نجوا و مناجات در قرآن

samamos1بسم الله الرحمن الرحیم

نجوا در آیات قرآنی با توجه به روش و اهداف به دو گونه ارزشی و ضد ارزشی معرفی شده است. نجوا می تواند عبادت باشد یا عمل شیطانی. نویسنده در این مطلب با اقسام وانواع نجوا و مناجات در آموزه های قرآنی پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

مفهوم شناسی نجوا و مناجات

نجوی واژه عربی به معنای نزدیک واژه «همس» است که در فارسی به زمزمه، درگوشی، زیرگوشی و رازگویی و مانند آن ترجمه شده است. انسان وقتی راز و سری را آهسته بیان می کند آن را نجوا می گویند. البته مناجات با خود به معنای با خود حدیث نفس کردن و زمزمه کردن است.

نجوی در زبان فارسی با الف یعنی نجوا نوشته می شود. مناجات وقتی به کار می رود که انسان با دیگری نجوا می کند. از همین روست که از دعا و نیایش به مناجات تعبیر می شود. البته این بدان معنا خواهد بود که در هنگام دعا و نیایش، تنها یک نیایشگر سخن نمی گوید بلکه این امر به شکل حوار و گفت و گوی دو طرفه میان بنده و خدا صورت می گیرد.

البته واژه منادات نیز در تعبیر از دعا و نیایش به کار رفته است. تفاوت منادات با مناجات در این است که هنگام منادات بنده احساس دوری از خدا می کند؛ از همین رو، خداوند را ندا می دهد که بیانگر دوری نیایشگر از خداست. هنگامی که شخص احساس کرد که حالی به دست آورده و خود را نزدیک خدا احساس می کند، دیگر از منادات بیرون آمده و به مناجات می پردازد. از همین روست که پس از گفتن عبارتی همانند «یارب» ، «یا الهی» ادات و ابزار ندا و منادات را حذف کرده و در مناجات می گوید: «رب»، «الهی» که بیانگر قرب و نزدیک است.

البته باید توجه داشت که خداوند هماره از خودمان به خودمان نزدیک تر است(حدید، آیه ۴؛ ق، آیه ۱۶) به طوری که خداوند حایل میان مرد و قلبش است.(انفال، آیه ۲۴) پس اگر ما بعید و دور هستیم، خداوند به ما نزدیک و قریب است؛ چنین امری در امور معنوی امکان پذیر است؛ یعنی اگر در اضافه مادی فاصله دو چیز یکسان است، ولی در امور معنوی و اضافه اشراقی می توان فرض کرد که یک طرف دور و آن دیگری نزدیک است.

نجوا و مناجات در اصطلاح کلامی

پس نجوا و مناجات، به معنای زمزمه کردن و درگوشی گفتن به قصد رازگویی است. در اصطلاح کلامی، نجوا و مناجات به معنای رازگویی با خداوند و زمزمه عاشقانه با اوست.

در آیات و روایات، نجوا کردن با خداوند یکی از زیباترین جلوه دعا ونیایش است؛ به این معنا که نیایش و دعا نمایانگر عبودیت کامل بنده است که رازها و نیازهای خویش را تنها با معبود خویش در میان می گذارد و او را پروردگار خود دانسته و هر خرد و بزرگی را از او می خواهد. رازها و اسرار خویش را با خداوند در میان می گذارد و با خدایش معاشقه دارد.

ابن خالویه از امیرمومنان علی(ع) این مناجات را نقل می کند که در ماه شعبان داشته است: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ مُسْتَکِینا لَکَ مُتَضَرِّعا إِلَیْکَ رَاجِیا لِمَا لَدَیْکَ ثَوَابِی وَ تَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَ تَخْبُرُ حَاجَتِی وَ تَعْرِفُ ضَمِیرِی وَ لا یَخْفَى عَلَیْکَ أَمْرُ مُنْقَلَبِی وَ مَثْوَایَ وَ مَا أُرِیدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِی وَ أَتَفَوَّهَ بِهِ مِنْ طَلِبَتِی وَ أَرْجُوهُ لِعَاقِبَتِی وَ قَدْ جَرَتْ مَقَادِیرُکَ عَلَیَّ یَا سَیِّدِی فِیمَا یَکُونُ مِنِّی إِلَى آخِرِ عُمْرِی مِنْ سَرِیرَتِی وَ عَلانِیَتِی وَ بِیَدِکَ لا بِیَدِ غَیْرِکَ زِیَادَتِی وَ نَقْصِی وَ نَفْعِی وَ ضَرِّی إِلَهِی إِنْ حَرَمْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَرْزُقُنِی وَ إِنْ خَذَلْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُنِی؛ خدایا!بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و شنواى دعایم باش آنگاه که مى‏خوانمت،و صدایم را بشنو گاهى که دور صدایت می کنم و ندا در می دهم، و به من توجّه کن هنگامى‏که با تو مناجات مى‏نمایم،همانا به سوى تو گریختم،و در حال درماندگى و زارى در برابرت ایستادم، پاداشى را که نزد توست امیدوارم،آنچه را که در درون دارم مى‏دانى،بر حاجتم خبر دارى، نهانم را مى‏شناسى،کار بازگشت به آخرت و خانه ابدى‏ام بر تو پوشیده نیست،و آنچه که مى‏خخواهم به زبان‏ آرم،و خواهش خویش را بازگو کنم و هم آنچه را که براى عاقبتم امید دارم،بر تو پنهان نیست،همانا آنچه تقدیر نموده‏اى بر من‏ اى آقاى من در آنچه که تا پایان عمر بر من فرود مى‏آید از نهان و آشکارم جارى شده است،و تنها به دست توست نه به دست‏ غیر تو فزونى و کاستى‏ام و سود و زیانم،خدایا!اگر محرومم کنى پس کیست آن‏که به من روزى دهد؟و اگر خوارم‏سازى پس‏ کیست آن‏که به من یارى رساند.

آن گاه امام(ع) در ادامه می فرماید: إِلَهِی هَبْ لِی کَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَیْکَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْکَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَهِ وَ تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَهً بِعِزِّ قُدْسِکَ إِلَهِی وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ نَادَیْتَهُ فَأَجَابَکَ وَ لاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِکَ فَنَاجَیْتَهُ سِرّا وَ عَمِلَ لَکَ جَهْرا؛ خداى کمال جدایى از مخلوقات را،براى رسین کامل به خودت به من ارزانى کن،و دیدگان دلهایمان را به پرتو نگاه به سوى خویش روشن کن،تا دیدگان دل پرده‏هاى‏ نور را دریده و به سرچشمه عظمت دست یابد،و جانهایمان آویخته به شگوه قدست‏ گردد،خدایا مرا از کسانى قرار ده که آوازشان دادى،پس پاسخت دادند،به آنها توجه فرمودى،پس در برابر بزرگى‏ات مدهوش شدند،و با آنان راز پنهان گفتى و آنان آشکارا براى تو کار کردند.(مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، مناجات شعبانیه)

در این جا به خوبی تفاوت منادات و مناجات معلوم است؛ چرا که در آغاز آن حضرت(ع) از منادات سخن به میان می آورد و وقتی این ارتباط و نزدیکی افزایش و قوی تر شد، به جای منادات سخن از مناجات و راز گویی در گوشی با خداوند است.

نجوا در اصطلاح اخلاق اجتماعی

اما در اصطلاح اخلاق به ویژه اخلاق اجتماعی، نجوا کردن به معنای درگوشی سخن گفتن در جمع است. چنین عملی در علم اخلاق اجتماعی، عملی نادرست و زشت است و به عنوان نابهنجاری اجتماعی تقبیح شده و مذموم دانسته شده است.

احکام نجوا کردن

در آیات قرآنی از نجوا و مناجات سخن به میان آمده است. چنان که بیان شد در تحلیل قرآنی نجوا و مناجات بر گونه است: ۱. نجوا و مناجات کلامی که در حوزه اخلاق فردی تعریف و تبیین می شود؛ زیرا این گونه از نجواها همان مناجات با خداست که جزوی از عبادات و نیایش با خداوندگار است؛ ۲. نجوای اخلاقی که در حوزه عملل اجتماعی تعریف می شود.

الف: مناجات با خدا؛ برترین عبادات

نجوا کردن و مناجات نمودن با خدا در آیات قرآنی و روایات اسلامی به عنوان امری پسندیده و خلق و خوی خوب و نیکو مورد تمجید و تایید قرار گرفته است؛ زیرا مناجات به معنا زمزمه با خدا بیانگر ارتباط نزدیک انسان با خداست . انسان با مناجات و زمزمه های خویش همواره نه تنها ارتباط خود را با خدا را حفظ می کند و ذکر و یادکرد خدا را در عمل مصداقی عینی می بخشد، بلکه فراتر از آن خود را چنان به خدا نزدیک می یابد که می خواهد درگوشی رازگویی داشته باشد و با خداوند زمزمه های عاشقانه داشته باشد؛ چنان که حضرت موسی(ع) در مناجات با خداوند چنان نزدیک می شود که خداوند از او درباره عصای او می پرسد و او عاشقانه با اطناب در کلام و پرهیز از ایجاز در سخن می کوشد تا با محبوب خویش بیش تر سخن گوید و با او مقدار بیش تری بنیشند و معاشقه کند.(طه، آیات ۱۷ و ۱۸) از همین روست که مناجات با خدا از صفات مومنان دانسته شده است. مومن با مناجات خویش، خدا را به عنوان هم صبحت و یار خویش می پذیرد و نیازها و خواهش های خویش را به او می گوید . زمزمه های عاشقانه ای که میان بنده و خدا در سحرگاهان و شبانگاهان انجام می شود از بهترین گلواژه هایی است که میان دو شخص رد و بدل می شود. در این حالت است که انسان خود را چنان که هست به خدا عرضه می دارد و عاشقانه از وی می خواهد که در کنار وی بوده و او را یاری رساند. در حقیقت مناجات اوج تمنای انسان عاشق است که حتی نیازهای روحی خویش را به خدا عرضه می دارد. مناجات در اشکال مختلف انجام می شود از این رو می تواند دعا و یا تنها راز و نیاز باشد و یا تنها به تعریف خدا و یا ذکر او بسنده شود و یا به بیان حالات و رفتار و کردار خویش اکتفا نماید.

اهل مناجات با خدا، نه تنها این گونه با مناجات خویش از تکبر و استکبار می گریزد، چرا که نیایش و دعا به درگاه خداوند از مهم ترین نشانه های گریز از استکبار و اوج بندگی است(غافر، آیه ۶۰)، بلکه بهترین جلوه های عبادت و زیباترین آن ها را به نمایش می گذارد؛ از همین روست که مناجات از بهترین عبادات خالصانه با خداوند است؛ زیرا در این حالت هیچ ریا و ناخالصی و تکبر و زشتی و بدی در رفتار بنده دیده نمی شود.

ب) نجوای اجتماعی بین خوب و بد

در آیات قرآنی نجوا ، زمزمه و در گوشی سخن گفتن به جز در دعوت به خیر و خوبی جایز و روا دانسته نشده است.(مجادله، آیه ۹) نجوا دو شخص یا چند شخص در مساله ای در هنگام حضور در جمع و جمعیت می تواند امری جایز باشد؛ اما بهتر آن است که ترک شود؛ زیرا جواز به معنای وجوب و استحباب نیست.

به نظر می رسد که اصل در نجوای اجتماعی ترک آن باشد؛ زیرا بیش تر نجواکردن های اجتماعی، دست کم موجب ایجاد شک و تردید و ظن در اطرافیان می شود؛ و هر چند که به مومنان هشدار داده شده که از ظن و گمان در حق دیگران اجتناب ورزند؛ زیرا بسیاری از ظنون از مصادیق گناه است(حجرات، آیه ۱۲)، ولی باید توجه داشت که درگوشی و نجوا کردن به طور طبیعی، موجب ظن در دیگران می شود که نکند درباره چیزی سخن می گویند که در ارتباط با آنان است و یا در حال غیبت کردن و تهمت و افترا و بهتان زدن هستند؛ وگرنه چرا نباید بلند و آشکارا سخن بگویند و درگوشی در حال پچ پچ کردن باشند؟

از نظر اسلام انسان می بایست از مواضع تهمت دوری ورزد؛ یعنی اگر احتمال می دهد که این درگوشی موجب ظن و گمان بد درباره آنان می شود و آنان را در معرض غیبت کردن و تهمت زدن نشان می دهد، باید از آن کار پرهیز کنند.

در آیات قرآنی بیش تر نجواها و نجواکردن مردمان در حوزه عمل اجتماعی، یک رفتار نابهنجار اجتماعی است؛ زیرا نجوا در تحلیل قرآنی در بیشتری موارد آن، به اموری چون غیبت و تهمت و مانند آن بر می گردد و می توان گفت که نجواهای اجتماعی در بیش تر موارد آن در حوزه نابهنجاری های اجتماعی قرار داد. در حقیقت کسانی که به نجوا و زمزمه و در گوشی مشغول می شوند از آن رو که این کار در میان جمع و فراتر از زمزمه کنندگان انجام می شود ، آثار نابهنجار و زشت و زننده ای از خود به جا می گذارد. نجوا کنندگان به جهاتی به بیان برخی از مسایل و مباحث می پردازند که نمی خواهند دیگران از آن آگاه شوند. اگر این عمل نجوا کردن در بیرون از اجتماع و جمعیت موجود باشد، یعنی دو نفر در گوشه ای به دور از دید و نظر دیگران مشغول سخن گفتن باشند، هیچ مشکلی حاد و مهم ایجاد نمی کند حتی اگر به بیان حالات و رفتار دیگران مربوط و یا مرتبط باشد؛ چرا که این عمل آنان در نهایت شکلی از اشکال غیبت است که آثار و تبعات آن کم تر و محدودتر است. اما از آن جایی که نجوا در کاربردهایی آن در قرآن به معنایی گرفته شده است که شخص و یا اشخاص دیگری حضور دارند و با این همه دو نفر به زمزمه و درگوشی کردن می پردازند، آثار زشت و زننده ای به جا می گذارد که بسیار وسیع تر، عمیق تر و زشت تر است.

شخصی که ناظر به نجوا دو نفر است، در حالت روحی و روانی خاصی قرار می گیرد و خود را نامحرم و بیگانه از آن جمع می یابد . از سوی دیگر سوء ظن و گمان های بد و زشت را در وی تقویت می کند که این دو شخص یا غیبت می کنند و یا تهمت می زنند و یا آن که در حال توطئه هستند وگرنه لزومی نداشت که این گونه رفتار کنند.

به هر حال نجوا کردن در میان جمع به عنوان نابهنجاری اجتماعی مطرح و از آن بازداشته شده است. قرآن توضیح می دهد که انسان ها در این حالت می بایست توجه داشته باشند که خداوند در این نجواها حضور دارد، پس افراد نباید به رفتار زشت و گفتار نابهنجار و ناپسند اقدام کنند. اگر نجواکنان به هر تعداد و شماری باشند، در گوشی کردن و پچ پچ کردن امری نیست که خداوند از آن غافل باشد و به محتوای آن آگاه نگردد؛ چرا که خداوند نه تنها از رگ کردن به ایشان نزدیک تر است، بلکه حتی دو فرشته رقیب و عتید از راست و چپ ایشان نشسته و هر آن چه را به زبان و گفتار می آورند می نگارند.(ق آیات ۱۶ تا ۱۸)

از آن جایی که بیشتری نجواها در میان مردمان بیرون از حدود و قوانین الهی است، خداوند به این مساله هشدار می دهد و می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید هنگامی که با یک دیگر نجوا می کنید از روی آوردن به گناه و تجاوز به حقوق مردم و سرپیچی از فرمان ها و دستورهای پیامبر خدا سخن مگویید بلکه در نجواهایتان از گرایش به کارهای پسندیده و رعایت تقوا سخن بگویید و از خدا که به سوی او محشور می شوید پروا بدارید.(مجادله آیه ۹)

بنابراین برخی از نجوا کردن ها و صحبتهاى در گوشى، از جمله اعمالى است که ترک آن در مجالس، مورد نظر اسلام است. امام صادق (ع) مى‏فرماید: هر گاه سه نفر با هم، هم صحبتند، دو نفر از آنها سربه گوش و درگوشی با هم صحبت نکنند؛ زیرا مایه آزار رفیق سوم ایشان است.( کافى، ج ۴، ص ۴۸۱)

ملاک و معیار نهى امام صادق(ع) در این روایت از نجوا کردن در اجتماع سه نفره، آزردگى طرف سوم است؛ چون مایه سوء تفاهم او مى‏گردد و باصطلاح نفر سوم خیال مى‏کند راجع به او صحبت مى‏کنند. به همین دلیل عدد ۳ در روایت اگر چه در حکم، نقش دارد، ولى مى‏توان گفت در مجالس هر گاه چنین توهمى وجود داشته باشد، نجوا مورد نهى قرارمى‏گیرد و ترک آن ضرورى است.

نجوای اجتماعی، عمل و توطئه شیطانی

خداوند به صراحت نجواکردنی که در جامعه و اجتماع انجام می شود و هدف آن خیرخواهی نیست نه تنها جایز نمی شمارد بلکه آن را عملی شیطانی معرفی می کند. اصولا افراد در جامعه وقتی نجوا می کنند، یا در حوزه رفتارهای فردی دیگران است یا در حوزه نظام اجتماعی است.

به سخن دیگر، نجواهای اجتماعی می توان به دو قسم دسته بندی شود: ۱. نجواهای اجتماعی با کارکردی فردی؛ ۲. نجواهای اجتماعی با کارکردی اجتماعی.

قسم نخست همان است که تاکنون از آن سخن به میان آمده است؛ اما قسم دوم نیز به دو گونه دسته بندی می شود: ۱. نجواهای اجتماعی با کارکرد اجتماعی – فردی ؛ نجواهای اجتماعی با کارکرد اجتماعی – سیاسی.

با توجه به کارکردهای نجوا در جامعه می توان به این نکته اشاره کرد که گروهی از بیماردلان و مخالفان دولت اسلامی با ایجاد پایگاه هایی می کوشند تا انجمن سری و زیر زمینی تشکیل دهند. در این انجمن ها و محافل زیر زمینی به توطئه می پردازند. از این رو می توان گفت که در کاربرد قرآن از واژه نجوا می توان به کارکردهای سیاسی آن توجه داد. به این معنا که نجوا در کاربردهای قرآنی به معنای محافل و انجمن های سری است که دشمنان و مخالفان دین و حکومت اسلامی با حضور در آن به بیان مطالبی سری می پردازند و می کوشند تا رفتارهای ضد قانونی و ضد حقوق بشری و ضد مردمی خویش را تنظیم کنند. آنان در این انجمن ها و محافل به تبادل اطلاعات می پردازند و رفتار و کردارهای خویش را برنامه ریزی و هماهنگ می کنند تا بتوانند به راه های مختلف ضد مردم و دولت ضربه وارد سازند.

قرآن در آیه ۱۰ سوره مجادله به این انجمن های سری نجواکنندگان اشاره کرده و می فرماید: جز این نیست که نجوای منافقان وبیماردلان برخاسته از وسوسه های شیطان است. او آنان را به نجوا وا می دارد تا کسانی را که ایمان آورده اند اندوهگین کند و افکارشان را به گمان این که حادثه ناگواری رخ داده است ، مضطرب و پریشان سازد. ولی مومنان بدانند که کارها به دست خداست و شیطان و دسیسه های او زیانی به آنان نمی رساند مگر آن که خدا رخصت تاثیر گذاری را دهد . پس مومنان باید تنها بر خدا توکل کنند.

قرآن به این نکته نیز اشاره می کند که آنان پیش از این در جامعه حضور داشته و در همان حال به نجوا و توطئه مشغول بوده اند و زمانی که از این کار باز داشته و نهی شدند به محافل مخفی و زیرزمینی پناه برده و در آن جا به ادامه توطئه گری خویش مشغول شدند.

خداوند می فرماید: آیا به کسانی که ننگریسته ای که از نجوا کردن باز داشته شده اند ولی هنوز از این کار باز نایستاده اند و پیوسته به آن چه از آن نهی شده اند باز می گردند؟ آنان درباره گناه و تجاوز به حقوق مردم و سرپیچی از فرمان های پیامبر ( که شامل فرمان های حکومتی نیز می شد) با یک دیگر نجوا و گفت و گو می کنند و هنگامی که نزد تو می آیند با چیزی بر تو سلام می کنند که خدا با آن بر تو سلام نکرده است و در آن حال با خود می گویند: اگر او پیامبری بر حق است چرا خدا ما را به سبب آن چه به او می گوییم و این گونه اهانتش کرده و بازی اش می دهیم ما را عذاب نمی کند؟ (مجادله ایه ۸)

در این آیه به خوبی توضیح داده شده است که اهل محفل های زیر زمینی رفتاری منافقانه دارند. مبنای رفتار آنان بر این نهاده شده است که گناه کنند و به حقوق مردم تجاوز کرده و از فرمان های پیامبر و رهبر جامعه سرپیچی می کنند. شگفت آن که هم ایشان خود را به گونه ای به مردم معرفی می کنند و یا با رهبر جامعه برخورد می کنند که حتی از مومنان بلکه از خدا به رهبر و مردم نزدیک تر احساس می شود. آنان خود را دلسوز تر به مردم و علاقه مند تر از خدا به رهبر معرفی می کنند و از این روست که در هنگام دیدار رهبر جامعه از چاپلوسی چیزی فرو گذار نمی کنند. به گونه ای که خدا این پرسش را مطرح می کند که این ها چگونه رهبر را به صفات یا نام هایی می خوانند که حتی خدا که به رهبر جامعه مهربان و دلسوز تر است این گونه وی را نمی ستاید.(همان )

آنان در انجمن ها و محافل سری خویش و در نجواکده های خویش مومنان و مردم را سرزنش و تمسخر می کنند و می گویند که ما مردم را به بازی گرفته ایم (بقره آیه ۱۴) و در جامعه که وارد می شوند و می خواهند خود را از همه پیشتاز تر در امر دین و دنیا مردم معرفی کنند می گویند که ما برای انجام اصلاحات آمده ایم و می خواهیم نابسامانی های جامعه را برطرف سازیم و فساد و تباهی را از میان برداریم .(بقره آیه ۱۱)

این ها نمونه هایی است که قرآن در تحلیل اهل نجوا و محافل زیر زمینی می گوید و به مردم هشدار می دهد که فریب نیرنگ ایشان را نخورند و در دام رنگ های شیطانی ایشان نیافتند.

شگفت این که برای توجیه رفتار ضد اجتماعی خویش و برگزاری محفل های زیر زمینی پیشنهاد می دهند که این امری خوب و پسندیده است و پیامبر به عنوان رهبر اجتماع نیز می بایست با برخی از دوستان و صاحب نظران چنین محفلی داشته باشند. این گونه است که خداوند برای رسوایی ایشان پیشنهاد را می پذیرد و برگزاری این گونه محافل را مشروط به پرداخت سرانه ای برای هر نجوا و دیداری محفلی به دولت اسلامی قرار می دهد. با این همه ، هیچ کس حاضر نمی شود تا در این محفل شرکت کند و تنها امیرمومنان علی (ع) با پرداخت درهمی با این محفل نورانی نبوی راه می یابد.

منافقان که از این حیله نتوانسته بودند به مقصد خود برسند و محافل خویش را توجیه کنند با تحریم محفل رسول و رهبر جامعه خواستند تا از این دامی که خود نهاده بودند رهایی یابند. دست ایشان رو می شود و این گونه است که محفل پیامبر نیز تعطیلی می شود.(مجادله آیات ۱۲ و ۱۳)

هدف پیامبر از اجرای طرح محفل آن بوده است که ایشان را به رفتار های پسندیده دعوت کنند و آنان را به حزب الله و امت واحد اسلام نزدیک سازد. اما اهل محفل ها وقتی دیدند که این گونه رفتار می تواند اهداف آنان را زیر سوال برد از پذیرش آن سرباز زدند.

قرآن برقراری هر گونه محفل و نجواگری را مشروط به دعوت یک دیگر به تقوا و عمل به اعمال صالح می کند و پس از آن که با واکنشی منفی منافقان و اهل ریا مواجه می شود دستور می دهد که به جای ایجاد محفل بهتر است که به میان مردم رفته و رفتار های خویش را اجتماعی کنند و با مردمان به اقامه نماز و پرداخت زکات بپردازند و از ایجاد محفل خود داری ورزند. بهترین کار آن است که اطاعت از فرمان خدا و پیامبر کنند.(همان ایه ۱۳)

تاکید خداوند در این آیه بر اطاعت از خدا و پیامبر که بیشتر در حوزه امور اجتماعی است خود بیانگر این مفهوم است که اهل محافل و نجوا کسانی نبوده اند که بخواهند در محدوده قانون و فرمان های دولتی عمل کنند و در حقیقت با ایجاد محفل نجوای در جست و جوی راهکارهایی برای فرار از قانون بوده اند. از این روست که قرآن آنان را به خشم و غضب خود حوالت می دهد و تهدید می کنند که رفتار های محفلی شما جز عذاب دنیا و آخرت چیزی به همراه نخواهد داشت .( همان آیه ۱۴ .و ۱۵)

به هر حال نجواگری در فرهنگ قرآنی به معنای محافل زیر زمینی نیز آمده است که برای توطئه گری و ایجاد آشوب و تعدی و تجاوز به حقوق مردمان ایجاد می شود و گرنه اگر اهل ایمان هستند به میان مردم می آمدند و همانند آنان به آشکار نماز می خواندند و زکات می دادند و از قوانین پیروی و اطاعت می کردند و نسبت به فرمان های رهبری سرپیچی نمی کردند.

حالات استنثایی نجوای اجتماعی – فردی

چنان که گفته شد، نجوای اجتماعی گاهی کارکردی اجتماعی و فردی دارد. در این حالات تنها سه مورد است که در آیات قرآنی استثنا شده و جایز دانسته شده که نجواهایی صورت گیرد و حتی محافلی برای این مقاصد تشکیل شود و به رایزنی سری و مخفی درباره آن پرداخته شود. به این معنا که گاه برای حل و فصل امور اجتماعی – فردی لازم است تا اجتماعات مخفی وسری تشکیل شود تا در یک محفل مخفی و دوستانه مشکلات و معضلات فردی یا میان دو فرد واکاویی و تحلیل و حل و فصل شود.

خداوند در آیه ۱۱۴ سوره نساء می فرماید: لا خَیْرَ فی‏ کَثیرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَهٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَیْنَ النَّاسِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتیهِ أَجْراً عَظیماً؛ در بیشتر سخنانی که مردم آهسته در گوش هم نجوا می کنند خیر و فایده ای نیست مگر آنکه کسی آهسته به انفاق و صدقه ای بخواند و یا انجام کار نیکویی را آهسته در گوشی نجوا کند یا به اصلاح و رفع کدورت بین مردم بکوشد. و آن کس که به خاطر رضای خدا چنین کارهایی کند ما به زودی پاداش عظیمی به او کرامت خواهیم کرد.

پس سه چیزی که استنثا شده عبارتند از: ۱ امر به صدقه؛ ۲. امر به معروف؛ ۳ . اصلاح میان افراد جامعه. به این معنا که اگر میان دو نفر مانند همسران یا دیگر افراد جامعه مانند قبایل اختلافی شد می توان برای اصلاح آن ها محافل نجوا راه اندازی کرده و مخفیانه و سری به حل و فصل امور پرداخت.

به هر حال، انسان می بایست هوشیار باشند که از نجوا کردن در جمع و جمعیت پرهیز کنند و رفتاری نداشته باشند که موجب آزار دیگران است چه رسد که سخنی که موجب آزار دیگران باشند چون غیبت و تهمت بر زبان جاری سازند.

به سخن دیگر، نجوا کردن در جمعیت به عنوان یک رفتار نابهنجار معرفی می شود مگر آن که حالات استنثایی داشته باشد که بیان شد؛ چرا که خود این عمل و رفتار زشت و نابهنجار است حتی اگر سخنی که به میان می آید سخنان معمولی باشد؛ ولی بهتر است که در جمع و حضور دیگران نجوا کردن را کنار بگذاریم و سخنان معمولی را درگوشی بیان نکنیم؛ زیرا این رفتار خودش زشت و زننده است. اما اگر افزون بر این رفتار زشت بخواهیم سخنان نامعمول و تهمت و غیبت و توطئه داشته باشیم که مجازات و مشکل آن دو چندان خواهد بود.

در قرآن کریم در سوره مجادله آیه های ۷ تا ۱۰ چنین آمده است: آیا نمی دانی که خداوند از آنچه در آسمانها و زمین است خبر دارد؟ هیچ گاه سه نفر با هم نجوا نمی کنند مگر اینکه خداوند چهارمین آنهاست، و هیچ گاه پنج نفر با هم نجوا نمی کنند مگر آنکه خداوند ششمین آنهاست، و هر تعداد که باشند، او همراه آنهاست.

در روز قیامت نیز آنها را از اعمال‌شان آگاه می سازد، چرا که خداوند به هر چیزی داناست. آیا ندیدی کسانی را که از نجوا (سخنان در گوشی) نهی شده‌اند، دوباره به آن روی می‌آورند و برای گناه و تعدی و نافرمانی رسول خدا به نجوا می‌پردازند؟

آنان هنگامی که نزد تو می آیند تو را چنان تحیّتی (و خوشامدی) می‌گویند که خدا به تو نگفته است، اما در دل می‌گویند: چرا خداوند ما را به خاطر گفته‌هایمان عذاب نمی‌کند؟

اما جهنم برای آنان کافی است. آنان وارد جهنم خواهند شد و چه بدعاقبتی در انتظارشان است. ای کسانی که ایمان آورده اید! برای گناه و تعدی و نافرمانی رسول خدا نجوا نکنید؛ بلکه در کار نیک و تقوا نجوا کنید وازخدایی که همگی نزد او جمع خواهند شد بپرهیزید. نجوا تنها از سوی شیطان است. او می خواهد مومنان را غمگین کند ولی نمی‌تواند ضرری به آنها برساند جز به فرمان خدا. پس مؤمنان تنها بر خدا توکل کنند.»( تفسیر القمی ، ص۲۹)