موجودات چهارگانه هستی

samamosموجودات جهان را از نظر وابستگی و نیاز می توان در چهار مرتبه و درجه دسته بندی کرد؛ چرا که موجودات ناقص‌، مُستَکفی‌، تامّ‌ و یا فوق‌التمام هستند.

۱. موجودات ناقص که بیش ترین مصادیق را دارند، اکثریتی را تشکیل می دهند که ما با آن ها ارتباط داریم. همه جمادات و نباتات و حیوانات از این دسته هستند؛ زیرا این ها در همه چیز نیاز دارند که حمایت شوند و نقص و کمبود در ذات آنان وجود دارد. یک درخت نیاز دارد تا کمبود خودش را از راه آب و هوا و خاک و مانند آن تامین کند و از بیرون کمک بگیرد. عالم طبیعت بیش ترین موجودات ناقص را در خود دارد.

۲. موجودات مستکفی در درجه بالاتر قرار می گیرند که نیازمندی آنان به دیگران کم تر است و به یک شکلی می توان آن ها را موجودات خودکفا دانست که نیاز خودشان را خودشان برآورده می‌کنند. می‌گویند برخی از ملائکه از این قبیل‌ هستند. موجودات مستکفی‌ محتاج هستند ولی حاجت خودشان را به عنایت الهی حل می‌کنند و نیازی به غذا و نکاح و امثال ذلک ندارند.

۳. موجودات تام آن است که خداوند اینها را کامل آفریده و کمالشان هم در عبادت الهی است. اینان همواره مستغرق در عبادت حق‌ تعالی هستند و نیازی به چیزی و کسی ندارند و از جای دیگر کمک نمی‌گیرند. اینان ناقص هم خلق نشدند. از این دسته می توان به مجرّدات عالیه اشاره کرد. شاید عرش و لوح و قلم و اینها از همین قبیل باشند.

۴. موجود فوق‌التمام فقط ذات اقدس الهی است که نه تنها نقص و حاجتی ندارد بلکه حاجت هر محتاجی را هم او برآورده می‌کند.

جایگاه انسان در میان موجودات چهارگانه

از آن جایی که انسان ها موجودات خاصی هستند و دارای اراده و اختیارند می بایست آنان را در جایگاه دیگری قرار داد؛ زیرا اینان تا زمانی که در دنیا هستند در حال شدن و صیرورت هستند و نمی توان آنان را در هیچ یک از دسته بندی های گذشته قرار داد،‌ بلکه اینان خودشان مشخص و معین می کنند که در کدام سه دسته قرار خواهند گرفت. از این رو گفته شده است که انسان‌ها سازه افکار و اعمال خودشان هستند. در انسان ها می توان هر سه دسته را یافت. برخی خودشان را جزو دسته اول قرار می دهند و هرگز از نقص بیرون نمی آیند و از استعداد الهی خود بهره نبرده و زیانکار و اهل خسران هستند(سوره عصر) اما برخی دیگر به مقام مستکفی می رسند و برخی دیگر هم به مقام تمام دست می یابند.

ثقه الاسلام کلینی در کافی از وجود مبارک پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل کرد که حضرت به برخی از اصحاب فرمود: اگر شما بر حالات معنوی و الهی‌تان مداومت کنید، «لصافحتکم الملائکه ؛ ملائکه با شما مصافحه می‌کنند.»( الکافی, ج۲, ص۴۲۴) عدّه‌ای از انسان ها با عبودیت راه کمال را می پیمایند و خدایی و ربانی می شوند به گونه ای که فرشتگان خدمتکاران آنان می شوند. این هایی که در طلب علم الهی هستند و در این راه خلوص دارند و به علم خودشان هم عمل می کنند،‌فرشتگان در خدمت ایشان قرار می گیرند؛ چنان که پیامبر(ص) می فرماید: إنّ الملائکه لتضعُ أجنحتها لطالب العلم؛ فرشتگان بالهایشان را برای طالب علم پهن می کند.»( الکافی، ج۱، ص۳۴)

پس انسان می تواند از راه عبودیت رنگ خدایی گیرد و صفات الهی را در خود تحقق و ظهور بخشد و متاله شده و در مقام خلافت الهی، به ربوبیت وپروردگاری بپردازد و همگان از جمله فرشتگان ساحت قدس را به خدمت گیرد تا اهداف او را تحقق بخشند. اینان به نوعی دارای تمامیتی هستند که نه برای برآورد نیازهای خود بلکه پرورش دیگران از جنود الهی از جمله فرشتگان بهره می برند. اینان جانشین خدا و خلیفه الهی هستند و نیاز آنان به فرشتگان و دیگر جنود همانند بهره گیری خداوند از فرشتگان به عنوان جنود و مجاری فیض است.