نشانه های اجتماعی بدبختی از نظر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

بدبختی و خوشبختی دو احساس متضاد در انسان است که نشانه های آن در انسان و رفتارهای فردی و اجتماعی بروز می کند. اگر بخواهیم مردمان خوشبخت یا بدبخت را شناسایی کنیم، می توان افزون بر نشانه های شخصی و فردی که در افکار و رفتار شخص بروز می کند، نشانه های اجتماعی را یافت که به شکل پدیده های اجتماعی بروز می کند. این گونه است که می توان امت و جامعه خوشبخت یا بدبخت را بر اساس این پدیده های اجتماعی شناسایی کرد و به ارزیابی و داوری نسبت به امت ها و جوامع پرداخت و حکم نمود که آیا فلان امت و اجتماع با چنین شاخصه ها و پدیده های اجتماعی، خوشبخت است یا بدبخت؟

نویسنده در این مطلب برای تبیین نشانه های اجتماعی بدبختی به سراغ شاخصه های قرآنی رفته تا بر اساس آن بتواند پدیده هایی اجتماعی را شناسایی کند که بیانگر بدبختی امت ها و جوامع بشری است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

سعادت نسبی انسان در دنیا و تغییر آن از سوی انسان

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هر چند که حقیقت خوشبختی و بدبختی انسان ها در آخرت خودنمایی می کند؛ زیرا سعادت و شقاوت ابدی برای انسان ها در آخرت بر اساس اعمال آنان رقم می خورد(هود، آیات ۱۰۵ تا ۱۰۷)؛ اما شکی نیست که نشانه ها و آثار آن در دنیا قبل از قیامت نیز خود را نشان می دهد؛ زیرا هر عملی، آثاری مستقیم و غیر مستقیم دارد که خود را در همین دنیا نشان می دهد؛ زیرا اگر چه خدا از بسیاری از خطاها و گناهان می گذرد و قلم عفو بر جرایم انسان می کشد، ولی برخی از آنها که برای فرد و اجتماع خطرناک است، آثارش را آشکار می کند تا انسان در شرایطی قرار گیرد که به توبه و اصلاح امر بپردازد.(شوری، آیات ۲۵ و ۳۰؛ بقره، آیه ۱۶۰؛ نساء، آیه ۱۴۶؛ نحل، آیه ۱۱۹)

خدا در قرآن به انسان ها هشدار می دهد که با رفتارهای نادرست و هنجارشکنانه بر خلاف هدایت های فطری(طه، آیه ۵۰) و تشریعی وحیانی(بقره، آیه ۳۸) کاری نکنند تا از سعادت به شقاوت در افتند؛ چنان که حضرت آدم(ع) با مخالفت با نهی ارشادی – نه مولوی- به وسوسه شیطان و فقدان عزم جدی از سوی خود، نه تنها جسد لطیف خویش را از دست داده با جسد زمخت نیازمند جامه و لباس پوششی شد(اعراف، آیات۲۱ و ۲۲ و ۲۷؛ طه، آیات ۱۲۰ و ۱۲۱)، بلکه از امکانات تامین کننده آسایش و سعادت مادی ، نیز محروم شد؛ زیرا پیش از هبوط به زمین پست دنیا در زمین پست عالی زیست می کرد که در آن جا نیازهای سعادتی او تامین بود و هیچ شقاوت و بدبختی نسبت مهم ترین چیزها نداشت؛ زیرا از گرسنگی، تشنگی، گرمازدگی و عریانی در امان بود.(طه، آیات ۱۱۷ تا ۱۱۹)

از نظر قرآن، انسان بلکه همه هستی به نام «الرحمن» آفریده شده و خدا بر اساس رحمت و برای رحمت انسان را آفریده است.(هود، آیه ۱۱۹) از همین روست که حتی در زمین دنیوی همه نعمت ها برای انسان فراهم است تا کم تر در رنج و بدبختی و شقاوت باشد؛ اما انسان ها با رفتارهای نادرست خویش که تحت تاثیر هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی است، نعمت را به نقمت تبدیل می کنند؛ یعنی نعمت هایی که براساس رحمانیت عام در اختیار همگی است، به رفتارهای نادرست که به سبب تغییر در فطرت و دفن و دسیسه آن انجام شده، تبدیل به نقمت شده و شرایط نسبی سعادت از دست می رود و به شقاوت می افتد.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳)

خدا بارها در قرآن بیان می کند که تغییر امور از صلاح به فساد به دلیل افکار و رفتارهای خود انسان است؛ به عنوان نمونه خدا می فرماید: ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ ؛ به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده فساد در خشکى و دریا نمودار شده است تا سزاى بعضى از آنچه را که کرده‏ اند به آنان بچشاند، باشد که بازگردند.(روم، آیه ۴۱)

پس از نظر قرآن، این رفتارهای غلط و نادرست انسان است که شرایط زیستی را برای انسان سخت می کند و خدا برای تنبیه و آگاه سازی بر آن است تا بخشی از آنها را نشان دهد تا انسان عبرت گیرد و با توبه و استغفار به اصلاح امر فاسد بپردازد؛ هر چند اکثریت مردم به سبب همان ناشکری و ناسپاسی و کفر و کفران عبرت نمی گیرند و همان راه باطل و غلط را ادامه می دهند و بر بدبختی و شقاوت خویش را می افزایند.(سباء، آیه ۱۳؛ انبیاء، آیه ۳۵؛ حشر، آیه ۲؛ یوسف، آیه ۱۱۱)

خدا در قرآن می فرماید که اگر مردم سپاسگزار نعمت ها و اهل ایمان و تقوا بودند، هم چنان نعمت ها برای آنان بود و آنان با اطمینان و آرامش می توانستند از نعمت های الهی برخوردار باشند(مائده، آیه ۹۶؛ نحل، آیه ۱۱۲)؛ در حالی که اکثریت مردم این گونه نیستند و خود و جوامع خویش را دچار بدبختی می کنند؛ زیرا آثار اعمال فاسد و زشت تنها در شخص نیست، بلکه جوامع بشری را نیز آلوده می سازد و موجبات محرومیت آنان از نعمت را فراهم می آورد.(همان؛ رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳)

شاخصه های قرآنی برای شناسایی بدبختی امت ها

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اگر بخواهیم خوشبختی و بدبختی امت ها را ارزیابی کنیم می بایست شاخصه های واقعی و حقیقی داشته باشیم تا بتوان به ارزیابی و داوری بر اساس آن پرداخت. از نظر قرآن، شاخصه های خوشبختی و بدبختی محدود به امور مادی و داشتن امکانات نیست، بلکه افزون بر آن، اطمینان و فقدان اطمینانی است که در امت ها است؛ چنان که خدا به این شاخصه های اصلی که تامین کننده آسایش تن و آرامش روان است این گونه اشاره می کند و می فرماید: وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْیَهً کَانَتْ آمِنَهً مُطْمَئِنَّهً یَأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ کُلِّ مَکَانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا کَانُوا یَصْنَعُونَ؛ وَلَقَدْ جَاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْهُمْ فَکَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ وَهُمْ ظَالِمُونَ ؛ و خدا شهرى را مثل زده است که اطمینان و امن و امان بود، و روزیش از هر سو فراوان مى ‏رسید. پس ساکنانش نعمتهاى خدا را ناسپاسى کردند و خدا هم به سزاى آنچه انجام مى‏ دادند، طعم گرسنگى و هراس را به مردم آن چشانید ؛ و به یقین فرستاده‏ اى از خودشان برایشان آمد، اما او را تکذیب کردند؛ پس در حالى که ظالم بودند آنان را عذاب فرو گرفت.(نحل، آیات ۱۱۲ و ۱۱۳)

از این آیات به استنباط می شود که مولفه های خوشبختی که در آرامش و آسایش تجلی می کند، می تواند با تکذیب رسولان و کفران نعمت ها و استفاده نادرست از نعمت ها به نقمت تبدیل شود و خوشبختی به بدبختی. شاخص اصلی خوشبختی همان اطمینان است که یک حالت باطنی و روانی است. وقتی انسان در حالت اطمینان باشد، احساس خوشبختی می کند؛ اما وقتی اطمینان برود، احساس بدبختی می کند. علت از دست رفتن حالت اطمینان عوامل مادی و معنوی است که شامل فقدان آسایش تن به سبب مثلا گرسنگی، و فقدان آرامش روان با خوف و ترس نسبت به آینده است. این از دست رفتن اطمینان به سبب تکذیب رسولان و کفران نعمت ها و استفاده نادرست از آن است؛ زیرا از نظر قرآن، شکر نعمت به استفاده درست از نعمت در راستای حقی است که خدا برای آن قرار داده است؛ وقتی چیزی بر اساس هدفی به کار رود که خدا برای آن تعیین کرده و مقرر و مقدر نموده، آن شکر نعمت است؛ به عنوان نمونه استفاده درست از قدرت به عنوان شکر نعمت دانسته شده است؛ چنان که خدا می فرماید: قَالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتَابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَأَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَمَنْ شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ ؛ کسى که نزد او دانشى از کتاب الهى بود، گفت: من آن را پیش از آنکه چشم خود را بر هم زنى برایت مى ‏آورم. پس چون سلیمان آن تخت را نزد خود مستقر دید، گفت: این از فضل پروردگار من است تا مرا بیازماید که آیا سپاسگزارم یا ناسپاسى مى ‏کنم؟ و هر کس سپاس گزارد، تنها به سود خویش سپاس مى‏ گزارد؛ و هر کس ناسپاسى کند. بى‏ گمان پروردگارم بى ‏نیاز و کریم است.(نمل، آیه ۴۰)

البته از نظر قرآن، این اطمینان حاصل در امت ها نوعی رضایت دو سویه میان خدا و خلق است؛ از همین روست که خدا به صراحت می فرماید: یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَهً مَرْضِیَّهً فَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَادْخُلِی جَنَّتِی ؛ اى نفس مطمئنه! راضی و مرضی به سوى پروردگارت بازگرد و در میان بندگان من درآى و در بهشت من داخل شو!(فجر، آیات ۲۷ تا ۳۰)

بنابراین، وقتی نفس از حالت اطمینان خارج شود، گرفتار اضطراب می شود که همراه به حزن نسبت به گذشته و از دست رفته ها و خوف از آینده است؛ زیرا چنین افراد مضطرب کسانی هستند که خداشناس نیستند و درکی از مشیت های حکیمانه الهی ندارند، بلکه گرفتار خیالبافی ها و فخرفروشی ها خودشان هستند.(حدید، آیه ۲۲ و۲۳)

پس از نظر قرآن، امت ها و اجتماعات بشری که انسان ها در آن گرفتار فقدان اطمینان و در شرایط اضطراب هستند، امت هایی هستند که گرفتار کفر و کفران هستند.(مائده، آیه ۹۶؛ نحل، آیات ۱۱۲ و ۱۳؛ رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳)

البته ممکن است که به ظاهر افراد کافر و ناسپاس احساس دروغین خوشبختی را داشته باشند، ولی این افراد به سبب آن که اعتقادی به قیامت و معاد ندارند، هر گونه بیماری و ترس از فقر و مرگ آنان را می آزارد و احساس خوشبختی را در زیر زبانشان تلخ می کند؛ یعنی هماره نوعی ترس ازدست دادنها آنان را نگران و مضطرب می کند و احساس خوشبختی آنان تظاهری بیش نیست.

از نظر قرآن، جوامع بشری گرفتار اضطراب هستند و احساس بدبختی می کنند که هماره حزن از گذشته و خوف از آینده دارند، در حالی که مومنان اهل استقامت این گونه نیستند.(فصلت، آیه ۳۰)

اگر بخواهیم نشانه هایی بدبختی در جوامع بشری را ببینیم و بیابیم، می توانیم با نگاهی به پدیده های اجتماعی نابهنجاری که حاکم برآن جوامع و امت ها است، به ارزیابی و قضاوت و داوری درباره آنان بپردازیم.

از نظر قرآن، امت هایی که گرفتار بدبختی حقیقی هستند هر چند که به ظاهر احساس کاذب خوشبختی را دارند، امت هایی هستند که پدیده های نابهنجاری چون ارتداد(کهف، آیه ۲۰)، بت پرستی(مائده، آیه ۹۰)، افتراء(انعام، آیه ۲۱؛ یونس، آیه ۱۷)، بخت آزمایی وقمار(مائده، آیه ۹۰)، بخل ورزی(حشر، آیه ۹؛ تغابن، آیه ۱۹)، بی حجابی (نور، آیه ۳۱)، بی عفتی(یوسف، آیه ۲۳)، جرم و خلافکاری(یونس، آیه ۱۷)، چشم چرانی(نور، آیه ۳۱)، دنیاطلبی(آل عمران، آیه ۱۸۵)، رباخواری(آل عمران، آیه ۱۳۰)، رسوم و سنت های جاهلی و بی خردانه(بقره، آیه ۱۸۹)، سحر و طلسم و جادو(یونس، آیه ۷۷؛ طه، آیه ۶۹)، شرابخواری(مائده، آیه ۹۰)، ظلم و بی عدالتی(انعام، آیات ۲۱ و۱۳۵؛ قصص، آیه ۳۷)، عجب وخودپسندی(آل عمران، آیه ۱۸۸)، کفران نعمت و استفاده نادرست از آنها(یوسف، آیه ۲۳)، رفتارهای لغو و بیهوده(مومنون، آیات ۱ و ۳)، اذیت والدین و بی احترامی به آنان(مریم، آیه ۳۲)، خسارت جانی به خود و دیگران(مومنون، آیات ۱۰۳ و۱۰۶)، استبداد و خودکامگی اجتماعی و سیاسی(مریم، آیه ۳۲) و مانند آنها پدیده های غالب و حاکم بر آن جوامع باشد. چنین امت ها و جوامع بشری هر چند که به ظاهر تظاهر به خوشبختی می کنند، ولی هیچ نصیب و بهره ای از خوشبختی حقیقی نبرده اند، بلکه این امت ها هم چنان گرفتار بدبختی هستند؛ زیرا شاخص هایی بیان شده خود گواهی روشن است که افراد آن اجتماع از شرایط مناسبی برخوردار نیستند و به شدت از بدبختی رنج می برند.

البته آثار این بدبختی در دنیا در شرایط سخت زندگی و به تعبیر قرآنی « مَعِیشَهً ضَنْکًا» خود را نشان می دهد(طه، آیه ۱۲۴)؛ چنان که اضطراب به واسطه حزن از گذشته و خوف از آینده(حدید، آیه ۲۲ و ۲۳) آنان را راه نمی سازد. آنان به طوری زندگی می کنند که گویی هماره در محاصره قرار دارند و دلهایشان از اضطراب رهایی نمی یابد؛ زیرا مهم ترین علت تامه در ایجاد اطمینان همان خدا و ایمان است که ایشان بدان کافر هستند.(انفال، آیات ۱۲ و ۱۳؛ حشر، آیات ۲ و ۴) البته ممکن است به ظاهر اهل ایمان و اسلام و شرایع آن باشند، ولی در حقیقت این افراد کافر یا سست ایمان هستند و خدا آنان را به سبب مخالفت عملی با خود و رسولان در دنیا دچار عذابی چون رعب وترس می کند.(همان)

از نظر قرآن، همان طوری که فرشتگان بر مومنان حقیقی اهل استقامت نازل می شوند و آنان را به آرامش می رسانند و حزن و خوف را از ایشان بر طرف می کنند(فصلت، آیه ۳۰)؛ هم چنین فرشتگان الهی بر افراد کافر و مشرک نازل می شوند و آنان را به خوف وهراس می افکنند در حالی که آنان را نمی بینند.(احزاب، آیات ۹ و۱۰)

البته خدا در قالب فتنه و ابتلاء به خیر و شر(انبیاء، آیه ۳۵) همگان از جمله این افراد را در شرایطی قرار می دهد تا به خدا استغاثه و استعانت بجویند، ولی وقتی پس از آن که خدا ایشان را نجات می دهد و مشکل برطرف می شود، ایشان دوباره همان راه کفران و ناسپاسی را می روند و عذاب الهی را به جان می خرند.(یونس، آیات ۲۲ و۲۳)

به هر حال، از نظر آموزه های وحیانی قرآن، پدیده های نابهنجار اجتماعی در هر امتی خود گواه روشن و شاهدی آشکار بر این است که آن امت و اجتماع برخوردار از شاخصه های خوشبختی نیست، بلکه همه این پدیده های اجتماعی نابهنجار گواهی بر بدبختی آن امت و اجتماع است. بنابراین، برای داوری و قضاوت در باره خود و دیگران می بایست به این شاخصه ها و نشانه های فردی و اجتماعی توجه داشته باشیم تا حقیقت خوشبختی و بدبختی خود ودیگران را بدانیم و ارزیابی کنیم.