نقش تراکم اطلاعاتی در شکوفایی و نوآوری

samamosبی گمان معرفت های بشری و بلکه وحیانی مجموعه بی بدیلی هستند که به اشکال مختلف زبانی و نوشتاری و هنری و فن آوری به دست ما رسیده است و ما از آن ها در زندگی روزانه خویش در بیش تر موارد بی توجه به خاستگاه و چگونگی انتقال آن ها بهره می گیریم.

دانش ، میراث فرهنگی بشریت

این توده متراکم اطلاعات و یا داده های خام و یا بازیافت وگاه بازسازی شده همان میراث فرهنگی بشر است که هیچ آفریده ای از آفریده های دیگری الهی از آن بهره نمی برد. از این روست که تعلیم اسمایی به یک معنا این است که انسان را توانا کرده تا بتواند دانش ها و دریافت ها و فهم ها و یا تجربیات خود را نه به شکل غریزی بلکه به شکل بدیع و جدید به دیگری انتقال و به نسل های بعدی برساند. در این میان نقش زبان و نوشتار که از آن در قرآن به بیان یاد می شود به عنوان سرمایه اصلی بشریت غیر قابل انکار است.

از این روست که قرآن از بیان به عنوان نعمت بی بدیل انسانی یاد می کند و خود را به تعلیم بیان به انسان می ستاید و آفرین می فرستد: علمه البیان ؛ خدایی که به انسان بیان را آموزش داد. این قوه و ظرفیت بیانی است که توانایی انتقال داده ها و اطلاعات و دانش های مختلف را به انسان بخشیده و ارتباط میان انسانی را به شکل زیبا فراهم اورده است. اگر بیان نبود امکان ارتباط و فهم بین الاذهانی فراهم نمی شد و انسان نمی توانست هماهنگی وهمدلی و همسویی خود با دیگر و تفهیم و تفهم را به دست آورد.

به هر حال مجموعه این اطلاعات و دانش هاست که آدمی را توانا می سازد تا به نیازهای بسیار متنوع و مختلف خود و دیگری در همه حوزه های عاطفی و احساسی و مادی و معنوی پاسخ های مناسب و درخوری بدهد.

نوآوری و بروز رسانی اطلاعات

گام نخست در هر نوآوری آگاهی از داشته ها و میراث بشری است که در اشکال و قالب های مختلف از سوی نسل های پیشین منتقل شده است. از این رو مقدم بر هر کاری در حوزه نوآوری می بایست از حجم بسیار دانش ها و داده ها و اطلاعات پیشین آگاهی یافت و به سخنی جیب خویش را از آن پر کرد و آن گاه به سوی ناداشته ها دست اندازید.

اصولا آدمی هنگامی به سوی نوآوری و فرار به جلو اقدام می کند که خود را از سرمایه ها و امکانات مختلف اشباع ببیند. این تراکم سرمایه ها هم می تواند مفید و سازنده باشد و هم می تواند آسیب زا و زیانبار باشد؛ زیرا حجم بسیار داشته ها و تراکم آن موجب می شود تا آدمی گمان استغنا و خودبینانی کند و طغیان ورزد . از این روست که خداوند در قرآن با توجه به این تراکم می فرماید: ان الانسان لیطغی ان راه استغنا؛ انسان هنگامی که خود را مستغنی دید و حجم وسیعی از ثروت و سرمایه های متراکم در خود یافت دست به طغیان می زند و راه اسراف و سرکشی را پیش می گیرد.

ولی همین تراکم سرمایه و ثروت می تواند طغیان به معنا ومفهوم مثبت را نیز موجب شود؛ زیرا حجم متراکم اطلاعات و داده هاست که زمینه تفکر و اندیشه در امور جدید را بر می انگیزد و آدمی را به نوآوری وادار می سازد.

بنابراین می بایست برای دست یابی و نیز نهادینه سازی نوآوری نخست در هر علمی حجم متراکمی از اطلاعات و دانش های آن علم فراهم آید و به شکل پیشینه در اختیار محققان و نخبگان قرار گیرد تا فرصت نوآوری علمی فراهم آید و نوعی طغیان مثبت را فراهم آورد. اصولا نوآوری همیشه نیازمند شجاعت است زیرا یا مخالف روشی و یا محتوایی حجم انبوه و متراکم اطلاعات فراهم آمده است چنان که این مساله برای حضرت ابراهیم (ع) در حوزه خداشناسی رخ نمود و آن حضرت (ع) با توجه به حجم متراکم اطلاعاتی که در باره خدایان ستاره ای و خورشیدی و ماهی و مانند آن به دست آورده بود از آن ها و بتان ناتوان از دفاع از خود برید و به خدایی پیوست که "فاطر السموات و الارض" بود و تباهی و زوال در آن راه نمی یافت.

اگر به شیخ اشراق در حوزه فلسفه اشراقی و نیز ملا صدرا در حکمت متعالی به عنوان نمونه توجه کنیم آنان کسانی هستند که دانش های پراکنده را به شکل متراکم گردآوری کرده و سپس از میان آن حجم انبوه و تلنبار شده توانستند نوآوری های بسیاری داشته باشند.

سرمایه‌های متراکمی که گردآوری شده و به شکل منسجم سامان دهی می شود همان چیزی است که میوه‌ها و گل‌های بسیاری را به بار می آورد و مطالب نویی از آن می زاید.

ابن خلدون و ارسطو مجموعه هایی از دانش های پراکنده ای را در اختیار داشتند که به شکل منسجم در یک جا گرد آوری نشده بود ولی آنان نخست آن ها را متراکم کرده و به شکل سرمایه های نفس خودبنیانی در آورده و آن گاه از درون آن علوم جدیدی به عنوان جامعه شناسی و علم منطق ارایه دادند.

این جاست که نقش مهم گردآوری و سامان دهی اطلاعات و میراث بشری خود را نشان می دهد؛ زیرا بی این میرات و گردآوری و سامان دهی آن نمی تواند امید داشت که صاحبان فکر واندیشه بتوانند نوآوری داشته باشند.

نوآوری افزون بر اندیشه های آزاد و نخبگان شجاع و بی باک، نیازمند حجم انبوه اطلاعاتی است که به عنوان میراث بشری در گوشه گوشه های کتابخانه ها و کارگاه ها و مراکز کوچک علمی و فرهنگی و خرده فرهنگ های بومی پراکنده است. باشد با شناسایی و گردآوری و سامان دهی آن به شکل متراکم سرمایه ای به تولید فکر و اندیشه وفن آوری های جدید اقدام کنیم.

آ