نقش باور به معاد از نظر امام سجاد(ع)

samamos باور به قیامت در سبک زندگی انسان بسیار تعیین‌کننده است و شاید نتوان هیچ باور و اعتقادی را تا این اندازه در تغییر رفتار آدمی شناسایی کرد. از همین رو در آموزه‌های قرآنی و سخنان پیشوایان دین به مسئله قیامت و حسابرسی آن بسیار توجه داده شده است. نویسنده در این مطلب دیدگاه امام سجاد (ع) در این باره را تبیین کرده است.


 نقش عقیده به معاد در سبک زندگی و رفتارها
روان شناسی که به رفتارشناسی براساس شخصیت می‌پردازد و ضمن شناسایی شخصیت از راه رفتارها بر آن است تا تعادل روانی و عدم تعادل آن را بررسی کرده و پیش بینی رفتار کند و اختلالات رفتاری را درمان نماید، به این نکته مهم توجه می‌دهد که رفتارها بازتابی از نگرش‌ها و بینش‌ها است. به این معنا که آنچه شخصیت آدمی را می‌سازد، هستی شناسی، جهان بینی و نگرش‌های شخص نسبت به آن است که در قالب رفتار، خود را نشان می‌دهد. همین رفتارها که براساس بینش‌ها و نگرش‌ها شکل می‌گیرد در تثبیت شخصیت، تاثیر بسزایی دارد؛ زیرا رفتارها آن بینش‌ها و نگرش‌ها را به شکل ملکه و مقام در می‌آورد به طوری که تغییر بینش‌ها و نگرش‌ها و رفتارها دیگر شدنی نیست یا بسیار سخت دست یافتنی خواهد بود؛ زیرا رفتارها برخاسته از بینش‌ها و نگرش‌ها، شخصیت شخص را می‌سازد.
شخصیت انسان‌ها سه مرحله را تجربه می‌کند: ۱. حالت؛ ۲. ملکه؛ ۳. مقوم. براساس آموزه‌های قرآنی و روان شناسی و معرفت نفس می‌توان گفت مرحله نخست قابل تغییر، مرحله دوم سخت تغییر و مرحله سوم تغییر ناپذیر است.
برخی برای این مراحل سه دوره زمانی از زندگی انسانی را بیان می‌کنند. مرحله حال را از کودکی تا نوجوانی، مرحله ملکه را از نوجوانی تا جوانی، مرحله مقوم و مقام را از میانسالی و کهنسالی دانسته‌اند. از همین رو بر این باورند کودک قابلیت تغییر بسیاری دارد؛ چرا که رفتارهایش حالی به حالی است و چون شخصیت و شاکله اش شکل نگرفته می‌توان هر نقشی بر آن زد. امیرمومنان علی(ع) می‌فرماید:علم در کودکی مانند حکاکی بر روی سنگ است.( بحار الأنوار، ج‏، ۱ص۲۲۴)
همچنین پیامبر(ص) فرموده اند: حفظ الرّجل بعد ما یکبر کالکتاب على الماء؛ یادگیری در بزرگسالی مثل نگارش بر روی آب است.(نهج‌الفصاحه  ص ۴۴۵)
اما وقتی بینش‌ها و نگرش‌ها شکل گرفت و رفتارها براساس آنها تکرار شد، آن عقدالذهن و جزم اندیشه‌ای به عقد القلب و عقیده تبدیل می‌شود و دیگر به سختی می‌توان آن را تغییر داد تا جایی که دیگر از ملکه به مقام و مقوم تبدیل می‌شود و این زمان است که دیگر قابل تغییر نیست. از همین رو گفته شده که شخصیت انسان‌ها به‌طور عادی در چهل سالگی به شکل ملکه و مقام در می‌آید. اینجاست که این شخصیت رفتارها را تعیین می‌کند و می‌توان براساس شخصیت، رفتارها را پیش بینی کرد. خداوند در آیه ۸۴ سوره اسراء در این باره می‌فرماید:  قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ؛ بگو: «هر کس بر حسب شخصیت و ساختار [روانى و بدنى‏] خود عمل مى‏کند.»
بر همین اساس اگر کسی در هستی شناسی و جهان بینی به این بینش دست یافته باشد که آفریدگار و پروردگاری است که خلقت وی را حکمیانه انجام داد و معاد و حسابرسی در پیش است، آنگاه رفتارها و سبک زندگی‌اش براساس این نگرش که جزم و عزم او شده صورت می‌گیرد.
خداوند در آیات قرآن بیان می‌کند که عنصر اساسی در رفتار و سبک زندگی همان بینش‌ها و نگرش‌های اوست. از این رو کسانی که قیامت را باور دارند، رفتاری را در پیش می‌گیرند که که قیامت آنان درست شود و کسانی که منکر قیامت هستند با تردید افکنی و شبهه کردن بر آن هستند تا خود را از هر گونه قید و بند بازخواست و پاسخگویی برهانند و این گونه زمینه را برای فجور و دریدگی رفتاری فراهم آورند. خداوند در این باره می‌فرماید: أَیَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلََّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ بَلَى قَادِرِینَ عَلَى أَن نسَویَ بَنَانَهُ  بَلْ یُرِیدُ الْإِنسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ؛ آیا انسان مى‏پندارد که هرگز ریزه استخوان‏هایش را گرد نخواهیم آورد؟! آری، ما قادریم سرانگشتان او را هم راست و درست کنیم و بازسازی نمائیم، انکارش تنها براى این نیست که در قیامت شک دارد، بلکه انسان مى‏خواهد جلوی رویش را برای دریدگی باز کند و به فجور و گناه بپرازد و عامل بازدازنده از گناه را بردارد. (قیامت، آیات ۴ و ۵)
از این آیات و آیات دیگر قرآن می‌توان به آسانی نقش تعیین‌کننده اعتقاد و باور به معاد را در سبک زندگی و رفتار آدمی متوجه شد. از همین رو در آیات قرآن و روایات معصومان(ع) به مسئله معاد بسیار توجه داده شده است؛ زیرا توجه به معاد به معنای اصلاح رفتار در چارچوبی است که رضایت خداوندی کسب شده و از خشم و غضب الهی در امان بماند. پس به تقوا و تزکیه نفس می‌پردازد و افکار و رفتار خود را براساس اسلام و شریعت شکل می‌دهد.
آمـادگى بـراى مـرگ و نقش بازدارنده آن
امام سجاد(ع) به عنوان پیشوای معصوم(ع) برای اصلاح رفتار انسان‌ها توجه به معاد را در دستور کار قرار می‌دهد؛ زیرا چنانکه قرآن فرموده اعتقاد به معاد نقش بازدارنده دارد و انسان را از انجام کارهای زشت و حرام و گناه باز می‌دارد. امام زین العابدین با توجه به همین نقش بازدارندگی مرگ و معاد در جایی می‌فرماید: اِنَّـما الاِسْتِـعْدادُ لْلِمَوْتِ تَجنُّبُ الْحرامِ وَبَذْلُ النَّدى فى الْخَیْرِ؛ بـراسـتى آمـادگى براى مـرگ، دورى از حرام و بذل و بخشش در کار خیر است. (بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۶۶)
از نظر امام سجاد(ع) مسلمان و مومن بیشتر نیازمند توجه به قیامت و حسـابرسى آن است؛ زیرا این توجه و اهتمام موجب می‌شود تا دست به هر کاری نزند و رفتار و سبک زندگی خود را براساس آموزه‌های اسلامی و شریعت سامان دهد. برخی از مسلمانان و مومنان گمان می‌کنند که مثلا مسلمان شدن یا محبت اهل بیت (ع) به تنهایی کفایت می‌کند و نیازی نیست تا کاری انجام دهند و رفتار و سبک زندگی خود را اسلامی کنند. باور به اینکه مسلمانی و محبت موجب رهایی از خشم خدا شده و آنان را به بهشت می‌رساند، باوری است که می‌تواند آدمی را دچار غرور کرده و به استدارج و امهال مبتلا نماید، به طوری که وقتی می‌میرد وضعیت خود را بسیار اسفناک می‌یابد. بنابراین، مومن و مسلمان باید بیشتر به رفتار خویش توجه داشته باشد و به هر کاری و رفتاری اقدام نکند مگر آنکه رضایت خداوند را مد نظر قرار دهد.
از نظر اسلام و نگرش امام سجاد(ع) همین دنیا و رفتار آدمی در آن، آخرت را می‌سازد و هر کسی در همین دنیا نشان می‌دهد که وضعیت اخروی او چگونه است. ایشان با نشان دادن وضعیت افراد در جهان به برخی از اصحاب ،بر آن شد تا بیان کند که رفتار آدمی در همین دنیا شاکله و شخصیت او را می‌سازد و چهره اخروی و ماهیت و هویت قیامتی اش را مشخص و تعیین می‌کند.
در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع) آمده است: زُهری گوید: در سرزمین عرفات جمعیّت بسیاری حضور داشتند که امام سجّاد(ع) فرمودند: چقدر جمعیّت آمده است! عرض کردم چهارصد الی پانصد هزار می‌شود که همه با آمال و آرزو قصد خدا کردند و با ناله‌هایشان خدا را می‌خوانند. امام سجاد به زهری فرمود:‌ای زهری ناله‌ها زیاد ولی حاجی کم است. زهری گفت: به آن حضرت عرض کردم: این همه حاجی! آیا حاجی با این حال کم است؟! امام سجاد(ع) به زهری گفت: صورت خود را به من نزدیک کن. پس صورت خویش نزدیک آن حضرت (ع) برد. آن حضرت(ع) دستی بر چهره‌اش کشید و سپس فرمود: بنگر! پس به مردم نگاه کرد. زهری گوید: دیدم همه آن مردم بوزینه بودند به طوری که در میان آنان کمتر انسانی دیدم مگر در هر ده هزار یک نفر که انسان بود. سپس امام سجاد به من فرمود: نزدیک بیا‌ای زهری؛ به آن حضرت(ع) نزدیک شدم. او  دستش را بر صورتم کشید و سپس فرمود: بنگر! به مردم نگریستم. زهری گوید دیدم که آن مردم گرگ بودند مگر همان اندکی که انسان بودند.(مستدرک الوسائل ،الطبرسی، ج ۱۰ ، ص ۳۹)
پس هر کسی با افکار و رفتار خویش خودش را در همین دنیا می‌سازد و چون از چشم بصیرت بی‌بهره ایم نمی‌توانیم این چهره حقیقی خودمان یا دیگران را ببینیم؛ زیرا هر کار خیر و خوب ما یک چهره‌ای از ما می‌سازد ،چنان‌که هر کار بد ما نیز این گونه است. در روایت است که اگر چشم بصیرت داشته باشیم می‌توانیم اثر گناهان را ببینیم؛ یعنی کسی که غیبت می‌کند دیده می‌شود که گوشت مردار می‌خورد و یا بوی تعفن گناهان وی آدمی را می‌آزارد. از این روامام علی(ع) می‌فرماید: تعطروا بالاستغفار لا یفضحکم روائح الذنوب؛ خود را با استغفار معطر کنید تا بوی بد گناهان شما را رسوا نکند.(بحارالانوار، ج ۶، ص۲۲؛ و نیز ج ۹۳، ص۱۷۸)
سرنوشت هر کسی از همین دنیا مشخص است و کسی که می‌میرد و کشف الغطاء می‌شود و پرده‌هایی که بر چشم قلب خود کشیده کنار می‌رود، آن هنگام می‌بیند که چه چیزی از خودش در دنیا ساخته است (ق، آیات ۱۸ تا ۲۰)؛ آیا  ربانی و خدایی شده است (بقره، آیه ۱۳۸) یا چارپا یا گیاه و یا پست‌تر از آنها سنگ خارا و آتش زنه شده است؟ (اعراف، آیه ۱۷۹؛ بقره، آیه ۲۴؛ تحریم، آیه ۶؛ جن، آیه ۱۵)
امام سجاد(ع) قبر را بوستانی از بهشت یا گودالی از دوزخ می‌داند و می‌فرماید: اِنَّ الْقَبْرَ رَوْضَه مِنْ رِیاضِ الجَنَّه اَوْ حُفَـره مِنْ حُفَـرِ النّـیران؛ قـبر بـاغى از باغـهاى بهشـت یا گودالى از گودالهاى آتش جهنم است.( بحارالانوار، ج ۶، ص ۲۱۴)
پس آدمی باید در زندگی اش براساس آخرت برنامه‌ریزی کند و سبک زندگی و رفتارش را براساس آن سامان دهد. همواره تقـوا را معیار ارزیـابى در عملکردهایش قرار دهد چنانکه امام سجاد(ع) در این باره فرموده است: لایَقِلُّ عَمَلُ مَعَ تَقْوى وَکَیْفَ یَقـِلُّ مایُتقَبََّلُ؛ کارى که با تقوا همراه باشد اندک نیست، چگونه آنچه مقبول خـدا قرار گرفته، انـدک محسـوب شـود.(تحف‌العقول،ص ۳۱۸)
همچنین هنگامی که گناهی را مرتکب شده استغفار کند نه آنکه از گناهش خرسند شود، زیرا خرسـندى از گـناه بدتر از خود گناه، تاثیرگذار خواهد بود و آدمی را جسور و بی‌باک کرده و جرات به او می‌دهد تا دوباره بلکه بارها مرتکب آن یا همانند آن شود.امام سجاد (ع) در این باره هشدار داده و می‌فرماید: اِیـاکَ وَالاِبْتـِهاجَ بالِذّنْبِ، فاِن الاِبْتِهاجَ بِهِ اَعْظَمُ مِنْ رکُوُبِهِ؛  مبادا به گناهى که انجام داده اى خوشحال باشى، زیـرا اظـهار شـادى بخـاطـر گـناه از انجام آن «گناه» بزرگ‌تر است. (کشف الغمه، ج ۲، ص ۱۰۸)