نقش اطعام در سعادت بشر

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

اطعام کردن و غذا دادن به دیگران عمل صالح و نیکی است که نقش اساسی در سعادت دنیوی و اخروی بشر دارد. اطعام که از مصادیق انفاق و صدقه است، موجب می شود که هم اطعام دهنده بهشتی نیکو بسازد و به سعادت اخروی دست یابد و هم موجب می شود تا اطعام شونده درسعادت نسبی قرار گیرد. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن است تا نقش اطعام را در سعادت دنیوی و اخروی بشر تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اطعام از مصادیق انفاق و صدقه

در آموزه های قرآنی در کنار مهم ترین اعتقادات چون اعتقاد به غیب هایی همانند خدا، فرشتگان، قیامت و معاد، اعمالی صالح چون نماز و انفاق به عنوان عوامل فلاح و رستگاری و سعادت بشر مطرح می شود.(بقره، آیات ۳ تا ۵)

انفاق در لغت به معناى اخراج مال از ملک(مجمع‌البیان، ج‌۱‌-‌۲، ص‌۱۲۱) و در اصطلاح قرآنی، اعمّ از مال و غیر مال و از واجب و غیر واجب است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه نفق)

در آیات قرآنی برای انفاق آثار فردی و اجتماعی، دنیوی و اخروی و نیز مادی و معنوی بسیار بیان شده است که از مهم ترین آنها سعادت و فلاح و رستگاری انفاق کننده در دنیا و آخرت(بقره، آیات ۳ تا ۵؛ تغابن، آیه ۱۶)، مقام مختبین(حج، آیات ۳۴ و ۳۵)، محبت خدا(رعد، آیه ۲۲)، مقام صدیقین(بقره، آیه ۱۷۷)، رحمت خدا(توبه، آیه ۹۹)، ره توشه آخرت(ابراهیم، آیه ۳۱)، مقام متقین (بقره، آیه ۱۷۷؛ نمل، آیات ۱۷ و ۱۸)، تقرب به خد(توبه، آیه ۹۹)، برکت در زندگی(بقره، آیه ۲۴۵)، آرامش درونی (بقره، آیه ۲۶۲)، آسانی کار(لیل، آیات ۵ و ۷)، امنیت اجتماعی (انفال، آیه ۶۰) و مانند آن هاست.

اما صدقه از ریشه صدق و راستی در اصطلاح به چیزى گفته می شود که انسان به قصد قربت از مال خود خارج سازد.(مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۴۸۰، «صدق») البته برخى گفته اند: صدقه، مطلق انفاق در راه خداست؛ اعمّ از اینکه واجب باشد یا مستحبّ؛ چنان که صدقه در برخى آیات بر زکات واجب اموال اطلاق شده است.( المیزان، ج ۲، ص ۳۹۷ و نیز نگاه کنید: التّبیان، ج ۵، ص ۲۶۲ ذیل آیه ۲۷۱ سوره بقره که «صدقه» در آیه یاد شده به مطلق انفاق تفسیر شده است.)

خداوند در آیات قرآنی برای صدقه همان آثار انفاق را مطرح می کند که شامل قرار گرفتن در زمره صالحان(منافقون، آیه ۱۰)، برکت(بقره، آیه ۲۸۰)، آمرزش گناهان(بقره، آیه ۲۷۱) محبت و محبوبیت در نزد خدا(بقره، آیه ۲۷۶) و مانند آن هاست.

در حقیقت ریشه صدقه همان صدق و راستی است. از همین روست که به مهریه زنان صداق گفته می شود که اعطا و بخشیدن مال از سوی مرد نشانه راستی و صداقت در زندگی است. کسی که مالی را صدقه و تصدق می دهد، صداقت خویش را نسبت به دیگران نشان می دهد و می کوشد تا این صداقت و راستی را در همه ابعاد زندگی به ویژه حوزه اقتصادی و مالی نشان دهد؛ چرا که بسیاری از مردم مالشان به جانشان بسته است. پس کسی که از مالش می گذرد و به هیچ منت و چشم داشتی به دیگری می بخشد در حقیقت نشان می دهد که آن چه در زندگی برایش مهم است انسانیت و محبت و صلح و صفاست.

البته انفاق از ریشه نفق به معنای راه های مخفی و نهانی است که موش و مانند آن در زمین حفر می کنند تا راه فراری هماره در اختیار داشته باشند. از همین روست که انسان های نهان کار و خدعه کننده منافق نامیده می شوند؛ چرا که با زیرکی می کوشد تا همراه راه فراری برای خودش داشته باشد و حقیقت خویش را آشکار نکند.

در لغت عربی نفق به معنای هلاکت و فنا نیز آمده است؛ که ارتباط با همان نهان کاری دارد؛ زیرا کسی که در تونل می رود، احتمال هلاکتش نیز وجود دارد. از همین روست که انفاق را به عنوان صرف مال، هلاکت و فنای آن نیز گرفته اند. اما در تفسیر قرآنی، بخشیدن مال به دیگران در قالب انفاق و این شیوه عمل و رفتار در امور مالی که به ظاهر صرف و فانی و نابود کردن مال است، عین افزایش و بهره وری آن است؛ زیرا وقتی انسان در قالب انفاق مالی را می بخشد، در حقیقت اصل مال را به دست خدا می سپارد تا آن را حفظ کرده و نگه دارد و هر گاه نیاز باشد به ویژه در قیامت به او با بهره ای بسیار برگرداند.

از همین روست که در آیات قرآنی اموری را که به ظاهر نابود کننده و کاهش دهنده مال است به عنوان عامل افزایشی و رشد دهنده مطرح می کند. به عنوان نمونه انفاق مال در راه خدا به عنوان یک واجب دینی و در قالب زکات را زکات می نامد که بیانگر زکو و رشد و نمو مال است. در حقیقت بر خلاف تصور توده مردم که پرداخت مال در قالب زکات و مالیات دینی، از دست رفتن و نابودی مال است، از نظر آموزه های وحیانی قرآن عین رشد و اضعاف مضاعف شدن مال است. بر همین اساس آن را زکات یعنی مایه رشد و نمو مطرح می کند.

هم چنین در آیات قرآنی صدقه دادن که بخشش مال در قالب و شکلی دیگر است یا قرض حسنه دادن که آن نیز نوعی صدقه دادن است به عنوان عامل تضاعف و افزایش مال معرفی می شود.(بقره، آیه ۲۴۵؛ حدید، آیات ۱۱ و ۱۸)

به هر حال، بر اساس آموزه های قرآنی انفاقات مالی در راه خدا بر خلاف ظاهر آن که صرف مال و از دست رفتن و نابود کردن آن است، عملی است که نه تنها اصل مال را حفظ می کند بلکه موجب افزایش و تضاعف آن می شود.(بقره، آیه ۲۶۱ و آیات دیگر)

روزى رسول اکرم صلى الله علیه و آله به حضار محضرش خطاب کرد و فرمود: ایکم مال وارثه احب الیه من ماله؟ قالوا: ما فینا احد یحب ذالک یا نبى الله؟ قال: بل کلکم یحب ذالک. ثم قال: یقول ابن آدم: مالى! مالى! و هل لک من مالک الا مااکلت فافنیت او لبست فابلیت او تصدقت فابقیت و ما عدا ذالک فهو مال الوارث؛ کدام یک از شما مال وارث خود را بیش از مال خود دوست دارد؟ همه جواب دادند: اى نبى خدا بین ما چنین دوستدارى نیست. حضرت فرمود: تمام شما چنین هستند و مال وارث را بیش از مال خود دوست دارید. سپس حضرت توضیح داد که فرزند آدم هماره می گوید: مال من، مال من. آیا مال تو غیر آن چیزهایى است که خوردى و فانى کردى یا پوشیدى و پوشاندى یا صدقه دادى و ابقا نمودى و هر چه غیر این‏ها است، مال وارث است.(امالى، شیخ طوسى، ج ۲، ص ۱۳۳)

یکی از مصادیق انفاق و صدقه دادن، اطعام به معنای طعام و غذا دادن است. اطعام کردن که به ظاهر موجب از دست رفتن غذا و مال می شود، از اموری است که بقا و افزایش آن را تضمین می کند.

اطعام بهشتی ساز و دوزخ رها

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، اطعام کردن به دیگران به ویژه نیازمندان از فقیران و بینوایان و مسکینان و یتیمان و در راه ماندگان، یکی از عواملی است که بهشت را نیکو می سازد و انسان را از دوزخ رها می کند.

خداوند در آیات قرآنی بیان می کند که علت مهم دوزخی شدن انسان ها، ترک اطعام و بلکه حتی ترک تحریک و ترغیب دیگران به اطعام است. خداوند ۱۱ تا ۱۶ سوره بلد با اشاره به عقبات و گردنه های سخت روز قیامت که آنانی در عقبه ها گرفتار می شوند که به آزاد سازی بردگان نپرداخته و یا در روزهای سخت کمبود غذایی به اطعام نیازمندان نپرداختند. خداوند می فرماید: أَوْ إِطْعَامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَهٍ یَتِیمًا ذَا مَقْرَبَهٍ أَوْ مِسْکِینًا ذَا مَتْرَبَهٍ ؛ یا در روز گرسنگى و کمبود غذا، طعام‏دادن به یتیمى خویشاوند، یا مسکین خاک‏نشین.

پس عبور از عقبات و گردنه های روز قیامت راه هایی دارد که از جمله آن ها اطعام کردن به ویژه به خویشان یتیم و ناتوان خاک نشین است که توانایی برخاستن ندارد و در خاک نشسته و سکونت یافته و قادر به حرکت و بلند شدن نیست.

در آیات ۱ و ۳ سوره ماعون نیز آمده است: أَرَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ … وَلَا یَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْکِینِ ؛ آیا دیدى آن کس را که دین- دین خداى یا روز حساب و جزا- را دروغ مى‏انگارد! … او کسی است که به اطعام کردن و خوراک دادن بینوا و مسکین ترغیب نمى‏کند.

پس کسی که اعتقادی به قیامت و روز رستاخیز ندارد و آن را دروغ می شمارد و تکذیب می کند، چنین شخصی به طور طبیعی هیچ علاقه ای به اطعام کردن مسکینان و ناتوانان و بینوایان ندارد. چنین اشخاصی نه خود به این کار اقدام می کنند و نه دیگران را تشویق و ترغیب می کنند.

خداوند در آیات ۱۶ تا ۱۸ سوره فجر نیز در تعلیل آن که انسان ها با مشکلات مالی مواجه می شوند می فرماید: وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْکِینِ ؛ و یکدیگر را بر طعام‏دادن بینوا برنمى‏انگیزید.

خداوند هم چنین در باره عللی که اهل بیت عصمت و طهارت به اطعام دادن سوق داده می فرماید که آنان از جلال الهی خوفناک بودند و می خواستند تا با اطعام خود را از مشکلات روز قیامت و دوزخ و آتش آن برهانند: وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَاء وَلَا شُکُورًا إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا یَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِیرًا ؛ و به پاس‏ محبت و دوستىِ خدا، بینوا و یتیم و اسیر را خوراک مى‏دادند. «ما براى خشنودى خداست که به شما مى‏خورانیم و پاداش و سپاسى از شما نمى‏خواهیم. ما از پروردگارمان از روز عبوسى سخت، هراسناکیم.»(انسان، آیات ۸ تا ۱۰)

امام صادق(ع) از پدرانش از امام علی(ع) روایت کرده است که رسول خدا(ص) فرمودند: ان فی الجنه غرفا یری ظاهرها من باطنها و باطنها من ظاهرها یسکنها من امتی من اطاب الکلام و اطعم الطعام و افشی السلام و ادام الصیام و صلی باللیل و الناس نیام فقال علی(علیه‌السلام): یا رسول الله و من یطیق هذا من امتک؟ فقال (صلی‌الله علیه و آله) : یا علی! او ماتدری ما اطابه الکلام من قال: اذا اصبح و امسی سبحان‌الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر عشر مرات و اطعام الطعام نفقه الرجل علی عیاله و اما ادامه الصیام فهو ان یصوم الرجل شهر رمضان و ثلاثه ایام فی کل شهر یکتب له صوم الدهر و اما الصلاه باللیل والناس نیام فمن صلی المغرب و صلاه العشاء الآخره و صلاه‌ الغداه فی المسجد فی جماعه فکأنما احیا اللیل کله و افشاء السلام ان لایبخل بالسلام علی احد من المسلمین؛ در بهشت خانه‌هایی هست که بیرون آن از درونش و درون آن از بیرونش پیداست. از امت من کسانی در آنجا اقامت می‌گزینند که سخن به نیکی بگویند، اطعام نمایند، آشکارا سلام کنند، دائماً روزه‌دار باشند و در شب که مردم خوابیده‌اند، نماز بخوانند.

امام علی(علیه السلام) پرسیدند: ای رسول خدا(ص)! چه کسی از امت شما توان این امور را دارند؟

پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند: ای علی(علیه السلام)! آیا می‌دانی نیکو سخن گفتن چیست؟ آن است که انسان در صب و شام ده مرتبه تسبیح و تحمید و تهلیل و تکبیر بگوید و اطعام نمودن، نققه و مخارجی است که مرد به خانواده و عیال خود می‌پردازد و دائم روزه‌دار بودن به این معناست که علاوه به روزه‌ی ماه مبارک رمضان در هر ماه سه روز را روزه بگیرد که ثواب روزه‌ی همیشگی برای او نوشته می‌شود. مراد از نماز در شب هنگامی که مردم خوابند، این است که هر کسی نماز مغرب و عشاء و نماز صبح را در مسجد به جماعت بخواند، گویا تمام آن شب را از اول تا آخر شب زنده‌داری نموده است. مقصود از افشای سلام آن است، که انسان در سلام کردن بر هیچ یک از مسلمانان بخل نورزد.( معانی الاخبار، ص ۲۵۰ ؛ الامالی الصدوق، ص ۳۲۸، ح ۵ ؛ وسائل‌الشیعه، ج ۱۲، ص ۶۰، ح ۱۵۶۴۶ ؛ بحارالانوار، ج ۶۶، ص ۳۶۹، ح ۹ و ج ۸۵، ص ۷ و ج ۹۴، ص ۹۹)

علی بن حسین مرتضی در رساله محکم و متشابه به نقل از تفسیر نعمانی به اسنادش از امام جعفر صادق(ع) از اجداد طاهرینش(ع) حدیثی آورده ومی گوید که حضرت می فرمایند: رسول خدا(ص) فرمود: وارد بهشت شدم و قصری از یاقوت قرمز دیدم. به جبرئیل گفتم این قصر مال چه کسی است؟ گفت : برای کسی که نیکو سخن گوید و دائما روزه دار باشد و اطعام طعام کند و تهجد(عبادت) در شب داشته باشد در حالی که مردم خوابند.

سپس پیامبر فرمود: آیا می دانی منظور از تهجد در شب در حالی که مردم خوابند چیست؟

امیرمومنان علی(ع) می فرماید: به پیامبر(ص) گفتم: خدا و رسولش داناترند.

پیامبر فرمود: شخص نخوابد تا اینکه نماز عشاء را بخواند و منظور از مردم در اینجا یهود و نصاری هستند زیرا آنها بین دو نماز(مغرب و عشاء)می خوابند.

ابوهریره نیز از پیامبر(ص) سوال می کند که چه چیزی بهشتی ساز است و انسان را به بهشت وارد می کند: اخبرنی بشیء اذاعملته دخلت الجنه.قال :اطعم الطعام و افش السلام و صل الارحام وصل باللیل و الناس نیام تدخل الجنه بسلام؛ پیامبر (ص) می فرماید: اطعام دادن به خوارکی و آشکار کردن سلام و صله کردن ارحام و نماز شب خواندن در حالی که مردم در خوابند موجب می شود تا به سلامت در بهشت وارد شوی.

هم چنین روایت است که آن حضرت(ص) فرمود: ان فی الجنه غرفا یری ظاهرها من باطنها و باطنها من ظاهرها اعدها الله لمن اطعم الطعام و افشی السلام و صلی باللیل و الناس نیام؛ بی شک در بهشت غرفه ها و بالاخانه هایی را که بیرونشان از درون و درونشان از بیرون دیده می شودوخداوند آنرا برای کسی که طعام دهد و به همه و همیشه سلام کند و شب در حالی که مردم خوابیده اند نماز بخواند آماده کرده است .

تامین جا و غذا نان و پینر و غذای آماده و ساده

بر اساس آموزه های قرآنی، بر همگان به ویژه دولت اسلامی و سرمایه داران است که به اطعام دادن به ویژه برای مسکین، فقیر، در راه مانده و یتیم اقدام کنند. در این رابطه باید به شکل تشکیلاتی و سازمان داده شده عمل شود و دست کم غذایی ساده از نان و پینیر و مانند آن در اختیار آنان قرار گیرد؛ زیرا این غذا و جا از ابتدایی ترین نیازهای انسان است و تامین آن بر همگان واجب است.

در حقیقت جا و غذا از حقوق طبیعی و انسانی و اسلامی است و حتی می توان گفت که جا و غذا همان مفهوم ساده سعادت است؛ زیرا اگر انسان از نظر جا و غذا تامین شود می تواند به عنوان یک انسان کرامت خود را به دست آورد.

اصولا انفال و فی و زکوات و دیگر صدقات و انفاقات مالی واجب و مستحب برای آن وضع شده است تا این دو امر ابتدایی و نیاز نخستین بشر برای همگان تامین شود. بنابراین، در تامین این دو نیاز غذا و مسکن لازم است که همگان به ویژه دولت و موسسات مردم نهاد حضور و مشارکت جدی و مستقیم داشته باشند.

ساخت امکانی که در آن جا خواب شبانه و یک و دو وعده غذا ساده برای نیازمندان تامین شود، از ضروریات دین اسلام و مصارف اصلی انفال و خمس و زکات و انفاقات دیگر است. جالب این است که در کشورهای غیر اسلامی به این مهم توجه شده است در حالی که اسلام به عنوان دعوت کرده و حتی اقدام می کرده است.

در آیات و روایات است که سیره و سنت پیامبر(ص) و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) این گونه بود که نمونه ای از آن در آیات ۸ تا ۱۰ سوره انسان بیان شده است.

نخستین پرسش امامان(ع) نسبت به کسانی که با آنان برخورد می کردند،درباره جا و غذا بود. آنان از هر تازه واردی در شهر که غریب و بی جا و مکان بود، پذیرایی می کردند.( ابن شهر آشوب، ج۴، صص ۱۶ و ۱۷) داستان شامی در این باره خود گواه روشنی است.

مرد شامی تازه به شهر رسیده بود و در کوچه های مدینه قدم می گذاشت. او متوجه سواری شد که از دور می آمد و رهگذران سلامش نموده و به احترامش راه باز می کردند.

مسافر از آنان پرسید: این سوار کیست که این گونه گرامیش می دارید؟!

گفتند: او حسن بن علی بن ابی طالب علیه السلام می باشد.

با شنیدن این نام، مرد چهره در هم کشید و غضبناک به سوی سوار رفت. مقابل او ایستاد و شروع به سرزنش نمود. تا توانست ناسزا گفت و بدگویی نمود و سخنان ناروا بر زبان جاری ساخت.

آن سوار نورانی ابتدا سکوت نمود و به انتظار ایستاد تا مرد مسافر دشنام گویی خویش را به پایان برد، آن گاه به مهربانی لبخندی بر لب آورد و چنین سخن آغاز نمود: ای پیرمرد! به گمانم غریبی! گویا دچار اشتباهی شده ای! اکنون اگر از ما رضایت و حلالیت بطلبی تو را عفو خواهیم نمود؛اگر چیزی بخواهی عطایت می کنیم؛اگر طالب رشد و هدایت باشی ارشادت می کنیم؛اگر مرکبی بخواهی آن را به تو می بخشیم؛اگر گرسنه هستی غذایت می دهیم؛اگر برهنه باشی تو را می پوشانیم؛ اگر حاجتمندی حاجتت را روا می سازیم؛اگر از وطن رانده شده باشی پناهت می دهیم؛ اگر نیازی داشته باشی نیازت را برآورده می سازیم؛ اکنون بهتر است وسایلت را به خانه ما بیاوری و تا پایان سفرت با ما زندگی کنی، زیرا منزل ما وسیع است و اسباب رفاه و آسایش در آن فراهم می باشد…

جملات مهر آمیز امام ادامه داشت و مروارید اشک پی در پی بر گونه های مرد شامی می غلتید. سخن امام به پایان رسید. مرد شامی با چشمان اشک آلود گفت: شهادت می دهم تو خلیفه ی خدا بر زمین هستی و حقیقتا خداوند بهتر می داند رسالت خود را در کدام خاندان قرار دهد. پیش از این که شما را از نزدیک زیارت کنم بزرگ ترین دشمن من بودید و پس از این دیدار کسی را بیشتر از شما دوست نمی دارم. (کشف الغمه، ج۳، ص ۱۹؛ ملحقات احقاق الحق، ج ۱۱، صص ۱۱۷ تا ۱۱۹)

بر اساس آموزه های قرآنی از جمله آیه ۲۸ سوره حج، از مهم ترین مصارف اعمال مهم عبادی چون قربانی در حج و قربانی در اعمال مستحب مصرف آن برای اطعام کردن به بائس فقیر است. هم چنین خداوند بر آن است تا با فرض اطعام نسبت به کفارات جهت گیری صدقات و انفاقات را به سمت و سوی اطعام ببرد؛ زیرا بر آورد نیازهای غذایی مردم باید در اولویت نخست قرار گیرد.(بقره، آیه ۱۸۴؛ مجادله، آیات ۳ و ۴ و آیات دیگر)

این که در صدقات و انفاقات نخست به اطعام توجه داده می شود از همین روست؛ چرا که پرداخت مالی هر چند که امری ارزشی است ولی در حد اطعام و غذا دادن نیست؛ زیرا فردی که برای غذا به مراکزی مراجعه می کند در حد عجز و بینوایی کامل است و در حقیقت از ابتدایی ترین نیازهای خود وامانده است. اما اگر پولی انفاق و صدقه داده شود، ممکن است به غیر مستحق برسد، اما اطعام و غذا دادن به طور طبیعی به مستحق آن می رسد. از همین روست که به جای آن که کمیته امداد پول به نیازمندان پرداخت کند، نخست واجب است که به تامین جا و مکان نیازمندانی بپردازد که در ابتدایی ترین امور زندگی خود مانده و در خیابان سرگردان هستند و لقمه ای در اختیار ندارند که سد جوع کنند.