مهم ترین دلنگرانی های بشر

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

انسان در دنیا شرایطی را تجربه می کند که نمی تواند نسبت به آن ها نگران نباشد؛ بعضی از امور به سبب نقش حیاتی در زندگی بشر دغدغه و دلنگرانی اوست. نویسنده در این مطلب بر آن است تا ضمن تبیین دغدغه های اصلی بشر راه های رفع و دفع این نگرانی های را بر اساس آموزه های قرآنی بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

تامین اسباب حیاتی زندگی بشر

زندگی دنیوی نیازمند تامین اموری است که فقدان هر یک به معنای نیستی و نابودی بشر است. انسان ها موجوداتی بسیار فقیر و ناداری هستند و از هیچ دارایی ذاتی برخوردار نیستند؛ زیرا در هویت ذات خویش نیازمند افاضات وجود از سوی خداوند هستند؛ پس اگر دمی افاضه وجودی نباشد، انسان فوت و نیست می شود.

این فقر در همه ابعاد وجودی بشر بلکه همه آفریده ها و مخلوقات الهی وجود دارد و انسان ها افزون بر افاضه وجود نیازمند افاضات دیگری از خداوند غنی حمید هستند تا نیازهای روزانه آنان را از صحت و سلامت و روزی و امنیت جان و روان و جسم تامین نماید؛ زیرا فقدان آن ها به معنای نیستی و نابودی اوست.(فاطر، آیه ۱۵)

بسیاری از انسان ها به دلیل عدم اعتقاد و ایمان قلبی نسبت به خداوند هماره دغدغه تامین این نیازهای طبیعی و روزانه خود هستند در حالی مومنان می دانند «آن که جان دهد، نان دهد.» پس همان طوری که اصل وجود را خداوند به لطف و رحمت خویش به انسان و دیگران عطا کرده، نیازهای دیگر آنان را می شناسد و تامین می کند و به سخن مشهور «آن که دندان دهد، نان دهد.»

انسان ها در زندگی دنیوی نیازمند دو اصل اساسی هستند که ناظر به تن و روان آنان است. این دو اصل عبارت از آسایش و آرامش است. وقتی این دو تامین شود سعادت و خوشبختی انسان تامین است. از همین روست که خداوند هنگامی که به نعمت های خود نسبت به قریش توجه می دهد به امنیت جانی و غذایی آنان توجه داده است و می فرماید: الَّذِی أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ؛ آن که ایشان را از گرسنگى رهانید و طعام داد، و از بیم ایمنشان ساخت.(قریش، آیه ۴)

هم چنین خداوند در آیه ۱۱۲ سوره نحل با توجه به دو اصل آرامش و آسایش، جامعه سعادتمند و شقاوتمند را دسته بندی می کند و می فرماید: وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْیَهً کَانَتْ آمِنَهً مُّطْمَئِنَّهً یَأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن کُلِّ مَکَانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا کَانُواْ یَصْنَعُونَ؛ و خدا شهرى را مثل زده است که امن و امان بود و روزیش از هر سو فراوان مى‏رسید، پس ساکنانش] نعمتهاى خدا را ناسپاسى کردند، و خدا هم به سزاى آنچه انجام مى‏دادند، طعم گرسنگى و هراس را به مردم‏ آن چشانید.

پس امنیت روحی و روانی و اطمینان غذایی در برابر گرسنگی و ترس از امنیت غذایی در این آیات به خوبی نشان می دهد که سعادت و شقاوت انسان به این امور بستگی تام و تمامی دارد. البته اگر این مفاهیم تحلیل شود در تفصیل آن خواهیم یافت که اموری به عنوان زیرشاخه ها و مصادیق آن وجود دارد که اهتمام و توجه به آن ها تامین کننده مفهوم آرامش و آسایش و سعادت و خوشبختی خواهد بود.

خداوند در آیات ۱۱۷ تا ۱۱۹ سوره طه می فرماید: فَقُلْنا یا آدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَکَ وَ لِزَوْجِکَ فَلا یُخْرِجَنَّکُما مِنَ الْجَنَّهِ فَتَشْقى‏ إِنَّ لَکَ أَلاَّ تَجُوعَ فیها وَ لا تَعْرى وَ أَنَّکَ لا تَظْمَؤُا فیها وَ لا تَضْحى‏‏؛ گفتیم : ای آدم ، این شیطان دشمن تو و همسر توست مواظب باشید که شما را ازاین بهشت بیرون نکند که تیره بخت می شوی و به شقاوت و بدبختی می افتی و تو راست که در بهشت بمانی و نه گرسنه شوی و نه برهنه و همانا تو در آنجا نه تشنه می شوی ونه گرما زده.

در این آیات شقاوت و بدبختی انسان به امور چهارگانه ای چون گرسنگی، عریانی، تشنگی و گرمازدگی نسبت داده شده است. در حقیقت همان طوری که آرامش و امنیت و روحی و روانی و رهایی از خوف و ترس و هراس از آینده و یا دشمن از مهم ترین عوامل و عناصر تشکیل دهنده خوشبختی است؛ رهایی از این امور چهارگانه نیز عامل و عنصر تامین کننده سعادت و خوشبختی و رهایی از شقاوت و بدبختی است.

به سخن دیگر، سعادت و خوشبختی انسان با دو اصل آرامش و آسایش تامین می شود که هر یک از آن دو دارای مصادیق و علل و عواملی است که باید تامین شود و یا موانع بر سر راه سعادت برداشته شود.

از همین روست که اموری در زندگی بشر وجود دارد که دغدغه و دلنگرانی اصلی بشر را تشکیل می دهد. دلنگرانی های بشر در ارتباط با همین امور حیاتی در زندگی است.

مهم ترین دلنگرانی های بشر

از آن جایی که دل نگرانی های بشر ارتباط تنگاتنگی با مفهوم سعادت و خوشبختی دارد، پس باید گفت که دلنگرانی های بشر ناظر به دو حوزه آرامشی و آسایشی است. از همین روست که امام جعفر صادق (ع) در سخنی جامع فرمودند: خَمْسُ خِصالٍ مَنْ فَـقَـدَ واحِدَهً مِنْهُنَّ لَمْ یَزَلْ ناقِصَ العَیْشِ زائِلَ الْعَقْلِ مَشْغولَ الْقَلْبِ، فَاَوَّلُّها: صِحَّهُ البَدَنِ وَ الثّانیَهُ: اَلاْمْنُ وَ الثّالِثَهُ: اَلسَّعَهُ فِى الرِّزْقِ، وَ الرّابِعَهُ: اَلاَنیسُ الْمُوافِقُ (قال الراوى:) قُلْتُ: و مَا الاْنیسُ الْمُوافِقُ؟ قال: اَلزَّوجَهُ الصّالِحَهُ، وَ الوَلَدُ الصّالِحُ، وَ الْخَلیطُ الصّالِحُ وَ الخامِسَهُ: وَ هِىَ تَجْمَعُ هذِه الْخِصالَ: الدَّعَهُ؛ پنج چیز است که هر کس یکى از آنها را نداشته باشد، همواره در زندگى ‏اش کمبود دارد و کم خرد و دل نگران است: اول، تندرستى، دوم امنیت، سوم روزى فراوان، چهارم همراهِ همرأى. راوى پرسید: همراهِ همرأى کیست؟ امام فرمودند: همسر و فرزند و همنشین خوب. و پنجم که در برگیرنده همه اینهاست، خوشی است.(خصال، شیخ صدوق، ج۱، ص۲۸۴)

از نظر امام صادق(ع) فقدان هر یک از این عوامل عیش و زندگی را ناقص کرده و موجب زوال عقل و دلمشغولی می شود. پس از نظر روحی و روانی و عقلی و قلبی هماره دغدغه دارد و مشغول است. به طور طبیعی وقتی جسم و روح انسان دغدغه و دل مشغولی دارد، طعم و مزه سعادت و خوشبختی را نخواهد چشید.

این امور عبارتند از :

  1. صحت و سلامت بدن: در آیات و روایات صحت و سلامت جسم و تن و بدن بسیار مهم دانسته شده است. انسانی که از سلامت تن برخوردار نباشد، از نظر روحی و روانی نیز با مشکل مواجه می شود. از پیامبر(ص) روایت است که فرمود: نِعْمَتَانِ‏ مَجْهُولَتَانِ‏ الْأَمْنُ وَ الْعَافِیَه؛ دو نعمت است که ناشناخته است: امنیت و تندرستی. در جایی دیگر آمده است: نعمتان مجهولتان الصّحه و الامان.( روضه الواعظین و بصیره المتعظین‏، محمد بن حسن فتّال نیشابورى‏، ج ۲ ص ۴۷۲ ؛ الخصال، شیخ صدوق، ج ۱، ص ۳۴ ؛ بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج ۷۸، ص ۱۷۰)همچنین اگر خداوند غسل جنابت و وضو را تشریع کرده به هدف پاکیزگی انسان است. (مائده، آیه۶) در حقیقت یکی از حکمتهای وضو و غسل، تحصیل بهداشت بدن و شستشوی بدن است. البته لازم نیست که این حکمت، جامع تمام افراد باشد؛ همین که حکمت غالبی باشد کافی است. اینکه خداوند در آیه فوق در بیان اهداف، به طاهر بودن «ولکن یرید لیطهرکم»، اشاره می کند این هم اختصاص به جسم نداشته بلکه هدف تطهیر جسم و روح در حوزه امور مادی و معنوی است. اسلام برای تحقق بهداشت جسم و روان به بهداشت تغذیه (بقره، آیه۱۶۸)؛ مائده، آیه۴؛ انفال، آیه۱۱؛ ص، آیه۴۲)، بهداشت لباس و پوشش (مدثر، آیه۴)، بهداشت جنسی (بقره، آیه۲۲۲)، بهداشت مکان و مسکن و خانه (توبه، آیه ۷۲؛ حج، آیه ۲۹)، بهداشت شهر و محیط زیست(نساء، آیه ۴۳؛ سباء، آیه ۱۵) توجه دارد. لذا بسیاری از احکام در همین حوزه ها بیان شده است. خداوند در آیات قرآنی مردم را به سوی اموری می خواند و دعوت می کند که صحت و سلامت جسم و تن آنان را نیز تامین کند. اصولا بسیاری از احکام در ارتباط با تغذیه و اطعمه و اشربه ناظر به سلامت و صحت بدن انسان است؛ به طوری هر آن چه سازگار بدن است تایید و ناسازگار به عنوان حرام معرفی شده است.(مائده، آیه ۱۰۰؛ بقره، آیات ۲۱۹ و ۲۶۷؛ اعراف، آیه ۳۲) به سخن دیگر خداوند برانسان منت نهاده که چیزهای طیب و ملایم طبع او ساخته و آن را بیان کرده تا از ناسازگارها پرهیز کند؛ چرا که سلامت انسان برای رسیدن به مقام خلافت الهی (بقره، آیه۳۰) و انجام مأموریت هایی چون آبادانی زمین (هود، آیه۶۱)، نقش اساسی دارد. پس اگر خداوند بر ضرورت دفن و خاکسپاری مردگان، فرمان می دهد به منظور حفظ سلامت و بهداشت محیط و جامعه است. (مائده، آیه۳۱) چنانکه از امام رضا(ع) نقل شده است: به دفن مرده دستور داده شده برای اینکه کسی از فساد جسد و زشتی و تغییر بوی آن مطلع و متأذی نشود. (وسائل الشیعه، ج۳، ص۱۴۱)
  2. امنیت: امنیت و آرامش روحی و روانی یکی از مهم ترین دغدغه های بشری و دلنگرانی ها و دلمشغولی های اوست. چنان که گفته شد اطمینان و امنیت در آیات قرآنی به عنوان مهم ترین عنصر سعادت مطرح شده است. البته چنان که پیامبر(ص) فرمود بسیاری از مردم قدر نعمت عافیت و سلامت و امنیت و امان را نمی دانند. (بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج ۷۸، ص ۱۷۰)بر اساس آیه ۵۵ سوره نور تامین آرامش وآسایش از سوی خداوند برای دولت و جامعه آخر زمانی مطرح می شود تا نشان دهد که سعادت بشر در گرو تامین این امر است. خداوند می فرماید: وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنوا مِنکُم وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَستَخلِفَنَّهُم فِی الأَرضِ کَمَا استَخلَفَ الَّذینَ مِن قَبلِهِم وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُم دینَهُمُ الَّذِی ارتَضىٰ لَهُم وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِن بَعدِ خَوفِهِم أَمنًا یَعبُدونَنی لا یُشرِکونَ بی شَیئًا وَمَن کَفَرَ بَعدَ ذٰلِکَ فَأُولٰئِکَ هُمُ الفاسِقونَ؛ خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند وعده می‌دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید؛ و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‌دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل می‌کند، آنچنان که تنها مرا می پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت. و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند.حضرت امام صادق (ع) می فرماید: مردم به سه چیز بسیار نیازمندند: ۱ ) امنیت؛ ۲ ) عدالت؛ ۳ ) رفاه.( تحف العقول، ص ۳۲۰) در آیه ۱۵۵ سوره بقره نیز مساله خوف و جوع در کنار هم مطرح می شود تا نشان دهد تا چه اندازه این امور به عنوان دلمشغولی بشر مطرح است. خداوند می فرماید: وَلَنَبلُوَنَّکُم بِشَیءٍ مِنَ الخَوفِ وَالجوعِ وَنَقصٍ مِنَ الأَموالِ وَالأَنفُسِ وَالثَّمَراتِ وَبَشِّرِ الصّابِرینَ؛ قطعاً همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، و کاهش در مالها و جانها و میوه‌ها، آزمایش می‌کنیم؛ و بشارت ده به استقامت‌کنندگان!حضرت ابراهیم(ع) درخواستی که برای فرزندان خویش در هنگام اسکان دادن آنان در سرزمین مکه می کند تامین امنیت و آرامش از یک سو و آسایش و امنیت غذایی از سوی دیگر است تا گرفتار خوف و ترس و گرسنگی نشوند که البته بر اساس آیات سوره قریش این امر تامین شده است. به هر حال حضرت ابراهیم(ع) می فرماید: وَإِذ قالَ إِبراهیمُ رَبِّ اجعَل هٰذا بَلَدًا آمِنًا وَارزُق أَهلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَن آمَنَ مِنهُم بِاللَّهِ وَالیَومِ الآخِرِ قالَ وَمَن کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلیلًا ثُمَّ أَضطَرُّهُ إِلىٰ عَذابِ النّارِ وَبِئسَ المَصیرُ؛ و (به یاد آورید) هنگامی را که ابراهیم عرض کرد: پروردگارا! این سرزمین را شهر امنی قرار ده! و اهل آن را -آنها که به خدا و روز بازپسین، ایمان آورده‌اند- از ثمرات (گوناگون)، روزی ده!» گفت: «(ما دعای تو را اجابت کردیم؛ و مؤمنان را از انواع برکات، بهره‌مند ساختیم؛) اما به آنها که کافر شدند، بهره کمی خواهیم داد؛ سپس آنها را به عذاب آتش می‌کشانیم؛ و چه بد سرانجامی دارند.(بقره، آیه ۱۲۶)
  3. وسعت رزق و روزی: البته انسان به رفع گرسنگی بسنده نمی کند؛ زیرا اگر چه تامین نان و آب به عنوان مهم ترین نیازهای بشر دغدغه اولی انسان را تشکیل می دهد، ولی انسان فراتر از آن دوست دارد تا به شکلی تامین شود که در آینده با مشکلی در این زمینه مواجه نشود. شاید بلکه به یقین یکی اصلی ترین علل و عوامل گرایش انسان به سوی تکاثر مال و ثروت، دست یابی به نوعی آرامش روحی و روانی است؛ زیرا به نظر انسان اگر اموال فراهم باشد، دیگر دغدغه گرسنگی و تشنگی نخواهد داشت. البته از نظر آموزه های قرآنی این رویه، نادرست است ؛ زیرا هیچ دلیلی وجود ندارد که تکاثر و کنز ثروت بتواند امنیتی را موجب شود؛ زیرا هر دم ممکن است ثروت به غارت رود یا به شکلی از میان برود.البته انسان باید برای رزق و روزی تلاش کند؛ از آیات انفاق بر می آید که انسان به اندازه ای باید تلاش کند که بتواند به دیگران انفاق و اطعام و احسان کند.(بقره، آیه ۳ و آیات دیگر) اما انسان نباید حرص مال و تکاثر و کنز داشته باشد. با این همه توسعه در رزق به قصد آسایش و آرامش و انفاق به دیگران توصیه شده و حتی ادعیه و راه هایی برای توسعه در رزق بیان شده است. مثلا از امیر المؤمنین (علیه السلام) نقل شده که می‌فرمود: وَ الله اِنَّ ذِکْرَ اللهِ بَعْدَ الصَلاهِ الْغَداهِ إلی طُلُوعِ الشَّمْسِ اَسْرَعُ فِی طَلَبِ الرِّزقِ مِن الضَّرْب فِی الْارْضی؛ به خدا سوگند ذکر خدا گفتن بعد از نماز صبح تا طلوع خورشید تأثیرش در تحصیل رزق از تجارت و بازرگانی بیشتر است.( محمد من یعقوب کلینی الکافی ج ۳ ص ۲۸۷) قرائت سوره های یس(رضا توحیدی، وسعت رزق ص ۱۸۱ ) ، ذاریات(طبرسی مجمع‌البیان ج ۹ ص ۲۷۹)، قیامت، استغفار ، صله رحم و ده ها مورد دیگر در آیات و روایات برای توسعه رزق مطرح شده است.( محمد بن یعقوب کلینی الکافی ج ۲ ص ۵۵۲ روایت ۷؛ علامه محمدباقر مجلسی بحارالانوار ج ۷۴ ص ۹۲) اما شکی نیست که انسان چنین دغدغه ای دارد و می کوشد تا روزی و رزق خویش را توسعه داده و به آسایش تضمینی و گسترده تری دست یابد. خداوند در آیاتی از قرآن بیان می کند که توسعه و تضییق روزی و کم و زیاد شدن آن به دست اوست.(رعد، آیه ۲۶؛ اسراء، آیه ۳۰؛ قصص، آیه ۸۲؛ عنکبوت، آیه ۶۲؛ روم، آیه ۳۷؛ سباء، آیه ۳۶)
  4. انیس موافق: داشتن کسی که انسان با او انس بگیرد و موافق و همراه و همرای او باشد، از دیگر دغدغه های بشر است؛ زیرا انسان موجودی اجتماعی است و اگر تنها باشد دق می کند. کم ترین فردی که انسان به او نیاز دارد همسر است؛ زیرا انسان همانند دیگر موجودات زوج و جفت آفریده شده و اگر همسر و جفتی نداشته باشد گویی ناقص است؛ چرا که با همسر است که انسان تمام و کامل می شود. انسان اگر دارای همسری موافق و همرای باشد به آرامش و سکونت می رسد و بسیاری از دغدغه ها و دلمشغولی های او کاسته می شود. اصولا فشار روحی که از بی جفتی بر انسان وارد می شود فشاری سنگین است که موجب زوال عقل می شود و جسم را نیز به تحلیل می برد.البته چنان که امام می فرماید انیس موافق تنها محدود به همسر نیست، بلکه شامل فرزند و هم نشین صالح و نیک می شود. پس انسان باید از خداوند بخواهد فرزند و رفیق موافق نیز به او هدیه کند و ببخشد. در آیات و روایات به داشتن همسری موافق و همرای تاکید شده است. اصولا این که گفته شده که شخص باید به اعتقاد و ایمان همسرش توجه کند و برای انتخاب آن را نخستین ملاک و معیار قرار دهد از آن روست که ایمان و اعتقاد مشترک نخستین پله برای همرایی و موافقت است.(نور، آیه ۳ و ایات دیگر)
  5. خوشی: شاید مهم ترین دغدغه و دلمشغولی بشر خوشی است. خوشی همان خوشبختی واقعی است؛ زیرا زمانی خوشی پدید می آید که انسان از همه جهات تامین باشد و آرامش و آسایش داشته باشد. از همین روست که امام صادق(ع) خوشی و دعه را به عنوان مهم ترین دلمشغولی بشر مطرح می کند.برای تامین خوشی نیاز است که انسان راه هایی را بپیماید که او را از ناخوشی در هر شکلی از جسمی و روحی برهاند و به خوشی در همه ابعاد برساند که عین خوشبختی و سعادت است. در ایات و روایات راه های تامین این امر بیان شده است. در حقیقت همه آن چه از معارف و احکام در آیات و روایات به عنوان راه سعادت بیان شده تامین کننده همین خوشی در زندگی دنیا و آخرت است.  امیرمومنان علی(ع) در بیان نقش بسندگی به کفاف در زندگی در تامین خوشی می فرماید: مَنِ اقْتَصَرَ علی بُلغَهِ الکفافِ فقدِ انتَظَم الراحَهَ، وتَبَوا خَفضَ الدَّعَه؛ آن کسی که به اندازه‌ی کفاف بسنده کرد، به آسایش دست یافت و از زندگی آسان و خوشی برخوردار شد. (نهج البلاغه، حکمت ۳۷۷؛ میزان الحکمه ج ۵؛ ص ۲۰۶۴ حدیث ۷۲۴۳)  امام واژه دعه را به کار گرفته است که واژه عام با مفهوم گسترده و وسیعی است. در کتب لغت آمده است: یَعِیشُ فِی دَعَهٍ : فِی رَغْدِ عَیْشٍ ، رَاحَهٍ ، سَکِینَهٍ ، استقرَّ ، اطمأنَّ ، ترفَّه. پس دعه دارای مفهومی است که شامل بسیاری از امور آسایشی و آرامشی می شود. در فارسی شاید بهترین برابر همان واژه خوشی است.