ناتوانی نظام اقتصادی ربوی از نظر قرآن

قرآن برای نظام اقتصادی ربوی آثار زیانباری را بر شمرده است که از جمله مهم ترین آن ها ناتوانی آن در ایجاد تعادل و اعتدال است؛ بنابراین اقتصادی که ستون اصلی و ستون فقرات جامعه را تشکیل می دهد، خود فاقد اصل ایستادگی و قیام است و به طور طبیعی نمی تواند جامعه را سرپا نگه دارد. نویسنده با مراجعه به آموزه های وحیانی اسلام بر آن است تا این مطلب را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

قلب بیمار اقتصاد ربوی

اقتصاد ربوی یک اقتصاد بیماری است که قلب آن سیاه و آلوده و ناتوان است؛ زیرا اقتصاد ربوی همانند زالوی است که خون را از رگ های جامعه می مکد بی آن که چیزی به دارایی و داشته هایی آن بیافزاید.

بدترین حالت برای یک جامعه، اقتصاد بیمار است؛ زیرا اقتصاد بر اساس آیه ۵ سوره نساء ستون فقرات جامعه و ستون اصلی چادری است که بر سر جامعه بر پا می شود تا آسایش و آرامش را با خود به ارمغان آورد. پس اگر این ستون به موریانه ها آلوده باشد به زودی زود فرو می پاشد و بر زمین می افتد و به دنبال آن چادر امنیت و آرامش و آسایش و رفاه از سر جامعه برداشته شده و مردم به فقر و فلاکت و تباهی می افتند و یا در جوامع دیگر بشری سرگردان می شوند تا در جایی دیگر امنیت و آرامش و آسایش را بیابند.

بدترین حالتی که برای یک نظام اقتصادی می توان تصور کرد، نظامی است که همه ساختارهای اساسی و اصلی آن را اقتصاد ربوی در بر گرفته باشد. در جوامع ابتدایی به سبب سادگی روابط اقتصادی و تعاملات تجاری ، این بیماری بیش تر شخصی است ، ولی با پیچیده تر شدن جوامع بشری و نظام یابی آن، این بیماری به شکل نظام یافته در آمده و می تواند در همه افراد و ابعاد و اجزای جامعه نفوذ کرده و همه فعالیت های اقتصادی را بیمار نماید.

امروز نظام بانکی به عنوان مهم ترین سامانه ای که مسئولیت ارتباط و پیوند میان افراد جامعه و فعالیت های اقتصادی آنان به عهده گرفته ، همان اندازه که می تواند برای پیشرفت اقتصادی و رشد و شکوفایی آن کارآمد و سازنده و مفید باشد، به همان اندازه می تواند مخرب و زیانبار باشد.

نظام بانکی در جوامع بشری در حکم نظام گردش خون عمل می کند. اگر اقتصاد، قلب جامعه نباشد، اما ستون اصلی آن شکل می دهد. به نظر می رسد که در برخی از مسائل و امور می توان از اقتصاد به عنوان قلب فعالیت ها یاد کرد. این قلب با مجموعه شریان ها و رگ ها مسئولیت فعالیت های تولیدی و نیز انتقال و جا به جایی را دارا است. اگر قلب و شریان های آن به خوبی و سلامت فعالیت کند، جامعه نیز به رشد و شکوفایی و کمال خود ادامه می دهد؛ اما اگر این موتور محرکه جامعه و مجموعه شریان های ارتباطی و انتقالی به هر دلیلی بیمار شود، به طور طبیعی، جامعه از رشد و کمال باز خواهد ماند، همان طوری که با قلبی که بیمار است و تولیدات صحیح و سالمی ندارد نه تنها رشدی نیست بلکه بقیه اجزای بدن نیز بیمار می شود.

نظام بانکی که در جوامع امروز مسئولیت قلب و گردش خون در اجزای بدن جامعه را به عهده گرفته است، اگر با نظام ربوی فعالیت کند همانند قلبی است که آلوده به بیماری سخت درمان یا بی درمان سرطانی است که هر چه خون تازه نیز به آن از بیرون تزریق شود به سبب همان غده های سرطانی به سرعت آلوده می شود. این قلب به جای آن که گلبول های سفید و سرخ و دیگر عناصر مفید و سازنده برای تن جامعه تولید کند و یا به نحو انتقال ساده و سالم و روان و گردش سالم اقتصاد در همه اجزای جامعه کمک کند، به تولید بیماری و گسترش آن در همه سطوح فعالیت ها می پردازد، می بایست گفت که چنین اقتصادی نمی تواند به حیات خود ادامه داده و موجبات رشد و شکوفایی جامعه را فراهم آورد.

از همین رو قرآن به شدت با نظام اقتصاد ربوی به مبارزه و مخالفت می پردازد و رفتار اقتصادی ربوی را اعلان جنگ رسمی و علنی با خدا و پیامبرش می داند.(بقره، آیه ۲۷۹)

اقتصاد ربوی ، اقتصاد نامتعادل

خداوند در آیه ۲۷۵ سوره بقره درباره اقتصاد ربوی می فرماید: الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبَا لاَ یَقُومُونَ إِلاَّ کَمَا یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَیْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءهُ مَوْعِظَهٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَىَ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُوْلَـئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ؛ کسانى که ربا مى‏خورند، از گور برنمى‏خیزند مگر مانند برخاستنِ کسى که شیطان بر اثر تماس، آشفته‏سَرَش کرده است. این بدان سبب است که آنان گفتند: «داد و ستد صرفاً مانند رباست.» و حال آنکه خدا داد و ستد را حلال، و ربا را حرام گردانیده است. پس، هر کس، اندرزى از جانب پروردگارش بدو رسید، و از رباخوارى‏ باز ایستاد، آنچه گذشته، از آنِ اوست، و کارش به خدا واگذار مى‏شود، و کسانى که به رباخوارى‏ باز گردند، آنان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود.

بر اساس آیه ۵ سوره نساء، اقتصاد سالم، اقتصادی است که موجب قوام و قیام جامعه است و نه تنها خود بر پا ایستاده بلکه موجب می شود تا در نقش ستون فقرات و ستون اصلی خیمه عمل کند و جامعه را تحت حفاظ و صیانت خود قرار دهد. اما یک اقتصاد ربوی نه تنها فاقد سلامت درونی است بلکه ناتوان از ایستادن و قیام است.

خداوند در آیه ۲۷۵ سوره بقره با استفاده از تمثیل و تشبیه بر آن است تا معلوم دارد اقتصاد ربوی حتی اگر به شکلی خود را سرپا و قائم نگه دارد، قیام و ایستادن آن از حالت تعادل و اعتدال خارج است و به گونه ای رفتار می کند که یک مست رفتار می کند. نوسانات شدید و تلوتلو خوردن ها و پیش و پس رفتن های آن همه نشان می دهد که قادر به ایستادن و قیام نیست و هر لحظه ممکن است سقوط نماید و به خود و دیگرانی که در زیر سایه آن یا در کنار آن هستند، آسیب رساند.

هر چند آیه ناظر به قیامت و آثار تجسمی رباخواری در قیامت است؛ اما با دقت نظر در آیه به دست می آید که همین امروز و در دنیا این آثار برای افراد و جامعه ای که بر نظام رباخواری سامان یافته، در حال اتفاق است. کس یا جامعه ای که بر نظام اقتصاد ربوی فعالیت می کند، گویی ناگهان از گوری برخاسته و در همان حال شیطان او را مس کرده و همین دو امر موجب شده تا واکنش طبیعی خود را از دست بدهد و حتی اگر بتواند سرپا بیایستد در حال تلوتلو خوردن است و ممکن است به سبب عدم تعادل سقوط کند.

پس جامعه ای که بر نظام اقتصاد ربوی سامان یافته، جامعه ای بیمار و پریشان حال است و از دو جهت درونی و بیرونی تحت فشار شدید قرار دارد. برخاستن از گور و تغییر وضعیت ناگهانی که خود شوک و موقعیت دشوار ایجاد می کند در کنار جنون و دیوانگی که به سبب فعالیت شیطان ایجاد می شود، تعادل را از شخص رباخوار و جامعه ربوی می گیرد و موجبات سقوط فرد و جامعه را فراهم می آورد.

البته قرآن منکر آن نیست که اقتصاد ربوی بتواند بر پا بیایستد و مدتی را به عنوان قیام و قائم عمل کند، ولی این قیام دو ویژگی دارد که نمی توان آن را نادیده گرفت: ۱. عدم تعادل خود به سبب تلوتلو خوردن؛ ۲. امکان سقوط که درجه خطر و ریسک را بالا می برد. پس عاقل و خردمند در چنین نظامی سرمایه گذاری و فعالیت اقتصادی نمی کند؛ زیرا اقتصاد نابسامان و ناتوان از ایستادگی در برابر فشارهای درونی و بیرونی است و نمی توان به چنین اقتصاد بیمار و ناتوانی فکر و در آن سرمایه گذاری و فعالیت کرد؛ و از سوی دیگر درجه خطر در سرمایه گذاری در چنین اقتصادی بسیار بالا است ؛ زیرا هر لحظه امکان فروپاشی و از دست رفتن اصل سرمایه است چه رسد که بتوان از چنین اقتصادی بهره و سودی دریافت کرد.

به هر حال، اگر خداوند بازتاب اخروی فعالیت اقتصادی ربوی را عدم تعادل و جنون و دیوانگی می داند، چنین حالتی در حقیقت تجسم فعالیتی است که اکنون در دنیا در جریان است؛ زیرا انسان هر آن چه در این جا کاشته در آخرت درو می کند و اگر کسی چشم بصیرت و برزخی و ملکوتی داشته باشد اکنون می بیند که حالت اشخاص یا جامعه رباخوار حالت مست نامتعادل دیوانه ای است که تلوتلو می خورد و توان ایستادن و ایستادگی را ندارد و هر آینه احتمال افتادن و سقوط آن می رود؛ زیرا خداوند در آیات قرآنی بیان کرده که آخرت سازه انسانی است و انسان هر چه در این جا کرد در آن جا به شکل اخروی و ملکوتی اش حاضر می بیند.(آل عمران، آیه ۳۰؛ کهف، آیه ۴۹؛ نباء، آیه ۲۹؛ تکاثر، آیات ۵ و ۷ و آیات دیگر)

پیامبر(ص) فرمود: «لمّا اسرى بى الى‏السّماء رأیت رجالاً بطونهم کالبیوت فیهاالحَیاّت ترى من خارج بطونهم، فقلت من هؤلاء یا جبرائیل؟ قال هؤلاء اکلهالرّبا؛ شبى که مرا در آسمانها سیر دادند، در مرحله‏اى از سفر ملکوتى خویش، گروهى از مردم را دیدم که شکمهاى آنان بسیار بزرگ بود و در درون شکمشان مارهاى هولناک وجود داشت. از فرشته وحى پرسیدم: «اینان کیانند؟» پاسخ داد: «اینان رباخوارانند».

و نیز امام باقر(ع) از پیامبر گرامى (ص)نقل می کند که ایشان فرمود: لما اسرى بى‏الى‏السّماء رأیت‏اقواماًیرید احدهم اَن یقوم و لایقدر علیه من غطم بطنه، فقلت من هؤلاء یا جبرائیل؟ قال هؤلاءالّذین یأکلون الرّبا؛ لایقومون الّا کما یقوم‏الّذى یتخبّطه الشّیطان من‏المسّ، و اذاهم بسبیل آل فرعون یعرضون على‏النّار غدوّاً و عشیّاً؛ هنگامى که مرا به آسمانها بردند، در مرحله‏اى از آن سفر ملکوتى به مردمى برخورد کردم که هر هر کدام مى‏خواستند از جاى برخیزند بخاطر بزرگى شکم خود نمى‏توانستند؛ از فرشته وحى پرسیدم که اینان کیانند؟ گفت: اینان رباخوارانند. آرى، آنان کسى بپا مى‏خیزند که براثر آسیب‏رسانى شیطان به آنها، به دیوانگى و آشفته حالى درافتاده‏اند و آنان به کیفر این بهره‏کشى ظالمانه، بسان فرعونیان، بامدادان و شامگاهان به آتش سپرده مى‏شوند و از شدّت عذاب فریاد برمى‏آورند که خدایا! پس رستاخیز کى فرا خواهد رسید؟»(نگاه کنید: مجمع البیان، ذیل آیه ۲۷۵ سوره بقره)

به هر حال، از نظر قرآن عمل رباخواران همچون دیوانگان است ، زیرا آنها فاقد تفکر صحیح اجتماعى هستند و حتى نمى توانند منافع خود را در نظر بگیرند و مسائلى مانند تعاون ، همدردى ، عواطف انسانى ، نوع دوستى براى آنها، مفهومى ندارد و پرستش ثروت آن چنان چشم عقل آنها را کور کرده که نمى فهمند استثمار طبقات زیر دست ، و غارت کردن دسترنج آنان بذر دشمنى را در دلهاى آنها مى پاشد، و به انقلابها و انفجارهاى اجتماعى که اساس مالکیت را به خطر مى افکند منتهى مى شود، و در این صورت امنیت و آرامش در چنین اجتماعى وجود نخواهد داشت ، بنابراین او هم نمى تواند راحت زندگى کند، پس مشى او مشى دیوانگان است .

از نظر قرآن رباخواران که قیامشان در دنیا بی رویه و غیر متعادل و غیر عاقلانه و آمیخته با ثروت اندوزى جنون آمیز است ، در جهان دیگر نیز بسان دیوانگان محشور مى شوند؛ زیرا آخرت بازتاب و تجسم اعمال دنیا است؛ این جنون دنیوی در آخرت خود را به روشن ترین وضعیت نشان می دهد.

امام صادق (علیه السلام ) فرمود: آکل الربا لا یخرج من الدنیا حتى یتخبطه الشیطان یعنى ، رباخوار از دنیا بیرون نمى رود مگر این که به نوعى از جنون مبتلا خواهد شد.(نگاه کنید: تفسیر نمونه، ذیل آیه)

رباخواری مانع اقتصاد مقاومتی

برخی بر این هستند که اقتصاد ربوی حتی در قالب درصدهای بزرگ یک فعالیت اقتصادی سالم همانند خرید و فروش است. در حالی که از منظر قران تفاوت ماهوی میان این دو رفتار اقتصادی است؛ زیرا اقتصاد سالم با جریان و گردش سالم اقتصادی در همه سطوح جامعه(حشر، آیه ۷ ) می تواند موجبات اجرای عدالت قسطی را فراهم آورد و این گونه هدف و فلسفه بعثت پیامبران (ع) تحقق یابد(حدید، آیه ۲۵)؛ در حالی که در اقتصاد ربوی ، عدالت قسطی دفن می شود و توده های مردم از نعمت های خداداد بهره ای نمی برند که یا کم ترین بهره را می برند؛ زیرا پول و ثروت تنها در دست ثروتمندان خواهد بود و در کل جامعه در حرکت قرار نمی گیرد.

خداوند در قرآن بیان می کند که رباخوران تحت تاثیر مس شیطان و دیوانگی بر آمده از آن می فرماید: «ذلک بانّهم قالوا انّماالبیع مثل‏الرّبا و احلّ‏اللّه‏البیع و حرّم‏الرّبا؛ یعنی این آشفتگى و دیوانگى آنان بدان جهت است که به ناروا گفتند: خرید و فروش نیز بسان ربا و رباخوارگى است، چرا که هر دو معامله و داد وستد است.

«ابن‏عبّاس» در این مورد مى‏گوید: هنگامى که کسى از آن رباخواران وام مى‏گرفت و تاریخ پرداخت آن مى‏رسید، رباخواران بسان طلبکاران، طلب خویش را مطالبه مى‏کردند و بدهکار به ناگزیر مى‏گفت: «مدّتى به من مهلت دهید تا گشایشى در کارم پدید آید. من نیز درمقابل، مبلغى به اصل وام خواهم افزود» و آنگاه با هم توافق مى‏کردند. و هنگامى که به آنان گفته مى‏شد: این رباخوارگى است، آنان بهانه‏تراشى مى‏کردند که هرگز؛ بلکه این توافق بسان خرید و فروش است… از این رو، خدا آنان را به‏باد نکوهش گرفت و روشنگرى فرمود که چگونه توافق به رباخوارى و بهره‏کشى ظالمانه و بهره‏دهى مى‏تواند همانند خرید و فروش عادلانه باشد، درحالی که خداوند بیع را روا شمرده و آن رباخواری را ناروا اعلان فرموده است؟!

روشن است که رباخواران حق را نمى‏پذیرفتند، و گرنه ناگفته پیداست که رباخوارى و بهره‏کشى ظالمانه، با دادوستد عادلانه، تفاوتهایى اساسى دارد. از جمله تفاوت های ماهوی میان خرید و فروش و رباخواری می توان به این موارد اشاره کرد:

  1. در خرید و فروش، ثروت و پول با تلاش و کوشش و به کارافتادن سرمایه در مسیر صحیح داد وستد زیاد مى‏شود، درحالی که در رباخوارى، زیادشدن سرمایه براثر تأخیر در پرداخت بدهکارى است، نه درنتیجه به کارانداختن پول در راهى مفید و ثروت‏زا.
  2. در خرید و فروش معمولى هر دو طرف به طور یکسان در معرض سود و زیان هستند، گاهى هر دو سود مى کنند و گاهى هر دو زیان ، گاهى یکى سود و دیگرى زیان مى کند در حالى که در معاملات ربوى رباخوار هیچگاه زیان نمى بیند و تمام زیانهاى احتمالى بر دوش طرف مقابل سنگینى خواهد کرد و به همین دلیل است که موسسات ربوى روز به روز وسیعتر و سرمایه دارتر مى شوند و در برابر تحلیل رفتن طبقات ضعیف بر حجم ثروت آنها دائما افزوده مى شود.
  3. در تجارت و خرید و فروش معمولى طرفین در مسیر تولید و مصرف گام بر مى دارند در صورتى که رباخوار هیچ عمل مثبتى در این زمینه ندارد.
  4. با شیوع رباخوارى سرمایه ها در مسیرهاى ناسالم مى افتد و پایه هاى اقتصاد که اساس اجتماع است متزلزل مى گردد، در حالى که تجارت صحیح موجب گردش سالم ثروت است .
  5. رباخوارى منشا دشمنیها و جنگهاى طبقاتى است ، در حالى که تجارت صحیح چنین نیست و هرگز جامعه را به زندگى طبقاتى و جنگهاى ناشى از آن سوق نمى دهد؛
  6. خرید و فروش عبارت است از تبدیل پول به کالا؛ امّا در ربا، افزایش پول دربرابر افزایش کالا نیست، بلکه حاصل تأخیر وام است.

از پیامبر گرامى آورده‏اند که: «افزون‏طلبى و افزون‏گرفتن در چند کالا حرام است: طلا، نقره، گندم، جو، خرما، نمک و کشمش».

همچنین از آن حضرت است که: بهوش باشید که هر چیز به‏ مانند آن و به‏ همان اندازه‏اى که داده مى‏شود، پس گرفته شود؛ و افزون بر آن، هر چه بدهید یا بگیرید، «ربا» است.

در کالاهاى هفتگانه‏اى که در این روایت بدانها اشاره شد، همگان براین باورند که افزون گرفتن در این هفت کالا «ربا» است. امّا در کالاهایى جز آنها، میان فقهاى اهل سنّت و شیعه بحث هست. پیروان اهل سنت برآنند که دیگر چیزها نیز به همان هفت کالا قیاس مى‏شود؛ لیکن فقهاى مذهب اهل بیت (ع) معتقدند «ربا» در چیزهایى هست که با کیل و وزن مبادله مى‏شوند.

اما در باره فلسفه تحریم ربا و این که چرا قرآن آفت ویرانگر ربا و رباخوارگى را تحریم مى‏کند؟ برخى برآنند که رباخوارگى و بهره‏کشیهاى ظالمانه باعث مى‏شود که مردم به کارهاى سازنده و مفید اقتصادى روى نیاورند و سرمایه‏هاى خود را در مسیر کارهاى زیانبار و بى‏ثمر بیاندازند؛ چرا که وقتى وام‏دهنده مى‏بیند سرمایه‏اش بدون تلاش و کوشش و کارآیى و ابتکار زیاد مى‏شود، دیگر ازپى کارهاى پرزحمت و مفید و زیربنایى نمى‏رود. امروز سودهای بانکی موجب شده تا سرمایه به جایی قرار گرفتن در چرخه تولید در بازار دلالی به کار گرفته شود و بی آن که افزایش تولید و ثروتی را موجب شود تنها موجب تباهی اقتصادی می شود. رشد قارچ گونه بانک ها و حتی بیمه ها و افزایش شگفت آن در جامعه ایرانی اسلامی خود گواه آن است که نوعی رباخواری غیر رسمی و بلکه رسمی در جامعه در جریان است و ثروت در مسیر باطلی قرار گرفته که اقتصاد مقاومتی را از تحقق باز می دارد و مانع از امکان رشد اقتصادی سالم می شود.

امام باقر(ع) درباره فلسفه و هدف تحریم فعالیت های ربوی فرموده است: «اِنّما شدّد فى تحریم‏الرّبا لئلا یمتنع‏النّاس من اصطناع‏المعروف قرضاً او رفداً؛ دلیل این که رباخوارگى با این شدّت تحریم شده، این است که درصورت رواج آن، مردم از پرداخت قرض‏الحسنه و نیکى کردن و نیکوکارى خوددارى مى‏ورزند و به فزونخواهى و خودپرستى و زراندوزى روى مى‏آورند و روشن است که ازپى این آفتها، تباهیهاى بسیارى در جامعه پدیدار خواهد شد.(نگاه کنید: مجمع البیان، ذیل آیه)

در نکوهش ربا و رباخوارگى، از امیرمؤمنان(ع) آورده‏اند که فرمود: «لعن رسول‏اللّه فى‏الرّبا خمسه: آکله و موکله و شاهدیه و کاتبه؛ پیامبر گرامى، پنج گروه را درمورد «ربا» لعنت فرمود: گیرنده و خورنده «ربا»، پرداخت کننده ربا، دو گواه این کار ناپسند، و نویسنده آن.

همچنین از آن حضرت(ع) است که فرمود: «اذا اراداللّه بقریه هلاکاً ظهر فیهم‏الرّبا؛ هرگاه خدا بخواهد جامعه‏اى را نابود سازد و به‏ذلّت افکند، آفت زیانبار رباخوارگى درمیانشان پدیدار مى‏شود.

و نیز فرمود: «الرّبا سبعون باباً اهونها عنداللّه کالّذى ینکح اُمّه؛ رباخوارگى هفتاد گناه بزرگ دارد که آسانترین آنها همانند این است که تبهکارى با مادر خویش مرتکب زشتى شود.

و از ششمین امام نور روایت کرده‏اند که فرمود: «در هم ربا اعظم عنداللّه من سبعین نیه کلّها بذاتِ محرمٍ فى بیت‏اللّه؛ گناه رباخوارى نزد خدا، سهمگین‏تر از آن است که فردى با یکى از محارم خویش هفتاد بار در خانه خدا مرتکب زشتى شود.

خداوند مهم آفت نعمتها را رباخواری دانسته است. نظام اقتصاد ربوی نه تنها موجب رشد اقتصادی و ایجاد اقتصاد مقاومتی نخواهد بود، بلکه به سبب آن که خداوند اندک اندک موجبات تباهی آن اقتصاد را فراهم می آورد، جامعه نیز در مسیر فروپاشی قرار می گیرد؛ زیرا خداوند به صراحت فرموده است: «یمحق‏اللّه الرّبا؛ خدا از اموال ربا، پیاپى مى‏کاهد و نابود مى‏کند

در تفسیر این جمله از ششمین امام نور سؤال شد: «پس چگونه است که بر ثروت و امکانات بعضى از رباخواران مدام افزوده مى‏شود؟» فرمود: «گاه ممکن است چنین تصوّر شود؛ امّا بى‏گمان پروردگار نعمت دین و ایمان و سعادت واقعى را از آنان سلب مى‏کند».(نگاه کنید: مجمع البیان؛ ذیل آیه)

از نظر آیات و روایات اسلامی رباخوارى موجب افزایش فقر در جامعه و تراکم ثروت در دست عدهاى محدود و محرومیت اکثر افراد اجتماع است ، اما انفاق سبب پاکى دل و طهارت نفوس و آرامش جامعه ، و هم چنین رباخوارى سبب پیدایش بخل و کینه و نفرت و ناپاکى است .

روایاتی در حرمت و آثار رباخواری

رسول خدا (ص) در ضمن وصیتى بعلى بن ابى طالب فرمود یا على ربا هفتاد جزء است آسانترین جزءاش مانند آن است که کسى با مادر خودش در خانه کعبه عمل جنسى انجام دهد یا على یک درهم ربا از هفتاد زنا که شخص با محرم خود در بیت اللَّه الحرام (خانه کعبه) بجا آورد بزرگتر است.(الخصال ، ترجمه فهرى ، ج‏۲ ، ص ۷۰۵)

رسول اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله فرمود : لیأتینّ على النّاس زمان لا یبقى منهم أحد إلّا أکل الرّبا فإن لم یأکله أصابه من غباره روزگاری بر مردم پیش آید که همه ربا خوار شوند ، اگر کسی ربا خواری نکند غبارش بدو رسد.(نهج الفصاحه، ح ۲۳۶۴)

رسول اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله : اِنَّ اللّه عَزَّوَجَلَّ لَعَنَ آکِلَ الرِّبا وَمُؤکِلَهُ وَکاتِبَهُ وَشاهِدَیْهِ؛ خداى عزوجل رباخوار و ربا دهنده و نویسنده و شاهد بر آن را لعنت کرده است.(امالى صدوق، ص ۳۴۶)

امام صادق علیه السلام فرمود :کلام معصومین حدیث دِرْهَمُ رِبا أَعْظَمُ عِنْدَ اللّه مِنْ سَبْعینَ زِنْیَهً بِذاتِ مَحْرَمٍ فى بَیْتِ اللّه الْحَرامِ؛ یک درهم ربا نزد خداوند سنگین تر است از هفتاد بار زنا کردن با محارم در خانه خدا.(نورالثقلین، ج ۱، ص ۲۹۵، ح ۱۱۷۷)

امام باقر علیه السلام فرمود: إِنَّما حَرَّمَ اللّه عَزَّوَجَلَّ الرِّبا لِئَلاّ یَذْهَبَ الْمَعْروفُ؛ خداى عزوجل ربا را حرام فرمود تا احسان کردن از بین نرود.(وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۴۲۵، ح ۱۰)

امام صادق علیه السلام : آکِلُ الرِّبا لایَخْرُجُ مِنَ الدُّنْیا حَتّى یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ؛ ربا خوار از دنیا نرود، تا آن که شیطان دیوانه اش کند.(بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۱۲۰، ح ۳۰)

رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: یا عَلىُّ… لاتُصادِقْ آکِلَ الرِّبا فَإِنَّهُ یُبارِزُ اللّه لأَِنَّ اللّه تَعالى قالَ: (فَإِنْ لَمْ تَفْعَلوا فَأْذَنوا بِحَرْبٍ مِنَ اللّه وَرَسولِهِ)؛ اى على: با رباخوار رفاقت نکن، زیرا او با خداوند به مبارزه برخواسته، چون خداوند متعال مى فرماید: «اگر دست از رباخوارى برنداشتید پس به خدا و رسولش اعلان جنگ دهید».(میراث حدیث شیعه، ج ۲، ص ۴۶، ح ۱۸۹)

امام على علیه السلام فرمود : مَعاشِرَ النّاسِ، اَلفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ ، وَاللّه لِلرِّبا فى هذِهِ الاُْمَّهِ أخْفى مِنْ دَبیبِ النَّمْلِ عَلَى الصَّفا؛ اى مردم! ابتدا احکام را یاد بگیرید، سپس تجارت کنید! به خدا قسم که ربا در میان این امت ناپیداتر از حرکت مورچه بر روى تخته سنگ است.(بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۱۱۷، ح ۱۶)

رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرمود : أتَیْتُ لَیْلَهً اُسْرِىَ بى عَلى قَوْمٍ بُطونُهُم کَالْبُیوتِ فیهَا الْحَیّاتُ تُرى مِنْ خارِجِ بُطونِهِمْ فَقُلْتُ: مَنْ هؤُلاءِ یا جَبْرَئیلُ؟ قالَ: هؤُلاءِ أَکَلَهُ الرِّبا؛ شبى که به معراج رفتم برمردمى گذشتم که شکم هایشان چون خانه اى بود و در آنها مارهایى وجود داشت که از بیرون شکمهایشان دیده مى شد. پرسیدم: اى جبرئیل اینها کیستند؟ گفت: اینان رباخوارانند.(کنزالعمال، ج ۴، ص ۱۰۷، ح ۹۷۶۶)

رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: مَنْ أَکَلَ الرِّبا مَلأَ اللّه عَزَّوَجَلَّ بَطْنَهُ مِنْ نارِ جَهَنَّمَ بِقَدْرِ ما أَکَلَ ، وَإِنِ اکْتَسَـبَ مِنْهُ مالاً لایَقْبَلُ اللّه تَعالى مِنْهُ شَیْـئا مِنْ عَمَلِهِ ، وَلَمْ یَزَلْ فى لَعْنَهِ اللّه وَالْمَلائِکَهِ ما کانَ عِنْدَهُ مِنْهُ قیراطٌ (واحِدٌ)؛ هر کس ربا بخورد خداوند عزوجل به اندازه ربایى که خورده شکمش را از آتش دوزخ پر کند و اگر از طریق ربا مالى به دست آورد، خداى تعالى هیچ عمل او را نپذیرد و تا زمانى که قیراطى (کمترین مقدار) از مال ربا نزدش باشد، پیوسته خداوند و فرشتگانش او را نفرین کنند. (ثواب الاعمال، ص ۲۸۵)

امام صادق علیه السلام فرمود : إِنَّهُ لَو کانَ الرِّبا حَلالاً لَتَرَکَ النّاسُ التِّجاراتِ وَما یَحْتاجونَ إِلَیْهِ فَحَرَّمَ اللّه الرِّبا لِیَفِرَّ النّاسُ مِنَ الْحَرامِ إلَى الْحَلالِ وَ إِلَى التِّجاراتِ وَ إِلَى الْبَیْعِ وَالشِّراءِ فَیَبْقى ذلِکَ بَیْنَهُمْ فِى الْقَرْضِ؛ براستى، اگر ربا حلال بود، مردم تجارت و تلاش براى معاش را رها مى کردند. به همین دلیل خداوند ربا را حرام کرد تا مردم از حرام به حلال و تجارت و خرید و فروش رو بیاورند و به یکدیگر قرض بدهند.(من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۵۶۷، ح ۴۹۳۷)

امام صادق علیه السلام فرمود : لَمّا سُئِلَ عَنْ قَوْلِ اللّه عَزَّوَجَلَّ : (یَمْحَقُ اللّه الرِّبا وَیُرْبِى الصَّدَقاتِ) وَقَد أَرى مَنْ یَأْکُلُ الرِّبا یَرْبُو مالُهُ؟ ـ : فَأَىُّ مَحْقٍ أَمْحَقُ مِنْ دِرْهَمِ رِبا یَمْحَقُ الدّینَ فَإِنْ تابَ مِنْهُ ذَهَبَ مالُهُ وَافْتَقَرَ؛ مردى از امام صادق علیه السلام درباره آیه «خداوند ربا را نابود مى کند و صدقات را افزایش مى دهد» سئوال کرد و گفت: گاه کسى را مى بینم که ربا مى خورد و با این حال ثروتش زیاد مى شود؟ حضرت فرمودند: کدام نابودى، نابود کننده تر از یک درهم ربا که دین را نابود مى کند. که اگر توبه هم کند ثروتش از دست مى رود و فقیر مى شود.(تهذیب الاحکام، ج ۷، ص ۱۹، ح ۸۳)

امام رضا علیه السلام فرمود : اِعْلَمْ ـیَرْحَمُکَ اللّه ـ اَنَ الرِّباحَرامٌ سُحتٌ،مِنَ الکَبائِرِ وَ مِمّا قَدْ وَعَدَ اللّه عَلَیْهِ النّارَ فَنَعوذُ بِاللّه مِنْها، وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلى لِسانِ کُلِّ نَبىٍّ وَفى کُلِّ کِتابٍ؛ خدایت رحمت کند! بدان که ربا حرام و از گناهان کبیره است و خداوند بر آن وعده آتش داده است پس پناه مى بریم به خدا از آتش. ربا را همه پیامبران و همه کتاب هاى آسمانى حرام کرده اند.(فقه الرضا، ح ۲۵۶)

رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرمود : اِذا ظَهَرَ الزِّنا وَ الرِّبا فى قَرْیَهٍ فَقَدْ اَحَلّوا بِاَنْفُسِهِمْ عَذابَ اللّه ؛ هرگاه زنا و ربا در جایى آشکار شود، مردم آنجا خود را در عذاب خدا افکنده اند.(نهج الفصاحه، ح ۲۱۸)

رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: اِنَّ اَخْوَفَ ما اَخافُ عَلى اُمَّتى مِنْ بَعْدى هذِهِ الْمَکاسِبُ المُحَرَّمَهُ وَ الشَّهْوَهُ الخَفیَّهُ وَ الرِّبا؛ آنچه بیش از هر چیز بر امتم بعد از خود مى ترسم، درآمدهاى حرام، هواپرستى پنهان و رباست.(بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۵۴، ح ۲۶)

رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: یَاْتى آکِلُ الرِّبا یَوْمَ القیامَهِ مُخْتَبِلاً یَجُرُّ شَقَّیْهِ، ثُمَّ قَرَاَ: لا یَقومونَ اِلاّ کَما یَقومُ الَّذى یَتَخَبَّطُهُ الشَّیطانُ مِنَ الْمَسِّ؛ رباخوار روز قیامت دیوانه محشور مى شود و بر سر خود مى زند. سپس این آیه را قرائت فرمودند: (ربا خواران) بپاى نمى خیزند جز مانند آن کس که شیطان، بواسطه تماس او را آشفته حال مى سازد.(الدرالمنثور، ج ۱، ص ۳۶۴)

رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرمود : اَلرِّبا وَ اِنْ کَثُرَ فَاِنَّ عاقِبَتَهُ تَصیرُ اِلى قُلٍّ؛ سود ربا گرچه بسیار باشد ولى سرانجام به کمى (و بى برکتى) مى گراید.(کنزالعمال، ج ۴، ص ۱۰۵، ح ۹۷۵۸)

امام کاظم علیه السلام فرمود: عَنْ عَلىِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ اَخیهِ موسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیه السلام قالَ: وَ سَاَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ اَعْطى رَجُلاً مِاَهَ دِرْهَمٍ عَلى اَنْ یُعْطیَهُ خَمْسَهَ دَراهِمَ اَوْ اَقَلَّ اَوْ اَکْثَرَ قالَ: هذَا الرِّبَا الْمَحْضُ؛ على بن جعفر مى گوید: از برادرم امام کاظم علیه السلام در مورد مردى که صد درهم قرض به دیگرى داد به این شرط که پنج درهم یا کمتر یا بیشتر به او بدهد پرسیدم؟ فرمودند: این عمل رباى محض است.(وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص ۱۰۸، ح ۷)

امام رضا علیه السلام فرمود: لَیْسَ بَیْنَ الْوالِدِ وَ وَلَدِهِ رِبا وَ لا بَیْنَ الزَّوْجِ وَ الْمَرأَهِ رِبا؛ بین پدر و فرزند و بین شوهر و همسرش ربا (حرام) نیست.(فقه الرضا، ص ۲۵۸)

رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرمود : لَیْسَ بَیْنَنا وَ بَیْنَ اَهْلِ حَرْبِنا رِبا، نَأْخُذُ مِنْهُمْ اَلْفَ اَلْفِ دِرْهَمٍ بِدِرْهَمٍ وَ نَاْخُذُ مِنْهُمْ وَ لا نُعْطیهِمْ؛ بین ما و دشمنانمان، ربا (حرام) نیست، از آنان هزاران درهم در مقابل یک درهم مى گیریم ـآرى، از آنان ربا مى گیریم و به آنان ربا نمى دهیم.(وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۴۳۶، ح ۲)

امام صادق علیه السلام فرمود: عَنْ اَبى بصیرٍ قال: قُلْتُ: آکِلُ الرِّبا بَعْدَ البَیِّنَهِ؟ قالَ: یُؤَدَّبُ فَاِنْ عادَ اُدِّبَ فَاِنْ عادَ قُتِلَ؛ ابو بصیر از امام صادق علیه السلام پرسید: حکم رباخوار بعد از روشن بودن حکم ربا براى وى چیست؟ حضرت فرمودند: تأدیب مى شود و اگر (براى بار دوم) ربا گرفت باز تأدیب مى شود و (براى بار سوّم) اگر ربا گرفت، کشته مى شود.(کافى، ج ۷، ص ۲۴۲، ح ۹)

امام صادق علیه السلام فرمود: لَوْ اَنَّ رَجُلاً وَرِثَ مِنْ اَبیهِ مالاً وَ قَدْ عَرَفَ اَنَّ فى ذلِکَ الْمالِ رِبا وَلکِنْ قَدِ اخْتَلَطَ فِى التِّجارَهِ بِغَیْرِهِ حَلالٍ کانَ حَلالاً طَیِّبا فَلْیَأْکُلْهُ وَ اِنْ عَرَفَ مِنْهُ شَیْئا إنَّهُ رِبا فَلْیَأْخُذْ رَأْسَ مالِهِ وَلْیَرُدَّ الرِّبا؛ اگر کسى از پدرش مالى به ارث ببرد و بداند که در آن مال ربا وجود دارد، ولى مال ربوى با مال هاى دیگر مخلوط شده، آن مال براى او حلال و پاکیزه است و مى تواند از آن استفاده کند، و اگر به ربوى بودن مقدار مشخصى از آن یقین دارد باید اصل مال را براى خود بردارد و مال ربوى را به صاحبش رد نماید.(کافى، ج ۵، ص ۱۴۵، ح ۴)