نظارت همگانی در نظام اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

رفتار اجتماعی بازتابی از شخصیت و هویت شخصی انسان است. کنش ها و واکنش های اجتماعی گاه همراه با خطاها و اشتباهات عمدی و سهوی است. این جا است که افزون بر پاسبان درون هم چون تقوای الهی فطری و نفس لوامه و سرزنشگر، نیازمند پاسبان برونی است در قالب نظارت همگانی نسبت به رفتارهای ظاهری انجام می گیرد. این نظارت همگانی در نظام اجتماعی – سیاسی اسلام در قالب امر به معروف و نهی از منکر ساماندهی شده است. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآنی بر آن است تا ابعاد اجتماعی این فریضه الهی را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

نیاز دایمی انسان به تذکر

از نظر قرآن انسان هماره نیازمند تذکر و یادآوری است؛ زیرا انسان همان طوری که گرایش به انس با دیگران و سازواری با محیط دارد، هم چنین به آسانی گرفتار نیسان و فراموشی نسبت به اموری است که نسبت به آن آگاهی و علم دارد. در حقیقت این ها جزو صفاتی است که ذات انسانی با خود همراه دارد. بنابراین، با توجه به این ویژگی نیاز به تذکر و یادآوری طبیعی است تا از حالت نسیان بیرون آید. خدا در قرآن بیان می کند انسان با آن که در عوالم پیش از دنیا تعهد و التزام بسته تا بندگی خدا کند، اما این تعهد فطری را در عالم دنیا به نسیان و فراموشی می سپارد یا سپرده می شود.(اعراف، آیه ۷۲)

با توجه به این ویژگی است که خدا هماره به انسان یادآور حقایق و تعهدات می شود و اصولا قرآن و دیگر کتب آسمانی وحیانی چیزی جز یادآوری و تذکر نیست؛ از این روست که یکی از نام های قرآن ذکر است: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ؛ بى‏ تردید ما این ذکر را به تدریج نازل کرده‏ ایم و قطعا نگهبان آن خواهیم بود.(حجر، آیه ۹)

از نظر قرآن همه اعمال عبادی در راستای تذکر و یادآوری است تا انسان گرفتار فراموشی نسبت به فلسفه زندگی که همان عبادت تقوایی و حرکت کمالی به سوی تقرب الهی، متاله و خدایی شدن و ربانی شدن در ردای خلافت الهی است.(بقره، آیات ۲۱ و ۳۰ و ۳۱ و ۱۳۸؛ آل عمران، آیه ۷۹؛ ذاریات ، آیه ۵۶)

خدا درباره نقش نماز به عنوان یک عامل تذکر روزانه برای انسان می فرماید: وَأَقِمِ الصَّلَاهَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ ذَلِکَ ذِکْرَى لِلذَّاکِرِینَ؛ و در دو طرف روز یعنی اول و آخر آن و نخستین ساعات شب نماز را برپا دار زیرا خوبیها بدیها را از میان مى ‏برد این براى ذاکرین و پندگیرندگان تذکر و پندى است.(هود، آیه ۱۱۴)

انسان هنگامی که مشغول به امورات زندگی می شود گاه چنان در جزییات غرق می شود که فلسفه زندگی و اهداف آن را فراموش می کند. هم چنان که گاه به سبب توجه و اهتمام به امری از اصول غافل می شود و با آن که می داند و می بیند ولی اهتمام و توجهی به آن اصول ندارد. این گونه است که گاه دچار عملی خطایی و اشتباهی می شود و گاه دیگر به سبب غفلت هدف اصلی را نادیده می گیرد و کم توجه یا بی توجه به آن عمل و رفتار می کند. این جاست که نیازمند تذکر بیرونی است. قرآن تذکار و تذکری است تا انسان را از نسیان و غفلت بیرون آورد. پس قرآن هم چیزهایی که فراموش شده را به یاد آدمی می آورد و هم چیزهایی که کم اهمیت یا بی اهمیت شده را گوشزد می کند تا اهمیت و ارزش آن را دریابیم و به آن توجه و اهتمام پیدا کنیم.

نظارت اجتماعی با فریضه امر به معروف و نهی از منکر

معروف به هر آن چه گفته می شود که بر بلندای حقیقت نشسته، شناخته شده بوده و هر کسی آن را امری پسندیده می یابد هر چند که از نقل شرعی بی بهره باشد و تنها از عقل فطری سود برده باشد. اموری چون صداقت، عدالت، امانت ، وفاداری و مانند آن ها اموری است که هر فطرت سالم آن را می پذیرد و بدان گرایش دارد، هم چنان که منکر هر آن چیزی است که فطرت آن را نمی پذیرد و آن را زشت و ناخوش دارد و از آن گریزش دارد. منکرات به سبب ناشناختگی اموری چون دروغ، ستم و خیانت از منکراتی است که هر نفس سالم از آن گریزش دارد.

امر به معروف در حقیقت فرمان دادن دیگران به گفتار و کردار نیک و پسندیده است که عقل و نقل آن را امضا کرده است؛ زیرا برخی از امور است که از نظر نقل امری ‍پسندیده و نیک است ، ولی عقل به آن درجه نرسیده تا آن را درک کند یا عقل در مقام عدم بلوغ قرار دارد و امکان تشخیص این حقیقت برایش فراهم نیست. به عنوان نمونه نماز و روزه امری کمالی و مفید برای شخصیت انسان و سعادت و خوشبختی اوست، ولی عقل به این مرتبه نرسیده تا آن را درک کند؛ اما وقتی نقل آن را تبیین می کند و آثار و برکات آن را بیان می کند، عقل نیز به تایید و امضا نقل می آید، چنان که نقل نیز در اموری این گونه عمل می کند و اموری که چراغ عقل از حقیقت نشان می دهد می پذیرد و آن را تایید و امضا می کند.

اما نهی از منکر به معنای بازداشتن دیگری از هر چه زشت و ناشناس است که عقل و نقل آن را نمی پذیرد. البته گاه عقل ناقص کمال نیافته به سبب حکم به ظاهر، امری را معروف می یابد و منکر نمی داند،‌ در حالی که منکر است. از جمله این امور رباخواری و نزول خواری است. هم چنین گاه نقل امری را معروف دانسته و عقل آن را منکر می داند، مانند پرداخت خمس و زکات. البته عقل وقتی به بلوغ می رسد و ادله و براهین نقل را ارزیابی دقیق می کند، به یک توافق می رسند و عقل مطابق نقل مطلب را می پذیرد و بر آن تاکید می کند. خدا در آیات قرآنی از جمله آیه ۳۰ سوره روم می فرماید میان عقل و نقل سازواری کامل است به شرطی که نقل تحریفی نباشد و عقل نیز در سلامت فطری خود باقی مانده باشد.

با توجه به آن چه گفته شد معلوم و دانسته شد که انسان هماره نیازمند یک نظارت دایمی از سوی دیگرانی است که نسبت به حقایق علم و آگاهی کامل دارند. اینان نه تنها به اصلاح افکار و اندیشه ها توجه دارند؛ بلکه نسبت رفتارها و کردارهای افراد نیز توجه دارند؛ زیرا خدا پیش از آن که از جاهلان تعهد گرفته به صاحبان ذکر و دانایی و عالمان مراجعه کنند، از عالمان و صاحبان ذکر تعهد گرفته تا مردمان جاهل را آگاه سازند و فکر و رفتار درست را به آنان بیاموزند؛ زیرا دانا خود را در برابر مردم مسئول می داند. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: ما اخذ الله علی اهل الجهل ان یتعلموا حتی اخذ علی اهل العلم ان یعلموا؛ خدا از نادان پیمان نگرفته تا بیاموزد پیش از آن که از عالم تعهد و پیمان گرفته که بیاموزاند.( نهج البلاغه، ترجمه مرحوم محمد دشتی، کلمات قصار، ش ۴۷۸ .)

از پیامبراکرم صلى ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله می فرماید: اَلْمُفْتونَ سادَهُ الْعُلَماءِ وَ الْفُقَهاءُ قادَهٌ اُخِذَ عَلَیْهِمْ اَداءُ مَواثیقِ الْعِلْمِ وَ الْجُلوسُ اِلَیْهِمْ بَرَکَهٌ وَ النَّظَرُ اِلَیْهِم نورٌ؛ فتوا دهندگان بزرگانِ دانشمندان‏اند و فقیهان پیشوایانى که از آنان بر اداى پیمان علم تعهد گرفته شده است، نشستن نزد آنان برکت است و نگاه به آنان روشنى است.(تاریخ بغداد، ج ۴، ص۱۵۹)

از این مطالب این نکته نیز به دست می آید که جاهل به معنای ناآگاه باید برای آگاهی به کسانی مراجعه کند که اهل ذکر هستند و امور بر ایشان پوشیده نیست؛ زیرا این افراد هستند که فلسفه زندگی و اهداف آن را می دانند و هماره متذکر به این حقیقت هستند و می توانند دستگیر دیگران باشند؛ بنابراین مراجعه به آنان برای آنان است که آنان غافل و ناسی نیستند. بر این اساس نمی توان به عالم و دانایی که اهل ذکر نیست مراجعه کرد؛ زیرا علم او نتوانسته او را از غفلت و نسیان نجات دهد و فلسفه زندگی و اهداف آن را مشخص سازد. علم و دانشی مفید و عالمی موفق است که اهل ذکر به حقیقت فلسفه زندگی باشد. از همین روست که خداوند مراجعه به عالم اهل خشیت (فاطر، آیه ۲۸) را که اهل ذکر است مورد تاکید قرار داده و می فرماید: وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِی إِلَیْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ؛ و پیش از تو نیز جز مردانى را که به آنان وحى می کردیم گسیل نداشتیم . پس اگر شما مردم نمی دانید از اهل ذکر بپرسید.(انبیاء، آیه ۷؛ نحل، آیه ۴۳)

بی گمان مهم ترین اهل ذکر همان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) هستند که نسبت به همه حقایق متذکر هستند و می توانند دیگران را یاری رسانند. پس از ایشان شیعیان واقعی هستند که عالم و فقیه به این معارف هستند و با علم و عمل متذکر بدان. از همین روست که اینان موظف هستند تا مردمان را تذکر دهند و امر به معروف و نهی از منکر کنند؛ زیرا کسی که حقیقت را نمی داند و نمی شناسد نمی تواند بگوید چه چیزی معروف و چه چیزی منکر است تا بدان امر و نهی کند.

در شرایط نظارت همگانی در قالب امر به معروف و نهی از منکر آمده است که شخص باید خود عالم و عامل به معروف و عالم و متقی از منکر باشد. در روایت است: در زمـان پـیـغمبر اکرم (ص) طفلى بسیار خرما مى خورد . هر چه او را نصیحت مى کردند که زیاد خوردن خرما ضرر دارد فایده نداشت . مادرش تصمیم گرفت او را به نزد پیغمبر (ص) بیاورد تا او را نـصـیـحت کند.

وقتى او را به حضور پیغمبر آورد از پیغمبر خواست تا به طفل بفرماید که خرما نخورد؛ اما آن حضرت فرمود : امروز بروید و او را فردا دوباره بیاورید. روز دیـگر زن به همراه فرزندش خدمت پیغمبر (ص) حاضر شد. حضرت به کودک فرمود که خرما نـخورد. در این هنگام زن که نتوانست کنجکاوى و تعجب خود را مخفى کند از ایشان سؤال کرد : یا رسول اللّه چرا دیروز به او نفرمودید خرما نخورد؟ حـضـرت فـرمـود : دیـروز وقتى این کودک را حاضر کردید خودم خرما خورده بودم و اگر او را نصیحت مى کردم تاثیرى نداشت .(نگاه کنید: داستان راستان ، شهید مطهری)

به سخن دیگر، رطب خورده منع رطب چون کند. امـام صـادق (ع ) نیز فـرمود : به راستى هنگامى که عالم به علم خود عمل نکرد موعظه او در دل هاى مردم اثر نمى کند همان طور که باران از روى سنگ صاف مى لغزد و در آن نفوذ نمى کند !

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، عمل عالمان عامل به این فریضه موجب می شود که جامعه در مسیر تعالی و رشد حرکت کند؛ زیرا کسانی هستند که عامدانه بر آن هستند تا هنجارشکنی کنند یا هنجارها را کم اهمیت و بی ارزش سازند و نابهنجارهای را تقویت و تحکیم بخشند؛ چنان که کسانی هم هستند که ناخواسته و از روی بی خردی و گاه جهالت و ناآگاهی اقدام به هنجارشکنی می کنند یا هنجاری را ترک می کنند، در این موارد تذکر در قالب امر به معروف و نهی از منکر می تواند جامعه را به سوی اصلاح رفتار سوق دهد.

خداوند از مردم می خواهد تا هر کسی در حد توان و استطاعت خود اقدام به اصلاح امور کند؛ چنان که حضرت شعیب (ع) برای اصلاح جامعه خود که هنجار عدالت قسطی با استفاده از کیل و وزن را کنار گذاشته و به بی عدالتی گرایش یافته و کم فروشی و گران فروشی را شیوه زندگی و رفتار اقتصادی خود قرار داده بودند، به فریضه امر به معروف و نهی از منکر اقدام می کرد و در حد توان خویش می کوشید.(هود، آیه ۸۸)

البته اصلاح اجتماعی سخت و دشوار و نیازمند صبر بلکه حلم و بردباری است؛ زیرا بسیاری از مردم وقتی به امری عادت کرده باشند به سختی آن را اصلاح می کنند و تغییر رویه می دهد. البته انسان مامور به نتیجه نیست بلکه مامور به وظیفه است. پس هر کسی باید تلاش کند تا وظیفه فریضه عمل کند حتی اگر ببیند تاثیری نمی گذارد.

از نظر قرآن، امتی که نظارت همگانی در آن به عنوان یک فرهنگ در آمده است، بهترین امت و مردم هستند؛ زیرا به یک دیگر کمک می کنند تا مهارت های اجتماعی سالم و درست را بیاموزند و در یک محیط فرهنگی عالمانه هنجار را به کار گرفته و به تعالی و رشد و آسایش و آرامش یک دیگر کمک کنند. خدا می فرماید: کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتَابِ لَکَانَ خَیْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَکْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ؛ شما بهترین امتى هستید که براى مردم پدیدار شده‏ اید به کار پسندیده فرمان مى‏ دهید و از کار ناپسند بازمى دارید و به خدا ایمان دارید و اگر اهل کتاب ایمان آورده بودند قطعا برایشان بهتر بود برخى از آنان مؤمنند، ولى بیشترشان نافرمانند.(آل عمران، آیه ۱۱۰)

امتی که به این فریضه عمل می کنند نه تنها از رحمت الهی برخوردار می شوند(توبه، آیه ۷۱) بلکه رستگاری ابدی را برای خود فراهم آورده(آل عمران، آیه ۱۰۴) و برکات را برای خود رقم می زنند؛ زیرا امتی که اهل ایمان و تقوا باشند برخوردار از برکات الهی می شوند.(اعراف، آیه ۹۶)

باید توجه داشت که هنجارشکنی موجب می شود تا جامعه اصول بنیادین خود را از دست بدهد و در مسیر اختلاف قرار گرفته و انسجام و اتحاد اجتماعی نداشته باشد؛ اما اگر فریضه همگانی امر به معروف انجام شود، در این صورت هنجارها و ارزش ها پاس داشته می شود و جامعه در حالت انسجام و اعتماد باقی مانده و در نهایت از تفرقه رهایی می یابد.(آل عمران، آیات ۱۰۴ و ۱۰۵)

نظارت همگانی نسبت به هنجارهای اجتماعی و حتی سیاسی موجب می شود تا اتحاد و انسجام افزایش یابد و به همان میزان قدرت بازدارندگی جامعه نیز افزایش یابد و امنیت مرزها تامین گردد. هم چنین عاملی مهم در برابر تعرضات دشمن است. این گونه است که جامعه در برابر دشمن مقاوم شده و از شکست در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی واقتصادی ونظامی نیز در امان می ماند.(آل عمران، آیات ۱۱۰ و ۱۱۱)

اسلام برای تشویق مردم به نظارت همگانی افزون بر بیان آثار برای این فریضه با بیان پاداش برای عاملان و قرار دادن آنان به عنوان بهترین های امت و اجر و پاداش بزرگ (نساء، آیه ۱۱۴؛ توبه، آیات ۷۱ و ۷۲ و ۱۱۱ و ۱۱۲) تقویت آن را مفید برای جامعه معرفی می کند.

از ویژگی های آمران و ناهیان آن است که مردمانی متحد و منسجم هستند و همین ویژگی را به جامعه انتقال می دهند(آل عمران، آیات ۱۰۴ و ۱۱۰) اینان به سبب آن که از نفاق دور هستند همان چیزی که می گویند خود عامل بدان هستند و این عمل خود تاثیرگذار در دیگرانی است که ایشان هنجارها و نابهنجارها را به ایشان گوشزد می کنند.(توبه، آیات ۶۷ و ۷۱)

بی گمان نباید نقش ایمان را در آمران و ناهیان نادیده گرفت؛ زیرا مهم ترین ویژگی آنان است. آنان با این ویژگی است که می توانند تاثیرگذار باشند؛ زیرا نه تنها از نفاق در گفتار وعمل دور هستند بلکه به آن چه می گویند باور داشته و بدان عمل می کنند و هرگز برای رسیدن به مقاصد خویش کوتاه نمی آیند و جان و مال را در راه خدا می دهند و با خدا معامله می کنند. کسی که با خدا معامله می کند هیچ باکی از عدم موفقیت ندارد؛ زیرا انجام عمل را عین موفقیت می داند و همین موجب می شود در هنجارسازی جامعه از همه وجود مایه بگذارند.(توبه، آیات ۷۱ و ۱۱۱ و آیات دیگر)

امت اسلام به این وظیفه و فریضه به عنوان یک واجب کفایی و عینی نگاه می کند و بر آن باور است که همان طوری که باید نماز خواند باید به این فریضه عمل کند.(آل عمران، آیه ۱۰۴) آنان به خلوص واخلاص تمام در این امر وارد می شوند و جز رضایت خدا نمی جویند(نساء، آیه ۱۱۴) این گونه است که به توصیه در حوزه های گوناگون اعتقادی و رفتاری اقدام می کنند و تنها راه رهایی خود از خسران و زیان ابدی را دستگیری از دیگران دانسته و مردم را به هنجارها دعوت کنند تا در جامعه ای سالم بتوانند خود نیز به سلامت از جهنم بگذرند. صراط و پلی که ایشان از انجام اسلام و هنجارها وارزش هایی آن فراهم می آورند همان چیزی است که ایشان و مردمان از دوزخ می گذرند و به سلامت به سعادت ابدی می رساند.(عصر، آیات ۱ تا ۴ و آیات دیگر)