نقش آفرینش ارادی در رستاخیز

samamos1بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از شبهه های معروف و مشهور درباره رستاخیز سختی آن است. بارها در آیات قرآنی به اشکال گوناگون به آن پاسخ داده شده است. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن است تا به این پاسخ دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ویژگی های آفرینش

بر اساس آموزه های قرآنی، آفرینش هستی دارای ویژگی هایی است که در جایی دیگر نمی توان آن را ردگیری و شناسایی کرد. از جمله مهم ترین ویژگی های آفرینش عبارتند از:

  1. بدعت : از ویژگی های آفرینش بدیع بودن آن است. بدعت از بَدْع به معناى نوآورى و ایجاد کردن چیزی بدون نمونه پیشین است. در آیات قرآنی بدیع به عنوان یکی از اسما و صفات خداوندی بیان شده است. منظور از بدیع، ایجاد اشیا از سوى خداوند، بدون وسیله، ماده، زمان و مکان است. این نوع آفرینش، ویژه ذات حق است. این اسم در آیه ۱۱۷ سوره بقره و ۱۰۱ سوره انعام برای خداوند آمده است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص‌۱۱۰‌-‌۱۱۱، «بدع»)
  2. حکمت و هدفمند: از دیگر ویژگی های آفرینش هدفمندی آفرینش است. هر چند که خداوند حکیم است ولی این بدان معنا نیست که خداوند هدفی دارد؛ زیرا داشتن هدف به این معناست که چیزی را ندارد و با حرکتی می خواهد به آن برسد. از آن جایی که نقص در خداوند راه ندارد و هیچ کمالی نیست که خداوند نداشته باشد، معنایی ندارد که خداوند دارای هدف باشد بلکه هدفی برای خلقت و آفریده هاست نه خود خالق. خداوند در آیات بسیاری از هدفمندی خلقت و آفرینش و آفریده ها سخن به میان آورده که از جمله آن ها آیه ۱۱۵ سوره مومنون است که می فرماید: أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنَا لَا تُرْجَعُونَ؛ آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریده‏ایم و اینکه شما به سوى ما بازگردانیده نمى‏شوید؟
  3. آگاهانه و عالمانه: آفرینش الهی بر اساس آگاهی و علم است.(حجر، آیه ۸۶؛ یس، آیات ۷۹ و ۸۱) بنابراین خداوند بر همه چیز به شکل دقیق و کامل و فراگیر آگاهی و علم دارد و بر احوال خلق و آفریده ها آگاه است.(بقره، ایه ۲۹؛ انعام، آیه ۱۰۱؛ مومنون، آیه ۱۷)
  4. اتقان: خلقت اشیا به امر خداوند، براساس اتقان است.(مومنون، آیه ۱۴) و این اتقان و استوارى خلقت از جانب خداوند، نشانگر برخورد دقیق و بى تسامح او در سنجش کردار آدمیان و جنیان است که دارای اراده و اختیار و آزادی انتخاب و عمل هستند.(نمل، ایه ۸۸)
  5. اعاده خلقت: از دیگر ویژگی هایی که خداوند برای آفرینش و خلقت بیان کرده مساله اعاده آن است. خداوند در آیات بسیاری از اعاده خلقت پس از ابداء و ابداع آن سخن به میان آورده است.(یونس، آیات ۴ و ۳۴؛ انبیاء، آیه ۱۰۴؛ نمل، آیه ۶۴؛ عنکبوت، آیه ۱۹)
  6. آسانی ابداء و اعاده: از دیگر ویژگی های خلقت الهی آن است که ابداء و اعاده برای خداوند آسان است. پس اصل خلقت و آفرینش ابتدایی موجودات و اعاده دوباره آنان برای خداوند خستگی و سختی ندارد.(عنکبوت، آیه ۱۹)

آسانی ابداء و اعاده

چنان که گفته شد، ابداء و ابداع خلق و آفرینش برای خداوند آسان است، چنان که خداوند در آیه ۱۹ سوره عنکبوت می فرماید: أَوَلَمْ یَرَوْا کَیْفَ یُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ؛ آیا ندیده‏اند که خدا چگونه آفرینش را آغاز مى‏کند سپس آن را باز مى‏گرداند؟ در حقیقت، این کار بر خدا آسان است.

علت این که آفرینش ابتدایی و اعاده آن بر خداوند آسان و «یسر» است نه سخت و دارای «عسر»، به دلیل آن است که خداوند هستی را با اراده می آفریند و اعاده می کند.

خداوند در آیه ۱۱۷ سوره بقره می فرماید: بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ؛ او پدید آورنده آسمانها و زمین است‏، و چون به کارى اراده فرماید، فقط مى‏گوید: «موجود باش» پس فوراً موجود مى‏شود.

و در آیه ۴۷ سوره آل عمران می فرماید: إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ؛ چون به کارى فرمان دهد، فقط به آن مى‏گوید: «باش» پس مى‏باشد.»

و در آیه ۸۲ سوره یس می فرماید: إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ؛ چون به چیزى اراده فرماید، کارش این بس که مى‏گوید: «باش» پس بى‏درنگ‏ موجود مى‏شود.

و در آیه ۴۰ سوره نحل نیز می فرماید: إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَیْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ کُن فَیَکُونُ؛ ما وقتى چیزى را اراده کنیم، همین قدر به آن مى‏گوییم: «باش»، بى‏درنگ موجود مى‏شود.

پس خلقت الهی با اراده است بی آن که از چیزی چون ماده و وسیله و ابزار و نقشه و مانند آن استفاده کند. از همین روست که خداوند را خالق بالاراده یا خالق بدیع می گویند. وقتی خلقت به اراده باشد، دیگر معنا ندارد که از سختی و آسانی آن سخن گفته شود؛ مثلا وقتی که بخواهد در ذهن خودش یک قطره یا اقیانوس را تصور کند هیچ سختی و مونه و ابزار و ماده ای نمی خواهد؛ برای چنین شخصی فرق نمی کند که یک قطره را تصور کند یا یک اقیانوس یا هزارها اقیانوس.

خلقت برای خداوند که با اراده انجام می دهد، در حکم تصور امری در ذهن ماست که هیچ ماده و ابزار و مونه ای نمی خواهد و سختی و رنجی را موجب نمی شود. از همین روست که خداوند می فرماید که ابداء و اعاده آفرینش برایش یسر و آسان است و هیچ سخنی ندارد.

البته در برخی از آیات از جمله آیه ۲۷ سوره روم خداوند می فرماید: وَهُوَ الَّذِی یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَیْهِ وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَى فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ؛ و اوست آن کس که آفرینش را آغاز مى‏کند و باز آن را تجدید مى‏نماید و این کار بر او آسانتر است. و در آسمانها و زمین نمونه والاى هر صفت برتر از آنِ اوست، و اوست شکست‏ناپذیر سنجیده‏کار.

این که خداوند در این آیه اعاده را اهون و سست تر و آسان تر دانسته است، با توجه به قاعده طبیعی در جهان است؛ زیرا اگر امری سخت باشد، ابداء و ابداع و خلقت نخستین آن چیز است؛ اما وقتی کاری و خلقتی انجام شد، تکرار و اعاده آن دیگر سخت نخواهد بود بلکه آسان تر و ساده تر انجام می گیرد.

اما حقیقت پاسخ همان است که در آیه ۱۹ سوره عنکبوت داده شده؛ زیرا خلقت بالاراده همانند تصورات ذهنی ما سخت و آسان یا آسان و آسان تر معنا ندارد. از همین روست که در همین آیه ۲۷ سوره روم به نوعی استدراک می کند و می فرماید حقیقت آن است که آن چه گفته شد تنها از باب مثل است و مثل اعلا و والا در اختیار خداوند است و آن چه بیان شده تنها برای تقریب به اذهان و اوهام و عقول انسانی است که بیش تر از این کشش ندارد؛ و گرنه هر چه در باره خداوند گفته شود، نوعی نقص و عیب است و باید گفت: سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ؛ پاک و منزه است خداوند از آن چه توصیف می کنند.(صافات، آیه ۱۵۹)

حقایق هستی کلمات و قول الهی

برای این که درک درست تری از خلقت ابتدایی و اعادی داشته باشیم، باید به این نکته توجه یابیم که هستی برای خداوند چون کلمات هستند. از همین روست که در آیات قرآنی از قول و کلمه به عنوان وجود و موجود سخن به میان آمده است.

خداوند در آیه ۱۷۱سوره نساء می فرماید: إِنَّمَا الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ اللّهِ وَکَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْیَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ؛ مسیح، عیسى بن مریم، فقط پیامبر خدا و کلمه اوست که آن را به سوى مریم افکنده و روحى از جانب اوست.

از همین روست که در آیات ۱۱۷ سوره بقره ، ۴۷ سوره آل عمران، ۸۲ سوره یس و و ۴۰ سوره نحل از واژه «قول» استفاده شده تا بیان کند همه هستی قول الهی و کلمه اوست.

خداوند در آیه ۱۰۹ سوره کهف می فرماید: قُل لَّوْ کَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِّکَلِمَاتِ رَبِّی لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَن تَنفَدَ کَلِمَاتُ رَبِّی وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدًا؛ بگو: «اگر دریا براى کلمات و آفریده های پروردگارم مرکّب شود، پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان پذیرد، قطعاً دریا پایان مى‏یابد، هر چند نظیرش را به مدد آن‏ بیاوریم.»

و نیز در آیه ۲۷ سوره لقمان می فرماید: وَلَوْ أَنَّمَا فِی الْأَرْضِ مِن شَجَرَهٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَهُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ کَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ؛ و اگر آن چه درخت در زمین است قلم باشد و دریا را هفت دریاى دیگر به یارى آید، سخنان خدا و آفریده هایش پایان نپذیرد. قطعاً خداست که نفوذ‏ناپذیر حکیم است.

پس کلمات الهی همان آفریده های الهی است؛ یعنی همان طوری که انسان با هیچ مونه و رنجی به سادگی و آسانی کلمات را بر زبان جاری می کند و خلق و آفرینش کلمات دارد، خداوند هستی را به همین سادگی می آفریند. البته چنان که خداوند در آیه ۲۷ سوره روم فرموده مثل اعلی و والا برای خداوند است و این مطلب تنها برای تقریب اذهان بیان شده است وگرنه کار خداوند بسیار سهل و آسان و اهون تر از آن است که ما تصور و به اوهام و عقول خود درک کنیم و تصویر و ترسیم نماییم.

اعاده الهی در قالب دیگر

البته باید توجه داشت که خداوند در اعاده به همین آفرینش ابتدایی بسنده نمی کند بلکه اعاده در شرایطی انجام می گیرد که کلمات وجودی و آفریده های الهی در وضعیت دیگر قرار می گیرند که برای هر کدام از آن ها کمالی است؛ زیرا بر اساس آیات قرآنی، زمین و آسمان تبدیل می شود و زمین و آسمانی دیگر اعاده می شود و وضعیت آفریده ها نیز دگرگون خواهد شد.

خداوند در آیه ۴۸ سوره ابراهیم می فرماید: یَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَیْرَ الأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُواْ للّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ؛ روزى که زمین به غیر این زمین، و آسمانها به غیر این آسمانها مبدل گردد، و مردم‏ در برابر خداى یگانه قهار ظاهر شوند.

پس این زمین و زمان و آسمان دگرگون خواهد شد و تبدیل به زمین و زمان و آسمانی دیگر می شود. از همین روست که پرسش از قیامت و زمان آن معنا و مفهومی ندارد؛ زیرا این زمانی که با آن سر و کار داریم مرتبط با گردش ماه و زمین است و چه زمان قمری و چه شمسی، زمانی برای این مدل از خلقت است که در آن هستیم؛ حتی در همین مدل نیز زمان در سیارات دیگر با آن چه در زمین است متفاوت است؛ با این همه اگر زمان زمینی مراد باشد این زمین و زمان فرو ریخته است و آسمان های هفت گانه و زمین هفت گانه (طلاق، آیه ۱۲) تبدیل شده است.

از همین روست که در قرآن هرگز به زمان قیامت اشاره نمی شود، زیرا پرسش از چه وقت و چه زمان قیامت معنا و مفهومی ندارد وقتی این زمان و زمین و آسمان تبدیل شده است.(اعراف، آیه ۱۸۷؛ ذاریات، آیه ۱۲؛ قیامت، آیه ۶؛ نازعات، آیه ۴۲) از سویی دیگر، خداوند خالق زمان است و در درون زمان و محدود به آن نیست.

وقتی آسمان ها و زمین ها تبدیل شود، همه این هستی موجود یعنی هفت آسمان ها و هفت زمین ها تنها عرض بهشت است؛ یعنی زمینی که بهشت از آن ساخته می شود تمام هستی موجود را در بر می گیرد. تصور آن شاید سخت باشد ولی باید دانست هر آن چه را که در آسمان کنونی از ستارگان دیده می شود و یا نمی شود، یعنی مجموعه کهشکان ها تنها در آسمان نخست است(صافات، آیه ۶) و آسمان های دیگر بیرون از دید و دیده بلکه حتی تصور ماست.

خداوند می فرماید: وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَهٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ؛ و براى نیل به آمرزشى از پروردگار خود، و بهشتى که پهنایش به قدر آسمانها و زمین است و براى پرهیزگاران آماده شده است، بشتابید.(آل عمران، آیه ۱۳۳)

هم چنین در آیه ۲۱ سوره حدید می فرماید: سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَهٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا کَعَرْضِ السَّمَاء وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ؛ براى رسیدن‏ به آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى که پهنایش چون پهناى آسمان و زمین است و براى کسانى آماده شده که به خدا و پیامبرانش ایمان آورده‏اند، بر یکدیگر سبقت جویید. این فضل خداست که به هر کس بخواهد آن را مى‏دهد، و خداوند را فزون‏بخشى بزرگ است.

این فضایی است که بهشت به خود اختصاص داده است؛ اما فضایی که برای دوزخ است چیزی دیگر است که در آیات قرآنی به آن اشاره مستقیمی نشده است.

در آخرت و جهانی که اعاده می شود، همه هستی نخست طی و سپس نشر می شود. طی به معنای پیچیدن و نشر به معنای باز کردن است. طوماری که نوشته ها و کلمات وجودی الهی در آن نوشته شده در پیش از قیامت طی و پیچیده شده و سپس در قیامت نشر می شود؛ پس هنگام که طومار پیچیده می شود کلمات وجودی حذف و نیست و نابود نمی شود بلکه تنها نهان و مخفی شده و سپس در هنگام نشر دوباره آشکار می شود، البته با تغییرات و تبدیلاتی که انجام می گیرد که از جمله آن ها فقدان مرگ در بهشت و دوزخ است.

خداوند درباره این طی و نشر می فرماید: یَوْمَ نَطْوِی السَّمَاء کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ کَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِیدُهُ وَعْدًا عَلَیْنَا إِنَّا کُنَّا فَاعِلِینَ؛ روزى که آسمان را همچون در پیچیدن صفحه نامه‏ها در مى‏پیچیم. همان گونه که بار نخست آفرینش را آغاز کردیم، دوباره آن را بازمى‏گردانیم. وعده‏اى است بر عهده ما، که ما انجام دهنده آنیم.(انبیاء، آیه ۱۰۴)

پس اعاده الهی با طی و نشر همراه خواهد بود و هیچ حذف و اضافه ای در این نامه و سجل یعنی ثبت شده نیست. البته چنان که گفته شد تغییرات و تبدیلاتی صورت می گیرد که نوعی کمال است. از جمله مهم ترین تغییرات آن است که مرگی درکار نخواهد بود؛ زیرا اهل بهشت جاودانه خواهد بود و مرگ و واسطه انتقالی به جای دیگر برای آنان نخواهد بود؛ اما اهل دوزخ گرفتار حالتی می شوند که نه مرگ و نه زندگی است؛ زیرا دیگر مرگی نیست: ثُمَّ لَا یَمُوتُ فِیهَا وَلَا یَحْیَى.(اعلی، ۱۳)

خلقت بی خستگی

به هر حال، آن چه مهم است این که اعاده برای خداوند همان اندازه آسان است که ابداء و ابداع؛ زیرا خداوند به اراده خلق می کند و برای انجام آن مونه و ماده و ابزاری نیست و از همین روست که خستگی برای خداوند معنا و مفهومی ندارد؛ خداوند می فرماید: وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٍ؛ و در حقیقت، آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است در شش هنگام آفریدیم و احساس ماندگى نکردیم.(ق، آیه ۳۸)

و در جایی دیگر نیز می فرماید: الَّذِی أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَهِ مِن فَضْلِهِ لَا یَمَسُّنَا فِیهَا نَصَبٌ وَلَا یَمَسُّنَا فِیهَا لُغُوبٌ؛ همان خدایى‏ که ما را به فضل خویش در سراى ابدى جاى داد. در اینجا رنجى به ما نمى‏رسد و در اینجا درماندگى به ما دست نمى‏دهد.»(فاطر، ایه ۳۵)

در حالی که برخی با توجه به تصور باطل خود گمان کرده اند که خداوند در روز هفتم به سبب خستگی به استراحت پرداخته و سبت و تعطیلی داشته است. همین تصور خستگی و سختی برای اعاده نیز در میان مشرکان رسوخ کرده و گمان کرده اند که این کار سخت یا نشدنی خواهد بود.

در مجمع البیان ذیل آیه ۳۸ سوره ق آمده است: یهودیان براساس پندار خرافى خویش بر این باور بودند که خدا پس از آفرینش جهان، در روز شنبه به استراحت پرداخت و آنان نیز به احترام او روز شنبه را تعطیل اعلام داشته و دست از کار مى‏کشند! این آیه مبارکه در نفى این پندار پوچ و خرافى به روشنگرى پرداخت که هرگز این گونه نیست، چرا که ذات بى‏همتاى خدا قدرتش محدود نیست که اگر بخواهد کارى بزرگ و فراتر از توان خود انجام دهد، خسته و درمانده گردد و نیاز به استراحت و یارى داشته باشد؛ نه، بلکه قدرت او بى‏کران و وصف‏ناپذیر و نامحدود است و توانایى‏اش بى‏نهایت؛ بر این اساس نه از انجام کارى خستگى به او مى‏رسد و نه درمانده مى‏شود.

علامه طباطبایی نیز در ذیل آیه ۱۵ سوره ق می نویسد: آن خدایى که قادر بود عالم را بدون الگو و براى اولین بار خلق کند، قادر است که در نشاه‏اى دیگر با خلقتى جدیدش بیافریند، و همان علمى که در خلقت نخستین داشت، در خلقت دوم نیز دارد، چون هر دو در خلقت مثل همه، وقتى برایش یکى از این دو خلقت ممکن باشد، دومى هم ممکن است، و براى خلقت دومش مانند اولش نمونه‏اى نمى‏خواهد، جز اینکه بگوید” باش” و همین کافى است که عالم بار دیگر موجود شود،” إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ” .

البته برای خداوند خلقت چون ارادی است کار سختی نخواهد بود و خداوند هماره در حال آفرینش و خلقت است. در تاویلی که برای آیه ۱۵ سوره ق از امامان (ع) وارد شده می توان این معنا یسر و اسانی در خلقت را بهتر فهمید؛ چه رسد اعاده ورستاخیر که کاری بسیار سهل است.

شیخ صدوق در کتاب توحید به سند خود از عمرو بن شمر، از جابر بن یزید روایت کرده که گفت: من از امام ابى جعفر (ع) پرسیدم: آیه شریفه” أَ فَعَیِینا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِی لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِیدٍ” چه معنا دارد؟ حضرت فرمود: اى جابر، تاویل این آیه چنین است که وقتى این عالم و این خلقت فانى شود، و اهل بهشت در بهشت و اهل آتش در آتش جاى گیرند، خداى تعالى دست به خلقت عالمى غیر این عالم مى‏زند، و خلقتى جدید مى‏آفریند، بدون اینکه مرد و زنى داشته باشند، تنها کارشان عبادت و توحید خدا است، و برایشان سرزمینى خلق مى‏کند غیر از این زمین تا آن خلایق را بر دوش خود بکشد، و آسمانى برایشان خلق مى‏کند غیر از این آسمان، تا بر آنان سایه بگستراند. و شاید تو خیال مى‏کردى خدا تنها همین یک عالم را خلق کرده، و یا مى‏پنداشتى‏ که غیر از شما دیگر هیچ بشرى نیافریده است. به خدا سوگند هزار هزار عالم، و هزار هزار آدم آفریده که تو فعلا در آخرین آن عوالم هستى، و در دودمان آخرین آن آدمها قرار دارى.(نگاه کنید: نور الثقلین، ج ۵، ص ۱۰۸ به نقل از توحید صدوق؛ خصال، ج ۲، باب السبعه، ح ۴۵)