نزول فرشتگان بر اهل استقامت

samamosآموزه های قرآنی بر این نکته تاکید دارد که فرشتگان از سوی خداوند برای مسائل و امور مختلف بر انسان های گوناگون وارد می شوند. از جمله می توان به دو فرشته همراه همیشگی آدمی اشاره کرد که به عنوان رقیب و عتید در حال مراقبت و نظارت و گزارش نویسی هستند. فرشتگانی که حافظ جان و روح آدمی هستند و فرشتگانی که هر روز نزول می کنند تا مسایل و مختلف آدمی را حل و فصل کنند و رزق و روزی را آورده و اخبار آسمان و زمین را منتقل نمایند.

این دسته از فرشتگان را می توان فرشتگان عمومی با ماموریت های عمومی دانست. اما فرشتگانی نیز بر انسان نازل می شوند که فرشتگان خاص با ماموریت های خاص می باشند. از جمله این فرشتگان می توان به فرشته وحی حضرت جبرئیل امین اشاره کرد. فرشتگان عذاب نیز از دیگر فرشتگان با ماموریت های خاص بر افراد و یا جوامع مشخص می باشند. در کنار این ها می توان به فرشتگان و روحی اشاره کرد که هر ساله در شب قدر از سوی خداوند به زمین می آیند و به نزد خلیفه کامل و حجت بالغ الهی رفته و سرنوشت و تقدیر هر موجودی را مشخص می کنند و گزارش می دهند. این مطلب را در سوره قدر و آیاتی دیگر چون آیات نخست سوره دخان تبیین کرده است.

یک دسته دیگر از فرشتگان خاص که برای ماموریت های خاص به سوی انسان های خاص نازل می شوند، فرشتگانی هستند که به سوی اهل استقامت می آیند. نویسنده در این مطلب بر انسان تا علل و انگیزه نزول این فرشتگان خاص را بر این افراد خاص با توجه به آیات و آموزه های قرآنی تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

فرشتگان، کارگزاران الهی و محمدی

هر چند که خداوند به همه هستی احاطه کامل دارد و ارتباط وجودی هر موجودی با خداوند ، ارتباط فقری است و همه هستی در حکم شانی از شئونات وی می باشند؛ و به تمثیلی هر چند دور همانند ارتباط شعاع خورشید به خورشید میان خداوند و موجودات می توان پیوند و ارتباط را تبیین کرد، با این همه خداوند هستی را دارالاسباب قرار داده و نظام احسن را به این شکل پدید آورده است تا هر چیزی بر اساس نظام و قانونی حرکت کند که میان آن ها ارتباط علی و معلولی و سبب و مسببی برقرار باشد. این گونه است که نظام احسن نظام ، علی و معلولی قرار داده شده است.

نتیجه چنین نظامی ، آن است که هرکسی و یا هر چیزی برای بهره مندی حتی از وجود نیازمند علل و اسباب طولی می باشند که از آن به مجاری فیض نیز یاد می شود.

بر اساس آیات و روایات بسیاری، صادر نخستین و اولین مخلوق و موجود حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) می باشد و ایشان چون در مقام قاب قوسین او ادنی(نجم آیه ۹) نشسته است به عنوان نخستین مجرای وجود وفیض الهی مطرح می باشد. این مطلب را بر اساس نظام نامه دایره وجودی نیز می توان تبیین کرد؛ زیرا خداوند ربوبیت خاص را از آن حضرت (ص) می داند و رب العالمین را در ارتباط با وی قرار می دهد. این رب العالمین که همان الله است در مقام تجلی کلی و جامع خویش تنها رب محمد (ص) است و از آن جایی که همه هستی در دایره بازگشت و سیر صعودی به حکم " انا لله و انا الیه راجعون " می بایست از طریق رب محمدی (ص) به سوی هویت ذات باز گردد، چنان که آیاتی چون " الی ربک الرجعی " و " الی ربک المنتهی " به صراحت بر این معنا دلالت دارد، می توان گفت که آغاز این سیر نیز از رب محمدی (ص) می باشد.

به سخن دیگر، همه موجودات به حکم دایره ، در دو حرکت نزولی و صعودی خویش می بایست از مجرای فیض ربوبیت محمدی حرکت کنند. بر این اساس اگر گفته می شود که " لولاک لما خلقت الافلاک" می تواند به معنای این نیز باشد که اگر خلقت نخست محمدی(ص) تحقق نمی یافت اصولا خلقت دیگری اتفاق نمی افتاد و دیگر موجودات آفریده نمی شدند؛ زیرا سبب خلقت دیگر هستی ، خلقت محمدی می باشد.

نکته ای که در آیه " انا لله و انا الیه راجعون " بر آن تاکید شده آن است که در دایره وجودی ، هر موجودی چون انسان از مقام ظهور و تجلی هویت راه وجود را آغاز کرده است؛ از این روست که آغاز دایره را الله معرفی می کند که مقام ظهور تمام اسمای الهی است ولی پایان این دایره به مقام ذات و هویت است که فراتر از مقام الله می باشد؛ از این روست که پایان دایره را " الیه " یعنی مقام ذات و هویت مشخص می سازد.

این بدان معناست که هر موجودی مخلوق الله ا ست و در مسیر شدن می بایست خود را عبدالله قرار دهد و تمامی اسمای الهی را در خود در این سیر کمالی تحقق و فعلیت بخشد ولی از آن جایی که نهایت سیر هر موجودی از جمله انسان بی نهایت است و به اصطلاح " حد یقف " برای آن متصور نیست، می توان گفت که به عنوان " عبده " از مجرای فیض کامل یعنی وجود حضرت ختمی مرتبت (ص) باز می گردد. این گونه است که حضرت محمد مصطفی (ص) همواره فراتر از عبدالله بوده است و ما در تمام نمازهای روزانه خویش به " عبده " شهادت می دهیم.

تفسیر این معنا در آیاتی که به سیر صعودی اشاره دارد، به شکل " ربک " بیان می شود؛ زیرا خطاب ضمیری افزون بر ظهور بیش تر از اسم ، می توان دلالت بر مقام " عبده " برای دیگران را نیز داشته باشد. به این معنا که هر کسی اگر استقامت ورزید و در مسیر شدن، عبدالله شد و با متاله شدن به این مقام دست یافت، می تواند در مسیر بازگشت در صراط محمدی (ص) که صراط امامان معصوم (ع) به حکم آیه مباهله و یگانگی نفسی و نوری میان پیامبر(ص) و معصومان (ع) است، به مقام " عبده " نیز دست یابد؛ زیرا پیامبر(ص) و معصومان (ع) دارای هدایتی ایصالی برای کسانی می باشند که در مقام عبدالله قرار گرفته اند.

البته ناگفته نماند که همه موجودات هستی چه کسانی که عبدالله و عبده را به اختیار در خود تحقق بخشیده و راه کمال هدایتی را به صراط محمدی طی کرده اند ، و چه دیگرانی که این راه را نپیموده اند، هم چنان که آغازشان با پیامبر(ص) به عنوان مخلوق اول و صادر نخست می باشد ، انجامشان نیز با ایشان می باشد و در مسیر بازگشت به عبده می بایست از این صراط و مجرا گذر کنند. با این تفاوت که در پس فردای قیامت و ظهور ثانوی کسانی که متاله شدن را به یاری محمدی(ص) تجربه کرده اند و به ایصال و دستگیر خاص ایشان ، عبده را در تحقق یافتند، در مقام کمالی خاص قرار می گیرند که از آن به بهشت و یا رضوان تعبیر می شود و دیگرانی که این گونه نبوده اند در مقام کمالی دیگری قرار می گیرند که از آن به دوزخ و فراق و بعد از آن یاد می شود.

به هر حال ، هستی در نظام احسن خویش نظامی بر پایه اسباب است. در این میان فرشتگان به عنوان کارگزاران الهی عمل می کنند . البته همان گونه که فیض نخست و صادر اول ، کارگزاری برتر و خاص است ، فرشتگان مقام قدس نیز از این ویژگی برتری برخوردار می باشند؛ ولی ناگفته نماند که همه فرشتگان تحت فرماندهی صادر نخست عمل می کنند؛ از این روست که حتی فرشتگانی چون جبرئیل مطیع و گوش به فرمان حضرت محمد(ص) می باشند.

این که در روایات و یا آیات از جبرئیل به عنوان فرشته وحی یاد می شود به معنا فرشته آموزشی آن حضرت (ص) نمی باشد، زیرا احاطه آن حضرت(ص) بر هستی بیش از جبرئیلی است که در مرحله پایین تر قرار دارد؛ بلکه به این معناست که جبرئیل ماموری از سوی خداوند و حضرت محمد(ص) است تا در هنگام نزول خلقی ایشان در مقام انسانیت ، ارتباط را با مقام قدس حفظ کند و برخی از ماموریت ها را به انجام رساند.

فرشتگان با توجه به ماموریت های خویش در مقام کارگزاری حرکت می کنند. به نظر می رسد که فرشتگان دارای مقام معلومی هستند که نمی توانند از آن تجاوز و یا تعدی کنند. به این معنا که هر یک برای کار در مقام و منزلتی ساخته و مامور شده اند و جز برای همان مقام و کار مشخص ، کاری را نمی توانند انجام دهند. از این روست که فرشتگان بسیاری در مقام رفت و آمد میان آسمان و زمین می باشند و گزارش ها و امر دنیا را منتقل می کنند. هر فرشته ای ماموریت خاص و مشخصی دارد که می بایست انجام دهد.

از جمله فرشتگان می توان به فرشتگانی اشاره کرد که بر اهل استقامت نازل می شوند و ماموریت خاصی دارند. این مطلب به صراحت در آیات ۳۰ و ۳۱ سوره فصلت و آیه ۱۳ سوره احقاف بیان شده است.

اهل استقامت چه کسانی هستند؟

اکنون این پرسش مطرح می باشد که اهل استقامت چه کسانی هستند و این فرشتگان خاص دارای چه ماموریت ویژه ای می باشند؟

استقامت که از واژه قوم به معنای استمرار و پایداری گرفته شده (اساس البلاغه ، زمخشری، ص ۵۳۸) در فارسی به معنای راستی، ایستادن ، راست شدن ، راست بایستادن (لغت نامه دهخدا ) می باشد ؛ ولی در کاربردهای قرآنی چنان که زبان شناس و فرهنگ شناس قرآنی به نام و مشهور، راغب اصفهانی بیان می کند به معنای قرار داشتن در راه راست بدون منحرف شدن از آن می باشد.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی ، ذیل واژه قوم)

آیات پیش گفته در تفسیر و تبیین مشخصات اهل استقامت می فرماید که آنان کسانی می باشند که به صراحت اعلام می کنند که پروردگارشان الله است و در این راه استقامت و پایداری می ورزند و تحت هیچ شرایط بیرونی و درونی کوتاه نمی آیند و از این باور و ایمان علنی شده خویش منحرف نمی شوند.

از آیاتی که به اهل استقامت اشاره می شود می توان دریافت که آنان چه خصوصیات و ویژگی های دیگری دارند. خداوند در بیان مصادیق اهل استقامت به کسانی چون حضرت ابراهیم (ع) اشاره می کند که در برابر بت پرستان در پای جان مقاومت می کند و حتی به درون آتش خشم ایشان می افتد ولی دست از پایداری نمی شوید و حرکت توحیدی خویش را با ثبات تر از پیش ادامه می دهد(ممتحنه آیه ۴ و مریم آیات ۴۲ تا ۴۸ و انبیاء آیات ۵۲ تا ۶۸)

از دیگر کسانی که به این مقام ستوده می شوند اصحاب کهف می باشند که داستان ایشان مشهور و معروف است. آنان نیز در اعتقاد خویش به توحید و علنی کردن رسمی آن باکی نداشته و همه فشارهای را در این راه تحمل کردند.(کهف آیات ۱۴ تا ۲۰) بی گمان جادوگران مومن به موسی (ع) که با اعلان توحید خویش به صلیب کشیده و چارمیخ شدند از دیگر مصادیق و اسوه استقامت می باشند که در آیاتی چون ۱۲۴ تا ۱۲۶ سوره اعراف و ۷۰ تا ۷۲ سوره طه و ۴۷ تا ۵۰ سوره شعراء و نیز ۱۳ تا ۱۹ سوره یس خداوند داستان استقامت و پایداری ایشان در مسیر توحید را گزارش می کند.

در آیات بسیاری دیگر از استقامت اصحاب شعیب(ع) و رسولان انطاکیه در انجام رسالت تبلیغی خویش(اعراف آیات ۸۸ و ۸۹ و یس آیات ۱۳ تا ۲۰) و استقامت پیامبران و عالمان ربانی سخن بسیار گفته شده است. با خوانش هر یک از این داستان می تواند علل و اسباب رسیدن ایشان به این مقامات عالی یعنی مقام اهل استقامت را دریافت.

از مهم ترین علل استقامت ایشان می توان به ایمان کامل ( آل عمران آیه ۱۳۹) توکل بر خدا و پایداری در برابر سختی ها و فشارهای جانکاه(آل عمران آیه ۱۲۳ و ۱۷۲ و ۱۷۳ و یونس آیه ۷۱)، امیدواری به خداوند و توجه و عنایت خاص وی (نساء آیه ۱۰۴) یادآوری خسارت ها و زیان هایی که بر دشمنان دین و ایمان از سوی خداوند در دنیا و آخرت وارد می شود(نساء آیه ۱۰۴ و بقره آیه ۲۱۴ و آل عمران آیه ۱۴۶) و بهره گیری از عواملی چون نماز شب و شب زنده داری و تجهد و قرائت قرآن (مزمل آیات ۱ تا ۱۰) اشاره کرد.

هنگامی که انسان این گونه در مسیر حق تعالی قرار گیرد و بکوشد تا با بهره گیری از همه اسباب و علل درونی و بیرونی ، خود را با عبادت به سوی خداوند بکشاند و متاله شود ، زمینه آن را برای خود فراهم می آورد تا از عنایت و تفضل خاص الهی نیز بهره مند گردد و فرشتگانی خاص بر وی نازل شوند و دراین راه به امداد غیبی الهی او را به سوی عبودیت محض سوق دهند.

ماموریت فرشتگان خاص

هدف از نزول این فرشتگان بر اهل استقامت آن است تا آنان را به آرامشی خاص در همین دنیا برساند که شباهتی بسیاری به آرامش ابدی و اخروی دارد. انسانی که اهل استقامت است فرشتگانی از سوی خداوند نازل می شوند تا آنان را نسبت به آینده امیدوار کنند و ترس و خوف نسبت به آینده را از دلهایشان بزدایند و نسبت به گذشته نیز غم و اندوه را بردارند. (فصلت آیه ۳۰ و احقاف آیه ۱۳)

این که خداوند در این آیات نخست بر زدودن خوف و سپس بر زدودن حزن تاکید می کند، به این دلیل است که بسیاری از انسان از آینده بیش از گذشته وحشت دارند؛ زیرا گذشته را از سر گذرانده اند و هر مشکل و سختی را به هر شکل و تقدیری تحمل کرده اند ولی ترس از آینده است که جان آدمی را می فشارد و آرامش را از وی سلب می کند. ازاین روست که خداوند نخست به آینده ای خوب و آرامش بخش بشارت می دهد و سپس آنان را نسبت به گذشته دلگرم می کند. این دلگرمی با زدودن همه آثاری است که کارهای گذشته با خود به همراه داشت. بنابراین اگر خطا و گناهی بود که آثار و کارکردهای طبیعی آن هنوز باقی است و دل را می آزارد با برداشتن آن دیگر غم و اندوهی در دل باقی نمی ماند.

این فرشتگان خاص ، امدادهای خاصی نیز برای اهل استقامت به همراه می آورند. به این معنا که در هر مشکل و سختی که قرار می گیرند از امدادهای این فرشتگان سود می برند و آنان در دنیا و آخرت همواره در کنار ایشان قرار دارند و به آنان کمک و امداد غیبی می کنند.(فصلت آیات ۳۰ و ۳۱)

خداوند در همین آیات پیش گفته یکی از ماموریت های خاص این فرشتگان را دریافت بشارت های خاص از خداوند و رساندن آن به گوش اهل استقامت می داند. بنابراین ، اهل استقامت هماره در طول زندگی خویش در دنیا و آخرت از بشارت های خاص و نعمت های ویژه و استثنایی الهی بهره می برند و این فرشتگان به طور دایم در حال رفت و آمد و بشارت دهی و نعمت بخشی می باشند.

امدادها و کمک های فرشتگان خاص به اهل استقامت موجب می شود تا آنان در مسیر کمالی خویش بر هر دشمنی درونی و بیرونی از انسان و جنیان پیروز شوند و شکست واقعی را تجربه نکنند. هر چند که در این مسیر به آزمونی دچار شکست های ظاهری شوند ولی در اصل با یاری و یاوری این فرشتگان هماره آنان پیروز واقعی هر جنگ و جهادی هستند.(بقره آیات ۲۴۹ و ۲۵۱ و آل عمران آیات ۱۴۶ و ۱۴۸ و ۱۵۲)

در حقیقت اهل استقامت به جلب محبت الهی نسبت به خود(آل عمران آیات ۱۴۶ و ۱۴۸ و صف آیه ۴) زمینه نزول فرشتگان و امدادهای غیبی آنان را فراهم می آورند و رستگاری را برای خود به ثبت می رسانند(انفال آیه ۴۵)

بنابراین می توان گفت که اهل استقامت از کسانی هستند که در مسیر کمال گام های بلندی را برداشته اند و خود را به جایی رسانده که تکیه گاه ایشان خداوند می باشد که با نیروها و کارگزاران خاص به کمک ایشان می آید. باشد با بهره گیری از اسوه های مطرح شده در قرآن و گام برداشتن در این مسیر ، خود را به اهل استقامت برسانیم و از ایشان شده و از امدادهای غیبی و فرشتگان مامور بر ایشان استفاده کنیم و آرامش اخروی را به شکلی در دنیا تجربه کنیم.