مهم ترین نیازهای انسان به خدا

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، عبادت شایسته کسی است که مهم ترین نیازهای شخص را تامین می کند، و پروردگاری و ربوبیت هستی را در اختیار دارد؛ بنابراین، اگر کسی یا چیزی نتواند این گونه باشد، شایسته عبادت و عبودیت نیست. این مهم ترین نیازهای انسانی چیست؟ ما چه انتظاراتی از معبود خویش داریم و خدای پروردگار جهانیان چگونه آنها را بر طرف می سازد؟ نویسنده با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا به این پرسش ها، پاسخ معقول و مقبول دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

فقر وجودی و نیازهای انسانی

بر اساس آموزه های قرآنی، انسان بلکه همه موجودات از فقر وجودی رنج می برند؛ زیرا همه آنها در ذات خویش ممکن الوجود و وابسته دایمی به واجب الوجود هستند؛ چرا که پس از وجود نیز در بقای خویش هماره محتاج واجب الوجود هستند تا افاضه وجود نماید؛ زیرا بقای آنان به بقای واجب الوجود و افاضات اوست.

به سخن دیگر، مخلوقات هستی، هم چون ساعتی نیستند که ساعت ساز آن را ساخته و کوک کرده و با پاندولی قوت و نیروی او را تامین کرده است به طوری که دیگر نیازی به ساعت ساز نباشد؛ بلکه همه هستی، مظاهر تجلیات نور الله است(نور، آیه ۳۵) به طوری که اگر لحظه و دمی تجلیات نوری نباشد، مظهری باقی نخواهد بود. بنابراین، معلولی است که دایم به علت خویش نیاز دارد، و مظهری  است که به صاحب اظهار، ظهوری برایش نیست. از این روست که از خدا به عنوان خالقی یاد می شود که «دایم الفضل علی البریّه» است و هماره فضل او بر هستی موجب بقا و دوام مظاهرش است.

وجود فقری هستی به خدای غنی حمید(فاطر، آیه ۱۵) موجب می شود تا هماره آفریده در هر چیزی به او نیازمند باشند؛ زیرا نیازهای آنها تنها در آغاز و ایجاد نبوده است، بلکه در بقای وجودی نیز نیازمند او هستند. این فقر ذاتی و وجودی آفریده هم چون فقر سایه به نور یا فقر موج به دریا است. پس تا نوری نباشد، سایه ای نیست و تا دریایی نباشد، موجی نخواهد بود. وابستگی موج به دریا چنان شدید است که می توان گفت اصلا موج چیزی جز حالتی از حالات دریا و «شأنی از شئون» او نیست. از این روست که خدا در قرآن بیان می کند که خود به انسان، از خود انسان به خودش نزدیک تر است(ق، آیه ۱۶)؛ زیرا حقیقت موجی و سایه ای انسان بدون دریا و نور معنا نمی یابد.

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، صفر تا صد هستی در وجود و بقا وابسته به خدای غنی حمید است. افزون بر این که خدای حکیم و علیم و قدیر برای هر آفریده ای تقدیری را نوشته که می بایست در آن حرکت کرده و به آن برسد؛ زیرا خدای حکیم، چیزی را عبث نیافریده است(مومنون، آیه ۱۱۵)، بلکه برای هدفمند و حکیمانه آفریده و برنامه ای برای آن دارد. از این رو، خدای خالق در قامت ربوبیت و پروردگاری قیام کرده و امکانات مورد نیاز برای تحقق هدف حکیمانه را در هر چیزی  قرار داده است.(طه، آیه ۵۰)

از نظر قرآن، هدف حکیمانه خلقت انس و جن، عبودیت و بندگی خدا است(ذاریات، آیه ۵۶) که انسان با دست یابی به هدف در چارچوب هدایت فطری الهامی(طه، آیه ۵۰) و تشریعی وحیانی مطابق آن(روم، آیه ۳۰) در مقام خلافت الهی قرار می گیرد و مظهریت اتم و اکمل اسماء الله را در مقام «صبغه الله» به نمایش می گذارد.(بقره، آیات ۳۰ و ۳۱ و ۱۳۸)

مهم ترین نیازهای انسان

از نظر قرآن، انسان به سبب همان وجود فقری ذاتی خویش، هماره در بقای خویش نیازهایی دارد که در ساحت اصلی تامین امنیت جانی و آسایش خودنمایی می کند. از این روست که احساس خوف و جوع یا احتمال آن، عیش انسان را مُنقَّص می سازد. بنابراین، تلاش می کند تا به هر شکلی شده آن را تامین کند؛ زیرا سعادت و خوشبختی را در آرامش و آسایش می داند و بدبختی و شقاوت را در فقدان آن می یابد.

انسان بر آن است تا شرایطی را برای خویش فراهم آورد تا در آن شرایط از گرسنگی، تشنگی، لخت و عریانی، گرمازدگی و سرمازدگی و مانند آنها در امان بماند و گرفتار شقاوتی از این دست نشود.(طه، آیات ۱۱۷ تا ۱۱۹) هم چنین دوست دارد، چیزی او را بیمار نسازد و جانش را در خطر نیافکند و موجبات مرگش را فراهم نیاورد؛ اما با این همه می بیند که جهانی که در آن زندگی می کند، سرشار از این خطرات درونی و برونی است تا جایی که ترس از مرگ او را دچار اندوه و افسردگی شدید می کند تا جایی که برخی دست به خودکشی می زنند و خود را به هلاکت می افکند، و برخی دیگر برای رهایی از آن به افراط در امور می پردازند تا با فرحناکی و خوش مستی، حقیقت و واقعیتی به نام مرگ را از یاد ببرنند و نسبت به آن دچار فراموشی و غفلت شوند.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان نیازهای اساسی دارد که به هر شکلی دوست دارد آنها را به دست آورد. اگر بتواند به غنی ذاتی برسد که در این امر کوتاهی نمی کند، ولی می داند چنین غنایی دست یافتنی نیست، اما با توسل به اموری بر آن است تا دست کم احساس غنا را در خویش ایجاد کند و به «استغنا» و بی نیازی احساسی برسد. با این همه هرگز چنین امری تحقق حقیقی و واقعی نمی یابد و هماره حزن و خوف او را محاصره می کند و دست از سر او بر نمی دارد. در همین راستا جستجوی راهکاری برای رهایی از فقر ذاتی و پاسخگویی به نیازهای اساسی خویش در بقا، دنبال اموری می رود که عبادت چیزها و یا کسانی از جلوه ها و تجلیات این جستجوی غنا و استغنا است و پاسخ به نیازهای اساسی خودش است.

از نظر قرآن، مهم ترین نیازهایی اساسی که انسان را به سوی عبودیت و عبادت سوق می دهد، عبارتند از:

  1. پاسخگوی نیازها: نخستین چیزی که انسان را به سوی دیگران می کشاند، یافتن کسی یا چیزی است که پاسخگوی نیازهایشان باشد؛ یعنی هرگاه نیازی داشتند به او مراجعه کنند و هنگامی که دعا و درخواستی را دارند، او را بیابند و پاسخ مناسب خویش را دریافت کنند: یسمعونکم اذ تدعون؛ شما را می شنوند، هنگامی که آنان را می خوانید.(شعراء، آیه ۷۲)
  2. منفعت رسانی: انسان دنبال منفعت و نفع است تا بتواند بر اساس آن زندگی خوشی داشته باشد و سعادت را به دست آورد. از این روست که دنبال معبودانی می رود که این مهم را برایشان انجام دهد.(شعراء، آیه ۷۳)
  3. امنیت از ضرر رسانی: از نظر قرآن گاه کسی یا چیزی به انسان منفعتی نمی رساند، اما می تواند ضرری برساند که اطاعت و بندگی ضرر رسان برای جلوگیری از آن است.(همان) از همین روست که برخی اهریمن و شیطان را می پرستند؛ زیرا بر این باورند که خود را از شرورش در امان نگه دارند. در حقیقت «ما را به خیر تو امیدی نیست، شرّ مرسان.»
  4. امنیت غذایی و رهایی از گرسنگی و تشنگی: از دیگر نیازهای اساسی انسان، تحقق امنیتی است که بدان از گرسنگی و تشنگی در امان بماند(شعراء، آیه ۷۹)؛ زیرا امنیت غذایی از مهم ترین نیازهای هر انسانی است. بسیاری از مردم برای تامین آن تمام زندگی خویش را مصروف آن می سازنند؛ زیرا ترس از گرسنگی و تشنگی و حتی احتمال آن سعادت را دور از دسترس می کند و عیش را منقص می سازد. همین ترس از گرسنگی یا فقدان آسایش و رفاه و غذای چرب و چیلی است که برخی را به فرزندکشی و سقط جنین سوق می دهد.(انعام، آیه ۱۵۱؛ اسراء، آیه ۳۱) پس یکی از علل مراجعه به معبودان تامین امنیت غذایی است.
  5. امنیت جانی و درمان بیماری: از نظر قرآن، انسان اگر بتواند از مرگ بگریزد، هر کاری را می کند، اما چون توانایی غلبه بر مرگ را ندارد، از خیر آن می گذرد؛ اما دست کم بر آن است تا از بیماری در امان بماند و هرگاه بیمار شد، کسی چون معبودی او را شفا بخشد.(شعراء، آیه ۸۰)
  6. احیاء و اماته: انسان می داند که زندگی و مرگ در زندگی دنیا آمیخته به هم است. هر کسی دوست دارد با کسی ارتباط داشته باشد که مرگ و زندگی در دست اوست؛ خواه این امر به شکل حقیقی باشد یا تشریعی و قضایی. اطاعت و عبودیت دیگران به دلیل رهایی از خشم و مجازات در قالب مرگ از نیازهایی است که انسان به آن توجه دارد. هم چنین از نظر قرآن، مرگ امری حتمی و قضایی الهی است که نمی توان از او گریخت. مومنان به غیب بر این باورند که آخرتی است که در آن به زندگی باز می گردند و معادی دارند، اما کافران تنها دنیا را می بینند و خود را در احاطه مرگی می یابند که محیط به آنان است. به هر حال، هر کسی دوست دارد که زندگی جاودانه ای داشته باشد؛ اگر این در دنیا باشد، فبها المطلوب؛ اما اگر نشد، دوست دارد که بالاخره کسی باشد که او در نهایت از مرگ به زندگی باز گرداند. از همین روست که دنبال معبودی می روند که چنین توانایی اماته و احیاء را داشته باشد.(شعراء، آیه ۸۱) به هر حال، اگر زندگی پس از مرگ باشد، انسان دنبال کسی می گردد که مرگ و زندگی به دست اوست و اماته و احیاء به اراده او انجام می شود.
  7. مغفرت و آمرزش: انسان می داند که به اسباب و عوامل چندی چون جهل، نسیان و غفلت و مانند آنها ممکن است خطا کند و اشتباهی انجام دهد. بنابراین، اگر به اطاعت و عبودیت کسی یا چیز می پردازد، ترس از آن است که آن شخص یا چیز او را نبخشد و مواخذه و مجازات کند. طمع نسبت به بخشش و آمرزش از عوامل دیگر عبودیت و بندگی شخص یا چیزی است.(شعراء، آیه ۸۲)

از نظر قرآن، عبادت هر کسی یا چیزی بر اساس این نیازها انجام می شود، اما پرسش اساسی این است که آیا غیر از خدا کسی می تواند این نیازهای انسان را به تمام کمال پاسخ دهد. شکی نیست که جز خدا کسی نمی تواند چنین کند.(شعراء، آیات ۷۲ و ۷۳)

عبادت آزادگان، بازرگانان و بردگان

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، بندگی انسان نسبت به معبود حقیقی یعنی خدای خالق و رب العالمین، می تواند بر اساس یکی از سه گانه های زیر باشد:

  1. عبادت آزادگان: آزادگان کسانی هستند که از غیر خدا بریده و به خدا پیوسته اند. آنان با فرار از هر چیزی به سوی خدا(ذاریات، آیه ۵۰) دنبال آن هستند که خود را از غیر خدا بریده و منقطع شوند که از این حالت به «انابه» یاد می شود و به آنان «منیبین الیه» یاد می شود.(هود، آیه ۷۵؛ روم، آیه ۳۱) این حالت موجب آزادی آنان از غیر خدا می شود. بنابراین، اگر در مقام عبودیت و عبادت می ایستند، تنها برای نزدیکی به محبوب خویش به این کار عبادت می پردازند(مائده، آیه ۵۴) و در مقام احسان به عنوان محسنین حقیقی، بندگی خدا می کنند(اعراف، آیه ۵۶)؛ زیرا محسن واقعی کسی است که خدا را برای خدایش عبادت می کند و در برابر خدای ذالجلال و الاکرام سر به سجده می سایند و وجه الله را در برابر خویش دارند.
  2. عبادت بازرگانان: بازرگان کسی است که هماره در مقام داد و ستد دنبال سود و بهره است و طمع به آن دارد.(اعراف، آیات ۴۶ و ۵۶؛ مائده، آیه ۸۴؛ معارج، آیه ۸۶) از این روست که برخی خدا را برای این عبادت می کنند تا خدا در دنیا و آخرت به ایشان سود برساند و آسایش و آرامش دنیوی و اخروی آنان را تامین کند. آنان امید دارند تا با عبادتی که انجام می دهند، اگر خطا و گناه و اشتباهی کرده ببخشد و نسبت به آن طمع دارند.(شعراء، آیات ۸۲ و ۵۱)
  3. عبادت بردگان: بردگان وقتی به اطاعت و بندگی از مولای خویش می پردازند که ترس و خوف از او داشته باشند. ترس از مجازات دنیوی و اخروی افراد را به عبودیت خدا سوق می دهد.(اعراف، آیه ۵۶)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هیچ اشکالی ندارد که انسان عبادتی ترکیبی داشته باشد، یعنی خدای رب العالمین را محبوب خویش  بداند و برای محبت به عبادت بپردازد که از آن لذت می برد، و در همان حال از عظمت و جلال الهی بترسد و خشیت و خوف عالمانه داشته باشد و در همان حال نیز در برابر اکرام الهی طمع بورزند و بهشت را بخواهد. از همین روست که درباره اهل تهجد شبانه و نماز شب گزاران می فرماید: انما یومن بآیاتنا … تتجافی جنوبهم … خوفا و طمعا…؛ فقط کسانی که به آیات ما ایمان می آورند … شبانه از بسترگاه خویش بر می خیزند و پروردگارشان را از روی خوف و طمع می خوانند.(سجده، آیات ۱۵ و ۱۶)

جالب این است که اهل بیت(ع) بر اساس گزارش قرآن، با سه گانه به ایثارگری می پردازند و به اطعام مسکین، فقیر و اسیر می پردازد؛ یعنی هم وجه الله بر اساس محبت و هم خوف از دوزخ و هم طمع بهشت را دارند.(انسان، آیات ۸ تا ۲۱)