نقش تجارت در شکوفایی و اصلاح جامعه

samamosشکوفایی تجارت و و خرید و فروش در هر جامعه ای بیانگر امور بسیاری از جمله سلامت جامعه است؛ زیرا جامعه ای که به عنوان نمونه از نظر امنیتی و مراعات مسائل حقوقی و قانونی در ضعف و بحران باشد، نمی تواند سرمایه ها را به سوی خود جلب و جذب نماید و مبادلات را تضمین و در مسیر درست قرار دهد. بنابراین هرگز تجارت در آن به شکوفایی نمی رسد و رشد اقتصادی به این شکل خودنمایی نمی کند.

به سخن دیگر، یکی از نشانه های رشد اقتصادی و مدیریت درست و بسامان جامعه ای،‌ تجارت و بازرگانی است. از این روست که تجارت را نبض اقتصادی جامعه دانسته اند.

از آن جایی که قرآن یکی از اهداف آفرینش و خلافت انسانی در قرارگاه زمین و ماموریت انسان را،‌ آبادانی و استعمار زمین و ایجاد تمدنی بشری می داند، مسائل اقتصادی در همه اشکال و ابعاد آن به عنوان مساله ای مهم مورد توجه و تاکید بوده است و راهنمایی ها و راهکارهایی برای رسیدن به این هدف ارایه داده است.

نویسنده در این نوشتار بر آن است تا با بهره گیری از آموزه های قرآنی نقش تجارت را در شکوفایی و اصلاح جوامع بشری تبیین و تحلیل کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ارزش و اهمیت تجارت

تجارت که به معنای خرید و فروش (لسان العرب، ابن منظور، ج ۲، ص ۱۹) و تصرف در اصل سرمایه برای دست یابی به سود است (مفردات الفاظ قرآن کریم،‌ راغب اصفهانی،‌ ص ۱۶۴ ذیل واژه تجر) یکی از راه های دست یابی به اهداف آفرینش انسان و ماموریت وی در قرارگاه زمین است؛ زیرا انسان ها با بهره گیری از روش تجارت می توانند دستاوردهای خویش را با یک دیگر مبادله کرده و زمینه بهره گیری و آبادانی هر چه بیش تر از منابع و امکانات زمین رافراهم آورند.

از این روست که خداوند در آیات چندی چون ۱۹۸ سوره بقره و ۲ سوره مائده و ۱۲ سوره اسراء و ۷۲ سوره قصص و ۲۳ سوره روم و ۱۰ سوره جمعه و ۲۰ سوره مزمل نه تنها تجارت و تلاش در این حوزه را امری پسندیده می شمارد بلکه مردمان را به تجارت و تامین منابع معیشتی از راه تجارت و بارزگانی را ترغیب و تشویق می کند.

راغب اصفهانی با اشاره به جمله " ابتغای فضل الله " در آیه ۱۹۸ سوره بقره، آن را به معنای مال و کسب حلال دانسته (مفردات راغب، ص ۶۳۹ ذیل واژه فضل) و شیخ طبرسی نیز در مجمع البیان می نویسد: در جاهلیت تجارت در حج را گناه می شمردند و خداوند با نزول آیه فوق آن را نفی کرد.

آیات دیگر هر گونه تجارت و بازرگانی را امری پسندیده و حلال دانسته (بقره آیه ۲۷۵) و بر تلاش در این حوزه ترغیب و تشویق نموده است و تنها برخی از شیوه های نادرست چون شیوه تجارت ربوی (بقره آیه ۲۷۵ )، کسب با ابزارهای غنایی و لهو و لعب(لقمان آیه ۶ و تفسیر نورالثقلین ،‌ج ۴ ص ۱۹۳ که امام صادق(ع) لهوالحدیث را غنا دانسته است) و کم فروشی و بد جلوه دادن اشیا و کالاهای مردم (اعراف آیه ۸۵ و هود آیه ۸۵)را تحریم نموده است.

از نظر قرآن ، یکی از شیوه ها و اسباب شرعی و درست نقل و انتقال اموال در دست مردمان، تجارت است(نساء آیه ۲۹) و انسان ها می توانند به شرط رضایت و خشنودی دو طرف کالا و خدمات خویش را مبادله کنند.(همان )

تجارت از اموری است که برای هر زن و مردی مجاز است و هر یک از آنان می توانند از راه تجارت به کسب درآمد و افزایش سرمایه و تبادل کالا بپردازند و اندوخته های خویش را فزونی بخشند.(نساء آیه ۳۲)

بنابراین ، از نظر قرآن و احکام دین اسلام ،‌ برای هر زن و مردی حق کسب و تجارت ثابت شده و بهره وری از آن برای دست یابی به سرمایه و کالا و خدمات مجاز شمرده شده است.(همان)

پیشینه تجارت

تجارت از نظر تاریخی از جمله فعالیت های اقتصادی انسان است که دارای پیشینه بسیار کهن می باشد. از گزارش های قرآنی بر می آید که تجارت به اشکال مختلف و شیوه های گوناگون در عصور گذشته رایج بوده است و حتی در دوران اصحاب کهف تجارت و خرید و فروش با سکه و درهم رایج بوده است.(کهف آیه ۱۹)

البته در عصر حضرت یعقوب (ع) وجود مبادله کالا با درهم گزارش شده است (یوسف آیات ۱۹ و ۲۰) و در آیات بسیاری به بهره گیری از پیمانه و ترازو برای سنجش کالا در دوره حضرت شعیب (اعراف آیه ۸۵) وبهره گیری از کیل در عصر حضرت یوسف (ع) که پیش تر از حضرت شعیب (ع) می زیست اشاره شده است.(یوسف آیات ۵۹ تا ۶۳ و نیز ۷۰ و ۸۸)

اقسام تجارت

قرآن تجارت و خرید و فروش را دارای اقسام و انواعی چند می شمارد که می توان از تجارت نقدی و نسیه یعنی مدت داربه عنوان یکی از اقسام تجارت اشاره کرد. خداوند در آیه ۲۸۲ سوره بقره به هر دو نوع تجارت نقدی و نسیه اشاره کرده است.

تقسیم تجارت به تجارت صحیح و باطل از دیگر تقسیماتی است که می توان از برخی از آیات پیش گفته و نیز از آیه ۲۹ سوره نساء‌ آن را به دست آورد. از نظر قرآن تجارتی که بر اساس ربا ،‌ لهو و غنا، کم فروشی، سر مال زدن و بد جلوه دادن مال و کالا مردم و مانند آن انجام می شود به عنوان تجارت باطل معرفی شده است.

آیه ۱۸۸ سوره بقره هرگونه تجارت باطلی را نهی می کند و در آیه ۲۹ سوره نساء‌ نیز تملک اموال از راه تجارت باطل و نامشروع را یکی از علل و عوامل تباهی و نابودی جامعه معرفی می کند. خداوند در آیات ۱۶۰ و ۱۶۱ سوره نساء گزارش می کند که چگونه برخی از یهودیان با بهره گیری از روش تجارت باطل می کوشیدند تا اموال دیگران را تصاحب کنند و به این وسیله از مسیر هدایت الهی بیرون رفته و جوامع بشری را به تباهی و نابودی سوق می دادند.

از نظر قرآن دست یابی به تجارت صحیح و غیر باطل به این است که هماره از ابزارهای درست و مشروع بهره گرفته شود. بهره گیری از ابزارهای معتبر برای سنجش در تجارت (انعام آیه ۱۵۲ و اعراف آیه ۸۵ و آیات دیگر) از جمله ترازو و پیمانه (همان ) و رعایت عدالت و انصاف در سنجش ( رحمان آیه ۷ تا ۹) و پول به عنوان یکی از ابزارهای مهم مبادلات (یوسف آیه ۱۹ و ۲۰ و کهف آیه ۱۹) در کنار مبادله کالا و خدمات مشروع و سودمند و اموری دیگر که در کتب فقهی به تفصیل آمده است ،‌ استفاده شود.

بنابراین هر گونه رفتاری بیرون از چارچوب های قانونی و شرعی می تواند تجارت را از صحت و سلامت به سوی بطلان سوق دهد.

از دیگر اقسام تجارت می توان به تجارت معنوی اشاره کرد که تجارت شخص با خداست. آیاتی چون ۱۱۱ سوره توبه و ۲۹ سوره فاطر و ۱۰ و ۱۱ سوره صف به این نوع تجارت اشاره می کند و از مردم می خواهد که برای دست یابی به سرمایه جاودانه به تجارت با خدا بپردازند و با جان و مالشان در راه خدا جهاد کرده و با انفاق و کمک آشکار و نهان به تجارتی دست یابند که هرگز از میان نمی رود و سود به زیان تبدیل نمی شود.

تجارت پسندیده و ناپسند

تجارت می تواند تجارتی کمالی و یا ضد کمالی باشد حتی اگر همه قوانین و احکام شرعی در آن مراعات شده باشد.

به عنوان نمونه خداوند در آیه ۳۷ سوره نور تجارت و داد و ستدی را که زمینه ساز غفلت انسان شود و یاد و ذکر الهی چون نماز به وسیله آن از دست برود، تجارتی ناپسند معرفی می کند. در آیات ۹ و ۱۰ سوره جمعه گزارش می کند که چگونه اشتغال به تجارت و خرید و فروش موجب شده بود که برخی از مومنان از مشارکت در نماز جماعت و جمعه باز مانند و از آن غافل شوند.

برخی از مردم نیز به سبب وابستگی بسیار به تجارت و سودهای آن ، به نوعی دیگر از غفلت از خدا دچار می شوند و حاضر نیستند تا از سودهای تجاری خویش دست بردارند و اندکی را ذخیره آخرت خویش سازند و کمکی به مستمندان و نیازمندان کنند. بلکه برخی از ایشان حتی حاضر نمی شوند تا واجبات مالی خویش چون زکات و خمس را پرداخت نمایند.(نور آیه ۳۷) این گونه است که تجارت با این که از نظر قانونی و شرعی، صحیح و درست است ولی به سبب برخی از رفتارهای تاجر و بازرگان از حالت ممدوح و پسندیده خارج شده و به امری ناپسند تبدیل می شود.

تجارت ، راهی به سوی اصلاح جامعه

هنگامی که از آثار و نقش تجارت در زندگی گفته می شود، آن چه بیش تر به ذهن می آید، سودهای فردی و شخصی و یا تبادل کالا و خدمات میان اقشار مردم می باشد.

باید یادآور شد که از نظر قرآن، اقتصاد امری است که قوام جامعه بر آن می باشد و جامعه بی اقتصادی سالم و پویا، نمی تواند باقی و برقرار بماند و از درون متلاشی می شود.

به سخن دیگر، تجارت به عنوان یکی از مسایل و موضوعات اقتصادی هر چند که به عنوان یکی از اسباب نقل و انتقال مشروع در جامعه است(نساء‌آیه ۲۹) یکی از پایه های قوام بخشی جامعه نیز به شمار می آید؛ زیرا تجارت شکوفا و گسترده به معنای افزایش انتقال کالا و خدمات و رشد و شکوفایی اقتصادی در تولید کالا و خدمات است که موجب تقویت پایه های اقتصادی نیز می شود.

به سخن دیگر، ارتباط قویم و محکم میان جامعه و اقتصاد موجب می شود تا چنین ارتباط محکمی میان تجارت به عنوان یکی از بخش ها و پایه های اقتصادی خود را با جامعه نشان دهد.

خداوند در آیه ۲۹ سوره نساء تجارت و مبادلات اقتصادی مشروع را مایه حفظ جامعه از تباهی و نابودی بر می شمارد؛ ‌زیرا یکی از احتمالات معنایی در جمله " لا تقتلوا انفسکم" این است که خود را با ارتکاب گناه و تجاوز و تصرفات باطل و نامشروع به هلاکت نیافکنید.( مجمع البیان ،‌ج ۳ و ۴ ، ص ۶۰)

آیه ۸۵ سوره اعراف تبیین می کند که چگونه تجارت عادلانه می تواند راه خیر و صلاح جامعه باشد و جامعه به سوی حق و حقیقت و کمالات حقیقی حرکت کرده و مسئولیت و ماموریت الهی خویش را در قرارگاه زمین انجام دهد.

اگر مبادلات اقتصادی پیراسته از هر گونه امورنامشروع و باطل و غفلت زا باشد ، جامعه به سوی رشد و شکوفایی سوق می یابد و همان گونه که تجارت باطل و تملک اموال از باطل و نامشروع موجبات تباهی و نابودی جامعه می شود، مبادلات سالم و مشروع می تواند جامعه را حفظ کرده و بلکه به سوی رشد و اصلاح بکشاند؛ زیرا با اصلاح امور اقتصادی است که جامعه ظرفیت بهره گیری از همه توانمندی ها را می یابد و به همه فرصت رشد و تکامل داده می شود.

در تحلیل قرآنی اصلاحات جامعه از طریق اصلاح امور اقتصادی یکی از راه های مهم معرفی شده و حتی ماموریت پیامبران ، آگاهی بخشی به توده های مردم به دور از هر گونه تفاوت های دینی و قومی و فرهنگی ، نسبت به حقوق خویش و ایجاد مطالبات نسبت به آن می باشد تا خود مردم آمادگی و پذیرا قیام برای اجرای قسط و عدالت شوند که بیش ترین نمود آن نیز در حوزه اقتصادی است؛ زیرا عدالت مشهود و قسطی را می بایست در نخستین تجلی اش ، در امور اقتصادی دید. اگر مردم در حوزه اقتصادی از عدالت قسطی برخوردار نباشند چگونه ممکن است که در حوزه دیگر سیاسی (قدرت ) و اجتماعی و فرهنگی از عدالت قسطی بهره مند شوند؟

از این روست که خواسته اصلاحات اقتصادی به عنوان راهی برای دست یابی به اصلاحات فراگیر در جامعه از خواسته ها و ماموریت های اصلی پیامبران و مردم دانسته شده و حتی حضرت شعیب (ع)‌ تاکید می کند که در راه اصلاحات اقتصادی از هیچ گونه تلاش و کوششی دست نمی کشم و تا حد توان و استطاعت خویش در این راه گام برمی دارم. وی تاکید می کند که اصلاح جامعه از راه اصلاح اقتصادی خواسته دینی وی می باشد و این گونه است که مخاطبان وی در اصلاحات اقتصادی در می یابند که همان عاملی که موجب شده تا نماز را بر پا دارد همان چیز موجب شده تا وی به سوی اصلاحات اقتصادی کشیده شود و جان خویش را در این راه فدا سازد.

به سخن دیگر، اصلاحات جامعه با برپایی نماز به عنوان نماد اعتقادات و هدفمندی انسان و هستی و جامعه و اصلاحات اقتصادی با قیام به قسط و عدالت از طریق لزوم سنجش بر پایه پیمانه و ترازو تحقق خواهد یافت و همان عاملی که برپایی نماز را واجب ساخته همان نیز برپایی و قیام قسطی و عدالتی را از راه مبادلات درست اقتصادی فرمان داده و لازم شمرده است.(هود آیات ۸۴ تا ۸۸)

بنابراین آموزه های قرآنی به درستی تبیین و تحلیل می کند که ارتباط تنگاتنگ و مستحکمی میان اصلاحات اقتصادی از جمله مبادلات با اصلاح جامعه وجود دارد؛ زیرا قوام جامعه به مسایلی چون امور اعتقادی و اقتصادی می باشد. این گونه است که در فرهنگ قرآنی گزارش می شود که دعوت پیامبران به اصلاحات همه جانبه به ویژه در امور اعتقادی و اقتصادی بوده است. بر این اساس خداوند می فرماید که دعوت مردم به اصلاح امور اقتصادى از مهم‌ترین رسالت‌هاى شعیب(علیه السلام) پس از دعوت به توحید بوده است . البته این مساله اختصاص به حضرت شعیب (ع) نداشته است و دیگر پیامبران نیز به سمت و سو حرکت می کردند ولی حضرت شعیب به علت شرایط و مقتضیات زمان و مکان ناچار بوده است تا در این مسیر بیش تر تلاش کند.

در سال اصلاح الگوی مصرف می بایست به اصلاح همه امور مرتبط به مسایل و امور اقتصادی از تولید و مبادله و مصرف توجه داشت ؛ زیرا شکوفایی تمدنی نمی تواند جز از راه شکوفایی اقتصادی و اصلاح ساختار مبادله و تجارت انجام پذیرد چنان که نمی توان اصلاح امور اعتقادی و فرهنگی را نیز از نظر دور داشت.