میزان تاثیر وسایل و اسباب در تغییر مشیت الهی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

امام سجاد(ع) در دعای ۱۳ صحیفه سجادیه می فرماید: یَا مَنْ لَا تُبَدِّلُ حِکْمَتَهُ الْوَسَائِلُ؛ ای کسی که اسباب و دست آویزها حکمت او (آنچه صلاح دانسته و مقدّر فرموده) را تغییر نمی دهد. از این فراز به دست می آید که اسباب و وسایل توسلی که خداوند در آیات قرآنی بیان کرده است، در محدوده بیرون از حکمت الهی تاثیر گذار است؛ ولی وقتی انسان بخواهد از طریق اسباب و وسایلی در حکمت الهی تبدیل و تغییری ایجاد کند، چنین امکانی وجود ندارد.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا حقیقت حکمت را بیان کند که محدوده تاثیر توسل و اسباب آن را مشخص می کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

جریان امور دنیوی از طریق اسباب و وسایل

خداوند نظام هستی را بر اساس قوانین ثابتی آفریده است که از آن ها به عنوان سنت های الهی یاد می کند. سنت های الهی به گونه ای است که در آن تبدیل و تحولی رخ نمی دهد.(احزاب، آیه ۶۲؛ فاطر، آیه ۴۳؛ فتح،‌ایه ۲۳) یکی از سنت های الهی سنت اسباب است. به این معنا که هر امری در هستی از طریق اسباب جریان می یابد. البته این اسباب می تواند امری یا خلقی باشد.(اعراف، ایه ۵۴) پس این گونه نیست که اسباب الهی محدود به امور خلقی یا مادی و مانند آن شود،‌ بلکه دایره اسباب بسیار وسیع بوده و برای هر مسببی، سببی خاص در نظر گرفته شده است. از این روست که در آیات قرآنی از اموری چون تقوا، نماز، روزه، دعا ، زکات، صدقه، پیامبران ، امامان معصوم(ع) و مانند آن به عنوان اسباب توسل یاد شده و خداوند از مردمان می خواهد تنها به اسباب و وسایل ظاهری و مادی بسنده نکنند و افزون بر آن به اسباب غیر ظاهری و غیر مادی توجه داشته باشند؛(مائده، آیه ۳۵؛ اسراء، آیه ۵۷) چرا که اسباب غیر مادی و غیر ظاهری نیز حتی در امور مادی چون افزایش و کاهش بارندگی و مانند آن تاثیر دارند؛ چنان که خداوند تقوا را عاملی برای افزایش بارندگی و رزق و برکات معرفی می کند(اعراف، آیه ۹۶) و در روایات نیز زکات به عنوان عامل افزایش و شکوفایی اقتصادی معرفی می شود و یا این که صله رحم و قطع آن موجب تاخیر یا تقدیم اجل و مرگ آدمی می باشد.(الکافی، ج ۲، ص ۴۴۸؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۲۵۰)

امام صادق (ع) در باره این سنت الهی می فرماید: أَبَى اللَّهُ أَنْ یُجْرِیَ الْأَشْیَاءَ إِلَّا بِأَسْبَابٍ فَجَعَلَ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ سَبَباً وَ جَعَلَ لِکُلِّ سَبَبٍ شَرْحاً وَ جَعَلَ لِکُلِّ شَرْحٍ عِلْماً؛ خداوند ابا دارد که اشیاء جز از طریق آن جریان یابد. پس برای هر چیزی سببی قرار داده و برای هر سببی شرحی و برای هر شرحی علمی قرار داده است. (کافی، ج۱، ص ۱۸۳)

پس در نظام هستی، سنتی به نام سنت اسباب است و خداوند برای هر پدیده ای سببی قرار داده که تنها از همان راه آن را محقق می شود.

لزوم توسل جویی در هر کار

از آن جایی که سنت الهی بر این قرار گرفته که هر امر و کاری از طریق اسباب و وسایل صورت گیرد، لازم است تا انسان برای رسیدن به هر مقصد و مقصودی از وسایل و اسباب لازم آن بهره گیرد. از این روست که خداوند بارها در آموزه های قرآنی بر لزوم توسل جویی و وسیله مناسب یافتن برای رسیدن به مقاصد تاکید کرده است.

وسائل جمع وسیله است. وسیله به معنای هر چیزی است که انسان به کار می گیرد تا او را به هدف و مقصدش برساند. پس کسی که توسل می جوید می خواهد از آن وسیله خود را به دیگری نزدیک ساخته و بدان وسیله به شخصی تقرب جوید.(لسان‌العرب، ابن منظور، ج‌۱۵، ص‌۳۰۱، «وسل»)

در اهمیت و ارزش توسل همین بس که حتی کافران برای تقرب به خداوند بتان و امور دیگری را وسیله قرار داده تا این گونه به خداوند تقرب جویند.(زمر، آیات ۳ و ۴۳) خداوند از مومنان نیز می خواهد تا با توسل به پیامبران، به پیشگاه خداوند تقرب جویند.(نساء، آیه ۶۴؛ یوسف، آیه ۹۷)

البته از نظر آموزه های قرآنی، توسل به برخی از امور برای تقرب به خداوند مشروع و از برخی دیگر نامشروع است. از این روست که توسل به بتان نامشروع دانسته شده،‌ ولی توسل به پیامبران(ع) و اهل بیت(ع) جایز و مشروع شمرده شده است.(همان) چرا که طبق آنچه در روایات آمده، مقصود از کلمات در آیه ۳۷ سوره بقره، توسّل به حقّ پیامبر(ص) و خاندان ایشان اوست. (الدرّالمنثور، سیوطی، ج‌۱، ص‌۱۴۷؛ تفسیر نورالثقلین، ج‌۱، ص‌۶۷‌-‌۶۸‌، احادیث ‌۱۴۳‌-‌۱۴۸)

انسان برای رسیدن به هر مقصدی وسیله ای نیاز دارد. این مقاصد گاه مشروع و گاه غیر مشروع است؛ چنان که وسایل نیز گاه مشروع و گاه دیگر نامشروع است. از مهم ترین مقاصد و اهداف مشروع، قرب الی الله و تقرب جستن به خداوند می است. (مائده، آیه ۳۵) هم چنین بهترین وسایل برای این مقصد غیر از توسل جستن پیامبران(ع) و امامان (ع) تقوای الهی و عمل صالح چون نماز و روزه است. البته در روایات تفسیری در ذیل آیه ۳۵ سوره مائده مهم ترین وسایل تقرب جویی به خداوند نیز بیان شده است که می توانید بدان مراجعه نماید.

البته غیر مقصد اسنی که خداوند است می توان برای دیگر مقاصد مشروع مادی و غیر مادی از وسایل مشروع استفاده کرد. چنان که گاهی هدف از به کار گیری وسیله، رسیدن به خواسته ها و برآورده شدن حاجتهای روزانه مادی و دنیوی است که این هم ابزار و وسایل مخصوص به خود را دارد. از آیه ۳۵ سوره مائده به دست می آید که مجاهدت و تلاش در جهت تحقق خواسته، خود یکی از وسایل مهم در رسیدن به اهداف و مقاصد مشروع است.

حکمت الهی محدوده تاثیرگذاری اسباب و وسایل

چنان که از امام سجاد(ع) در دعای ۱۳ صحیفه سجادیه نقل شده، اسباب و وسایل مشروع دارای محدودیتی در تاثیر هستند. آن حضرت(ع) می فرماید: : یَا مَنْ لَا تُبَدِّلُ حِکْمَتَهُ الْوَسَائِلُ؛ ای کسی که اسباب و دست آویزها حکمت (و آن چه صلاح دانسته و مقدّر فرموده) را تغییر نمی دهد.

بنابراین، اسباب و وسایلی که انسان بدان توسل می جوید تا به مقاصد خود برسد محدود به دایره حکمت است. به این معنا که وسایل تا آن جایی تاثیرگذار است که موجب تغییر در حکمت الهی نشود.

«حکمت» از کلمه «حکم» گرفته شده است. در فرهنگ قرآنی حکمت، به گزاره هایی اطلاق می شود که به معارف قطعی و حقایق یقینی عقلی بازگشت کند.(التحقیق،‌ حسن مصطفوی، ج ۲، ص۲۶۵)

اما باید توجه داشت که تفاوت معناداری درباره اطلاق حکیم به انسان و خداوند وجود دارد. از این روست که راغب اصفهانی در بیان معنای اصطلاحی حکمت گفته است که حکمت در انسان به معنای دست یابى به حق، به وسیله علم و عقل است. اما این واژه هنگامى که به خدا نسبت داده شود به معناى شناخت اشیا و ایجاد آنها در نهایت استوارى است. پس حکمت در انسان، عبارت از شناخت موجودات و انجام دادن نیکیها است.( مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۲۴۹، «حکم»)

هم چنین گفته شده که حکمت به معناى اتقان و استوارى خاصّى است که در آن هیچ گونه سستى و خللى نباشد و بیش ترین کاربرد آن در معلومات عقلى است که مطابق با واقع باشد و هیچ گونه دروغ و باطلى در آن راه پیدا نکند.( المیزان، ج ۲، ص ۳۹۵) برخی نیز در تعلیل نامگذاری این نوع از معلومات عقلی به عنوان حکمت گفته اند که حکمت را از این جهت حکمت نامیده اند که صاحبش را از اخلاق پست جلوگیرى مى کند.( المصباح، ج ۱ – ۲، ص ۱۴۵، «حکم»)

به هر حال، حکمت در خداوند شناخت اشیاء و ایجاد آن ها در غایت استواری است. بنابراین، خداوند وقتی چیزی را می آفریند و برای آن برنامه ای دارد، این آفرینش و برنامه در کمال استواری و اتقان است به گونه ای که هیچ گونه خلل و باطلی در آن را نمی یابد. از این روست که خداوند درباره خلقت و آفرینش جهان می فرماید که در آن هیچ گونه عبث و بیهودگی و بی هدفی(مومنون، آیه ۱۱۵) و هم چنین تفاوت و فطور و خللی نیست.(ملک، ایه ۳)

بنابراین، حکمت الهی است که آفرینش را در یک اتقان و استواری کامل قرار داده و در مسیر یک هدف مشخص و معینی پیش می برد. پس هرگز لهو و لغو و لعبی در آفرینش نیست که بیانگر بی حکمت و فقدان فلسفه وجودی باشد.

این حکمت الهی است که در چارچوب مشیت با آن آشنا هستیم؛ به این معنا که خداوند به حکمت خویش چنین خواسته و مشیت کرده که هستی در یک مسیری بر اساس سنت ها و قوانین الهی حرکت کند تا به فرجام و سرانجام خود برسد. هر گونه بهره گیری از اسباب و وسایل در تغییر این حکمت غیر ممکن است و هرگز تغییر و تبدیل و تحویل و تحولی در آن راه نمی یابد و اگر بدا و تغییر راه یابد در بیرون از محدوده حکمت نخواهد بود؛ به این معنا که اگر آن چه در ام الکتاب نگاشته شده در صورتی با توسل به اسباب مشروع قابل تغییر و تبدیل است که در چارچوب حکمت باشد. پس این که از امام جعفر صادق(ع) در تعقیبات نماز صبح روایت شده که شخص از خداوند بخواهد: اللَّهُمَّ امْدُدْ لِی فِی عُمْرِی وَ أَوْسِعْ عَلَیَّ فِی رِزْقِی وَ انْشُرْ عَلَیَّ رَحْمَتَکَ وَ إِنْ کُنْتُ عِنْدَکَ فِی أُمِّ الْکِتَابِ شَقِیّا فَاجْعَلْنِی سَعِیدا فَإِنَّکَ تَمْحُو مَا تَشَاءُ وَ تُثْبِتُ وَ عِنْدَکَ أُمُّ الْکِتَابِ؛ خدایا بر عمرم بیفزا،و در روزیم وسعت عنایت کن،و رحمتت را بر من بگستران،و اگر نزد تو در کتاب تقدیر و سرنوشت بد فرجام هستم مرا نیکبخت گردان چرا که تو آنچه را بخواهى محو و آنچه را بخواهى ثبت می نمایى و کتاب تقدیر و سرنوشت در اختیار توست.

پس این تغییر که در ام الکتاب رخ می دهد تنها در چارچوب حکمت الهی است وگرنه هیچ توسلی از جمله دعای انسان هیچ تاثیر نخواهد داشت. خداوند در آیاتی به پیامبر(ص) می فرماید که توسل جویی او تنها در این محدوده پاسخ مثبت می یابد وگرنه هیچ تاثیر نخواهد داشت. پس تلاش ها و مجاهدت های پیامبر(ص) نیز محدود به دایره حکمت است تا تاثیر بگذارد.(نگاه کنید: منافقون، آیه ۶؛ بقره، آیه ۷۵؛ کهف، آیه ۶؛ شعراء، آیه ۳ و آیات دیگر)

حکمت الهی همواره با عزت(بقره، آیه ۱۲۹ و آیات دیگر)، علم(بقره،‌ آیه ۳۲ و ایات دیگر) و خبیر(انعام، آیات ۱۸ و ۷۳ و آیات دیگر)همراه است. این بدان معناست که خداوند در ایجاد اشیاء و ربوبیت آن هرگز بیرون از دایره حکمتی که دارای عزت و علم و خبرویت است عمل نمی کند. پس هیچ چیز نمی تواند آن حکمت الهی را تغییر دهد و موجب بداء شود. پس از این جا نیز دانسته می شود که بدا هر چند در امور کلانی اتفاق می افتد و تنها محدود به دایره جزئیات و مسایل شخصی چون شقاوت و سعادت یک شخص نیست؛ اما با این همه هرگز بیرون از دایره حکمت و مشیت عام الهی نخواهد بود و این گونه نیست که رفتار آدمی که موجب بداء مثلا در ظهور امام زمان(عج) شده است، بیرون از دایره حکمت و مشیت عام الهی بوده است.

بدا در لغت به معناى ظاهر شدن است(المصباح، ج‌۱‌-‌۲، ص‌۴۰، «بدا») و در اصطلاح عبارت است از آشکار شدن امرى از ناحیه خداوند برخلاف آنچه ظاهر بوده است که در واقع اولى را محو و دومى را اثبات کرده و خدا به هر دو حادثه آگاه است.(المیزان، ج‌۱۱، ص‌۳۸۱) گفتنى است که بدا درباره خدا دگرگون شدن تصمیم و اراده نیست، بلکه این لفظ همانند غضب و رضا در حق خدا استعمال مجازى دارد و «بدا للّه» بدین معناست که از جانب او ظاهر‌شد.( تصحیح اعتقادات الامامیه، ص‌۶۷‌)

بنابراین، هر تغییر و تبدیلی که به عنوان بدا انجام شده مانند بدا در ذبح اسماعیل(صافات؛ آیات ۱۰۲ تا ۱۱۰)، بدا در عذاب قوم یونس با سبب توسل جستن ایشان(یونس، ایه ۹۸) در چارچوب حکمت و مشیت الهی بوده است(رعد، آیه ۳۹).

امام صادق(ع) در باره بدایی که نسبت به حضرت اسماعیل(ع) اتفاق افتاده فرموده است: هیچ بدایى از سوى خدا مانند آنچه در مورد اسماعیل اتفاق افتاد، واقع نشد؛ هنگامى که پدرش ابراهیم(علیه السلام) را مأمور ساخت به ذبح وى، سپس (گوسفندى را) به جاى او فدیه داد. (تفسیر نورالثقلین، ج‌۴، ص‌۴۲۰)

آن حضرت (ع) درباره بدا نسبت به قوم یونس نیز می فرماید: یونس(علیه السلام) قومش را به ایمان دعوت مى‌کرد و آنها اجابت نکردند؛ سپس بر آنان نفرین کرد. خداوند به وى وحى کرد که در فلان روز عذاب بر آنها نازل مى‌شود و ایشان در آن روز گریه کرده (توبه نمودند) و خدا عذاب را از آنها برگرداند. (تفسیر قمى، ج‌۱، ص‌۳۱۸)

خداوند در آیاتی که مرتبط با مساله بدا است بیان می کند که علت این تغییر هر چند که عملکرد مردم مانند فسق قوم یهود(مائده، آیه ۲۶)، تسلیم ابراهیم(ع) و اسماعیل(ع) در برابر حکم الهی(صافات، آیات ۱۰۲ تا ۱۱۰) و ایمان آوری قوم کافر یونس(ع) پس از خروج ایشان(یونس، آیه ۹۸) بوده است،‌ولی هرگز این به معنای خروج از حکمت و مشیت عام الهی نیست و این گونه نیست که علم خداوند و خبرویت ایشان به جهل و عدم کارشناسی و یا عزت یافتن قانون و سنتی بر خداوند شود؛ چرا که همه این ها در چارچوب حکمت و مشیت عام الهی و بر اساس علم و خبرویت و عزت اوست. پس این خداست که به حکمت محو و اثبات می کند.(رعد، آیه ۳۹)

از آیات قرآنی به دست می آید که دادن اراده و اختیار به انسان(نساء، آیه ۱۷۰؛ انسان، آیه ۳۰)،‌ایجاد خوف و رجا در آنان(توبه، آیه ۱۰۶)، بعثت پیامبران(بقره،‌ آیه ۱۲۹)، پذیرش توبه گناهکاران(نساء، ایه ۱۷)، به کار گیری جنود و تدبیر امور هستی از طریق آنان(فتح، ایه ۴)، تشریع حدود و احکام و قوانین(مائده، آیه ۳۸؛ نساء، ایه ۹۲)، بهره گیری از اسباب از جمله توکل و توسل (انفال، ایه ۴۹) و بهشت و دوزخ و دیگر سنت ها و قوانین جاری الهی بر هستی همه برخاسته از حکمتی است که تبدیل و تحویلی در آن راه نخواهد یافت.

به هر حال، دایره و میزان تاثیرگذاری اسباب و وسایل در جهان همواره در چارچوب حکمت و مشیت عام الهی خواهد بود و این گونه نیست که وسیله ای بتواند خارج از این دایره تاثیرگذار باشد.