میثاق ولایت با خدا و آثار آن

samamosبی گمان عنصر ولایت، بنیاد دین اسلام است؛ چرا که اصول دین در سایه سار عدالت معنا و مفهوم می یابد و فروع دین در سایه آن اجرایی می شود و در زندگی فردی و اجتماعی شخص تاثیر می گذارد و زمینه را برای دست یابی خلافت و ربوبیت الهی فراهم می آورد. از این روست که در آیات و روایات بی شمار از ولایت به عنوان عهد الله و امانت الهی یاد شده است.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا تحلیل قرآن را نسبت به مساله عهد و میثاق الهی و مفهوم و آثار آن به دست دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

عهد ولایت و امامت

عهد در لغت عربی به معنای حفظ و نگهداری چیزی و مراعات آن در همه احوال است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی ، ص ۵۹۱) در زبان فارسی از آن به پیمان تعبیر می باشد. در کاربردهای قرآنی واژه عهد بارها با واژه دیگر یعنی مسئولیت به کار رفته است. این بدان معناست که عهد و پیمان امری است که مسئولیت و پاسخ گویی را در خود همراه دارد و انسان می بایست همواره به این نکته توجه کند که هر عهدی به معنای مسئولیت و پاسخ گویی نسبت به آن می باشد.(اسراء ، آیه ۳۴ و احزاب ، آیه ۱۵)

در قرآن هم چنین عهد گاهی نسبت به خدا و گاه نسبت به دیگران است. راغب اصفهانی بر این باور است که عهد خدا گاه به معنایی است که مرتکز عقلی ماست و ما به طور طبیعی و فطری با آن آشنایی داریم؛ و گاهی به معنایی است که قرآن و سنت پیامبر(ص) ما را به آن امر کرده است و گاه سوم به معنای تعهداتی است که ما به عنوان بندگان الهی خودمان را با نذر و مانند آن بدان ملتزم می کنیم تا انجام دهیم در حالی که در اصل شرع واجب نیست.(مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۵۹۲)

در قرآن واژگانی دیگر در همین معنا و مفهوم عهد به کار رفته است که با در نظر گرفتن ویژگی های مشترک و چشم پوشی از تفاوت های لطیف معنایی میان آنها، می توان گفت که همین معنا و مفهوم پیش گفته را می رسانند. از جمله این واژگان می توان به عقد، میثاق و ایمان و ترکیبات و مشتقات آن اشاره کرد.

ما در زندگی معمولی خود با دیگران برای پاسخ گویی به نیازهای روزانه زندگی ، عهد و پیمان هایی را می بندیم. این پیمان ها، تعهدات و مسئولیت هایی است که خود را لازم می دانیم تا در چارچوب آن حرکت کنیم و بدان وفادار باشیم. بسیار گفته و شنیده ایم که وفای به عهد و عقد، سرمایه اجتماعی است و انسان ها با سرمایه وفای به عهد و عقد است که جامعه سالم را ایجاد می کنند، چرا که انسان ها در سایه اعتماد به یک دیگر ارتباطات و تعاملات میان خود و یا دیگر جوامع را سامان می دهند. اگر سرمایه اجتماعی اعتماد از جامعه ای رخ بر بندد، آن جامعه دچار بحران هویت و سقوط می شود و واگرایی به جای همگرایی و انسجام می نشیند و سقوط و نیستی را برای خود رقم می زند.

وفای به عهد و پیمان، یک مسئولیت و حکم عقلانی و عقلایی است. به این معنا که عقل انسانی خود حکم می کند که برای حفاظت بر وحدت اجتماعی و اعتماد عمومی لازم است که هر کسی به آن چه پیمان بسته وفادار باشد و کارهای خود را بر اساس پیمان نامه انجام دهد. شریعت اسلامی که موافق فطرت و عقل سالم و طبیعت عقلایی است، این حکم عقل و عقلا را تایید و امضا کرده است.(مائده ، آیه ۱ و اسراء، ایه ۳۴)

بی گمان مهم ترین و اساسی ترین رابطه در هستی را می بایست در رابطه انسان و خدا جست. در این رابطه نیز عهدها و پیمان هایی وجود دارد که انسان متعهد و ملتزم به انجام آن است. از مهم ترین پیمان هایی که میان خدا و انسان وجود دارد، عهد ولایت است.

ولایت که اطاعت با خاستگاه محبت است، مسیر درست زندگی بشر را نیز تبیین می کند و راه دست یابی به کمالات مطلق و تقرب الهی را نشان می دهد. ولایت همواره دو سویه است؛ چرا که محبت یک سویه معنا و مفهومی ندارد؛ از این روست که "یحبهم " خدا می بایست پاسخی چون " یحبونه " داشته باشد؛ چنان که لازم است که این محبت با اطاعت همراه باشد تا ولایت معنا و مفهومی درست و کامل یابد. البته اطاعت خدا به پاسخ گویی به نیازهای بشر در مسیر متاله و خدایی شدن است؛ چنان که اطاعت انسان نسبت به خدا نیز عمل به مسئولیت های عقلانی و عقلایی و شرعی می باشد.

ولایت الهی در سراسر هستی در جریان است؛ اما در جامعه انسانی نمود خاصی دارد که از آن به امامت یاد می شود. به این معنا که مظهر ولایت عظمای الهی در جامعه انسانی، امامت است. امام کسی است که مظهر ولایت الهی در میان انسان هاست؛ چرا که او انسان کامل معصومی است که با اطاعت مطلق و اخلاص و تقوا، از طریقت شریعت به حقیقت ولایت رسیده و با متاله و خدایی شدن ، مامور هدایت دیگران به سوی جامعه آرمانی و انسان خدایی شده است. از این روست که عهد امامت از سوی خداوند تنها به کسانی تعلق می گیرد که از همه آزمون های سخت و دشوار الهی سربلند بیرون آمده اند و مصداق عدل الهی شده و از کم ترین ظلم مبرا و پاک می باشند. شرک که ظلم بسیار بزرگی است در هیچ یک از مراتب توحیدی در ایشان وجود ندارد و در همه مراتب عبادی از آن پاک و مبرا هستند. بر این اساس است که خداوند هر گونه شرکی را در هر مرتبه ای در هر دوره ای زندگی را مانع اعطای امامت به انسان دانسته و اعطای آن را تنها شایسته معصومان از ظلم و گناه می داند.(بقره ، آیه ۱۲۴ و جامع البیان ، ج ۱ ، جزء ۱ ، ص ۷۳۸ ) اصولا انسان غیر معصوم از قبایح و زشتی ها یا ظالم به نفس خود یا ظالم به دیگران است(مجمع البیان ، ج ۱ و ۲ ، ص ۳۸۰) و شرک در هر مرتبه ای در این گونه افراد به سبب آن که ظلم بزرگی در حق خداوند است، مهم ترین مانع در راه امامت ایشان خواهد بود(جامع البیان، ج ۱، جزء ۱ ، ص ۷۳۸)

خداوند در آیه ۱۰ سوره فتح وفاداری در بیعت با پیامبر(ص) را مصداق وفای به عهد با خدا بر می شمارد، چرا که اصولا وفای به عهد با خدا جز در اطاعت از امام معنا ندارد؛ زیرا امام در هر جامعه ای، مظهر ولایت کلیه الهی است و اطاعت از وی به معنای اطاعت از ولایت کلیه الهی خواهد بود که همان معنای وفای به عهد با خداست.

از آن جایی که پیامبر اکرم(ص) صادر نخست، نخستین مخلوق و اولین مجرای فیض الهی است، در مقام کمال مطلق مظهر تمام و کمال خداوندی است. از این روست که ولایت وی مظهر تمام و کمال ولایت الهی می باشد. بر این اساس است که از همه هستی از جمله همه پیامبران عهد و میثاق گرفته شده است تا تحت ولایت کبرای آن حضرت باشند و به ایشان ایمان داشته و او را اطاعت و یاری رسانند.(آل عمران، آیه ۸۱ و نیز روح المعانی ، ج ۳ ، جزء ۳، ص ۳۳۴ و هم چنین احزاب ، آیه ۷)

چنان که گفته شد عهد ولایت همان عهد اطاعت در همه مراتب است، انسان ها نیز مانند دیگر مخلوقات هستی متعهد و ملتزم شده اند که خدا را پرستش کرده و از عبودیت طاغوت بیزاری جویند (یس ، آیات ۶۰ و۶۱) و به فرمان های عقل و شرع عمل کرده و اطاعت نمایند.(مائده ، آیه ۷ و آیات دیگر ) این نماد کامل این اطاعت را می توان در اطاعت از پیامبر(ص) و اولوالامر(ع) دید که معصوم از گناه و خطا و مجلی و مظهر خداوندگار می باشند.(همان و آیات دیگر )

آثار و برکات وفای به عهد ولایت و امامت

وفای به عهد با خدا یعنی پیروی کامل از ولایت و امامت، آثار و برکات بسیاری دارد که از جمله آن ها می توان به دست یابی به همه کمالات شایسته انسانی اشاره کرد؛ چرا که انسان تنها از طریق اطاعت از ولایت و امامت و وفای به عهدی چنین است که می تواند به تمام کمالات انسانی دست یابد؛ زیرا طریقت دست یابی به حقیقت کمال تنها از راه شریعتی می گذرد که اطاعت از ولی الله و امام(ع) محور و مدار آن می باشد.

انسانی که راه اطاعت از ولایت را بر می گزیند به عهد با خدا وفادار مانده است و با هویداسازی حب و دوستی الهی در خود از این طریق ، محبت کامل الهی را جلب می کند و با تقرب جویی با حبل الله متین و عروه وثقای ولایت خود را به مرزهای صبغه الله و متاله شدن می رساند و پس از دست یابی به تاله و خدایی شدن در مقام ربانیون قرار می گیرد و نه تنها خود را به کمال می رساند بلکه دستگیر دیگران نیز می شود. این گونه است که بهشت به عنوان نماد و مظهر کامل جمال الهی به سوی وی می شتابد و براو سلام می فرستد.(رعد، آیات ۲۰ تا ۲۴ و نیز توبه ، آیه ۱۱۱ و نحل ، آیه ۹۵ و آیات بسیار دیگر)

از این روست که خداوند وفای به عهد با خود را از سوی انسان امری بسیار مهم و با اهمیت بر می شمارد و آن را تنها از اوصاف اولوالالباب می داند که حقیقت را در یافته اند و با خردورزی خویش کوشیده اند تا در همان مسیر اطاعت از ولایت گام برداشته و به مقصد و مقصود نهایی برسند.(رعد، آیات ۱۹ و ۲۰)

از آن جایی که مظهر اطاعت و وفای به عهد با خدا، اطاعت از امام معصوم از پیامبران و اولیای الهی است(فتح ، آیه ۱۰) در پرتو این اطاعت از امام است که جامعه به وحدت می رسد. از این روست که خداوند در آیه ۸۱ سوره آل عمران با اشاره به لزوم ایمان و تبعیت از پیامبر بعدی، بر لزوم پیروی از هر امام و پیامبری تاکید می کند. به این معنا که در هر دوره ای پیامبر یا امام آن زمان، محوری است که امت ها بر محور او متحد می شوند.(مجمع البیان، ج ۱ و ۲ ، ص ۷۸۵)

امت ها و ملت ها در سایه امامت ولی الله است که به آرامش قلبی دست می یابند ؛ از این روست که خداوند در آیات ۱۰ و ۱۸ سوره فتح آرامش قلبی مومنان و جامعه ایمانی را بر اثر وفای به عهد در بیعت با پیامبر(ص) بر می شمارد، تا بیان کند که جامعه ایمانی در سایه سار پیروی از امام و اطاعت از اوست که به آرامش واقعی و امنیت روانی، روحی و دیگر مصادیق آن دست می یابد.(مجمع البیان، ج ۹ و ۱۰، ص ۱۷۶ تا ۱۷۹)

هم چنین دست یابی ملت ها و جوامع به غنایم و شکوفایی اقتصادی تنها در سایه سار پیروی و اطاعت از ولایت و امامت تحقق می یابد.(فتح ، آیات ۱۰ تا ۱۹) هر چند که در این آیات سخن از غنایم جنگی است، ولی می بایست توجه داشت که غنمیت هر آن سود و منفعتی است که به فرد و جامعه می رسد. بر این اساس می توان گفت که شکوفایی اقتصادی و دست یابی جامعه به ثروت و مکنت تنها در سایه پیروی ولایت و امامت است.

بنابراین می توان گفت که اطاعت از ولایت و امامت، سعادت فردی و جمعی جوامع بشری را تضمین می کند، چرا که این اطاعت پدید آورنده ، آرامش و آسایش است که مولفه های سعادت و خوشبختی است.

خداوند در همین آیات عهد و بیعت مومنان با پیامبر(ص) و وفاداری و اطاعت آنان از این بیعت را مایه رضایت مندی و خشنودی خود معرفی می کند. بر این اساس می بایست گفت که وفاداری و اطاعت از ولایت و امامت در جوامع موجبات رضایت الهی را فراهم می آورد که نتیجه و پیامد طبیعی آن خوشبختی انسان در دنیا و آخرت خواهد بود.

هم چنین دست یابی به پیروزی های ظاهری و چیرگی بر دشمنان و فتح سرزمین ها و آزادی ملت های در بند و مصونیت یابی از آسیب دشمنان و تعرضات ایشان از دیگر دستاوردها و اثار وفای به عهد با خدا در حوزه ولایت و امامت است که در این آیات به صراحت تبیین شده است.

انسان ها و جوامع ایمانی و وفادار به عهد و پیمان الهی، در پرتو عنایات الهی از بندگی طاغوت و عبادت شیاطین می رهند و به بندگی خداوند می رسند(یس ، آیه ۶۰) ایشان به اطاعت از پیامبران و راه ایشان می پردازند؛ چرا که هدایت و دست یابی به کمالات را در آن می جویند(آل عمران ، ایه ۸۱) بر اساس آموزه های الهی عمل می کنند و کتمان حق و حقیقت نمی کنند(آل عمران ، آیه ۱۸۷) و در دیگران را نیز به این راه دعوت کرده و تبلیغ دین می کنند(احزاب ، آیه ۷) و در صورت مقاومت به جهاد در راه خدا می پردازند(احزاب، آیه ۲۳) و به هیچ وجه از حق دست بر نمی دارند و حق گو(احزاب،آیه ۱۶۹) و عامل به حق می باشند و به سبب دست یابی به کمالات نه تنها خود را از دوزخ خشم الهی می رهانند بلکه دستگیر دیگران بوده و با شفاعت خویش و همراهی در جهاد و تبلیغ آنان را نیز به سوی بهشت رهنمون می شوند(مریم ،آیه ۸۷)

هر کسی به این عهد الهی وفادار نباشد می بایست خود را مهیا محرومیت از رشد و تزکیه الهی (آل عمران ، آیه ۷۷) محروم از عنایت خاص خداوندی(همان) و دوستی و محبت وی کند.(انفال ، آیات ۵۶ تا ۵۸) بنابراین ، در آخرت نیز محروم از بهره های اخروی خواهد بود (آل عمران ، آیه ۷۷) چرا که خسران و زیان و ضلالت در دنیا گریبانگیر وی می شود(بقره ، آیات ۱۱۵ ، ۲۷ و ۲۶) و گرفتار فسق می گردد.(همان)

از نظر قرآن بی وفایی به عهد و پیمان الهی ، نشانه ای از بی ایمانی و کفر است. (بقره ، آیات ۹۲ تا ۱۰۰) انسان کافر و بی ایمان نیز هرگز ره به جایی نمی برد و در دنیا و آخرت سرگردان و زیانکار است.

ولایت الهی که در پیامبران و اولیای الهی (ع) ظهور دارد به دو بخش ولایت ظاهری و ولایت باطنی یا ولایت تکوینی و ولایت تشریعی دسته بندی می شود. آن چه در قرآن از اطاعت از ولایت و امامت مطرح می باشد هر دو بخش است؛ ولی تاکید بیش تر بر ولایت تشریعی است ؛ چرا که جامعه انسانی با ولایت تشریعی است که به کمالات می رسد و نیازمند آن است؛ از این روست که مساله بیعت مطرح می شود که پیمان بستن با کسانی است که ولایت تکوینی دارند و در مقام ربوبیت ظهور یافته اند. جامعه ایمانی با بیعت آن ولایت ربانی امامان (ع) را می پذیرد و با اطاعت و پیروی از آن خود را به کمالات شایسته و بایسته می رساند.

انسان ها نسبت به ولایت تشریعی می توانند بی وفایی را نشان دهند و نقض پیمان کنند ؛ چرا که ولایت تکوینى یک مقام عینى است که نه در غدیر نصب شده است نه در سقیفه غصب. و اساساً قابل نصب و غصب نیست، آن فیض خاص الهى است که نمى‏توان از کسى گرفت. بنابراین آن چه با بیعت بیان می شود اقرار به ولایت تشریعی است که بر اساس ولایت تکوینی ظهور یافته است و همین ولایت است که مورد غضب قرار می گیرد و نسبت به آن بی وفایی صورت می گیرد. البته کسی که ولایت تشریعی را نپذیرد و یا آن را نقض کند، در حقیقت ولایت تکوینی را نیز منکر شده است هر چند که انکار وی در آن مرتبه تاثیری ندارد.

در مقابل کسی که ولایت تشریعی را می پذیرد از ولایت تکوینی ولی الله نیز بهره مند می شود و در مسیر متاله شدن گام های بلندی بر می دارد. باشد با پیروی از ولایت و اطاعت از امامت مسلمین، دنیا و آخرت خود را آباد کنیم و از گناه و پستی ها و ضلالت و شقاوت ابدی رهایی یابیم.