نزول قرآن در شب قدر

بسم الله الرحمن الرحیم

ماه مبارک رمضان از جمله ماه های عظیم و مبارکی است که برکت الهی در آن در طول تاریخ جاری و ساری است. این بدان معناست که اماکن و ازمنه با هم فرق و تفاوتی دارد که می بایست آن را شناخت و بر اساس آن سبک زندگی خویش را ساماندهی کرد.

از جمله ماه های خاص که از نظر زمانی بس مبارک است، ماه مبارک رمضان است، زیرا در آن، افزون بر تقدیر سالیانه مقدرات هستی از جمله مقدرات انسان، حقیقت محمدی با نور قرآن تنزل یافته است. البته از نظر قرآن با آن که خود ماه رمضان مبارک است، اما شب قدر در میان شب ها و روزهای این ماه، از عظمت و مبارکی برتری خاصی برخوردار است، زیرا نزول حقیقت محمدی و قرآن و مقدرات هستی در این شب رقم می خورد. از همین روست که احیاء‌ شب قدر و شب زنده داری و تهجد، خواندن نماز و قرآن و ادعیه و استغفار در آن بسیار مورد تاکید قرار گرفته است.

نزول حقیقت محمدی در شب قدر

هر چند که خدا بیرون از زمان و مکان قرار دارد،‌ چرا که موجودی مجرد و بیرون از دایره تجسماتی است که نیازمند مکان و زمان است، زیرا که خدا، خود آفرینده زمان و مکان و محیط بر آن است، اما مخلوقات هستی به ویژه آنانی که دارای بدن های مثالی یا مادی با عناصر دنیوی هستند، دارای زمان و مکان هستند. این گونه است که امر الهی که از اقسام مجردات است، در سیر تنزلی و تغییرات خلقی در دام زمان و مکان گرفتار می آید. از همین روست که مسایلی چون ارزش مندی اماکنی چون کعبه که به «عرش امر الهی» متصل است و چهار جهت آن، ناظر به چهار جهت حقیقت «سبحان الله، الحمدلله، لا اله الا الله و الله اکبر» از حقیقت عرش الله است، از ارزشی خاص به عنوان قبله و جهت وجه الله برخوردار می شود،‌ در حالی که همه اماکن وجه الله است و انسان به هر سو رو کند، با وجه الله مواجه می شود، اما وجه الله که در قبله مطرح است، از جامعیت خاصی برخوردار می شود که آن را مبارک می سازد، زیرا بر اساس روایات تفسیری ستون های عرش الهی را تشکیل می دهد.(بقره، آیات ۱۴۸ تا ۱۵۰ و روایات تفسیری)

هم چنین زمان هایی چون ماه مبارک رمضان و به ویژه شب قدر از جایگاه بس بلندی برخوردار است، از امر الهی که در علم الله وجود حقیقی دارد، در مقام تنزلات خویش در عوالم خلقی در ماه مبارک  و شب قدر انجام می شود، چنان که واحدیت صفات الهی از مقام احدیت عین ذات این گونه تنزل می یابد، چرا الله ظهور همان «هو» است در قالب نوعی تنزل تجلی و ظهوری است.

به سخن دیگر، ظهور امر الله مقتضی تنزلات در عوالم خلقی است که با اموری چون زمان و مکان آمیخته است، زیرا عوالم خلقی به شکلی گرفتار نوعی زمان و مکان است که در عوالم گوناگون هستی با توجه به مقتضیات عوالم معنا  و مفهوم خاصی می گیرد.

از آن جایی که حقیقت محمدی همان تجلی تمامیت اسماء‌ و صفات الهی است و حضرت محمد(ص) همان متاله و خدایی شده و به یک معنا نخستین تجلی و ظهور الهی و به تعبیر فلسفی نخستین صادر از مصدر الهی است، این حقیقت در تنزل از مقام امری به خلقی در زمانی به نام شب قدر هستی نزول یافته است.

از آن جایی که حقیقت محمدی(ص) همه هستی و ظهور اتم و اکمل آن است، تنزل آن حقیقت، نه تنها به معنای تنزل همه هستی در عوالم خلقی است، بلکه به یک معنا به معنای تنزل حقیقت قرآنی است، زیرا قرآن جزیی از حقیقت محمدی است. بر این اساس وقتی در تفاسیر به مساله ضمیر در «انزلناه» (قدر، آیه ۱، دخان، آیه ۳) توجه داده می شود، گاه آن را به معنای حقیقت محمدی و گاه به معنای قرآن می گیرند و می گویند که در شب قدر حقیقت محمدی یا قرآن نازل شده است.

باید توجه داشت که جمع میان آن دو شدنی است، زیرا حقیقت قرآن ، چیزی جز حقیقت محمدی نیست. پس نزول محمد(ص) به معنای نزول قرآن است، چنان که نزول قرآن به همان معنای نزول حقیقت محمدی در شب قدر از مقام امری به خلقی است.

تنزل از مقام امری به خلقی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، عوالم هستی به دو دسته اصلی «امری و خلقی» تقسیم می شود.(اعراف، آیه ۵۴) عالم امر همان اصل و خلق فرع آن است، چرا که حقیقت هر رقیقه ای را می بایست در اصل آن یافت. پس هر خلقی ریشه در امری دارد، چرا که اصل آن است، و به یک معنا خلق الهی، تجلی همان امر الهی و ظهور آن با «کن فیکون» است.(یس، آیه ۸۲)

به سخن دیگر، صورتی در زیر دارد هر چه در بالاستی، به این معنا که مخلوقات همه دارای یک حقیقت امری در علم الله است که از آن تنزل ظهوری و تجلی می یابد.

از نظر قرآن، مهم ترین مصادیق امر الهی می توان به روح (اسراء، آیه ۸۵)، اسلام، قرآن و شرایع اشاره کرد که بر پیامبران نازل شده است. از همین روست که خدا شریعت محمدی را به عنوان امر الهی معرفی می کند.(جاثیه، آیه ۱۵) این بدان معناست که امر الهی مختص امور تکوینی نیست،‌ بلکه شامل امور تشریعی و تدوینی نیز می شود که از آن جمله قرآن است و دیگر کتب آسمانی است.(همان)

خدا در قرآن بیان می کند که همان طوری که حقیقت محمدی از مقام امری در شب قدر ماه مبارک رمضان تنزل یافته و در عالم خلقی گاه به نام هستی مخلوقات تجلی و ظهور یافته و گاه دیگر در قالب و لباس مردی از رجال قریش در مکه زاده شده است، هم چنین حقیقت قرآن که در مقام امری و «لدن و لدینا» به عنوان ام الکتاب نه عربی است نه فارسی و نه هیچ زبانی دیگر،‌ زیرا حقیقت امری این گونه است، چنان که افکار در علم انسانی نیز این گونه است و قابلیت تنزل به لباس عربی  و فارسی را دارد، هم چنین قرآن این گونه است که در صورت حقیقی خویش لباس عربی یا فارسی ندارد، ولی در مقام تنزل خلقی ناچار می بایست لباسی به تن کند که عربی مبین است.(زخرف، آیات ۱ تا ۴)

البته این اختصاصی به قرآن ندارد، بلکه هر امری در تنزل خلقی لباس خاصی می پوشد که مناسب با مقتضیات زمانی و مکانی است. از آن جایی که حقیقت محمدی از مقام ام الکتاب در جامه عربی قریشی در زمان و مکان خاصی تنزل یافته ، حقیقت قرآن که با اوست نیز این گونه تنزل یافته است. این گونه است که قرآن به زبان عربی نازل شده که زبان پیامبر(ص) است، زیرا جز این امکانی دیگر وجود ندارد،‌ زیرا بالاخره حقیقت محمدی می بایست در زمانی و مکانی نازل می شد،‌ و خدا مقدر کرده که در شب قدر و زمانی و مکانی خاص که معتدل در هستی است نازل شود. این گونه است که آن حقیقت در لباس عربی تنزل می یابد.

این بدان معناست که انزال قرآن به شکل دفعی از امر به خلق شب در قدر نه یک بار بلکه چندین بار اتفاق افتاده است، زیرا حقیقت محمدی و قرآن آن همه حقیقت ولایت الهی و به تبع آن همه حقیقت رسالت  و نبوت و کتب آسمانی است. بر این اساس، پیامبری دیگران و کتب آنان نیز بخشی از تجلیات حقیقت محمدی و قرآن اوست. از این روست که نزول حقیقت محمدی در شکل مرد عربی و قرآن عربی به معنای اکمال و اتمام دین اسلام است، زیرا در این تجلی همه حقیقت اسلام و قرآن نزول یافته است و ولایت الهی در قالب دین اسلام در ولایت علوی پیامبر (ص) اکمال و اتمام یافته است.(مایده، آیه ۳)

پس وقتی گفته می شود که پیامبر(ص) و قرآن او همان حقیقت اسلام است،‌ نمی بایست شکی در آن کرد، زیرا شرایع دیگر به یک معنا تابع شریعت  ایشان است و ایشان تصدیق کننده شرایع دیگر.(جاثیه، آیه ۲۶)

تنزلات حقیقت محمدی و قرآن، در عوالم گوناگون و حتی در عالم دنیوی در قالب تجلی در پیامبران دیگر و کتب آسمانی پیشین به این معنا است که هر یک از شرایع تجلی همان حقیقت محمدی است که در عالم امری و ام الکتاب الهی فارغ از هر گونه قیدی از جمله عربیت است. از این روست که خدا لباس عربی بودن را بر تن محمد بن عبدالله(ص)  و قرآن زمانی می پوشاند که تنزلات خلقی در عالم دنیا داشته است.(احقاف، آیه ۱۲)

از نظر قرآن، حقیقت محمدی و قرآن، از مقام «علی حکیم عزیز» و مانند آنها نازل شده است. این بدان معناست که علو و عزت قرآن و پیامبر(ص) ذاتی است. هم چنین نزول از مقام حکمت به معنای آن است که حقیقت آنها محکم  و استوار و دارای حکمت های نظری و عملی است. مقتضای حکمت آن است که این حقیقت به دور از لعب و بازی بوده و اهداف بلند هستی را مد نظر قرار می دهد(دخان،‌ آیه ۳۸)، چرا که ساختار هستی بر حق استوار و استحکام یافته (احقاف، آیه ۲۳) و پروردگار هستی که آسمان و زمین را به عنوان رب العالمین پروردگاری می کند(جاثیه، آیه ۳۶) با عزت حکیمانه خویش حقیقت محمدی و قرآن را نیز پرورش می دهد.(احقاف، آیات ۲ و ۳)

برای درک و فهم کامل مفهوم حکمت و نزول قرآن از مقام اسم حکیم الهی می بایست به آیات سوره لقمان و آیات سوره اسراء مراجعه کرد. در این آیات به خوبی تبیین شده که حکمت مجموعه ای عقاید و اعمال صالح هدفمندی است که در راستای تکامل فردی و جمعی و اجتماعی از سوی افراد خردمند و معتقد به خدا  و قیامت به دور از هر گونه شرک و کفری انجام می شود. این مجموعه نظری و عملی ناظر به اندیشه و انگیزه ، انسان را چنان محکم و استوار می سازد که حقیقت ظهور صفتی و اسمی نام نیک حکیم الهی است.

پس می بایست گفت که نزول حقیقت محمدی و قرآن از خاستگاه اسم حکیم به معنای آن است که آن حضرت(ص) و قرآن وی چیزی جز حقیقت حکمت نیست که انسان می بایست فلسفه و سبک زندگی خویش را مطابق آن ساماندهی کند.

البته از آیات قرآنی به دست می آید کسی که در مدرس محمدی حضور می یابد و از ایشان درس می گیرد، افزون بر حکمت ، درس کرامت نیز می گیرد، زیرا قرآن از مقام «اکرم» نازل شده و درس کرامت می دهد،‌ چرا که پیامبر(ص) مصداق اتم و اکمل صفت کرامت الهی و انسان کریم به معنای اتم و اکمل آن است.(علق، آیات ۱ تا )

البته از نظر قرآن، پیامبران دیگر از جمله حضرت موسی(ع) نیز مصداق کریم است و درس کرامت می دهد، زیرا هدف از آموزه های وحیانی اسلام از جمله شریعت موسوی، دست یابی انسان به اخلاق کریمانه است. در این مکتب اخلاقی، کرامت حقیقی زمانی ظهور می یابد که هر کسی مسوولیت خویش را در  قبال دیگران به درستی انجام دهد و بندگان خدا را از اسارت و بردگی خلق به بندگی و عبودیت خالق برساند و آنان را از شرور ظالمین و فرعونیان نجات دهد.(دخان، آیات ۱۷ و ۱۸)

البته برخی گرفتار عزت و کرامت دروغین هستند، زیرا ممکن است که در مقامی از مقامات کرامت دنیوی باشند، ولی از آن سود نبرند،‌ مانند فرعونیان که از عزت و کرامت دنیوی برخوردار بودند و قدرت و ثروت ایشان برای رشد و کمال مورد استفاده قرار نگرفت.(دخان، آیات  ۲۶ تا ۳۱) این گونه است که مدعیان دروغین عزت و کرامت گرفتار عذاب خوار کننده دوزخ می شوند.(دخان، آیه ۴۹)

علت این که اینان گرفتار عزت  و کرامت دروغین شدند، دوری و اعراض آنان از حضور در درس کرامت و عزت حقیقی است که اسلام و شرایع آن بیان کرده است.

از نظر قرآن، هر کسی در قیامت معبوث و برانگیخته می شود که عقاید و اعمال او در دنیا به شخصیت او شکل و شاکله داده است. در حقیقت هر کسی آخرت خویش را می سازد و به طور کامل ظهور عقاید و اعمال خویش را در آخرت می بیند. از همین روست که از آن به توفی اعمال یاد شده است.(احقاف، آیه ۱۹) پس اگر کسی در دنیا ظهور حقایق امر الهی را می یابد،‌ در آخرت ظهور حقایق اعمال خویش می یابد که به طور کامل نسبت به او وفا می شود و تجلی و ظهوری اخروی می یابد. بنابراین کسی که در درس عزت و کرامت حقیقی اسلام و قرآن باشد، آن را در آخرت می یابد و کسی که گرفتار عزت و کرامت دروغین در سایه مخالفت با اسلام باشد، آن را می یابد. هر کسی در درجات اخروی بر پایه اعمال خویش قرار می گیرد.(همان)

خدا به انسان هشدار می دهد که گرفتار خسران و زیان از سرمایه وجودی نشوند،‌ زیرا حرکت بر خلاف اسلام و آموزه های آن به معنای از دست رفتن فرصت تکرار نشدنی عمر است، زیرا هر کسی از سوی خدا دارای نعمت های طیب از جمله اسلام و ایمان و قدرت و ثروت است که اگر به درستی آن را به کار نگیرد که اسلام بیان کرده ،‌ گرفتار خسران خواهد شد.(احقاف، آیه ۲۰)

از نظر قرآن کسانی که در برابر آیات تکوینی و تدوینی واکنش مثبت برخاسته از فطرت  وهدایت های فطری نشان دهد(طه، آیه ۵۰) می تواند به مومنان و درجات متعالی آن برسند، زیرا آیات تکوینی و تدوینی را می توان با بهره گیری از قوای شنوایی و بینایی و ادراکی و گرایشی شناخت. این گونه است که قوم طالب یقین که مقوم وجودی آنان یقین است با تعقل و اندیشه ورزی و تفکر در آن آیات تکوینی و تدوینی با قوامیت عقل و قیام مبتنی بر آن به مقومیت ایمان می رسند و به عنوان مومنان در جایگاه خلافت و ولایت الهی قرار می گیرند.(جاثیه، آیات ۲ تا ۴) این گونه است که بصایر و معجزات الهی در تکوین  و تدوین برای اهل مقوم به ایمان تاثیر مثبت به جا می گذارد(جاثیه، آیه ۲۰) و برای کافران این گونه نیست.(احقاف، آیه ۲۶)

قرآن نازل فرقان حکیم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، حقیقت محمدی و قرآن، از مقام امر الهی و علم الله نازل شده است. البته این تنزل در نخستین تجلی خویش همانند حالتی شبح گونه است که تا تجسم به عربیت می بایست تنزلات بسیاری را بیابد.

باید توجه داشت که عوالم در مقام دور دایره در مرتبه صعود و نزول دارند که در تقابل هم قرار دارد. همان مسیری نزول با مسیر صعود نوعی هماهنگی دارد. قرآن نازل با قرآن صاعد این گونه است، زیرا عالم تدوین مشابه عالم تکوین عمل می کند. پس اگر در صعود حالت دخان ایجاد می شود(دخان، آیات ۱۰ و ۱۱) که حالت گازی و مه آلود است و روز قیامت و برزخ نیز چنین حالتی دارد، در زمان نزول قرآن نیز چنین حالتی برای امر نزول تدوینی مطرح است. بنابراین، برای قرآن احوالاتی در تنزل است که از جمله آن ها می توان به جنبه دخانی آن اشاره کرد،‌ یعنی همان طوری که عالم تکوین در نزول خلقی خویش از امر الله، حالت دخانی را تجربه کرده است،‌ هم چنین عالم تدوین قرآن نیز چنین حالتی را در تنزل خلقی داشته است. از این روست که نوعی تشابه و متشابهات را می توان در آیات تکوین و تدوین یافت. این تشابه ریشه در همان محکمات امر الله دارد. از همین روست که می بایست متشابهات را به محکمات قرآن ارجاع داد که همان ام الکتاب است. این ارجاع تنها به دست محمد(ص) و حقیقت او شدنی است،‌ از این روست که مسوولیت بیان و تبیین و  تاویل قرآن به عهده پیامبر(ص) و نفوس ایشان از امامان راسخ در علم الله است.(آل عمران، آیه ۷)

از نظر آموزه های قرآنی، قرآن به عنوان کتاب جامع حقیقت محمدی عمل می کند و این بدان معناست که قرآن، با حقیقت محمدی می تواند به عنوان فرقان عمل کند و هر امری از جمله امر اسلام و ایمان را از باطل جدا کند و حق را نشان دهد.

البته باید توجه داشت که تقدیر امور که جدا کردن امور از یک دیگر و تجسم بخشی به هر امری است، تنها در سایه حقیقت وجودی پیامبر(ص) و نورانیت قرآن شدنی است. از این روست که حقیقت محمدی و نفوس معصومان (ع) به عنوان تقدیر کنندگان هستی در جایگاه فرقان قرار می گیرند و مقدرات هر کسی را مشخص می کنند.

امر الهی شامل همه هستی می شود،‌ زیرا امر الهی همان حقیقتی است که به عنوان اصل برای فروعات خلقی عمل می کند. پس از آن جایی که هر امر الهی، به شکل حکمیانه و محکم و  استوار در علم الله و حقیقت محمدی تجلی یافته است، به یک معنا همه مقدرات مخلوقات به دست آنان خواهد بود. این گونه است که در شب قدر که شب نزول حقیقت محمدی و قرآن است، شب تقدیر و  تفصیل و فرقان هر چیزی است که خدا در تنزلات خلقی رقم زده است.(دخان، آیات ۱ تا ۵)

تنزلات که حقیقت محمدی  و قرآن در عوالم دارد، همگی آنها در راستای تقدیر فرقانی و جدا سازی حق از باطل و در راستای تحقق بخشی به ظهورات هر چیزی به میزان مقدر و اندازه مشخص آنان است. این همه از رحمت الهی است که در قالب رسالت تکوینی و تدوینی انجام می شود،‌ چرا که خدا به عنوان پروردگار هستی در جایگاه ربوبیت خویش بر آن است تا هر امر و خلقی را به کمالات بایسته و شایسته ای برساند که مشیت و حکمت الهی مقتضی آن است. پس در هستی چیزی بر اساس لعب و بازی نیست، بلکه همگی بر اساس برنامه ربوبیت و پروردگاری خدا است.