نقش استقامت در حماسه سازی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

استقامت به معنای ایستادن، پایداری و ثبات در هر امری، مهم ترین عامل در موفقیت انسان است. انسانی که راه راست را شناخته و بدان جزم یافته، می بایست در مقام عمل، استقامت ورزد و با عزم و همت عالی در آن مسیر باقی بماند. استقامت در حوزه عمل پس از جزم در اندیشه است. از آیات قرآنی این معنا به دست می آید که انسان تنها با استقامت می تواند موفقیت های خود را تضمین کند. پس هر حماسه ای بزرگ نیازمند استقامتی کامل است؛ چرا که در ایجاد هیجان و مدیریت آن می بایست به گونه ای عمل کرد که در مسیر درست قرار گیرد و تا رسیدن به هدف و تحقق خواسته ها کوتاهی صورت نگیرد.

نویسنده دراین جا با مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن است تا نقش استقامت را در تحقق حماسه های بزرگ در زندگی شخصی و جمعی تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

استقامت، ایستادگی برای تحقق اهداف

استقامت که در فارسی از آن به ایستادگی و پایداری تعبیر می شود، حالتی نفسانی در انسان است که آدمی را در مسیری راست به دور از هر گونه کژی و انحراف قرار می دهد و تا رسیدن به هدف هیچ گونه انفعال و کوتاهی در او پدید نمی آید. پس انسان مستقیم همه عوامل و موانع رسیدن به هدف را شناسایی می کند و با عزم در آن چه بدان جزم یافته وارد میدان عمل می شود و می کوشد تا آن هدف را تحقق بخشد.

از نظر قرآن، انسان می بایست در زندگی اش به ایمان و عمل توجه و اهتمام داشته باشد. جزم اندیشی و عزم و همت قوی در ارتباط با ایمان وعمل است. جزم در اندیشه زمانی شکل می گیرد که انسان در شناخت چیزی به چنان قطع و یقینی برسد که هیچ چیزی موجب تردید در آن نشود. در مقام عمل نیز عزم کمک می کند تا رسیدن به مقصد تلاش کند.

عزم دارای حالات و درجاتی است که از جمله آن ها استقامت است. به سخن دیگر، یکی از درجات و حالات عزم در مقام عمل استقامت است. اهل استقامت به کسانی گفته می شود که پس از شناخت راه راست،‌ بدون هیچ کوتاهی و عقب نشینی و نشستی، با ایستادگی تمام بر آن است در راست گام بردارد و بدون هیچ کژی و انحرافی به سوی مقصد برود. در آیات قرآنی برای این حالت انسانی، افزون بر واژه استقامت(فصلت، آیه ۳۰؛ احقاف، آیه ۱۳) و واژه ثبت(بقره، آیه ۲۵۰) جملات وصفی به کار گرفته شده که مفید این معناست. از جمله این جملات می توان به «بنیان مرصوص»(صف،‌آیه ۴) اشاره کرد.

خداوند در آیه ۳۰ فصلت بیان می کند که استقامت پس از باور به چیزی مهم ترین عامل در رسیدن به هدف است. به این معنا که اگر ایمان و باوری بخواهد واقعیت تاثیرگذاری خود را نشان دهد می بایست به شکل استقامت خودنمایی کند تا آثار خودش را به دنبال داشته باشد. پس اگر بخواهیم آثار هر ایمان و جزم در اندیشه ای را به چشم ببنیم می بایست حالت استقامت در انسان تحقق یابد؛ چرا که استمرار و ایستادگی در راه ایمان و باور به هدفی به دور از هر گونه انحراف و کژی و عقب نشینی و نشستن و کوتاهی است که می تواند موفقیت و پیروزی را تضمین کند و آثار باوری و ایمانی را آشکار سازد.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب، ذیل واژه قوم و نیز اساس‌البلاغه، ص‌۵۳۸)

عوامل ایجادی استقامت

از نظر قرآن برای تحقق استقامت می بایست عواملی اساسی در انسان پدیدار شود تا حالت نفسانی استقامت خودنمایی کرده و آثار آن آشکار شود. از مهم ترین عوامل ایجادی استقامت می بایست به ایمان اشاره کرد؛ چرا که ایمان به معنای اذعان و تصدیق عقلی و گرایش عاطفی و قلبی به حقانیت چیزی است. چنین ایمانی است که انسان را وادار می کند تا در مقام عمل عزم نماید و استقامت ورزد. از همین روست که خداوند در آیه ۱۳۹ سوره آل عمران می فرماید کسی ایمان داشته باشد هرگز در مقام عمل سستی نمی ورزد و کوتاه نمی آید. باور به حقانیت است که انسان را نسبت به از دست دادن چیزی اندوهگین نمی کند و در این مسیر همه چیز را هزینه می کند؛ چرا که باور دارد که حقیقتی که می شناسد و داراست او را در مرتبه عالی تر از هر کس و هر چیزی قرار می دهد.

پس باید گفت که اصل اساسی و عامل بنیادین در ایجاد استقامت همان ایمان است. البته عناصر دیگری نیز کمک می کند تا انسان در مسیر حق و حقانیت استقامت بیش تری ورزد. به سخن دیگر پس از ایجاد استقامت از طریق ایمان، عوامل دیگری می تواند در افزایش استقامت انسان نقش اساسی ایفا کند که مهم ترین آن ها عبارتند از : توکل بر خدا(آل عمران، آیات ۱۲۲ و ۱۷۲ و ۱۷۳) ، امید به پاداش و نصرت الهى(نساء، آیه ۱۰۴)، امدادهای الهی(ابراهیم، ایه ۲۷؛ نحل،‌آیه ۱۰۲؛ انفال، آیات ۱۱ و ۴۳)، دعا و نیایش(بقره، آیه ۲۵۰؛ آل عمران، آیات ۱۴۶ و ۱۴۷)، شب زنده داری و تهجد(مزمل، آیات ۱تا ۵ و ۱۰) نزول قرآن و فرشتگان(نحل، آیه ۱۰۲ و انفال،‌آیه ۱۲)

به هر حال، این ایمان به حقانیت چیزی است که موجب می شود تا انسان به حالتی از استقامت برسد که همه موانع را از سر راه بردارد و با توکل به خدا با بهره گیری از همه وسایل از جمله دعا و قرآن و استمداد از فرشتگان و مانند آن بخواهد تا رسیدن به هدف مسیر را ادامه دهد و کوتاه نیاید و از ایستادگی دست بر ندارد.

ارزش و اهمیت استقامت در زندگی

از آن جایی که همواره در زندگی انسان عواملی وجود دارد که نمی گذارد تا انسان در مسیر حق و حقیقت گام بردارد و تا رسیدن به مقصد و مقصود در مسیر درست باشد، ارزش استقامت و اهمیت آن معلوم می شود. شاید شما هم دیده باشید یا خودتان نیز تجربه کرده باشید که زمانی در مسیر انجام کاری گام بر می دارد موانع زیادی در پیش رو شما پدید می آید که یا انگیزه را به طور کامل از شما می گیرد یا شما را از مسیر منحرف می کند.

اهمیت استقامت در هر کاری آن چنان است که خداوند از مومنان می خواهد خود را مجهز به این حالت روحی و نفسانی کنند؛ زیرا در چنین حالتی است که می توان موفقیت را تضمین کرد و آثار آن را چشید.(آل عمران، آیات ۱۳۹ تا ۱۴۴؛ بقره، آیه ۲۱۴)

خداوند در آیه ۱۱۲ سوره هود به صراحت پیامبر(ص) و مومنان را موظف و مکلف می کند که به استقامت مجهز شوند. در روایات است که از پیامبر(ص) سوال شد: قیل یا رسول الله لقد أسرع إلیک الشیب ؟ قال: شیبتنی سوره هود والواقعه والمرسلات وعم یتساءلون وإذا الشمس کورت؛ چه زود پیر شدی؟ حضرت فرمود: سوره هود، واقعه، مرسلات، عم یتسائلون و اذا الشمس کورت مرا پیر کردند».( کنز العمال، متقی هندی، بیروت، مؤسسه الرساله، ۱۴۰۹ ق، ج ۲، ص ۳۱۳)

بسیاری از مفسران گفته اند رسول خدا این کلام را فرمود؛ زیرا در سوره هود آمده: «فاستقم کما امرت و من تاب معک؛ (زبده البیان، اردبیلی، تهران، مرتضویه،ص ۱۶۸)

علامه طباطبایی می نویسد: این که در این آیه خطاب متوجه شخص پیامبر شده، علاوه بر این که تشریف و رعایت احترام او هست، شدت و سنگینی بار او را هم می رساند و او را با هول خطاب و ترس مکالمه با مقام متعالی حق هم روبرو می کند و سنگینی این خطاب برای آن حضرت با سنگینی ای که به بقیه امت متوجه می شود، برابری می نماید و به همین جهت مفسران کلام پیامبر را که فرمود این سوره مرا پیر کرد، به خاطر وجود این آیه گرفته اند. (طباطبایی، المیزان، قم، انتشارات اسلامی، ج ۱۱، ص ۵۰) ایشان در بحث روایتی، روایتی را از درالمنثور نقل می کند که وقتی این آیه نازل شد، رسول خدا خطاب به مسلمانان فرمود: شمروا شمروا = آستین ها را بالا بزنید، آستین ها را بالا بزنید و بعد از آن، خندان دیده نشد. (همان، ص ۶۶) صاحب ریاض السالکین هم گوید که این آیه با امر به استقامت، جمیع انواع تکلیف را در بر می گیرد. (سید علی خان، ریاض السالکین، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۵ ق ، ج ۳، ص ۳۱۰) امام خمینی به نقل از استادش (هم چنین بعض دیگر از عرفا) مطرح می کند که صرف امر به استقامت سبب پیری زودرس پیامبر نشده، زیرا امر به استقامت در سوره شوری هم آمده (شوری، آیه ۱۵) ولی آنچه سبب این پیری گشت، این بود که ایشان به استقامت امت هم مأمور شد (و من تاب معک) و وظیفه استقامت امت وقتی به دوش ایشان واقع شد، او را پیر کرد.( مکارم شیرازی ، الامثل ،ج ۱۹ ، ص ۲۸۶)

بنابراین، مساله استقامت مساله بسیاری مهم و اساسی است که پیامبر(ص) می توان از عهده چنین امری بر آید ولی این که بخواهد امت را در این راه در آورد بسیار سخت است؛ زیرا در این مسیر حتی پای بسیاری از پیامبران لغزیده است؛ چنان که خداوند در آیه ۱۱۵ سوره طه می فرماید: وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِیَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا؛ به راستی ما از پیش از آدم پیمان گرفتیم ولی او فراموش کرد و ما برای او عزمی نیافتیم.

پس عزم و استقامت در کاری بس سخت است به ویژه که اگر دشمنان درونی هواهای نفسانی و بیرونی شیاطین انسانی و جنی فعالیت کنند و با ایجاد موانع حتی از طریق دروغ و سوگند به خدا بخواهند انسان را از مسیر راست منحرف کنند، چنان که با حضرت آدم(ع) کردند و را از مسیر منحرف کردند.(اعراف، آیه ۲۱)

با این حال انسان از سوی خداوند بارها تشویق و ترغیب شده تا خود را به این سلاح مجهز کند،‌ چرا که موفقیت انسان قرین این سلاح است.(توبه، آیه۷؛ آل عمران، آیه ۱۴۶) خداوند در آیه اخیر با تعبیر ربیون از مومنان بر آن است تا نشان دهد کسانی که متاله شده و در مقام نسبت ربی هم چون پروردگار شده اند، از هر گونه سستی در مسیر مصون هستند. پس استقامت و صبر در کاری از ویژگی های متالهان و ربیون است.

استقامت، عامل پیروزی و موفقیت

انسان هر کاری که می خواهد انجام دهد نخست آن را تصور کرده و سپس مفید بودن آن را تصدیق می کند. اگر این فایده از اهمیت والایی برخوردار باشد به همان میزان ارزش مندی و اهمیت در انسان شوقی ایجاد می شود که موجب حرکت ارادی می شود و اگر خیلی اهمیت داشته باشد در شخص عزم و همت بلند پدید می آورد و موجب می شود تا در برابر هر گونه فشار مقاومت و صبر پیشه کند و در برابر فشارها استقامت و پایداری و ایستادگی ورزد. پس تا زمانی که به هدف نرسیده باشد دست از انجام کاری بر نمی دارد و اگر آن چیز برایش بسیار با ارزش باشد هزینه های بسیاری را تحمل خواهد کرد.

شکی نیست که برای جامعه اسلامی، رضایت خداوند و رسیدن به سعادت ابدی اصالت دارد. البته اگر بتواند این سعادت را با زندگی آرامش بخش و آسایش مندی در همین دنیا قرین سازد که بسیار مطلوب است، ولی اگر نتواند و می بایست سعادت دنیوی را فدای سعادت اخروی کند همان کار را خواهد کرد. از این روست که از جان و مال و عرض خود می گذرد و بدبختی دنیوی را برای سعادت و عزت ابدی می پذیرد.

وقتی دشمنان اسلام پیامبر(ص) را در محاصره قرار دادند و همه گونه فشار نظامی و اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را بر ایشان وارد کردند تا ایشان از مواضع خود عقب نشینی کند و اسلام و دولت اسلامی را کنار گذارد و به جمع جهانی آنان پیوندد که همان سنت های باطل و بیدادگری فراگیر و ستم و استکبار و ظلم بود، ایشان نه تنها از اصل کوتاه نیامدند بلکه با استقامت خود و مومنان همراهش چنان کوشیدند تا از یک اصل از اصول نیز کوتاه نیایند. سوره کافرون برای این معنا صادر شده تا استقامت را به مومنان بیاموزد. هم چنین آیه ۱۲۰ سوره بقره یاد آور می شود که دشمنان هرگز کوتاه نمی آیند مگر این که اصول را ترک کرده و با آنان همراه شوید. پس گمان نکنید که با کوتاه آمدن در یک امر و یا اصلی آنان کوتاه بیایند بلکه همان طور گام به گام مواضع اصولی شما را تسخیر کرده و پیشروی می کنند تا شما را نابود کنند و به دین و ملت خود بازگرداند.

اکنون فشارهای جهانی از سوی استکبار نیز به همین منظور است تا دولت و امت اسلام کوتاه بیابند و به جامعه جهانی استکباری آنان باز گردند. دادن هر امتیازی به دشمنان به معنای موفقیت نیست؛ بلکه انحرافی است که مانع از استقامت و صبر است؛ چرا که دشمن را گستاخ تر و به تغییر مواضع اصولی امیدوارتر می کند. هنگامی که فشار بر دولت اسلامی به ویژه تحریم های سخت و کشنده صورت گرفت، برخی از مومنان مدینه گمان کردند که باید کوتاه بیایند تا از نظر اقتصادی کم تر تحت فشار قرار گیرند و خداوند هشدار می دهد که این گونه نیست که با کوتاه آمدن شما دشمن کوتاه بیاید.

دولت و امت اسلامی می بایست همواره بر اصول خود پایداری ورزند و کوتاه نیایند؛ چرا که دشمن با هر عقب نشینی امیدوار به موفقیت می شود. پس سرسختی امت اسلام در برابر دشمن تنها راهی است که می تواند موفقیت را موجب شود. دشمن جز به تغییر ملت و آیین دولت و ملت اسلام بسنده نخواهد کرد. در برخی از تحلیل های مراکز تحقیقاتی و مطالعاتی آمریکایی به صراحت به این نکته تاکید شده که دولت مردان آمریکا هرگز زیر ورقه ای را با عنوان توافق نامه امضا نمی کنند، چرا که به معنای مشروعیت بخشی به نظام اسلامی است. پس آنان با اصل نظام و دین و آیین و به تعبیر قرآن با ملت اسلام دشمنی دارند، و هرگز با کوتاه آمدن در موردی آنان کوتاه نخواهند آمد. پس اگر بخواهیم حماسه های بزرگ خلق کنیم و دشمن را وادار به عقب نشینی کنیم می بایست استقامت ورزیم و از هیچ یک از مواضع اصولی کوتاه نیاییم و به آنان یادآوریم شویم: لکم دینکم ولی دین؛ شما بر ملت کفر و استکباری خودتان با ما دشمنی کنید و ما نیز با ملت اسلام در برابر شما خواهیم بود. در چنین حالتی است که پیروزی قرین امت اسلام خواهد شد.(بقره، آیات ۲۴۹ تا ۲۵۱؛ آل عمران، آیات ۱۴۶ تا ۱۴۸و ۱۵۲ و ایات دیگر)

امت اسلام اگر استقامت ورزد و با خلق حماسه های بزرگ در صحنه های جهاد علمی، فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی و نظامی دشمن را خوار و ذبون و ذلیل کند، آن گاه است که آسایش و ارامش دنیوی نیز نصیب و بهره امت خواهد شد و رستگاری را در آخرت برای خود تضمین می کند.(فصلت، آیه ۳۰؛ احقاف، آیه ۱۵؛ انفال، آیه ۴۵)

در هنگام حماسه سازی امت از طریق ایستادگی و پایداری در برابر دشمن است که امدادهای غیبی نصیب امت خواهد شد.(فصلت، آیات ۳۰ و ۳۱) پس باید امت همواره با توکل به خدا امیدوار باشد که بر خلاف تحلیل های علمی و منطقی، تغییراتی به نفع آنان رخ دهد که مقام ایشان را تثبیت و هر گونه تزلزل مادی و معنوی را از ایشان بزداید و جایگاه ایشان را در بلندی اقتدار اسلام و علو الهی تثبیت و استحکام بخشد؛ چنان که بر اصحاب بدر این اتفاق افتاد و معادلات دشمن را در هم ریخت.