موانع بهره مندی از شفاعت معصومان(ع)

بسم الله الرحمن الرحیم

شفاعت و توسل شیوه های برای رهایی از مشکلاتی است که انسان برای خویش ایجاد می کند. انسان همان طوری که برای تحقق خواسته های خویش از همه راه های مشروع، معقول و مقبول بهره می گیرد، در شرایطی که دچار مشکل شود نیز می کوشد فراتر از اسباب ظاهری در اختیار از اسبابی بهره گیرد که به نوعی «استعانت» از ابزارهای الهی است. شفاعت و توسل دو ابزار مشروع، معقول و مقبول الهی برای رهایی از مشکلات و گذر از بحران است که در اختیار انسان قرار گرفته است.

مشروعیت استعانت به ابزار در توحید

یکی از آموزه های بسیار مهم قرآنی، توحید فعل است. مفهوم قرآنی آن دلالت می کند که هر فعلی در عالم «عندالله» است، با این تفاوت که فعل صالح «من الله» و فعل طالح «من غیرالله» است؛ چنان که خدا می فرماید: ایْنَمَا تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ کُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَهٍ وَإِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَهٌ یَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَهٌ یَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِکَ قُلْ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَمَالِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَا یَکَادُونَ یَفْقَهُونَ حَدِیثًا ؛ مَا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَهٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَکَ مِنْ سَیِّئَهٍ فَمِنْ نَفْسِکَ وَأَرْسَلْنَاکَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَکَفَى بِاللَّهِ شَهِیدًا؛ هر کجا باشید شما را مرگ درمى‏ یابد، هر چند در برجهاى استوار باشید؛ و اگر پیشامد خوبى به آنان برسد، مى‏ گویند: این از جانب خداست؛ و چون صدمه‏ اى به ایشان برسد، مى‏ گویند: این از طرف توست. بگو: همه از جانب خداست، آخر این قوم را چه شده است که نمى‏ خواهند سخنى را درست و ژرف دریابند. هر چه از خوبیها به تو مى ‏رسد از خداست، و آنچه از بدى به تو مى ‏رسد از خود توست و تو را به پیامبرى براى مردم فرستادیم و گواه بودن خدا بس است.(نساء، آیات ۷۸ و ۷۹)

در حقیقت، آن که قوت و حول را برای انجام یا ترک یا تحویل چیزی می دهد، خدا است که منشاء و خاستگاه قوت است؛ بنابراین، هر عملی به یک معنا به خدا این منبع قوت مرتبط است؛ اما از آن جایی که انسان و جن دارای اراده و حق انتخاب آزاد و مختار است، می تواند این قوت را برای کار خوب یا بد استفاده کند.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، از خداوند جز نیکی و حسنه به انسان چیزی نمی رسد؛ زیرا خدا رحمت مطلق است؛ بنابراین اگر بدی به انسان می رسد؛ چیزی جز پاداش عمل بد خود انسان نیست(نساء، آیه ۷۹)؛ زیرا انسان رحمت را با کارهای خویش به نقمت تبدیل می کند.(رعد، آیه ۱۱؛ انفال، آیه ۵۳)

از آن جایی که بر اساس توحید فعل، خاستگاه هر فعلی خدا است؛ انسان در هیچ کاری نمی تواند بدون استعانت از قوت الهی کاری انجام دهد؛ زیرا تا «قوت» نباشد، قدرتی بر انجام خوب و بد یا ترک عملی خوب یا بد نیست؛ از همین روست که خدا در قرآن به مومنان آموزش می دهد تا به این امر توجه یابند که همه برای کاری باید به خدا استعانت جویند: ایاک نستعین؛ فقط از تو استعانت می جوییم.(حمد، آیه ۵)

از نظر قرآن، لازم است تا انسان برای حتی انجام بندگی خالص برای خدا: ایاک نعبد؛ فقط تو را عبادت می کنیم(حمد، آیه ۵)، به خدا استعانت جویند؛ زیرا بدون استعانت به خدا حتی بندگی از سوی بنده تحقق نمی یابد.

از نظر قرآن، استعانت به ابزارهای مشروع، معقول و مقبول هیچ تضادی با توحید فعل ندارد؛ زیرا خدا به صراحت از استعانت جویی به صبر و نماز سخن گفته و می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاهِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید از صبر و نماز یارى جویید؛ زیرا خدا با شکیبایان و صابران است. (بقره، آیات ۱۵۳ و ۴۵)

بنابراین بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، بهره گیری از ابزار و اسباب مثل عسل برای درمان و شفا(نحل، آیه ۶۹) به معنای شرک نیست؛ زیرا زمانی شرک خواهد بود که انسان «شافی» یعنی خدا را در این آیات الهی یعنی عسل نبیند و شفا را مستقیم به عسل نسبت دهد؛ در حالی که آن کس که در عسل شفا قرار داده است، خدا است و اوست که شافی واقعی است. در رویش گیاهان و باوری «بذر و بزر» نیز اوست که «زارع» است و آن را پرورش می دهد.(واقعه، آیه ۶۴)

در امور معنوی قرآن نیز به عنوان یک ابزار «شفاء» مطرح است(اسراء، آیه ۸۲)؛ اما این گونه نیست که قرآن برای همگی شفاء باشد؛ زیرا تا اراده الهی پس از مشیت الهی نباشد، کسی با عسل یا قرآن شفا نمی یابد؛ چنان که بدون اراده الهی، نمی توان از باوری و حیات گیاهان با باران سخن گفت؛ بلکه این خداست که به عنوان ملکوت در هر چیزی اراده تاثیر یا عدم تاثیر قرار می دهد موجب شفای تن یا روان آدمی می شود. از همین روست که حضرت ابراهیم(ع) منادی بزرگ توحید می فرماید: وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ ؛ و چون بیمار شوم او مرا شفا و درمان مى ‏بخشد. (شعراء، آیه ۸۰)

در مساله توسل خدا می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ وَجَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید، از خدا پروا کنید و به سوی او با وسیله تقرب جویید و در راهش جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.(مائده، آیه ۳۵)

خدا در آیه به صراحت خواهان بهره گیری از اسباب و توسل به وسایل برای تقرب جویی به خود می شود. هم چنین از این آیه می توان دریافت که جهاد در راه خدا از وسایل تقرب جویی به خدا و کسب تقوای الهی است.

شفاعت نیز یکی از اسباب توسل انسان به خدا برای رهایی از مشکلات و خطاها و عقاب ها و مجازات های الهی است؛ زیرا انسان با شفاعت می تواند کس یا کسانی که مورد رضایت الهی هستند، با خود همراه سازد تا خدا از مشکلات یا خطا یا عقاب او در گذرد. در حقیقت کسانی که در پیشگاه خدا به عنوان «وجه الله» یا «وجیه الله»(احزاب، آیه ۶۹) و مظهر تجلیات همه اسماء و صفات الهی و به عنوان « ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ» مطرح هستند(الرحمن، آیه ۲۷) و خدا از ایشان راضی است، به عنوان شفیع و همراه قرار می دهد تا خدا از گناه و خطا و عقاب او در گذرد؛ چنان که خدا پس از بیان اصل اولی عدم شفاعت(بقره، آیات ۴۸ و ۱۲۳ و ۲۵۴؛ به تخصیص آن اشاره کرده و می فرماید: وَلَا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى وَهُمْ مِنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ؛ و جز براى کسى که خدا رضایت دهد، شفاعت نمى کنند و خود از بیم او هراسانند. (انبیاء، آیه ۲۸)

از نظر قرآن، برخی از افراد چون فرشتگان و پیامبران و اولیای معصوم و شهیدان به سبب مقام و منزلت و قرب الهی، از مقام شفاعت بهره مند هستند و خدا به آنان «اذن» می دهد تا شفاعت کسانی را بکنند که دارای شرایط شفاعت باشند.(بقره، آیه ۲۵۵)

از آیات قرآنی به دست می آید که تنها کسانی مجاز هستند که شفاعت کنند که دارای شرایطی چون اذن الهی(بقره، آیه ۲۵۵؛ یونس، آیه ۳؛ طه، آیه ۱۰۹؛ سباء، آیه ۲۳؛ نجم، آیه ۲۶)، شهود حق و توحید محض(زخرف، آیه ۸۶؛ المیزان، ج ۱۸، ص ۱۲۷؛ التفسیر المنیر، ج ۲۵، جزء ۲۵، ص ۱۹۷)، خشیت و ترس عالمانه از خدا(انبیاء، آیه ۲۸)، رضایت خدا(انبیاء، آیات ۲۷ و ۲۸؛ نجم، آیه ۲۶)، خردورزی و تعقل نه سفاهت و بی خردی(زمر، آیه ۴۳)، علم و دانایی(زخرف، آیه ۸۶)، قدرت تاثیر بر دیگران(یونس، آیه ۱۸؛ یس، آیه ۲۳)، ملک و مالکیت و فرمانروایی(زمر، آیات ۴۳ و ۴۴؛ نجم، آیات ۲۵ و۲۶) است که در قرآن بیان شده است.

پس این گونه نیست که هر کسی بتواند در مقام شفاعت کنندگان قرار گیرد و نسبت به دیگری شفاعتی بکند؛ زیرا شفاعت منوط به این شرایط پیش گفته است که در قرآن بیان شده است.

از نظر قرآن دایره شفاعت محدود به آخرت نیست، بلکه در دنیا نیز برای رهایی از مشکلات و گناه و عقاب می توان به شفاعت شفاعت کننده توسل جست و آن را به عنوان یکی از اسباب توحیدی برای دفع بلا یا رفع آن بهره برد.

موانع بهره مندی از شفاعت

از نظر قرآن بسیاری از مردم از شفاعت شفاعت کنندگان بهره مند نخواهند شد؛ زیرا شرایطی برای بهره مندی مطرح است که در این جا به آن ها اشاره می شود:

  1. حتمیت و قطعیت عذاب: از نظر قرآن، شفاعت زمانی تاثیر دارد که عذاب الهی نسبت به کسی قطعیت و حتمیت نیافته باشد؛ زیرا پس از آن که اراده الهی به عذاب تعلق گرفته باشد، دیگر شفاعت شفاعت کنندگان تاثیری ندارد.( مدثر، آیات ۴۱ تا ۴۸ ؛ هود آیات ۴۱ تا ۴۷) از همین روست که شفاعت خواهى ابراهیم(علیه السلام) در حق قوم لوط، به دلیل حتمیّت یافتن عذاب آنان قبول نمی شود(هود، آیات ۷۴ تا ۷۶)؛ و هم چنین وساطت و شفاعت حضرت نوح(ع) برای نجات قوم خویش و فرزندش رد می شود.(هود، آیات ۳۶ و ۳۷ و ۴۵ و ۴۶؛ جامع البیان، ج ۷، جزء ۱۲، ص ۴۵؛ مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۲۴۱) هم چنین مقصود از جمله «من فى النّار» در آیه ۱۹ سوره زمر کسانى مثل مشرکان اند که خدا اراده نجات آنان را از دوزخ نکرده باشد. پس این دسته از افراد که عذاب برای آنان قطعی شده، مشمول شفاعت نمى شوند.(تفسیر التحریروالتنویر، ج ۱۲، جزء ۲۳، ص ۳۷۲)
  2. عدم استغفار: از نظر قرآن برای همگان راهی رهایی از عذاب الهی است که همانا استغفار از گناه و توبه است. البته در این میان همراه استغفار گناهکار توسل به معصومان(ع) نقش اساسی دارد تا این گونه خشم الهی دفع یا رفع شود. در حقیقت شفاعت کردن معصومان(ع) منوط به استغفار خود مردم است(نساء، آیه ۶۴) و کسانی که اهل استغفار نباشد، به طور طبیعی از استغفار معصومان در حق ایشان که نوعی شفاعت در پیشگاه خدا است، بهره مند نخواهند شد؛ زیرا از نظر قرآن، استغفاری که معصوم(ع) در حق مردم استغفار کننده می کند، نوعی متفاوت از استغفار است که مورد پذیرش الهی است. بنابراین، هر کسی بخواهد مورد شفاعت قرار گیرد ضمن استغفار کردن از معصوم بخواهد تا در حق او استغفار کند که نوعی شفاعت است.(همان) از همین روست که برادران خطاکار و گناهکار یوسف(ع) ضمن استغفار کردن به پیشگاه خدا، خواهان استغفار یعقوب (ع) به عنوان شافع می شوند تا با شفاعت ایشان خدا از کردار بد و گناه ایشان بگذرد و ایشان را عذاب نکند.(یوسف، آیات ۹۷ و ۹۸)
  3. عدم توبه: از نظر قرآن توبه راهی برای بهره مندی از شفاعت شفاعت کنندگان است؛ بنابراین کسی که توبه نمی کند، هرگز از شفاعت ایشان بهره مند نخواهد شد(نساء، آیه ۶۴)؛ زیرا مقصود از «جاؤک» آمدن براى توبه نزد رسول الله(ص) است تا این گونه از شفاعت بهره مند شوند. (الکشاف، ج ۱، ص ۵۲۸؛ مجمع البیان، ج ۳ – ۴، ص ۱۰۵)
  4. استکبار: کبر و تکبر صفتی زشت در انسان است؛ زیرا این ها از صفات اختصاصی خدا است. متکبر در عمل اجتماعی استکبار می ورزد و این گونه خود را از شفاعت بی بهره می سازد، به طوری که هیچ ولیّ و نصیری برای آنان نخواهد بود تا از ایشان حمایت کند.(نساء، آیه ۱۷۳)
  5. اعراض از قرآن: کسانی که به جای گرایش و عمل به قرآن، از آن اعراض می کنند، از شفاعت بی بهره خواهند ماند.(اعراف، آیه ۵۲ و ۵۳) خدا در این آیات بیان می کند که عامل اصلی بهره مندی از شفاعت ایمان و عمل به قرآن است و دیگر کسانی که به عنوان شفیع می شناسند هیچ کاره هستند و برای ایشان کاری نخواهند کرد.
  6. بازیچه کردن دین: کسانی که دین را به عنوان ابزار لهو و لعب خویش قرار می دهند و با دین بازی می کنند، هرگز از شفاعت برخوردار نخواهند شد، بلکه به سبب خشم الهی در دوزخ می سوزند و عذاب می شوند.(انعام، آیه ۷۰)
  7. باطل گرایی: از نظر قرآن، افرادی که به باطل گرایش می یابند و با اهل باطل سرگرم بیهودگی می شوند و از حق و حقانیت جدا می افتند، از شفاعت بی بهره خواهند ماند.(مدثر، آیات ۴۲ تا ۴۸)
  8. ترک اطعام مسکین: مسکین کسی است که توانایی اقتصادی ایستادن ندارد؛ زیر از نظر قرآن، اقتصاد مایه قوام و ایستاگی فرد و جامعه است(نساء، آیه ۵) و کسی که اقتصاد ندارد در حقیقت مسکین است که در جای خود سکونت گرفته و قدرت ایستادن و ایستادگی ندارد؛ چنان که فقیر کسی است که توانایی ایستادن با یاری دیگران را دارد؛ زیرا همانند رز انگور نیازمند داربست برای ایستادن است. پس وضعیت فقیری که ستون فقرات ندارد و مانند بی مهره گان چون مار و رز انگور است، خیلی بهتر از کسی است که هیچ توان حرکتی ندارد و چون سنگی به تحرک است و از نظر اقتصادی هیچ چیزی ندارد. چنین اشخاصی نسبت به نخستین نیازهای خویش محتاج یاری دیگران هستند. به سخن دیگر، فقیر نیازمند ناصر است، اما مسکین نیازمند ولی است که تمام امور او را سرپرستی کند. اگر کسی به چنین افراد نیازمند غذایی ندهد و اطعام نکند، در حقیقت از انسانیت خارج شده است و خدا هیچ گونه شفاعتی را نسبت به این افراد نمی پذیرد حتی اگر به ظاهر اهل دین و ایمان و نماز و قرآن باشد. (مدثر، آیات ۴۲ تا ۴۸)
  9. ترک نماز: از نظر قرآن، نماز ستون دین و نماد جداسازی مسلمان از کافر است؛ از این روست که به عنوان نشانه ایمان مطرح شده است. کسانی که به این ستون دین اسلام بی توجهی می کنند و نماز نمی گزارند، از شفاعت بی بهره می مانند.(مدثر، آیات ۴۲ تا ۴۸)
  10. تکذیب قیامت: اصولا باور به توحید زمانی نقش دارد که انسان به معاد و قیامت باور داشته باشد؛ زیرا آن چه به عنوان انگیزه کارهای خیر و بازدارنده از کارهای بد و عامل اصلی عمل به آموزه های عقل و نقل می شود، همین عنصر معادباوری و اعتقاد به آن است.(قیامت، آیات ۱ تا ۵) از نظر قرآن، کسانی که به تکذیب قیامت و معاد می پردازند از شفاعت بی بهره خواهند ماند.(مدثر، آیات ۴۲ تا ۴۸)
  11. بدکاری: گناه گاه به شکل رفتاری ضد قانونی با مجازات دنیوی همراه است که به آن جرم می گویند. از نظر قرآن، هر گونه رفتاری که به عنوان سیئه و بدکاری است، می تواند انسان از شفاعت محروم سازد، به طوری که شفاعت شفاعت کنندگان نیز برایشان سودی نمی بخشد؛ یعنی ممکن است شفاعتی صورت گیرد ولی هیچ تاثیری نخواهد گذاشت(همان)؛ چنان که شفاعت حضرت ابراهیم یا نوح علیهما السلام درباره قوم لوط یا فرزند هیچ تاثیری نگذاشت.(هود، آیات ۳۶ و ۳۷ و ۴۵ و ۴۶؛ جامع البیان، ج ۷، جزء ۱۲، ص ۴۵؛ مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۲۴۱) در حقیقت این افراد بر اساس عدالت الهی مجازات می شوند و به حکم مقابله به مثل نمی توانند از شفاعت بهره مند شوند و هیچ «عاصم» و عامل محافظتی از عذاب برای آنان نخواهد که از جمله مصادیق عاصم یعنی شفاعت نیز نصیب و بهره آنان نخواهد شد(یونس، آیه ۲۷)؛ زیرا جمله «مالهم من عاصم» تعریض به مشرکان است که تصور مى کردند که شریکان آنان مى توانند شافع آنان باشند. (المیزان، ج ۱۰، ص ۴۳)
  12. شرک: شرکورزى، عامل محرومیّت از هرگونه شفاعتى در قیامت است؛ زیرا شرک اجازه نمی دهد تا کسی نسبت به او شفاعتی داشته باشد؛ زیرا اصل نخست در شفاعت پذیرش توحید است.(انبیاء، آیات ۲۷ و ۲۸؛ شعراء، آیات ۹۲ و ۱۰۰؛ سباء، آیات ۲۲ و ۲۳) هم چنین از آیه ۷۲ سوره مائده همین معنا به دست می آید ؛ زیرا جمله «و ما للظّالمین من انصار» شامل محرومیّت آنان از شفاعت نیز مى شود. (روح المعانى، ج ۴، جزء ۶ ، ص ۳۰۲؛ تفسیر روح البیان، ج ۲، ص ۴۲۲)
  13. ظلم و بی عدالتی: اصولا نظام هستی بر اساس عدالت است و هدف پیامبران عدالت و عدالت قسطی و تحقق آن در اجتماع بشری برای رسیدن به تقوای و نور الهی و ربانی شدن انسان و دست یابی به خلافت الهی است(حدید، آیه ۲۵؛ مائده، آیه ۸؛ آل عمران، آیه ۷۹؛ بقره، آیه ۳۰) بنابراین کسانی که بر خلافت سنت الهی حاکم بر هستی و فرمان های الهی و پیامبران حرکت و عمل می کند از شفاعت آنان بی بهره می شود؛ زیرا ظلم در برابر عدالت است.(هود، آیات ۳۶ و ۳۷؛ مومنون، آیات ۲۳ و۲۷؛ طه، آیات ۱۰۹ و ۱۱۱)
  14. نسیان آخرت: همان طوری که تکذیب آخرت موجب محرومیت از شفاعت است، هم چنین نسیان آن موجب محرومیت خواهد بود؛ زیرا ناسی به گونه ای عمل می کنند که گویی قیامتی نیست، یعنی بعد از علم و ایمان آن را فراموش کرده و در کارهایش آخرت را مقصد نمی شمارد.(اعراف، آیه ۵۳) البته این برداشت بنا بر اینکه ضمیر «نسوه» به «یوم» برگردد که منظور از آن قیامت است و مقصود از «نسوه» رها کردن و ترک نمودن آن باشد. (المیزان، ج ۸ ، ص ۱۳۴ – ۱۳۵؛ جامع البیان، ج ۸ ، جزء ۸ ، ص ۱۴۶)
  15. قتل پیامبران: کسانی که پیامبران و معصومان (ع) را می کشند و به دعوت آنان وقعی نمی گذارند هر چند که به ظاهر به شریعتی باور داشته باشند، این افراد به سبب این گناه بزرگ از شفاعت محروم خواهند شد.(آل عمران، آیه ۲۲) البته چنان که گفته شد هدف پیامبران، عدالت خواهی و گسترش آن است، هر کسی که عدالت خواهان را بکشد گرفتار چنین سرنوشتی خواهد شد و از شفاعت محروم می گردد.
  16. کفر: شکی نیست که ملاک بهره مندی از شفاعت توحید است و به طور طبیعی مشرک و کافر از آن بی بهره خواهند شد.(بقره، آیه ۲۵۴؛ آل عمران، آیه ۹۱؛ انبیاء، آیه ۳۹؛ طور، آیات ۴۳ و ۴۶) باید توجه داشت که جملاتی چون «ما لهم من ناصرین» یا «و لا هم ینصرون» به معنای محرومیت کامل از جمله شفاعت است.( التفسیر الکبیر، ج ۳، جزء ۸ ، ص ۲۸۸؛ تفسیر التحریروالتنویر، ج ۳، جزء ۲، ص ۱۵۲؛ التّفسیر الکبیر، ج ۱۰، جزء ۲۸، ص ۲۲۷)
  17. نفاق: اصولا جریان نفاق هیچ ایمانی به خدا و توحید و اسلام ندارد، و تنها دین را ابزاری برای محافظت از خود در میان امت و بهره مندی از فواید اجتماع در دنیا است. بر همین اساس این گروه خطرناک تر از کافران و مشرکان بوده و خدا وعده درک اسفل از دوزخ را به آنان داده که پست ترین و پایین ترین وخطرناک ترین منطقه دوزخ است. این افراد نیز از هیچ گونه نصرتی برخوردار نخواهند شد که شامل شفاعت نیز می شود.(نساء، آیه ۱۴۵؛ البحر المحیط، ج ۴، ص ۱۱۳؛ المیزان، ج ۵، ص ۱۱۸)

در پایان باید یاد آور شد که خدا در آیات ۴۷ و ۴۸ سوره مدثر از کسانی یاد می کند که شفاعت شفاعت کنندگان درباره آنان سودی ندارد. از همین آیات و مانند آن ها به دست می آید که برخلاف تصور برخی از اهل اسلام که شفاعتی نیست، در دنیا و آخرت مساله شفاعت مطرح است و حتی قرآن بر این نکته تاکید دارد که شفاعت کنندگانی هستند که شفاعت می کنند؛ اما برخی به سبب اعمال و افکار نادرست و بد خویش نمی توانند از شفاعت آنان بهره مند شوند.

هم چنین از آیات قرآنی به دست می آید که بسیاری از گناهکاران وقتی از عظمت شفاعت و گستره و دامنه آن آگاه می شوند به طمع می افتند تا از شفاعت شفاعت کنندگان بهره مند شوند.(اعراف، آیه ۵۳) این طمع آنان برای بهره مندی از شفاعت افزون بر این که دلیل بر حقانیت توحیدی مساله شفاعت در اسلام و قرآن است، هم چنین دلیلی بر گستردگی دامنه بهره مندان از شفاعت است که حتی آنان را به طمع انداخته است.(همان)