نشانه های تمدن نوین اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

گام دوم انقلاب اسلامی برای دست یابی به تمدن نوین اسلامی می بایست به گونه ای برداشته شود که همه لوازم و ملزومات ایجادی تمدن اسلامی فراهم آید. لوازم و ملزوماتی که می بایست براساس فلسفه و سبک زندگی اسلامی فراهم آید. آموزه های وحیانی قرآن، برای تحقق تمدن اسلامی، به این لوازم و ملزومات اشاره کرده است که شناخت و گرایش عملیاتی به آن ها ضروری و بایسته است.

حکومت الهی مهم ترین نیاز تمدن اسلامی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، زمانی می توان امید به تحقق تمدن اسلامی داشت که حکومت الهی تشکیل شده باشد؛ زیرا بدون حکومت الهی، سخن گفتن از تمدن اسلامی بی معنا و مفهوم خواهد بود؛ چرا که تمدن اسلامی برآیند حکومت الهی است.

به سخن دیگر، هر تمدنی در سایه حکومتی شکل می گیرد؛ زیرا حکومت، نهادی اجتماعی با اهداف مشخص و روش های معین است که تمام ابعاد زندگی بشر از جمله تمدن را تحت تاثیر قرار می دهد.

به عبارت دیگر، اگر «تمدن» مجموعه پیچیده‌اى از پدیده‌هاى اجتماعى قابل انتقال، حاوى جهات مذهبى، اخلاقى، زیباشناختى، فنّى یا علمى و مشترک در همه اجزاى یک اجتماع وسیع و یا چندین اجتماع بشری مرتبط با یکدیگر است(فرهنگ علوم اجتماعى، ص‌۴۷، «تمدّن»)، به طور طبیعی حکومت به عنوان سامانده اصلی همه پدیده های اجتماعی نقش اساسی دارد. پس اگر سخن از تمدن بدون حکومت بشود، گویی سخن از چادری بدون ستون اصلی باشیم؛ زیرا آن که به چادر معنا و مفهوم می بخشد، همان ستون اصلی است که تکیه و اعتماد چادر به آن است و آن را سرپا نگه می دارد.

با نگاهی به تمدن های بشری در طول تاریخ می توان به اهمیت و ارزش حکومت در تحقق تمدن ها پی برد. بر همین اساس است که خدا در قرآن، به نقش و اهمیت بسیار مهم حکومت الهی در تحقق تمدن اسلامی توجه می دهد؛ و در آیات چندی از قرآن، به حکومت های الهی اشاره می کند که تمدن های بزرگ اسلامی را در طول تاریخ بشری ایجاد کرده اند.

به عنوان نمونه تمدن بزرگ اسلامی در عصر پیامبران بزرگ حضرت داود(ع) و سلیمان(ع) شکل می گیرد که از «صفر تا صد» آن تحت حکومت الهی است.(نمل، آیات ۱۶ و ۱۷ و ۴۴؛ سباء، آیات ۱۲ و ۱۳؛ ص، آیات ۳۴ تا ۳۹)

تمدن اسلامی ذوالقرنین نیز از بزرگ ترین تمدن های اسلامی است که تحت حاکمیت الهی و حکومت الهی شکل گرفته است.(کهف، آیات ۸۲ تا ۹۲)

به نظر می رسد که موفقیت حکومت شاهی در عصر یوسف(ع) زمانی بوده است که مسئولیت حقیقی حکومت به دست آن حضرت(ع) قرار می گیرد و ایشان با فلسفه و سبک زندگی اسلامی توانستند تمدن اسلامی آن دوره را ایجاد کند.(یوسف، آیات ۵۵ و ۵۶)

از ویژگی ها و صفات اصلی این حکومت های اسلامی تمدن ساز این است که «فلسفه و سبک زندگی» امت و امام بر اساس آموزه های وحیانی اسلام و شرایع آن سامان یافته است. در حقیقت، در این دوره ها پیامبران این امکان را یافته اند تا با «تمکن» بر همه ابعاد زندگی بشر، آموزه های وحیانی اسلام را اجرایی کنند و تمدن های اسلامی را پدید آورند که هنوز هم چنان آوازه شهرت آنان در گوش تاریچ و فلک می پیچد.(یوسف، آیه ۵۵؛ کهف، آیه ۸۴)

در حقیقت در آن محدوده زمانی، ولایت الهی جایگزین ولایت طاغوت می شود و با حکم و حکومت خلفای الهی(ص، آیات ۲۶ تا ۴۰؛ نمل، آیه ۱۶) مردم از فلسفه اسلامی و سبک زندگی الهی برخوردار شدند و توانستند تمدن های بزرگ اسلامی را ایجاد و به جهانیان به عنوان نمونه و سرمشق ارایه دهند.

در حکومت های تمدن ساز اسلامی، حاکمیت به طور مطلق از آن خدا و ولایت الهی است؛ زیرا در همه امور بر اساس «حکم» و قوانینی عمل و رفتار می شد که خدا در قالب شرایع اسلامی نازل کرده است و مردم تابع هیچ «حکم» و قانونی دیگر نبودند(یوسف، آیات ۴۰ و ۶۷؛ قصص، آیه ۸۸)؛ زیرا دخالت هر حکمی دیگر در هر سطحی به معنای شرک و خروج از توحید در ربوبیت و پروردگاری است؛ چنان که حکومت های طاغوتی فرعونی این گونه هستند.(نازعات، آیات ۲۳ و ۲۴)

در حکومت های اسلامی تمدن ساز، این نظام سیاسی ولایی است که حاکمان آن حاکمیت مطلق را به عنوان مظهریت در اسما و صفات الهی و متاله بودن در اختیار دارند و می توانند به عنوان «خلیفه» مظهریت در ربوبیت داشته باشند. از همین روست که حاکمان الهی دارای «عصمت» هستند که اطاعت از ایشان عین اطاعت از خدا بوده(انفال، آیات ۲۰ و ۴۶؛ مجادله، آیه ۱۳) در مقام خلافت و ولایت الهی، معصیت نسبت به آنان معصیت نسبت به خدا تلقی می شود.(مجادله، آیات ۸ و ۹)

حاکمیت اسلامی در تمدن های اسلامی گذشته در یک دایره وسیع تر از انسان عمل می کرد و حتی جنیان را برای تمدن سازی به کار گرفته است.(ص، آیات ۲۶ تا ۴۰؛ نمل، آیه ۱۶)

به سخن دیگر، وقتی حاکمیت الهی می شود دایره حکومت محدود به انسان نخواهد بود، بلکه می تواند از جنیان و دیگران از جمله فرشتگان برای تمدن سازی بهره گیرد؛ چنان که پیامبر(ص) برای افزایش دایره حکومتی خویش به ویژه در میادین جهاد نظامی از امدادهای فرشتگان بهره می گیرد تا بتواند دایره حکومت و حاکمیت خویش را گسترش داده و موانع جنی و انسانی را بر طرف ساخته و سلطه و هیمنه خویش را افزایش دهد.

قدرت و امکانات لازمه تمدن اسلامی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، مهم ترین لازمه تحقق تمدن اسلامی، داشتن قدرتی است که به نظام سیاسی ولایی این امکان را می دهد تا کاری را به اراده و اختیار آزاد انجام دهد یا ترک نماید؛ زیرا بدون چنین قوت و قدرتی نمی توان سخن از تمدن اسلامی داشت. پس داشتن قوت و قدرت مستقل در همه عرصه یک امر طبیعی برای تمدن سازی است حتی اگر تمدنی که مراد یک حکومت و اجتماع همانند تمدن سباء، غیر از تمدن الهی اسلامی باشد.(نمل، آیات ۲۳ و ۳۲ و ۳۳؛ روم، آیه ۹)

به سخن دیگر، نظام سیاسی ولایی و حکومت الهی می بایست در چنان سطحی از قوت و قدرت باشد که در هیچ زمینه و ساحتی کسی دیگر نتواند او را محدود کند یا اعمال محدودیت نماید، بلکه بتواند با استقلال در همه عرصه های فلسفی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی و مانند آنها هر گونه اعمال قدرتی را داشته باشد و هیچ چیز او را به امری یا چیزی وادار نسازد یا مانع از اراده آزاد و مختار آن نباشد.

بر همین اساس است که خدا بر امت اسلام و نظام سیاسی الهی فرمان می دهد تا همه «قوت» و توان خویش را فراهم آورد تا بتواند اعمال «قدرت» نماید و با امکاناتی که در اختیار دارد مقاصد خویش را چنان که حاکمیت الهی مقتضی است پیش برد.(توبه، آیه ۶۹؛ انفال، آیه ۶۰؛ کهف، آیات ۸۳ و ۸۴؛ نمل، آیات ۱۷ تا ۳۳؛ روم، آیه ۹؛ غافر، آیات ۲۱ و ۸۲)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، دولت و نظام سیاسی که از قدرت و امکانات برخوردار باشد می تواند تمدن سازی داشته باشد هر چند که بر اساس حاکمیت الهی نباشد؛ اما زمانی حاکمیت اسلامی الهی می تواند تمدن اسلامی را بر اساس فلسفه و اهداف الهی انجام دهد که این امکانات و قدرت و قوت را در راستای فلسفه الهی به کار گیرد و سبک زندگی را تحت تاثیر آن قرار دهد؛ چنان که تمدن های اسلامی در دوره های گذشته به دست پیامبران بزرگی چون داود(ع) و سلیمان نبی(ع) این گونه شکل گرفته است.(همان)

ارتباطات و راه های مواصلاتی از لوازمه تمدن اسلامی

از نظر قرآن، آن چه در ایجاد یک تمدن لازم و ضروری است، ارتباط فرهنگی و بده و بستان های مربوط به آن است؛ زیرا تمدن نیاز به انتقال اطلاعات و داده های علمی دارد و اگر بخواهد از همه تجربیات دیگران بهره برد می بایست زبانی برای انتقال داشته باشد. بی گمان وجود یک زبان و فرهنگ واحد در تحقق یک تمدن بزرگ نقش اساسی دارد. چنان که تمامی تمدن ها از رومی و ایرانی در گذشته بر پایه اشتراکات فرهنگی و زبانی توانستند ایجاد و بقای خود ادامه دهند. تمدن اسلامی در گذشته بر اساس زبان و فرهنگ اسلامی عربی شکل گرفته و همین فرهنگ و زبان مشترک از عوامل تسهیل دانشی و تجربی بوده است.

اگر ملت ها از طریق زبان و فرهنگ مشترک نتوانند میان خود ارتباطی را ایجاد کنند، عدم وجود زبان مفاهمه مشترک مانع از اانتقال اطلاعات و دانش ها و تجربیات و در حقیقت مانع شکل گیری تمدنی خواهد بود.(کهف، آیه ۹۳)

از دیگر لوازمی که می بایست انقلاب اسلامی برای تمدن سازی نوین اسلامی بهره گیرد، ارتباطات گوناگون از جمله زبان و فرهنگ مشترک که در انقلاب اسلامی شکل گرفته و نیز بهره گیری از رسانه ها و نیز راه های مواصلاتی برای نقل و انتقال اطلاعات و کالا و سفرها است.

عمران و صنعت و هنر از لوازم تمدن اسلامی

دست یابی به عمران و صنعت و هنر در راستای اهداف و فلسفه زندگی اسلامی از مهم ترین لوازم تمدن اسلامی است؛ زیرا هر فلسفه و سبک زندگی، نوعی نگاه خاص به صنعت و عمران و هنر دارد. از همین روست که معماری اسلامی با معماری غیر اسلامی متفاوت است؛ زیرا در معماری اسلامی توجه خاصی به مساله حجاب و عفت و حیا می شود و همین عاملی مهم است تا نوعی معماری در سبک اسلامی غیر از معماری در سبک های دیگر زندگی باشد.

در مسایل صنعتی نیز همین گونه می توان تفاوت های محسوسی را ره گیری کرد؛ زیرا صنایع به گونه ای سامان می یابد که موجبات آرامش و آسایش مردمان باشد نه آن که عاملی برای سلب آرامش یا ایجاد جنگ و جنایت شود. در روان شناسی اجتماعی بیان می شود که چگونه سازه ها به ویژه سازه صنعتی می تواند بر روان و روحیه مردمان آثار مخرب به جا گذارد یا حتی معماری یک ساختمان یا محله چگونه می تواند مردمی را به سوی نابهنجاری یا بهنجاری سوق دهد.

در مساله هنر نیز که جنبه زیباشناختی صنعت و عمران را مد نظر قرار می دهد نمی توان از ابعاد تاثیرگذار مثبت و منفی آن سخن نگفت. بی گمان محیطی که قرآن برای زندگی بشر ترسیم می کند همانند بهشتی است که همه چیز در آن به نظم سامان یافته و از هندسه زیباشناختی بهره برده است. آن چه از خانه و بوستان در قرآن برای بهشت ترسیم می شود می بایست در شهرسازی و نماهای شهری به کار گرفته شود. بنابراین، صنعت و عمران و هنر در سایه تمدن اسلامی به گونه می بایست به کار گرفته شود که موجبات سعادت و تامین آرامش و آسایش باشد و از نظر کمی و کیفی تامین کننده جنبه های زیباشناختی باشد. باغ ویلاها و یا شهرهای با نماهای زیبا و چشم نواز می بایست در تمدن اسلامی با حفظ حیا و عفت و تامین هنجارها و ارزش ها انجام شود.(اعراف، آیه ۷۴؛ حجر، آیه ۸۲؛ شعراء، آیه ۱۲۹؛ نمل، آیه ۴۴؛ سباء، آیات ۱۲ و ۱۳؛ کهف، آیات ۸۶ تا ۹۴؛ سباء، آیات ۱۵ و ۱۶)

اقتصاد پیشرفته و شکوفا از لوازم تمدن اسلامی

از دیگر لوازم مهم تمدن سازی اقتصاد شکوفا و پیشرفته همراه با سلامت اقتصادی و عدالت قسطی و بهره گیری همگان از آن است؛ زیرا اقتصاد در کنار فرهنگ دو اصل اساسی هر اجتماعی است که خیمه و چادر اجتماع بدان بر پا می شود.(نساء، آیه ۵؛ مائده، آیه ۹۷)

از نظر قرآن، بدون اقتصاد نمی توان از تمدن سخن گفت؛ زیرا تمدن سازه های صنعتی و عمرانی دارد که بر پایه اقتصاد شکل می گیرد. همه ابزارها و امکانات رفاهی و آسایش، بلکه به یک معنا حتی آرامش اجتماع که از طریق نیروهای نظامی و انتظامی تامین می شود، وابسته به یک اقتصاد مستقل است.(انفال، آیه ۶۰)

امنیت غذایی یک اجتماع به اقتصاد و کشاورزی و دامداری آن وابسته است که تامین آب از طریق سدسازی نیازمند اقتصادی قوی است. اجتماعی که از اقتصاد بهره ای نبرده است نمی تواند حکومت و حاکمیت و دولتی داشته باشد چه رسد که بتواند تمدن ساز باشد.(سباء، آیات ۱۵ و ۱۶؛ اعراف، آیه ۹۶؛ نمل، آیه ۱۱۲؛ یوسف، آیات ۴۶ تا ۵۷)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، از آن جایی که هدف از اقتصاد اسلامی تامین همه چیز برای همگان است، عدالت اقتصاداسلامی بر پایه «قسط» ساماندهی می شود تا مردمان به قسط قیام کنند و مومنان قوامین بالقسط باشند.(حدید، آیه ۲۵؛ مائده، آیه ۸) در حقیقت این فرهنگ اسلامی و فلسفه و اصول آن است که اقتصاد اسلامی را مدیریت می کند. این گونه است که اقتصاد بازار چنان که سرمایه داری می گوید و یا رباخواری در آن ممنوع و حرام است.(بقره، آیات ۲۷۵ تا ۲۷۸)

یکی از مهم ترین آثار چنین فرهنگی عدم جواز هر گونه فعالیت اقتصادی است که به محیط زیست ضرر و زیان وارد می سازد و فسادبرانگیز است.(روم، آیه ۴۱)

فرهنگ اسلامی از لوازم تمدن اسلامی

چنان که گفته شد تمدن اسلامی بر اساس فرهنگ اسلامی شکل می گیرد(مائده، آیه ۹۷) که شامل همه قوانین، آداب و رسوم، فلسفه، اخلاق، هنر و مانند آن ها است. همین فلسفه و فرهنگ است که سبک زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد و سازه های صنعتی و عمرانی را جهت می بخشد.(کهف، آیه ۹۳؛ ص، آیات ۲۶ تا ۳۴)

در حقیقت، تمدن چیزی جز شکل عینیت یافته فرهنگ نیست؛ زیرا این فرهنگ با فلسفه هستی شناسی، جهان بینی، انسان شناسی و خدا شناسی خود، به گونه ای به اشیاء از جمله صنعت، معماری و هنر شکل می بخشد که تامین کننده اهداف فلسفی آن است. ببر همین اساس، تمدن اسلامی دارای معماری خاصی است که ریشه در فرهنگ اسلامی و اهداف و فلسفه آن دارد. چنان که گفته شد از آن جایی که حیا و عفت در اسلام به عنوان یک ارزش اخلاقی مطرح است در معماری شهری و خانه ها به حجاب به عنوان یک امر ارزشی توجه می شود و معماری بر اساس حجاب شکل می گیرد. در مسایل دیگر از جمله صنایع سدسازی و نظامی و مانند آن ها این ارزش های اسلامی و فرهنگ آن است که حاکمیت خویش را نشان می دهد. در علوم پزشکی، هنر و معماری، علوم نظامی و صنایع نظامی و مانند آن ها نیز نقش و تاثیر فرهنگ را نمی توان نادیده گرفت.

صنایع نظامی که برای تامین امنیت است، پس در تمدن اسلامی هر گز در مسیری قرار نمی گیرد که ابزار کشتار جمعی و نسل کشی و نابودی زمین و محیط زیست باشد.(بقره، آیات ۲۰۴ و ۲۰۵ ؛ روم، آیه ۴۱)