نابهنجاریهای کلامی و رفتاری

بسم الله الرحمن الرحیم

رفتارهای نابهنجار اجتماعی موجب بحران در روابط سالم میان افراد می شود. از این رو، لازم است تا جلوی رفتارهای نابهنجار گرفته و به اصلاح رفتار اقدام شود. در آموزه های وحیانی قرآن، به مساله نابهنجارهای کلامی و رفتاری توجهی خاص شده و در قالب احکام شرعی از آن نهی و راهکارهایی برای اصلاح رفتار بیان شده است. نویسنده در این مطلب بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، علل و عوامل نابهنجاری ها و راه درمان آن ها را تبیین کرده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ریشه های و عوامل نابهنجارهای کلامی و رفتاری

نابهنجارهای اجتماعی را می توان به دو دسته کلامی و رفتاری دسته بندی کرد. از جمله مهم ترین نابهنجاری های کلامی می توان به دروغگویی، سخن چینی، غیب، تهمت، قذف، افشای اسرار و رازهای نهان مردم، پرخاشگری، دزدی، تمسخر کردن، شکلک در آوردن، و مانند آن ها اشاره کرد.

برای از بین بردن ناهنجاری‌های اجتماعی، باید علل و انگیزه‌های ایجاد آن را شناسایی کرد؛ چرا که اگر ناهنجاری‌ها در جامعه زیاد شود بنیان جامعه از هم متلاشی می‌شود و انسجام خود را از دست می دهد و به جای اعتماد متقابل ، بی اعتمادی جایگزین شده و روابط میان فردی روز به روز سخت تر و دشوارتر و برآورد نیازهای متقابل گاه ناشدنی می شود و سعادت و خوشبختی از جامعه رخت می بندد و به جای آرامش و آسایش، نا امنی و فقر می نشیند.

از جمله علل و عوامل ایجادی نابهنجاری‌های رفتاری و کلامی بر اساس آموزه های وحیانی قرآن،‌ بدسرشتی افراد،‌ بداخلاقی، کینه توزی،‌ خشم، تکبر،‌ حسد و عقده حقارت انسان‌هاست و این‌ها عواملی است که باعث به وجود آمدن ناهنجاری‌های اجتماعی می‌شود. پس باید این علل و عوامل را شناخت و برای درمان رفتارهای نابهنجار به درمان این علل و عوامل و رفع و دفع آن پرداخت.

در روایات نیز به این مساله توجه شده است. به عنوان نمونه برخی از روایات به ریشه و خاستگاه رفتارهای نابهنجار کلامی و رفتاری اشاره داشته است. امیرمومنان امام علی (ع) در رابطه با بدسرشتی افراد می‌فرماید: آدم بدسرشت به هیچ کس خوش‌گمان نیست؛ زیرا که همگان را چون خود می‌پندارد.( غرر الحکم ، ص ۴۸؛ الحکم ج ۱، ص۵۴۰) پس از نظر آن حضرت(ع) بدسرشتی انسان موجب بدگمانی و سوء ظن است و همین عامل رفتارهای تجسس آمیز و غیبت و مانند آن ها می شود و شخص به کسی اعتماد نمی کند و همه را دشمن می شمارد و با این روحیه و رویه با آنان تعامل می کند.

هم چنین پیامبر (ص) به رابطه بد اخلاقی با رفتارهای ناهنجار در اجتماع توجه داده و می‌فرمایند: خداوند آدم بداخلاق را به توبه موفق نمی‌کند. پرسیدند: ای پیامبر خدا (ص) این چگونه می‌شود؟ فرمود: زیرا که وی هرگاه از گناهی توبه کند، به گناهی بزرگتر از گناه اول گرفتار می‌شود.( بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۲۹۹) پس یکی از مهم ترین عوامل رفتارهای نابهنجار اجتماعی از نظر آن حضرت(ص) بد اخلاقی است. پس باید به این عامل اصلی توجه خاص در درمان رفتارهای نابهنجار اشخاص شود.

از نظر روایات معصومان(ع) از دیگر عوامل ایجاد نابهنجاری رفتاری اجتماعی در اشخاص باید به مساله رذیلت اخلاقی، کینه‌توزی افراد اشاره کرد. امام علی (ع) می‌فرمایند: اسلحه بدی و بد رفتاری،‌ کینه‌ورزی است.( الحکم، ج ۱، ص ۵۲۳)

امام صادق (ع) نیز می‌فرمایند: خشم، کلید هر بدی است.( بحارالانوار، ج ۷۳/، ص۲۶۶؛ کافی ج ۲، ص۳۰۳)

هم چنین درباره خاستگاه بسیاری از رفتارهای نابهنجار باید به رذیلت اخلاقی حسادت و حسد توجه کرد؛ زیرا این رذیلت اخلاقی یکی دیگر از عوامل ناهنجاری در اجتماع به حساب می‌آید، امام صادق (ع) می‌فرمایند: محال است حسود خیرخواه باشد.( بحارالانوار، ج ۷۸، ص۱۹۴) پس نمی توان به رفتارهای نیک و هنجاری افراد حسود امید بست؛ زیرا از حسادت جز رفتارهای نابهنجار صادر نمی شود.

روحیه زشت تکبر یکی دیگر از عوامل ایجاد نابهنجاری اجتماعی در افراد است، در این رابطه امام صادق (ع) به روایت پیامبر (ص) می‌فرمایند: بزرگترین تکبر، کوچک شمردن و بی اعتنایی به مردم و نشناختن حق و پیروان حق است.( اصول کافی ج ۲، ص۳۱۰)

هم چنین عقده حقارت یکی دیگر از عوامل ناهنجاری در اجتماع است، در این رابطه امام صادق (ع) می‌فرمایند:‌ هیچ کس تکبر نمی‌کند و زور نمی‌گوید، مگر برای حقارتی که درخود می‌بیند.( اصول کافی، ج ۲، ص۳۱۲؛ بحارالانوار، ج ۷۳، ص۲۲۵) پس نمی توان از کسانی که گرفتار عقده حقارت هستند امید داشت که رفتاری هنجاری در جامعه پیش گیرند و به نیکوکاری وکارهای خوب اقدام کنند.

مهم ترین نابهنجاری های رفتاری و کلامی

در آموزه های قرآنی انواع نابهنجارهای اجتماعی کلامی و رفتاری بیان و برای هر یک آثار و علل و عوامل و نیز راهکارهای درمانی بیان شده است. در این مقاله کوتاه امکان پردازش همه آنان نیست. از این رو تنها به برخی از مهم ترین آنها اشاره می شود. در ادامه به برخی از نابهنجارهای کلامی و رفتاری بر اساس آموزه های وحیانی قرآن اشاره شده است:

  1. سخن چینی : سخن چین، کسى است که سخن کسى را به دیگرى گوید و موجب اختلاف آنان گردد. هم چنین کسى که راز شخصى را افشا کند به عنوان نمّام و خبرکش شناخته می شود.( فرهنگ فارسى، ج ۲، ص ۱۸۴۳، «سخن چینى».)

سخن چینی از نظر قرآن، رفتاری بسیار زشت و مذموم است (قلم، آیات ۱۰ و ۱۱؛ همزه، آیه ۱)؛ زیرا موجب می شود تا اختلاف میان مردم ایجاد یا افزایش یابد. در حقیقت آتش بیار معرکه است و با این رفتارهای زشت خویش روابط سالم اجتماعی میان افراد جامعه را مخدوش می سازنند. از همین روست که خداوند کیفر این دسته افراد را ذلت و خواری در دنیا(قلم، آیات ۱۱ و ۱۶) و عذاب کشنده و سوزان دوزخ در قیامت دانسته است.(همزه، آیات ۱ تا ۹)

  1. افشاگری رازها و اسرار: از دیگر رفتارهای نابهنجار کلامی افشای اسرار مردم است. گاه شخص رازی را در نزد دیگری دارد و گاه شخص به اسبابی از آن آگاه می شود. افشای رازهای مردم و آشکار سازی دیگران از آن یک رفتار نابهنجار اجتماعی است که بنیاد اعتماد اجتماعی را از میان می برد و بی اعتمادی اجتماعی را جایگزین آن می کند؛ زیرا اشخاصی که رازهای آنان برملا و آشکار می شود، از این ناحیه آسیب می بینند.

اصولا انسان ها در شرایطی نیازمند کسانی به عنوان سنگ صبور هستند تا مشکلات آنان را با ایشان در میان گذارند و از این راه به میزانی از فشار سهمگین روانی آن بکاهند. اما رازی که در دل است وقتی گفته می شود دیگر غیر قابل مهار و مدیریت است و ممکن است شخصی که آن را شنیده به دیگران بگوید و راز را افشا و بر ملا سازد و دیگران از آن آگاه شوند. مردم به پزشکان، روان شناسان، روان پزشکان، وکیلان و افراد از این دسته اعتماد می کنند و رازهای خود را در میان می گذارند. اگر به هر دلیلی این رازها افشا شود، ممکن است شخص دچار مشکلاتی شود. بنابراین، افشای رازها از سوی این دسته از افراد جامعه بسیار زیان آورتر و خطرناک تر از دیگران است. البته همه باید اسرار دیگران را حفظ کنند و از افشای آن خودداری کنند، ولی این وظیفه در باره برخی از گروه ها و اقشار اجتماعی سنگین تر و خطیرتر از دیگران است.

البته خداوند هشدار می دهد که انسان ها رازهای سر به مهر خویش را در سینه ها که مخزن اسرار است حفظ کنند و نگه دارند(آل عمران، آیات ۱۱۹ و ۱۵۴؛ مائده، آیه ۷؛ هود، آیه ۵) اما به دلایلی برخی از این اسرار در اختیار شخصی قرار می گیرد که باید آن را محافظت کرده و به دیگران نگوید. به عنوان نمونه همسران از یک دیگر اسراری را می دانند که باید آن را چون گنجی در درون سینه های خویش حفظ کنند؛ زیرا همسران لباس یک دیگر هستند و باید عیوب و اسرار یک دیگر را حفظ کنند و از دیگران بپوشانند و به عنوان آرایه و زینت یک دیگر عمل کنند. پس از نظر قرآن، حفظ و نگهدارى اسرار خانوادگى و زناشویى، از دیگران امری لازم و واجب بر همسران است و نباید به گونه عمل و رفتار کنند که اسرار خانوادگی برملا و آشکار شود و دیگران از آن آگاه گردند.(تحریم، آیه ۳)

از نظر قرآن همان طوری که حفظ اسرار خانوادگی بر همسران واجب است، هم چنین حفظ اسرار دیگران بر افراد جامعه لازم است مگر آن که این اسرار به حوزه امنیت ملی و اجتماعی جامعه بازگردد. در این صورت است که افشای رازی لازم است تا جامعه با بحران امنیتی مواجه نشود. به عنوان نمونه فعالیت های نهان منافقان علیه امت و امام باید از سوی کسانی که از این اسرار آگاه می شوند، افشا شود و اجازه توطئه به آنان داده نشود.(توبه، آیات ۶۴ و ۷۸) از نظر قرآن، کسانی که از رابطه سری منافقان با کافران آگاه می شوند، واجب است تا این راز را افشا کنند و منافقان را رسوا سازند.(محمد، آیه ۲۶) البته این اختصاص به منافقان ندارد، بلکه هر یک از افراد امت اسلام اگر رابطه ای نهانی با دشمنان حتی اهل کتاب بر قرار کنند، باید رسوا شوند؛ زیرا این ارتباط نهانی به ضرر جامعه و امنیت ملی اجتماع است.(ممتحنه، آیه ۱؛ توبه، آیه ۱۶)

هم چنین باید گفت افشای اسرار امنیت ملی جایز و روا نیست و کسانی که به خدا و رسول الله (ص) ایمان دارند، هماره پاسداشت اسرار امنیتی جامعه هستند و به خود اجازه نمی دهند تا اسرار امت و امام را افشاگری کرده و دشمنان را از آن آگاه و مطلع سازند.(آل عمران، آیه ۱۱۸؛ انفال، آیه ۲۷؛ توبه، آیه ۱۶)

از نظر قرآن لازم است تا نیازهای فقیران عفیف و پاکدامن هم چنان پوشیده نگه داشته شود و با رازداری و پرده پوشی اجازه داده نشود تا آبروی آنان از دست برود. بنابراین، اگر کسی می خواهد به این دسته از فقیران عفیف کمک مالی داشته باشد باید به گونه ای عمل کند که موجب افشای راز آنان نشود. پس کمک ها باید نهانی و غیر آشکار باشد تا راز فقیر آنان بر ملا نشود.(بقره، آیات ۲۶۲ و ۲۶۳)

البته بیان درخواست های ناروای جنسی در نهان از سوی برخی افراد لازم نیست افشا شود، بلکه باید آن را چون رازی در سینه نگه داشت؛ مگر آن که برای دفاع از خود لازم باشد تا این رازها را افشا کرد.(یوسف، آیات ۲۴ تا ۲۶)

به سخن دیگر، عمل کردن طبق ظواهر و مخفى کردن اسرار، در صورت مصلحت، امرى پسندیده است و لازم نیست تا انسان هر رازی را آشکار کند و زمینه بحران را در اجتماع فراهم آورد.(همان، احزاب، آیه ۳۷)

اصولا در مواردی، افشاى اسرار و رازهای نهانی هم چون اسرار خانوادگی از سوی همسر یا همسران موجب انحراف قلبى و لغزش آنان می شود و لازم است تا هم چنان نهان بماند.(تحریم، آیات ۳ و ۴) به نظر می رسد کسانی که به افشای رازهای خانوادگی مبادرت می ورزند در اندیشه ضربه زدن به شخص یا اشخاص یا بنیاد خانواده هستند. بنابراین، این نوع افشاگری در حقیقت در چارچوب توطئه ساماندهی می شود و مجازات خاص خودش را به همراه دارد.(همان)

  1. سرقت: از دیگر نابهنجاری های اجتماعی می توان به سرقت و دزدی اشاره کرد که اعتماد اجتماعی را از میان می برد. از نظر قرآن، برداشتن مخفیانه چیزى از محل مخصوص و به اندازه خاص که حق برداشتن آن را ندارد، عملی زشت و بلکه مجرمانه تلقی شده و خداوند نه تنها آن را گناه بلکه جرمی با مجازات کیفری حد و تعزیر در دنیا دانسته است. کسی که به سرقت دست می یازد، باید انگشتان و دستان خویش را در این راه بدهد(مائده، آیات ۳۸ و ۳۹)؛ چرا که این رفتار نابهنجار اجتماعی، خیانتی در حق خود و دیگران(نساء، آیات ۱۰۵ و ۱۰۷)، ظلم و ستم به خود و دیگران(مائده، آیات ۳۸ و ۳۹؛ یوسف، آیات ۷۰ تا ۷۵)، فساد و تباهی در زمین و اجتماع(همان)
  2. تهمت و قذف: تهمت دارای انواعی است که از بدترین آن ها قذف به مردان و زنان پاکدامن است. در اصل به معناى پرتاب کردن است، مانند پرتاب تیر، سنگریزه، سپس به صورت استعاره در معانى دیگر مانند سبّ، نسبت کذب و زنا به کار رفته است.( لسان العرب، ج ۱۱، ص ۷۴ – ۷۵، «قذف»; النّهایه، ابن اثیر، ج ۴، ص ۲۹، «قذف».) قذف در اصطلاح فقهى، نسبت دادن زنا و لواط با الفاظ صریح به دیگرى است.( الرّوضه البهیّه، کتاب الحدود، الفصل الثالث فی القذف؛ تحریرالوسیله، ج ۲، ص ۴۲۵.) کسی که با زبان خویش دیگری را قذف می کند در حقیقت آبرو و عرض او را می برد.(نور، آیات ۴ و ۵) این گونه روابط اجتماعی میان همسران یا دیگران را مخدوش و بحرانی را موجب می شود که گاه نمی توان به سادگی آن را حل و فصل کرد و آثار و تبعات آن گاه نسل ها باقی و برقرار می ماند و بسیاری از مردم را درگیر خود می کند. افک و افتراء به دیگران نیز از همین گونه است.(نور، آیه ۱۱ تا ۱۹) از نظر قرآن، نسبت زنا به افراد پاکدامن، بدون ارائه چهار گواه، سبب قرار گرفتن در زمره دروغگویان، فاسقان، جواز اجرای حد شرعی ۸۰ تازیانه به قاذف و عدم پذیرش گواهی و شهادت او به عنوان انسان عادل، سرزنش و لعن الهی می شود.(نور، ایات ۴ تا ۲۳) خداوند هشدار می دهد که برخی از تهمت های هم چون افک و قذف می تواند جامعه را با بحران اجتماعی شدید مواجه کند، چنان که افک به زنان پیامبر(ص) موجب بحران اجتماعی در صدر اسلام شده بود.(همان) قذف و افک هم چنین زمینه ساز اشاعه فحشاء و گسترش و دامن زدن به آن می شود و باید از این جنبه نیز نسبت به این رفتار زشت و نابهنجار کلامی و رفتاری توجه شود.(همان) از نظر قرآن اجرای حدود نسبت به چنین افرادی می تواند به عنوان عامل بازدارنده عمل کند و افراد را به ایمان و رفتارهای هنجاری سوق دهد.(همان)
  3. غیبت: از دیگر رفتارهای نابهنجار اجتماعی می توان به غیبت اشاره کرد. غیبت آن است که برادر دینی خود را بدانچه او را ناخوش آید یاد کنى، پس اگر آن چیز در او باشد، غیبت و اگر نباشد بهتان نامیده مى شود؛ خواه این بدگویى با قول باشد یا فعل و خواه با اشاره باشد یا کنایه(زبده البیان، محقق و مقدس اردبیلی، ص ۵۳۰.) و خواه در امور دینى باشد یا دنیوى و خواه در لباسش باشد یا خانه.( جامع السّعادات، نراقی، ج ۲، ص ۲۹۳.) از نظر قرآن، غیبت مؤمنان از یکدیگر، عامل گسستن اخوّت ایمانى آنان می شود(حجرات، آیه ۱۲)؛ چنان که غیبت و بازگویى عیوب دیگران، مایه هتک حرمت و آبروى آنان است.(همان، نساء، آیه ۱۴۸) از همین روست که غیبت در اسلام حرام دانسته و غیبت کننده را کسی معرفی می کند که گوشت مرده برادر دینی خویش را می خورد.(حجرات، آیه ۱۲) عامل و بستر چنین رفتار نابهنجار اجتماعی را باید در اموری چون روحیه زشت تجسس در احوال زندگی دیگران(همان)، ثروت اندوزی(همزه، ایات ۱ و ۲) و بدگمانی و سوء ظن نسبت به دیگران دانست.(حجرات، آیه ۱۲) خداوند به غیبت کنندگان هشدار می دهد که جزای این رفتار نابهنجاری اجتماعی آنان دوزخ و آتش آن خواهد بود تا این گونه دست از این رفتار زشت خویش بردارند و به اصلاح خود بپردازند.(همزه، آیات ۱ تا ۶) از نظر قرآن کسانی که اهل تقوای الهی باشند (حجرات، آیه ۱۲) و به حقیقت غیبت و نیز علم و آگاهی خداوند توجه یافته باشند به طور طبیعی از این کار زشت اجتناب می کنند.(همان؛ نساء، آیه ۱۴۸)
  4. تجسس در احوال مردم: از دیگر رفتارهای نابهنجار اجتماعی که بحران هایی را موجب می شود، تجسس در احوال مردم است. تجسّس از مادّه «جسّ» در لغت به معناى شناسایى‌کردن به صورت پنهان و ظریف، و جاسوس از همین ریشه است(التحقیق، ج‌۲، ص‌۸۷‌، «جسّ».) و در اصطلاح قرآن به معناى کسب اطلاعات از لغزشهاى مؤمنان است که در شمار رذایل اخلاقى قرار دارد.( مجمع‌البیان، ج‌۹‌-‌۱۰، ص‌۲۰۵؛ المیزان، ج‌۱۸، ص‌۳۲۳.) از نظر قرآن، تجسّس، از عوامل اختلاف و گسستن برادرى ایمانى است.(حجرات، آیه ۱۲) از همین روست که به عنوان گناه دانسته و از آن نهی شده است.(همان) چنین رفتاری نمادی از فسق و ظلم و فجور نسبت به دیگران است. تنها کسانی از این رفتار زشت پرهیز می کنند که تقوای الهی داشته و خدا را در همه حال ناظر خویش بدانند. پس ذاکر یا شاهد و حاضر بودن خدا عامل بازدارنده از تجسس در احوالات مردم است.(همان)