نشانه های راستی و صداقت از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

امور باطنی چون ایمان و امانت و وفا و صداقت، ظواهری دارد که از طریق آن می توان دانست که این امور در شخصی هست یا نیست؟ زیرا «از کوزه برون همان تراود که در اوست.» انسان هر چند می تواند رازدار و نهان کار باشد، ولی همیشه نمی تواند نمایش بازی کند و دیگران را بفریبد؛ چرا که «خورشید حقیقت هماره پشت ابر نمی ماند.»

صداقت و راستی نیز نشانه هایی دارد که انسان می تواند به اثبات و نفی آن در شخص دیگر بپردازد و معلوم دارد که راستگو و صادق است یا آن که کاذب و دروغگو؟

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اموری چون عدالت و امانت و صداقت و وفا از اصول اساسی فطری رفتار انسانی – اخلاقی است که خدا در فطرت هر انسانی به ودیعت گذاشته است؛ اما انسان با دفن فطرت و دسیسه موجب می شود تا تغییراتی در نفس  بشری ایجاد شود که به جای آنها دنبال ظلم، خیانت، دروغ و بی وفایی برود؛ ولی از آن جایی که این امور حتی نزد مرتکبان آن ناخوشایند است، آنان سعی می کنند تا با رفتاری فریبکارانه این امور را مخفی و نهان سازند؛ در این جا است که برخی از کارها اسرار نهان را آشکار  می کند و موجب رسوایی فریبکاران می شود. نویسنده دراین مطلب بر آن است تا با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن، نشانه های صداقت و راستی را تبیین کند تا راستگو از دروغگو باز شناخته شود. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ارزش شناخت راستی و راستگویان

صدق در لغت به هر چیزی سفید کامل، خالص، صاف، سخت و استوار گفته می شود، از همین روست که به فولاد آبدیده براق، «صَدق» می گویند. مطابق قول و فعل، اعتقاد و عمل نیز برهمین اساس صدق است؛ زیرا بیانگر استواری و نیز خلوص و صافی شخصیت فرد است که نفاق و دوگانگی در آن نیست. به مهریه زن که بیانگر علاقه باطنی و گذشت از مال برای محبوب است، «صِداق» می گویند. تصدیق در برابر تکذیب، به معنای تایید کسی دیگر به صداقت است؛ زیرا قول و فعل او را مطابق هم می داند یا اقوال و عقاید و اعمالش را مطابق حقیقت می یابد.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر انسانی دارای فطرتی است که در آن اموری از جمله هدایت فطری و تکوینی تعبیه شده است.(طه، آیه ۵۰) در حقیقت فطرت هر انسانی، دستگاه و نظامی الهی است که او را در مسیر فلسفه و اهداف آفرینش راهنمایی می کند؛ زیرا این دستگاه دارای دانشی الهامی است که به انسان از نظر اندیشه و معرفت، توان شناخت حق و باطل، خیر و شر، تقوا و فجور و مانند آنها را می دهد؛ چنان که از نظر انگیزشی نیز گرایش به حق، خیر و تقوا داشته و از باطل و شر و فجور گریزش دارد.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰)

از آن جایی که اموری چون عدالت، امانت، صداقت، وفا و مانند آنها از مصادیق حق و خیر و تقوا است، به طور فطری هر انسانی بدان شناخت و گرایش دارد؛ از همین روست که کودکان تا زمانی که به سبب تعلیمات دیگران فطرت خود را دفن و دسیسه نکرده باشند، به این امور گرایش دارند؛ اما پس از آن در شرایطی قرار می گیرند که گاه به خلاف تمایل یافته یا به طور کامل اهل خلاف می شوند.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان از آفریده های پیچیده الهی است؛ زیرا در دو جهت صعود و سقوط می تواند به گونه ای شگفت عمل کند که از عهده و ظرفیت هیچ آفریده ای دیگر بر نمی آید. بر این اساس، می توان گفت که انسان در امور فطری خویش نیز می تواند به گونه ای عمل کند که تشخیص حق و باطل در او سخت و دشوار باشد و انسان نداند که بر اساس فطرت عمل می کند یا ضد آن؟ زیرا توانایی به نمایش گذاری واقعیتی ناحق و باطل در انسان وجود دارد که جلوه آن را در اهل نفاق می توان مشاهده کرد؛ زیرا آنان به گونه ای سخن می گویند که خلاف اعتقاد باطنی آنان است.

از نظر آموزه های قرآنی، راه هایی برای جداسازی اهل صداقت از اهل نفاق وجود دارد که شناخت آن می تواند برای تشخیص و رفتار مناسب بسیار مفید و سازنده باشد.

خدا در قرآن بیان می کند که شناخت راستگویان و جدا شدن آنان از دروغگویان، فلسفه پیمان گرفتن خداوند از انبیا و پیامبران است(احزاب، آیات ۷ و ۸)؛ زیرا لام در «لیسئل» براى تعلیل یا غایت است. (المیزان، ج ۱۶، ص ۲۷۸) بنابراین، مقصود از سؤال از صادقین، درخواست اظهار صدق باطنى خود در مرحله گفتار و عمل است که همان عمل صالح آنان باشد. در واقع، مقصود از سؤال، همان متوجّه شدن تکالیف به آنان بر حسب میثاق است تا میزان صدق باطنى آنان آشکار شود. (المیزان، ج ۱۶، ص ۲۷۹)

به سخن دیگر، از نظر قرآن، عمل مبتنی بر آموزه های اسلامی که مطابق فطرت الهی است(روم، آیه ۳۰) بهترین معیار شناخت انسان صادق از کاذب است؛ زیرا اگر کسی مطابق آموزه های اسلامی عمل کند، بر اساس فطرت الهی  عمل کرده است. پس چنین شخصی انسانی صادق و راستگو است که ظاهر وباطن او یکسان است؛ اما کسی که بر خلاف آموزه های وحیانی اسلام عمل می کند، خلاف فطرت عمل می کند و انسانی دروغگو و کاذب است.

بر همین اساس، می توان گفت که از نظر قرآن، راستگویان صادق کسانی چون پیامبران(مائده، آیات ۱۱۳ تا ۱۱۹؛ احزاب، آیات ۷ و ۸؛ روح المعانى، ج ۱۲، جزء ۲۱، ص ۲۳۴) و مومنان هستند.(احزاب، آیات ۲۲ و ۲۳ و۳۵؛ فتح، آیه ۱۸)

البته باید توجه داشت که از نظر قرآن، هر مومن و متقی باید دارای صداقت باشد، اما صادقین به عنوان کسانی که صدق در آنان ملکه و مُقوّم ذات شده است، بسیار برتر هستند؛ از همین روست که از نظر قرآن، مقام صادقین، والاتر از مقام متقین و مؤمنان است.(توبه، آیه ۱۱۹)

نشانه های صادقین و راستگویان از نظر قرآن

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، ملاک راستگویى، در اندیشه و اعتقاد، دلیل و برهان است که بیانگر حقیقت صدق چیزی با چیزی دیگر و مطابقت آن دو است.(بقره، آیه ۱۱۱ ؛ انبیاء، آیه ۲۴) بنابراین، نمی توان به صرف برخی از امور به صداقت کسی اذعان کرد و او را به صداقت تصیق نمورد؛ زیرا بسیاری از رفتار و اعمال خود گواهی روشن برای عدم صداقت و دروغگو بودن شخص است. به عنوان نمونه از نظر قرآن اهل دروغ، اهل سوگند هستند؛ زیرا اینان برای اثبات قول وفعل خویش هیچ برهان وسلطانی ندارند، و از همین رو، به سوگند تمسک می جویند تا خود و قول و فعل خویش را اثبات کنند.

هم چنین باید توجه داشت که از نظر قرآن، سوگند دلیل و معیاری برای صداقت وصادق بودن شخص نیست.(توبه، آیات ۶۲ و ۷۴و۹۵؛ نور، آیات ۴۷ و ۵۳) چنان که از نظر قرآن، ظاهر افراد(منافقون، آیات ۱ و۲) و نیز گریه و زاری هرگز دلیل بر صدق وراستی و نشانه ای از آن نیست.(یوسف، آیات ۱۶ تا ۱۸) بنابراین، نمی بایست این امور را نشانه ای برای راستی و صداقت قول و فعل کسی دانست.

بر این اساس می بایست دنبال نشانه های حقیقی بود که بیانگر صداقت شخص است. از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر کسی مدعی امری است می بایست در اعمال آن را به نمایش گذارد؛ کسی که مدعی اسلام و ایمان است، می بایست در ابتلائات و فتنه ها و مصیبت ها اهل توکل به خدا باشد؛ هم چنین صادقین و راستگویانی که صداقت در آنان ملکه و مقوم ذات شده، نشانه های دارند که برخی ازمهم ترین آنها عبارتند از:

  1. اخلاص: چنان که درباره لغت صدق گفته شد، صداقت متضمن و دربردارنده اموری است که از جمله آن ها خلوص و صفا است. بنابراین ، صادقین انسان های مخلصی هستند که در هر کاری که وارد می شوند، تنها خدا را مقصود و مقصد خویش قرار می دهند و تنها برای خدا کاری را انجام می دهند.(حشر، آیه ۸)
  2. رضایت الهی: از نظر قرآن، صادقین هماره رضایت و خشنودی خدا را مد نظر قرار می دهند؛ زیرا فطرت آنان خداجو است و رضایت خدا را می جوید؛ از همین روست همیشه دنبال خشنودی و رضایت خدا هستند و برای آن تلاش می کنند.(همان)
  3. فضل خواهی: صادقان دنبال آن هستند که از تفضل الهی بهره مند شوند و خدا به آنان عنایت خاص داشته باشد؛ زیرا می دانند که بدون تفضل الهی به چیزی نمی رسند و هر چه دارند همه از فضل الهی است.(همان)
  4. نصرت خواهی: صادقین خود را تحت ولایت الهی می یابند و نصرت و یاری و پیروزی را تنها از خدا می خواهند و در انتظار امدادهای الهی هستند و به هیچ کسی جز خدا اعتماد ندارند.(همان) البته از آن جایی که آنان پیامبر(ص) را مظهر تجلیات همه اسماء و صفات الهی و اطاعت از او را عین اطاعت خدا می دانند(انفال، آیه ۴۶)، نصرت خواهی از پیامبر(ص) را نیز عین نصرت از خدا دانسته و از خدا و رسول الله (ص) برای موفقیت طلب نصرت و یاری می کنند.(همان)
  5. انجام تکالیف: صادقین براساس فطرت الهی و خداجو بر آن هستند تا هر آن چه مورد رضایت و خشنودی الهی انجام دهند.(همان) بنابراین، انجام تکالیف شرعی ازعبادی – اجتماعی و مانند آنها را وظیفه و تکلیف خود دانسته و بدان اقدام می کنند و هرگز بر خلاف شریعت عمل نمی کنند؛ زیرا از نظر قرآن، انجام دادن وظایف و تکالیف عبادى، اجتماعى و اخلاقى، هم چنین تحمّل مشکلات و استقامت در راه مبارزه با دشمنان، همه از نشانه راستگویى و درستى ادعاى ایمانی است که صادقین دارند.(بقره، آیه ۱۷۷)
  6. اکرام و ایثارگری: آنان خود را مدعی ایمان می دانند و بر همین اساس، تلاش می کنند تا در عالی ترین سطح ایمان عمل کنند که همان ایثارگری و اکرام نسبت به دیگران است؛ از همین روست که از چیزهایی اختصاصی و محبوب خویش که زندگی آنان بدان بستگی دارد یا آرامش و آسایش ایشان در گرو و رهن آن است، برای رضایت خدا می گذرند و با ایثارگری و اکرام آن را در اختیار دیگران قرار می دهند.(حجرات، آیه ۱۵) بنابراین، آنان فراتر از عدالت تقابلی و مثلی و بلکه حتی احسان عفوی در مقام احسان اکرامی به ایثارگری می پردازند که مرتبه مکارم اخلاقی است که پیامبر (ص) برای رسیدن مردم به آن و اتمام مکارم اخلاقی مبعوث شده است.( انما بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ. بحارالانوار، ج ۱، ص ۸؛ ج ۶۸، ص ۳۷۳؛ سنن کبری، بیهقی، ج ۱۰، ص ۱۹۲؛ مکارم الاخلاق، رضى الدین حسن بن فضل طبرسى‏، ص ۸؛ بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۶۷، ص ۳۷۲)
  7. ایمان به خدا: پذیرش اصول دین یعنی توحید، عدالت ، نبوت ، امامت و معاد از مهم ترین نشانه های ایمان اهل صداقت است. از همین روست که صادقین به این امور و اصول ایمان دارند. خدا می فرماید که ایمان به خدا و به دور از هر گونه شک و تردید، نشانه راستگویى مؤمنان در ادعاى ایمان خود است.(حجرات، آیه ۱۵)
  8. ایمان به پیامبران الهی و رسالت پیامبر(ص): از نظر آموزه های وحیانی قرآن، همه پیامبران الهی از سوی خدا برای دعوت به اسلام آمده اند، هر چند که به سبب مقتضیات زمان و مکان، دارای شرایع و منهاج مختلفی بوده اند(آل عمران، آیه ۱۹ و ۸۵؛ مائده، آیه ۴۸؛ شوری، آیه ۱۳)؛ بنابراین نمی توان میان آنان تفرقه افکند و مثلا برخی از آنان را قبول نکرد، بلکه همه آنان را می بایست به عنوان پیامبران الهی شناخت و بدانها ایمان آورد.(بقره، آیات ۱۳۶ و ۲۸۵؛ آل عمران، آیه ۸۴) از نظر قرآن، یکی از نشانه های صادقین آن است که به همه پیامبران ایمان دارند(حدید، آیه ۱۹) و رسالت پیامبر(ص) را می پذیرند و بدان عمل می کنند، بی آن که شک و تردیدی در این امر داشته باشند. (حجرات، آیه ۱۵)
  9. حکومت و حکمیّت پیامبر(ص): پذیرش داورى پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله) در خصومتها، دلیل بر راستگویى در ادعاى ایمان آن افراد مومن است؛ در حقیقت کسی که مدعی اطاعت از پیامبر(ص) است، می بایست در همه امور اجتماعی و سیاسی و مانند آنها از پیامبر(ص) اطاعت کند و داوری و قضاوت او را بپذیرد و بدان تن در دهد؛ پس  کسی که چنین نمی کند، در حقیقت صادق در ایمان نیست.(نور، آیات ۴۷ تا ۵۱)
  10. جهاد: صداقت صادقین در امور نسبت به اوامر و نواهی خدا تا جایی است که از مال وجان می گذرند تا رضایت و خشنودی خدا را به دست آورند. آمادگی برای جهاد و جانفشانی و حضور در میادین نبرد حق علیه باطل از مصادیق صدق است که صادقین در عمل به نمایش می گذارند.(بقره، آیات ۲۴۶ و ۲۴۹؛ توبه، آیات ۴۳ و۴۴ و۸۸)
  11. شهادت: از نظر قرآن، شهادت و کشته شدن مؤمنان در راه خدا و پایبندى بر پیمان خود با خدا، نشانه راستگویى صادقین است؛ زیرا برای رضایت الهی تا پای جان ایستاده و شربت شهادت را نوش کردند و با جانفشانی نشان دادن که بر پیمان خویش استوار هستند.(احزاب، آیه ۲۳)
  12. شکرگزار اسلام: از نظر قرآن، مومن انسانی شاکر و کافر انسان ناسپاس است(انسان، آیه ۳)؛ بنابراین، هر کسی اگر نعمتی را به دست آورد می بایست با شکر قولی و عملی نشان دهد که شاکر خدا است. شکر عملی نیز به استفاده درست از یک نعمت و به کارگیری آن در مسیر درست است؛ چنان که حضرت سلیمان نبی(ع) از قدرت طی الارض لشکر خویش برای هدایت دیگران بهره گرفت.(نمل، آیه ۴۰) از نظر قرآن، انسان های صادق هماره شاکر نعمت های الهی به ویژه نعمت اسلام و ایمان هستند. از همین روست که منّت نگذاشتن براى قبول اسلام و شکرگزارى به درگاه خداوند، به سبب نعمت اسلام، از نشانه هاى راستگویى مؤمنان است که خدا در قرآن بر آن تاکید دارد.(حجرات، آیه ۱۷)
  13. صبر درمصیبت: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر کسی ادعای چیزی داشته باشد، مورد ابتلاء و آزمایش نسبت به آن چیز قرار می گیرد تا معلوم شود که در این ادعا تا چه اندازه صادق و راستگو است.(حجرات، آیات ۱۴ و ۱۵) شکی نیست که خدا برای بشر در طول زندگی دنیوی انواع فتنه ها و ابتلائات و مصیبت ها را قرار داده که شامل خیر و شر می شود.(انبیاء، آیه ۳۵؛ بقره، آیه ۱۵۶؛ عنکبوت، آیات ۲ و۳) از نظر قرآن، صبر بر مصیبت گواه صادق و روشنی بر این است که شخص جزو صادقین در ایمان است.(بقره، آیه ۱۷۷)
  14. تولی و تبری: تولی و تبری نسبت به مومنان و کافران از اصول اساسی اسلام است؛ زیرا ایمان چیزی جز حب و بغض نیست: هَلِ الْإِیمَانُ إِلَّا الْحُبُّ وَ الْبُغْضُ.(حجرات، آیه ۷؛ الکافی ،ثقه الاسلام کلینی ج ۲ ص ۱۲۵ ؛ المحاسن ،احمد بن ابى عبد اللّه برقى،‏ج ۱،ص۲۶۲ ؛ تفسیرفرات‏الکوفی، فرات بن ابراهیم کوفى‏،ص ۴۲۸ ؛ بحارالأنوار، علامه مجلسی ج ۶۵ ص ۶۳ ) بر این اساس، می توان راستگویى مؤمنان در ادّعاى ایمان خود، را با محبّت و ایثار به سایر مؤمنان و رنجدیدگان در مسیر دین مشاهده کرد؛ زیرا شخص با محبت و ایثار خویش نشان می دهد که اهل تولی نسبت ایمان و مومنان است.
  15. محبت به مهاجران: براساس همان اصل پیشین می بایست گفت که اقتضای صداقت در ایمان این است که انسان نسبت به مهاجرانی که از همه چیز برای رضای خدا گذشتند، عنایت خاص و اکرام وایثار داشته باشد. از همین روست که اکرام به نسبت به آنان نشانه ای از صداقت صادقین است.(حشر، آیه ۸)
  16. همراهی با صادقین و اهل بیت عصمت و طهارت(ع): صادقین خود چون اهل صداقت هستند، هر جا صادقین را یافتند با آنان در قول و فعل همراهی می کنند؛ شکی نیست که مظهر اتم و اکمل ایمان و صداقت همان اهل بیت(ع) هستند؛ از همین رو وقتی خدا می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَکُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ.(توبه ، آیه ۱۱۹) مراد آن است که با اهل بیت(ع) همراه کردن از نشانه های ایمان و صداقت انسان است. در روایاتى که از اهل بیت(علیهم السلام) رسیده، «صادقین» در آیه یاد شده بر آل محمّد(صلى الله علیه وآله) و ائمّه معصومین(علیهم السلام) و على(علیه السلام)منطبق شده است. (تفسیر نورالثقلین، ج ۲، ص ۲۸۰ – ۲۸۱، ح ۳۹۲ – ۳۹۴ و ۳۹۷ – ۴۰۲)