نقش جماعت و وحدت در عرصه های اجتماعی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

جماعت به معنای گرد آمدن حول یک چیز و اجتماع کردن،‌ برخاسته از گرایش طبیعی انسان به اجتماع است؛‌چرا که انسان به دلیل درونی و بیرونی، گرایش طبیعی به اجتماع دارد تا پاسخی مناسب به نیازهای مادی و معنوی، جسمی و روحی خود بدهد. زوجیت در انسان خود گواه طبیعی بودن گرایش انسان به جمع و جامعه است؛‌ زیرا دست کم هر فرد انسانی نیاز دارد تا در کنار زوجی باشد تا به آرامش و سکونت برسد و خوشبختی را به دست آورد و آن را احساس کند. افزون بر این که اجتماع به انسان کمک می کند تا نیازهای مادی و آسایشی خود را برآورده سازد و این گونه است که دو مولفه اصلی خوشبختی یعنی آرامش و آسایش در جماعت تحقق می یابد که اقل آن همسران و زوجیت است.

 

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن شد تا نقش جماعت و وحدت را در مسایل مهم زندگی به ویژه در عرصه های اجتماعی تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

گرایش انسان به جماعت و اجتماع

انسان موجودی اجتماعی است. این گرایش به اجتماع امری طبیعی در انسان است؛ هر چند که بیان فلسفه و علل آن اختلاف است؛ چرا که برخی علت و فلسفه آن را استخدام و برخی دیگر نیازهای روحی و عاطفی و یا مادی و دنیوی می دانند؛ اما شکی نیست که طبیعت انسانی گرایش به اجتماع دارد و این امر جزو لوازم ذاتی انسان است؛ زیرا خداوند موجودات هستی را جفت و زوج آفریده است. از جمله این موجودات انسان است که زوج آفریده شده است و نر و ماده به یک دیگر نیاز طبیعی دارند و نمی توانند بی هم قرار و آرام گیرند و به سکونت و آرامش برسند. بنابراین، هر فرد انسانی از نر و ماده به طور طبیعی برای رسیدن به سکونت و آرامش نیازمند جمع شدن با دیگر و تشکیل زوجیت است.(روم،‌ آیه ۲۱)

این گونه است که کوچک ترین اجتماع انسانی در قالب همسران و زوج شکل می گیرد تا عناصر خوشبختی و مولفه های آن تحقق بخشند؛ زیرا مهم ترین و اصلی ترین عنصر خوشبختی و سعادت همان آرامش است. البته همسران در کنار هم و ایجاد هسته کوچک جامعه، عنصر دیگر را که همان آسایش است را تحقق می بخشند.

بنابراین، عنصر طبیعی عامل ایجاد جماعت انسانی است که البته به هدف تحقق عناصر خوشبختی و سعادت یعنی آرامش و آسایش شکل می گیرد.

جامعه بزرگ تر که به شکل عشیره، قبیله،‌ قوم و ملت و در یک سطح بسیار عالی تر و گسترده امت ظهور و بروز می کند، به هدف تحقق عناصر و مولفه های سعادت شکل می گیرد؛ زیرا انسان دریافته است که تحقق خوشبختی کامل در گرو اجتماع بزرگ تری از انسان هایی است که دارای هدف و روش مشترکی هستند که همان ملت ها و امت ها را شکل می بخشد.

تاکید بر جماعت در اسلام

بر اساس آموزه های اسلامی، انسان ها در جهان در خسران و زیان هستند مگر آن که بتوانند حقیقت هستی را درک کرده و برای رسیدن به آن تلاش کنند. این همان چیزی است که در اسلام از آن به عنوان ایمان و عمل صالح یاد می شود. اما جالب این که هر فرد انسانی به تنهایی نمی تواند به کمال مطلق برسد مگر آن که توجه به جامعه داشته باشد.(سوره عصر)

اصولا از نظر آموزه های اسلامی، حقیقت انسان در جامعه شکل می گیرد و به کمال می رسد. بر همین اساس، مساله امت و امت سازی در دستور کار پیامبران(ع) قرار گرفته است. امت گروه انسانی است که در هدف و روش مشترک هستند. البته امت می تواند امت های باطل باشند که هدفی باطل با روشی باطل را در پیش گرفته و دارای پیشوایان و رهبرانی کافر هستند(توبه ، آیه ۱۲) یا امت های حق باشند که با هدف و روشی حق به سمت کمال در حرکت هستند تا سعادت ابدی را برای خود رقم زنند.

امت اسلام از جمله امت هایی است که در چارچوب ارزش های وحیانی هدف و روش های عقلانی و وحیانی را در پیش گرفته است. بنابراین، عامل جمع و گرد آمدن مردم از زن و مرد، قبایل، نژادها و رنگ ها در اماکن جغرافیایی مختلف به عنوان جماعت و امت اسلام، همان وحدت در هدف و رویه ای خاص است که براساس آموزه های وحیانی قران شکل گرفته است.

از آن جایی که هدف و روش های دست یابی به آن، در این جماعت از مردم بر اساس آموزه های قرآنی تبیین شده است، این جماعت را جماعت اسلام می نامند.

بنابراین، بر یکایک افراد امت اسلام است که هرگز هدف و روش های را غیر از آن چه در اسلام بیان شده قرار ندهند و در هیچ یک چه در هدف و چه روش راه اختلاف درپیش نگیرند. اسلام برای رسیدن به هدف اصلی و غایی روش های خاصی را بیان کرده که از آن به شریعت یاد می شود. شریعت اسلام کمک می کند تا آن هدف غایی به دست بیاید. پس هر گونه خروج از این صراط مستقیم هدایت به معنای خروج از اسلام و هدف غایی است. البته اسلام برای رسیدن به هدف غایی، اهداف ابتدایی و متوسط هم تعریف کرده است که در آیات و روایات به آن ها اشاره شده است. اما این اهداف در راستای همان هدف غایی و دارای نقش مقدمی است.

از آن جایی که اسلام، تحقق اهداف غایی را مبتنی بر اصل جماعت و وحدت می داند، با هر گونه اختلاف و تفرقه به شدت مبارزه می کند و به اشکال گوناگون بر جماعت، وحدت و اتحاد تاکید کرده و راه هایی را نیز برای ایجاد و محافظت از آن بیان کرده است. این گونه است که در حوزه عبادیات از نماز جماعت و اصالت آن سخن به میان می آورد و نماز جماعت را اولی و برتر از نماز فردا می داند.

هم چنین برای انسجام فکری و روشی افزون بر جماعت هر روزه در پنچ وقت، نماز جمعه را به عنوان اجتماع بزرگ تر در یک شهر(سوره جمعه) و هم چنین فریضه حج را برای اجتماع مسلمانان سراسر جهان قرار می دهد و در بیانی شیوا و رسا معلوم می کند که این اجتماع حج جهانی و برای همه توده های مردم یعنی ناس است.(حج، آیه ۲۵)

در آیات و روایات بر نماز جماعت بسیارتاکید شده و با بیان فواید و یا پاداش های این عمل بر آن شدند تا مردم به نماز جماعت رغبت یابند و این گونه زمینه تبادل افکار و آراء ‌و روش ها و انسجام بیش تر جامعه را فراهم آورند.

درباره نقش نماز جمعه در ایجاد انسجام در یک شهر بزرگ و پرجمعیت نیز تاکید بسیارشده و حتی سوره ای برای بیان آن از سوی خداوند نازل شده است.

پیامبر (ص) در بیان نقش جمعه در ایجاد انسجام و وحدت فکری و رویه تاکید داشته است و در سخنی درباره نماز جمعه می فرماید: اِعلَموا اَنَّ اللّه‏َ تعالى قَد فَرَضَ عَلَیکُم الجُمُعَهَ فَمَن تَرَکَها فى حَیاتى وَ بَعدَ مَماتى وَ لَهُم اِمامٌ عادِلٌ اِستِخفافا بِها وَ جُحودا لَها فَلا جَمَعَ اللّه‏ُ شَملَهُ وَ لا بارَکَ لَهُ فى اَمرِهِ اَلا وَ لا صَلاهَ لَهُ اَلا وَ لا زَکاهَ لَهُ اَلا وَ لا حَجَّ لَهُ اَلا وَ لا صَومَ لَهُ اَلا وَ لا بَرَکَهَ لَهُ حَتّى یَتوبَ؛ بدانید که خداوند متعال نماز جمعه را بر شما واجب ساخته است پس آنان که در زندگى و پس از مرگ من، از روى سبک شمردن و یا انکار، آن را ترک کنند، با وجود این‏که پیشواى عادلى دارند، خداوند وحدتشان نبخشد و در کارشان برکت ندهد، آگاه باشید نه زکات، نه نماز، نه حج و نه روزه آنان پذیرفته است. بدانید که زندگى آنان برکتى نخواهد داشت، مگر توبه کنند.(عوالى اللالى، ج ۲، ص ۵۴، ح ۱۴۶)

از نظر قرآن هر گونه تشتت و تفرقه در هدف و یا روش جایز نیست و می بایست مسلمانان از آن پرهیز کنند. اگر احتمال می رود که امری یا عاملی موجب تفرقه شود، در آن وارد نشده و امر آن را به رهبران و مسئولان بگذارند و از آنان کسب تکلیف نمایند.(نساء، آیه ۵۹)

از نظر اسلام مسلمانان می بایست در همه امور خرد و بزرگ به اصل جماعت توجه داشته باشند؛ چرا که جماعت آثار و برکات بسیاری برای جامعه اسلامی دارد که هیچ عنصر دیگری چنین تاثیر مثبتی ندارد. از همین روست که پیامبر(ص) تنها در امور عبادی دستور نمی دهد که مراعات جماعت کنند و گرایش به اجتماع داشته باشند، بلکه حتی در غذا خوردن نیز بکوشند که به جماعت این عمل ساده و طبیعی را به جا آورند. این امر در خانواده و جامعه موجب برکت می شود. به این معنا که فرصت بهره مندی و بهره وری بیش تر از منابع اقتصادی را فراهم می آورد؛ چرا که افزون بر کاهش مخارج، جلوی ریخت و پاش نیز گرفته می شود و از هدر رفت سرمایه ها و منابع اقتصادی جامعه جلوگیری کرده و فرصت سرمایه گذاری در بخش های دیگر را نیز فراهم می اورد و موجبات شکوفایی اقتصادی و تمدنی جامعه اسلامی را فراهم می آورد. از این روست که پیامبر(ص) هم سفره شدن و جماعت در آن را عامل برکت برای جامعه می داند و می فرماید:: کُلوا جَمیعا وَ لا تَفَرَّقوا فَاِنَّ البَرَکَهَ مَعَ الجَماعَهِ؛ با هم غذا بخورید و پراکنده نباشید، که برکت با جماعت است. (بحارالأنوار، ج ۶۶، ص ۳۴۹)

آن حضرت(ص) هم چنین در این باره در جایی دیگر می فرماید، هم غذا شدن حتی در کوچک ترین امور مانند آب خوردن خود جلب کننده برکت در زندگی آن مردم خواهد بود و شرایط اقتصادی خانواده و جماعت را بهبود می بخشد و فرصت های بهتر و تازه ای به آنان می بخشد. آن حضرت می فرماید: اَلجَماعَهُ بَرَکَهٌ وَ السَّحوُر بَرَکَهٌ وَ اِطعامٌ مِنَ اللَّیلِ بَرَکَهٌ. تَسَحَّروا تَزدادوا قُوَّهً، تَسَحَّروا تُصیبُوا السُّنَّهَ، تَسَحَّروا وَ لَو بِجُرعَهٍ مِن ماءٍ ؛ جماعت، غذاى سحر و غذا دادن در شب، برکت است. سحرى بخورید تا نیرویتان زیاد شود. سحرى بخورید تا به سنّت عمل کرده باشید؛ سحرى بخورید هر چند یک جرعه آب باشد. (تیسیر المطالب، ص ۲۸۲)

اسلام برای جلوگیری از هر گونه تفرقه اجازه نمی دهد تا مسلمانان نسبت بی خود در برخی از حوزه های اختلافی وارد شوند و روی مسایل بیهوده درگیر شده و فرصت طلایی جماعت را از میان بردارند. از این روست که با بیان داستان هایی ورود به برخی از عرصه را ممنوع می کند و اجازه نمی دهد تا مسلمانان در آن حوزه وارد شده یا آراء و انظار خودشان را مطرح کنند؛ چرا که ورود در برخی از حوزه ها حتی فکری که آثار علمی و عملی ندارد، جز خسارت و تفرقه و اختلاف هیچ سودی ندارد و دل ها را کدر و از یک دیگر دور می سازد.

به عنوان نمونه در داستان اصحاب کهف می فرماید که بحث و گفت و گو در این که اصحاب کهف چند نفر بودند؟ چند سال به خواب رفتند؟ و مانند آن را بیهوده و اختلاف انگیز دانسته و از ورود به آن مباحث باز می دارد؛ چرا که هیچ ثمره علمی و علمی از دانستن عاید فرد و جامعه نمی شود. این ها در حقیقت علم نیست، بلکه فضول علم است که هیچ تاثیر و نقشی ندارد بلکه حتی گاه اختلاف برانگیز و آسیب زاست.(کهف، آیات ۲۰ تا ۲۳)

اسلام حتی اجازه نمی دهد که مردم در برخی از امور وارد شوند و پرسش هایی را مطرح کنند که پاسخ آن ها یا بیرون از درک و فهم ایشان است و یا موجب اختلاف یا سخت تر شدن وضعیت آنان می شود. از این روست که با بیان داستان ایرادهای بنی اسرائیلی در داستان گاو از این گونه روش ها باز می دارد.(بقره، آیات ۶۵ تا ۷۱ و تفسیر امام رضا(ع) از مساله) هم چنین خداوند در آیه ۱۰۱سوره مائده از هر گونه ورود به برخی از مسایل و پرسش درباره آن باز می دارد، چرا که آثار بد و سوء‌آن بیش تر است که البته می تواند یکی از آن آثار بد همان اختلاف در میان امت باشد.

برخی مردم دمدمی مزاج و اهل تلون هستند. این افراد بیش ترین آسیب را به وحدت و انسجام اجتماعی می زنند. از این روست پیامبر (ص) نسبت به این دسته از مردم هشدار می دهد و می فرماید : ایّاکُمْ وَ التَّلَوُّنَ فى دینِ اللّه‏ِ فَاِنَّ جَماعَهً فیما تَـکْرَهونَ مِنَ الْحَقِّ خَیْرٌ مِنْ فُرْقَهٍ فیما تُحِبّونَ مِنَ الْباطِلِ وَ اِنَّ اللّه‏َ سُبْحانَهُ لَمْ یُعْطِ اَحَدا بِفُرْقَهٍ خَیْرا مِمَّنْ مَضى وَ لا مِمَّنْ بَقىَ ؛ از چند رنگى و اختلاف در دین خدا بپرهیزید، زیرا یکپارچگى در آنچه حق است ولى شما آن را ناخوش مى‏دارید، از پراکندگى در آنچه باطل است اما خوشایند شما مى‏باشد، بهتر است. خداى سبحان به هیچ یک از گذشتگان و باقى ماندگان بر اثر تفرقه و جدایى خیر و خوبى عطا نکرده است. (نهج البلاغه، از خطبه ۱۷۶)

هم چنین خداوند از ورود در مسایل اختلافی درباره شرایع و پیامبران پیشین باز می دارد و از مردم می خواهد که در مسایلی که درباره آن علم ندارند یا به همان کلیات بسنده کنند و بگویند که ما به همان چیزی که به گفته شده در کلیت ایمان داریم و همه پیامبران را در مبانی متحد می دانیم(شوری، آیات ۱۳ تا ۱۵) حتی اگر امری بر ما پوشیده و غیب باشد بدان ایمان داشته و به همان کلیت بسنده می کنیم(بقره، آیه ۳) اگر کسی بخواهد اطلاعاتی کسب کند با مراجعه به دانایان و اهل ذکر از آنان بپرسند (نحل، آیه ۴۳؛ انبیاء، آیه ۷) و بی علم و آگاهی سخن نگوید و نظر ندهد،‌ بلکه برود درباره آن تحقیق کند.(نساء، آیات ۵۹ و ۹۴، حجرات، آیه ۶؛ اسراء، آیه ۳۶)

مشکل بسیاری از مردم که موجبات تفرقه و اختلاف را نیز فراهم می آورند، سخن گفتن بر پایه ظنیات، گمان، تخمین زدن بی پایه و مانند آن است که هم خود و هم مردمان را به هلاکت می افکنند. از همین روست که خداوند خراصان و تخمین زنندگان بی پایه علمی را نفرین کرده و می فرماید: قتل الخراصون، تخمین زنندگان مرده باد.(ذاریات، آیه ۱۰)

از نظر اسلام، هر گونه رفتاری که موجب شود تا جامعه دچار اختلاف و تفرقه شود،‌حرام است؛ زیرا چنین رفتاری هم دستی با اهل باطل است؛ کسی که مدعی اهل حق است نمی بایست آب در آسیاب اهل باطل بیاندازد و آنان را در باطل خودشان تقویت کند. کسانی که بر پایه گمان،‌ تخمین، احتمال و شایعه مطالبی بی پایه و اساس را در جامعه مطرح می کنند و موجبات اختلاف در مردم می شوند، همان یاران شیطان و اهل باطل هستند. گاه دادن آمارهای غلط در مسایل اجتماعی و اقتصادی مانند تعداد طلاق و زنا و دیگر نابهنجارهای اجتماعی یا مسایل اقتصادی موجب می شود تا جامعه دچار اختلاف و سردرگمی شود و امنیت روحی و روانی خود را ازدست بدهد و اختلاف در امت پدید آید ، اینان در حقیقت دشمنان جامعه هستند و زمینه فروپاشی اجتماعی و انسجام ملی را امت را فراهم می آورند. از این روست که ایشان همدستان اهل باطل معرفی شده ان. امیرمومنان امام على (ع) در این باره می فرماید : ـ وَ قَدْ سُئِلَ عَنْ تَفسیرِ السُّنَّهِ وَ الْبِدْعَهِ وَ الْجَماعَهِ وَ الْفُرْقَهِ ـ : اَلسُّنَّهُ ـ و اللّه‏ِ ـ سُنَّهُ مُحمِّدٍ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله وَ الْبِدْعَهُ ما فارَقَها وَ الْجَماعَهُ ـ وَ اللّه‏ِ ـ مُجامَعَهُ اَهْلِ الْحَقِّ وَ اِنْ قَلّوا وَ الْفُرقَهُ مُجامَعَهُ اَهْلِ الْباطِلِ وَ اِنْ کَثُروا؛ در پاسخ به پرسش از معناى سنّت، بدعت، جماعت و تفرقه فرمودند: به خدا سوگند، سنّت، همان سنّت محمّد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله است و بدعت آنچه خلاف آن باشد و به خدا قسم، جماعت، همدست شدن با اهل حق است هر چند اندک باشند و تفرقه، همدستى با اهل باطل است هر چند بسیار باشند. (کنزالعمّال، ح ۱۶۴۴)

آسیب هایی که جامعه از تفرقه می خورد آن چنان زیاد است که پیامبر(ص) بارها از هر گونه تفرقه باز می دارد و خواهان اجتماع و جماعت در همه امور است. ملتی که بخواهد سرفراز و عزت مند باشد و تحت سلطه دشمنان و دیگران نرود،‌می بایست در همه امور هدفی و روشی انسجام و وحدت را حفظ کند و سراغ مسایل اختلافی نرود حتی اگر به ظاهر این مسایل اختلافی علمی باشد؛ چرا که آثار بد چنین رفتاری در سطح جامعه بیش از فواید آن است. مسایل اختلافی در حوزه علم می بایسدت در اتاق علمی و بیرون از جار و جنجال های اجتماعی باشد. کسانی که مسایل علمی اختلافی را به جامعه می کشانند در حقیقت در مسیر اهل باطل گام بردارند و اخوان شیطان هستند. پیامبر(ص) و معصومان(ع) بارها بر این جمله تاکید داشتند که هر چیزی می خواهید از جماعت بخواهید که خیر و برکت در آن و شر و بدی و بدبختی و ذلت در تفرقه است. از این روست که پیامبر اکرم (ص) می فرماید:أیُّها النّاسُ ، علَیکُم بالجَماعهِ ، وإیّاکُم والفُرْقهَ؛ اى مردم! به جماعت (یکپارچگى) روى آرید و از پراکندگى بپرهیزید.( میزان الحکمه، ح ۲۵۸۹)

عوامل انسجام و جماعت

اهل اسلام همواره بر اتحاد است و یکی از نشانه های اسلام امت همین وجود وحدت و فقدان تفرقه است. پس اگر در جامعه ای تفرقه حاکم شد بدانید که در آن جا از اسلام خبری نیست؛ زیرا خداوند یکی از نعمت های خود بر اهل اسلام را وحدت و هم دلی آنان می داند.(آل عمران، آیات ۱۰۳ و ۱۰۸) پس اگر در جامعه ای اختلاف باشد بدانید که از اسلام خبری نیست.

از نظر اسلام مهم ترین، عامل وحدت همان ایمان و اسلام است که امت اسلام را تحقق می بخشد.(بقره، آیه ۲۱۳؛ حجرات، آیه ۱۰)

عامل دیگر پس از آن که موجب وحدت و جماعت در اسلام است، همان اطاعت از خداست که در اطاعت از رسول الله(ص) و اولوالامر(ع) خودنمایی می کند.(نساء، آیه ۵۹؛ انفال، ایه ۴۶؛ نور، ایه ۶۲) پس نمی بایست نقش رهبری را در مساله اتحاد و وحدت نادیده گرفت. با نگاهی به وضعیت انقلاب اسلامی می توان به سادگی این نقش را یافت. اگر وحدت حول رهبر نبود اختلافات گوناگون اجازه نمی داد ایران اسلامی به موفقیت در جهان دست یابد و تحت فشارهای گوناگون شکست می خورد. اما وحدت حول رهبری موجب شد تا نه تنها موفق شود بلکه دشمنان را ناکام بگذارد و آتش تفرقه را در جان ایشان بیافکند.

حضرت زهرا سلام الله علیها درباره نقش رهبری در وحدت امت می فرماید: فَجَعَلَ اللهُ…اِطاعَتَنا نِظاماً لِلمِلَّهِ وَ اِمامَتَنا أماناً لِلفِرقَه خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و درامان ماندن از تفرقه ها قرار داده است.(بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۱۵۸)

از دیگر عوامل مهم در وحدت می بایست به مساله عدالت و انصاف اشاره کرد؛ زیرا همه تعالیم پیامبران(ع) و عقول بشری متمرکز بر مساله عدالت است(حدید، آیه ۲۵) بنابراین اجرای آموزه های اسلامی و عقلانی چیزی جز عدالت همه جانبه در جامعه و جهان نیست، و همین عدالت است که زمینه های بروز آسایش و آرامش را فراهم می اورد و انسان احساس خوشبختی می کند. بنابراین، می بایست به اصل عدالت و انصاف به عنوان مهم ترین عامل انسجام و وحدت جامعه توجه کرد و بر آن اهتمام ورزید. امیرمومنان امام على (ع) در اینباره می فرماید :اَلانصافُ یَرفَعُ الخِلافُ وَیوجِبُ الایتِلافَ؛ انصاف، اختلافات را از بین مى‏برد و موجب الفت و همبستگى مى‏شود.(غررالحکم، ج۲، ص۳۰، ح۱۷۰۲)

البته در آیات و روایات به علل و عوامل دیگری درباره وحدت و اتحاد اشاره شده که در این جا به همین مقدار بسنده می شود.