نشانه های ملت و دولت رشید از نظر قرآن

حجاب در اربعین

بسم الله الرحمن الرحیم

رشد، نهایت بلوغ عقلی فرد یا جامعه است که در افکار و رفتارهایش تجلی می کند. از نظر آموزه های وحیانی قرآن، امت اسلام می بایست در مسیر گام بردارد که به عنوان «الراشدون» و امت رشید شناخته شود. این راه که صراط مستقیم آموزه های وحیانی اسلام می گذرد، انسان و امتی را می سازد که نشانه های کمال، بلکه تمامیت کمالات در عقاید و اعمالش بروز و ظهور می کند. بنابراین، اگر بخواهیم امت رشید را بشناسیم و میزان و سطح دست یابی خود و امت خویش را نسبت به «رشد» ارزیابی کنیم، می بایست نشانه ها ، معیارها و ملاک های قرآنی آن را بشناسیم. نویسنده در این مطلب بر آن است تا این نشانه ها و معیارها را بر اساس آموزه های وحیانی قرآن تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

حقیقت مفهوم رشد از نظر قرآن

«رشد» به معناى هدایت یافتن به خیر و صلاح، و ضدّ «غىّ» است( التّحقیق، حسن مصطفوی، ج ۴، ص ۱۲۳، «رشد»؛ بقره، آیه ۲۵۶)؛ و در امور دنیوى و اخروى استعمال مى شود(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۳۵۴، «رشد»)؛ و در اصطلاح فقهى، داشتن عقل و توانایى بر اصلاح مال است.(التّبیان، شیخ طوسی، ج ۳، ص ۱۱۷)

از نظر قرآن، رشید کسی است که دارای ویژگی ها و صفاتی چند باشد؛ از همین روست که نمی توان یک واژه فارسی را برای بیان رشد انتخاب و گزینش کرد؛ چنان که نمی توان واژه فارسی برای کریم و تقوا و مانند آن ها پیدا کرد؛ زیرا این واژگان در زبان عربی دارای پیشینه فرهنگی عمیق و ژرفی است که نمی توان بدون توجه و التفات به آن کلمه را برابر آنها در زبان فارسی گذاشت.

در فرهنگ های قرآنی و تفاسیر، رشد را به «رسیدن به واقعیت امری و دارا بودن آن»(المیزان، طباطبایی، ج ۲۰، ص ۶۷)، راه یافتن به مقصد(نمونه، مکارم، ج ۱۳، ص ۴۲۸)، راهیابی به هدف های برتر(پرتوی از قرآن، طالقانی، ج ۲، ص ۷۱) و مانند آن ها معنا کرده اند.

با نگاهی به آموزه های قرآنی در یک جمع بندی می توان گفت که رشد از نظر قرآن، ناظر به حوزه عقل نظری و عقل عملی است؛ بنابراین، دو ساحت اندیشه و انگیزه، و علم و عمل را در برمی گیرد. از این نظر با افکار و اراده ارتباط تنگاتنگی دارد؛ چرا که شخصی رشید است که در دو ساحت بتواند به کمالاتی راه یابد و حقایقی را به دست آورد که در مقام عمل آن را به منصه ظهور رساند و انگیزه شخص تجلیگاه اندیشه او باشد. بنابراین، کسی که تنها در یک حوزه عقل نظری یا اندیشه و افکار و عقاید به کمال رسیده، ولی در مقام عقل عملی، انگیزه و اراده و عمل، به کمال نرسیده، انسانی رشید نیست؛ زیرا اندیشه زمانی به بلوغ و کمال می رسد که تجلیاتی در خارج و عمل داشته باشد. از این روست که علامه طباطبایی بر رسیدن به قله ای به نام «واجد الامر» در کنار رسیدن به «واقع الامر» تاکید دارد. در حقیقت تنها دانایی نسبت به «نفس الامر» و حقایق کفایت نمی کند، بلکه رشید کسی است که بتواند آن چه را یافته در خود تحقق دهد و به دارایی در کنار دانایی برسد. پس رشید انسان عاقل و عاملی است که حقیقت را در تمامیت آن یافته و بدان دانا شده و احاطه عملی یافته و سپس آن را در خویش تحقق بخشیده و دارای چنین حقیقتی شده است.

با توجه به تفسیر پیش گفته از رشد می توان گفت که مفاهیمی چون «راه یابی به مقصد یا مقصد برتر» نیز به یک معنا ناظر به همین دانایی و دارایی در افراد رشید است. بر این اساس می توان گفت که کسی در عقل علمی و عقل عملی او به کمال رسیده و حقایق را به تمامیت دریافته و متحقق به آن شده، انسان رشیدی است؛ چنان که پیامبران از نظر قرآن، چنین هستند؛ زیرا از نظر هستی شناسی با هدایت های تکوینی فطری (طه، آیه ۵۰) و تشریعی وحیانی که مطابق و متناظر به هم هستند(روم، آیه ۳۰) به حقیقت دست یافته و متحقق به آن شده و صفات الهی را در خود تحقق بخشیده و مظهر الله و «متالّه» شده اند. از همین روست که می توانند به عنوان سرمشق و اسوه حسنه برای بشریت قرار گیرند و مردمان را به سوی حقیقت و نفس الامر هدایت کنند تا آنان نیز دارایی را در کنار دانایی داشته باشند و به عنوان انسان ها و امت «الراشدون» شناخته شوند.

صفات امت راشد از نظر قرآن

خدا در قرآن، در تبیین ویژگی امت «الراشدون» می فرماید: وَاعْلَمُوا أَنَّ فِیکُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ یُطِیعُکُمْ فِی کَثِیرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ وَزَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ وَکَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْیَانَ أُولَئِکَ هُمُ الرَّاشِدُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَنِعْمَهً وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ ؛ و بدانید که پیامبر خدا در میان شماست؛ اگر در بسیارى از کارها از راى و میل شما پیروى کند، قطعا دچار زحمت مى ‏شوید؛ لیکن خدا ایمان را براى شما دوست‏ داشتنى و محبوب گردانید و آن را در دلهاى شما بیاراست؛ و کفر و پلیدکارى و سرکشى را در نظرتان ناخوشایند و مکروه ساخت؛ آنان که چنین‏اند راشدون و ره‏یافتگان به حقیقت هستند؛ و این فضل و بخششى از خدا و نعمتى از اوست؛ و خدا داناى حکیم و سنجیده‏ کار است. (حجرات، آیات ۷ و ۸)

با تدبر و دقت و تامل در این آیات و آیات دیگر قرآن می توان صفاتی را برای امت «راشد و رشید» شناسایی و بیان کرد که مهم ترین آن ها عبارتند از:

  1. عقلانیت و تعقل گرایی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، رشید کسی است که از عقلانیت برخوردار باشد و با نظر در آیات تکوینی و تدبر در آیات تشریعی، داده های علمی خویش که از طریق ابزارهای حسی به دست آورده بر داشته های فطری عرضه کرده و در یک فرآیندی تفکری حقیقیت را چنان که هست ادراک و فهم کند. از همین روست که از نظر قرآن، مهم ترین چیزی که انسان رشید به آن با تفکر تعقلی می رسد، اسلام به عنوان صراط مستقیم عبودیتی است که خدا انسان را برای آن آفریده (ذاریات، آیه ۵۶) تا بتوانند در این چارچوب فکر و عمل کرده و فلسفه و سبک زندگی خویش را سامان داده و به تقوای الهی برسد(بقره، آیه ۲۱) که او را متاله و متصف به اوصاف کمالی الهی می کند (بقره، آیه ۱۳۸) و برای خلافت الهی به عنوان دارنده صفات الهی آماده می سازد(بقره، آیات ۳۰ و ۳۱) و همه هستی را منقاد و کارگزار او قرار می دهد(بقره، آیات ۳۲ تا ۳۴) و به عنوان مظهر اسماء، جواز مظهریت در ربوبیت را می گیرد(آل عمران، آیه ۷۹) و می تواند در «ما سوی الله» تصرفات تکوینی داشته باشد و هر چیزی را به کمال بایسته و شایسته اش برساند.(بقره، آیه ۳۰ تا ۳۴؛ هود، آیه ۶۱) بنابراین، کسی که فاقد عقلانیت و تعقل گرایی باشد، دچار «سفاهت»، سبک مغزی و بی خردی بوده و از این اسلام و آثار و تبعات آن به دور خواهد بود. از نظر قرآن، حضرت ابراهیم (ع) انسانی رشید است(انبیاء، آیه ۵۱) از همین روست که اهل تعقل و تفکر در آیات هستی بوده و با همین تعقل و تفکر است که به رب العالمین و توحید می رسد و به خدای واحد مسلمان می شود و به محاجه و برهان برای اقامه توحید می پردازد(انعام، آیات ۷۶ تا ۸۳) بنابراین، خدا او را به عنوان رسید معرفی می کند و کسانی که از آیین توحیدی و اسلامش سر باز می زنند، سفیه و سبک مغز و بی خرد معرفی می کند و خدا در قرآن می فرماید: وَمَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّهِ إِبْرَاهِیمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَیْنَاهُ فِی الدُّنْیَا وَإِنَّهُ فِی الْآخِرَهِ لَمِنَ الصَّالِحِینَ إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ ؛ و چه کسى جز آنکه به سفاهت و سبک ‏مغزى گراید از آیین ابراهیم روى برمى‏ تابد، و ما او را در این دنیا برگزیدیم و البته در آخرت نیز از شایستگان خواهد بود؛ هنگامى که پروردگارش به او فرمود تسلیم شو گفت به پروردگار جهانیان تسلیم شدم. (بقره، آیات ۱۳۰ و ۱۳۱) از این آیات به دست می آید که کسی که تسلیم خدای رب العالمین به عنوان پروردگار نشود و به اسلام و دین ابراهیمی ایمان نیاورد که خدا او را برای رهبری برگزیده، به یقین فاقد عقلانیت و تعقل بوده و از رشد برخوردار نیست؛ زیرا خدا راشدون را اهل اسلام دانسته است(حجرات، آیه ۷) در حالی که گریزان از ملت و آیین ابراهیمی که اسلام است(حج، آیه ۷۸)، انسانی غیر رشید و سفیه است. بر این اساس می توان گفت که مهم ترین صفت، انسان و امت رشید، عقلانیت و تعقل گرایی اوست.
  2. عالم به حقایق: از نظر قرآن، کسانی هستند که عقل دارند، ولی از عقل خویش بهره نمی گیرند؛ از همین روست که خدا کسانی را می ستاید که «تعقل» داشته باشند؛ زیرا دارا بودن عقل به تنهایی کفایت نمی کند، بلکه به کارگیری عقل در قالب فعل مهم است. این تعقل است که انسان را به تفکر می کشاند و با تفکر به حقایق می رساند؛ زیرا از نظر قرآن، بسیاری از مردم ابزارهای شناختی و معرفتی را دارند، ولی از آن ها بهره نمی گیرند یا حتی با گناه و فجور آن را دفن و دسیسه وختم و مطبوع می کنند.(اعراف، آیه ۱۷۹؛ شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ بقره، آیات ۷ تا ۱۵) بنابراین، انسان رشید کسی است که از عقل خویش بهره گرفته و به حقایق عالم شود و احاطه علمی نسبت به آن پیدا کند؛ زیرا کسی که علم نداشته و بر اساس ظنون یا شکوک عمل کند، فاقد عقلانیت است و کسی که عقل نداشته باشد، رشید نیست. با نگاهی به درخواست حضرت موسی(ع) از عالم لدنی، می توان دریافت که عالم به علم رشدی، کسی است که احاطه علمی به حقایق هستی داشته باشد تا جایی که شک و ریب در آن راه نیابد و بستری برای تردید فراهم نیاورد؛ چرا رشید با علم احاطی خویش جایی برای شک علمی یا تردید عملی باقی نمی گذارد؛ در حالی که دیگرانی که دراین حد و اندازه نباشند، نمی توانند حقایق را چنان که هست بدانند یا بیابند، بنابراین با شک علمی و تردید عملی با حقایق مواجه می شوند و اعتراض و اشکال می کنند که ریشه در علوم ظنی دارد.(کهف، آیات ۶۵ تا ۷۱)
  3. عامل صالح: از دیگر ویژگی و صفت اساسی انسان و امت راشد می بایست صفت عامل صالح اشاره کرد؛ زیرا انسان رشید که از عقل و علم به حقایق برخوردار است، آن چه را یافته در مقام اراده و عمل به کار می گیرد و برای رسیدن به حقیقت امر آن را به کار می برد. از آن جایی که صلاح هر چیزی است که در برابر فساد قرار می گیرد، کاری را انجام می دهد که به دور از فساد باشد و کمالی را تحقق بخشد یا تحکیم و استوار نماید. بنابراین، انسان رشید حقیقت را که بر اساس علم عقلانی دانسته و شناخته ، به کار می گیرد و دنبال تحقق آن می رود. از همین روست که نسبت به کارهای صالح و نیک گرایش داشته و نسبت به کارهای بد و زشت به عنوان باطل و ناحق گریزش و کراهت دارد. برهمین اساس است که امت رشید، امتی نیکوکار و صالح و دشمن بدکاری و زشتکاری است و از آن تنفر و کراهت دارد.(حجرات، آیه ۷)
  4. برترجویی و احسن خواهی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان رشید چون از هدایت های تکوینی و تشریعی بهره مند است؛ دنبال برترین ها و نیکوترین ها است؛ زیرا احاطه علمی او به حقایق موجب می شود تا هر کمالی را در تمامیت آن بخواهد و بطلبد. از همین روست که در هیچ کاری وارد نمی شود مگر آن که به «احسن» آن توجه داشته و آن را انجام دهد. خدا در قرآن می فرماید زمانی مال یتیم را به او بدهید که در او این ویژگی «آنستم رشدا» را بیابید؛ یعنی شخصی باشد که با رشد مانوس باشد.(نساء، آیه ۶) از نظر قرآن، رشد عقل اقتصادی در شخص زمانی شکل می گیرد که میان راه ها، نیکوترین و صحیح ترین راه اقتصادی را بشناسد و در مقام عمل به کار گیرد؛ زیرا اگر کفیل یتیم موظف است تا بر اساس این دستور عمل کند که خدا فرموده است: ولا تقربوا مال الیتیم الا بالتی هی احسن‏؛ به مال یتیم‏ نزدیک مشوید، جز به گونه‏ای که بهتر و برترین شیوه و روش باشد. (انعام، آیه ۱۵۲) باید گفت واگذاری مال به یتیم زمانی خواهد بود که او به این درجه از رشد برسد که بتواند بهترین و نیکوترین و صحیح ترین شیوه را برای مصارف مال خویش بشناسد و به کار گیرد. از همین روست که مومنان در امت اسلام موظف هستند که نه تنها بر پایه عدالت مقابله به مثلی با یک دیگر تعامل داشته باشند، بلکه می بایست در سطح احسان عفوی یا اکرام ایثاری عمل کنند که «احسن وجه» است؛ زیرا امت اسلام، امتی رشید و از «الراشدون» است.(حجرات، آیه ۷؛ حشر، آیه ۹؛ بقره، آیه ۲۳۷)
  5. اهل اسلام و ایمان : از نظر قرآن، حقیقت رشد را می بایست در دین اسلام جست(بقره، آیه ۲۵۶؛ جن، آیه ۲)؛ زیرا اسلام تنها دینی است که خدا برای هدایت بشریت فرستاده است.(آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۵) هم چنین از نظر قرآن، راشدون کسانی هستند که اهل اسلام ، بلکه اهل ایمان در درجه عالی آن هستند؛ زیرا برخورداری از ویژگی های پیش گفته جز پذیرش اسلام و ایمان در سطح عالی را اقتضا نمی کند. براین اساس می بایست گفت که هر کسی که از اهل اسلام و ایمان نباشد، اهل رشد و ملت رشیدی نیست.(حجرات، آیه ۷؛ بقره، آیات ۱۳۰ و ۱۳۱) از نظر قرآن کسانی که به «اشد» رسیده و رشد آنان استحکام یافته باشد، در برابر خدا و اسلام اهل تسلیم هستند و ایمان می آورند.(احقاف، آیه ۱۵) از آن جایی که اسلام و شرایع مختلف آن در طول تاریخ راه رشد بود و هست(شوری، آیه ۱۳؛ مائده، آیه ۴۸)، مومن ال فرعون نیز همین راه رشد را به دیگران نشان می دهد و خواهان همراهی دیگران در این راه می شود.(غافر، آیه ۳۸)
  6. حب و بغض: از دیگر صفات راشدون می بایست به حب و بغض آنان اشاره کرد. آنان نسبت به حق و اهل آن محبت دارند و نسبت به باطل بغض و کراهت؛ زیرا مقتضای ایمان به حقیقت، محبت به اهل حق و بغض و کراهت نسبت به باطل و اهل باطل است.(حجرات، آیه ۷) از همین روست که فضیل بن یسار گوید: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْحُبِّ وَ الْبُغْضِ أَ مِنَ الْإِیمَانِ هُوَ فَقَالَ وَ هَلِ الْإِیمَانُ إِلَّا الْحُبُّ وَ الْبُغْضُ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ وَ کَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیانَ أُولئِکَ هُمُ الرَّاشِدُونَ ؛ از امام صادق علیه السلام از حبّ و بغض (محبت و دشمن) پرسیدم که آیا از نشانه های ایمان است؟ فرمود: مگر ایمان چیزى غیر از حبّ و بغض است؟ سپس این آیه را تلاوت فرمود: «خدا ایمان را محبوب شما کرد و آن را در دل شما بیاراست و کفر و نافرمانى و عصیان را ناپسند شما کرد. که آنان هدایت یافتگان هستند.( الکافی ، ثقه الاسلام کلینی، ج ۲ ، ص ۱۲۵ ؛ المحاسن ، احمد بن ابى عبد اللّه برقى، ‏ج ۱، ص۲۶۲ ؛ تفسیرفرات‏الکوفی، فرات بن ابراهیم کوفى‏، ص ۴۲۸ ؛ بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج ۶۵ ، ص ۶۳ )
  7. تولی و تبری: از نظر قرآن، امت رشید، امتی است که این محبت و کراهت خویش را در قالب عمل نیز نشان می دهد؛ زیرا محبت واقعی در اطاعت و ولایت پذیری از حق، کراهت و دشمنی نسبت به باطل در مقام عمل است.(آل عمران، آیات ۳۱ و ۳۲؛ مائده، آیه ۵۴) بنابراین، کسی که مدعی اسلام و ایمان و اهل رشد است، می بایست در عمل نیز آن را نشان دهد که تولی و تبری از مصادیق و تجلیات آن است؛ از همین روست که خدا تولی نسبت به ولایت الله و کفر نسبت به ولایت طاغوت را در برابر هم قرار می دهد.(بقره، آیه ۲۵۶)
  8. بهره مند از ولایت الله: از نظر قرآن، کسانی به رشد حقیقی و نهایت آن می رسند که تحت ولایت الله قرار گیرند؛ زیرا این ولایت الله است که صفر تا صد افکار و اعمال انسان را تحت مهار و مدیریت دارد و او را در مسیر رشدی به کمال می رسند و به انسانی رشید تبدیل می کند؛ از نظر قرآن غیر از خدا کسی نمی تواند «ولی مرشد» باشد و تحت ولایت خویش کسی را به رشد برساند.(کهف، آیه ۱۷)
  9. بهره مند از فضل و نعمت هدایت الهی: از نظر قرآن، رشید کسی است که از فضل الهی برخوردار شده و خدا نعمت هدایت را در دل او انداخته و او را افزون بر بهره مندی از هدایت تکوینی – فطری(طه، آیه ۵۰) از هدایت تشریعی وحیانی نیز بهره مند ساخته است.(حجرات، آیات ۷ و ۸) در حقیقت این خدا است که به فضل خویش از هدایت های تکوینی و تشریعی بهره مند می سازد و به رشد می رساند. پس انسان رشید تحت ولایت الهی قرار دارد و از اسلام و آیین آن سود می برد و نسبت به طاغوت و گمراهی دوری می ورزد.(بقره، آیه ۲۵۶) باید توجه داشت که دین از نظر قرآن که در این آیه مطرح شده همان دین اسلام است؛ زیرا خدا دینی دیگر ندارد.(آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۵) هم چنین بر اساس آیه ۲۵۶ سوره بقره همگان از امکان شناخت و بهره مندی از صراط مستقیم رشدی را دارند، ولی خود به خواسته خویش و هواهای نفسانی راه سفاهت و «غیّ» را در پیش می گیرند و تحت ولایت طاغوت در می آیند و از ولایت الله خارج می شوند.(همان؛ شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ بقره، آیات ۷ تا ۱۵) خدا در قرآن بیان می کند که بهره مندی حضرت ابراهیم از «رشد» به سبب عنایت و فضل الهی بوده است.(انبیاء، آیه ۵۱) «و کنّا به عالمین» بدین معنا است که خداوند حالات بدیع و اسرار عجیب و صفاتى را در ابراهیم(علیه السلام)آگاهى داشت. (الکشّاف، ج ۳، ص ۱۲۱)
  10. بهره مند از عروه الوثقی: از نظر قرآن، امت رشید، امتی است که به اسلام به عنوان عروه الوثقی تمسک جسته و آن را به عنوان دستگیره محکم برای تعالی و عروج به کار می گیرند. این گونه است که هرگز از حق و هدایت جدا نخواهند شد و هماره در مسیر راستی و درستی وحق حرکت کرده و گام بر می دارند و از آن جدایی ندارند و دچار گمراهی و غی نمی شوند و از ولایت الله به ولایت طاغوت در نمی آیند.(بقره، آیه ۲۵۶) کسی که به عروه الوثقی الهی که همان اسلام و ایمان است چنگ زند، هرگز از آن منقطع نمی شود و تا پایان کار در همین مسیر می رود تا به مقصود در مقصد برسد.(همان)
  11. تواضع و فروتنی: رشید کسی است که اهل تکبر در برابر حق نیست و از آن سرباز نمی زند، بلکه اهل تواضع و فروتنی در برابر حق و تسلیم آن است. این در حالی است که انسان های سفیه و غیر رشید گرفتار تکبر بوده و از پذیرش حق و اسلام سر باز می زنند.(اعراف، آیه ۱۴۶) از نظر قرآن تکبر سفیهان غیر رشید، تکبری باطل است؛ زیرا کبر و تکبر آنان برخاسته از فضل و حقیقتی نیست؛ بلکه ریشه در امر باطل دارد.(همان) بر این اساس می توان گفت که اهل اسلام، اهل حق هستند و از تکبر باطل مبرا.
  12. بهره مند از حکمت و علم: از نظر قرآن، رشید کسی است حکمت و علم حق و الهی بهره مند است؛ یعنی هر کاری را براساس هدف و سنجیده انجام می دهد و بر اساس علم عمل می کند نه بر اساس ظن و شک؛ چنان که پیامبران این گونه بودند.(قصص، آیه ۱۴؛ یوسف، آیه ۲۲) در آیات قرآنی مصادیقی از حکمت های نظری و عملی بیان شده که شامل توحید و پرهیز از شرک، انفاق، تواضع ، و مانند آن ها است.(اسراء، آیات ۲۱ تا ۳۹؛ لقمان، آیات ۱۳ تا ۲۷)
  13. عدالت قسطی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هدایت های الهی در قالب تکوین و تشریع با کمک پیامبران برای این هدف است که مردمان حقوق خویش را بشناسد و برای مطالبه قیام کنند(حدید، آیه ۲۵)؛ مومنان نیز می بایست در عدالت قسطی در نهایت آن قرار گیرند به طوری که قیام بالقسط جزو ملکه ذات ومقوم آن شده باشد.(نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸) از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان رشید کسی است که قیام به عدالت قسطی نماید؛ زیرا مقتضای اسلام عدالت قسطی است و کسی که عدالت قسطی نداشته باشد و بدان قیام نکند، بلکه سهم و قسط دیگران را به عنوان قاسط بخورد، از جرگه اسلام و انسان رشید خارج است.(جن، آیه ۱۴)
  14. اطاعت از رهبران الهی: از نظر قرآن، از ویژگی ها و صفات رشید آن است که نه تنها از خدا اطاعت کرده و پاسخ مثبت به فرمان های الهی می دهند(بقره، آیه ۱۸۶)، بلکه هم چنین آنان از رهبران الهی اطاعت می کنند؛ چنان که آنان درخواست های نابه جا و باطلی ندارند و نمی خواهند که رهبران الهی از آنان پیروی و اطاعت کنند؛ زیرا می دانند که رهبران الهی بر اساس وحی و القائات فرشتگان الهی عمل می کنند و جز خیر نمی خواهند.(حجرات، آیه ۷)
  15. اجتناب از کفر، عصیان و فسق: رشید کسی است که اهل ایمان و اسلام است و از هر گونه کفر فکری و عملی اجتناب می کند؛ هم چنین نسبت به فرمان های الهی و رهبران و اولیای الهی عصیان نمی ورزد و معصیت نمی کند و در مسایل دینی و اجتماعی، اهل فسق نیست.(همان) از نظر قرآن روح عصیانگری و نافرمانی ، از موانع رشد و تعالى فرد و جامعه است.(همان)
  16. اهتمام به امور دیگران: ازنظر قرآن، حضرت خضر به عنوان عالم به علم لدنی، اهل رشد و تعلیماتی که می دهد نیز برخاسته از رشد است.(کهف، آیات ۶۵ تا ۶۷) از جمله تعلیمات آن حضرت، کمک به دیگران و نجات اموال آنان از دست غاصبان یا حوادث روزگار است.(کهف، آیات ۷۹ و ۸۲)
  17. دعا و نیایش به درگاه خدا: رشید به درگاه خدا نیایش و دعا می کند و از او می خواهد تا او را در امور زندگی راهنمایی و کمک کند؛ زیرا اقتضای ایمان آن است که ولایت الله را در عمل انسان نشان دهد و همه چیز را از خدا بخواهد.(بقره، آیه ۱۸۶)
  18. تسلیم در برابر قرآن: از نظر قرآن، رشید تسلیم اسلام و قرآن است؛ زیرا قرآن را کتابی می داند که او را به نهایت رشد می رساند.(جن، آیات ۱۳ و ۱۴)
  19. اجتناب از غفلت: غفلت به معنای وجود چیزی در برابر آدمی و عدم التفات و توجه به آن به سبب سرگرم شدن به چیزی دیگر است. این گونه انسان اهم را وامی گذارد و مهم را می گیرد و انجام می دهد و ضرر و زیان می بیند. از نظر قرآن، انسان رشید از اهم غافل نیست.(اعراف، آیه ۱۴۶)
  20. اجتناب از گناه: چنان که گفته شد هر گونه عصیان و کفر و فسق موجب می شود که انسان از رشد دور باشد. انسان رشید انسانی است که اهل اطاعت و نماز و بندگی است(هود، آیه ۸۷)؛ پس باید گفت که گناه عامل دوری انسان از رشد می شود و انسان رشید انسانی است که از گناهان اجتناب می کند.(هود، آیه ۷۸؛ حجرات، آیه ۷)
  21. حفظ حرمت دیگران: از دیگر نشانه های رشد آن است که انسان حریم ها و حرمت ها را حفظ کند و به دیگران دیگران بی احترام نکند.(هود، آیه ۷۸)
  22. اجتناب از خواری دیگران: رشید کسی است که نه تنها حرمت دیگران را نگه می دارد، بلکه کاری نمی کند که موجب خواری و ذلت دیگران شود و آبروی شخص در جامعه برود و مخدوش سازد. رشید کسی است از تعرّض به آبرو و حیثیّت افراد آبرومند اجتناب می کند. (همان)