نشانه‌های پیرو ولایت علوی از نگاه حضرت زهرا(س)

samamosدر مطلب حاضر نویسنده به برخی تلاشهای حضرت زهرا(س) در دفاع از ولایت علی(ع) و نشانه‌های شیعه واقعی از نگاه آن حضرت اشاره کرده است.
ولایت علی(ع) عامل یاس ابلیس و کافران
ابلیس از زمانی که تفاخر و خودبرتربینی کرد و از خلافت حضرت آدم(ع) سرباز زد، همواره بر آن بوده عدم شایستگی حضرت آدم(ع) و فرزندانش را برای این امانت و ماموریت الهی به اثبات برساند. از این رو با فریب حضرت آدم(ع) از راه وسوسه و سوگند دروغ و چشاندن میوه درخت ممنوع، حضرت آدم(ع) را از بهشتش بیرون راند و او را به شقاوت جسد مادی و دنیوی گرفتار کرد و از لطافت جسم بیرون آورد. (اعراف، آیه ۱۲ و ۲۰ و ۲۱؛ طه، آیات ۱۲۰ تا ۱۲۳؛ بقره، آیات ۳۵ تا ۳۷)


او همواره در کمین فرزندان آدم(ع) است و به دلیل این که دیده نمی‌شود (اعراف، آیه ۲۷) می‌تواند با نزدیک شدن و القای باطل و حرام، به قلب آدمی و تزیین و تدلیس و تشبیه باطل به حق (حجر، آیه ۳۹) آدمی را به شقاوت ابدی و دوزخ جلال و غضب الهی دچار کند.
اما هدایت درونی و بیرونی خداوند و الهامات تقوایی (شمس، آیات ۷ تا ۱۰) و هدایت‌های وحیانی (بقره، آیه ۳۸) مانع جدی بر سر راه مقاصد و اهداف شوم ابلیس و شیاطین پیرو اوست. از زمانی که هدایت الهی به واسطه وحی از طریق پیامبران(ع) صورت گرفت، ابلیس و شیاطین با مشکلاتی مواجه شدند و نتوانستند به مقصود خود برسند؛ زیرا در طول تاریخ انسان‌های بزرگی پدیدار شدند و در مقام ربانیون قرار گرفتند (آل‌عمران، آیه ۷۹) و ابلیس نتوانست بی‌لیاقتی و ناشایستگی مقام خلافت الهی را برای انسان به اثبات برساند.
البته او امیدوار بود که پس از پایان رسالت و هدایت وحیانی از طریق کتب و رسولان بتواند مردمان را گمراه کرده و آنان را به شقاوت ابدی دچار کند. اما زمانی که ولایت امیرمؤمنان علی(ع) و نصب ایشان از سوی خداوند به طور رسمی و علنی در روز غدیر خم ابلاغ شد و این‌گونه دین اسلام به اکمال و نعمت هدایت در قالب ولایت به اتمام رسید، ابلیس و کافران پیروش مایوس شدند (مائده، آیه ۳)؛ زیرا از این پس همان مسیر هدایت وحیانی به شکل دیگری انجام می‌گیرد و ارتباط خدا و انسان و آسمان و زمین قطع نشده و همواره فرشتگان بر اولیای معصوم الهی(ع) نزول می‌یابند (سوره قدر) و راهنمایان الهی در مقام ولایت، انسانها را سرپرستی و هدایت می‌کنند.
غدیر در تاریخ یک عید دانسته شده است؛ زیرا نقش کلیدی و اساسی در سرنوشت انسان‌ها پس از پایان نبوت و رسالت ایفا می‌کند و ولایت است که استمرار رسالت الهی و هدایت خداوندی است. از این رو فاطمه(س) به مسئله غدیر احتجاج می‌کند و می‌فرماید که اگر کسی پس از غدیر ولایت را نپذیرد عذر و بهانه‌ای در پیشگاه خداوند نخواهد داشت. آن حضرت(س) خطاب به مهاجرین و انصار کرد و فرمود: از من دور شوید و مرا به حال خود رها کنید، با آن همه بی‌تفاوتی و سهل‌انگاری‌هایتان، عذری برای شما باقی نمانده است. آیا پدرم در روز غدیر خم برای کسی جای عذری باقی گذاشت؟ (خصال؛ ج ۱، ص ۱۷۳، احتجاج: ج ۱، ص ۱۴۶)
توطئه‌های شیطانی برای نابودی ولایت
ابلیس و شیاطین بیکار ننشستند و با آنکه مأیوس و نومید شدند ولی به این دل خوش داشتند که تا می‌توانند جلوی قدرت‌گیری اولیای الهی را گرفته و سد راه ایشان شوند و اجازه ندهند تا مردم از اولیای الهی(ع) برای حرکت در مسیر صراط مستقیم استفاده کنند. این گونه است که از همان زمان ابلاغ ولایت و نصب ولایت الهی امیرمؤمنان علی(ع) توطئه‌ها آغاز شد که نخستین اقدام در این امر همان توطئه ترور پیامبر(ص) است که توسط ۱۲ منافق با پی کردن شتر پیامبر(ص) درگردنه‌ای اتفاق می‌افتد که البته به مدد الهی این توطئه ناکام می‌ماند و پیامبر(ص) به سلامت می‌رهد. (مائده، آیه ۶۷؛ صحیح مسلم، کتاب صفات المنافقین و احکامهم، احادیث ۹ و ۱۰؛ دلائل النبوه، بیهقی، ج ۵، ص ۲۵۷ و ۲۵۸؛‌ اسدالغابه، ابن اثیر، شرح حال حذیفه، ج ۱، ص ۴۶۸؛ المحلی، ابن حزم اندلسی، ج ۱۱، ص ۲۲۵؛ میزان الاعتدال، ذهبی، ج ۴، ص ۳۳۷، رقم ۹۳۶۲؛ و منابع دیگر حدیثی و تفسیری و تاریخی)
البته بعدها در هنگام رحلت پیامبر(ص) و درخواست قلم و دوات برای نگارش وصیت‌نامه و سپس در سقیفه بنی ساعده این روند ادامه پیدا می‌کند و غصب ولایت ظاهری اتفاق می‌افتد که با انکار و مخالفت حضرت امیرمومنان علی(ع)، فاطمه(س) و برخی از اصحاب از جمله سلمان محمدی، مقداد، ابوذر، عمار و برخی دیگر از اصحاب بویژه از بنی‌هاشم مواجه می‌شود.
جایگاه ولایت و اهل بیت(ع) از نگاه زهرا(س)
خداوند در آیاتی از قرآن به صراحت از ولایت امیرمؤمنان علی(ع) سخن گفته که از جمله آنها آیه ۵۵ سوره مائده است که ولایت بر امت را بر خدا و پیامبر(ص) و امیرمومنان علی(ع) اثبات می‌کند؛ زیرا آن حضرت(ع) تنها کسی است که در هنگام رکوع انگشتری خود را انفاق می‌کند و خداوند با توصیف آن حضرت به این وصف ولایتش را تثبیت می‌کند؛ چنانکه در منابع تفسیری، ذیل آیه از شیعه و سنی نقل شده است، اما با این همه عده‌ای در برابر آن ایستادند و ولایت ظاهری را غصب کرده و خلافت را از صاحب الهی آن گرفتند.
در اینجا بود که حضرت فاطمه(س) به حکم مسئولیت‌الهی و تکلیف و وظیفه شرعی به دفاع از ولایت برخاست. البته دفاع آن حضرت(س) مبتنی بر مسایل شخصی و تعصب قومی و قبیله‌ای یا برای دنیا و موقعیت‌های شخصی و خانوادگی نبود، بلکه برای نجات و خوشبختی خود مردم بود. از این‌رو با اشاره به تاثیر ولایت امیرمومنان علی(ع) و لزوم پیروی از عترت طاهر(ع) به آثار و برکات آن در سعادت مردم و جامعه بشری اشاره کرده و می‌فرماید: به خدا سوگند، اگر حق- یعنی خلافت و امامت- را به اهلش سپرده بودند؛ و از عترت و اهل بیت پیامبر پیروی کرده بودند، حتی دو نفر هم با یکدیگر درباره خدا- و دین- اختلاف نمی‌کردند و مقام خلافت و امامت توسط افراد شایسته یکی پس از دیگری منتقل می‌گردید و در نهایت تحویل قائم آل محمد می‌شد که او نهمین فرزند از حسین(ع) می‌باشد. (الامامهًْ و التبصرهًْ: ص ۱، بحارالانوار: ج ۳۶، ص ۳۵۲، ح ۲۲۴)
آن حضرت(س) بر همین اساس همواره به تبیین جایگاه حقیقی اهل‌بیت عصمت و طهارت چنانکه قرآن در آیاتی از جمله ۳۳ سوره احزاب اشاره کرده توجه داده و با توجه به این جایگاه والای اهل بیت خواهان تبعیت مردم از آنان می‌شود چنانکه فرمود: ما اهل بیت رسول خدا(س) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم، ما برگزیدگان خداییم و جایگاه نیکی‌ها، ما دلیل‌های روشن خداییم و وارث پیامبران الهی. (شرح نهج‌البلاغه، ج۱۶، ص ۲۱۱)
حضرت فاطمه زهرا(س) در تعریف امام علی(ع) فرمود: او پیشوایی الهی و ربانی است، تجسم نور و روشنایی است، مرکز توجه تمامی موجودات و عارفان است، فرزندی پاک از خانواده پاکان می‌باشد، گوینده‌ای حقگو و هدایتگر است، او مرکز و محور امامت و رهبریت است. (ریاحین الشریعه: ج۱، ص ۹۳)
این جایگاه بلند است که امیرمومنان علی(ع) را شایسته ولایت و خلافت بر مردم ساخته است، نه نسبت خویشی و خانوادگی و قدرت و ثروت یا امور دیگری که در میان مردم به عنوان ملاک برتری و بزرگی مطرح است. مقام آن حضرت(ع) مقام پدری بر امت است چنانکه حضرت فاطمه(س) در این‌باره می‌فرماید: حضرت محمد(ص) و علی(ع) پدران این امت هستند، چنانچه از آن دو پیروی کنند آنها را از انحرافات دنیوی و عذاب همیشگی آخرت نجات می‌دهند و از نعمت‌های متنوع و وافر بهشتی بهره‌مندشان می‌سازند. (تفسیر الامام العسکری: ص ۳۳۰، ح ۱۹۱؛ بحارالانوار: ج ۲۳، ص ۲۵۹، ح ۸)
پس علت اینکه حضرت فاطمه(س) بر ولایت اهل بیت(ع) تاکید دارد از باب یک نگاه خونی و نژادی و خانوادگی نیست، بلکه به سبب جایگاه ایشان و تاثیر این افراد در سعادت مردم است. ایشان ثمره اطاعت و امامت اهل بیت(ع) را اموری چون اتحاد امت و نظم اجتماعی جامعه اسلامی دانسته و می‌فرماید: خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و در امان ماندن از تفرقه‌ها قرار داده است. (بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۱۵۸)
آن حضرت(ع) در جایی دیگر سعادت ابدی بشر را در گرو ولایت امیرمومنان علی(ع) و پذیرش آن دانسته و می‌فرماید: سعادتمند (به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد. (شرح نهج‌البلاغه ج۲، ص ۴۴۹ مجمع‌الزوائد: ج۹، ص ۱۳۲)
از نظر حضرت فاطمه(س) هر کسی سعادت و خوشبختی را می‌جوید باید به ولایت علوی(ع) تمسک جسته و محبت علی(ع) را در دل و عمل داشته باشد و هرگز برخلاف خواست و فرمان علی(ع) نیندیشد و کاری نکند.
نشانه‌های شیعه واقعی
از نظر فاطمه(س) ولایت تنها به محبت نیست که برخی گمان کرده‌اند، بلکه شیعه واقعی کسی است که علاوه بر محبت قلبی در فکر و عمل نیز شیعه و پیرو باشد و اطاعت ورزد.
آن حضرت(س) فرموده است: اگر آنچه را که ما- اهل بیت عصمت و طهارت- دستور داده‌ایم عمل کنی و از آنچه نهی کرده‌ایم خودداری نمایی، تو از شیعیان ما هستی وگرنه، خیر. (تفسیر الامام العسکری: ص ۳۲۰، ح ۱۹۱)
اگر شیعه، مطیع اهل بیت(ع) و ولایت باشد بهترین جایگاه را در آخرت کسب خواهد کرد؛ زیرا بهترین‌ها در بهشت، اهل بیت(ع) و شیعیان ایشان هستند. آن حضرت(س) در این‌باره می‌فرماید: شیعیان و پیروان ما و همچنین دوستداران اولیا ما و آنان که دشمن دشمنان ما باشند و آنهایی که با قلب و زبان، تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود. (بحارالانوار: ج ۶۸، ص ۱۵۵، س ۲۰، ضمن ح ۱۱)
روایت است که مردی به همسرش گفت: برو خدمت حضرت فاطمه زهرا(س) و از او بپرس آیا من از شیعیان شما هستم یا نه؟
آن حضرت خدمت حضرت زهرا(س) رسید و مطلب را پرسید. حضرت فرمود:
– به همسرت بگو اگر آنچه را که دستور داده‌ایم بجا می‌آوری و از آنچه که نهی کرده‌ایم دوری می‌جویی از شیعیان ما هستی وگرنه شیعه ما نیستی.
زن به منزل برگشت و فرمایش حضرت زهرا(س) را برای همسرش نقل کرد. مرد با شنیدن جواب حضرت سخت ناراحت شد و فریاد کشید:
– وای بر من! چگونه ممکن است انسان به گناه و خطا آلوده نباشد؟
بنابراین من همیشه در آتش جهنم خواهم سوخت، زیرا هر کس از شیعیان ایشان نباشد همیشه در جهنم خواهد بود.
زن بار دیگر محضر فاطمه(س) رسید و ناراحتی و سخنان همسرش را نزد آن حضرت بازگو کرد.
حضرت زهرا(س) فرمود: به همسرت بگو؛ آن طور که فکر می‌کنی نیست. چه اینکه شیعیان ما بهترین‌های اهل بهشتند ولی هر کس ما را و دوستان ما را دوست بدارد، دشمن دشمنان ما باشد و نیز دل و زبان او تسلیم ما شود، ولی در عمل با اوامر و نواهی ما مخالفت کرده، مرتکب گناه شود، گرچه از شیعیان واقعی ما نیست اما در عین حال او نیز در بهشت خواهد بود، منتهی پس از پاک شدن از گناه.
به این طریق است که به گرفتاری‌های (دنیوی) و یا به شکنجه مشکلات صحنه قیامت و یا سرانجام در طبقه اول دوزخ کیفر دیده، پس از پاک شدن از آلودگی‌های گناه به خاطر ما از جهنم نجات یافته، در بهشت و در جوار رحمت ما منزل می‌گیرد. (بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۱۵۵)
حضرت فاطمه(س) اطاعت از ولی امر و مولی(ع) را به خوبی به نمایش گذاشت و در مسجد و خانه‌های انصار و مهاجران رفت و به دفاع از ولایت پرداخت و جان فرزندی که باردار بود و خود را بر سر راه دفاع از ولایت گذاشت و به سبب جراحات وارده و زخم جسمی و روحی که از اصحاب دید، در نهایت به شهادت رسید. این گونه شد که نخستین شهید ولایت، همسر مولی امیرمومنان علی(ع) فرزند رسول‌الله(ص) شد.