نقش اطاعت امت از رهبری در خلق حماسه ها

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

یکی از عوامل موثر در خلق حماسه های مهم در عرصه های سیاسی، اقتصادی، علمی و اجتماعی و نظامی، مساله اطاعت امت از رهبری است. با نگاه به تاریخ سیاسی جهان به سادگی می توان دریافت که عامل مهم در ایجاد ملت و امت ها و صعود و سقوط تمدن ها چیزی جز مساله رهبری نیست. از این روست که برخی در فلسفه تاریخ به جایگاه مردان بزرگ و رهبران در خلق و ایجاد حماسه ها تاکید دارند.

البته شکی نیست که رهبری به تنهایی هر چند که پیامبری چون حضرت محمد(ص) یا امیرمومنان علی(ع) باشد نمی تواند حماسه ای خلق و ایجاد کند، بلکه این حمایت پیروان مطیع است که با حضور فعالانه خود در ایجاد آن ها نقش آفرینی دارند. نویسنده در این مطلب بر آن است تا به عنصر اطاعت مردم از رهبری در خلق حماسه ها بر اساس آموزه های قرانی بپردازد و گوشه ای از آن را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

اطاعت از امت از امام در تعبد عقلانی اسلام

اسلام دینی است که عقلانیت در آن با تعبد آمیخته است؛ چنان که هر عملی تعبدی که مسلمان انجام می دهد برخاسته از اندیشه عقلانی است؛ چرا که اگر تعبدی عقلانی نباشد، از ارزش و اعتباری برخوردار نیست، و اگر ارزشی و پاداشی برای آن تعبد وجود داشته باشد بسیار کم ارزش و بی مقدار است.

در آموزه های اسلامی به مردمان این را آموخته اند که اصول دین می بایست بر اساس عقلانیت و برهان پذیرفته شده باشد و جایگاه معرفت و قطع و یقین برهانی در آن بسیار قوی و عنصری اساسی است. از این روست که تقلید در اصول دین نارواست و در آخرت نیز هر کسی را بر اساس میزان شناخت و معرفت وی پاداش می دهند. به این معنا که اگر دو کار خیر از دو نفر صادر شود که یکی از روی تقلید و آن دیگری از روی معرفت باشد، تفاوت میان این دو کار همانند تفاوت میان آسمان و زمین است. این جاست که واژگانی چون نیت، حسن فاعلی و ایمان و معرفت معنایی دیگر می یابد و از جایگاه ارزشی والایی برخوردار می شود.

در اسلام حتی در مواردی که به تشریع احکام پرداخته شده، این تشریع همواره با بیان فلسفه و اهداف حکم است. برخی از کتب اسلامی چون علل الشرایع برای تبیین برخی از فلسفه های احکام نگارش یافته که از آن جمله می توان به علل الشرایع شیخ صدوق اشاره کرد.

خداوند بارها در آیات قرآنی بر آن بوده تا بیان برخی از آثار احکام به فلسفه تشریع آن ها توجه داده باشد. گاه با در آغاز یا در وسط یا پایان آیات تشریعی به فلسفه آن ها اشاره می کند و یا با بیان تاریخی گوشزدی می کند که چه علل و عواملی موجب شده تا حکم وجوبی یا نهی در باره موضوع و یا مساله ای صادر شود.

آموزهای اسلامی و قرآنی برای مهم ترین مساله زندگی بشر یعنی ولایت به بیان فلسفه آن پرداخته است. در این آموزه ها آمده که هیچ کسی را بر کسی ولایت نیست و تنها ولایتی که می توان در هستی اثبات کرد، ولایت الله است که به حکم خالقیت و مالکیت و ربوبیت و مانند آن برای خداوند ثابت است. هر ولایتی دیگر می بایست برخاسته از ولایت الله باشد و اگر خاستگاهی غیر از آن داشته باشد می بایست پذیرفته نشود و به شدت با آن مبارزه شود.

ولایت الهی که در خلق به شکل ولایت پیامبران، اولیای الهی و اوصیای آنان امتداد و استمرار یافته است برای آن است که انسان ها تحت مدیریتی عقلانی، فطری و وحیانی بتوانند به سعادت دست یابند و خوشبختی را در دنیا و آخرت به دست آورند. از این روست که ولایت تعبدی در آموزه های قرآنی ریشه در ولایت عقلانی دارد که عقل و فطرت آن را اثبات کرده و وحی و شریعت بر آن مهر تایید و امضا نهاده است.

البته این مقاله نمی خواهد به تفصیل به این حوزه وارد شده و مدارک عقلانی و منابع و مستندات برهانی آن را ارایه دهد؛ بلکه می خواهد گذرا بر این نکته تاکید کند که اصول آموزه های اسلامی از جمله مساله اطاعت از ولایت از امور تعبد عقلانی است.

اما با نگاهی گذار در آیات قرآنی می توان دریافت که اصول اطاعت از ولایت را می بایست در حق گرایی اولیای امور(نساء، آیه ۱۳۵)، خردورزی و عقلانیت رهبران (بقره، آیه ۱۷۰)، علم و آگاهی به نسبت کامل آنان(مائده، آیه ۱۰۴؛ مریم، آیه ۴۳، جاثیه، آیه ۱۸) و هدایت گری آنان به سوی خداوند و سعادت ابدی، (بقره، آیه ۱۷۰؛ مائده، آیه ۱۰۴؛ یونس، آیه ۳۵) و سالک راه خداوندی بودن آنان(لقمان، آیه ۱۵) دانست. این اصول به خوبی روشن می سازد که اصول تعبد گرایی در اطاعت از اولیای الهی همان عقلانیت و فطرت است؛ چرا که عقل و فطرت حکم می کند کسانی که دارای چنین توانایی هستند به عنوان رهبران در نظر گرفته شوند و از آنان اطاعت شود.

این ویژگی ها و شناخت آن ها در افراد و اشخاص موجب شده که مساله شناخت رهبری یک اصل اساسی در اسلام باشد به گونه ای که زندگی و مرگ مسلمانانی که بدون شناخت رهبر و امام خود باشد، مرگ جاهلی دانسته شده و خداوند به صراحت از امت خواسته است تا در انتخاب رهبر و امام دقت لازم را داشته باشند؛ چرا که انسان در گزینش رهبر و پیروى از او در زندگی خودش مسئول است و می بایست در دنیا و آخرت پاسخ گو باشد.(اسراء، آیه ۷۱)

اطاعت در عمل سیاسی

اطاعت از واژه طوع گرفته شده که در مقابل کَرَه به معناى انقیاد است. این واژه غالباً در پذیرش فرمان به کار مى‌رود.( مفردات راغب؛ لسان‌العرب) البته اجراى‌فرمان همراه با رغبت و خضوع از مقوّمات آن است؛ به‌گونه‌اى که در صورت فقدان هر یک از این سه، نقیض آن ـ که کراهت و ناخوشایندى است‌ـ صدق خواهد کرد.( التّحقیق فى کلمات القرآن الکریم)

پس برای تحقق اطاعت می بایست عناصری چون اجرای فرمان، رغبت، خضوع را داشته باشیم تا عنوان مطیع بر ما صدق کند. از آموزه های قرآنی به دست می آید که اطاعت به دو بخش تکوینى و تشریعى تقسیم مى‌شود. اطاعت تکوینی، اطاعتی غیر ارادی و اختیاری است که همه هستی تحت اطاعت غیر ارادی خداوند هستند(فصلت، آیه ۱۱؛ انشقاق، آیات ۱ و۲؛ هود، آیه ۴۴) در حالی که اطاعت تشریعی ارادی و اختیاری است و از آن جایی که بشر دارای اراده و اختیار است از این آزادی بهره مند است که هر دو شکل اطاعت و کراهت را بروز دهد و از انقیاد و پذیرش فرمان سرباز زند.

اطاعت از اولیای امور در آموزه های قرآنی به عنوان یک اصل در اندیشه سیاسی اسلام مطرح است. از نظر آموزه های قرآنی همان گونه که اطاعت تکوینی از خداوند لازم است در مقام تشریعی آن که در مسیر حرکت تکاملی و عبودیت گام بر می دارد، خود به اراده و اختیار به اطاعت از خداوند اقدام می کند و میان وجود تکوینی و تشریعی آن هیچ تفاوتی نیست.

از آن جایی که تجلی اطاعت تشریعی از خداوند در اطاعت از اولیای الهی معنا می یابد، هر گونه مخالفت با ایشان به معنای کراهت نسبت به ولایت الهی معنا می شود. پس کسانی که شعار لا حکم الا لله سر می دهند و می گویند که حکم و حکومت و قانون گذاری و قانونگزاری از آن خداوند است، نمی توانند بر خلاف فرمان اولیای الهی رفتار کرده و از حکم و حکومت ایشان سرباز زنند و بگویند که حکم و حکومت ایشان را نمی پذیرند، چرا که تجلیگاه و مظهر اطاعت از خداوند در مقام تشریع همان اطاعت از اولیای الهی است. از همین روست که خداوند اطاعت از پیامبر(ص) را عین اطاعت از خدا دانسته است.(آل عمران، آیات ۳۲ و ۱۳۲ و آیات دیگر)

از نظر آموزه های قرآنی، از جمله جلوه ها و ابعاد ولایت الهی از اولیای الهی آن است که از ایشان در همه امور از جمله عمل سیاسی اطاعت شود و در امور اصلی زندگی از جمله مساله رهبری اجتماع و امت می بایست به آنان مراجعه شده و بر اساس حکم و حکومت آنان عمل شود. این جاست که ولایت امامان معصوم(ع) به عنوان اولیای الهی واجب شده است و خداوند در آیاتی از جمله آیه ۵۹ سوره نساء بر لزوم اطاعت از امامان معصوم (ع) فرمان داده است و ولایت ایشان را امتداد و استمرار ولایت پیامبر(ص) و خود دانسته است. امام باقر(ع) در تفسیر این آیه فرموده است: اولواالامر، امامان از نسل على(ع) و فاطمه(س) هستند. (نورالثقلین، ذیل‌آیه) در این آیه بیان شده که ولایت امامان(ع) هم سنگ ولایت پیامبر(ص) و ولایت خداوندی است؛ چرا که اینان به عنوان امام و رهبر امت پس از پیامبر(ص) تجلی و مظهر ولایت الهی هستند. پس اطاعت از ایشان به معنا اطاعت از خداوند و ایمان به او و نیز انقیاد و عدم کراهت نسبت به ولایت الهی است.

پس کسانی که بخواهند به سعادت ابدی در دنیا و آخرت برسند و ایمان خود را نشان دهند و عبودیت را به تصویر کشند، لازم است که از امامان معصوم(ع) اطاعت کنند.(نساء، آیه ۵۹)

این اطاعت در عمل سیاسی و اجتماعی به عنوان رهبر و حاکم و حکومت بسیار مهم است. از این روست که در همین آیه و آیات دیگر از مساله ارجاع امور به ایشان و اطاعت از آنان سخن به میان آمده است. پس اگر خداوند در آیه ۸۰ سوره نساء اطاعت از پیامبر(ص) به معنای اطاعت از خداوند دانسته است، در آیه ۵۹ آن را تعمیم داده و ولایت امامان معصوم(ع) را به عنوان اولوالامران پس از پیامبر(ص) تثبیت کرده است.

البته از آیات ۱۲۸ و ۱۲۹ سوره بقره این معنا به دست می آید که اطاعت امت ها از رهبران و پیامبران الهی زمانی شدنی است که ایشان به معرفت دست یابند و از طریق آموزش های کتب آسمانی و انتقال معرفت الهی به این معنا دست یابند که سعادت ایشان در گرو این اطاعت است. این بدان معنا خواهد بود که اطاعت در اسلام همواره اطاعت تعبدی عقلانی است و بی معرفت و شناخت نمی تواند این انقیاد و خضوع و فرمان پذیری و اجرای حکم ولی امر اتفاق بیافتد؛ چرا که گاه لازم است که شخص بی چون و چرا به فرمان عمل کند هر چند که هدف و فلسفه اجرای آن نمی داند؛ زیرا در مواقع بحرانی و حساس امت به این باور رسیده است که ولی امر به قصد سعادت جمعی فرمانی را صادر می کند هر چند که به ظاهر از نظر فردی شخص آسیب می بیند و یا حتی ممکن است از جان و مال و عرض خود بگذرد. این جاست که اولویت فرمان رهبری و پذیرش آن معنا می یابد.(احزاب، آیه ۶)

خداوند در آیه ۱۱۷ سوره توبه با ارایه گزارش تاریخی یاد آور می شود که چگونه انصار در وضعیّت سخت غزوه تبوک تابع پیامبر(ص) بودند و بی هیچ گونه چون و چرا فرمان را عمل می کردند؛ هر چند که در آن میدان برهان و پرسش عقلانی و فهم هدف و فلسفه فرمان معنایی نداشت؛ چرا که آنان به حکم عقل و فطرت و تجربه دانسته بودند که فرمان پیامبر(ص) خیرخواهانه و همانند فرمان خداوند است که ولایت مطلق دارد. پس پذیرش ولایت مطلق پیامبر(ص) در سایه چنین تعبد عقلانی است.

خداوند هم چنین در آیات ۱۹۰ تا ۱۹۳ بیان می کند که اطاعت اولوالالباب و خردمندان از اوامر پیامبر(ص) به جهت ایمان ایشان به پروردگار عالم است. پس خردمند به تعقل دریافته اند که خداوند خیرخواه مردم است و ولایتی که به پیامبر(ص) بخشیده در راستای همان خیرخواهی خداوند است. پس بی چون و چرا به اطاعت از پیامبر(ص) و پس از ایشان از امامان معصوم(ع) در همه عرصه ها به ویژه سیاسی می پردازند.

اطاعت امت از رهبران الهی، عامل حماسه ها

امت برای این که در مسیر سعادت دنیوی و اخروی خود به خلق حماسه ها بپردازد و هیجان های مثبت خود را به سمت و سویی هدایت کند که تضمین کننده سعادت دو سرای اوست، می بایست به اطاعت از رهبرانی بپردازد که دارای ویژگی های پیش گفته و مانند آن است.

امت وقتی بداند که رهبران آنان عاقلانه و عالمانه و بر اساس حس مسئولیت و محبت در مسیر هدایت کمالی و سعادت ابدی آنان گام بر می دارند و فرمانی را صادر می کنند، بی چون و چرا به اطاعت می پردازد و در میادین جنگ سخت و نرم در همه حوزه ها وارد می شود و تبعیت می کند. رهبرانی زمانی می توانند موفقیت امت را تضمین کنند که امت بی چون و چرا بر اساس همان پیش زمینه های فکری و روحی به اطاعت از رهبری بپردازند و تبعیت کنند و در میان کار در فرمان های رهبری چون و چرا و اما و اگر نکنند. از این روست که رهبران الهی همواره بر تبعیت محض امت از امام تاکید داشتند.(بقره، آیه ۲۴۶)

از آیه ۳۱ سوره احزاب به دست می آید که اطاعت بی چون و چرا از رهبری است که موفقیت ها و نیز پاداش های دوچندان دنیایی و اخروی را به همواره خواهد داشت.

خداوند در آیه ۱۵۲ سوره آل عمران روشن می کند که اطاعت از رهبری هم چنین از مهم ترین عوامل دراتّحاد صفوف امت و پایدارى و مقاومت آنان در برابر فشارها و مشکلات ومهم ترین شرط رسیدن جامعه به پیروزى است.

از آیات ۲۴۶ سوره بقره و پس از آن بر می آید که خلق حماسه در زندگی دنیایی حتی برای رهبران الهی متوقف به اطاعت امت است. این امت است که با اطاعت خود حتی در خوردن و نوشیدن و کوچک ترین جزئیات زندگی می تواند حماسه های بزرگی را خلق نماید. این که بنی اسرائیل پس از مدت ها بی رهبری و سپس با انتخاب یک رهبر سیاسی با ویژگی های بیان شده توانست حماسه بزرگی را خلق کند زمانی اتفاق افتد که اطاعت از رهبری را آموختند. این گونه بود که این اطاعت موجب شد تا دولتی را تشکیل دهند که در نهایت به دولت بزرگ حضرت داود(ع) و حضرت سلیمان (ع) ختم شد.

به هر حال، دو عنصر رهبری الهی و اطاعت امت از فرمان های رهبری مهم ترین مولفه ها و اصلی ترین عوامل خلق هر گونه حماسه ای است. پس لازم است که امت بی چون و چرا در اطاعت از رهبری الهی و خردمند باشد که ایشان را به سوی سعادت سوق می دهد و اجازه نمی دهد تا فتنه گران در تاریکی و غبار فتنه ها مردم را به گمراهی سوق دهند بلکه با بصیرت بخشی به امت موجب می شود تا در میان تاریکی ها و ظلمات فتنه ها راه را بشناسند. بی گمان دشمن که از گفتمان اسلامی ناراضی و ناخشنود است و استکبار جهانی و شیاطین بزرگ ترین ضربه را امت اسلام و اطاعت ایشان خورده است بر آن است تا با ایجاد شکاف میان امام و امت و فتنه انگیزی در اطاعت امت، راه را برای حضور و استعمار و استثمار مردم باز کند. در این میان برخی از بزرگان از امت به ویژه مترفان و اشراف قدرت و ثروت با دشمنان همراه و همگام خواهند بود چنان که در داستان طالوت چنین اتفاقی افتاد و برخی خواهان آن بودند که رهبری از مردی خردمند و عالم و دانا و توانا و فاضل و متقی به اشرافیت قدرت و ثروت منتقل شود و این گونه حرکت سیاسی سالم امت اسلام را به گمراهی و تباهی بکشانند.(همان آیات)

به هر حال، هر گونه حماسه ای بزرگ مدیون اطاعت امت از رهبری عالم و متقی و خردمند و هدایت گر و حق جو و بصیر است. باشد که امت اسلام این گونه عمل کنند و موفقیت را برای خود در دنیا و آخرت رقم زنند و حماسه های بزرگ سیاسی و نظامی و علمی و اجتماعی و اقتصادی خلق نمایند.