نقش اتحاد امت در حماسه سیاسی

samamosحرکت ها و جریان های سیاسی را می توان به دو دسته اصلی مثبت و منفی ارزش گذاری کرد. به نظر می رسد که در جهان امروز همواره عامل بیرونی و خارجی مدیریت حرکت ها و جریان های سیاسی در بیش تر کشورها را به عهده داشته است. سلطه گران و مستکبران با توجه به در اختیار داشتن ابزارها و فن آوری های جدید به ویژه قدرت رسانه، به افکار سازی و جریان سازی پرداخته و مشکلاتی را برای ملت ها پدید آورده اند. البته در این میان سرمایه گذاری های مادی و خریدن مزدوران را نمی بایست از نظر دور داشت.

 

عامل بیرونی و استکبار جهانی بسیاری از کشورها را از طریق قدرت نرم مدیریت کرده و با جریان سازی و افکارسازی اجازه نمی دهند که دولت ها و جوامع مستقل در چارچوب اهداف و فلسفه وجودی آن ها شکل گیرد. آنان با قدرت تمام هر گونه جریان سیاسی مثبت و مقاومت علیه سطله گران را سرکوب و از میدان بیرون یا به طور کلی حذف می کنند. با نگاهی به خاورمیانه، آفریقا، آسیای مرکزی، آمریکای لاتین و حتی بسیاری از کشورهای اروپایی به ظاهر مستقل می توان دریافت که چگونگی استکبار جهانی با استفاده از ترفندهای گوناگون اتحاد ملت ها را در هم می شکنند و سلطه فراگیر خود را گسترش می دهند.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا نقش اتحاد امت را در ایجاد حماسه های سیاسی در برابر مستکبران و سلطه گران را بر اساس آموزه های وحیانی قرآن تبیین نماید و تاثیر آن را در حوزه های دیگر اقتصادی و امنیتی و نظامی روش سازد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

شیوه های استکباری سطله گران

نظام سلطه نظامی است که می کوشد رابطه ای را در میان ملت ها نهادینه کند که همواره یکی از دیگری فرمان برد و منافع او را تامین نماید. پس در حقیقت نظام سلطه را می بایست نظام ارباب و رعیتی دانست. البته با توجه به گسترش علم و آگاهی در میان ملت ها، دیگر نمی توان بردگی سابق و استعمار مستقیم را به کار بست. از این روست که نظام سلطه و استکباری با تغییر در روش ها و شیوه ها بر آن است تا با تسلط بر اذهان و قلوب، سبک زندگی انسان ها و جوامع را به گونه ای سامان دهد که خواسته و ناخواسته در چارچوب گفتمان سلطه گران اندیشه و رفتار نمایند و این گونه منافع آنان را با اراده ای به ظاهر آزاد و مختار برآورده سازند.

اگر در گذشته، قدرت سخت، شلاق و حذف فیزیکی و مانند آن موجب می شد تا سلطه گران بر جسم و جان مردمان مسلط شده و مالک بی چون و چرای آنان شوند، امروز شیوه سلطه گری دگرگون شده و به جای آن سلطه بر فکر و ذهن و قلب برای پذیرش سلطه نشسته است. علومی چون روان شناسی در خدمت سلطه گران قرار گرفته تا با توجه به گرایش های هر فرد و جامعه، روش هایی را برای سلطه ارایه دهند. در برخی از جوامع با شعارهایی چون آزادی و حقوق بشر گروه های مردم را تخدیر کرده و در جوامع دیگری با تاکید بر هم جنس گرایی یا جنسیت گرایی گروههای مردم را به سوی خود می کشند و در برخی دیگر از جوامع بر مسایل دینی تاکید شده و آنان را به سوی اهدافی که در نظر دارند سوق می دهند.

با نگاهی به روش هایی که القاعده گروه در خدمت مستکبران در حوزه مسایل دینی در پیش گرفته تا جوانان را به سوی انتحار بکشانند و زیرساخت های اقتصادی، نظامی و اجتماعی جوامع اسلامی را از میان ببرند، به خوبی روشن می شود که چگونه مستکبران،‌ مدیریت ذهن و قلب اعضای این گروه را در اختیار گرفته اند. البته این روش سابقه ای دیرینه در جوامع اسلامی دارد، گروه الموتی و حسن صباح با ایجاد حشاشین برای تخدیر ذهن وعقل استفاده می کردند و گروه های ترور را در جامعه اسلامی ساختند و مدت چندین سده جامعه اسلامی را تهدید کرده و موجبات تضعیف جامعه اسلامی و امکان تسلط غرب مسیحی و شرق چنگیزی کافر را فراهم نمودند.

آن چه سلطه گران و مستکبران از دیرباز در دستور و شیوه های اجرایی خود قرار داده اند، حمله به عوامل اتحاد و انسجام ملت ها و امت ها بوده است. خداوند در آیاتی از جمله ۴ سوره قصص بیان می کند که چگونه فرعون مستکبر برای حفظ سلطه و افزایش آن، ملت را به گروه ها و جریان های گوناگون فکری و سیاسی و مانند آن تقسیم کرده بود تا با این گروه سازی و جناح سازی، از هر گونه اتحاد در برابر سلطه استکباری و استبدادی جلوگیری نماید.

مشکل اساسی این است که بسیاری از مردم که اکثریت هر جامعه ای را نیز تشکیل می دهد، انسان هایی تابع و پیرو هستند و به سبب فقدان تعقل و بصیرت در پی اهداف و منافع سلطه گران می روند.(فرقان، آیه ۴۴؛ اعراف، آیات ۱۳۰ و ۱۳۱) ابلیس با توجه به این ضعف انسان ها بارها اعلام می کند که می تواند بر انسان ها مسلط شده و آنان را اغوا و گمراه سازد.(اعراف، آیات ۱۶ و ۱۷؛ حجر، آیات ۳۹ و ۴۰)

خداوند در آیاتی از جمله آیات ۱۰۳ و ۱۰۶ سوره یوسف به این نکته توجه می دهد که اکثریت مردم از نظر شناختی و معرفتی و ایمانی سست بنیاد بوده و ایمان ایشان همراه با شرک به خداست. این چنین سست ایمانی و ناخالصی قدرت سلطه شیاطین و مستکبران را فراهم می آورد.

از نظر قرآن، بسیاری از مردم به سبب پیروی از گمان به جای علم و یقین،‌در دام دشمنان افتاده و از مسیر حق و حقیقت بیرون می روند.(انعام، آیه ۱۱۶) بنابراین می بایست گفت که جهل یکی دیگر از عوامل موثر در فریب مردمان به دست دشمنان و مستکبران است. همین ناآگاهی و پیروی از گمان هاست که ایشان را نسبت به قدرت خدا(جاثیه ، آیه ۲۶) و معاد(نحل، آیه ۳۸) و حقانیت تحقق وعده های الهی(یونس، ایه ۵۵) و سایر امور بدبین کرده و منکر آن ها می شوند و زمینه برای سلطه مستکبران فراهم می آید. از این روست که وقتی وعده ای درباره پیروزی مومنان داده شود با تردید در آن می نگرند.(روم، آیات ۲ تا ۶)

جالب این که است که مستکبران همین اکثریت را چنان فریب می دهند تا به گروه ها و جناح ها کوچک تر با گرایش های مختلف تبدیل شوند به گونه ای که اهداف و مقاصد هر گروهی از دیگر متفاوت شده و هر کسی برای رسیدن به مقاصد و اهداف گروه خود تلاش کند بی آن که مراعات حق و عدالت نماید. این گونه است که هر گروهی بر این باور است که مقاصد و اهداف بلکه شیوه ها و روش های رسیدن به آن اهداف بهتر از اهداف و روش هایی است که دیگری اختیار و انتخاب کرده است. این گونه است که جنگ هفتاد و دو ملت را در یک امت راه می اندازند تا امکان سلطه آسان برای مستکبران فراهم شود. هر یک از این گروه ها مدعی برتری و بهتری اهداف و روش های خود است و هر حزب و گروهی خود را بهتر و برتر دانسته و به افکار و اهداف و روش های خود می نازد و بدان شاد و مسرور است.(روم، آیه ۳۲)

خداوند در آیه ۲۹ سوره غافر به تحلیل فرعون اشاره می کند و می فرماید که او مدعی این معنا بود: قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِیکُمْ إِلَّا مَا أَرَى وَمَا أَهْدِیکُمْ إِلَّا سَبِیلَ الرَّشَادِ؛ فرعون گفت: برای شما رای و نظری جز رای و نظر من نیست و من جز به راه رشد و مصلحت شما هدایت نمی کنم. از نظر فرعون بهترین شیوه و سبک زندگی همان است که او ارایه کرده است و دیگران می بایست به چون و چرا آن را بپذیرند و رای دیگری را به عنوان سبک زندگی و یا کشورداری و مانند آن ارایه ندهند؛ چرا که رویه او کامل ترین رویه است و از همین آن را رشدی معرفی می کند. در این رویه چنان که در آیه ۴ سوره قصص و مانند آن آمده است تبدیل ملت به گروه ها و جناح های گوناگون است که هر یک به آن چه می پسندد گرایش یافته و علیه یک دیگر عمل کرده و موجب ضعف و سستی خودشان شوند تا سلطه استکباری و استبدادی او هم چنان برقرار ماند و کسی در برابر او توان مقاومت و ایستادگی نداشته باشد.

مستکبران در جهان امروز نیز اتحاد مردمان را نشانه رفته اند و با استفاده از گرایش های مختلف مردم و نیز ضعف و سستی ایمان و ناآگاهی و پیروی از ظنون و تخرص و گمان، زمینه حفظ و افزایش سلطه استکباری خود را فراهم آورده اند. در جهان امروز با این که جهان اسلام از سوی مستکبران جهانی و صهیونیزم بین الملل اشغال شده و سرزمین های اسلامی در دست کفار قرار گرفته است، ملت اسلام به جهان هم افتاده است و هر گروه و فرقه ای هدف و روش خود را برترین و رشدی ترین و اهدی از دیگر دانسته و نه تنها به مخالفت و رقابت فکری بلکه حذف فیزیکی افتاده است. لبه تیز شمشیر جهادگران در جهان اسلام به جای دشمنان بیرونی علیه مسلمانی است که بر اساس حکم قرآن شهادت زبانی در اثبات اسلام و حفظ جان و مال و عرض آنان کفایت می کند.

اتحاد در چارچوب وحدت کلمه

جهان اسلام امروز به حماسه ای سیاسی نیازمند است تا شقوق و جدایی ها را بر کند و مردمان را در چارچوب وحدت کلمه به اتحاد برساند. خداوند در آیاتی بیان کرده است که توحید محور وحدت مسلمان است. ایمان به کلمه الله هی العلیا نه تنها موجب می شود تا همگان در فکر و عمل به سمت خداوند گرایش یابند بلکه اجازه می دهد تا در کنار هم زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند.

از نظر قرآن، اسلام هر کسی با بیان کلمه شهادت بر وحدانیت و رسالت پیامبر(ص) ثابت است و کسی را نرسد که دیگری را متهم کند که اسلام ندارد وقتی شهادتین را بر زبان جاری ساخته است. خداوند به سبب این که می دانست برخی سوء استفاده هایی از این مساله می شود با این همه اجازه نمی دهد کسی متعرض مسلمان شهادت گو شود؛ از این روست که اسلام زبانی منافقان آنان را از هر گونه تعرضی باز می دارد. بنابراین اگر کسی شهادتین را بر زبان جاری کرد،‌ همین شهادتین برای اثبات اسلام او کفایت می کند و کسی را نرسد که او را غیر مسلمان بداند و بشناسد.

خداوند در آیه ۹۴ سوره نساء می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا ضَرَبْتُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ فَتَبَیَّنُواْ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَیْکُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا فَعِندَ اللّهِ مَغَانِمُ کَثِیرَهٌ کَذَلِکَ کُنتُم مِّن قَبْلُ فَمَنَّ اللّهُ عَلَیْکُمْ فَتَبَیَّنُواْ إِنَّ اللّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید چون در راه خدا سفر مى‏کنید خوب رسیدگى کنید و به کسى که نزد شما اظهار اسلام مى‏کند مگویید تو مؤمن نیستى تا بدین بهانه متاع زندگى دنیا را بجویید چرا که غنیمتهاى فراوان نزد خداست قبلا خودتان نیز همین گونه بودید و خدا بر شما منت نهاد پس خوب رسیدگى کنید که خدا همواره به آنچه انجام مى‏دهید آگاه است.

بنابراین، کسی که اسلام را اظهار می کند می بایست او را به عنوان مسلمان مومن شناخت و پذیرفت. البته برای اعتماد بیش تر و دادن مسئولیت ها در جامعه اسلامی لازم است تا او را آزمود ولی با همین کلام او می بایست به او اعتماد کرده و جان و مال و عرض او را محترم دانست و اگر کسی او را بکشد می بایست قصاص شود و اگر با علم به ایمان و به قصد کشتن مسلمان اقدام کند گناه کبیره مرتکب شده و خود را می بایست برای مجازات دوزخ و ابدی آن آماده کند مگر آن که توبه کند و از کرده خویش پیشمان شود.

خداوند بر عنصر اتحاد میان مسلمان تاکید می کند و بر همین اساس است که در آیاتی ازجمله آیات ۱۰۳ و ۱۰۸ سوره آل عمران، اتّحاد و همدلى مؤمنان را از آیات خداوندی می شمارد. به این معنا که اتحاد مسلمانان نشانه ای از فضل و رحمت الهی نسبت به ایشان است که می بایست پاسدار آن باشند و اجازه ندهند که کسی متعرض اتحاد آنان شده و آن را در هم ریزد و از هم بپاشد.

از نظر قرآن در برخی از موارد لازم است که مسلمانان دست از هر گونه اختلاف در سلایق و روش ها دست بردارند و اهداف مهم و مقاصد عالی را در نظر آورند و به سبب اختلاف در رویه ها و روش ها و شیوه ها اجازه ندهند که تفرقه در میان ایشان رواج یابد و موجبات سستی شده و اهداف و مقاصد عالی تحقق نیابد. از این روست که بر لزوم اتّحاد مؤمنان و پرهیز آنان از تفرقه در جهاد تاکید می کند؛ زیرا اگر در جزئیات با هم اختلاف کنند ممکن است این اختلاف موجب فراموشی مقصد اصلی شده و در جهاد علیه دشمنان شکست بخورند.(انفال، آیات ۴۵ و ۴۶)

مومنان می بایست نه تنها در میان خودشان با هم در مسایل مهم و اساسی متحد باشند و اجازه ندهند که اختلافات جزیی مانع از همگرایی و انسجام آنان شود تا بتوانند متحد علیه کافران و مشرکان و دیگر دشمنان حرکت کرده و مقاصد عالی را تحقق بخشند(صف، آیه ۴) بلکه می بایست گاه با اهل کتاب در کلیاتی چون توحید متحد شده و علیه کافران وارد عمل شوند. از این روست که خداوند اهل کتاب را به توحید در محور کلمه الله دعوت می کند و از اهل کتاب می خواهد در مبارزه با کافران در کنار اهل توحید از اسلام باشند.(آل عمران،آیه ۶۴)

به هر حال، امت با آن که دارای ملت ها و نحله های گوناگون فکری است ولی به سبب اتحاد در بسیاری از اصول چون وحدت در توحید، نبوت و رسالت محمدی(ص)، معاد و رستاخیز، کعبه و قبله واحد،‌ کتاب و قرآن واحد و مانند آن می بایست در کنار هم باشند و از هر گونه تفرقه پرهیز کنند؛ چه رسد که برخی دیگری را به سبب اختلاف در جزئیات دیگر باطل بشمارد و قصد حذف فیزیکی یا فکری آنان را داشته باشد.

هنگامی که همه دشمنان و مستکبران جهانی علیه جهان اسلام و اکنون علیه ایران اسلامی بسیج شده اند، ملت می بایست با درک واقعیت ها از هر گونه تفرقه پرهیز کند. اگر در شرایط عادی جناح ها و احزاب برای رسیدن به مقاصد حق از روش های گوناگونی سود می برند و مجاز هستند که این گونه عمل کنند، ولی در شرایطی که سلطه گران خواهان نابودی مقاومت های اسلامی مسلمانان هستند، می بایست هر چه بیش تر روش های حزبی و مقاصد آن را کنار گذاشت و به مقاصد عالی توجه کرد. بنابراین، افزایش جناح بندی و تجزیه و تفرقه میان مثلا گروه های اصول گرا نه تنها به صلاح ملت و امت اسلام نیست، بلکه موجب افزایش تفرقه و سستی نظام سیاسی و دولت اسلامی می شود. بنابراین لازم است تا با پرهیز و ایجاد اتحاد در اصول و وحدت کلمه ، حماسه ای بزرگ سیاسی ایجاد کرده و دشمنان را مرعوب وحدت مسلمانان و یا اتحاد آنان کنیم.

اگر هر گروه و جناح و حزبی بر روش ها و مقاصد جزیی خود تاکید کند و امکان اتحاد میان امت را فراهم نیاورد،‌ چنین رویه ای موجب می شود تا دشمن نفوذ کرده و با جریان سازی و تقویت آن، ضعف و سستی را در جبهه مومنان ومسلمانان افزایش دهد و با بهره گیری از ابزارهای دیگر سلطه ، بر مسلمانان یورش آورده و آنان را از میان برداشته به گونه ای که چون خاشاکی در تند باد سلطه گران به رقص در آید و به هر جایی کشیده شود.(انفال، ایات ۴۵ و ۴۶)

اتحاد امت همیشه و به ویژه امروز می تواند موجب حماسه بزرگ در عرصه سیاسی بیافریند و تهدید دشمنان را به یک فرصت استنثایی برای وحدت بیش تر تبدیل کند. بی گمان هر چه فشار از بیرون بیش تر باشد، ملکول های جهان اسلام می بایست به هم نزدیک تر و فشرده تر شده و قدرت بازدارندگی آن افزایش یابد، نه آن که از هم فروپاشد و موجبات شکست و نابودی امت را فراهم آورد.

خداوند در آیاتی نتیجه اتحاد مسلمانان و کنار گذاشتن گرایش های حزبی و جناحی و فرقه ای را پیروزی(آل عمران، آیه ۱۵۲)، بهره مندی از رحمت الهی(آل عمران، آیات ۱۰۳ و ۱۰۷)، محبت الهی(صف، آیه ۴)، رفع دشمنی میان مسلمانان و مومنان(آل عمران، آیه ۱۰۳)، عزت و عظمت جامعه اسلامی(انفال، ایه ۴۶)، نجات از جنگ و نزاع (آل عمران، ایه ۱۰۳) و روسفیدی در قیامت (آل عمران، آیات ۱۰۳ و ۱۰۵) می داند و از مومنان می خواهد تا برای بهره مندی از این برکات و آثار با همه متحد شوند و دست از اختلاف و تفرقه و جناح بندی و گروه گرایی و حزب بازی بر دارند.

برای غرقه سازی جامعه و ایجاد هیجان سیاسی برای وحدت می بایست ملت و امت را نسبت به توطئه های دشمنان و روش ها و شیوه های آنان آگاه کرد و با افزایش آگاهی و دانش آنان موجبات بصیرت و درک را افزایش داد تا نسبت به جنگ نرم دشمنان واکسنه شوند و امکان فریب کاهش یابد.