مهرورزی و محبت به خویشان

بسم الله الرحمن الرحیم
انسان برای نیازهای جسمی و روانی خود به دیگران نیاز دارد. نخستین ارتباط اجتماعی با خویشان از جمله پدر و مادر و برادر و خواهر و دیگر خویشان خونی و سپس سببی ایجاد می شود. هر چند بعدها به سبب افزایش نیازها گستره ارتباط فراتر از نسب و سبب می شود، ولی بیش ترین نیاز انسان به همان دایره خویشاوندی محدود می شود؛ زیرا نیازهای عاطفی و روانی انسان را بهتر می توانند پاسخ دهند و یک درک متقابل طبیعی و فطری میان خویشاوند وجود دارد که زمینه و بستر مناسبی برای پاسخ گویی است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا بر اساس آموزه های وحیانی اسلام، بر عنصر مهرورزی و محبت میان خویشاوندان توصیه و تاکید داشته باشد و آثار و برکات آن را نیز بیان نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
خویشاوندی ، آوند مهر و زندگی
هر موجود زنده ای با اصل و ریشه خود از طریق چیزهایی پیوند ناگسستنی دارد. خانواده کوچک و بزرگ، اصل و ریشه هر انسانی است و به طور طبیعی زندگی هر انسانی با آن پیوند خورده است. پیوندهای آشکار و نهانی که میان افراد یک خانواده، عشیره و قبیله است، فراتر از پیوندهایی است که میان افراد دیگر اجتماع است. انسان به طور طبیعی به سبب همین پیوندها خواسته و ناخواسته گرایش شدیدی به خویشان و خویشاوند داشته و حتی گاه به سبب همین گرایش، از مدار و محور عدالت گریزش پیدا می کند و رفتاری ضد اخلاقی در پیش می گیرد. از این روست که خداوند به سبب گرایش شدید خویشاوندی در میان انسان ها به آنان هشدار می دهد که این گرایش عاطفی و احساسی شدید موجب نشود که از دایره سنت حاکم بر جهان و جان و جامعه یعنی عدالت خارج شوند و به سوی ظلم و بی عدالتی گرایش و از عدالت گریزش یابند. خداوند می فرماید: وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ کَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ذَلِکُمْ وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ؛ و چون سخن گویید یا به داوری شهادت و گواهى مى‏دهید، به عدل و داد گویید اگر چه خویشاوند باشد، و به پیمان خدا وفا کنید اینهاست که خدا شما را به آن سفارش کرده است، تا شاید یاد کنید و پند گیرید.(انعام، آیه ۱۵۲)
پس به طور طبیعی گرایش به خویشاوندی در نهاد و نهان هر انسانی وجود دارد. این گرایش چنان که گفته شد نخست به سمت و سوی خویشاوندان نسبی و خونی و سپس به سوی خویشاوند سببی است؛ زیرا به سبب مشترکات خونی و طبیعی میان خویشاوندان انسان به آسانی و راحتی یک دیگر را درک کرده و می تواند نیازهای عاطفی و روحی خود را پاسخی در خور دهد و به طور طبیعی خویشاوندان نیز آمادگی و پذیرش بیش تری برای پاسخ گویی داشته و مشکلات و مسایل او را بهتر و آسان تر درک کرده و پاسخی در خور می دهند بی آن که تبعات و پیامدهایی منفی داشته باشد؛ زیرا آگاهی دیگران از غیر خویشاوندان نسبت به مشکلات و مسایل عاطفی و روحی و روانی شخص ، ممکن است موجب سوء استفاده شود؛ ولی خویشاوند به طور طبیعی رازنگه دار یک دیگرند؛ زیرا بدنامی یک شخص به معنای بدنام شدن و تشهیر خویشاوندان می شود؛ چنان که نام آوری یک شخص و شهرت مثبت در عرصه علمی و اجتماعی و مانند آن موجب خوش نامی و نام آوری خویشان می شود و خویشان به این شخص افتخار می کنند.(نگاه کنید: کهف، آیه ۳، تکاثر، آیات ۱ و۲)
در آیات قرآنی بسیار از خویشاوندی و تکالیف و حقوق وی سخن به میان آمده است و در قالب واژگانی احساسی چون «قرب» به معنای نزدیک، «رحم» به معنای زهدان، و واژه «نسب» به معنای پیوند، «صهر» به معنای دامادی، «إلّ» اهل و خویش، «رهط» گروه خونی، «عشیره» به معنای دهک انسانی و مشتقات آن بهره گرفته تا به مردمان بیاموزاند که آدمی در جسم خویش نیازمند خویشان است تا روان را نیز آرام کند و آوندهای خویشاوندی آب حیات و مهر و محبت آن را به تمام وجودش روان سازد.
چهار ماه برای صلح و صفا
خداوند در آیات قرآنی بر این نکته تاکید دارد که همه بشریت از نفس هستند و خداوند همه انسان ها را از همان یک نفس آفریده است. (نساء، آیه ۱) خداوند می فرماید: یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَهٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً کَثِیرًا وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیبًا ؛ اى مردم، از پروردگارتان که شما را از «نفس واحدى» آفرید و جفتش را [نیز] از او آفرید، و از آن دو، مردان و زنان بسیارى پراکنده کرد، پروا دارید و از خدایى که به [نامِ‏] او از همدیگر درخواست مى‏کنید پروا نمایید و زنهار از خویشاوندان مَبُرید، که خدا همواره بر شما نگهبان است. (همان)
پس هیچ تفاوتی میان زن و مرد در اصل وجود نیست و تنها تفاوتی که هست برخاسته از تفاوت جسمانی و فیزیک بدن و اندام است که آن نیز به اقتضای حکمتی است که در آیات دیگر به آن پرداخته و تبیین کرده است؛ زیرا این تفاوت در اندام و جسم موجب می شود تا جفت و زوجیت تحقق یابد و زمینه برای برطرف کردن نیازهای روحی و روانی و سپس تولید نسل  و مانند آن فراهم آید. از همین نفس واحد و یکتا و یگانه است که یک حضرت آدم(ع) و همسرش پدید آمده و نخستین پدر و مادر در جامعه بشری به وجود آمده است. (نگاه کنید: اعراف، آیه ۲۷)
بر این اساس، همه انسان ها خویشاوند یک دیگر هستند و از نظر خونی و جسمی نسبت از یک دیگر می برند؛ ولی از آن جایی که هر چه رابطه خونی و جسمی میان افراد بشر نزدیک تر باشد، ارتباط روحی و روانی نیز بیش تر خواهد بود، خویشاوندان نزدیک به طور طبیعی تاثیرگذارتر از خویشاوندان دور هستند. از این روست که در آیات قرآنی از اصطلاح «قرب» و «ذی القربی» و «ذوی القربی» بهره گرفته شده که تبیین گر این نزدیک و پیوند نزدیک تر خونی و خویشاوندی به نسبت به سایر افراد بشر است.
اما خداوند به بشر هشدار می دهد که نباید هرگز خویشاوندی خونی خود را با دیگر افراد بشر نادیده بگیرند. از همین روست که خداوند به مردم هشدار می دهد تا هماره نسبت به همه بشریت مهر ورزند و محبت نمایند و حتی اگر دشمنی و جنگ و خونریزی به هر دلیلی میان انسان و جوامع بشری است دست کم از دوازده ماه سال، چهار ماه را دست از کینه و دشمنی و حسادت بشویند و با صلح و صفا و صمیمت ، زمینه را برای بهبود ارتباط فراهم آورند. در حقیقت هر سال، چهار ماهی را به انسان فرصت داده است تا بتوانند با هم کنار بیایند و در یک گفتمان جهانی بشری مشکلات خود را حل و فصل کنند و زمینه را برای رهایی از جنگ و خونریزی و ایجاد صلح و صفای جهانی فراهم آورند. این چهارماه که شامل ماه رجب المرجب، ذی القعده و ذی الحجه و محرم الحرام است، به گونه ای سامان داده شده تا همه بشریت در صلح قرار گیرند. البته ماه نخست یعنی رجب المرجب را جدا کرده تا زمینه برای یک گفتمان ابتدایی فراهم آید؛ زیرا به طور طبیعی بشر در هنگام جنگ یک دفعه سلاح کنار نمی گذارد و دست از دشمنی و کینه و عداوت نمی شوید. در این زمان فرصتی برای عقلای هر قومی است تا با دیگر عقلای قوم و اقوام دیگر جلسات ابتدایی داشته و زمینه گفت و گو و حل و فصل فراگیر را فراهم آورند. پس از این زمان این فرصت فراهم می آید تا در یک دوره سه ماهه گفتمان فراگیر انجام گیرد و صلح و صفا به جامعه بشری بازگردد؛ زیرا این سه ماه مهم ترین ماه ها از نظر تقدس است و قداست این سه ماه که ارتباط بشر با خدا در کنگره عظیم حج توحیدی است زمینه ای مساعدی را برای قرار گرفتن در مسیر تقوای الهی و دوری از جنگ و خصومت و کینه و دشمنی خواهد بود. خداوند هر ساله این فرصت را به بشریت می  دهد تا با به عنوان یک خویشاوند با یک دیگر صلح نمایند و دست از جنگ  وخونریزی بردارند. خداوند می فرماید: إِنَّ عِدَّهَ الشُّهُورِ عِندَ اللّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِی کِتَابِ اللّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَات وَالأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَهٌ حُرُمٌ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ فَلاَ تَظْلِمُواْ فِیهِنَّ أَنفُسَکُمْ وَقَاتِلُواْ الْمُشْرِکِینَ کَآفَّهً کَمَا یُقَاتِلُونَکُمْ کَآفَّهً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ؛ در حقیقت، شماره ماه‏ها نزد خدا، از روزى که آسمانها و زمین را آفریده، در کتاب [علمِ‏] خدا، دوازده ماه است از این [دوازده ماه‏]، چهار ماه، [ماهِ‏] حرام است. این است آیین استوار، پس در این [چهار ماه‏] بر خود ستم مکنید، و همگى با مشرکان بجنگید، چنان که آنان همگى با شما مى‏جنگند، و بدانید که خدا با پرهیزگاران است.(توبه، آیه ۳۶)
مناسب های دینی و ملی زمانی برای مهر ورزی
با توجه به این آیه و آیات دیگر قرآن باید گفت اصل در اسلام ، سلامت و صلح و  صفا است؛ چنان ریشه واژه اسلام سلم به معنای سلامت و صلح و صفا است و اگر تسلیم در برابر خداوند در اسلام نهادینه شده برای آن است تا سلامت و صلح به جامعه بشری از راه تسلیم در برابر خداوند فراهم آید؛ زیرا خداوند جز رحمان و رحیم نیست و بارها در آیات قرآنی و به عنوان آغاز هر سوره مطرح شده است و اگر در سوره توبه این نام در آغاز نمی آید ، تا خشم خود را نسبت به کسانی اعلام کند که دنبال جنگ و خونریزی هستند و حاضر نیستند تا در صلح و صفا با هم زندگی کنند. این که خداوند خود در آیات قرآنی از جمله آیه ۲۳ سوره حشر یکی از نام های خود را سلام معرفی می کند برای آن است که خداوند تجلی سلام و صلح است و انسان باید مظهر نام های خداوند از جمله سلام باشد. انسان در نهایت باید به دارالسلام بهشت برود(یونس، آیه ۲۵؛ انعام، آیه ۱۲۷) و برای رسیدن به این مکان صلح و صفا باید با دیگران اهل صلح و صفا باشد، به طوری که خداوند می فرماید حتی دیگری در زبان و سخن به جهالت و سفاهت  و بی خردی و سبک مغزی درشتی و تندی و خشونت می ورزد با او از در احسان و اکرام در آید و در پاسخ درشتی هایش صلح و صفا و سلام را هدیه کنید: وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا؛ و بندگان خداى رحمان کسانى‏اند که روى زمین به نرمى گام برمى‏دارند و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ مى‏دهند.(فرقان، آیه ۶۳)
اصولا با نگاهی به آیات قرآنی به دست می آید که اسلام به عنوان راه الهی برای رسیدن به سعادت جاودانه چیزی جز راه سلامت و صلح و صفا نیست.(مائده، آیه ۱۶)
از آیه ۳۶ سوره توبه چنان که گذشت این معنا استنباط می شود که مناسبت های دینی و حتی ملی را باید به عنوان یک ظرفیت مناسب برای ایجاد صلح و صفا دانست و برای رسیدن به صلح از این ظرفیت بهترین و کامل ترین بهره را برد. مناسبت هایی چون اعیاد قربان و فطر و غدیر و نیز نوروز و مانند آن ها باید به عنوان یک ظرفیت برای صلح و صفا مورد استفاده قرار گیرد و انسان ها در این زمان مهرورزی نماید.
راه های مهرورزی
برای مهرورزی نسبت به خویشاوندان می توان از راه هایی بسیاری سود برد که برخی از آن ها عبارتند از :
۱. امنیت : از راه هایی که انسان می تواند به خویشاوند خویش مهر و محبت ورزد، ایجاد بستر و شرایط امنیت است. این امنیت می تواند نسبت به کسانی باشد که متعرض او می شوند. حمایت از خویش در برابر دشمنان یکی از راه های مهرورزی به آنان است.(هود، آیه ۹۱)
۲. کمک مالی: انسان ها همان طوری که نیازهای روحی و روانی دارند و باید به نیازهای عاطفی و احساسی آنان پاسخ مناسبی داده شود، هم چنین نیازهای مالی دارند که کمک به آنان در تقویت ارتباط خویشاوندی بسیار موثر است.(اسراء، آیه ۲۶؛ روم، آیه ۳۸) در آیات قرآنی افزون بر ارث که حق خویشاوند نزدیک است و در قالب طبقات سه گانه طبقه اول و دوم و سوم تعریف شده است؛ از افراد خواسته می شود که توجه ویژه داشته باشند و از ثلث مال پس از مرگ و یا در هنگام دیدار مالی یا چیزی را به عنوان هدیه به آنان هبه کنند تا پیوندها این گونه تقویت شود. (نگاه کنید: نساء، آیات ۷ و ۳۳؛ انفال، آیه ۷۵؛ احزاب، آیه ۶) خداوند در آیه ۸ سوره نساء می فرماید اگر خویشاوندی آمد که بر اساس طبقات ارث به او از ارث چیزی تعلق نمی گیرد به او از ارث چیزی بدهید و دست خالی او را بر نگردانید و اگر خواستار چیزی از ارث خواست و شما به هر دلیلی نخواستید به او بدهید با او پسندیده سخن بگوید و درشتی نکنید. از آیه ۳۶ سوره نساء به دست می آید که خویشانی که همسایه مرده و میت هستند مورد توجه قرار گیرند و چیزی از ارث به آنان داده شود حتی اگر از طبقات ارث بر نباشند.(نگاه کنید: بقره، آیه ۲۱۵؛ نحل، آیه ۹۰؛ نور، آیه ۲۲) پیامبر(ص) می فرماید: مَن مَشى  اِلى  ذى قَرابَهٍ بِنَفسِهِ وَ مالِهِ لِیَصِلَ رَحِمَهُ اَعطاهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ اَجرَ مِأَهِ شَهیدٍ؛ هر کس با جان و مال خود در راه صله رحم کوشش کند، خداوند عزّوجلّ پاداش یکصد شهید به او مى دهد.(من لایحضره الفقیه ج ۴، ص ۱۶) امام صادق(ع) می فرماید: ثَلاثٌ مـَن کـُنَّ فِیهِ کـانِ سَیِّـداً: کَظمُ الغَیظِ وَالعَفـوُ عَن المَسیىءِ والصِّله بِـالنَفـسِ وَالمـالِ؛ سه چیز است که در هـر که بـاشـد آقـا و سـرور است: خشـم فـرو خـوردن ، گذشت از بدکـردار ، کمک و صله رحـم بـا جـان و مـال.(تحف العقول ص ۳۱۷)
۳. کمک غذایی: از آیه ۶۱ سوره نور بر می آید که از حقوق خویشاوندی خوردن از غذایی است که در خانه است؛ به این معنا که خویشاوند نزدیک می تواند از غذایی که در خانه خویشاوند است بدون اذن او بخورد؛ زیرا خداوند این اجازه را به او داده است تا این گونه روابط خویشاوندی فراتر از روابط دیگر انسان ها سامان یابد. پس اگر بخواهیم مهر و محبتی به خویشاوند داشته باشیم، فراتر از این حق طبیعی که خداوند به خویشاوندان نزدیک داده است، خود کمک هایی غذایی به خویشاوندان داشته باشد حتی اگر مهمان خانه و خوانش نبود. این که انسان کمک های خود را نخست به خویشان دهد در روایات بسیار مورد تاکید است؛ زیرا این گونه مهر و محبت میان خویشان افزایش می یابد. در کمک های مالی باید نخست خویشاوندان را در نظر گرفت.(نگاه کنید: بلد، آیات ۱۴ تا ۱۶؛  بقره، آیه ۲۱۵؛ نحل، آیه ۹۰؛ نور، آیه ۲۲)
۴. حمایت : اصولا انسان ها حمایت ها را نسبت به خویش بیش از دیگران مد نظر قرار می دهند؛ یعنی هم حمایت بیش تری داشته و هم انتظار حمایت بیش تری از خویش خود دارند. بر اساس آیه ۴۹ سوره نمل و ۱۸ سوره فاطر، روابط خویشاوندى، زمینه ساز حمایت از یکدیگر در دنیا است. پس می توان از این جنبه برای افزایش ارتباط خویشاوندی و مهر ورزی و محبت بهره برد.
۵. ابراز محبت: انسان باید محبت خویش را ابراز کند، این ابراز محبت می تواند در قالب احسان و کمک های مالی، همدلی و همدردی ، تعاون و همکاری و مانند آن ها انجام گیرد. خداوند بیان می کند که اصولا خویشاوندی ظرفیت این را دارد که انسان به طور طبیعی نسبت به خویش ابراز محبت کند.(توبه، آیه ۲۴) پس نباید این امر طبیعی را سرکوب کرد و بروز و ظهور نداد. البته به شرطی  که از دایره عدالت خارج نشد و برای رضایت خویشاوند دشمنی خدا را به جان نخرید.(همان)
۶. صله رحم: خداوند در آیات ۱۹ تا ۲۱ سوره رعد بر صله رحم تاکید می کند؛ زیرا ارتباط و پیوند با خویشاوندان خونی و نسبی بسیار مهم و اساسی است و نیازهای عاطفی و احساسات انسان را بر آورده می سازد. رفت و آمد و ملاقات  ودیدار با خویشان یکی از مهم ترین راه های مهرورزی نسبت به آنان است. پیامبر(ص) می فرماید: اَلصَّدَقَهُ عَلى وَجهِها وَاصطِناعُ المَعروفِ وَ بِرُّ الوالِدَینِ وَ صِلَهُ الرَّحِمِ تُحَوِّلُ الشِّقاءَ سَعادَهً وَتَزیدُ فِى العُمرِ وَ تَقى مَصارِعَ  السُّوءِ؛ صدقه بجا و نیکوکارى و نیکى به پدر و مادر و صله رحم، بدبختى را به خوشبختى تبدیل و عمر را زیاد و از مرگ بد جلوگیرى مى کند.(نهج الفصاحه، ص۵۴۹ ، ح ۱۸۶۹) و نیز می فرماید: اَلصَّدَقَهُ بِعَشرَهٍ وَالقَرضُ بِثَمانِیَهَ عَشرَهَ وَصِلَهُ الاِخوانِ بِعِشرینَ وَصِلَهُ الرَّحِمِ بِاَربَعَهٍ وَعِشرینَ؛ صدقه دادن ده حسنه، قرض دادن هجده حسنه، رابطه با برادران (دینى) بیست حسنه و صله رحم بیست و چهار حسنه دارد.(کافى، الاسلامیه، ج۴، ص۱۰) امام علی(ع) نیز می فرماید: صِلَهُ الرَّحِمِ توجِبُ المَحَبَّهَ وَتَکبِتُ العَدُوَّ؛ صله رحم محبّت آور است و دشمن را خوار مى گرداند.(شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غرر الحکم و درر الکلم ج۴، ص۲۰۹، ح۵۸۲۵) امام صادق(ع) می فرماید: صِلَهُ الارحامِ تُحَسِّنُ الخُلُقَ وَ تُسمِحُ الکَفَّ و َتُطیبُ النَّفسَ وَ تَزیدُ فِى الرِّزقِ وَتُنسِئُ فِى الاَجَلِ؛ صله رحم اخلاق را خوب، دست را بخشنده، جان را پاکیزه، روزى را زیاد مى کند و مرگ را به تأخیر مى اندازد.(کافى، الاسلامیه، ج۲ ، ص۱۵۱)
۷. عفو و گذشت: به طور طبیعی هر چه ارتباط میان افرادی بیش تر باشد، احتمال خطا و اشتباه و گناه در میان آنان افزایش می یابد و درصد خطا و اشتباه بالا می رود، بنابراین ، به طور طبیعی ارتباط خویشاوندی به سبب درصد بالای رفت و آمد ، افزایش خطا و اشتباه را به دنبال دارد. در این موارد عفو و گذشت بهترین راهی است که می تواند ارتباط را حفظ و حتی بهبود بخشد و محبت و مهر میان خویشاوندان را افزایش دهد. خداوند با تاکید بر دو واژه عفو و صفح در آیه ۲۲ سوره نور بر این نکته تاکید می کند ک شخص باید چنان از گناه خویش بگذرد که گویی ورق زده و صفحه ای دیگر گشوده که در آن هیچ خطا و اشتباهی نیست.
۸. ملاطفت: برخورد ملاطفت آمیز و گفتار پسندیده با خویشان هر چند از حقوق آنان است(نساء، آیه ۸؛ اسراء، آیات ۲۶ و ۲۸) بلکه خود یکی از راه های مهرورزی نسبت به آنان است.
۹. وصیت : لزوم وصیّت به پرداخت اموالى در حدّ متعارف به خویشاوندان، در هنگام احتضار، توصیه خداوند پیش از نزول آیه ارث بوده است(بقره، آیه ۱۸۰) اما باید گفت که مستحب است که این رویه مورد عمل قرار گیرد ؛ یعنی اگر لازم نیست بر اساس قوانین ارث جز بر اساس طبقات ارث عمل شود، بلکه مستحب است که خویشان به ویژه فقیران را مدنظر قرار داد و کسانی که در هنگام ارث از خویشان نیازمند هستند مورد عنایت و توجه قرار داده و برای آنان سهمی هر چند اندک در نظر گرفته شود تا این گونه حق خویشاوندی ادا و مهر و محبت در میان خویشان افزایش یابد.