نقش جامعه در تربیت و شکل گیری شخصیت

Sample Picturesبسم الله الرحمن الرحیم

کودکان و فرزندان ما چگونه تربیت می شوند و پرورش می یابند؟ عوامل تاثیرگذار در شکل شخصیت افراد جامعه چیست؟ سهم والدین ، زمان و اجتماع در شکل گیری شخصیت و آموزش و پرورش نسل آینده تا چه میزان است؟ آیا موازنه به هم ریخته و جا به جایی در مرجعیت ها یا میزان تاثیرگذاری پدید آمده است؟ در جهان امروز کدام عامل نقش پررنگ تر و تاثیرگذارتری در تربیت کودکان و آموزش و پرورش آنان دارد؟ نویسنده در این مطلب بر آن است تا به نقش پررنگ جامعه به ویژه رسانه و فن آوری های جدید در شکل گیری شخصیت بپردازد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اهتمام اسلام به آموزش و پرورش کودکان

اسلام دینی است که به آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت و تزکیه بسیار اهمیت داده است؛ زیرا هدف آموزه های وحیانی اسلام در طول تاریخ بشریت با همه شرایع و منهاج گوناگون آن، تعلیم و تزکیه بوده است.(بقره، آیات ۱۲۹ و ۱۵۱؛ آل عمران، آیه ۱۶۴؛ جمعه، آیه ۲؛ حدید، آیه ۲۵)

به عنوان نمونه خداوند در آیه ۲ سوره جمعه می فرماید: هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَإِن کَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ؛ اوست آن کس که در میان بى‏سوادان فرستاده‏اى از خودشان برانگیخت، تا آیات او را بر آنان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت بدیشان بیاموزد، و آنان‏ قطعاً پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند.

در میان تعلیم و تربیت کودکان مهم ترین وظیفه والدین و رهبران جامعه دانسته شده است. خداوند به مومنان فرمان می دهد و می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَهُ عَلَیْهَا مَلَائِکَهٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، خودتان و کسانتان را از آتشى که سوخت آن، مردم و سنگهاست حفظ کنید: بر آن آتش‏ فرشتگانى خشن و سختگیر گمارده شده اند. از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچى نمى‏کنند و آنچه را که مأمورند انجام مى‏دهند.

پس والدین و رهبران اجتماعی نخستین وظیفه ای که بر عهده دارند، ایجاد دیواری از تقواست تا خانواده از آتش خشم الهی در امان ماند. این دیوار با تعلیم و تربیت ایجاد می شود؛ زیرا باید فرزندان و کودکان با خوب و بد آشنا شده و ادب رفتاری و گفتاری را بیاموزند. این گونه است که می توانند خود را از آتش دوزخ در امان نگه دارند. البته وظایف والدین و رهبران جامعه سخت تر و دشوارتر است؛ زیرا آنان هم باید افزون بر حفظ خود از آتش ، اهل و خانواده ایمانی را نیز حفظ کنند.

در روایات بسیاری به آموزش و پرورش کودکان و شیوه ها و روش های تربیتی اشاره شده است. در روایتی از پیامبر(ص) دوران زندگی کودکان تا پیش استقلال و شخصیت یابی مستقل، به سه دوره حساس هفت ساله دسته بندی شده است. پیامبر(ص) می فرماید: الْوَلَدُ سَیِّدٌ سَبْعَ‏ سِنِینَ وَ عَبْدٌ سَبْعَ سِنِینَ وَ وَزِیرٌ سَبْعَ سِنِین؛ دوران هفت سال اول کودک، دوران سیادت و آقایی اوست، دوران هفت سال دوم دوران اطاعت و هفت سال سوم دوران وزارت است.( وسائل الشیعه، ج‏۲۱، ص۴۷۴)

کودک از همان آغاز زندگی می بایست تحت تعلیم و تربیت قرار گیرد؛ البته شیوه های آموزش و پرورش در هر یک از دوران با دوران دیگر فرق دارد. مثلا در دوران کودکی با اسباب بازی و مانند آن ها، کودک تحت تعلیم و تربیت قرار می گیرد. بنابراین، در هیچ مقطعی از مقاطع زندگی فرزند نمی بایست او را دور از دایره تعلیم و تربیت قرار داد، بلکه هماره در اشکال گوناگون و با شیوه ها و روش های مناسب سن و جنسی و مانند آن ها، آموزش و پرورش انجام گیرد.

نقش پر رنگ جامعه و رسانه در تربیت

در آموزه های اسلامی این معنا مورد تاکید است که شخصیت انسان تحت تاثیر عواملی چون وراثت ، محیط و زمان شکل می گیرد. از همین روست که در انتخاب همسر به خانواده و اصل و نسب او توجه داده شده است. البته عوامل دیگر و خردتری چون تغذیه نیز در شکل گیری شخصیت کودک چه در دوره جنینی و چه پس از آن نیز نقش دارد؛ زیرا خوراک و غذا در طبیعت انسان تاثیر گذار است؛ یعنی همان طوری که حلال و حرام بودن لقمه در شخصیت انسان نقش دارد، اصالت های خانوادگی نیز در شکل گیری شخصیت نقش دارد.

در روایات به نقش زمان نیز اشاره شده و گفته شده که کودکان به زمانه خود شبیه تر از والدین خود هستند. امیرمومنان علی(ع) در این باره می فرماید: مردم به زمانه شان شبیه ترند تا به پدرانشان».(خصائص الائمّه، ص ۱۱۵) این بدان معناست که نقش زمان در شکل گیری شخصیت افراد بیش تر از نقش والدین است.

در همین رابطه محیط اجتماعی و جامعه نیز نقش کلیدی و اساسی دارد؛ شاید بتوان گفت که در میان عوامل تاثیرگذار در شخصیت، بیش ترین نقش را محیط اجتماعی و سپس زمان و سپس والدین و وراثت دارد.

فشار جامعه و زمان بر فرد تا آن جاست که هر گونه مخالفت با آن موجب خروج از مدار اجتماعی می شود. امیرمومنان علی (ع) دراین باره می فرماید: هرکه با زمان، دشمنی ورزد، زمان، او را به خاک خواهد نشاند.(غررالحکم و دررالکلم، ح ۹۰۵۴)

این بدان معناست که نمی توان به جنگ زمانه و مقتضیات آن رفت و باید با آن کنار آمد و آن را مدیریت و مهار کرد. شنا کردن بر خلاف جریان زمان و مقتضیات آن جز خستگی و افزایش هزینه ها چیزی ندارد.

در حقیقت امام علی(ع) می خواهد بفرماید که نقش زمانه و محیط اجتماعی در شکل گیری شخصیت افراد بسیار مهم و اساسی است و کسی نمی تواند به مخالفت با این عوامل و عناصر برود و سربلند بیرون آید.

تغییر مراجع و اولیای تربیتی

اگر در گذشته شخصیت ها در محیط های کوچک و محدود روستا و محله و شهر شکل می گرفت و قابل کنترل و مهار بود و والدین نقش بسیار مهم و مستقیمی در تربیت فرزندان داشتند، امر تغییراتی رخ داده به گونه که مراجع و عوامل و اولیای تربیتی و تعلیمی کاملا تغییر یافته است.

در جهان امروز پیش از دیروز جامعه و زمان نقش تعیین کننده در شکل گیری شخصیت‌ کودکان ایفا می کند. اگر در گذشته شخصیت آنان در دامان والدین شکل می‌ گرفت؛ اما امروز دیگر این گونه نیست؛ بلکه این جامعه بلکه جامعه جهانی و زمانه معاصرت است که در شکل گیری نقش کلیدی و اساسی را ایفا می کند.

مهم ترین عوامل تعلیمی و تربیتی در جامعه امروز عبارتند از : ۱. جامعه جهانی؛ ۲. رسانه ها

چنان که گفته شد، محیط اجتماعی نقش اساسی در شکل گیری شخصیت افراد دارد. البته در گذشته محیط اجتماعی محدود به محله و شهر می شد، اما امروز محیط اجتماعی در دایره جهان معنا می شود؛ زیرا جهان چون دهکده ای در آمده است و رسانه ها و ابزارها و فن آوری ها نوین به گونه ای عمل می کند که دیگر محدودیت جغرافیایی معنا و مفهوم ندارد، بلکه انسان ها در یک محدوده جغرافیای کل زمین با هم ارتباط و تعامل دارند. امروز دهکده جهانی همان محیط اجتماعی است که در تعلیم و تربیت و شکل گیری شخصیت نقش ایفا می کند.

ما همیشه بر این باور بودیم که والدین شخصیت کودک را رنگ می‌دهند، خط و مشی و رفتار او را در زندگی معین می‌کنند و این والدین هستند که براساس روش تربیتی خود، کودکی آرام یا نامتعادل می‌پرورانند؛ چرا که جغرافیای محدود روستا و محله و شهر موجب می شد تا محیط اجتماعی آن چنان پر رنگ عمل نکند و خانواده در کنار عامل محیط و زمان عمل کند؛ هر چند که باز محیط و زمان قوی بودند ولی یک تاز میدان تعلیم و تربیت و شکل گیری شخصیت نبودد؛ چرا که در گذشته محور تربیت و شکل گیری شخصیت همان خانواده بود و جامعه کمترین نقش را در تربیت افراد ایفا می‌کرد.

اما در جهان امروز به سبب گسترش و بهبود فن آوری های ارتباطی، خانواده به طور کامل به کنار نهاده شده و از همان آغاز کودکی، کودکان با رسانه ها و تبلیغات و تعلیمات و آموزه های آنان آشنا شده و رشد می یابند. به سخن دیگر، هرچه دامنه ارتباط و ابزارهای ارتباطی بیشترو قوی‌تر شد، به همان میزان نقش جامعه پررنگ‌تر و نقش والدین و خانواده کم‌رنگ‌تر شد.

باید توجه داشت که ابزارها و فن‌آوری تنها در آسان کردن امور زندگی و آسایش انسان و جامعه نقش ایفا نمی‌کند، بلکه ابزارها سبک زندگی انسانی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهند و آن را دگرگون می‌کنند. امروز ابزارهای ارتباطی و فن‌آوری‌های پیشرفته و گوناگون آن، سبک زندگی انسان را دگرگون کرده است. حضور تلفن همراه چه صوتی و چه تصویری آن، ماهواره‌ها و اینترنت و مانند آنها، نوع ارتباط انسانی را متحول ساخته است. این تحولات و تغییرات چنان اساسی و بنیادین است که کودک در یک محیط اجتماعی جهانی رشد می یابد. کلمات و تصاویر از سراسر جهان با چنان سرعتی انتقال می یابد که با شنیدار و دیدار مستقیم تفاوتی ندارد.

والدین کودک شیرخوار در کنار تلویزیون می پروراند و شیر می دهد؛ کودک از همان آغاز با صداها و تصاویری که از قاب کوچک به خانه منتقل می شود، ارتباط برقرار می کند و واژگان و تصاویر را از آن دریافت می کند. محدودیت های والدین و اشتغال آنان به انواع کارها در بیرون و درون خانه، بیش ترین فرصت آموزشی و پرورشی را به رسانه های دیداری و شنیداری می دهد و کودکان سخن و رفتار را از آن ها می آموزد.

فن آوری همان طوری که به ما فرصت بهتر و شتاب بیش تر و امکانات و آسایش داده به همان میزان سبک زندگی ما را دگرگون کرده و پیامدهای آن تا همه ابعاد سطحی و عمقی وجود ما را در بر گرفته است. به سخن دیگر همان طوری که وسایل و ابزارهای گرمایشی و سرمایشی، معماری خانه‌ها و ساختمان‌ها را تغییر داده است، به همان میزان در نوع سبک زندگی ما تاثیرگذار بوده است. از این روست که نما و ظاهر درونی و بیرونی خانه‌ها تغییر کرده و به همان میزان مباحث و مسایل اخلاقی و اجتماعی را چون حریم خصوصی، امنیت اخلاقی، حجاب خانه و منزل و بسیاری از امور دیگر را تحت تاثیر شدید خود قرار داده است.

در گذشته فلسفه زندگی و هستی شناسی و جهان شناسی بود که سبک زندگی مردم را تغییر می داد و یا تحت تاثیر مستقیم داشت، اما امروز با توجه به فن آوری و بهره مندی انسان از آن ها، سبک زندگی تحت تاثیر فن آوری قرار گرفته و به همان میزان فلسفه زندگی نیز تحت تاثیر آن بوده است. پس در چنین شرایطی نمی‌توان تنها از فلسفه زندگی گفت که سبک زندگی را تعیین می‌کند یا تغییر می‌دهد، بلکه نوعی تعامل و کنش و واکنش مستقیم میان سبک زندگی و فلسفه زندگی از ابزارها و سازه‌ها و فن‌آوری‌های نوین موجب می‌شود که هر یک از دیگری تاثیر بپذیرند. نیاز انسان به تلفن همراه و ماهواره و اینترنت موجب می‌شود که نتواند آن را در زندگی خود وارد نکند. ورود این ابزارها به معنای تغییر فرهنگ، رفتار و تربیت است.

اگر در گذشته کودک تنها زمانی که در کوچه، بازار و خیابان یا حتی مدرسه بود، متاثر از فرهنگ دیگری و فلسفه و سبک زندگی دیگری قرار داشت، و وقتی کودک به خانه می‌آمد در فضای فرهنگی و تربیتی خانواده محصور و محدود بود و والدین می‌توانستند بر او کار کرده و تاثیرات مثبت بگذارند، امروز دیگر چنین شرایطی وجود ندارد، چرا که تربیت از حالت تربیتی فردی و خانوادگی به تربیتی اجتماعی و جهانی متحول شده است؛ زیرا ابزارها و فن‌آوری‌ها همان فرهنگ جامعه و کوی و برزن و بازار را به درون خانه‌ها آورده است.

امروز کودک بیش از آنکه در جامعه و مدرسه و بازار و کوی و برزن متاثر از فرهنگ و رفتارها و تربیت اجتماعی و عمومی باشد، در خانه از راه ماهواره و اینترنت و تلفن همراه با تربیت عمومی و فرهنگ و گفتمان حاکم بر جامعه تحت تاثیر قرار دارد. والدین حتی در خانه نیز دیگر دور از دسترس هستند یا بلکه باید گفت که کودک در خانه دور از دسترس اولیای تربیتی خود قرار دارد؛ زیرا یا در حال نگاه کردن به تلویزیون است یا با اینترنت خود را مشغول کرده است یا آن که سر در گریبان تلفن همراه دارد و پیامک می‌خواند و می‌فرستد و بازی می‌کند و یا کارهای دیگری که فرهنگ‌های جامعه جهانی را به او منتقل می‌کند و او را تربیت و تحت تاثیر مستقیم رفتاری و گفتاری قرار می‌دهد.

ضرورت تغییر مسئولیت‌های دولت و جامعه

این استاد اخلاق در ادامه به ضرورت تغییر مسئولیتهای دولت و جامعه با توجه به تغییراتی که در جامعه صورت گرفته اشاره کرده و در مورد چگونگی این ضرورتها بیشتر توضیح می‌دهد و می‌گوید: «امروز مسئولیت تربیت را باید به جای والدین به دولت و جامعه سپرد. بر همین اساس از آن جایی که تمام فرصت و وقت کودکان در اختیار نهادهای وابسته به دولت و جامعه چون مدرسه، صدا و سیما، اینترنت و مانند آنهاست، باید دولت نقش جایگزینی والدین را به عهده گیرد. پس باید اینترنت را مهار و مدیریت کند، و تلفن همراه را نیز هم چنین تحت مهار و مدیریت قرار دهد. هر چند که کاری بسیار سخت و دشوار و گاه نشدنی است ولی مسئولیت دولت‌ها و نهادهای مدنی و اجتماعی افزون‌تر شده است.

اکنون این دولت‌ها و نهادهای اجتماعی و مدنی هستند که می‌بایست به سبب اشغال جایگاه والدین حتی در خانواده و اشتغال کودکان به خود، آنان را به درستی تحت تربیت قرار دهند و اجازه ندهند که گفتمان‌ها و رفتارهای نادرست و نابهنجار مدیریت کودکان را به عهده گرفته و آنان را تربیت کنند.

در گذشته بر فردگرایی تاکید می‌شد و لیبرالیزم مدافع بی‌چون و چرای آن بود، اما دموکراسی امروزی به این باور رسیده است که در جمع میان فردیت و اجتماع باید منافع عمومی چون امنیت عمومی، عدالت عمومی و تعلیم و تربیت اخلاقی در اولویت قرار گیرد. از همین روست که حتی در جوامع غربی مدعی لیبرالیسم، منافع و مصالح عمومی مقدم می‌شود و محدودیت‌هایی برای فعالیت‌‌های اینترنت و ماهواره‌ها و تلفن‌های همراه وضع می‌شود. البته در آن‌جا بیشتر منافع سرمایه‌داران و دولت ملاحظه و مقدم می‌شود، اما در جامعه اسلامی می‌بایست این محدودیت برای ارتقای فرهنگی هنجاری جامعه انجام گیرد. بنابراین، اجرای طرح‌هایی برای محدودیت و مقابله با ناتوی فرهنگی تهاجم فرهنگی و تغییر سبک زندگی می‌بایست مورد اجرا قرار گیرد.

البته تقابل با جامعه جهانی و گفتمان جهانی بسیار سخت خواهد بود، ولی وادادگی در برابر آن و بالا بردن دست به نشانه تسلیم در برابر تهاجم و ناتوی فرهنگی، خود ذلت و زبونی بیشتری است که باید به کنار نهاد. مسئولیت جامعه و دولت برای آموزش و تربیت کودکان و نسل‌های آینده به سبب آن چه بیان شده، افزایش یافته و باید برنامه‌ها و سیاست‌هایی برای این مسائل طراحی و به مورد اجرا گذاشته شود.