نظارت و بازرسی میدانی؛ ضرورتی مدیریتی

مدیریت از نظر قرآن، زمانی کامل خواهد بود که همراه با نظارت، بازرسی، مراقبت، مراعات و سنجش کارکنان و کارگزاران باشد؛ زیرا از نظر قرآن، هر کسی نه تنها مسئول عملکرد خویش، بلکه زیردستان است و نسبت به آن بازخواست خواهد شد. بنابراین بر مسئولان است تا در راستای مسئولیت و پاسخگویی به خدا و خلق در دنیا و آخرت، مراقب اعمال خود و زیردستان باشند تا بتوانند از عهده پاسخ مناسب بر آیند و اگر خطایی دیده شده اصلاح و جبران شود و در صورت تکرار، مجازات و تنبیهاتی مناسب در نظر گرفته شود.
به طور طبیعی نظارت و مراقبت میدانی یکی از بهترین روش‌های مدیریتی است تا مدیر و مسئول در این حالت بهتر بتواند به روند کار و جزئیات، آگاه شده و داوری و سنجش منصفانه‌ای داشته و پاداش و تنبیه مناسب در نظر بگیرد.
در نوشتار حاضر اهمیت نظارت و بازرسی  پیگیر آشکار و پنهان به عنوان یک اصل مدیریتی و نقش آن در اصلاح امور و نیز سیره پیامبر(ص) و علی(ع) در این باره تبیین شده است.
نظارت در فرهنگ مدیریتی
واژه «نظارت» در عربى به معناى زیرکى و فراست از ریشه «نظر» (نگاه کردن) است. این تلاشی است که انسان انجام می‌دهد تا چیزی را ببیند و رویت کند، هر چند ممکن است که با نظر کردن، رویت و دیدنی تحقق نیابد، ولی تلاش شده تا حقیقتی با تامل و دقت کشف شود. دقت نظر و تامل در چیزی و معاینه آن برای رسیدن به حقیقتی، لازم و ضروری است.(نگاه کنید: المفردات راغب اصفهانى، ذیل واژه نظر؛  المعجم المقاییس اللغه، ابى الحسین احمد بن فارس بن زکریا، بیروت: دار الجید، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م، ج ۵، ص ۴۴۴).
البته در کتاب لغت اقرب الموارد آمده است: «نظارت کلمه‏اى است که عجم آن را به کار مى‏برد و منظور از آن پاکیزه نمودن باغ و بستان است. بنابراین نظارت همان مراقبت و کنترل یک چیز از آفت و بیمارى است».(اقرب الموارد سعید الخورى الشرطونى، تهران: دارالدسوه اطباعه و النشر، ۱۳۷۴، ج ۵، ص ۴۳۲).
پس از نظر اقرب الموارد، واژه نظارت به معنای مراقبت و کنترل در فرهنگ زبان فارسی به کار رفته است. این همان معنای اصطلاحی است که  امروز در مسائل مختلف از جمله مدیریتی به کار می‌رود.
تعریف‏هاى گوناگونى از نظارت در علوم مختلف شده که در همه آنها یک نقطه ‌اشتراک وجود دارد و آن اینکه نظارت عبارت است از «مقایسه بین آنچه هست و آنچه باید باشد».
نظارت، در لغت به معناى مراقبت، تحت نظر قرار دادن و دیده‌بانى داشتن بر کارى است. بنابراین از نظر اصطلاح مدیریتی، در تعریف نظارت مصطلح باید گفت که نظارت فعالیتى است که بایدها را با هست‏ها، مطلوب‏ها را با موجودها و پیش‏بینى‏ها را با عملکردها مقایسه مى‏کند و نتیجه این مقایسه تصویر روشنى از تشابه یا تمایز بین این دو گروه از عوامل خواهد بود که در اختیار مدیران یک تشکل قرار مى‏گیرد. این نظارت با مراقبت و حراست و مراعات امور و کنترل و بررسی داده و شواهد و مانند آنها انجام می‌گیرد.
فلسفه و هدف از نظارت براى ‌اشخاص مختلف از نظر مفهومی و نیز اهداف عملی مختلف است، لکن منظور اصلى از کلیه طرح‌هاى نظارت یا مراقبت، حصول اطمینان نسبت به مطابقت نتایج عملیات با هدف‌هاى مطلوب است.
همچنین باید توجه داشت که در علم مدیریت ارزیابى عملکرد کارکنان مطرح است و منظور از آن، فرآیندى است که با آن، کار کارکنان در زمان‌هاى معینى، به طور رسمى مورد بررسى و سنجش قرار مى‌گیرد. بنابراین، نظارت و مراقبت برای سنجش و ارزیابی امری ضروری است. همچنین کنترل و نظارت بر عملکرد زیرمجموعه، امروزه یکى از اصول مدیریتى به شمار مى‌رود که نبود یا کم‌رنگ بودن آن، مدیریت را دچار مشکل مىکند. براى وجود و استمرار فرآیند کنترل صحیح، باید فرآیند نظارت و مراقبت، نظامی سریع و دقیق باشد تا همه امور مربوط را در سریع‌ترین زمان رسیدگى کند و نارسایى‌ها را فوراً تشخیص دهد. نظام بازرسى، یکى از اصول صحیح مدیریت در عملیات اجرایى واحدهاى سازمانى و نیز در کیفیت انجام امور توسط افراد است که در ساختار نظارت کلی معنا می‌یابد.
مسئله نظارت همگانی به ویژه نسبت به کارگزاران و مسئولان امور لازم و ضروری است تا از هر گونه سوءاستفاده از قدرت جلوگیری به عمل آید.
براساس آموزه‌های قرآن مسئولیت‌های اجتماعی – سیاسی همانند خلافت انسان یک ولایت الهی است که به عنوان امانت در اختیار انسان قرار گرفته است. بنابراین، هر کسی در هر مقام و منصبی قرار می‌گیرد می‌بایست آن را امانتی بداند که باید به صاحب اصلی یعنی خدا بازگرداند. باید به گونه‌ای از این امانت نگهداری کند که عقل و علم می‌گوید و شریعت آن را تجویز کرده است. (نساء، آیه ۵۸؛ انعام، آیه ۲۷؛ مومنون، آیه ۸؛ معارج، آیه ۳۲)
تشکیلات نظارتی (عیون) در حکومت علی(ع)
چنانکه گفته شد یکی از ابزارهای نظارتی و مراقبتی دولت‌های اسلامی بویژه در زمان حکومت امیرمومنان علی(ع) تشکیلاتی به نام «عیون» بود. از نظر آن حضرت(ع) بازرسان و ناظران به عنوان عیون (چشم‌های) نظام اسلامی هستند. بر اساس بررسی‌های برخی از محققان، کلمه نظارت و بازرسی در نهج‌البلاغه ۱۴۳ بار تکرار شده است؛ امیرالمؤمنین علی (ع) به دلیل‌اشراف و نظارتی که داشتند در ابتدای خلافت خود اقدام به استرداد اموال بیت المال، تعویض کارگزاران نالایق و انتخاب دقیق مأموران بازرسی و نظارت به همراه آموزش های فنی و رفتاری به تحصیلداران و کارگزاران خود نمودند.
از حضرت علی(ع) نقل شده است که فرمود: و ابعث العیون من اهل الصدق و الوفاء علیهم؛ از اهل راستی و صدق و وفا کسانی را به عنوان عیون و ناظران بفرست. ایشان در این سخن،  از بازرسان و ناظران به عنوان عیون (چشم‌های) نظام اسلامی نام برده شده است. (نگاه کنید: نهج‌البلاغه: نامه های ۳ الی ۱۳و۱۴و۱۸ الی ۲۲و۲۵ الی ۲۷ و۳۳ الی ۳۶ و ۳۸ الی ۴۷ و ۵۱ الی ۵۴ و ۵۶ و ۵۷ و ۶۰)
نظارت و کنترل، شیوه‌ای است که امام علی(ع)به آن فرمان می‌دهد. هر چند که این شیوه‌ای غیرمستقیم و غیرعلنی و مخفی است، ولی یک نوع نظارتی است که به مدیر در فهم کارکرد کارگزاران کمک می‌کند. ایشان می‌فرماید: «چشمهای [ مخفی] بر کارگزاران و کارکنان بگمار، اعمال آنان را زیر نظر داشته باش و بازرسان و مراقبان صادق و باوفا برای آنان معین کن».
هدف از این نوع نظارت نهانی پیشگیری از خلاف، آزادی عمل گزارش کنندگان، آگاهی از عملکرد کارگزاران به دور از ظاهر سازی و مخفی کاری، کسب اطلاعات کامل از جزئیات رفتار و نیات کارگزاران و تنبیه بی‌سرو صدای کارگزاران خلافکار است.
آن حضرت (ع) اهدافی را برای نظارت غیر مستقیم خویش بیان می‌کند که شامل   زدودن بدی‌ها و رشد دادن خوبی‌ها و  بهبود رفتار کارگزاران و کارکنان و ارتقای بینش کارگزاران نسبت به کارگزاری و  دقت و سرعت در کار.
در مدیریتِ رهبران الهى، جایگاه نظارت و مراقبت جایگاهی بس بلند و رفیع است؛ زیرا بدون نظارت و مراقبت نمی‌توان از کارگزاران به شکل دقیق بهره گرفت. کارآمد سازی و بهینه سازی منابع انسانی و مالی نیازمند نظارت و مراقبت دقیق بر عملکرد کارگزاران است. این نظارت می‌بایست با تشویق و تنبیه همراه باشد؛ چنانکه  حضرت سلیمان(ع) در حکومت بى‌نظیر خویش، نظارت بر همه کارگزاران از جن و انس و درندگان و پرندگان و چرندگان را نیز مد نظر داشت، تا جایی که خدا می‌فرماید: «و جویاى حال پرندگان شد و گفت: مرا چه شده است که هدهد را نمىبینم؟ یا شاید از غایبان است؟ قطعا او را به عذابى سخت عذاب مى ‏کنم یا سرش را مىبرم مگر آنکه دلیلى روشن براى من بیاورد. »(نمل، آیات ۲۰ و ۲۱)
حضرت امام رضا(ع) مى فرماید:«کانَ رَسُولُ الله(ص) اِذا وَجَّهَ جَیْشاً فَاَمَّهُم اَمیرٌ بَعَثَ مَعَهُم مِن ثِقاتِهِ مَنْ یَتَجَسَّسُ لَهُ خَبَرهُ؛سیره رسول خدا(ص) چنین بود که هر گاه لشکرى را اعزام مىکرد و امیرى آنان را فرماندهى مى‌کرد، یکى از افراد مورد اعتماد خود را نیز با آنان همراه مى کرد تا خبرها را به طور پنهانى به آن حضرت برساند.»(علامه مجلسى، بحارالانوار، ج‏۱۰۰، ص‏۶۱.)
امیر مؤمنان(ع) نیز با تدبیر و سازماندهى گسترده، همه امور خرد و کلان گستره حکومتى خویش را زیر نظر مى‌داشت و در یک برنامه وسیع و نظارت و بررسى همه‌جانبه، با‌اشراف بر اجزاى حکومت، به اداره کشور مىپرداخت، بخصوص در‌باره کارگزاران حکومتى، تلاش و قاطعیت بیشترى به کار مىبرد تا آنان از مدار قانون و حکم خدا خارج نشوند و آن گونه که اسلام طراحى کرده به اداره مملکت بپردازند.(نهج‌البلاغه، خورشید بى غروب، ترجمه عبدالمجید معادیخواه، نامه ۵۳.)
امام(ع) براى مجموعه دولت خویش شبکه بازرسى و نظارت ایجاد کرده بود و بازرسان حکومتی، شبانه‌روز، در سراسر میهن اسلامى به طور آشکار به کنترل امور مىپرداختند و نتیجه بررسى هاى خود را کتبى یا حضورى به اطلاع امام(ع) مى رساندند. کارگزاران نیز به خوبى مى‌دانستند که عملکرد آنان از دید بازرسان مخفى نمى‌ماند و به طور مستمر به مرکز گزارش مىشود. چنین کارى به تناسب موضوع، حجم و اهمیت سوژه، بیشتر به شکل انفرادى و گاهى نیز به صورت گروهى انجام مى‌گرفت، چنانکه امام به مالک بن کعب ارحبى (والى عین التمر) طى حکمى مأموریت داد که با مأموران تحت امر خود، منطقه وسیعى را بازرسى کند: « اما بعد، کسى را به جانشینى خویش بگمار و با گروهى از همکارانت به سوى منطقه «کوره السواد» حرکت کن و عملکرد کارگزاران را، از دجله و غریب تا بهقباذات (بهقباذ: به کسر باء، سکون هاء و ضم قاف ، اسم سه منطقه در بغداد بوده است که از طریق ((شط فرات )) مشروب مى‌شدند. اینها منصوب به قباد بن فیروز، پدر انوشیروان است) پرسش و بررسى کن و حساب و کتاب آنها را به طور دقیق به انجام رسان. در این مأموریت که خدا به تو سپرده، به فرمان او باش و بدان که اعمال آدمیزاد براى خودش محفوظ است و در ازاى آن پاداش مى‌گیرد. بنابراین، راستى و نیکى را پیشه کن ـ خدا با ما و شما به نیکى رفتار کند!! ـ و در مأموریتى که به انجام مى رسانى، راستى و درستى ات را به ما نشان بده. والسلام.» (احمد بن ابى یعقوب یعقوبى، تاریخ یعقوبى، ج۲، ص۲۰۴ و ۲۰۵، دار صادر و محمودى، نهج السعاده، ج۵، ص۲۵.)
نوع دیگر از نظارت آشکار امیرمومنان علی(ع)، حسابرسى و گرفتن گزارش کار مدیران بود. این کار نیز به طور مرتب انجام مى‌گرفت و امام از این طریق بر عملکرد آنان‌اشراف و اطلاع داشت. این کار به شکل عمومى و به سهولت انجام مى‌شد و اگر احیاناً برخى از کارگزاران سهل‌انگارى مىکردند، با واکنش سریع امام مواجه مى شدند. نامه امام(ع) به یزید بن قیس ارحبى، گویاى این حقیقت است: تو در ارسال اموال مالیاتى کوتاهى کرده‌اى؛ سبب این کار بر من پوشیده است، چاره‌اى نیست جز اینکه تو را به تقواى الهى سفارش کنم و از اینکه با خیانت به مسلمانان پاداشت را تباه سازى و جهاد خویش را بر باد دهى، تو را پرهیز مى‌دهم. بنابراین، از خدا پروا کن؛ خویشتن را از آلوده شدن به حرام منزه‌دار؛ راه بازخواست و نکوهش مرا بر خود ببند؛ احترام مسلمانان را نگه دار و به پناه جویان مملکت اسلامى ستم روا مدار.» (تاریخ یعقوبی، همان، ص‏۲۰۰ و ۲۰۱.)