نسبت زهدورزی با شکوفایی اقتصادی

بسم الله الرحمن الرحیم

در نگاه اول به دو مساله زهدورزی و فعالیت های اقتصادی، نوعی نسبت تناقض نما در آموزه های وحیانی اسلام به چشم می خورد؛ زیرا زهدورزی به معنای بی رغبتی به دنیا و عدم محبت نسبت به مادیات است؛ در حالی که فعالیت های اقتصادی نیازمند توجه و اهتمام به مادیات و مسایل دنیوی است. از این رو، کسی که بخواهد زاهد باشد نمی تواند یک فعال اقتصادی باشد و در ایجاد رشد و شکوفایی اقتصادی نقشی داشته باشد، چه رسد که نقش اساسی یا کلیدی را ایفا کند؛ هم چنین فعالیت اقتصادی و اهتمام به آن موجب می شود تا انسان از زهدورزی دور شود و در قالب انسانی زاهد خودنمایی کند.

اما با کمی درنگ و تامل در نگره اسلام به زهد و مفهوم واقعی آن به سادگی می توان این تناقض یا تناقض نمایی را برطرف و مرتفع ساخت؛ زیرا زهدورزی نسبت به دنیا هرگز به معنای ترک فعالیت های اقتصادی و بهره مندی از طیبات و حسنات دنیا نیست، بلکه به معنای بی رغبتی و عدم دلبستگی به مادیات دنیوی است، در حالی که در قالب شکر واقعی زاهد، از همه طیبات و حسنات دنیا برای رشد فردی خویش و اجتماع بهره می گیرد؛ زیرا شکر واقعی استفاده درست از نعمت های الهی برای رشد خود و دیگران است؛ چرا که چنین رفتاری همان خیر واقعی است که هر کسی خواهان دست یابی به آن است. از همین رو، مومن واقعی که زاهد حقیقی است، خواهان حسنات دنیا و آخرت می شود و به عنوان یک ارزش از خدا چنین می خواهد: رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ؛ پروردگار ما تو در این دنیا به ما حسنه و نیکى و در آخرت نیز حسنه و نیکى عطا کن! و ما را از عذاب آتش دوزخ نگه دار! (بقره، آیه ۲۰۱)

بر همین اساس، مومن واقعی با آن که هیچ دلبستگی به مادیات ندارد و امور دنیوی او را از عمل برای آخرت باز نمی دارد، با این همه برای بهره گیری از فرصت بی بدیل و بی نظیر دنیا جهت دست یابی به کمالاتی که در جایی دیگر قابل دست یابی نیست، همه تلاش و فعالیت خود را مصروف این معنا می دارد تا از طیبات و حسنات دنیوی به بهترین و کامل ترین شکل استفاده کند.

اصولا یکی از ارکان اساسی دین قیم و قوام بخش اسلام در تمامی شرایع اسلامی، پرداخت زکات و انفاقات مالی است.(بینه، آیات ۴ و ۵) شکی نیست تا انسان درآمدی در حد نصاب نداشته باشد، بر او پرداخت زکات واجب نخواهد بود و شخص از جمله محسنان و اهل احسان نخواهد شد. هم چنین هر گونه انفاقات مالی نیازمند داشتن مالی است که با فعالیت اقتصادی در اشکال گوناگون حاصل می شود. بنابراین، اگر کسی بخواهد زکات و انفاقات مالی داشته باشد، باید فعالیتی اقتصادی داشته باشد تا حد نصاب به عنوان شرط وجوب زکات فراهم آید؛ زیرا مثلا در وجوب پرداخت زکات گاو باید شخص دارای سی یا چهل گاو و در زکات گوسفند، چهل گوسفند باشد. بنابراین، درآمد به اندازه ای باشد که بتواند زکاتی را پرداخت کند و از عهده انجام چنین ارکان دینی بر آید.

زهد در نگره قرآنی

بر درک نسبت واقعی میان زهد ورزی و فعالیت های اقتصادی رشدآفرین نگاهی گذرا به مفهوم زهد در نگره قرآنی می شود. زهد در لغت ضدّ رغبت و حرص بر دنیا است.(لسان العرب، ج ۶ ، ص ۹۷، «زهد»)

در اصطلاح قرآنی و اسلامی، پشت کردن به دنیا و روى آوردن به آخرت، بلکه از غیر خدا قطع نظر کردن و رو آوردن به خدا، و این بالاترین درجات زهد است(معراج السّعاده، ص ۳۳۵؛ التّحقیق، ج ۴، ص ۳۱۱، «زهد») که از آن به «ورع» نیز تعبیر می شود.

پیامبر صلى الله علیه وآله با توجه به مفهوم پیش گفته از زهد بر اساس آیه قرآن فرموده است: قول اللّه تعالى «لیبلوکم ایّکم احسن عملاً؛ تا شما را بیازماید کدام یک بهتر عمل می کنید» ؛ یعنى کدام یک از شما در دنیا زاهدتر است.(مکارم الاخلاق، ص ۴۴۷؛ بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۹۳، ح ۱)

حضرت على علیه السلام فرمودند: الزُّهْدُ کُلُّهُ بَیْنَ کَلِمَتَیْنِ مِنَ الْقُرْآنِ قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ : لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ؛ وَ مَنْ لَمْ یَأْسَ عَلَى الْمَاضِی وَ لَمْ یَفْرَحْ بِالْآتِی فَقَدْ أَخَذَ الزُّهْدَ بِطَرَفَیْهِ؛ تمام زهد در دو کلمه قرآن است، سپس این آیه را تلاوت کرد: تا نسبت به آنچه از دست دادید تأسف نخورید و بر آنچه به شما داده مى‌شود، دلخوش نباشید و فرح و بدمستی نکنید؛ و کسى که بر از دست رفته تاسف نخورد و بر آمده بدمستی نکند به حقیقت دو سویه زهد را گرفته است و زاهدی جامع الاطراف است.( نهج‌البلاغه، حکمت ۴۳۹)

البته زمانی چنین حالتی به انسان دست می دهد که بداند همه چیز مقدر و مقسم از سوی خدا است و نقش انسان در داشته ها و نداشته ها، چنان اساسی نیست که به آن اهمیتی داده شود؛ زیرا خدا پیش از آن فرموده است: اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَهٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ … سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا کَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ. مَا أَصَابَ مِنْ مُصِیبَهٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ؛ بدانید که زندگى دنیا در حقیقت بازى و سرگرمى و آرایش و فخرفروشى شما به یکدیگر و فزون‏جویى در اموال و فرزندان است… براى رسیدن به آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى که پهنایش چون پهناى آسمان و زمین است و براى کسانى آماده شده که به خدا و پیامبرانش ایمان آورده‏ اند بر یکدیگر سبقت جویید. این فضل خداست که به هر کس بخواهد آن را مى‏ دهد و خداوند را فزون‏بخشى بزرگ است. هیچ مصیبتى نه در زمین و نه در نفسهاى شما به شما نرسد، مگر آنکه پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابى است این کار بر خدا آسان است.(حدید، آیات ۲۰ تا ۲۲)

در این آیات به خوبی می توان معنا و مفهوم زهد قرآنی را دریافت؛ زیرا خدا در این آیات بیان می کند که زندگی دنیوی زمانی که هدف و فلسفه انسانی قرار گیرد، سبک زندگی را در پیش می گیرد که چیزی جز بازی و بیهودگی نیست؛ اما اگر کسی به جای این فلسفه ، فلسفه دیگری را در پیش گیرد و بپذیرد دنیا برای آخرت و مزرعه و کشتزاری برای آن است تا انسان در این جا ره توشه تقوایی را برای آخرت به دست آورد، در این حالت شخص سبک زندگی را در پیش می گیرد که همه چیز دنیا را ابزاری برای آخرت می داند و برای آن ارزش نفسانی و مستقلی قایل نیست، بلکه آن را ابزار و مقدمه ای برای آخرت می داند. بنابراین، زهد قرآنی در سبک زندگی چنین شخصی تحقق می یابد و شخص برای دنیا و مادیات آن ارزش مستقلی قایل نیست و دلبسته آن نمی شود، بلکه آن را ابزاری برای آخرت قرار می دهد.

البته افزون بر این فلسفه ، باید به این مبنای اساسی در هستی شناسی نیز دست یابد که هر چیزی در دنیا می آید و می رود، بر اساس یک خواسته و برنامه الهی و حکمت و مشیت خداوندی است که از پیش تعیین شده است. بنابراین، وقتی در دنیا چیزی را از دست می دهد، بر این باور است که خدا بر اساس حکمت و مشیت کلان خویش چنین خواسته است؛ و اگر به چیزی دست یافته آن نیز این گونه است. پس نه بر از دست رفته ها تاسف می خورد و یاس و نومیدی در دلش راه می یابد و نه بر داشته های بدمستی می کند و به آن دل می بندد؛ بلکه می داند که باید از آن برای آخرت استفاده کند.

در حقیقت، مبانی فلسفی و هستی شناختی به انسان کمک می کند تا نگره او به زندگی دنیوی تغییر یابد و آن را اصیل نشمارد، بلکه اصالت را به آخرت بدهد و هر گونه تلاش و کوششی حتی اقتصادی را در راستای آن سامان دهی کند. از این روست که به جای تکاثر و کنزاندوزی در امر اقتصادی، سرمایه ها را به جریان می اندازد و ضمن استفاده خود از آن ها در حد کفاف و کفایت در چارچوب قناعت، به یاری مستمندان و نیازمندان می رود و بخشی را برای آسایش و آرامش آنان هزینه می کند. در این صورت دیگر تفاخر و فخرفروشی معنا و مفهومی ندارد؛ چنان که دیگر خیال بافی نیز از سر بیرون می رود و در می یابد که هر چه دارد نه از علم و تلاش خویش بلکه به فضل الهی و حکمت و مشیت خداوندی به او رسیده است.(همان آیات)

در حالی که دنیا پرستان گرفتار «خویشتن پرستی» و عجب و خودپسندی، از خدا پرستی رو بر می آورند و افزایش دارایی و ثروت خویش را مدیون قسمت، مشیت و حکمت الهی نمی دانند، بلکه آن را برخاسته از علم مدیریت اقتصادی خود می دانند چنان که قارون می گفت: قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِی أَوَلَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّهً وَأَکْثَرُ جَمْعًا وَلَا یُسْأَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قَالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا یَا لَیْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِیَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ؛ قارون گفت: من این دارایی و ثروت را در نتیجه دانش خود یافته‏ ام. آیا وى ندانست که خدا نسلهایى را پیش از او نابود کرد که از او نیرومندتر و مال‏ اندوزتر بودند؟! ولى این گونه مجرمان را نیازى به پرسیده شدن از گناهانشان نیست. پس قارون با کوکبه و شوکت خود بر قومش نمایان شد. کسانى که خواستار زندگى دنیا بودند، گفتند: اى کاش مثل آنچه به قارون داده شده به ما هم داده مى ‏شد! واقعا او بهره بزرگى از ثروت دارد.(قصص، آیات ۷۸ و ۷۹)

اهل زهدورزی با همه تلاش های اقتصادی که دارند، هر چه را در اختیار دارند، نعمتی خداداد دانسته که برای آزمون و ابتلاء در اختیار آنان قرار داده شده است. پس بر خلاف قارونی ها نسبت به داشته ها و نداشته ها بدمستی یا نومید نمی شوند و در هنگام سختی و نداری آه و ناله بر نمی آورند؛ چنان که طبیعت غیر تربیت شده انسان این گونه است: فَإِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَهً مِنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ بَلْ هِیَ فِتْنَهٌ وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ؛ و چون انسان را آسیبى رسد ما را فرا مى‏ خواند سپس چون نعمتى از جانب خود به او عطا کنیم، مى‏ گوید: تنها آن را به دانش خود یافته‏ ام؛ نه چنان است‏، بلکه آن آزمایشى است، ولى بیشترشان نمى‏ دانند.(زمر، آیه ۴۹)

چنین نگره و نگرشی زهدانه نسبت به هستی و داشته ها و نداشته ها و دارایی و نداری، موجب می شود تا چشم و دل مومنان زاهد از دنیا و ما فیها، پر باشد و چشم داشتی به مال دیگران نداشته باشند، هر چند که نیازمند آن باشند. پس بر اساس عفت درونی، به داشته های خویش قناعت کرده و درخواستی از دیگران نمی کنند و زهدانه زندگی می کنند و حتی گاه با ایثارگری سهم خویش نمی خواهند و فیء و انفال را به دیگرانی می دهند که به نظرشان نیازمندتر هستند؛ چنان که زاهدانی از انصار این گونه نسبت به مهاجرین انجام دادند و خدا ایشان را به چنین زهدورزی ستوده است.(حشر، آیه ۹)

از نظر قرآن، زهدورزی ایثارگرایانه انسان را در جایگاه محسنان قرار می دهد و ایشان از همه آثار و برکات مقام احسان های سه گانه برخوردار می شوند.(همان؛ احزاب، آیات ۲۸ و ۲۹)

مومنان زاهد با آن که خود از توانایی استفاده از نعمت ها و دارایی به حد بسیار برخوردار هستند، ولی از رفاه چشم می پوشند و به مقدار اندک از دنیا قناعت می کنند. این گونه است که ایشان آخرت را به دنیا و پاداش های اخروی را به رفاه دنیوی ترجیح می دهند.(همان)

از نظر قرآن، چنین مومنانی زاهد و پارسا، از مقام صبر برخوردارند؛ زیرا مشقت ها و رنج ها را تحمل می کنند و آسایش دنیوی را کنار می گذارند و برای آخرت خویش و دیگران تلاش می کنند.(حشر، آیات ۵ تا ۱۲)

از ویژگی های دیگر زاهدان و پارسایان می توان به عدم یاس و افسوس نخوردن در هنگام مصیبت و از دست دادن چیزها(حدید، آیه ۲۳)، ترک شادی هیجانی و بدمستی و فرحناکی هنگام دست یابی به دارایی(همان)، صبر و شکیبایی هنگام سختی (قصص، آیات ۷۹ و ۸۰)، ایثارگری در هنگام نیاز و عین علاقه مندی(حشر، آیه ۹؛ انسان، آیه ۸)، عفّت نفس و اجتناب از اظهار فقر و مسکنت و ترک درخواست در عین نیازمندى(بقره، آیه ۲۷۳؛ حشر، آیه ۹)، محبت به مومنان و نیازمندان(همان)، بهره مندی از هدایت واقعی و نشان دادن آن در زندگی(یس، آیه ۲۱) ، ترک مزد و پاداش مادی دنیوی در قبال انجام کارهای معنوی و دینی به مومنان و امت (انعام، آیه ۹۰؛ هود، آیات ۲۵ و ۲۹ و آیات دیگر)، احسان گری و ترک بخل ورزی(حشر، آیه ۹)، رهایی از خودپسندی، خیال بافی و عجب(حدید، آیه ۲۳) و مانند آن ها را یاد کرد.

زاهدان فعال در عرصه اقتصادی

چنان که گفته شد، نگاه اسلام به مساله زهد و اقتصاد به گونه ای نیست که نتوان میان آنان جمع کرد. در حقیقت از مصادیق مانعه الجمع نیست، بلکه می توان زهد را با فعالیت های اقتصادی بسیار سازنده جمع کرد؛ زیرا زهدورزی چنان که گفته شد، به معنای رهایی از علقه و دلبستگی به دنیا و مادیات آن است، نه به معنای عدم استفاده از مادیات و نعمت های الهی؛ زیرا از نظر قرآن، انسان مومن باید از طیبات الهی بهره گیرد و از آن ها استفاده کنند و جایز نیست که طیبات الهی را بر خود حرام سازد.

خدا می فرماید: أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَیِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ؛ وَکُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَیِّبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید! چیزهاى پاکیزه‏ اى را که خدا براى استفاده شما حلال کرده ، حرام مشمارید؛ و از حد مگذرید که خدا از حدگذرندگان را دوست نمى دارد؛ و از آنچه خداوند روزى شما گردانیده حلال و پاکیزه را بخورید و از آن خدایى که بدو ایمان دارید پروا دارید. (مائده، آیات ۸۷ و ۸۸)

خدا در آیات نخست سوره تحریم پیامبرش را نهی می کند که حلال خدا را با سوگند بر خود حرام کند، بلکه به او مجوز می دهد تا همانند دیگران از حلال خود بهره مند شود و اگر سوگندی خورده با دادن کفاره آن را باز کرده و سوگند را بشکند؛ زیرا استفاده از طیبات در دنیا برای مومنان و غیر مومنان است و در آخرت تنها برای مومنان خواهد بود. خدا می فرماید: قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا خَالِصَهً یَوْمَ الْقِیَامَهِ کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ؛ اى پیامبر! بگو: زیورهایى را که خدا براى بندگانش پدید آورده و نیز روزیهاى پاکیزه را چه کسى حرام گردانیده است؟! بگو: این نعمتها در زندگى دنیا براى کسانى است که ایمان آورده‏ اند و روز قیامت نیز خاص آنان است. این گونه آیات خود را براى گروهى که مى‏ دانند به روشنى بیان مى ‏کنیم. (اعراف، آیه ۳۲)

خدا هم چنین در آیات قرآنی از مردم خواسته تا ضمن انجام فعالیت های اقتصادی در کنار فعالیت های عبادی دیگر، موجبات قوام اجتماع اسلامی را فراهم آورند و امت اسلام را از اقتصاد قوام بخش که ستون اصلی جامعه است بهره مند سازد. اصولا امت نمونه برای جهانیان و بشریت، امتی است که اقتصاد قوام بخش آن نیز شکوفا باشد و مردم در آسایش و آرامش از همه جهات قرار گیرند و عدالت قسطی برپا و همگی از سهم خویش از مواهب الهی برخوردار باشند.(بقره، آیه ۱۴۳؛ نساء، آیات ۵ و ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸؛ حدید، آیه ۲۵)

با نگاهی به شیوه و سنت و سیره پیامبران و دیگر معصومان(ع) به سادگی می توان دریافت که هیچ تضاد و تناقضی میان زهدورزی که رفتاری شخصی در حوزه روان شناسی رفتاری است با فعالیت اقتصادی در حوزه عملکرد اجتماعی نیست. از همین روست که پیامبران و معصومان به فعالیت های اقتصادی اشتغال داشتند.

امیرمومنان امام علی (ع) در سیره اقتصادی خود، بسیار اهل تلاش و تولید بود، اما در عرصه تخصیص درآمد شخصی برای هزینه‌های فردی خویش، به حداقل بسنده و درآمدها را در راه خدای متعال مصرف می‌کرد. این گونه است که میان تولید و اشتغال بسیار اقتصادی با زهدورزی جمع کرده است.

از همین روست که امیرمؤمنان(ع) به کار و تولید اهمیت فراوانی می‌داد و خود سرمایه‌گذاری، کار و تولید می‌کرد و از این طریق، ثروت و املاک فراوانی به دست می‌آورد. انگیزه حضرت(ع) از تحصیل این همه ثروت و درآمد ، در راستای حمایت از امت اسلام و حمایت از اقشار ناتوان و مستضعف و کم درآمد بوده است. ایشان هر کاری را بر اساس حکمت و اهداف فلسفه اسلامی زندگی سامان داده است. از این روست که کارهای خویش را بر اساس لعب و لهو انجام نمی داد. لذت ایشان در ایجاد فضای مناسب آسایشی برای همگان بوده است. ایشان خود را برای تولید و درآمد بیش تر به رنج می افکند و دنبال سود مادی و افزایش رفاه شخصی نبود؛ زیرا امیرمؤمنان(ع) به لحاظ جایگاه اجتماعی خود، اصالت لذت‌طلبی مادی را در رفتارهای اقتصادی به شدت نفی و منکر نظریه حداکثر کردن سود مادی در تولید می‌شود؛ چرا که اهل کنز و تکاثر و تفاخر نبوده است. (نهج البلاغه ، سید رضی، نامه ۴۵) امیرمؤمنان(ع) در سخنانی، راکد گذاشتن اموال را برخلاف فلسفه وجودی مال می‌داند؛ چرا که خداوند اموال را برای رفع نیازهای انسان آفرید؛ پس اگر انسان‌هایی به اموال نیازمند باشند، آن اموال نباید راکد بمانند. امام براساس همین منطق، ذخیره کردن مال در محل بیت‌المال را نمی‌پسندید و آن را هزینه اجتماع و نهادهای نظامی و سیاسی و مانند آن ها می کرد.

اگر انگیزه حضرت(ع) از درآمد و تولید، لذت‌طلبی مادی و حداکثر کردن سود مادی بود، هرگز با آن‌همه درآمد، سطح زندگی خود را در حدّی قرار نمی‌داد که الگوی فقیران در زندگی باشد. امام باقر(ع) زندگی حضرت را هنگامی که حکومت داشت، چنین معرفی می‌کند: امام علی(ع) پنج سال حکومت کرد، نه آجری بر آجری برای خود قرار داد و نه خشتی بر خشتی نهاد؛ نه زمینی و ملکی برای خود جدا کرد و نه درهم و دیناری را به ارث گذاشت. فقط هفتصد درهم از سهمش از بیت‌المال مانده بود که خواست با آن خدمتکاری برای خانواده‌اش فراهم کند. (کافی، کلینی، ج ۸ ، ص ۱۳۰، حدیث ۱۰۰)

این در حالی بود که افزون بر اموال شخصی، بیت‌المال هم در اختیارش بود. آن حضرت(ع) هر چند به یک معنا به دنبال سعادت، رفاه، سود و لذّت بود؛ امّا از دیدگاه آن بزرگوار، سود و لذت فقط به نوع مادی محدود و خلاصه نمی شود؛ بلکه باید مجموع سود و لذت آخرتی و دنیایی را در نظر داشت. در گزینش سود و لذت هم باید به سود و لذتی اندیشید که بیشتر و پایدارتر باشد که همانا سود و لذت پایا و مانای اخروی است.

گذشتن از سود و لذّت ناپایدار و اندک دنیا برای رسیدن به سود و لذت پایدار و فراوان آخرت، گزینه‌ای کاملاً عقلایی است و انتخاب این گزینه به کسانی اختصاص دارد که بتوانند جهانی فراتر از جهان مادی را که نعمت‌های گسترده و پایدار دارد درک کنند. هر کس آن را بهتر درک کند و ایمانش بیشتر باشد، اهمیت سود و لذت آن جهان در نظرش افزون‌تر خواهد شد، و تلاش وی برای کسب سود و لذت آن جهان با رهاکردن سود و لذت دنیایی، افزون‌تر خواهد شد.

اگر درک انسانی از جهان آخرت و نعمت فراوان و پایدار آن مانند درک امام علی(ع) باشد، زاهدانه رفتار خواهد کرد و خطاب به دنیا خواهد گفت:ای دنیا! از من دور شو. افسارت را به پشتت افکندم. من خود را از چنگال‌هایت رها کردم و از دام‌هایت بیرون افکندم و از آن پرتگاه‌ها که بر سر راه من کنده‌ای، اجتناب کردم. (نهج البلاغه، نامه ۴۵)

البته حضرت هشدار می‌دهد که هیچ‌گاه دیگران در این درک از آخرت و سود و لذت‌های آن و در نوع رفتار در این دنیا نمی‌توانند هماورد او باشند، ولی از پیروانش می‌خواهد او را با پارسایی و پاک‌دامنی یاری کنند. (همان: ۳۱۷) امیرمؤمنان کار و عبادت برای بهشت را عبادت تجار می‌شمارد؛ نه عبادت آزادگان، بنابراین، تحلیل پیشین درباره رفتار اقتصادی حضرت(ع) درست نیست.

در پاسخ می‌توان گفت: پاداش و سود آخرتی، اعم از حبّ الله و رضای خدای متعال است. برای امیرمؤمنان رضوان و حبّ الهی پاداش آخرتی است، برای سایر مؤمنان در رتبه‌های پایین‌تر، بهشت و نعمت‌هایش پاداش آخرتی‌اند؛ گرچه شاید حبّ و رضوان الهی را نیز بتوان درجه بالایی از بهشت دانست که اهل تخصص و فنّ در این باره باید نظر دهند.

آن حضرت(ع) در سالیانی که از خلافت ظاهری به دور بود، به حفر چاه ها و ایجاد نخلستان و وقف آن به فقیران مدینه اشتغال داشته است. با آن که نخلستان های بسیاری را فراهم آورده بود، در زندگی شخصی به رفاه و اتراف گرفتار نشد، بلکه با قناعت و زهدورزی زندگی شخصی خود را اداره می کرد.

در کتب تاریخی آمده است که ایشان در حمایت از اقتصادی امت اسلام، در این مدت بیش از صد چاه عمیق حفر کرد که همگی آبی فراوان داشتند و زمین های بسیاری را آبیاری می کرد. ثروت عظیم آن حضرت به طوری که از برخی روایات و نقل‌های تاریخی بر می‌آید چنان بود زکات اموالش بیش از چهل هزار دینار می‌شد. برخی گفته اند محصول املاک حضرت بیش از هزار وسق یعنی۱۸۰ تن بوده است.

در موسوعه امام علی (ع) آمده است که غذای علی(ع) در حدّ غذای فقیرترین افراد جامعه و مانند غذای بردگان بود. (موسوعه ، ج ۹ ، ص ۳۵۰، ح ۴۵۶۸) از خوردن غذاهای لذیذی که رسول الله(ص) نمی‌خورد، پرهیز می‌کرد. (همان: ۳۵۵، ح ۴۵۸۴) گوشت نمی‌خورد، مگر آنکه به سنت قربانی عمل کرده باشد. (همان: ۳۴۸، ح ۴۵۶۳)

نان امام از جو، و خورشت نانش نمک، شیر، خرما و سرکه بود. (همان: ۳۵۱، ح ۴۵۷۲ ـ ۴۵۷۰) این نوع غذاها را در حالی می‌خورد که می‌توانست غذاهایی از عسل مصفا و مغز گندم تهیه کند. (نهج البلاغه، نامه ۴۵) امیرمؤمنان(ع) خود چنین مصرف می‌کرد؛ اما از دیگران با غذاهای خوب همانند گوشت و نان گندم پذیرایی می‌کرد. (موسوعه، ج ۹ ، ص ۳۵۰، ح ۴۵۹۸؛ ۳۵۱، ح ۴۵۷۰)

در عصری که پادشاهان و خلفا، پوشیدن لباس‌های فاخر و گران قیمت را از افتخارات خود می‌دانستند، امیرمؤمنان(ع) لباسی می‌پوشید که فقیرترین افراد به تن می‌کردند. جنس لباس‌های حضرت از کرباس یا پشم، و رنگ لباس‌هایش به طور معمول سفید بود، و ارزش لباس‌هایش حدود سه تا چهار درهم بود. (همان: ۳۵۹، ح ۴۵۹۶؛ ۳۶۰، ح ۴۵۹۸ و ۴۵۹۹؛ ۳۶۴، ح ۴۶۱۵) حضرت(ع) تا جایی که ممکن بود با وصله زدن لباس‌های پاره، از آنها استفاده می‌کرد؛ به طوری که فرمود: به خدا سوگند که این جامه پشمینِ خود را چندان پینه زدم که از پینه‌کننده آن شرم دارم. (نهج البلاغه، خطبه ۱۶۰)

امیرمؤمنان(ع) در حالی چنین لباسی می‌پوشید که توان پوشیدن بهترین و فاخرترین لباس‌ها را از بافته‌های ابریشم داشت. (همان، نامه ۴۵) وضعیت خانه و مسکن او نیز شبیه خوراک و پوشاک او بود. تا در مدینه زندگی می‌کرد، مسکن معمولی داشت و هنگامی که در ینْبُع به کشاورزی مشغول بود، در منزل شخصی خود زندگی می‌کرد.

امام باقر(ع) درباره مسکن وی در دوران حکومت می‌فرماید: پنج سال بر مردم حکومت کرد؛ درحالی‌که هیچ آجری روی آجری نگذاشت و هیچ خشتی بر خشتی ننهاد. (کافی، کلینی، ج ۸ ، ص ۱۳۰، ح ۱۰۰)