوت دارد و آن این که امدادهای غیبی از طریق اسباب خاص چون جنود خاص الهی صورت می گیرد که همان فرشتگان خاص این کار می باشند.

خداوند درباره این نقش جنود خود در آیات دیگری نیز سخن به میان آورده است که از آن جمله می توان به اعطای آرامش قلبی و تایید حضرت پیامبراکرم (ص) از طریق امدادهای غیبی در غار ثور (توبه آیه ۴۰) و کمک رسانی و امداد لشکریان نامرئی خداوند به پیامبر(ص) در جنگ حنین اشاره کرد که در آیات ۲۵ و ۲۶ سوره توبه بدان توجه داده است.

آثار چنین امدادهای غیبی را می توان در آرامش و اطمینان قلبی مومنان (فتح آیه ۴) ازدیاد ایمان و ا فزایش آن (فتح آیه ۴ و مدثر آیه ۳۱) و فتح و پیروزی در جنگ (توبه آیه ۶ و احزاب آیه ۹ و فتح آیات ۱ تا ۷) و شکست کافران (توبه آیات ۲۵ و ۲۶ و ۴۰) جست و جو کرد. به این معنا که امدادهای غیبی الهی از طریق ارسال و نزول فرشتگان آثاری دارد که از جمله آن ها موارد پیش گفته است. البته این بدان معنا نیست که امدادهای غیبی تنها چنین آثار و کارکردهایی دارند بلکه این ها نمونه و مصادیقی است که در آیات قرآنی گزارش شده است. بنابراین می توان برای امدادهای غیبی الهی کارکردها و آثار دیگری نیز بیان کرد.

از دیگر نقش هایی که قرآن برای لشکریان خداوند و جنود الهی بیان می کند تهدید دشمنان است. خداوند در آیات ۶ و ۷ سوره فتح منافقان و مشرکان را با لشکریان زمینی و آسمانی خود تهدید می کند تا این گونه دشمنان از شرک و نفاق دست بشویند و راه هدایت و تقوا را در پیش گیرند. بنابراین یکی از کارکردها و نقش هایی که برای جنود الهی می توان یافت ، تهدید و ترساندن دشمنان است. بر این اساس می توان گفت که سان دیدن و برپایی رزمایش ها با سربازان و تجهیزات رزمی می تواند چنین کارکردی داشته باشد و موجبات ترس و هراس دشمن شود. مومنان می بایست از همه ابزارها و اسباب های تهدید دشمن بهره برند . از این روست که خداوند از مومنان می خواهد تا با گردآوری تمام نفرات و تجهیزات نظامی هجومی و دفاعی ، توان خود را به نمایش گذارند و ارهاب و رعب را در دل دشمنان بر انگیزند.

حفظ موقعیت و مراکز مهم مذهبی و اسلامی از دیگر کارکردهایی است که خداوند برای جنود الهی تعریف و یاد می کند. به این معنا که پاسداری از کعبه و حفظ آن به عنوان یک مرکز مهم اسلامی، از جمله وظایف جنود الهی است.(فیل آیات ۱ تا ۵) این بدان معناست که مومنان نیز می بایست با بهره گیری از جنود الهی خود ، برای حفظ موقعیت ارزش های ا سلامی و نمادهایی چون کعبه و بیت المقدس بکوشند و اجازه ندهند تا دشمنان به خود اجازه تجاوز و تخریب این اماکن را بدهند.

کارکرد مهم دیگری که به عنوان نقش جنود در عرصه نظام احسن تکوین در آیات قرآنی بیان شده است ، کیفر و مجازات دشمنان از کافران (احزاب آیه ۹) مشرکان (توبه آیات ۲۵ و ۲۶) و منافقان (فتح آیات ۶ و ۷) می باشد. بر این اساس مومنان نیز می بایست به عنوان جنود الهی در این مسیر گام بردارند و کافران و دشمنان اسلام را مجازات و کیفر کنند و اجازه ندهند تا آنان در مسیری گام بردارند که موجبات تضعیف جامعه و دولت اسلامی می شود.

این ها نمونه هایی از کارکردهای عمده ونقش های اصلی کارگزاران و جنود الهی است که در آیات فوق بدان ها اشاره شده است. از این مطالب می توان این مطالب را دریافت که هر کسی می بایست افزون بر نقش خود در هستی به عنوان یک موجود تکامل خواه ، زمینه هایی برای رشد و کمال یابی دیگران را فراهم آورد.

نکته دیگری که در این آیات مورد تاکید است، لزوم توکل و بهره مندی از دعا و نیایش برای دست یابی به اسباب و عوامل خاصی است که به نظر بیرون از دایره اسباب قرار دارند؛ زیرا بسیاری از اسباب الهی دور از چشم ماست و می توان با توسل و توکل به خداوند به آن ها دست یافت و اهداف الهی خود را بدان جامه عمل پوشاند.

نظام احسن تکوین به گونه ای ساماندهی شده است که انسان ها بتوانند از طرق مختلف و امدادهای غیبی به اهداف کمالی خود برسند. بنابراین نمی بایست تنها به اسباب ظاهری بسنده کرد و با اعتماد به خداوند و تکیه بر او ، از امدادها و اسباب دیگر غیبی برای مقاصد و اهداف الهی بهره برد.

استفاده و بهره گیری از اسباب طولی خاص به معنای نادیده گرفتن نظام احسن نیست ، زیرا آن نیز در زیر همین نظام احسن تفسیر و توجیه می شود و بخشی از اسباب و قوانین آن را تشکیل می دهد. بنابراین نمی بایست آن را امری خارق عادت نظام هستی بر شمرد ، بلکه بخشی از همین نظام است که به عللی مغفول شده است.

مومنان واقعی و اولیا و انبیای الهی با بهره گیری از اموری چون دعا و نیایش و توسل، از این اسباب خاص به خوبی بهره گرفته و می گیرند و کارهای خویش را در مسیر الهی پیش می برند. باشد با شناخت از کارکردهای کارگزاران خاص و جنود الهی ، با اعتماد و اطمینان بیش تری به توکل و توسل دست یازیم و از اسباب خاص الهی بهره مند شده و امدادهای غیبی را تجربه کنیم.