نفرین، ابراز نفرت از بدی و بدکاران

کربلا

بسم الله الرحمن الرحیم

نفرین در قالب دعا و نیایش نوعی درخواست برای نابودی بدکارانی است که به هیچ وجه حاضر نیستند از عملکرد بد خویش دست بردارند و به راه راست بیایند و جاده حقیقت و تقوا در آیند. در حقیقت وقتی انسان از هدایت کسی ناامید شود و موعظه ها و نصیحت ها و حتی مجازات و کیفرها تاثیری در تغییر فکر و رفتار شخص نداشته باشد، به سبب ناتوانی در مجازات های بزرگ یا عدم جواز قتل و عدم امکان قتل، به نفرین رو می آورد تا این گونه او را به خدا واگذار کند و خدای منتقم جبار از او انتقام ستاند و به نقمت کشاند.

بنابراین، نفرین دربردارنده مفاهیم بسیاری چون نفرت و بیزاری از چیزی، ناتوانی در مجازات، واگذار کردن امر به خدا و نابودی بدکار به سبب عدم امکان تغییر در رفتار بدکار است. نفرین در قالب نیایش و دعا طرح می شود و مرده باد چیزی جز بیان درخواست مرگ برای بدکاری نیست که با کارهای زشت و بد خویش عرصه را بر دیگران تنگ کرده به طوری که جانشان به لب رسیده و راهی برای رهایی جز دست های انتقام خدا نیست. به عنوان نمونه «مرگ بر آمریکا» یا «مرگ بر مستکبر» یا «مرگ بر ظالم» چیزی جز یک دعا و نیایش برای نابودی مجموعه ای نیست که جز از آن ظلم و استکبار بر نمی خیزد و دستان مظلومان و مستضعفان از مجازات آمریکا به عنوان دارنده صفاتی چون ظلم و استکبار کوتاه است؛ از این رو، با درخواست مرگ نسبت به آمریکا خواهان نابودی ظلم و استکبار هستند. به سخن دیگر، آن چه را مردم درخواست دارند، مرگ زشتی ها و بدی ها است که در شیطان بزرگی چون آمریکا تجسم عینی یافته است. این نفرت از بدی ها و زشتی ها است که مردم را به منشاء و علت یا عامل زشتی ها و بدی ها سوق می دهد و خواهان نابودی آن منشاء و علت و عامل برای رهایی از زشتی و بدی هایی چون استکبار و ظلم می شوند.

به عبارت دیگر، مردمان به سبب حق طلبی، عدالت خواهی، قسط خواهی و گرایش به خوبی ها و گریزش و نفرت از بدی ها و زشتی ها، خواهان اجرای حق، عدالت، قسط، خوبی ها و مانند آن ها هستند و نسبت به باطل، بدی، بی عدالتی و قسط خوری گریزش دارند. پس اگر آن منشاء و علت و عامل زشتی و بدی تغییر رویه دهد، هرگز خواهان مرگ او نیستند، اما با توجه به این که هویت و ماهیت شخصیتی فرد چنان شکل گرفته که زشتی و بدی جزو شاکله آن شده و از میان رفتن زشتی و بدی جز با نابودی آن شخص ممکن نیست، خواهان مرگ و نابودی آن می شوند. نفرین و نفرت نسبت به زشتی و بدی است که نفرت و نفرین نسب به شخص یا مجموعه ای یا دولتی یا نهادی را به دنبال دارد.

بر اساس این منظر و تحلیل باید گفت که نفرین ، نگاهی رحمانی نسبت به بقای خوبی ها و نیکی ها و نیز نیکوکاران و نابودی بدی ها و زشتی ها و عوامل و علل ایجادی آن است؛ به طوری که بقای بدی و بدکاران چیزی جز نابودی خوبی و نیکوکاران نخواهد بود؛ زیرا رابطه و نسبت میان خوبی و بدی و نیز حق و باطل ، رابطه ای تناقضی است که بقای یکی به معنا و مفهوم نابودی دیگری است؛ پس اگر کسی خواهان باقی بدی و بدکاران باشد، در حقیقت خواهان نابودی نیکی و نیکوکاران است؛ از همین روست که خدا می فرماید: وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا؛ و بگو حق آمد و باطل نابود شد. آرى! باطل همواره نابودشدنى است.(اسراء، آیه ۸۱)

به تفسیر حافظ شیرازی از تقابل میان حق و باطل، خوبی و بدی ، نیکوکاران و بدکاران : «دیو چو بیرون رود، فرشته در آید»؛ زیرا با وجود دیو هرگز فرشته ای آن جا حضور نخواهد داشت؛ چنان که وقتی فرشته در آید، برای دیو جایی نیست. پس باید که هر انسانی نسبت به دیو نماد زشتی و زشتکاران و فرشته نماد نیکی و نیکوکاران، باید مواضع روشن داشته باشد و نمی توان در بستر خاکستری حرکت کرد؛ زیرا تقابل زشتی و نیکی همانند تقابل شب و روز است؛ و هر گاه این دو به هر شکلی بخواهند جمع شوند چیزی جز زمان فتنه نخواهد بود که انسان قدرت تشخیص حق و باطل، بد و خوب و زشت و زیبا را نخواهد یافت، و در فتنه غرق می شود و آسیب می بیند.

بنابراین، لازم است که هر انسانی به روشنی مواضع خود را نسبت به حق و باطل، زشت و زیبا، خوب و بد، خیر و شر، تقوا و فجور و مانند آن ها بیان کند و در قالب «تولّی» به حق و خیر روآورده و ولایت آن ها را بپذیرد و در قالب «تبری» به باطل و شر پشت کند و برائت بجوید و ولایت آنها را نپذیرد. پس در یک جمله، «زنده باد حق» و « مرده باد باطل» چیزی جز بیان و ابراز محبت و ولایت نسبت به حق و خیر و خوبی و زیبایی و دشمنی نسبت به باطل و شر و بدی و زشتی نیست.

با نگاهی به احکام نفرین در قرآن و آموزه های وحیانی اسلام به سادگی می توان دریافت که از نظر قرآن، نفرین چیزی جز تبری و اعلان بیزاری از باطل و زشتی و بدی و عاملان آن ها نیست. کسی که نفرین می کند، نه تنها به نوعی آن صفات و اعمال زشت را از خود دور می کند، بلکه در مقام امر به معروف و نهی از منکر بر آن است تا محیط هنجاری ایجاد شود و با تولی و تبری بر آن است تا گرایش ها و گریزش های خویش را روشن و صیانت کند و در مدار فتنه قرار نگیرد؛ افزون بر این که نوعی واگذار و تفویض امور به خدایی است که بر اساس حق قضاوت و عمل می کند.

موجبات نفرین

نفرین اصطلاح قرآنی نیست. ریشه این لغت از نفر به معنای تنفر و بیزاری است. اما در اصطلاح فارسی زبانان نفرین به معنای دعای بد برای مرگ، ناکامی و بدبختی کسی یا چیزی است. (انوری،ج۸، ص۷۸۸۸) و همینطور به معنای لعن، لعنت و نکوهش نیز آمده است. (لغت نامه دهخدا،ج۴۳،ص۶۶۰)

معادل نفرین اصطلاحی فارسی زبانان در قرآن کریم همان «لعن» است. لعن از ناحیه خداوند متعال به معنای دور ساختن کسی از رحمت خویش در دنیا و در آخرت عذاب و عقوبت و از ناحیه بندگان نیز لعن و نفرین در واقع همان دعا به ضرر و بر ضد دیگران است.(مفردات راغب اصفهانی، ص۴۷۱)

برای این که درک درست تری از حقیقت نفرین داشته باشیم، بهتر آن است تا نگاهی به موجبات نفرین از منظر قرآن داشته باشیم؛ زیرا بیان موجبات نفرین روشن می کند که چرا و چگونه نفرین مجاز دانسته شده و اسلام و قرآن مجوز نفرین را صادر کرده و آن را به عنوان امری مقبول و صحیح جایز و روا دانسته است. از مهم ترین موجبات نفرین که جواز نفرین را صادر می کند می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. استکبار غرور آمیز: از نظر قرآن کسانی که در رفتار اجتماعی با دیگران با غرور تمام استکبار می ورزند و دیگران را به استضعاف می کشانند، سزاوار نفرین هستند؛ چنان که خدا نسبت به توطئه غرورآمیز و توأم با استکبار ولید بن مغیره ضد قرآن، از ابزار نفرین بهره برده است تا نشان دهد که از این گونه رفتارها به شدت نفرت و بیزار است و مومنان نیز باید این گونه باشند؛ یعنی نه تنها خودشان استکبار نورزند، بلکه باید نسبت به چنین افرادی ابراز تنفر داشته و از آنان دوری و پرهیز کنند.(مدثر، آیات ۱۸ تا ۲۵) شأن نزول آیات مذکور، ولید بن مغیره است. (الکشاف، ج ۴، ص ۶۴۷ ) حرف «ثمّ» در این آیات براى تراخى رتبى و نه زمانى بوده و جمله «قتل …» براى نفرین و معترضه است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج ۱۴، جزء ۲۹، ص ۳۰۸ – ۳۰۹)
  2. ظلم: از مهم ترین موجبات خشم و نفرین الهی ظلم در انواع و اقسام آن از جمله ظلم به دیگران است.(مومنون، آیه ۴۱؛ زخرف، آیه ۶۵)
  3. افتراء به خدا: از دیگر موجبات نفرین می بایست به افتراء به خدا یاد کرد.(مائده، آیه ۶۴؛ توبه، آیه ۳۰) البته بیش تر کسانی که مبتلا به این عمل می شوند، عالمان دینی هستند که بیان کننده احکام الهی هستند؛ زیرا اینان هستند که امری را نفیا یا اثباتا به خدا نسبت می دهند و می گویند خدا این را نگفته یا خدا این را گفته است.
  4. افتراء به قرآن: کسانی که به قرآن افترا می زنند و آن را کلام الهی نمی دانند یا سحر و شعر و مانند آن ها می شمارند ، گرفتار نفرین الهی می شوند.(مدثر، آیات ۱۱ تا ۲۵) چنان که ولید بن مغیره این گونه مورد خشم و نفرین الهی قرار گرفت؛ زیرا فاعل «فکّر و قدّر» ولیدبن مغیره است که به قرآن افترا بست و گفت: پیامبر صلى‌الله‌علیه‌و‌آلهساحر و قرآن سحر است. (مجمع‌البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۵۸۳)
  5. بازداشتن از راه خدا: بازداشتن از راه خدا، موجب نفرین خدا است.(ابراهیم، آیات ۲ و ۳) بنابراین، مردم باید از هر گونه رفتاری که به مفهوم بازداشتن از راه خدا است، اجتناب ورزند و هم چنین مومنان باید از این دسته از افراد اجتماع اجتناب کرده و از آنان تبری و برائت بجویند.
  6. تحریف : از نظر قرآن هر گونه تحریف حقایق دین، سبب نفرین خدا می شود.(همان؛ بقره، آیات ۷۹) البته ناگفته نماند کسانی به تحریف لفظی یا تحریف معنوی رو می آورند که مسئولیت ابلاغ دین را در دست دارند، بنابراین، تحریف گران دینی از عالمان دینی خواهند بود ؛ زیرا اینان بیش تر در معرض این خطر و نفرین الهی هستند.
  7. ترک نماز و سهو در آن: کسانی که نماز را ترک می کنند و به آن اهمیت نمی دهند، گرفتار نفرین الهی هستند.(قیامت، آیات ۳۱ تا ۳۵؛ ماعون، آیات ۴ و ۵) واژه سهو و ساهی به معنای ترک نماز نیز آمده است.
  8. توطئه علیه دین و رهبران دینی: هر گونه توطئه علیه دین و رهبران دینی عامل نفرت است.(مدثر، آیه ۱۱)
  9. تکذیب قیامت: از دیگر موجبات نفرین الهی، تکذیب قیامت از سوی افراد است.(طور، آیه ۱۱؛ قیامت، آیات ۳۲ تا ۳۵؛ مرسلات، آیه ۱۵)
  10. تکذیب پیامبران: تکذیب پیامبران موجب خشم و نفرین الهی(منافقون، آیات ۱ تا ۴) و نیز گرفتاری های متعدد و متنوع در دنیا و عذاب دنیا و آخرت است.(مومنون، آیات ۲۳ تا ۲۶؛ قمر، آیات ۹ و ۱۰)
  11. تکذیب معارف الهی: کسانی که به تکذیب معارف وحیانی می پردازند گرفتار نفرین خدا در دنیا و آخرت و عذاب های متعدد خواهند شد.(مومنون، آیه ۳۹؛ التبیان، ج ۷، ص ۳۶۵)
  12. دروغ پردازی: دروغ پردازی و افک و افتراء از موجبات نفرین الهی است(جاثیه، آیه ۷؛ ذاریات، آیه ۱۰)
  13. دنیاطلبی: هر گونه گرایش به دنیا و محبت به آن به طوری که انسان را از آخرت باز دارد، موجب خشم و نفرین الهی است.(بقره، آیه ۷۹؛ ابراهیم، آیات ۲ و ۳)
  14. دین فروشی: دین فروشى عالمان، سبب نفرین خدا بر آنان است.(بقره، آیه ۷۹)
  15. ریاکاری: هر گونه ریاکاری به ویژه در اعمال عبادی چون نماز از موجبات خشم و نفرین الهی است.(ماعون، آیات ۴ تا ۶)
  16. کفر و شرک: از موجبات نفرین الهی، کفر و شرک افراد است که باید از آن اجتناب کرد.(انبیاء، آیات ۱۸ و ۲۱ و ۶۷؛ فصلت، آیه ۶؛ بقره، آیه ۱۶۱)
  17. شکنجه مومنان: کسانی که به اذیت و آزار مومنان دست می یازند و آنان را شکنجه می کنند گرفتار نفرین الهی می شوند.
  18. عیب جویی: عیب جویی نسبت به دیگران موجب نفرین است؛ البته در این میان کسانی که با ثروت خویش و رفتارهای تفاخر آمیز مردم را به تمسخر و استهزاء می گیرند، بیش تر در معرض نفرین الهی هستند.(همزه، آیات ۱ و ۲)
  19. غفلت از نماز: کسانی که از نماز غافل هستند از سوی خدا نفرین شده اند.(ماعون، آیات ۴ و ۵)
  20. فساد: هر گونه فساد در روی زمین عامل خشم الهی و نفرین اوست.(عنکبوت، آیه ۳۰) در این میان مفسدان در مسایل اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی باید مواظب باشند که خشم خدا آنان را به نیستی و نابودی نکشاند؛ البته باید مومنان نیز نسبت به مفسدان و فسادگران موضع منفی اتخاذ کرده و از آنان اعلان برائت و نفرت کنند.
  21. غافلان سنگدل: کسانی که گرفتار سنگدلی و قساوت قلب هستند و از یاد خدا غافل می شوند، گرفتار نفرین الهی هستند.(زمر، آیه ۲۲)
  22. اغواگری و گمراه گری: کسانی که دیگران را اغوا کرده و به گمراهی می کشاند، گرفتار نفرین الهی هستند.(یونس، آیه ۸۸؛ نوح، آیات ۲۶ و ۲۷)
  23. گناه و فسق: هر گونه گناه و فسق و فجوری موجب خشم الهی و نفرین اوست.(مائده، آیات ۲۱ تا ۲۵؛ دخان، آیه ۲۲؛ جاثیه، آیه ۷؛ محمد، آیه ۸؛ عبس، آیات ۱۷ و ۲۳)
  24. لواط و هم جنس بازی: هر گونه ارضای شهوات از طریق نادرست به ویژه لواط و هم جنس بازی موجب خشم و نفرت الهی است.(عنکبوت، آیات ۲۷ تا ۳۰)
  25. عدم پرداخت زکات: اجتناب از ادای حقوق مالی و زکات موجب خشم الهی و نفرت اوست که باید از آن اجتناب کرد.(ماعون، آیات ۴ تا ۷)
  26. عدم رضایت نسبت به احکام وحی: هر کسی نسبت به احکام وحی و معارف آن ابراز ناخشنودی و عدم رضایت کند، گرفتار خشم و نفرین الهی می شود.(محمد، آیات ۸ و ۹)
  27. کراهت از حق: هر گونه کراهت و نفرت نسبت به حق موجب می شود که خدا از چنین شخصی نفرت داشته و او را گرفتار لعن و نفرین خویش سازد.(همان)
  28. کفران: هر گونه کفران نعمت های الهی به جای شکر ورزی موجب نفرین است. شکر نعمت به زبان و قلب و عمل موجب جلب رضایت الهی است.
  29. کم فروشی و خیانت در امانت و معامله: از دیگر موجبات نفرین الهی می توان به این کم فروشی و خیانت اشاره کرد.(مطففین، آیات ۱ تا ۳)
  30. رباخواران: کاری بدتر از رباخواری نیست که اعلان جنگ رسمی علیه خدا است(بقره، آیه ۲۷۹) از نظر اسلام رباخواران گرفتار نفرین الهی هستند. (شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج ‏۳، ص ۲۷۴)
  31. شراب خواران و تولید کنندگان مشروبات الکلی: این عمل زشت موجب می شود که عقل و عقلانیت از اجتماع رخت بربندد و مردم دچار رفتاری نابهنجار شوند، از همین روست که این افراد مورد لعن و نفرین قرار گرفته اند. (همان، ج ۶، ص ۴۲۹)
  32. چشم چران ها: مردانی که به عورت نامحرم نگاه می کنند مورد لعن و نفرین هستند.(کافی، ج ۵، ص ۵۵۹)
  33. رشوه گیران: کسانی که در مناصب دولتی و قضایی و اجرایی و مانند آن ها قرار دارند، باید مواظب باشند رشوه نگیرند که گرفتار نفرین و خشم الهی می شوند. (همان)
  34. آدم کشان: قاتلین و آدم کشان که بی دلیل جانی مردم بی گناه را می گیرند، گرفتار خشم و نفرین الهی هستند. (وسایل الشعیه، ج ۱۳، ص ۱۷۳]
  35. تشبه زن به مرد و بر عکس: مردانی که خود را به صورت زنان در می آورند و بالعکس گرفتار نفرین الهی می شوند. (برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق، مصحح، محدث، جلال الدین، ج ‏۱، ص ۱۱۳)
  36. زناکاران و واسطه های آنان: از نظر اسلام زناکاران و واسطه گران که واسطه زنا میان دو نفر می شوند؛ گرفتار نفرین الهی می شوند. (همان)

البته باید توجه داشت که نفرین اختصاص به خدا ندارد بلکه چنان که قرآن بیان کرده است، پیامبران نیز کسانی را نفرین کرده اند که از جمله این پیامبران می توان به حضرت ابراهیم(انبیاء، آیه ۶۷؛ مجمع‌البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۸۶)، صالح(مومنون، آیه ۳۹؛ مجمع‌البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۱۶۶ و ۱۷۰)، لوط(عنکبوت، ایات ۲۸ تا ۳؛ انوارالتنزیل، بیضاوى، ج ۳، ص ۳۲۷)، پیامبر اکرم(آل عمران، آیه ۱۱۹)، موسی (یونس، آیه ۸۸؛ مائده، آیات ۲۱ تا ۲۵؛ طه، آیات ۹۵ تا ۹۷؛ دخان، آیات ۱۷ تا ۲۲)، نوح(قمر، آیات ۹ تا ۱۶؛ نوح، آیات ۲۴ تا ۲۷؛ مومنون، آیات ۲۳ تا ۶۴)، هود(مومنون، آیات ۳۱ تا ۳۹) و مانند آن ها اشاره کرد.

آثار نفرین

از نظر قرآن، نفرین دارای آثار زیانباری نسبت به کسانی است که مورد نفرین قرار می گیرند، به ویژه این که این نفرین از سوی خدا و پیامبران و مومنان باشد.

از جمله آثاری که بر نفرین مترتب می شود می توان به هلاکت و نابودی (مومنون، آیات ۲۳ تا ۲۷؛ قمر، آیه ۱۶؛ عنکبوت، آیات ۲۷ تا ۳۱)، قساوت قلب و سنگدلی(یونس، ایات ۸۸ و ۸۹)، سرگردانی (مائده، آیات۲۴ تا ۲۶) و تباهی اموال و عدم استفاده از آن ها(دخان، آیات ۲۱ و۲۲) اشاره کرد.

البته این ها عذاب های دنیوی است و گرنه عذاب های اخروی نیز به دنبال آن خواهد بود که از جمله بدترین آنها عذاب های دوزخ است.

حضرت علی‌می‌فرماید: از نفرین مظلوم بترسید که وی حق خویش را از خدا درخواست می‌کند و خداوند کسی را از حقش باز نمی‌دارد.

البته لعن یا نفرین بر برادران و خواهران مؤمن و به طور کلی زبان گشودن به نفرین و لعن‌، امری مذموم است و جز در موارد استثنا از این امر به شدت پرهیز داده شده است‌. حضرت امام باقر(ع) می‌فرماید: کسی که چیزی را لعنت می‌کند اگر آن شی مستحق نباشد لعنت به خود گوینده بر می‌گردد. پس از لعن مؤمن بپرهیزید تا مبادا خود گرفتار شوید.(ر. ک‌:میزان الحکمه‌، محمدمحمدی ری شهری‌، ج ۵، ص ۶۱۶)

نفرین زمانی انجام می شود که کارد به استخوان رسیده است و هیچ چاره ای جز تفویض امر به خدا نیست(غافر، آیه ۴۴) وگرنه اگر انسان بتواند اصلاح امر دیگری کند و رفتار شخص را تغییر دهد، هرگز تفویض امر به خدا نمی کند؛ زیرا چنین تفویضی چیز جز خشم خدا و نابودی شخص نخواهد بود؛ زیرا خدا نسبت مظلوم ناتوان دستگیر بوده و ظالم رابه سختی مجازات می کند. پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) از پروردگار متعال حکایت می ‏کند: و از کسی که بر تو ستم کرده در گذر، و آن کسی را که تو را محروم کرده است بخشش کن، و کسی را که به تو بدی کرده است نیکی و خوبی کن؛ چرا که خدای متعال می ‏فرماید: آنها باید عفو کنند و چشم بپوشند، آیا دوست نمی ‏دارید خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است! (نور، آیه )

از امام محمد باقر (علیه السلام) منقول است که فرمود:چون لعنت از دهان شخص بیرون بیاید، میان او و آن شخص که به او لعنت شده، تردد می کند، و اگر آن شخص سزاوار لعن باشد، به او تعلق می گیرد، و اگر نباشد، به صاحبش بر می گردد. (اصول کافی، ج۵، ص۳۴۱)

امام صادق (علیه السلام) فرمود:هرگاه مردی مورد ظلم و ستم واقع شد و شروع کند به نفرین کردن بر ظالم و ستمکار خود، خداوند عزوجل به او می گوید:همان طوری که تو به ظالم خود نفرین می کنی، کسی دیگر هم از دست ظلم و ستم تو نفرین می کند. اگر می خواهی، نفرینت را درباره ی ظالم تو بپذیرم و نفرین مظلومت را هم درباره ی تو، و اگر خواستی، نفرین هر دو شما را به تاخیر بیندازم، تا شاید رحمت و عفو من شما را فرا گیرد!

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:«از نفرین مظلوم بترسید که نفرین مظلوم به آسمان می رود.» آن حضرت در روایت دیگر فرمود:«بترسید از نفرین مظلوم، همانا او حقّ خود را از خدا می خواهد و خداوند سبحان گرامی تر از این است که حقی خواسته شود، مگر این که آن را اجابت کند» .

رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود:از نفرین پدر خود، سخت بپرهیزید، زیرا چنین نفرینی «ابر» را هم می شکافد و بالاتر می رود، و مورد توجه خدا قرار می گیرد، تا جایی که خداوند متعال می فرماید:آن نفرین را نزد من آورید تا مستجاب گردانم. بنابراین، از نفرین پدر علیه خود، سخت پرهیز داشته باشید، زیرا از شمشیر برنده تر است! (کتاب نوادر راوندی)

زمخشری صاحب تفسیر کشاف، در حادثه ای یک پایش را از دست داد. او می گوید در زمان کودکی، گنجشکی را گرفته و پایش را به نخی بسته بودم. گنجشک از دستم پرید و داخل سوراخی شد نخ را آن قدر کشیدم که یک پای حیوان از جا کنده شد. مادرم از جریان با خبر شد و فوق العاده متأثّر گردید و در حقّم نفرین کرد و گفت:«خدا پای چپت را قطع کند، همچنان که پای چپ این حیوان بیچاره را قطع کردی». هنگامی که به سنّ رشد رسیدم و برای کسب دانش به بخارا می رفتم، از اسب به زمین افتادم و پایم شکست. پزشکان چاره ای جز این ندیدند که پایم را قطع نمایند. این است که می بینی از پای چپ، عاجز مانده ام. (وفیات الأعیان، ج۴،ص۲۲۵)

هم چنین در روایت آمده است: فردی گاهی مورد ستم قرار می گیرد، اما در نفرین بر ظالم تا حدی زیاده روی می کند که پروردگار خود او را نیز از ستمکاران به شمار می آورد». (کافی، ج ۲، ص ۳۳۳، ح ۱۷؛ نراقی، احمد، معراج السعاده، ص ۱۹۷، چاپ قدیم، انتشارات امین و رشیدی، تهران؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ج ۱، ص ۳۰۵، اسماعیلیان، قم، ۱۳۸۶ش.)