نظام نامه سبک زندگی اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

اجتماع انسانی همان طوری که نیازمند فلسفه زندگی است، نیازمند نظام نامه ای در حوزه رفتار و سبک زندگی مبتنی بر فلسفه آن است. از این رو، اسلام به عنوان هدایت الهی وحیانی، در راستای امت سازی و اجتماع برتر انسانی، نه تنها فلسفه زندگی را تبیین کرده، بلکه نظام نامه ای کامل برای سبک زندگی بر اساس فلسفه اسلامی ارایه کرده تا این گونه اهداف فلسفی زندگی اسلامی تحقق یابد. نویسنده در این مطلب بر آن است تا ابعادی از سبک زندگی اسلامی را بر اساس آموزه های وحیانی قرآن تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

نظام نامه اجتماعی اسلام

اسلام مجموعه ای کامل از آموزه های وحیانی معرفتی و دستوری است. در این مجموعه کامل هر آن چیزی بیان شده که بشر به عنوان خلیفه الهی نیاز دارد. در این مجموعه، هم چنین راهکارهای عبور یا رهایی از موانع و هم چنین فراهم آوری و ایجاد مقتضیات تبیین شده است. معارف قرآنی در صدد تبیین فلسفه زندگی، شناخت کاملی نسبت به هستی از عالم شهادت و غیب ارایه می دهد و انسان را با حقایقی آشنا می شود که جز از راه وحی امکان شناخت آن فراهم نبوده است. تبیین معرفتی و شناختی از هستی تنها یک بیان صرف معرفتی نیست، بلکه در صدد جهت دهی و تاثیرگذاری برانگیزه ای آدمی است. از این روست که در ادامه هر تبیین شناختی، توصیه ای را در همان راستا بیان می کند و بر آن است تا جزم را با عزم، اندیشه را با انگیزه، و فکر را با عمل پیوند زند. بر همین اساس، تعلیم با تزکیه آمیخته شده(بقره، آیات ۱۲۹ و۱۵۱؛ آل عمران، آیه ۱۶۴؛ جمعه، آیه ۱) و قضیه فلسفی عقلی با حوزه قلب پیوند خورده و به عنوان نتیجه قضیه عاطفه و ایمان قلبی با شناخت ذهنی در هم می آمیزد و نتایجی چون: فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِینَ؛ چون ستاره غروب کرد، ابراهیم گفت: افول کنندگان را دوست نمی دارم.(انعام، آیه ۷۶) از آن بیرون می آید که میان قوای ذهن و قلب پیوند زده و علم و ایمان را به هم آمیخته است.

بی گمان نتیجه این پیوند و آمیختگی چیزی جز این نیست که آموزه های معرفتی جزم آور قرآن نتایج عزم آوری به دنبال دارد و بر خلاف علوم متعارف برای هر قضیه علمی و قطعی و هر تصدیق جزمی، توصیه ای در چارچوب تبیین علمی ارایه بلکه در قالب پنج گانه های شریعت، الزام آورانه بیان می کند. این گونه است که از آموزه های معرفتی، آموزه های دستور بیرون می آید و به دنبال هر جزم، عزم طلب می شود. پس چنان میان معارف و احکام شریعت پیوند است که نمی توان آن را از هم جدا کرد و به شکل تکفیکی به قضایای معرفتی یا قضایای دستوری و باید و نبایدهای الزام آور آن نگریست.

نتیجه آن که اسلام همان طوری که نظام نامه هستی شناختی در چارچوب فلسفه قرآنی – اسلامی ارایه می دهد؛ هم چنین نظام نامه رفتاری بر اساس همان فلسفه در چارچوب الزامات شریعت و احکام شرعی صادر می کند. پس نه تنها به فلسفه زندگی توجه می دهد، بلکه سبک زندگی را نیز بر مدار آن سامان می دهد. این بدان معناست که اگر انتخاب فلسفه اسلامی در آغاز یک حق اختیاری و ارادی است(بقره، آیه ۲۵۶) و می تواند بپذیرد یا نپذیرد(انسان، آیه ۳؛ کافرون، آیه ۶؛ کهف، آیه ۲۹)؛ ولی وقتی آن را پذیرفت باید به تمام نظام نامه آن به ویژه در سبک زندگی عمل کند و نمی تواند بر خلاف آن رفتار داشته باشد.

البته از آیات قرآنی این اختیار و انتخاب ارادی به دو حوزه تکوین پیوند داده شده است؛ به این معنا که حق انتخاب ارادی در حوزه تکوین و خلقت انسان است؛ اما انسان از نظر تشریعی موظف و مُلزَم است تا حق را به جای باطل انتخاب کند که همان اسلام پیامبران الهی در برابر دیگر ادیان غیر الهی است. از این روست که اگر انسان اسلام را انتخاب نکند و به شرایع گوناگون آن و امروز به شریعت پیامبر اکرم(ص) تن ندهد، مواخذه و مجازات خواهد شد؛ زیرا آزادی انتخاب ارادی در تکوین و خلقت انسان است نه در مقام تشریع. پس با آن که در خلقت آزاد است ولی باید اسلام را به عنوان فلسفه و سبک زندگی بپذیرد تا نجات یابد و اگر چنین نکند باید عذاب دنیوی و به ویژه اخروی را به جا بخرد. این ممنوعیت همانند ممنوعیتی است که در کناره های ساحل خطرناک دریا یا رود با تابلوهای هشدار اعلام می شود؛ در حقیقت این تابلوها نمی گویند که امکان انتخاب ارادی برای شنا نیست، بلکه می گویند: تو می توانی شنا یا ترک شنا در این جا را به اراده و اختیار خود انتخاب کنی، ولی باید بدانی این جا آن جای مناسب برای شنا نیست و غرق می شوی. منع تشریعی در این تابلوها و نیز تابلوی در ذات خدا غور نکنید، بیانگر آن است که راهی نیست، نه این که راهی است و تو اجازه رفتن نداری! بلکه می توانی بروی و غرق شوی!

به هر حال، اگر خداوند بر پایه نظام تکوین می گوید که هیچ اکراهی در دین نیست و حق و باطل و راست و کژی برای او بیان شده است(بقره، آیه ۲۵۶) و انسان آزاد است که یکی از دو را برگزیند و هیچ اجباری در کار نیست؛ اما در نظام تشریع بر او واجب است که ایمان و خوبی و زیبایی را برگزیند و کفر و بدی و زشتی را ترک کند؛ چرا که اولی بر او واجب و دومی بر او حرام است. پس این «لاجبر و لا تفویض» و نیز«لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ» در نظام تکوین بیانگر آزادی اوست؛ ولی در نظام تشریع واجب است که دین حق را برگزیند و کارهای نیک و خوب انجام دهد؛ از این روست که اگر چنین نکند او را به دوزخ می برند و به سبب انتخاب باطل مجازات می کنند(حاقه، آیات ۳۰ و ۳۱)؛ زیرا اگر انسان در تشریع همانند مقام تکوین آزاد و مختار بود دیگر کیفر و مجازات در دنیا و آخرت معنا نداشت؛ اما وجود عقاب در دنیا و آخرت خود گواه و شاهدی بر فقدان آزادی در مقام تشریع است.

این بدان معناست که هر انسانی باید با اراده و اختیار خود، نظام نامه معرفتی و رفتاری اسلام را بپذیرد و بر اساس آن فلسفه و سبک زندگی خود را سامان دهد تا در دنیا و آخرت سعادتمند شده و از عذاب و خشم الهی در امان ماند.

آموزه های دستوری اسلام شامل مجموعه ای کاملی از نظام نامه تزکیه نفس و خودسازی، ارتباط با خدا، ارتباط با هم نوع، ارتباط با خلق به معنای اعم از جمله طبیعت و جنیان و فرشتگان و مانند آن ها است. به سخن دیگر، شامل حوزه های جان، جامعه و جهان است.

یکی از مهم ترین بخش های نظام نامه به حوزه ارتباط با جامعه انسانی تعلق دارد. این گونه است که دانستن و عمل مطابق نظام نامه اجتماعی اسلام یکی از مهم ترین حوزه های شناختی و رفتاری است که باید هر انسانی آن را بداند و بر اساس آن عمل و رفتار کند؛ چرا که بخشی از شریعت و آموزه های دستوری به این حوزه توجه دارد.

نظام نامه اجتماعی در چارچوب فلسفه اسلامی

چنان که گفته شد، نظام نامه اجتماعی اسلام در قالب شریعت و آموزه های دستوری، بخشی از نظام نامه عام است که روابط انسان با خود، خدا ، جامعه و جهان را تبیین می کند. در این نظام نامه تلاش بر آن می شود تا نه تنها فلسفه وجودی انسان و آفرینش تامین و تضمین شود، بلکه انسان بتواند با انتخاب های درست و رفتارهای راست به گونه ای زندگی کند که افزون بر ظهور قوا و استعدادهای بالقوه و نهفته در ذات خویش هم چون متاله و خدایی شدن، بتواند در مقام مظهر رب العالمین به ربوبیت در جهان بپردازد و هر چیزی را به کمال بایسته و شایسته اش برساند. این گونه است که همه چیز تحت تسخیر قدرت خلافتی او قرار می گیرد و می تواند تصرفاتی داشته باشد که جز از «انسان خلیفه» بر نمی آید.

با آن که نظام نامه اجتماعی اسلام در طول تاریخ از آدم(ع) تا خاتم(ص) تغییراتی جزیی داشته که از آن به شرایع و منهاج یاد می شود(شوری، آیه ۱۳؛ مائده، آیه ۴۸)، ولی همه این شرایع تامین کننده همان فلسفه وجودی و آفرینشی انسان است.

اولین نظام نامه جامع از سوی خداوند در چارچوب کلی اسلام(آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۵) به نام شریعت نوح(ع) رقم خورده است.(شوری، آیه ۱۳) هر چند که پیش از ایشان نیز پیامبرانی بودند، ولی هرگز در قالب یک شریعت جامع مطرح نبوده است؛ زیرا نیازی به آن نبود؛ اما پس از حضرت نوح(ع) تاریخ بشریت با نقطه عطفی مواجه شد و گردشی را در پیش گرفت که به کمال یابی او ختم می شود.

از آن تاریخ همه شرایع و منهاج اسلامی، بر فلسفه و سبک مبتنی بر آن تاکید داشته و اصولی را به عنوان اصول ثابت گوشزد کردند. از جمله مهم ترین این اصول می توان به توحید و اجتناب از شرک(یوسف، آیه ۳۸؛ شوری، ۱۳)، اقامه دین اسلام و اجرای آن در سبک زندگی(همان) و جلوگیری از هر گونه اختلاف در معارف و احکام و تجزیه دین اسلام است.(همان)

در حقیقت هدف از شرایع و منهاج اسلامی آن است که با توجه به مقتضیات زمانی و عصری، نوع از سبک زندگی ارایه شود که بیرون از توان و استطاعت مردمان نباشد و بتواند نیازهای آن ها را تامین کند بی آن که به اصول و فلسفه زندگی آسیبی برد و کمبودی را موجب شود.

از آیات به دست می آید که انسان در فرآیندی به حدی از کمال رسید که می تواند بر اساس یک شریعت جامع و کامل که تا قیامت اصول ثابت آن باقی و برقرار است زندگی خود را سامان دهد و به فلسفه آفرینش و اهداف حضور بشر در دنیا برسد. این فلسفه و سبک زندگی همان است که امروز در یک کلمه از آن به اسلام یاد می شود؛ زیرا اسلام کنونی، از جامعیت و مانعیتی برخوردار است که همه فلسفه و سبک زندگی شرایع دیگر را در خود دارد بی آن که نیازی به تغییر بر اساس مقتضیات داشته باشد؛ زیرا از چنان انعطاف برخوردار است که نیازی به تغییرات اساسی در شریعت و آموزه های دستوری آن نیست؛ چرا که شرایع در فلسفه زندگی با یک دیگر تفاوتی نداشتند؛ بلکه تفاوت های آنها تنها در سبک زندگی و آموزه های دستوری آن بوده است که با توجه به مقتضیات زمانی و عصری نیازمند تغییرات جزیی بوده است.

آموزه های اسلامی که در قالب اسلام محمدی(ص) ارایه شده است، از چنان ظرفیتی برخوردار است که می تواند تغییرات و تکانه های زمانی و متقضیات عصری را تحمل کند بی آن که نیازمند تغییر در شیوه و روش باشد؛ یعنی تغییر در شریعت و منهاج باشد. پس فلسفه و هم چنین شریعت یعنی همان شیوه و نیز منهاج و روش آن نیازمند دست کاری و تغییرات نیست؛ چرا که انعطاف آن به حدی است که همانند پاندول عمل می کند و می تواند تکانه های شدید عصری و زمانی و مکانی را بی تغییر بپذیرد و آن را سامان دهد و مدیریت و مهار نماید. از همین روست که با آمدن شریعت آخر زمانی دیگر شرایع و منهاج از وجوب و جواز اتباع و پیروی خارج شده و تنها این شریعت حاکمیت یافته و مهمین بر دیگر شرایع اسلام شده است.(مائده، آیه ۴۸)

از ویژگی های مهم شریعت آخرالزمانی که تا قیامت برقرار خواهد بود، مطابقت کامل با فطرت انسانی(روم، آیه ۳۰)، دارای سبک آسان و ساده برای اجرا و عمل مطابق آن و فاقد قوانین دارای عسر و حرج است.(حج، آیه ۷۸)

از مهم ترین شرایع اسلامی در طول تاریخ بشریت این است که هدایت رفتاری و عملی اجتماعات انسانی را برای رسیدن به مقام خلافت الهی فراهم می آورد (شوری، آیه ۱۳) و در شکل گیری جوامع بشری نقش اساسی و تعیین کننده ای ایفا می کند.(مائده، آیه ۴۸)

در این میان شریعت اسلام به سبب کمال و جامعیت بهتر از دیگر شرایع می تواند در تحقق این اهداف مفید و سازنده باشد. امتی که شریعت اسلام ایجاد می کند، امتی وسط و برتری است که می تواند شاهد و گواه عینی برای امت های دیگر باشد: وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطًا لِتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا؛ و بدین گونه شما را امتى میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد.(بقره، آیه ۱۴۳)

این امت با نخبگانی از عالمان اسلامی می تواند بر اساس سنت و سیره عملی معصومان(ع) با رد فروعات و مسایلی که در طول تاریخ ایجاد می شود به اصول ، مسایل خویش را حل و فصل کنند: عَلَیْنَا إِلْقَاءُ الْأُصُولِ وَ عَلَیْکُمُ التَّفْرِیعُ؛ بر ما است القای اصول و بر شما است تفریع از آن اصول.(وسایل الشیعه، ج ۲۷، ص ۶۳)

این ویژگی شریعت اسلام به امت اجازه می دهد تا هماره برای هر مساله ای پاسخی در چارچوب شریعت و فلسفه آن داشته باشند و هرگز از مدار و محور فلسفه و سبک زندگی اسلامی خارج نشوند. روح اسلام در تک تک راه حل ها و برونرفت ها حضور محکم و استواری دارد و اهداف و فلسفه زندگی و اسلام را برآورده می سازد.

مطابقت با فطرت نیز به امت اجازه می دهد تا هرگز به سرکوب غرایز طبیعی نپردازند بلکه به میزان مقبول و معقول پاسخ گوی نیازهای آن باشند.

هم چنین اسلام، آموزه های دستوری را چنان سامان داده که در حد و اندازه اکثریت است و به اقلیت به عنوان مبنای قوانین توجه نداشته است. از این روست که همه اقشار با توانمندی ها و خواسته های گوناگون را ارضا می کند و رضایت همگان را به دست می آورد؛ چرا که تکلیف به قدر استطاعت است و حتی در صورت اضطرار و ضرورت احکامی را به میزان برونرفت از ضرورت بیان کرده است تا هرگز عملی خارج از حکم اسلامی انجام نشود و مردم به خروج از شریعت عادت نکنند. از همین روست که اباحه در هنگام ضرورت و جواز تصرف مضطر به میزان اضطرار است که خود شخص باید آن را برآورد و تخمین زند.(بقره، آیات ۲۳۳ و ۲۸۶؛ مومنون، آیه ۶۲)

در آیات و روایات به طور جزیی و تفصیلی به نظام نامه اجتماعی در سبک زندگی اسلامی بر اساس فلسفه اسلامی پرداخته شده و روابط انسان در جامعه به خوبی تبیین شده است. این نظام نامه به طور تفصیلی به حوزه خانواده، معاشرت های اجتماعی، دوستی و دشمنی، روابط سیاسی، روابط اقتصادی، کنش و واکنش نسبت به رفتارهای نابهنجار اجتماعی، و مانند آن ها پرداخته است که هر یک به طور جداگانه باید بررسی و تحلیل و تبیین شود. در سنت و سیره معصومان(ع) می توان سر فصل های نظام نامه اجتماعی اسلام در سبک زندگی را یافت؛ زیرا آنان در طول نزدیک به دو قرن به همه جنبه های مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مدیریتی پرداخته و در زندگی و سنت و سیره خویش آن را مطرح و گاه اجرایی کرده اند.