نشانه قبولی حج

samamosبرای هر چیزی نشانه ای است، نشانه حج مقبول هم آرامش و سکونت است. این روزها بسیاری از حجاج پس از بازگشت از حج، از خود می پرسند، سفری داشتیم و اعمال و مناسکی را گذاشتیم، پولی را هزینه کردیم و سیاحت و زیارتی از مناطق مختلف عبادی دو شهر مکه و مدینه داشتیم، اما آیا واقعا حج مقبولی هم داشتیم؟

از کجا بفهمیم که واقعا حج گذاشته ایم و حاجی شده ایم و رضایت و خشودی خدا را از طریق این عمل عبادی به دست آورده ایم؟ هر چند که امروز رفتن به حج مشکلات پیشین و سفرهای چند ماهه و گاه سالیانه را ندارد، اما همین واجباتی که می بایست به عنوان مناسک در مکه به جا آورده شود، سخت و دشوار است و افزون بر تحمیل هزینه گزاف، نیازمند تحمل مشکلات چندی است. حالا این حج ما چه ارزشی در نزد خدا دارد؟ از کجا بدانیم که مقبول بوده است؟

پاسخ این مطلب را می توان از روایتی به دست آورد که در برخی از کتب روایی آمده است. امام باقر(ع) در پاسخ به این پرسش ما می فرماید: الصیام و الحج تسکین القلوب؛ روزه و حج آرام بخش دل هاست. (امالی طوسی، ص ۲۹۶، ح۵۸۲)

پس حج مایه آرامش دلهاست. بنابراین اگر بخواهیم بدانیم که حج مقبولی داشته ایم به قلب خودمان مراجعه کنیم و ببینیم که به سکونت و آرامشی خاص دست یافتیم که پیش از آن بی بهره بودیم.

البته تنها حج عامل سکونت قلب نیست، بلکه در حدیث بالا حضرت(ع) روزه را نیز عامل تسکین قلوب می داند. از آیات قرآنی به دست می آید که مثلا ازدواج باید دارای چنین خاصیتی باشد و موجبات سکونت قلب را برای همسران فراهم آورد. خداوند می فرماید: هوالذی خلقکم من نفس واحده و جعل منها زوجها لیسکن الیها؛ اوست آن کس که شما را از نفس واحدی آفریده و جفت وی را از آن پدید آورد تا به وسیله آن به سکونت و آرامش رسد. (اعراف، آیه ۱۸۹)

البته همان طوری که عوامل آرامش دلها متفاوت است، نوعی تفاوت در کیفیت سکونت و آرامش نیز وجود دارد که با همه اشتراک در اصل آرامش دل ها، همین اختلاف در کیفیت موجب می شود که انسان بتواند بداند که آرامشی که از ازدواج به دست می آید غیر از آرامشی است که مثلا از عباداتی چون حج و روزه پدیدار می شود.

آرامش حاصل از گردش در مدار توحید

انسان هایی که حج مقبولی را انجام داده باشند، از اضطراب بیرون می آیند و دل هایشان به این سو و آن سو نمی رود؛ چرا که مدتی را در مدار توحید گشتند و همراه دیگران به انرژیی دست یافتند که از تمرکز انرژی حاجیان بر مدار کعبه به دست آمده است. هنگامی که حاجیان به ویژه در هنگام طواف از حجرالاسود شروع به طواف هفتگانه می کنند، با قرار دادن خانه خدا در سمت چپ خود، در یک مدار بسته از مقام تا بیت عتیق کعبه، گردش مداری را چنان می پیمایند که انرژی خاصی در آنان به سمت مرکز تولید می شود. در هفت شوط گردش، هفت عالم وجود را می گذرند و به درون مرکز پرتاب می شوند. در این تجمیع انرژی های مثبت که در مرکز دایره ایجاد می شود همه کسانی که از خود بریده و در مدار خداوند گشتند و به مرکز متصل شدند، به نوعی آرامش دست می یابند که برخاسته از آرامش اتصال است. در این حالت پرده های هفت گانه عوالم مادی و معنوی را بر می دارند (اسراء، آیه ۴۴، مومنون، آیه ۶۸، بقره، آیه ۹۲) و از آنها عبور می کنند و از حجاب های مادی و ظلمانی و همچنین معنوی و نورانی (هفت زمین و هفت آسمان) در یک هفت دور طواف می گذرند و به درون مرکز دایره می روند و به معدن عظمت الهی می رسند و ارواح ایشان در آن زمان در مدار حق می گردد و این حالت تعلیق در حق، آنان را به آرامش خاصی می رساند که از اطمینانی که از طریق ذکر الله به دست می آید فراتر است، چرا که اگر با ذکر الله اطمینان حاصل می شود با گردش در مدار توحید و بریدن از بیرون مرکز و پرتاب به درون مرکز به سکون و آرامشی می رسند که به سبب لقاءالله در مرکز پدیدار شده است. این سکون و آرامش در هنگام طواف، آدمی را به همان جایی می برد که عارفان پس از کشف و شهود و لقاءالله به آن می رسند. اینگونه است که سکونت و آرامشی که از طریق طواف و تمرکز انرژی های مثبت به دست می آید غیر از هر سکونت و آرامشی است که از طریق دیگر بهی دست می آید هر چند که در اصل آرامش و سکونت مشترک هستند.

پس حاجی واقعی در همان حضور خویش در مرکز دایره طواف و درک بریدن از غیر و اتصال به خدا (ذاریات، آیه ۰۵) می تواند آرامش و سکونت خاصی را تجربه کند که از هرگونه اضطراب برخاسته از غیرالله پاک و منزه است، چرا که ریشه اضطراب در اصل در غیر الله نهفته است. از همین رو توجه به وجه الله خود موجب آرامش است چه رسد که انسان از همه غیر ببرد و تنها وجه الله و مرکز حقیقت هستی را به لقایی تجربه کند. چنین سکون و آرامشی را تنها حاجی درک می کند.

پس اگر می خواهیم بدانیم که آیا حج مقبولی داشته ایم، باید بدانیم که تا چه اندازه توانسته ایم این آرامش و سکونت دلها را تجربه کرده و پس از پایان حج در خود همراه داشته باشیم.