نشانه های ایمان در تحلیل قرآن

samamosایمان به معنای باور و اعتقاد قلبی به حق و تصدیق آن در عمل که شامل باور به خداوند و شرایع آسمانی از جمله شریعت اسلام در قلب و گفتار و کردار نیک و صالح به عنوان تصدیق کننده باور است، هر چند که بیش تر تمایل و گرایش به امری باطنی دارد ولی زمانی ایمان به عنوان ایمان کامل شناخته می شود که نشانه های آن در عمل خود را نشان دهد.

بسیاری از دانشمندان و حتی مردم عادی، ایمان را،‌ تنها در حوزه قلبی و باطنی محدود می کنند؛ بنابراین، مرحله تصدیق به گفتار و کردار را از دایره ایمانی بیرون می دانند؛‌ بر این اساس می بایست گفت که ایمان قلبی، نیازمند نشانه ها و آثاری است که در زندگی شخص خود را آشکار می سازد؛ زیرا هر باور و اعتقادی،‌ اگر به شکل واقعی و حقیقی ، در جان و روح شخص باور و اعتقاد شده باشد،‌ در نگرش و کارهای شخص خود را نشان می دهد.

قرآن برای ایمان واقعی، نشانه های چندی در حوزه های رفتاری، اخلاقی، اجتماعی و نیز مادی و معنوی ردگیری و شناسایی کرده است. نویسنده با بهره گیری از آیات قرآنی بر آن است تا این نشانه ها را مورد بررسی و تبیین قرار دهد، با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

آثار و کارکردهای ایمان

از آن جایی که ایمان امری باطنی است و راه شناخت هر بینش و نگرش باطنی چون ایمان تنها از راه آثار و نشانه های آن است ،‌ قرآن برای ایمان نشانه های را بر می شمارد که می توان آن را در دو دسته آثار مادی و معنوی به شکل کلی بخش کرد.

البته برخی از آثاری که در قرآن برای ایمان بیان شده است،‌ در حقیقت کارکردهای ایمان نیز می تواند باشد. از این رو،‌ این آثار می تواند برای جامعه شناسان و روان شناسان بلکه کسانی که به مسایل علوم انسانی توجه واهتمام دارند مورد توجه باشد؛ به ویژه اگر این کارکردها از جمله کارکردهایی باشد که به شکل کارویژه خود را نشان دهد. دانشمندانی که با رویکرد کارکردگرایانه به مسایل و پدیده های انسانی و اجتماعی می نگرند ،‌ به آثار ایمان و کارکردهای آن که می تواند کارویژه ایمان باشد توجه خاص دارند؛ زیرا این کارویژه ها به سبب آن که از راه دیگر نمی توان آن را در جامعه و یا انسان تحقق بخشید، به عنوان عامل اصلی و سبب موثر و یگانه برای کارکرد شناخته می شود و دانشمندان خواهان بررسی و تحلیل فرآیند و شکل تاثیرگذاری آن و تبیین و توصیه های خاص درباره آن می باشند.

به سخن دیگر، برای ایمان آثار و کارکردهای اختصاصی در شخصیت انسان و رفتارهای اجتماعی اوست که نمی توان آن را از راه دیگری تحقق بخشید. از این رو، دانشمندان علوم انسانی و اجتماعی می کوشند تا با بررسی و تحلیل علمی ایمان،‌ شیوه های عمل ایمان را در این حوزه ها به دست آورند و برای تقویت و کاهش تاثیر آن راه های علمی و عملی ارایه دهند.

بر این اساس می توان آثار ایمان را چنان که به دنیوی و اخروی و یا مادی و معنوی دسته بندی کرد، می توان آن را به دو دسته آثار کارکردی و غیر کارکردی بخش نمود.

آثار غیر کارکردی همه آثاری است که مرتبط به امور اخروی می باشد و از نظر دانشمندان علوم انسانی در حوزه رفتارهای دنیوی تاثیر گذار نمی باشد. البته این دسته بندی که شباهتی به دسته بندی بر اساس آثار دنیوی و اخروی می باشد، تنها بر اساس فرهنگ غربی و هستی شناختی آنان درست می آید؛ زیرا بر خلاف فرهنگ غربی در حوزه های تحلیل علوم انسانی به شکل علمی آن،‌ فرهنگ اسلامی میان دین و دنیا و مسایل دنیوی و اخروی تفکیک و جدایی محسوس و ملموسی قایل نمی شود. در فرهنگ اسلامی، آگاهی شخص نسبت به آخرت و باور و اعتقاد به آن و نیز آگاهی وی نسبت به آثار اخروی ایمان در زندگی دنیوی و مادی وی نیز تاثیر ملموس و محسوسی به دنبال دارد. بر این اساس نمی توان میان آثارو نشانه های دنیوی و اخروی تفکیکی چون تفکیک کارکردگرایی و غیر کارکردگرایی قایل شد.

به سخن دیگر، همه آثار و نشانه های معنوی و اخروی می تواند به عنوان یک کارکرد دنیوی بر اساس تحلیل علمی باشد؛ زیرا انسانی که به آخرت ایمان دارد و نشانه های اخروی آن را چون آمرزش را بپذیرد، درزندگی دنیوی (فردی و اجتماعی اش) به گونه ای عمل می کند که گویی گناهی را مرتکب نشده و همه گناهان و خطاهایش به استغفار و توبه شسته و پاک شده است. این باور موجب می شود تا شخص در رفتارهایش احساس گناهی نکند و دچارافسردگی و یاس نگردد و رفتاری به دور از هر گونه ذلت و خواری در پیش گیرد ؛ زیرا احساس سرافکندگی و خطا به سبب گناهی که مرتکب شده نمی کند و خود را با توبه و استغفار پاک و پاکیزه می یابد.

به عنوان نمونه، کسی که به خداوند ایمان دارد و خداوند را مالک و پروردگار خویش می داند، نوعی آرامش در زندگی خویش می یابد که از هیچ راه دیگری نمی توان آن را به دست آورد. شخص به سبب این که خود را مملوک خداوند می داند، هر مساله ای را به خداوند نسبت می دهد و در برابر مشکلات و سختی ها بر خود آسان می گیرد ،‌ زیرا پروردگاری خداوند را به معنای خواست و اراده او می داند و هیچ گونه کاری را بی اراده خداوندی تحقق شدنی نمی یابد. این گونه است که نسبت به همه کس و همه چیز واکنشی مثبت نشان می دهد و از کوره در نمی رود و با آرامش خاصی به مسایل می نگرد.

شیوه تحلیل وی نسبت به مسائل به گونه ای دگرگون می شود که اشخاص غیر مومن از شدت آرامش وی به ستوه می ایند و شگفت زده به وی می نگرند. از نظر آنان، این نوع از آرامش نمی تواند طبیعی باشد و شخص را حتی متهم به فقدان احساسات و عواطف و حتی عقل و خرد می کنند که واکنش درست به نظر ایشان به مسایل و مشکلات خود نشان نمی دهد.

به سخن دیگر، آرامشی که اهل ایمان در زندگی خویش نشان می دهند برای غیر مومن و یا کسانی که سست ایمان هستند، غیر قابل هضم می باشد؛ زیرا این گونه واکنش نشان دادن به معنای دیوانگی است.

آرامش اهل ایمان که به نظر دیگران در حالت غیر طبیعی و عادی است، به شخص مومن کمک ویاری می رساند تا با مسایل و مشکلات به سادگی کوتاه وکنار آید و بر خود کم تر از هر انسان عادی دیگر فشار عصبی وارد سازد. این گونه است که انسان مومن هماره با چهره ای بشاش و شاد دیده می شود و سرور باطنی وآرامش معنوی سراپای وجود وی را در بر می گیرد.

در زمانی که هواپیمای امام خمینی (ره ) در میان ترس و اضطراب و دلهره اطرافیان در آسمان ایران وارد می شود، خبرنگاری با توجه به تهدیدات اسقاط آن از سوی دولت شاهنشاهی ، از امام می پرسد که چه احساسی دارد؟ امام خمینی (ره) در آرامشی خاص پاسخ می دهد : هیچ احساسی ندارم.

این پاسخ برای خبرنگاران به ویژه خبرنگاران غربی، به دور از احساس و حتی عقلانیت بوده است؛‌ زیرا شرایط از نظر آنان بسیار خطرناک و بحرانی است و می بایست امام خمینی (ره) یا از شدت ترس و احتمال اسقاط هواپیما و یا احساس بازگشت به وطن پس از پانزده سال و موفقیت در انقلاب واکنشی را نشان می داد که به نظر آنان طبیعی بود. اما برای امام خمینی (ره) که دل به خدا و ایمان به پروردگاری و ربوبیت او داشت، تفاوتی میان شهادت و پیروزی وجود نداشت؛ زیرا چه شهید می شد و چه پیروز در هر دو حال وی به سبب انجام مسئولیت و وظیفه ای که به عهده وی از سوی خداوند گذاشته شده بود، موفق و پیروز بوده است. از نظر وی انجام مسئولیت و وظیفه به بهترین شکل ممکن ، امری است که بر عهده او می باشد و همین خود معنای رستگاری و موفقیت می باشد و او مامور به نتیجه نبوده است.

خداوند در آیات بسیاری چون آیه ۶۲ و ۲۷۷ سوره بقره و ۱۳۹ سوره آل عمران و ۶۹ سوره مائده و ۴۸ سوره انعام و هم چنین آیات ۴۲ و ۴۹ اعراف به مومنان مژده می دهد که یکی از مهم ترین آثاری که انسان مومن از آن نصیب و بهره می برد، آرامش است. در این آیات تبیین شده است که ایمان به پروردگاری و ربوبیت خداوند موجب می شود تا شخص نسبت به گذشته اندوهگین نباشد و نسبت به آینده ترس و خوفی نداشته باشد.

خداوند در آیه ۳۰ سوره فصلت می فرماید : کسانی که گفتند پروردگار ما الله است و بر این باور و عقیده پایداری و استقامت ورزیدند،‌ از سوی خداوند فرشتگان بر ایشان نازل می شوند و به آنان مژده می دهند که نسبت به اینده هراسان و ترسناک نباشند.

از این روست که امام خمینی (ره) چون بر عقیده و ایمان خویش بر ربوبیت و پروردگاری خداوند بر همه هستی از جمله خود وی و انقلاب و مردمان ایران ، استقامت و پایداری داشته است، هیچ ترس و خوفی نسبت به آن چه پیش می آمد نداشت و درهر حال خود را پیروز و رستگار می شمرد.

همین معنا در آیه ۱۳ سوره احقاف نیز بیان شده است. در این ایات به ویژه دو آیه اخیر، این معنا مورد تاکید بوده است که توجه یابی شخص مومن به پروردگاری خداوند و پایداری و استقامت بر این باور می تواند تا چه اندازه آرامش را به آدمی ببخشد؛ زیرا شخص یا نسبت به اعمال و کارهای گذشته اش اندوهناک است که فرصتی را از دست داده و یا نعمتی را نابود کرده و از آن بهره نبرده است و نسبت به وضعیت آینده خویش و از دست دادن نعمتی ترسناک و خوفناک می باشد؛ اما مومن چون باور دارد که خداوند همه چیز هستی را بر اساس ربوبیت حکیمانه خویش می گرداند ، نسبت به هر گذشته و آینده ای بی خیال است. این همان آرامش واقعی است که انسان مومن از آن برخوردار می باشد و از نظر برخی از ناظران بیرونی چنین شخصی، انسانی بی خیال است.

در حقیقت می توان ریشه این آرامش را در همان باور و پذیرش واقعی ربوبیت خداوندی درکنار استقامت بر این باور به شکل واقعی جست؛ زیرا شخصی که ربوبیت خداوند را درهمه هستی از جمله زندگی خود باور دارد و بر این باور درهمه ابعاد زندگی خویش تاکید می کند و اهل استقامت بر این باور می باشد،‌ در زندگی خویش بر خود آسان می گیرد و هیچ گاه خود را بر چیزی که از دست داده اندوهناک نمی یابد و بر چیزی که ممکن است بر سرش بیاید هراسان نمی سازد.

به سخن دیگر،‌ مولفه اصلی رهایی از حزن بر گذشته و خوف بر آینده را می بایست در ربوبیت الهی و استقامت کامل بر این باور دانست. این گونه است که در زندگی بر خود آسان می گیرد و همه چیز زندگی خویش را به خداوند تفویض و واگذار می سازد.

چنین شخصی بر این باور است که اگر به درگاه خداوندی بازگردد و از وی آمرزش گناهانش را بخواهد و استغفار و توبه کند، خداوند نسبت به خطا و گناه وی چشم پوشی می کند ؛ بنابراین، حتی نسبت به گناه پیشین خویش که از آن توبه کرده است، اندوهی به دل ندارد.

در حقیقت،‌ ایمان شخص به ربوبیت خداوندی و آگاهی وی نسبت به رحمانیت و غفوریت وی موجب می شود تا شخص به پیشگاه خداوندی بازگردد و با بهره مندی از اسباب توسلی که مطرح شده ، خود را از شر آثار گناهان و خطاها برهاند و از اندوه درونی نسبت به گناه رهایی یابد.

آیات بسیاری در قرآن به این اثر و کارکرد روحی وروانی ایمان اشاره می کند که بازگشت آن به کارکردهای اجتماعی نیز می باشد؛ زیرا چنین شخصی که از آرامش روحی و روانی برخوردار می باشد، در رفتارهای اجتماعی خویش نیز، انسانی آسان گیر است و همان گونه که خداوند را برخود رحیم و مهربان می یابد و سخت گیری را نسبت به خود نمی پسندد ، او نیز در رفتارهای اجتماعی خود نسبت به مردمان ، آسان گیر می شود و سخت گیری به کناری می نهد. (کهف آیات ۸۶ و ۸۸)

به سخن دیگر، انسان مومن همان گونه که خود اهل استغفار است و خواهان چشم پوشی خداوند از خطاها و گناهان خویش است، می کوشد تا نسبت به دیگری نیز اهل گذشت و عفو باشد و بر مردمان سخت گیری نکند. به این معنا که هر آن چه را بر خود نمی پسندد بر دیگری نیز نمی پسندد. براین اساس است که در رفتارهای اجتماعی نسبت به دیگران اهل تسامح و تساهل است و خیرخواه مردمان می باشد.

در حقیقت می توان گفت که از مهم ترین آثار اجتماعی ایمان و نشانه های وجودی ایمان در شخصی می بایست به آسان گیری نسبت به مردم ، خیرخواهی و ارشاد آنان به راه درست و کارهای پسندیده (غافر آیات ۲۸ تا ۳۸) و عفو وگذشت نسبت به خطاها و اشتباهات دیگران اشاره کرد.

اهل ایمان واقعی ، نسبت به همه آفریده های هستی مهربان و دلسوز می باشد و این دلسوزی و مهربانی نسبت به انسان ها و اهل ایمان شدید تر می باشد. از این روست که خداوند در آیه ۷۱ سوره توبه ، ایمان را مایه پیدایش روح دوستی میان اهل ایمان می شمارد و می فرماید که آنان نسبت به هم دیگر ولایت دوستی و محبت دارند.

اهل ایمان از نظر اجتماعی به گونه ای رفتار می کند که ذلت و خواری از وی دور باشد. با آن که نسبت به همگان اهل تواضع و فروتنی است و از تبخر و تکبر پرهیز دارد ولی به گونه ای عمل نمی کند که در جامعه خوار و ذلیل شود؛ زیرا از نظر قرآن از نشانه های واقعی ایمان ، عزتمداری شخص مومن است؛ چون عزت تنها از آن خداوند و مومنان است و اگر کسی در جامعه خوار شد می بایست در کیفیت ایمان خویش شک کند. خداوند در آیه ۱۰ سوره فاطر ، عزت و سربلندی را از آن مومنان می شمارد و با اشاره به این که ایمان و کلمه طیب ( المیزان ذیل آیه ) عامل سربلندی است می توان گفت که خواری و ذلت نشانه ای از فقدان ایمان در شخص یا عدم کمال آن می باشد.

به سخن دیگر ، همان گونه که ایمان آدمی را از پستی دنیا و مسایل دنیوی رهایی می بخشد و آدمی را که در آغاز آفرینش در مقام کرامت بوده و در دنیا به مقام پست درآمده است(تین آیات ۴ تا ۶) می تواند به سوی مقامات عالی بازگرداند و در مقام علیین قرار دهد.

انسان مومن به ایمان خویش محبوب خداوند می گردد و همین مساله محبوبیت در نزد خداوند سبب می شود تا در میان خلق و مردمان نیز محبوب گردد. در روایات بسیاری آمده است که علت دشمنی مردمان را می بایست گاه در دشمنی با خداوند جست و کسی که بتواند میان خود و خدا اصلاح کند و محبوب خداوند گردد خداوند نیز میان او و خلق اصلاح می کند ودشمنی هایی را برمی دارد.

به سخن دیگر می توان گفت که دشمنی ها مردمان می تواند علل و عوامل متعددی داشته باشد که از جمله آن ها دشمنی شخص با خدا و رفتارهایی است که غضب و خشم الهی را بر می افروزد. برای همین شخص اگر بخواهد از دشمنی مردمان رهایی یابد می بایست وضعیت خویش را در پیشگاه الهی تعدیل و بازسازی کند و با رفتارهای درست و کارهای نیک خود را به سوی خداوند بازگرداند تا خداوند دشمنی های مردمان را بردارد.

این معنا در آیه ۹۶ سوره مریم به صراحت بیان شده است. خداوند در این آیه می فرماید که برای ایجاد محبت مردمان ونفوذ دردل های ایشان می بایست به خداوند نزدیک شد. در حقیقت ایمان به خدا به شکل واقعی و حقیقی آن ، سبب ایجاد محبت و نیز نفوذ محبوبیت مومن در دل مردمان از سوی خداوند می شود و کینه ها و دشمنی ها مردم نسبت به وی از میان می رود.

انسان با ایمان واقعی زمینه جلب رضا و خشنودی خداوند را فراهم می آورد و هنگامی که به مقام رضا و خشنودی خداوندی دست یافت ، مردمان نیز با او مهربان می شوند و حتی دشمنان انسی و جنی نمی توانند او را اذیت و آزار دهند.

خداوند در آیه ۲۲ مجادله و ۷ و ۸ سوره بینه ، ایمان را زمینه رسیدن به مقام رضا بر می شمارد؛ زیرا برای دست یابی به مقام رضا افزون بر ایمان نیازمند به عمل صالح است. در حقیقت از نظر قرآن ، ایمان تنها باور و اعتقاد قلبی است که با نشانه ای چون عمل صالح به کمال می رسد و در هنگام کمالی است که انسان در مقام رضا قرار می گیرد و در این هنگام است که همه چیز در مسیری دیگر قرار می گیرد و انسان در مقام عبودیت ربوبی و ربوبیت عبودی وارد می شود و همه آثار این مقامات را درک می کند و نشانه های آن در درون و بیرون و در زندگی مادی و معنوی و نیز دنیوی و آخروی وی بروز و ظهور می کند.

این ها نمونه هایی از نشانه های ایمان در زندگی انسان است. باشد تا با تقویت ایمان این نشانه ها را د ر زندگی خویش بروز دهیم و هم چنین با آگاهی نسبت به این نشانه ها خود را در این مسیر قراردهیم چنان که در تحلیل رفتار و شناخت ایمانی دیگران از این نشانه ها برای قضاوت و داوری بهره بجوییم.

به سخن دیگر، یکی از راه های شناخت اهل ایمان از غیر آن به ویژه برای قرار دادن و قرار گرفتن در مناصب اجتماعی و سیاسی و قضایی و امور دیگر، توجه به نشانه های ایمان است که برخی از آن ها در این نوشتار تبیین شده است.